Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب فراماسونری

فراماسونری: آرزوی مرگ بشریت

هنری مكوو1

چكیده:

هنری مكوو در معرفی خود از كتاب«معماران فریب» كه توسط نویسنده استونیایی یوری لینا در نقد و تاریخچه فراماسونری نوشته شده است، به برخی از برجسته‌ترین شواهد ارائه شده در این كتاب می‌پردازد. نویسنده این كتاب تا آنجا پیش می‌رود كه شكل گیری تمدن مدرن غربی از جمله تمام عناصر و مختصات اصلی آن همچون كمونیسم، لیبرالیسم، گلوبالیسم و حتی ظهور هیتلر و رویداد یازده سپتامبر را محصول توطئه‌های پیچیده و مخفی ماسونی‌ها می‌داند.

به اعتقاد نویسنده، صهیونیسم رویه دیگر فراماسونری است و در اصل این بانكداران متنفذ یهودی بوده‌اند كه با استفاده از عوامل خود توانسته‌اند فلسفه‌ای به نام فراماسونری را شكل و انتشار دهند.

كتاب «معماران فریب»، به قلم نویسنده استونیایی یوری لینا، تاریخچه ای ششصد صفحه ای از فراماسونری است كه در آن بینش ژرف نویسنده نسبت به مختصات واقعی تاریخ مدرن را مشاهده می‌كنیم. در اصل، یك بخش غالب جامعه غربی به گروه نخبه مالی یهودی در پذیرش فراماسونری پیوسته است؛ فراماسونری، فلسفه‌ای شیطانی است كه آرزوی مرگ تمدن را دارد. فراماسون‌ها می‌پندارند كه آنها به شكلی از كشتار و رنج ناشی از اسقرار «نظم نوین جهانی» خود، منتفع خواهند شد.

اگر چه باورنكردنی، عجیب و اندوه‌آور به نظر می‌آید، اما آن طور كه لینا می‌نویسد، سیصد خانوده اصلی بانكدار یهودی، از فراماسونری به عنوان یك ابزار برای سرنگون كردن، كنترل و تخریب جهان غرب استفاده كرده‌اند.

این دیدگاه مبتنی بر بازجویی «ان كی وی دی» سال 1938 از یك عضو روشنفكر برجسته است كه از بسیاری از این خانواده‌های بانكدار نام می‌برد و تأیید می‌كند كه فراماسون‌ها ابزارهایی قابل بسط هستند.

بر اساس بایگانی‌های لژ شرقی بزرگ و قدرتمند فرانسه كه در ژوئن سال 1940 ضبط شد و بعدها روس‌ها آنها را علنی كردند، لینا با ذكر جزییات نشان می‌دهد كه چگونه فراماسونری برای سلطه جهانی توطئه كرده و تمام انقلاب‌ها و جنگ‌های بزرگ در دوران مدرن را هماهنگ كرده است.

ماسون‌هایی كه غالباً یهودی بودند، مسئول پیدایش كمونیسم، صهیونیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم (و فمنیسم) هستند. علاقه‌مندی بزرگ آنها تشكیل حكومت بزرگ بود، چرا كه حداكثر انحصار محسوب می‌شد. «حكومت جهانی» (دیكتاتوری) پاداش نهایی است. این دیدگاه را در پشت واقعه یازده سپتامبر و «جنگ با ترور» می‌توان مشاهده كرد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام

 بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید.
 
 

تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است.
       برج‌های تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شا‌خ‌های شیطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]

    

    در سال 2012، که از دیدگاه فرقه‌های شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» است
    ساختمان "ابراج البیت" به پایان می‌رسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت.    

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

نشانه های ماسونی جام جهانی

2010

حتی با خوشبینانه ترین حالت و  مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای  شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند.

 
 

اگر در طرحهای مثلثی  منقوش بر روی توپ این بازی ها که حرف و حدیث زیادی نیز در باره آن بوجود آمد اندکی دقت بفرمایید متوجه خواهید شد که روی بدنه توپ سه هرم آیرودینامیک طراحی شده که در کنار هر ضلع آن یازده مثلث یا هرم کوچکتر قرار دارد که مجموعا در اطراف هر مثلث بزرگ ۳۳ مثلث یا هرم کوچک جای میگیرد.که اشاره به دو عدد فوق مقدس ماسونها یعنی یازده و سی وسه دارد!(اعداد نه ، یازده ،سیزده و سی وسه اعداد مقدس ماسونها هستند و در این میان ۱۱ از اهمیت ویژه ای برخوردار است).

برای طراحی این توپ از یازده رنگ استفاده شده  و همانطور که مستحضر هستید خود آرم شرکت آدیداس از جمله آرمهای ماسونی معروف به شمار می رود.

لذا حرف و حدیثهایی که در باره توپ بوجود آمد تنها وسیله ای برای متمرکز کردن توجهات بر روی توپ این بازی ها بود که در پس پرده تفکرات و اهداف شوم و شیطانی گردانندگان ماسون فیفا را در خود  نهان کرده بود!

jabulani

شاید بگویید این موارد اتفاقی است اما وقتی به این نکته دقت کنیم که بازی ها در روز ۱۱ ژوئن آغاز و دقیقا ۱۱ ژولای پایان می یابد (ماههای ششم و هفتم میلادی که جمعشان ۱۳ می شود)ماجرا اندکی مشکوکتر می شود! 

حتی با خوشبینانه ترین حالت و  مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟

در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای  شیطانی ماسونهاست شباهت دارد!!!

گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند.

که ترکیبی از سه خدا یعنی "یهوه" (خدای یهودیان) ، "بعل"(خدای باستانی بین النهرین) و  "آن"(همان اوسیریس خدای مردگان در مصر باستان) است. در واقع یهودیان سامری نسب(نه موحدان معتقد به تورات حقیقی) که در دو منطقه مصر و بین النهرین زندگی کرده بودن این خدایان پاگانیستی را وارد در دین جدید خود نمودند و با این تحریف بزرگ ، خدایی ترکیبی ساختند و فراماسونری نیز که بی شک فرزند نامشروع یهودیت صهیونیزم است  آنرا به ارث برده است!

یه بال  آن

 شایان ذکر است فیفا اعلام نمود عبارت "Jabulani" نام یک از ۱۱ زبان زنده در افریقای جنوبی است (باز هم ۱۱) و در توضیحی دیگر آن را واژه ای از زبان Zulu دانست که به معنای " شادی کردن "است!

آیا واقعا توپ جام جهانی جای درج کلمه ای از یکی از ۱۱  زبان آفریقای جنوبی است ؟

 

2010

بر روی توپ این بازی ها طرح جام جهانی ۲۰۱۲ نیز نقش بسته است (تصویر فوق).

 اگر خوب به آن توجه فرمایید در گوشه بالا سمت راست آن شاهد سر پرنده ای هستید که بدون هیچ توجیهی در این لوگو جای گرفته است!!

یه بال آن

در واقع این پرنده نماد "هروس" خدای شیطانی و اسطوره ای ماسونهاست(فرزند ایزیس و اوزیریس) که اورا با حضرت مسیح برابر می دانند و حتی بی شرمانه مسیح را الگوی خود ساخته یهودیان از هروس تلقی می کنند و پیا مبری ایشان را زیر سوال برده و این نبی الهی را دروغ گو میدانند!

 

هروس

گفتنی است در میان ورزشگاههای کشور افریقای جنوبی که برای جام ۲۰۱۰ ساخته شدند  ورزشگاهی شبیه به "چشم" نیز وجود دارد و نکته جالبتر اینکه نام آن"MOSES" یا همان "موسی" است.

(تصویر Moses Mabhida Stadium را در زیر میبینید)

MOSES

این همه اصرار بر خدایان پاگانیستی و الحادی و اشاره به آنها به هر طریق و در هر کجای ممکن از سوی ماسونها با چه هدفی صورت می گیرد؟

مگر نه اینکه هرگاه ماسونها در جایی نمادگرایی نمودند بلا فاصله فتنه ای بزرگ را در ادامه طراحی و اجرا نمودند ؟ ما باید در جام جهانی ، یا پس از آن منتظر چه با شیم؟

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)که صد البته نزدیک است.

علی اکبر رائفی پور

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری و نقش آن در تاریخ معاصر ایران

 

 

ایرانیان وقتی به هندوستان سفر كردند اولین بار با فراماسونری آشنا شدند و این كلمه وارد ادبیات ما شد. یكی دیگر از مبادی ورودی فراماسونری عثمانی است. غیر از این ها سفرایی كه از ایران به خارج فرستاده شدند هم فراماسون می شوند و برمی گردند. اتفاقا در فراماسونری ایران یك یهودی زاده نقش اصلی را ایفا می كند و اولین فراماسون ایرانی فردی به نام «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» است كه متعلق به خانواده كلانتری است كه در زمان اینها یهودیان وارد دستگاه شدند و قصد داشتند ایران را به تصرف خود درآورند.

سفیر وقت انگلیس «سرگوراوزلی» در ایران با دو دستور وارد ایران می شود. یك دستور از جانب «جرج سوم» پادشاه انگلیس كه مأمور می شود اطلاعات جامعی از ایران تهیه و ارسال كند و دستور دوم او تأسیس لژ فراماسونری در ایران به نام «لژ اصفهان» بود.

سرگوراوزلی طی نامه ای كه به لندن می فرستد، می نویسد كه برای حفظ مستعمرات انگلیس، باید ایران در یك توحش و بربریت دائم نگه داشته شود. شاید منظور او حفظ جامعه ایرانی در وضعی آشفته، بی قانون و پراكنده است. به همین دلیل هرگاه ما خواستیم پیشرفتی به دست بیاوریم انگلیسی ها مانع شدند و حتی بعد از انقلاب هم آنها این سیاست را دنبال كردند.

اولین لژ فراماسونری كه در ایران به وجود آمد و همه بر آن اذعان دارند «فراموشخانه میرزا ملكم خان» است. در تأسیس این فراموشخانه چند چهره علنی و یك چهره پنهان داریم. چهره های علنی یكی همین میرزا ملكم خان است «جلال الدین میرزا» و «حاج سیاح» و تعدادی دیگر هستند كه عملكرد این جمعیت در راستای همان پراكنده و آشفته نگه داشتن شرایط اجتماعی ایران است.

 

قرارداد «رویتر» را میرزا ملكم خان و میرزا حسن خان سپهسالار با شخصی به نام «اسرائیل یوسفات» یك یهودی ظاهرا هندی تابع انگلستان منعقد می كنند كه در طی آن منابع زیرزمینی و روی زمینی ایران به مدت 70سال در اختیار بیگانگان قرارداده می شود. كاری كه حتی امپراطور انگلستان هم آن را باور نمی كرد كه واقعا چطور ممكن است یك حكومتی چنین كاری بكند؟!

بساط لژ میرزا ملكم خان با هوشیاری و غیرت حاج ملاعلی كنی برچیده می شود. حاج ملاعلی كنی حداقل دونقش برجسته در تاریخ ایران دارد كه یكی بر هم زدن قرارداد رویتر و دیگری برچیده كردن بساط لژ میرزا ملكم خان است. در سال 1317 هجری، بعد از مرگ ناصرالدین شاه یك انجمن به نام انجمن اخوت در ایران تشكیل می شود كه صورت ظاهری آن فعالیت های درویشی است و در خفا محل تجمع و تشكیل جلسات فراماسونری است.

فراماسونری با تأكید بر پلورالسیم و نسبی گرایی فرصتی ایجاد می كند تا دگراندیشان و ساختارشكنان بتوانند در آن حضور پیدا كنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

کلوپ روتاری

 نخستین باشگاه روتاری در سال 1905 توسط یک حقوقدان به نام پل هریس در شیکاگو به وجود آمد. پل هریس به همراه سه تن از بازرگانان شیکاگو به نام های سیلوسترایل، پیرام شوری و گوستاولوپر اولین جلسه ی رسمی روتاری را در روز 23 فوریه ی سال 1905 تشکیل دادند و موجودیت تشکیلاتی به نام کلوپ روتاری را اعلام داشتند.
 

 
روتاری بنا به تعریف مؤسسان آن به مفهوم چرخ های دوار یک کارخانه ی به هم پیوسته است که با چرخش هر دنده چرخ دنده دیگر نیز به حرکت در می آید و در نتیجه کل سیستم متحرک می شود. با این تعبیر کلوپ روتاری بین المللی به دنبال ایجاد یک نظام به هم پیوسته و متشکل جهانی است که با اراده و حرکت دندانه های کلوپ مادر تمام این سیستم جهانی در جهت منافع غرب به حرکت درآید.

اعضای کلوپ روتاری در هر جامعه، از فعالان و نیروهای و کیفی آن جامعه انتخاب می شوند و مأموریت اصلی آن ها ایجاد حلقه ی اتصال با قدرت های غربی از طریق نظام بین المللی با کمک رجال سیاسی و کلان سرمایه داران می باشد.

شرایط عضویت در کلوپ روتاری
جان مینو یکی از استادان برجسته ی علوم سیاسی در کتاب خود در مورد تعداد اعضای روتاری متذکر می شود:
«ما نباید سازمان های روتاری را که در سال 1905 تشکیل شده اند و در پی تأسیس یک حکومت جهانی هستند فراموش کنیم. تعداد اعضای این گروه بیش از 450 هزار نفر است که در متجاوز از صد کشور پراکنده هستند».

چگونگی عضویت و ورود به باشگاه های روتاری مانند عضویت در لژهای فراماسونری، مستلزم انتخاب فرد از سوی تشکیلات می باشد و برای هیچ کس مقدور نیست که به میل و رغبت خود به عضویت این تشکیلات درآید و یا برای عضو شدن در کلوپ های روتاری تقاضانامه ارسال دارد. بر اساس اساسنامه ی «روتاری بین الملل »تمام کلوپ ها موظفند اعضای خود را از میان ثروتمندان، افسران عالی رتبه، مقامات دانشگاهی و مقامات اداری انتخاب کنند، بنابراین کارمندان ساده ی دولت و کارگران از عضویت در کلوپ و حتی در جلسات سخنرانی آن محرومند. در هر کلوپ روتاری و به هنگام انتخاب عضو، کمیته ی مخصوص عضو جدید را در خصوص مسائلی که در پی می آید تحت نظر و مراقبت کامل قرار می دهد:

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت چهارم)

4 – تعداد  اندکی  از  پیشگویی های  نوستراداموس  نیز،  تا  حدودی  صحیح هستند و یا به عبارت بهتر نمی توان آن ها را رد کرد.
 
تعدادی از پیشگویی های نوستراداموس، به ظاهر صحیح به نظر می رسند. این پیشگویی ها عمدتاً در دو مقوله ی زیر هستند:
 

A)      بخشی از این پیشگویی ها در مورد وقایع فرانسه، بالاخص انقلاب کبیر فرانسه می باشند.

یکی از مهمترین دلایلی که باعث شده است تا پیشگویی های نوستراداموس در مورد انقلاب کبیر فرانسه، تا حدودی به واقعیت نزدیک باشند، این است که در اصل این پیشگویی ها، پیشگویی نیستند؛ بلکه  نوستراداموس در پیشگویی هایش به برنامه هایی اشاره کرده است که قرار  بوده  توسط  تشکیلات  کابالایی و ماسونی  فرانسه  انجام  شود. بدین ترتیب که کابالیست های اروپا در زمان نوستراداموس، به دلیل افول باورهای مذهبی مردم اروپا در آن زمان، کم کم خود را آماده می کردند تا تشکیلات منسجم تری تشکیل دهتد و به عرصه ی فعالیت های سیاسی وارد شوند. البته این رویای کابالیست ها در طی یکی دو قرن بعد، محقق شد و فراماسونر ها که جانشینان خلف کابالیست ها بودند، توانستند به جای گروه های کابالایی، تشکیلات قدرتمند فراماسونری را بنیان نهند. تشکیلات قدرتمند فراماسونری فرانسه، انقلاب کبیر فرانسه را راه اندازی کرد و با شعار (آزادی–برابری–برادری!) توانست عامه ی مردم را فریب داده و  حکومتی  به  ظاهر  دموکراتیک  را  بنیان  نهد؛(321)  اما در عمل تنها به اهداف شوم خود جامه ی عمل پوشاند.

با تمام این اوصاف، تشکیلات فراماسونری فرانسه هیچ گاه نتوانست همانند آمریکا و اسراییل نفوذ همه جانبه ای بر حکومت داشته باشد؛ اما در هر حال، قویترین گروهی بود که باعث ایجاد انقلاب کبیر فرانسه شد. در حال حاضر نیز تشکیلات فراماسونری فرانسه، نفوذ زیادی در ساختار  حکومتی  فرانسه  دارد،(322)  اما  این  نفوذ،  همانند  نفوذ فراماسون ها در  حکومت  آمریکا  و  اسراییل  نیست.  پس  همان طور  که دیدیم، فراماسون ها که وارث کابالیست ها بودند، انقلاب کبیر فرانسه را بنیان نهادند و آن را رهبری کردند.
 
با توجه به مطالب گفته شده درمی یابیم که نوستراداموس نیز برای پیشبرد اهداف تشکیلات کابالایی فرانسه، بخشی از برنامه های این تشکیلات  برای  در دست گرفتن  حکومت  فرانسه  را  در  غالب پیشگویی های خود بیان کرد، تا مردم آینده ی فرانسه بتوانند خیلی آسان تر با انقلاب کبیر فرانسه کنار آیند و این انقلاب را به عنوان واقعیت محتومی که یک پیشگوی معروف آن را پیشگویی کرده، بپذیرند. با این ترفند و زمینه سازی توسط نوستراداموس، فراماسون ها (که وارثٍ خلف کابالیست ها بودند)، توانستند با استناد به این پیشگویی ها مردم عادی را با خود همراه کنند و بدین ترتیب به آرزوی نوستراداموس، کابالیست ها  و  فراماسون ها  جامه ی  عمل  بپوشانند.  بنابراین  بهتر است بگوییم  که  فراماسون های  فرانسوی،  برنامه های  تشکیلات کابالایی–ماسونی را که نوستراداموس کابالیست نیز در پیشگویی های خود آورده بود اجرا کرده اند، نه اینکه نوستراداموس کارهای آن ها را حدس زده باشد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت سوم)

البته بعضی از عزیزان و بزرگواران مسلمان، اشتباه کرده و قطعه ی مذکور سانتوری نوستراداموس را به صورت غلط ترجمه کرده اند. در زیر  یکی  از  این  ترجمه ها  را  مشاهده  می کنید  که  این  ترجمه،  از  کتاب  فارسی  « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »  اقتباس شده است:(304)

 

 
 

همان طور که مشاهده می کنید، مصراع سوم قطعه ی فوق، به صورت عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود.) ترجمه شده است. این اشتباه در ترجمه باعث اشتباه بیشتر مترجم و نویسنده ی کتاب مذکور و خوانندگان شده است. هر چند که این ترجمه ی اشتباه نیز به سهولت رد می شود. زیرا:

1) عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود)، از نظر دستور زبان صحیح نیست؛ زیرا پایان هر کاری در یک لحظه اتفاق می افتد و چنین نیست که پایان کارها طول بکشد. به همین  دلیل در زبان انگلیسی، فعل (پایان دادن : Finish)، هیچ گاه (ing) نمی گیرد و نمی توان این فعل را به صورت ممتد (Finishing) به کار برد. زیرا (Finish) به معنای پایان دادن است و پایان دادن در یک لحظه بوده و نمی تواند امتداد داشته باشد. بدین ترتیب عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود) که در ترجمه ی کتاب مذکور آمده است، صحیح نمی باشد.

1)      حتی اگر قوانین دستور زبان را نادیده بگیریم، باز این مطلب که بگوییم پایان حرکت انقلابی ایران از فرانسه آغاز شده است، صحیح نمی باشد. زیرا امام خمینی (ره) در مهر ماه سال 1357 به پاریس هجرت کردند، اما قیام های پی در پی مردم ایران در سال 1357، از قبل از مهر ماه آغاز شده بود. برای مثال قیام خونین 17 شهریور 1357، در شهریور ماه که امام خمینی (ره) هنوز در عراق بودند، شکل گرفت و به عنوان نقطه ی شروعی برای قیام های پیاپی سال  1357  بود  که  سرانجام  این  قیام ها به پیروزی  انقلاب  اسلامی  ایران  انجامید.(305) بنابراین  آغاز  آخرین قیام های منجر به انقلاب، نیز در سال 1357 در زمانی شکل گرفت که امام خمینی هنوز در عراق بودند. بدین ترتیب فرانسه در این مورد نیز سهمی ندارد.

از سوی دیگر اگر به صورت دقیق تر به رویداد های انقلاب بنگریم، حرکت نهایی انقلاب اسلامی ایران، از سال 1356 آغاز شد که در دی ماه این سال، مردم سراسر ایران به صورت یکپارچه و به منظور اعتراض به مقاله ی توهین آمیز روزنامه ی اطلاعات، قیام کردند که این قیام در قم به خاک و خون کشیده شد. قیام مذکور، سرآغاز یک سری قیام های زنجیره ای در کشور بود که هر کدام از این قیام ها به مناسبت بزرگداشت چهلم شهدای قیام قبلی انجام می شدند. دامنه ی این قیام ها بدین ترتیب به سال 1357 نیز کشیده شد که در این سال، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.(306) بدین ترتیب اگر از این زاویه نیز به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، باز هم خواهیم دید که حرکت نهایی انقلاب اسلامی، از قم و در زمان حضور امام در عراق (نجف) شروع شده است، نه فرانسه.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت دوم)

b) مطلب مهم دیگری که نشان می دهد قطعه ی 97 سانتوری 6 نوستراداموس شباهتی به واقعه ی 11 سپتامبر ندارد، این است که شهر جدیدی که نوستراداموس از آن نام می برد، نیویورک نیست؛ بلکه احتمالاً منظور او از « شهر جدید » یا « شهر نوین »، شهر (Villeneuve-sur-Lot) در فرانسه و یا شهر (Villanova d'Asti) در ایتالیا می باشد. زیرا شهر (Villeneuve-sur-Lot) در مدار (44.5) درجه، و شهر (Villanova d'Asti) دقیقاً در مدار (45) درجه واقع شده است.(283) البته شهر های مذکور به نسبت شهر های کوچکی هستند و می توان آن ها را در محدوده ی کوچکی از عرض جغرافیایی جای داد و مانند نیویورک محدوده ی وسیعی ندارند. به همین دلیل است که در مورد آن ها محدوده ی وسیعی از عرض جغرافیایی را ذکر نکردیم. نکته ی مهم این که این شهر ها در زمان نوستراداموس نیز وجود داشتند و با محل زندگی وی که کشور فرانسه بوده است، فاصله ی چندانی نداشتند. بنابراین احتمالاً منظور نوستراداموس از شهر جدید، یکی از این دو شهر بوده است.

همچنین بسیار جالب است که بدانیم عبارت (Ville neuve) در زبان فرانسوی به معنای شهر جدید، و (Villa nova)  نیز  به  همین  معنا می باشد که این مطلب نیز احتمال اشاره ی نوستراداموس به این دو شهر را بالا می برد.(284)

در تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google earth گرفته شده است، شما می توانید تصاویر دو شهر مذکور و موقعیت جغرافیایی آن ها را مشاهده کنید: (تصویر اول مربوط به شهر (Villeneuve-sur-Lot)  در کشور فرانسه، و تصویر دوم مربوط به شهر (Villanova d'Asti) در کشور ایتالیا می باشد.)


 تصویر ماهواره ای شهر (Villeneuve-sur-lot) در مدار (44.5) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی


 
تصویر ماهواره ای شهر (Villanova d'Asti) در مدار (45) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی
 

c) سومین  نکته ای  که  ارتباط  قطعه ی 97 سانتوری 6  را  با واقعه ی 11 سپتامبر رد می کند، این است که در این قطعه ی نوستراداموس، گفته  شده  که  « آتش به شهر جدید نزدیک می شود »،  اما  در واقعه ی 11 سپتامبر، آتش به برج های دوقلو نزدیک نشد، بلکه دو هواپیما به برج های مذکور  نزدیک  شدند و باعث  آتش گرفتن برج ها  شدند. این مطلب نیز، تاییدی بر عدم ارتباط این قطعه ی سانتوری مذکور با پیشگویی های نوستراداموس است.

بدین ترتیب  همان طور  که  دیدیم،  حادثه ی  ساختگی  و  دروغین 11 سپتامبر به هیچ عنوان قابل انطباق با پیشگویی نوستراداموس نیست. در واقع این تعبیر و تفسیر غلط از (سانتوری 6 – قطعه ی 97) به صورت عمدی ارایه شده و هدف از ترویج آن در کتب و سایت های مختلف، این است که نوستراداموس را پیشگوی بزرگی معرفی کنند و از این حربه بهره گیرند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراداموس را که در آن ها مسلمانان به عنوان انسان های جنگ طلب و خونخوار معرفی گردیده اند، واقعی جلوه دهند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت اول)

 ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

 19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.(266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.


 
میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.
 

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری  را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور  ما  از « فریبکارترین  پیشگوی  تاریخ »  این  نیست  که  همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند(268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش ششم (قسمت سوم)

_ادامه قسمت دوم

البته اگر بخواهیم آرماگدون را با روایات اسلامی مقایسه کنیم، این نبرد بیشتر شبیه « فتنه ی روم » است، نه «قرقیسیا ». هر چند که آرماگدون با« فتنه ی روم » نیز اختلافات فاحشی دارد و مقایسه ی این دو نبرد که یکی دروغین و تبلیغاتی است (آرماگدون)، و دیگری جنگی واقعی است (فتنه ی روم)، کاری عبث خواهد بود.

« فتنه ی روم » نبردی است که بر طبق روایات، پس از پیمان شکنی روم (آمریکا و متحدانش) با حضرت مهدی (عج) در می گیرد. بدین صورت که رومیان با وساطت حضرت مسیح (ع)، با حضرت مهدی (عج) پیمان صلح می بندند، اما بعد از  2  یا  3  سال  پیمان  خویش  را  می شکنند  و  به  جنگ  با  مسلمانان می پردازند.(240)  این نبرد که از آن با عنوان « فتنه ی روم » یاد می شود، با نبرد دروغین آرماگدون تفاوت های چشمگیری دارد که مهمترین آن ها عبارتند از:

1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعای صهیونیست ها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه ی روم، محل نبرد مطابق روایات، منطقه ای بین صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطین) می باشد.(241)

2     – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای و عمدتاً بر عهده ی نیروهای زمینی است، اما در فتنه ی روم مطابق روایات، علاوه بر نیروهای زمینی، نیروهای هوایی و دریایی نیز نقش مهمی دارند و حتی نقش نیرو های دریایی دشمن بسیار برجسته است.(242) (این مطلبی است که با شرایط امروزه ی جهان بسیار مطابقت دارد.

3     – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند، اما در فتنه ی روم روایات اسلامی، حضرت عیسی (ع) در ابتدا نقش میانجی صلح را ایفا کرده و پس از پیمان شکنی رومیان نیز به لشکر مسلمانان پیوسته و به عنوان یکی از سرداران حضرت مهدی (عج)، به جنگ با ارتش روم می پردازند.(243)

بنابراین همان طور که ملاحظه کردید، فتنه ی روم روایات اسلامی، شباهت چندانی با جنگ دروغین آرماگدون ندارد

از دیگر جنگ هایی که ممکن است شبیه به نبرد آرماگدون به نظر آید، جنگ حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زیاد در فلسطین روی می دهد، اما تفاوت های اساسی با آرماگدون دارد. بعضی از این تفاوت ها عبارتند از:

1 – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای است؛ اما نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) با دجال، لزوماً هسته ای نیست.

2 – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند؛ اما در فتنه ی دجال، حضرت عیسی (ع) به عنوان یکی از یاران بزرگ حضرت مهدی (عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدی (عج) آن ملعون را می کشند؛ البته بنابر برخی  روایات،  حضرت عیسی (ع)  به  نیابت  از  حضرت مهدی (عج)  دجال  را می کشند.(244) با توجه به این که در قسمت های قبلی مقاله ذکر کردیم که فراماسونری و خدمتگزار همیشگی اش (صهیونیسم) به احتمال زیاد دجال آخرالزمان هستند، به نظر می رسد که صهیونیست ها و بسیاری از یهودیان،  در سپاه دجال و در لشکر  مقابل  حضرت عیسی (ع)  قرار  داشته باشند، نه در رکاب ایشان. این مطلب، دقیقاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با حضرت عیسی (ع) و نقش ایشان در آرماگدون است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic