Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب امام علی(ع) و واقعه غدیر خم

قضاوت علی (ع)

 در زمان خلافت عمر، جوانی نزد او آمد و از مادرش شکایت کرد و ناله سر می‌داد که : خدایا! بین من و مادرم حکم کن. عمر از او پرسید: مگر مادرت چه کرده است؟ چرا دربارة او شکایت می‌کنی؟ جوان پاسخ داد: مادرم نُه ماه مرا در شکم خود پرورده و دو سال تمام نیز شیر داده. اکنون که بزرگ شده‌ام و خوب و بد را تشخیص می‌دهم، مرا طرد کرده و می‌گوید: تو فرزند من نیستی! حال آنکه او مادر من و.... من فرزند او هستم.



عمر دستور داد زن را بیاورند. زن که فهمید علّت اظهارش چیست، به همراه چهار برادرش و نیز چهل شاهد در محکمه حاضر شد.

عمر از جوان خواست تا ادّعایش را مطرح نماید. جوان گفته‌های خود را تکرار کرد و قسم یاد کرد که این زن مادر اوست. عمر به زن گفت: شما در جواب چه می‌گویید؟ زن پاسخ داد: خدا را شاهد می‌گیرم و به پیغمبر(ص) سوگند یاد می‌کنم که این پسر را نمی‌شناسم. او با چنین ادّعایی می‌خواهد مرا در بین قبیله و خویشاوندانم بی‌آبرو سازد. من زنی از خاندان قریشم و تا به حال شوهر نکرده‌ام و هنوز باکره‌ام. در چنین حالتی چگونه ممکن است، او فرزند من باشد؟ عمر پرسید: آیا شاهد داری؟ زن پاسخ داد: اینها همه گواهان و شهود من هستند. آن چهل نفر شهادت دادند که پسر دروغ می‌گوید و نیز گواهی دادند که این زن شوهر نکرده و هنوز هم باکره است.

عمر دستور داد که پسر را زندانی کنند تا دربارة شهود تحقیق شود. اگر گواهان راست گفته باشند، پسر به عنوان مفتری، مجازات گردد. مأموران در حالی که پسر را به سوی زندان می‌بردند، با حضرت علی(ع) برخورد نمودند، پسر فریاد زد: یا علی! به دادم برس؛ زیرا به من ظلم شده و شرح حال خود را بیان کرد. حضرت فرمود: «او را نزد عمر برگردانید.» چون بازگردانده شد، عمر گفت: من دستور زندان داده بودم. برای چه او را آوردید؟ گفتند: علی(ع) دستور داد برگردانید و ما از شما مکرّر شنیده‌ایم که با دستور علیّ بن ابی طالب(ع) مخالفت نکنید. در این وقت حضرت علی(ع) وارد شد و دستور داد مادر جوان را احضار کنند و او را آوردند. آنگاه حضرت به پسر فرمود: «ادّعای خود را بیان کن.» جوان دوباره تمام شرح حالش را بیان نمود. علی(ع) رو به عمر کرد و گفت: «آیا مایلی من دربارة این دو نفر قضاوت کنم؟» عمر گفت: سبحان الله! چگونه مایل نباشم و حال آنکه از رسول خدا(ص) شنیده‌ام که فرمود: «علیّ بن ابی طالب(ع) از همة شما داناتر است.» حضرت به زن فرمود: «دربارة ادّعای خود شاهد داری؟» گفت: بلی! چهل شاهد دارم که همگی حاضرند. در این وقت شاهدان جلو آمدند و مانند دفعة پیش گواهی دادند. علی(ع) فرمود: «طبق رضای خداوند حکم می‌کنم. همان حکمی که رسول خدا(ص) به من آموخته است.» سپس به زن فرمود: «آیا در کارهای خود سرپرست و صاحب اختیار داری؟» زن پاسخ داد: بلی! این چهار نفر، برادران من هستند و در مورد من اختیار دارند. آنگاه حضرت به برادران زن فرمود: «آیا دربارة خود به من اجازه و اختیار می‌دهید؟» گفتند: بلی! شما دربارة ما صاحب اختیار هستید. حضرت فرمود: «به شهادت خدای بزرگ و شهادت تمامی مردم که در این وقت در مجلس حاضرند، این زن را به عقد ازدواج این پسر درآوردم و به مهریة چهارصد درهم وجه نقد که خود آن را می‌پردازم.» سپس به قنبر فرمود: «سریعاً چهارصد درهم حاضر کن.» قنبر چهارصد درهم آورد. حضرت تمام پول‌ها را در دست جوان ریخت. فرمود: «این پول‌ها را بگیر و در دامن زنت بریز و دست او را بگیر و ببر و دیگر نزد ما برنگرد؛ مگر آنکه آثار عروسی در تو باشد، یعنی غسل کرده برگردی.» پسر از جای خود حرکت کرد و پول‌ها را در دامن زن ریخت و گفت: برخیز! برویم. در این هنگام زن فریاد زد: النّار! النّار! ای پسر عموی پیغمبر آیا می‌خواهی مرا همسر پسرم قرار بدهی؟! به خدا قسم! این جوان فرزند من است. برادرانم مرا به شخصی شوهر دادند که پدرش غلام آزاد شده‌ای بود، این پسر را من از او آورده‌ام. وقتی بچّه بزرگ شد، به من گفتند: فرزند بودن او را انکار کن و من هم طبق دستور برادرانم، چنین عملی را انجام دادم، ولی اکنون اعتراف می‌کنم که او فرزند من است. دلم از مهر و علاقة او لبریز است. مادر دست پسر را گرفت و از محکمه بیرون رفتند. عمر گفت: اگر علی نبود من هلاک شده بودم.

ماهنامه موعود شماره 118

نوشته شده در تاریخ جمعه 5 آذر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

واقعه غدیر خم

 

رسول خدا صل‏الله‏علیه‏وآله در همین سال هجرت، زیارت خانه خدا (كعبه) را با اجتماع مسلمین آهنگ فرمود. و در میان قبایل مختلفه و طوایف اطراف برحسب امر آنحضرت اعلان شد، و در نتیجه گروه عظیمى بمدینه آمدند تا در انجام این تكلیف الهى (اداى مناسك حج‏بیت الله) از آنحضرت پیروى و تعلیمات آنحضرت را فرا گیرند.
این تنها حجى بود كه پیغمبر صل‏الله‏علیه‏وآله بعد از مهاجرت بمدینه انجام داد، نه پیش از آن و نه بعد از آن دیگر این عمل از طرف آنحضرت وقوع نیافته و این حج را به اسامى متعدد در تاریخ ثبت نموده‏اند، از قبیل: حجة‏الوداع - حجة‏الاسلام - حجة‏البلاغ - حجة‏الكمال - حجة‏التمام (1)

در این موقع رسول خدا صل‏الله‏علیه‏وآله غسل و تدهین فرمود و فقط با دو جامه ساده (احرام) كه یكى را بكمر بست و آندیگر را بدوش افكند روز شنبه بیست چهارم یا بیست و پنجم ذیقعدة‏الحرام بقصد حج پیاده از مدینه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نیز در هودج‏ها قرار داد و با همه اهل بیت‏خود و باتفاق تمام مهاجرین و انصار و قبایل عرب و گروه عظیمى از خلق حركت فرمود (2)

اتفاقا در این هنگام بیمارى آبله - یا حصبه - در میان مردم شیوع یافته بود و همین عارضه موجب گردید كه بسیارى از مردم از عزیمت و شركت در این سفر بازماندند. مع‏الوصف گروه بیشمارى با آنحضرت حركت نمودند كه تعداد آنها به یكصد و چهارده هزار و یكصد و بیست‏یا یكصد و بیست چهار هزار و بیشتر ثبت‏شده است.

البته از اهالى مكه و آنها كه باتفاق امیرالمؤمنین على علیه‏السلام و ابوموسى از یمن آمدند بر این تعداد اضافه مى‏شود (3) . بامداد یكشنبه موكب نبوى صل‏الله‏علیه‏وآله در «یلملم‏» بود و شبانگاه به «شرف السیاله‏» رسیدند و در آنجا نماز مغرب و عشاء را خواندند و صبح آنشب را در (عرق الظبیه) اداى فریضه فرمودند سپس در (روحاء) فرود آمدند و پس از كوچ از آنجا نماز عصر را در (منصرف) ادا فرمودند و نماز مغرب و عشا را در (متعشى) خواندند و در همانجا صرف غذا مردند و نماز صبح روز بعد را در (اثابه) خواندند و بامداد سه‏شنبه را در (عرج) درك كردند و در نقطه‏اى كه بنام (لحى جمل) معروف است كه در شیب و فرازهاى (جحفه) است آنحضرت حجامت كرد سپس در (سقیاء فرود آمدند (روز چهارشنبه) و پس از حركت از آنجا نماز صبح را در (ابواء) خواندند و از آنجا حركت كردند و روز جمعه به (جحفه) رسیدند و از آنجا به (قدید) رفته و شنبه را در آنجا درك فرمودند و روز یكشنبه در (عسفان) و پس از طى راه از آنجا و رسیدن به (غمیم) پیادگان در مقابل پیغمبر صف بستند.

و به رسول خدا صل‏الله‏علیه‏وآله از خستگى شكوه نمودند. پیغمبر صل‏الله‏علیه‏وآله بآنها دستور قدم‏دو دادند و با اجراء این دستور احساس راحتى نمودند. روز دوشنبه در (مرالظهران) بسر بردند و هنگام غروب آفتاب به (سرف) و پیش از اداى نماز مغرب بحوالى مكه رسیدند و در ثنیتین (دو كوه مشرف بمكه) فرود آمدند و شب را در آنجا بسر برده و روز سه‏شنبه داخل مكه شدند. (4)

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

خطبه غدیر و آیات مطرح شده در آن

 

حادثه ای رخ داد كه می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین كند و برای همیشه , انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد , به این جهت , داستان غدیر یك قصه تاریخی خاص نیست كه زمان آن گذشته باشد و همین طور یك حادثه شخصی نیز نیست كه پیامبر فقط علی (ع ) را به عنوان وصی خود (آنچنان كه شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان كه اهل سنت مدعی هستند) معرفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدیر خم تاریخ كل بشریت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد , حقیقتی كه از امیرمومنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان (ع ) منتهی می گردد.

 

در سال دهم هجرت , بعد از اتمام حج , كه آن را به نامهای متعددی خوانده اند , همچون « حجه الوداع » و « حجه البلاغ » « حجه الكمال » . « حجه التمام » و حجه الاسلام در « غدیرخم » قبل از « جحفه » كه راههای متعددی همچو اهل مدینه , مصر , عراق , از آنجا منشعب و جدا می شود. حادثه ای رخ داد كه می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین كند و برای همیشه , انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد , به این جهت , داستان غدیر یك قصه تاریخی خاص نیست كه زمان آن گذشته باشد و همین طور یك حادثه شخصی نیز نیست كه پیامبر فقط علی (ع ) را به عنوان وصی خود (آنچنان كه شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان كه اهل سنت مدعی هستند) معرفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدیر خم تاریخ كل بشریت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد , حقیقتی كه از امیرمومنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان (ع ) منتهی می گردد.

مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده اند. لذا از همان آغاز تلاش كردند(و در حدی موفق شدند) كه داستان غدیر را تاویل نمایند , چرا كه اگر فقط امامت امیر مومنان بود , ممكن بود به نوعی آن را پذیرا شوند , ولی آنچه ترس داشتندو دارند , ادامه كار , و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است كه سخت مخالفان را خلع سلاح می كرده است . بنابراین به شدت در مقابل آن قرار گرفتند و ازاول زیر بار نرفتندتا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند.
و پیامبر اكرم (ص ) نیز به خوبی به این مسئله توجه داشته لذا تصریح فرمود كه امامت ادامه دارد « ...ثم من بعدی علی ولیكم و امامكم بامرالله ربكم ثم الامامه فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله عز اسمه و رسوله1 سپس بعد از من علی ولی شما و امام شما به فرمان خداست . سپس امامت در نسل من از فرزندان علی تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات كنید , می باشد. »
آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی كه در خطبه غدیر درباره امامت علی (ع ) و دیگر امامان (ع ) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

فضایل امیر مومنان در صحیحین

 ... عدی بن ثابت از زر نقل می‌كند كه امیرمؤمنان(ع) فرمود:« سوگند به خدایی كه دانه را شكافت و انسان‌ها را بیافرید این، پیمانی است از پیامبر اكرم(ع) بر من كه مرا دوست نمی‌دارد جز مؤمن و با من دشمنی نمی‌ورزد جز منافق».3 این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است.
 
 
آیت الله سید صادق نجمی

اشاره:
چنان‌که خوانندگان گرامی می‌دانند، در نقاط مختلفی از کتب و منابع اهل سنت، به فضایل خاندان پیامبر(ص) تصریح شده است. تا آنجا که گفته می‌شود در سال‌های اخیر برخی از افراطیان به از بین بردن بخش‌هایی در آثار و منابع و نسخ کهن که در آنها از فضایل اهل بیت(ع) سخن به میان آمده است، اقدام نموده‌اند.

آنچه در این مطلب، تقدیم شما می‌گردد، تنها گزیده‌ای از فضایل امیرالمؤمنین(ع) در دو منبع بسیار مهم اهل سنت: «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است. امید که مقبول طبعتان قرار گیرد.

1. دشمنی با علی، دشمنی با خدا

... ابوذر می‌گوید آیه«هذان خصمان اختصموا فی ربّهم1»؛ اینها دو دشمن بودند كه در راه خدا با هم عداوت و دشمنی می‌نمودند»، دربارة سه نفر مؤمن خالص و سه نفر كافر ازگروه قریش نازل گردید كه این شش تن در جبهة مقابل با هم مبارزه می‌كردند: علی، حمزه و عبیدة بن حارث در جبهة توحید، شیبه، عتبه و ولید در جبهة شرك و بت پرستی.
بارقیس از امیرمؤمنان نقل می‌كند كه آیة فوق دربارة ما نازل گردیده است.2

2. دوستی با علی نشانة ایمان و دشمنی با وی علامت نفاق

... عدی بن ثابت از زر نقل می‌كند كه امیرمؤمنان(ع) فرمود:« سوگند به خدایی كه دانه را شكافت و انسان‌ها را بیافرید این، پیمانی است از پیامبر اكرم(ع) بر من كه مرا دوست نمی‌دارد جز مؤمن و با من دشمنی نمی‌ورزد جز منافق».3
این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است.

3. نماز امیرمؤمنان(ع)

مطرف‌بن‌عبدالله می‌گوید؛ عمران‌بن‌حصین در بصره در پشت سر امیر المؤمنین نماز خواند، آنگاه به من گفت:« مطرف! این مرد نمازی را به یاد ما آورد كه با پیامبر اكرم می‌خواندیم، زیرا رسول خدا هم در هر ركوع و سجده و نشست و برخاست تكبیر می‌گفت».4
این حدیث در صحیح بخاری و مسلم با تفاوت مختصر نقل گردیده است.

4. ابوتراب؛ لقب اهدایی پیامبر

ابوحازم می‌گوید: مردی نزد سهل بن سعد آمد و گفت: اینكه فلان شخص (امیر مدینه) نزد منبر پیامبر به علی بد می‌گوید. سهل گفت: چه می‌گوید؟ گفت: از او به ابو تراب یاد می‌كند، ابو حازم می‌گوید سهل خندید و گفت: به خدا سوگند این نام و كنیه را به علی نداد مگر خود رسول خدا و علی این نام را بیش از نام‌های دیگرش دوست می‌داشت.5

به طوری كه در متن این حدیث آمده، لقب ابو‌تراب یكی ار افتخارات امیرمؤمنان می‌باشد و بیش از تمام القاب و نام‌های دیگر مورد علاقة آن حضرت بوده است و چون این افتخار برای دشمنان قابل انكار نبود، دست تحریف به آن برده و از حقیقتش منحرف ساخته‌اند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

خطبه غدیر منشور ابدی اسلام(قسمت چهارم)

اشاره به كارشكنی های منافقین
ای مردم! ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری كه همراه او نازل شده است، قبل از آنكه هلاك كنیم وجوهی را و آن صورت ها را به پشت بر گردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنیم. ای مردم! نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم، كه حق خداوند و هر حقی كه برای ما باشد می گیرد، چرا كه خداوند عزوجل ما را بر كوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهكاران و ظالمان و غاضبان از همه عالمیان حجت قرار داده است. ای مردم! شما را می ترسانم و انذار می نمایم كه من رسول خدا هستم، و قبل از من پیامبران بوده اند.آیا اگر من بمیرم یا كشته شوم شما عقب گرد می نمایید؟ هر كس به عقب بر گردد به خدا ضرری نمی رساند، و خداوند به زودی شاكرین و صابرین را پاداش می دهد. بدانید كه علی است توصیف شده به صبر و شكر، و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین اند. ای مردم! با اسلامتان بر من منت مگذارید، بلكه بر خدا منت نگذارید، كه اعمالتان را نابود می نماید و بر شما غضب می كند و شما را به شعله ای از آتش و مس گداخته مبتلا می كند. پرودگار شما در كمین است. ای مردم! بعد از من امامانی خواهند بود كه به آتش دعوت می كنند و روز قیامت كمك نمی شوند. ای مردم! خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم! آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جای متكبران. بدانید كه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یك از شما در صحیفه خود نظر كند. راوی گوید: وقتی پیامبر (ص) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اكثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند و برایشان سوال انگیز شد، و فقط عده كمی مقصود حضرت را فهمیدند. ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه كسانی كه حضور دارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

خطبه غدیر منشور ابدی اسلام(قسمت سوم)

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُكُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوكُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَكَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما یَنْكُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً).

هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشكار كرده تفهیم نمودم. و این علی است كه پس از من شما را آگاه می كند. اینك شما را می خوانم كه پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت كرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اكنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم. «[ی پیامبر ]آنان كه با تو بیعت كنند هر آینه با خدا بیعت كرده اند. دست خدا بالی دستان آنان است. و هر كس بیعت شكند، بر زیان خود شكسته، و آن كس كه بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، (فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما) الآیَة. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا. مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذالِكَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ أَجْرَالُْمحْسِنینَ. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِكَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ الله عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِی وَلِیُّكُمْ وَمُبَیِّنٌ لَكُمْ، الَّذی نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَكُمْ بَعْدی أَمینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.

هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس زائران خانه ی خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف كنند. هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ كه هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و كسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید. هان مردمان! مؤمنی در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر این كه خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است كه پس از پایان اعمال حج [با پرونده ی پاك ] كار خود را از سر گیرد. هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه هی سفرشان جبران می شود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیكوكاران را تباه نخواهد كرد. هان مردمان! خانه ی خدا را با دین كامل و دانش ژرفی آن دیدار كنید و از زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن [از گناهان ] برنگردید. هان مردمان! نماز را به پا دارید و زكات بپردازید همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهی كردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین كننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش هی شما راپاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

خطبه غدیر منشور ابدی اسلام(قسمت دوم)

  • بخش چهارم: بلند كردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی). بِأَمْرِكَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

 هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیكار كند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.» پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.

اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّكَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ معبودا!

 تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی كه: «امروز آیین شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن كه به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم كه پیام تو را به مردمان رساندم.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَكُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ).

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.

 مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُكُمْ لی وَأَحَقُّكُمْ بی وَأَقْرَبُكُمْ إِلَی وَأَعَزُّكُمْ عَلَی، وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ. وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً (فی الْقُرْآنِ) إِلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ الله الَّذینَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ فی (هَلْ أَتی عَلَی الْاِنْسانِ) إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَیْرَهُ.

 هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیك ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این كه درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز كرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است ] . و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است.

 مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی. نَبِیُّكُمْ خَیْرُ نَبی وَ وَصِیُّكُمْ خَیْرُ وَصِی (وَبَنُوهُ خَیْرُالْأَوْصِیاءِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّیَّةُ كُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ (أَمیرِالْمُؤْمِنینَ) عَلِی. مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ، وَكَیْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله، أَلا وَ إِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِی، وَ لایُوالی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِی، وَ لایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ.

هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع كننده ی از رسول اوست. او پرهیزكار پاكیزه و رهنمی ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند. هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است. هان مردمان! به راستی كه شیطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علی رشك ورزید كه كرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یك اشتباه به زمین هبوط كرد و حال آن كه برگزیده ی خدی عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن كه شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند. آگاه باشید! كه با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش.

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

10 شعر از شاعران معاصر ایران درباره غدیر

نصرالله مردانی، محمدعلی مجاهدی، عباس براتی‌پور، مرتضی امیری اسفندقه، نادر بختیاری، محمود اكرامی، رضا اسماعیلی، ابوالقاسم حسینجانی، پروانه نجاتی و مهدی رحیمی درباره واقعه غدیر خم اشعاری را سروده‌اند.

* عباس براتی‌پور

تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند
شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون كه نغمه «یا ایهاالرسول»
گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاك لم‌یزلی، آیت جلی
شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به كوری چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند

خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین
شد زین سبب میان همه انبیا بلند

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش
شد این ندا ز بارگه كبریا بلند

تكمیل شد شریعت پاك محمدی
چونان كه گشت دین خدا را لوا بلند

ای مظهر صفات خداوند لایزال
وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اشعار، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

خطبه غدیر منشور ابدی اسلام(بخش اول)

 

بدانید كه آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین. اوست فاتح قلعه ها و منهدم كننده آنها. اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت كننده آنان. بدانید كه اوست انتقام گیرنده همه خون های اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. بدانید كه اوست استفاده كننده از دریایی عمیق. اوست كه هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به جهلش نشانه می دهد. اوست وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی.

  • بخش اول: حمد و ثنای الهی

 اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یَلْحَظُ كُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.

... ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است. همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست. اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یك نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند .

 كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی كُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی كُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَكیمُ. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ كَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ

كریم و بردبار و شكیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم. دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر كارها داناست. كسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند .

 وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریكٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُكَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.

 و گواهی می دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریك تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست «الله» كه معبودی به جز او نیست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است كه ستم روا نمی دارد و كریمی كه كارهابه او بازمی گردد. و گواهی می دهم كه او «الله» است كه آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هریك تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شیطان رانده شده.

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

نبرد گسترده برای فراموشی غدیر

 هجمه به شیعه از یک ناحیه نیست. مخالفان داخلی و خارجی ما متعددند: وهابی‌ها، بهایی‌ها، صوفی‌ها، صهیونیست‌ها، مسیحی‌ها و بسیاری دیگر که هر کدام به نوعی ضربه می‌زنند ولی آنچه که مهم و شاخص است که جنگ تمام عیار با شیعه دارد وهابی‌ها هستند که رسماً شیعه را مرتد، مشرک، کافر می‌دانند و جهاد با آنان و کشتن ایشان را واجب می‌شمرد. در مقابل ما وهابی‌ها با بیش از پنجاه ماهواره بین‌المللی، بیش از چهل‌هزار سایت اینترنتی و امکانات بی‌پایان نفت قرار دارند.



  • گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین حسینی قزوینی

  • اشاره:
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سیّد محمد قزوینی از جمله محقّقان بنام و خطیبان پرکار شیعه در شهر مقدّس قم است. از ایشان آثار متعدّدی در حوزة رجال، کلام و نیز فقه متقارن و تطبیقی میان فرق اسلامی منتشر شده است. وی ریاست مؤسسة تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر(ع) را در کنار تدریس، تألیف و سخنرانی‌های متعدّد بر عهده دارد. این مؤسسه، علاوه بر پشتیبانی سایت خود مؤسسه، و سایت‌های «شیعه نیوز»، اقدام به چاپ کتاب‌هایی وزین مانند «موسوعـ[ الامام هادی(ع)»، «موسوعـ[ الامام العسکری(ع)»، آثاری در حوزة رجال و کلام و تولید لوح‌های فشردة کتابخانه‌ای متعدّدی دربارة امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام رضا(ع)، امام زمان(ع) حضرت معصومه(س) و... نموده است. از این میان «لوح فشردة پاسخگو» به تنهایی حاوی بیش از شصت‌هزار شبهه به همراه پاسخ آنهاست. آثار ارزشمند و تحقیقات متعدّد ایشان، به خصوص در حوزة فرقه‌ها و وهابیّت بهانه‌ای شد تا با ایشان گفت‌وگویی ترتیب دهیم. باشد که اسباب رضایت مولایمان را فراهم آورد. إن‌شاءالله.


  • با تشکر از حضرت‌عالی که وقت خویش را در اختیار ما گذاشتید، لطفاً در ابتدا بفرمایید حدیث غدیر چه جایگاهی نزد مسلمانان دارد؟

حدیث غدیر اوج تثبیت ولایت امیرمؤمنان علی(ع) بوده به طوری که برای احدی عذر یا راه گریزی باقی نمانده باشد. همان تعبیری که حضرت صدیقه کبری(س) فرمود:
«هل جعل ابی یوم غدیر خم لأحدٍ عذراً؛ آیا پدرم در روز غدیر برای احدی عذری باقی گذاشت؟»

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic