Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب عرفان ‌های نو ظهور

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت دوم)

نمونه ششم: درهای آسمان

به این سه مطلب توجه كنید:

الف: عرفان كیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوك عرفانی است، كه مباحث عرفانی را مورد بررسی نظری و عملی قرار می‌دهد؛ و از آن جا كه انسان شمول است، همه‌ی انسان‌ها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین، مذهب و عقاید شخصی، می‌توانند جنبه‌ی نظری آن را پذیرفته و جنبه‌ی عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند.54

ب: اصل 17: در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم و در مسایل زمینی(دنیوی) تلاش، عوامل تعیین كننده هستند.55

ج: اصل 33: تسلیم در حلقه، تنها شرط تحقق موضوع حلقه‌ی مورد نظر است؛ در غیر این صورت، باید از توان‌های فردی استفاده شود كه آن نیزمحدودیت خواهد داشت.56

حاصل جمع این سه فراز این است كه در عرفان كیهانی برای تشكیل حلقه و اتصال به شعور كیهانی و كسب فیض خدا و درمان، دین و مذهب شخص مهم نیست؛ زیرا این مكتب انسان‌شمول است. از سوی دیگر چون جریان اتصال كیهانی امری آسمانی(معنوی) است و در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم تعیین كننده است تنها كافی است شخص تسلیم باشد تا موضوع حلقه مورد نظر تحقق یابد. بنابراین درهای آسمان برای هركسی با هر دینی باز خواهد بود.

این معنا با آیه قرآن كه می‌فرماید:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت اول)

گزارشی از یک انحراف
مقاله‌ای كه در ذیل می‌آید به بررسی محتوایی جریان شعور كیهانی و نقد افكار آقای محمدعلی طاهری موسس جریان شبه عرفانی می‌پردازد. وی مدتی پیش به اتهام برخی از افكار انحرافی توسط مراجع ذیربط بازداشت شد.

درآمد

 الف‌. انسان امروز با وجود نابسامانی‌ها، پریشانی‌ها، نگرانی‌ها و گرفتاری‌ها و تلاش برای رهایی از بحران‌ها، در پی راهی هماهنگ‌تر و كم‌تعارض‌تر با خواسته‌های خود می‌گردد. در این میان ظهور مكاتب مختلف فكری و معنوی با رویكردی هر چند موافق‌تر و كم‌تنش‌تر با خواسته‌های انسان رو به فزونی است. به بیان دیگر انسان امروزه گرفتار است و برون رفتی می‌جوید اما برون‌رفتی تا حد امكان، موافق با خواسته خود. از این رو روح حاكم بر مكاتب معنوی نوظهور روح انسان‌محورانه است. در این عرفان‌ها یا خدا نیست و یا در حاشیه است.

ب‌. پایه‌گذاری مكتب عرفانی، مبتنی بر دیدگاه خاصی در خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی است. این سه حوزه ستون‌های فكری یك مكتب را تشكیل می‌دهد و چگونگی یك مكتب عرفانی به نوع نگاه آن مكتب به این سه حوزه وابسته است.

ت‌. یكی از مكاتب نوظهور معنوی، مكتبی با عنوان «عرفان كیهانی» یا «عرفان حلقه» است. هدف اصلی این مكتب «ایجاد آشتی بین دنیای مذهب، عرفان و علم و نیز رفع سوء تفاهم‌های موجود بین آن‌ها»1، «كمك به انسان در راه رسیدن به كمال و تعالی»2 یعنی حركت انسان‌ها به سوی وحدت و دوری از تفرقه3 و درمان انواع بیماری‌ها4 و كسب «اعتباری بی‌سابقه برای عرفان ایران در دنیا»5 است. راهكار عملی كه در این زمینه ارائه نموده اتصال به شبكه‌ی شعور الهی است6.

ث‌. پایه‌گذار این مكتب تاكنون دو كتاب به نام‌های «عرفان كیهانی» و «انسان از منظری دیگر» منتشر نموده است و این مكتب را « قادر به ارایه‌ی آسان، ساده و همه فهم این عرفان»7 معرفی نموده است و سایر مكاتب را به «كلی‌گویی و حرف‌های صرفا زیبا»8 مبتلا دانسته و از نوعی رقابت سخن گفته است اما واقعیت این است كه با ملاحظه متن كتاب «عرفان كیهانی» این كتاب را پر از مبهم‌گویی و یا خلاف تصریحات قرآنی می‌یابیم. بیشتر اصل‌های این كتاب و بلكه مقدمه آن نیز حرف‌های مبهم دارد. این ابهامات ممكن است این مكتب را برای افراد غیر متخصص در زمینه معارف دینی، بزرگ جلوه داده و آنان را گمراه نماید اما از نگاه كسانی كه با اصطلاحات دینی آشنایی دارند یا نویسنده از روی غرض‌ورزی مطالب خود را چنین بیان كرده است و یا ناآشنا به معارف دینی است. اگر چنین كاری از روی غرض‌ورزی باشد كه قضاوت آن با خود نویسنده است و اگر از روی ناآشنایی باشد این سؤال جدّی مطرح می‌شود كه چرا كسی كه نسبت به معارف اسلامی آشنایی كامل ندارد دست به تأسیس یك مكتب عرفانی بزند. آیا در طول تاریخ كم نبوده‌اند كسانی كه بر اثر عدم آشنایی كامل به مبانی دین اسلام و ساده انگاشتن دین الهی با تلفیق مطالبی از این و آن و افزودن چند مطلب و اصطلاح دینی، به ایجاد مكاتب و فرقه‌های متعدد دست زده‌اند.

در این نوشته و ان شاء الله در نوشته‌های آتی به موارد یاد شده خواهیم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

عرفان ‌های نو ظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت (قسمت دوم)

4ـ مكاتب شیطان پرستی

1ـ4. شیطان پرستی فلسفی
این شاخه از شیطان پرستی، منتسب به آنتوان لاوی است.
او اولین كلیسای شیطان پرستی جدید را تأسیس كرد. و اولین فردی بود كه از لغت شیطان پرستی فلسفی، استفاده نمود. از نظر آنها محور و اساس عالم هستی، انسان است و به خدایی كه برتر عالمیان باشد، اعتقادی ندارند، پس نه پرستش خدا در كار است و نه اعتقاد به زندگی پس از مرگ و قیامت.
در این شاخه شیطان پرستی خدای هر شخص، خود فرد است و هر كس به پرستش خویش مشغول و هدفش برتری یافتن خود بر دیگران است. نمی توان به قاطعیت گفت، این مشرب خالی از معنویت است و عبادت در آن مفهومی ندارد، آنها با فرار از حقیقت و وجود عالم پس از مرگ، به همین واقعیت وجود انسان بسنده كرده و زندگی را منحصر در همین عالم دانسته و به پرستش خویش مشغول
می شوند.

2ـ4. شیطان پرستی لاوی
این شاخه از شیطان پرستی بر مبنای فلسفی آنتوان لاوی، كه در كتاب «انجیل شیطان» و دیگر آثارش آمده، تشكیل شده است.
لاوی، تحت تأثیر نوشته های فردریك نیچه، آلیستر كوالی، اینرند ماركی دوساد، ویندهام لویس، چارلزداروین، مارك تواین بوده است، شیطان در نظر او مثبت می باشد، در حالی كه تعالیم خداجویانه كلیساها را مورد تمسخر قرار داده و افراد را دعوت به انزوا و دوری از گرایشات جمع می نماید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

عرفان ‌های نو ظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت

 اوشو كه امروزه برای بسیاری از جوانان به یك بت معنوی مبدل شده در سال 1985 م از آمریكا و نُه كشور اسلامی، به دلیل فساد اخلاقی اخراج شد. و متأسفانه این فرد فاسد معلول الحال، صنم بسیاری از جوانان ایرانی است. تأسف بارتر اینكه تاكنون سه هزار دانشجوی ایرانی در هند جذب (اشوپارك) شده اند.اغلب دانشجویان ایرانی در این محل با یكدیگر آشنا شده و با تشكیل گروههای ده نفری هم قسم می شوند، هرگز ازدواج نكنند و تا پایان عمر روابط سكس با یكدیگر داشته باشند.
 


 
  • جستار ورودی
تفكر غرب، یك سیر نزولی از زَبَر به زیر، از تفكر شهودی به جهان بینی تكنیكی، از آخرت نگری و معاد به تاریخ پرستی را پشت سر گذاشته است، به گونه ای كه منجر به بطلان تدریجی معتقدات معنوی شده است.

ما از این جریان امروزه به «نهیلیسم» یا «نیست انگاری» یاد می كنیم كه «هرمان رائوشینگ» آن را مجموعه ای از آراء می داند كه منكر هر گونه وجه امتیاز میان خیر و شر هستند.

به عنوان مثال، نهیلیسم نیچه به طور آشكارا، نابودی ارزش های ما بعد الطبیعی را مدنظر قرار می دهد، و این همان روندی است كه در دهه های بعد همچنان در غرب دنبال می شود، این جریان قوی در اندیشة غرب به نفی ارزش های دین بسنده ننموده و متعاقباً در قرن بیستم، با تكیه بر «فردیت» و «آزادی شخصی» هر گونه آرمان عینی و نظام ارزشی را نفی می كند و نوعی آنارشیسم قرن بیستمی را بنیان می نهد كه به زعم «رائوشینگ» مبتنی بر «غیر واقعی شناختن همه واقعیت ها» می باشد، یعنی پوچی (ابسورد)، دوره ای كه در آن انسان نه به خدا ایمان دارد و نه به كفر، فقط به یك چیز معتقد است و آن پوچی است و بس.

البته نباید از شاخصة عرفان های كاذب غافل ماند و جاذبه های آن را نادیده گرفت.

عرفان های كاذب عموماً تفكر زدا هستند و چهار مقوله الكل، اعتیاد، سكس و مدیتیشن در آنها به وفور یافت می شود؟ كه قدرت جذب كنندگی زیادی در بین جوانان دارد.
با تكیه بر كیف جسمی جوان، هم روح او را تسخیر می كنند، هم اهداف پلید خویش را پیش می برند در این میان شاید اوشو و شیطان پرستان گوی سبقت رااز دیگر رقبا بهتر ربوده ودر نیل به این هدف موفق تر باشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو