Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب وهابیت

کتاب‏هاى عالمان شیعى در باره ابن تیمیّه

علاّمه تهرانى در کتاب گران سنگ خود «الذریعه» کتاب‏هاى متعدّدى از عالمان شیعه را نام مى‏برد که در پاسخ به کتاب منهاج السنّه ابن تیمیّه نوشته شده است، مانند:
کتاب «الإنصاف فى الانتصاف لأهل الحق من الإسراف» تألیف یکى از علماى بزرگ قرن هشتم است که در سال ۷۵۷ ه. به پایان رسیده که متأسّفانه نام نویسنده آن ثبت نشده است(۵۱) و نسخه‏اى از این کتاب در کتاب‏خانه بزرگ ایران موجود است(۵۲). «إکمال المنّه فى نقض منهاج السنّه» از شیخ سراج الدین حسن یمانى مشهور به فدا حسین.
«منهاج الشریعه» تألیف دانشمند مجاهد، سیّد مهدى موسوى قزوینى متوفّاى ۱۳۵۸.
«البراهین الجلیّه فى کفر ابن تیمیّه» تألیف دانشمند فرزانه سیّد حسن صدر کاظمى متوفّاى ۱۳۵۴.
«الإمامه الکبرى والخلافه العظمى» در ۸ جلد، تألیف سیّد محمّد حسن قزوینى متوفّاى ۱۳۸۰.
و ایشان کتاب دیگرى نیز دارد به نام «البراهین الجلیّه فى رفع تشکیکات الوهابیّه» که به تازگى آن را نویسنده توانمند جناب آقاى دوانى ـ رضوان اللّه علیه ـ به نام فرقه وهّابى و پاسخ شبهات آن‏ها ترجمه کرده است.
حدود بیست کتاب مستقلّ از سوى علماى شیعه بر ردّ کتاب ابن تیمیّه تألیف گردیده است(۵۳).
_______________________________________
(۵۱) شیخ آغا بزرگ تهرانى مى‏نویسد: «لم یذکر المؤلف اسمه بل ذکر فى أوّله ابن تیمیّه تعصب فی القول والخطاب فى نقضه لمنهاج الکرامه وقال بالهوى المحض وهو دأب المفلس العادم للحجه، الذاهب التایه عن المحجه.» الذریعه، ج ۱۱، ص ۱۲۲.
(۵۲) کتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد، به شماره ۵۶۴۳، کتاب‏خانه ملّى تهران، به شماره ۴۸۵ ع؛ کتاب‏خانه دانشکده حقوق تهران، به شماره ۱۳۰، به نقل از مجلّه تراثنا، شماره ۱۷، ص ۱۵۳.
(۵۳) ر. ک: کتاب شناسى توصیفى تألیفات علماى شیعه در پاسخ به شبهات و کتاب‏هاى اهل سنّت، که رساله کارشناسى ارشد دانش پژوه گرامى جناب آقاى طاهر عباس از کشور پاکستان است که این جانب (نگارنده) به عنوان استاد داورِ این رساله بودم و به حقّ از بهترین رساله‏هایى بود که در سال‏هاى اخیر مشاهده کردم.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

برداشت انحرافى از وحدت در نگاه شهید مطهّرى

شهید مطهرى در زمینه ارائه برداشتِ غلط از وحدت اسلامى مى‏نویسد:
«... بدون شک نیاز مسلمین به اتّحاد و اتّفاق از مبرم ترین نیازهاست و درد اساسى جهان اسلام همین کینه‏هاى کهنه میان مردم مسلمان است. دشمن هم همواره از همین‏ها استفاده مى‏کند ... .
مفهوم اتّحاد اسلامى که در صد سال اخیر میان علما و فضلاى مؤمن و روشن فکر اسلامى، از اصول اعتقادى و یا غیر اعتقادى خود صرف نظر کنند و به اصطلاح، مشترکات همه فرق را بگیرند و مختصّات همه را کنار بگذارند، چه این کار، نه منطقى است و نه عملى.
چگونه ممکن است از پیروان یک مذهب تقاضا کرد که به‏خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین از فلان اصل اعتقادى یا عملى خود که به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام مى‏داند صرف نظر کند؟ در حکم این است که از او بخواهیم به نام اسلام از جزیى از اسلام چشم بپوشد ... »(۵۰). ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروى اهل البیت علیهم‏السلام را داریم، کوچک‏ترین چیزى حتّى یک مستحبّ و یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمى‏دانیم، نه توقّع کسى را در این زمینه مى‏پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام مصلحت و به خاطر اتّحاد اسلامى از یک اصل از اصول خود دست بردارند آن چه ما انتظار و آرزو داریم این است که محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما که از خود اصول و فروعى داریم، فقه، حدیث، کلام، فلسفه و ادبیات داریم، بتوانیم کالاى خود را به عنوان بهترین کالا عرضه بداریم تا شیعه بیش از این در حال انزوا به سر نبرد و بازارهاى مهمّ جهان اسلامى به روى کالاى نفیس معارف اسلامى شیعى بسته نباشد(۵۱).

_________________________________________
(۵۰) امامت و رهبرى، انتشارات صدرا، چاپ سوم، زمستان ۱۳۶۴، ص ۱۶.
(۵۱) همان، ص ۱۷.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

آثار شوم اختلاف از دیدگاه امام على (علیه‏السلام)

۱. عامل انحراف فکرى:
على علیه‏السلام بر این باور بود که «الْخِلاَفُ یَهْدِمُ الرَّأْیَ»(۳۵)؛ انسان در محیط آرام مى‏تواند نظریه درست ارائه دهد ولى در جوّ آکنده از برخورد و اختلاف، دچار انحراف و کج فکرى مى‏شود.
۲. نشانه بطلان قطعى یکى از دو طرف:
على علیه‏السلام معتقد بود که دچار اختلاف شدن همان پیمودن راه باطل بیش نیست و مى‏فرمود:
مَا اخْتَلَفَ دَعْوَتان إلاّ کانَتْ إحْداهُما ضَلالَه(۳۶)؛ اگر دو نظریّه در برابر هم قرار گرفت، قطعا یکى از آن دو باطل است.
یعنى همواره حقّ در برابر باطل است و این دو هرگز با هم جمع نمى‏شوند.
۳. زمینه ساز تسلط شیطان:
على علیه‏السلام براى این که نشان بدهد که تفرق گرایى، نتیجه‏اى جز طعمه شیطان شدن نیست، مى‏فرمود:
وَالْزَمُوا السَّوَادَ الاْءَعْظَمِ فَإِنَّ یَدَ اللّهِ مَعَ الْجَمَاعَهِ. وَ إِیَّاکُمْ وَالْفُرْقَهَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ(۳۷)؛ ملازم جامعه اسلامى باشید، چون دست خدا همواره با جماعت است و از تفرقه به‏پرهیزید، زیرا گروه اندک، طعمه شیطان مى‏شود، همان‏طورى که گوسفند رها شده از گلّه، نصیب گرگ مى‏شود.
۴. نشانه پلیدى باطن:
على علیه‏السلام براى اثبات پستى و پلیدى تفرقه و اختلاف مى‏فرمود:
«وَإِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِینِ اللّهِ، مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلاَّ خُبْثُ السَّرَائِرِ، وَسُوءُ الضَّمَائِرِ»(۳۸)؛ همانا شما برادران دینى یکدیگرید؛ چیزى جز درون پلید، و نیّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.
۵. زمینه ساز فتنه:
على علیه‏السلام به خوبى مى‏دانست که شیطان با فراهم ساختن زمینه اختلاف، بستر فتنه را مى‏گستراند و مى‏فرمود:
«إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ، وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَهً عُقْدَهً، وَیُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَهِ الْفُرْقَهَ، وَبِالْفُرْقَهِ الْفِتْنَهَ»(۳۹)؛ همانا شیطان، راه‏هاى خود را به شما آسان جلوه مى‏دهد، تا گره‏هاى محکم دین شما را یکى پس از دیگرى بگشاید، و به جاى وحدت و هماهنگى، بر پراکندگى شما بیفزاید.
۶. وجوب نابودى اختلاف افکن:
على علیه‏السلام فرمود:
«أَلاَ مَنْ دَعَا إِلَى هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ، وَلَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هذِهِ»(۴۰)؛ آگاه باشید هر کس که مردم را به این شعار «تفرقه و جدایى» دعوت کند او را بکُشید هر چند که زیر عمامه من باشد.
________________________________________
(۳۵) نهج البلاغه، حکمت ۲۱۵.
(۳۶) نهج البلاغه، حکمت ۱۸۳.
(۳۷) نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.
(۳۸) نهج البلاغه خطبه ۱۱۳.
(۳۹) نهج البلاغه خطبه ۱۲۱.
(۴۰) نهج البلاغه خطبه ۱۲۷.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

پیشگویى رسول گرامى (ص) از ظهور وهّابیّان

در کتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده که اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه که بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مى‏کند که گفت:
ذَکَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَهَ: هُنَاکَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(۴۴)؛ روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارک گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(۴۵) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تکرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(۴۶) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد کرد.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مى‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مى‏باشد(۴۷). و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] نقل کرده که فرموده است:
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ، ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(۴۸)؛ افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏کنند و قرآن تلاوت مى‏کنند و حال آن قرآن که از گلوگاه آنان تجاوز نمى‏کند (در قلب آنان تاثیر نمى‏گذارد) و از قرآن بهره نمى‏برند، این گروه از دین خارج مى‏شوند همان گونه که تیر از کمان خارج مى‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏گردند مانند تیر که به سوى کمان برنمى‏گردد.
از پیامبر اکرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند که: این فرقه چه نشانه‏اى دارند؟
فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى‏شود.
زینى دحلان مفتى مکّه مکرمه ضمن اشاره به این حدیث مى‏نویسد:
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفه لأنّهم کانوا یأمرون کلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یکن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعه الذین کانوا قبل زمن هوءلاء(۴۹)؛ پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله که «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور مى‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه‏هاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مى‏نویسد:
وکان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجه إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّه بل یکفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعه غیرهم؛ سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف کتاب نیست؛ بلکه همین حدیث پیامبر [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] که ویژگى‏هاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى کرده، براى بطلان عقیده آنان کفایت مى‏کند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یک از فرقه‏هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
واتّفق مرّه أنّ امرأه أقامت الحجّه على ابن الوهّاب لمّا أکرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّک تأمر المرأه بحلق رأسها ینبغی لک أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأه زینتها وشعر لحیه الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(۵۰)؛ روزى محمد بن عبد الوهاب به یک زن دستور داد که سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو که مى‏گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب مى‏شود. محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.

___________________________________
(۴۴) صحیح بخارى، ج ۸، ص ۹۵ ح ۷۰۹۴، کتاب الفتن، ب ۱۶ ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَهُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(۴۵) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مى‏باشد.
(۴۶) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مى‏باشد.
(۴۷) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمده القارى، ج ۷، ص ۵۹.
(۴۸) صحیح بخارى، ج ۸، ص ۲۱۹، ح ۷۵۶۲.
(۴۹) فتنه الوهابیه، ص ۱۹.
(۵۰) فتنه الوهابیه، ص ۱۹.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

بنیانگذاران فرقه وهابیت

احمد بن تیمیّه، نظریه پرداز وهابیت، در سال ۶۶۱ ه . ق.(۱۲) پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد و تحصیلات اولیّه خود را در آن سرزمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام، همراه خانواده‏اش به دمشق رفت و در آن‏جا اقامت گزید.
۱. اولین آثار انحراف ابن تیمیه:
در سال ۶۹۸ ه . ق. به تدریج آثار انحراف در ابن تیمیه ظاهر شد، به‏ویژه به هنگام تفسیر آیه شریفه «الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى »(۱۳)، در شهر حماه(۱۴) براى خداوند تبارک وتعالى جایگاهى در فراز آسمان‏ها که بر تخت سلطنت تکیه زده است، تعیین کرد(۱۵). این تفسیر، مخالف آیاتى چون: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ »(۱۶) و «وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدُ »(۱۷) مى‏باشد که خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات منزّه ساخته است.
۲. عکس العمل افکار باطل ابن تیمیه:
انتشار افکار باطل ابن تیمیّه در دمشق و اطراف آن، غوغایى به‏پا کرد؛ گروهى از فقیهان علیه او قیام کرده و از جلال‏الدین حنفى، قاضى وقت، محاکمه ابن تیمیّه را خواستار شدند؛ ولى او از حضور در دادگاه امتناع ورزید.
ابن تیمیّه همواره با آراى خلاف خود، افکار عمومى را متشنّج مى‏کرد و باورهاى عمومى را سست مى‏کرد، تا این‏که در هشتم رجب سال ۷۰۵ ه، قضات شهر، همراه ابن تیمیّه در قصر نایب السلطنه حاضر شدند و کتاب الواسطیّه وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با کمال الدین ابن زَمْلَکانى(۱۸) و اثبات انحراف فکرى و عقیدتى ابن تیمیّه، او را به مصر تبعید کردند.
در آن‏جا نیز به سبب نشر اندیشه‏هاى انحرافى، به دستور ابن محلوف مالکى، قاضى وقت به زندان محکوم گشت و سپس در ۲۳ ربیع الأوّل سال ۷۰۷ ه. ق. از زندان آزاد شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

دوّمین دولت سعودى

عبد العزیز بن عبد الرحمان در سال 1391 از كویت به نجد آمد، و با كمك بازماندگانى از پیروان مسلك وهّابیّت و با تكیه بر كمكهاى بى دریغ انگلیسى ها و فرانسوى ها، و در مدّت 20 سال مبارزه و تلاش در تقسیم كشورهاى عربى، كشور عربستان سعودى را تأسیس كرد، كه هم اكنون فرزندان وى بر این كشور حكومت مى كنند

 (( رجوع شود به تاریخ وهّابیّت، تألیف محمّد حسین قریب گركانى، مجله هفت آسمان: سال اول، شماره سوم و چهارم ص 177. )).

ملك عبد العزیز بن عبد الرحمن
(متوفّاى 1373) در سال 1319 از كویت به ریاض برگشت ودر طىّ 20 سال مبارزه، دوباره بر حجاز مسلط شد، و سلطنت آل سعود را پى ریزى كرد.

ملك  سعود بن عبد العزیز:
(متولّد 1319، متوفّاى 1388) .

ملك  فیصل بن عبد العزیز:
(متولّد 1324، متوفّاى 1395) در سال 1387 زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمین پرداخت.

ملك خالد بن عبد العزیز:
(متولّد 1331، متوفّاى 1402) در سال 1395 زمام كشور را به دست گرفت.

ملك فهد بن عبد العزیز:
(متولّد 1340)

(( رجوع شود به: رسائل أئمّة دعوة التوحید، تألیف: د. فیصل بن مشعل بن سعود بن عبد العزیز. ))

متوفاى 1426.

ملك عبد اللّه بن عبد العزیز: (متولّد 1352) كه 74 سال داشت پادشاهى عربستان را به عهد گرفت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

وهابیت از منظر عقل و شرع

حکومت فامیلی عثمان وواگذاری قدرت به خویشاوندان وبنی امیة

ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة در باب 8 ص 115  در شرح  حال  عثمان  به نقل از ابن سعد از زهری می نویسد : در مدت دوازده سالی که عثمان خلافت را در دست داشت بهتر از عمربا قریش رفتار کرد زیرا عمر نسبت به آنان سختگیر بود، عثمان پس از به قدرت رسیدن به نرمی و ملاطفت با آنان رفتار می کرد از جمله واگذاری امور حکومت به افراد قبیله و خویشاوندانش از نمودهای عینی شش ساله آخر خلافت اوست، بویژه آنکه دستشان را در امور بیت المال باز گذاشت و برای توجیح این کار می گفت: خداوند دستور داده است تا  با ارحام و خویشاوندان  مهربان باشیم و وظیفه خویشاوندی و صله رحم ایجاب می کند تا به نزدیکان کمک کنیم، ابوبکر و عمر حقوق خویشاوندی را رعایت نکردند ولی من حق آنان را گرفته و بین آنان تقسیم می کنم. گروهی از مسلمانان این روش را نپسندیده و در برابر خلیفه موضع گیری کردند.

ولذا در باره علت قتل عثمان می نویسد: بعضی از اصحاب پیامبر از بدست گرفتن خلافت توسط عثمان ناراحت بودند چون او به اقوام و خویشانش بیش از حد توجه می کرد ودست بنی امیه را در امور حکومت باز گذاشته بود، واگر کسی از آنان شکایت می کرد عزلی در کار نبود.

نکته : جناب عثمان از سلف صالح و صحابه گرام رسول خداست، یکی از همان افرادی که آقایان وهابیان او را تا مرحله عصمت بالا می برند و هرگونه نقد وایرادی را در حق وی کفر می دانند.

اعتراف صریح یكی از علما, اهل سنت به تحریف قرآن

 

سجستانی در کتاب المصاحف، باب اختلاف مصاحف الصحابه از ایو بکر بن ابی داود نقل می کند که گفت: اینکه می گوئیم مصحف(قرآن) فلانی و فلانی، از باب اختلاف در خط یا بجهت زیاده و نقصان است، در قرآن عمر درباره  سوره حمد چنین آمده است: «صراط من انعمت علیهم و غیر الضالین». سپس روایتی از دو نفر بنام عبد الرحمن اسود وعلفسه نقل می کند که گفته اند: ما پشت سر عمر نماز می خواندیم که این آیات از سوره حمد را اینگونه تلاوت می کرد.


 

ودر مصحف ابی بن کعب آیه 24 سوره نساء : «فماستمتعتم به منهن الی اجل مسمی» وآیه 226 بقره :  «للذین  یقسمون من نسائهم- بجای  -  للذین یؤلون من نسائهم»  آمده است.  و درباره آیه :   158 بقره بجای فلاجناح علیع ان یطوف بهما» آمده است«ان یطول بهما». ودرسوره عصرآمده است «والعصر ان الانسان لفی خسروانه فیه الی آخر الدهر الل الذین آمنوا....


 

آنچه مشاهده کردید اندکی است از اعترافات نویسندگان و بزرگان صاحب نام اهل سنت بر تحریف قرآن ، آنانکه شیعه را بجهت وجود احادیثی ضعیف در لابلای کتب روائی وی را به اعتقاد به تحریف قرآن متهم می کنند. آیا این است امانتداری وانصاف در مناظره و مباحثات علمی؟


 

وثائق خطیرة جداً : اعترافات أحد علماء أهل السنة بالتحریف الصریح لكتاب الله الكریم.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

رهبران دینى وهّابیّت پس از فروپاشى

1 ـ تركى بن عبد اللّه بن محمّد بن سعود، كه در سال 1249 به قتل رسید.

2 ـ فیصل بن تركى بن عبد اللّه (متولّد 1213، و متوفّاى 1282).

3 ـ عبد الرحمن بن فیصل بن تركی (متوفّاى 1346).

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

هل كان محمد بن عبد الوهاب خارجا عن الدولة العثمانیة؟

عبدالرحمن عبدالخالق

نشرت مجلة المجتمع بعددها رقم 472 الصادر فی 17 ربیع الثانی سنة 1400 الموافق 1980/3/4م مقالا منسوبا إلى راشد السالم بعنوان: (رجل لكل العصور.. محمد عبد الوهاب). وقد نسب كاتب المقال إلى محمد بن عبدالوهاب خروجه على السلطان المسلم فی وقته، حیث یقول الكاتب: (ومحمد بن عبدالوهاب أبرز رجال التاریخ المعاصر المعروفین بالخروج على السلطان المنحرف عن منهج الله، سواء كان انحرافه جزئیا أم كلیا...) ا.ه

ونسب الكاتب هذا الذی مدح به ابن عبدالوهاب فی زعمه إلى الحسین بن علی رضی الله عنهما وابن الزبیر وسعید بن جبیر، وذلك من الأقدمین، وقد أثنى أیضا بهذا وبغیره على طائفة من علماء الدعوة المحدثین كالأستاذ حسن البنا -رحمه الله- وسید قطب، والأستاذ المودودی -رحمهم الله جمیعا-.

وحیث إن هذا الأمر الذی مدح به الكاتب هؤلاء الرجال -فی زعمه- یخالف الحقیقة أولا، وكذلك یمس عقیدة من عقائد أهل السنة والجماعة ثانیا، وهی أن السلطان المسلم لا یخرج علیه بالسیف مطلقا حتى لا یقع السیف بین المسلمین، فإننی قد رأیت من واجبی إنصافا للحق ووضعا للأمور فی نصابها، ودفاعا عن هؤلاء الذین ینسبون إلى الخروج على الأمة -وهم من ذلك براء- أن أذكر الموقف الحقیقی لهؤلاء، وأن أدافع عن عقیدة من عقائد أهل السنة والجماعة یراد الآن تشویهها وتغییرها، وذلك لدفع الشباب المؤمن إلى محاربة بنی جلدتهم من المسلمین، وبالتالی استنزاف طاقاتهم وجهودهم، وتمزیق جهادهم، وتفشیل دعوتهم، ووضعهم فی كارثة بعد كارثة، وذلك لتظل الأمة ضعیفة متناحرة، ویفرح أعداؤها بعد ذلك، ویتمكنون من أرضها ودیارها.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

نخستین دولت سعودى

خاندان سعود به ترتیب یك دوره 75 ساله، قدرت را در اختیار داشتند، كه تا سال 1233 طول كشید، این افراد عبارت اند از:

1 ـ محمّد بن سعود، حاكم وامام وهّابیّت بین سالهاى 1157 ـ 1179.

2 ـ عبد العزیز بن محمّد،  متولّد 1133، و متوفّاى 1218، رهبر وهّابیّت بعد از پدرش.

3 ـ سعود بن عبد العزیز، متوفّاى 1229.

4 ـ عبد اللّه بن سعود، كه در 1233، در استامبول كشته شد.

با قلع و قمع دولت نجد به دست إبراهیم پاشاى عثمانى و قتل عبد اللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودى از قدرت ساقط شد، و براى مدتى قریب 80 سال در عزلت گذراندند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic