Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب اخبار سیاسی

برخی مدام می گویند «نمی شود، نمی توانیم» / تو اگر نمی‌توانی برو کنار بقیه هستند

برخی مدام می گویند «نمی شود، نمی توانیم» / تو اگر نمی‌توانی برو کنار بقیه هستند
گروه سیاست جهان نیوز: حسن رحیم پور ازغدی با حضور در اردوی جهاد اکبر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در جمع دانشجویان سخنرانی کرد.

متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است:

۳۶ سال از ۲۲ بمن ۵۷ می گذرد و امروز چیزهایی را می بینیم ک آن روز حتی تصورش را هم نمی کردیم. جمهوری اسلامی در آستانه چهارمین دهه از عمر خود مرزهای محدود و چارچوب جغرافیایی خود را شکافته و وارد گستره جهانی شده است و حتی در مبانی جغرافیایی، فرهنگی و ایدئولوژیکی جهان اسلام تغییراتی را ایجاد کرده و معادله قوای جهانی را دچار تغییر کرده است.

باید با خود فکر کرد چگونه می شود ملتی که تا قبل از انقلاب در دست کشورهای دسته سوم و دست چهارم قرار داشت چگونه است که امروز تبدیل به ملتی شده که در سطح زندگی مردم جهان تاثیر گذاشته است.

یک زمانی مذهب و مذهبی بودن ننگ بود اما امروز طوری شده که حتی روسای جمهور غرب برای رای آوردن هم باید به کلیسا بروند. یک زمانی دخترها و پسرهای ما سعی می کردند خود را شبیه دختران و پسران غربی در بیاورند. هرچه بی حیا تر و به جوانان غربی شبیه تر، مدرنیزه تر و موقق تر. اما امروز نهضت حجاب از شرق به غرب رفته و طوری در بین این جوانان ایجاد گرایش کرده است که جمعی از کشورهای غربی علیه حجاب قانون گذاشته اند. حتی فرانسه که خود را مهد دموکراسی و نقط آغاز لیبرالیسم و آزادی لباس و.. می داند، از ورود زنان با حجاب به میادین عمومی ممانعت می کند.

حجاب از شرق به غرب رفته و بی حجابی از غرب به شرق آمده و امروز یکی از مشکلات غرب گرایشات مذهبی جوانان آن به اسلام است حتی اسلام تکفیری و وهابی. بیش از بیست تا سی هزار جوان اروپایی آماده گرویدن به گروهک های تکفیری و تروریستی، حتی ورژن های مختلف شیعه و سنی هستند.

هر چند که پشت پرده این گروهک ها رژیم صهیونیستی و غرب وجود دارد اما این جوانان اروپایی و امریکایی به امید اسلام و حکومت اسلامی به این جنگ ها روی می آورند.

سی و چند سال پیش اصلا تصور اسلام خواهی نبود اصلا این چیزها نبود. تفکر مذهبی وجود نداشت، دین ربطی به انقلابی بودن نداشت. اینها هم از تاثیرات واضح انقلاب اسلامی است. این اتفاقات هم بعد از انقلاب اسلامی رخ داد. یک روزی جوانان ایرانی آرزو می کردند که خود را شبیه جوانان غربی در آورند اما امروز این رابطه معکوس شده و جوانان غربی سعی می کنند خود را شبیه جوانان شرقی کنند. ایدئولوژی های مطرح جهان تا قبل از انقلاب تنها چند ایدئولوژی خاص مثل مارکسیسم و فاشیسم و ناسیونالیسم و لیبرال دموکراسی بود. غیر از اینها کسی در دنیا حرفی نمیزد و جوانان انقلابی عضو یکی از این جریانات و یا رادیکال بودند.

آنان که انقلابی تر بودند و دست به سلاح می بردند بیشتر به سمت مارکسیسم و سوسیالیسم گرایش داشتند. جز یک فضای اندک کسی در فضای دانشگاه و فضاهای انقلابی حرفی از مذهب نمی زد.

کار به جایی رسیده است که رهبران مارکسیسم امروز جهان با شنیدن آیات و روایات درباره عدالت اجتماعی، حقوق کارگر، نگاه قرآنی درباره سرمایه داری و... ایستاده برای این روایات کف میزنند و کسی که به او میگفتند چگوارای دو میگفت: اگر ما می دانستیم که خداوند این آیات را دارد حتما مسیر زندگی خود را تغییر می دادیم.

و این در حالی است که بچه حزب اللهی های داخل عکسهای چگوارا را به اتاق خود میزدند. البته روی آوردن جوانان اروپایی خیلی هم از طریق سیاست نیست چرا که آنان در هیچ زمانی اینقدر غیر سیاسی نبودند. در دانشگاه های اروپا و امریکای شمالی چیزی به نام جنبش دانشجویی وجود ندارد. البته قبلا بود اما سرکوب شد. کاری که جنبش دانشجویی خط امامی انجام داد خیلی بزرگ بود.

آن جنبش دانشجویی که در دفاع مقدس جنگید و وارد نهاد های انقلابی شد و بعد هم در لبنان و فلسطین گروه های چریکی ایجاد کردند و گروه های آزادی بخشی به راه انداختند که تازه صدایش دارد در می آید سالهاست که در گمنامی فعالیت می کند.

نزدیک ترین اثر انقلاب اسلامی، انقلاب یمن است که البته به طور کامل تمام نشده و مطمئنا غربی ها مانند کاری را که در سوریه کردند در یمن هم خواهند کرد. اما امروز انقلاب اسلامی پشت سر یمن است و امروز خیلی قوی تر از سی سال پیش شده است.

در لبنان چقدر توطئه کردند، در فلسطین و غزه همین طور. همه می دانند اگر انقلاب اسلامی نبود اینان نمی توانستند پیروز شوند. خودشان هم می گویند کشورهای عربی حتی یک فشنگ هم به ما نمی دادند.

اعراب تماما اسراییل را به رسمیت می شناسند. حتی اخوانی های مصر در زمان مرسی جرات نداشتند به اسراییل بگویند نه و دیدید که اسراییل با آنان چه کرد. فضای جهان عوض شده است. اسناد لانه جاسوسی نشان می دهد امریکایی ها تا نزدیک ۲۲ بهمن باور نمی کردند که انقلاب پیروز شده باشد. شعار الله اکبر و انقلاب اسلامی برایشان قابل هضم نبود. زمستان ۵۶ در همین منطقه از مشهد اولین تظاهرات انقلاب اسلامی رخ داد و در اولین تظاهرات علیه رژیم پهلوی زنان پیشگام تظاهرات بودند. اولین شعار تظاهرات های انقلاب اسلامی، برابری برادری حکومت عدل علی، استقلال آزادی حکومت اسلامی بود. که بعد ها امام در پاریس فرمودند نوع حکومت باید جمهوری مبتنی بر انتخابات باشد. آن موقع دشمنان هنوز نمی دانستند رابطه دین و انقلاب چیست؟ می گفتند تا ۲ماه دیگر یا تا شش ماه دیگر و یا تا دو سال آینده حتما سقوط خواهد کرد.
درجه داران امریکایی بعد ها گفتند که ما فقط از شیعه می ترسیم وحکومت هخامنشی در خاورمیانه در قالب ایدوئولوژی شیعه احیا شده است.

حتی اسراییل اظهار داشته که ما فقط از موشک های ایران می ترسیم.

اینها به ایرانی ها دستور می دادند؛ در خاطرات هایزر آمده است: گروهبان های امریکایی در جشن های باشگاه ها شرکت می کردند و اگر در آن میان به ناموس یکی از درجه داران نظر پیدا می کرد آن افسر باید بدون درنگ با وی همکاری می کرد چرا که ممکن بود بلافاصله پس از آن از درجه خود ساقط شود و با ساواک روبرو شود.

در این سالها مفهوم جهان عوض شد و تاریخ جهان مسیر خود را تغییر داد. حتی مرام سیاسی راه خود را پیدا کرد. دشمنان ما خود معتقدند که مسیر جهان عوض شده، فلسفه سیاسی عوض شده و در شبه جزیره افریقا و هند قدرت اول ایران است. امروز چهار پایتخت عربی از ایران فرمان می برند. حتی امریکایی ها معتقدند چهار پایتخت عربی از ایران تبعیت می کند. به اعراب می گفتند شما نوکر ایرانی ها شدید از ادبیات بد استفاده می کردند تا عرب را تحریک کنند. در حالی که اصلا مسئله نوکری نیست بحث برادری است انقلاب ما هم سرمایه خود را در این راه گذاشت. امام می گفتند همان طور که ضد انقلاب و استکبار جهانی عمل می کند ما هم باید جهانی عمل کنیم.

ما باید خود را آماد کنیم. چند صد هزار نفر از نیروهای خود را در سطح دنیا پخش کنیم تا این پیام را پخش کنند. باید چند صد هزار نیروی فرهنگی و سیاسی در سراسر جهان منتشر کنیم چرا که انقلاب اسلامی تا ۳۰ -۴۰ سال آینده باید در دنیا حرف اول را بزند. چناچه که غربی ها از قرن ۱۸ دنیا را تسخیر کردند، ما هم باید در پنج قاره حضور سیاسی، فرهنگی، منطقی و عقلانی داشته باشیم. البته این حضور باید منطقی و عقلانی باشد معنای نامه رهبری به جوانان اروپایی هم همین است. باید از لاک خود بیرون بیایم.

این ها باید در فضای مجازی و بین مجازی در سطح دنیا پخش شود. باید به جنگ امپریالیسم رسانه ای غرب برویم. حرف های انقلاب در سطح جهان شنیدنی است باید این حرف ها را بیاموزیم و بعد آن ها را ساطع کنیم.

الان مثل این می ماند چند جوان در یک خانه باشند، مدام با هم دعوا می کنند بهانه می گیرند. ما اینگونه شدیم باید بیرون برویم. در این میان تولید نسل هم خیلی مهم است چراکه در غیر این صورت جمعیت ما نصف می شود و دیگر نیرویی برای تبلیغ انقلاب اسلامی نخواهیم داشت. باید جمعیت را تربیت انقلابی کرد. انقلاب ما تا نیم قرن آینده باید به پنج قاره جهان صادر شده باشد.

البته مراد حضور نظامی نیست حضور فرهنگی و سیاسی مد نظر است. باید در چند دهه آینده جهان، جوان مسلمان ایرانی را به طور خاص را بشناسد.

صدور انقلاب به معنی علمی فرهنگی آن است. ما افرادی را داشتیم که چند نفری جهان را تغییر دادند. البته یک عده منفعل از اول انقلاب روبروی امام بودند. بازرگان به امام می گفت شما بنز هستی ما مثل فولوکوس هستیم ما نمی توانیم ما این قدر انقلابی نیستیم. یک عده هم الان در جمهوری اسلامی هستند مدام می گویند نمی شود نمی توانیم.

ما از اینها زیاد داریم. به خود نگاه می کنند می بینند نمی توانند آن را به جمع نسبت می دهند. در حالی که ایران امروز ما ثابت کرده توانسته است. کشور ما در تولید علم ۱۱ برابر متوسط جهانی و سومین کشور در طراحی و ساخت زیر دریایی، یکی از شش کشور جهان در ساخت فضاپیما، یکی از هشت کشور ساخت ناوشکن های پیشرفته، هشتمین کشوری که موشک های با برد بیش از ۲۰۰ هزار می سازد. اینها نمونه ای از هزاران پیشرفت کشور ما در ۳۶ سال پیروزی انقلاب اسلامی است.

البته امروز وقتی این پیشرفت ها را می بینیم به یاد جنگ می افتیم که حتی ابتدایی ترین سلاح ها را هم نداشتیم. حتی یک دوربین دید در شب نداشتیم. سیم خاردار به ما نمی دادند. همه کشورها متحد عراق بودند و ما یکه و تنها در مقابل آنان ایستادیم. وقتی به یاد فرماده مان میافتم که به ما می گفت طوری شهید شوید که لباس های غواصی تان سوراخ نشود بیت المال است و در کنار آن این پیشرفت ها را می بینم قدرت انقلاب را درک می کنم.

دوستی داشتم که از رزمندگان جنگ و جبهه بود و جانباز هم شده بود اما باز هم به خارج از کشور رفت و زیر شکنجه های دشمن تاب آورد تا انقلاب اسلامی را تبلیغ کند. به لبنان رفت تا آنان را آزاد کند. یک انقلاب که همه منتظر بودند تمام شود اینگونه در سطح جهان تبلیغ می شود. از یاد نمی بریم که در زمان جنگ گاهی در عمق سی تا چهل متری رزمندگان به دنبال فشنگ می گشتند. چون مهمات نبود. یا حتی به امید غنیمتی هایی که ممکن بود از دشمن بگیرند می جنگیدند. آن زمان با این سختی ها و محاصره مطلق پیروز شدیم. البته در آن اثنا کسانی هم بودن که گاهی علیه شعار "جنگ جنگ تا پیروزی" موضع می گرفتند و میگفتند تا کی شهید بدهیم؟

امام هم موافقت کردند که شعار عوض شود. ایشان معتقد بودند قرآن می فرماید "جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان". نه کسی مثل صدام. تو اگر نمی توانی بجنگی برو کنار بقیه هستند.

امام در این رابطه می فرماید: دین یعنی کسانی که از قرآن بیعت دارند نبرد را تا آخر ادامه دهند، چنانچه که نبردهای انبیا برای عالم رحمت بود. حتی برای کفار هم رحمت بود چراکه آنان را از فریب بیرون آورد. امام می گوید این شعار ناقص است. اصل شعار اندیشیدن به مبارزه انقلاب است و هرکجا که جنگ باشد ما باید حاضر باشیم. اما اگر انقلابمان را به سراسر جهان صادر کنیم تازه باز در دنیای عصر خود، حق بر باطل پیروز شده، نه در همه تاریخ. قرآن می فرماید نبرد در پیروزی حق بر باطل در سرتاسر تاریخ این رسالت انبیا است. امام هم از انقلاب دائمی حرف می زند. انقلاب رحمت برای همه بشر است. خداوند می فرماید برای توسعه رحمت الهی باید به نبرد جهانی دست بزنیم. باید به فکر همه باشی. ملت ها در آسیا و آفریقای جنوبی تحت ستم هستند حتی در آمریکای لاتین باید ببینید چه خبر است. مثل کرم در آلونک زندگی می کنند در حالی که زیر پایشان از الماس و منابع معدنی پر شده است و سه چهار کشور غربی آن را می برند. قرآن می گوید ما وظیفه داریم در مقابل آن ها بیایستیم و از ظلم جلوگیری کنیم. هرکس بگوید با فاسق مبارزه نکنید این خلاف اسلام است. یکی از دعواهای امام با آن ها این است که این آیات اجتماعی که جهاد یکی از آن هاست برای خواندن است یا عمل کردن. قرآن می فرماید اگر نمی توانید از دلخوشی های دنیا دل بکنید و به دنبال ثروت و کاخ های بسیار هستید، اگر این ها بیشتر از خدا در نزد شما عزیز ترند و از جهاد در راه خدا می ترسید پس بنشینید و به زندگی خود که مثل کرم هاست ادامه دهید و شما فاسق هستید نه عادل. اگر این گونه زندگی کنید مورد رحمت خدا نخواهید بود. ولی خدا هم بیکار نخواهد نشست. آن هایی که با فرمان خدا مخالفت می کنند و می گویند خدا گفته که فقط به فکر زیارت و دعا باشید به آن ها بگو گرفتار انواع مشکلات و فتنه ها می شوند.

فکر نکن اگر دست از مبارزه برداشتی تمام شد. نه آن ها بر شما مسلط می شوند و در عالم آخرت هم عذاب دردناکی بر شما مسلط می شود. امام می گوید چطور شما به قرآن توجه نمی کنید. فکر نکنید کسی که در مسجد الحرام به حجاج آب می دهد و در حرم امام رضا خدمت می کند و در عاشورا سیاه می پوشد، فقط این ها مهم است و این ها جای جهاد و مبارزه را می گیرد! این گونه نیست. نمی شود که یک عده بروند کشته شوند و یک عده بخورند و بخوابند. خداوند می فرماید فکر می کنید عالم اینقدر بی نظم است؟ مادر شهیدی که چهار فرزندش را در راه خدا کشته داده با کسی که جهاد نکرده است مساوی است. حج آمریکایی و حج اسلامی با هم مساوی نیستند. حجی که فقط نماز می آورد و در دعا می خواند با کسی که حج خود را برای امت اسلام می گذارد مساوی نیست.

توجیه مذهبی فرار از انقلاب درست نیست. قدس و کربلایی که زیر سایه آمریکا و اسراییل زیارت شود زیارت نیست، سیاحت است. شما به زیارت نیامدید این فرار از عمل گرایی است.

معمولا سفره های مذهبی ، آداب و تشریفات خاصی دارد. این سفره ها اطعام فقرا نیست بلکه تفاخر اغنیاست. اباالفضلی که امان نامه دشمن را پاره می کند و به فرستاده می گوید تو حتی لیاقت جواب دادن را هم نداری و در حالی که دست راستش قطع شده می گوید تا آخرین لحظه از مکتبم حمایت می کنم. ما با اباالفضل چه کرده ایم و از او چه ساخته ایم. این شده حرف مذهبی که هنگام خاموشی و روشنی چراغ صلوات بفرستند و تنها تفاوت مذهبی ها با غیر مذهبی ها این است که آن ها صلوات نمی فرستند.

ما در روز همه کار می کنیم و پیش خود می گویند مهم نیست چه کردی، در جامعه خود هر طور می خواهی زندگی کن فقط یک متر قبر در حرم امام رضا برای خودت دست و پا کن، آیا مردم فکر می کنند در عمر خود هر غلطی کردند بعد از مرگ به سعادت خواهید رسید؟ مردم ما کبوترها و گنبد امام رضا را می شناسند اما خود امام رضا را نمی شناسند!

امام رضا (ع) می فرمایند:" تلاش بدون حب و حب بدون تلاش ارزش ندارد". این به این معناست که هر چه از خدا خواستید و متوسل شدید اگر تلاش و برنامه ریزی نکنید به نتیجه نمی رسید.

دعا، توکل، اخلاص توجه و حب عشق به آل محمد سرمایه های بسیار بزرگی است که انقلاب ما داشت و بقیه انقلاب های دنیوی نداشتند. انقلابی که در مقایسه با انقلاب های دیگر به لحاظ دنیایی بادست خالی موفق شد، انقلابی بود که به دعا، توکل و حب پیامبر(ص) و اهل بیت ایشان تکیه داده بود.

چند روز پیش رسانه های غربی بیان کردند که چهارمین حکومت شیعی تشکیل شد. اول ایران بعد عراق و سوریه حالا یمن حکومت شیعی تشکیل داده است. البته رسانه های غربی از اعلام این مساله برای تحریک اهل تسنن استفاده می کنند.

واقعیت این است که پیروان اهل بیت بودند که پرچم اسلام و لا اله الا الله را بالا بردند و برای اولین بار پیروز شدند. بقیه مسلمین محب اهل بیت هستند ولی پیرو اهل بیت نیستند.

غرب می خواهد شوق انقلابی گری بین جوانان مسلمان را که داشت به زیر پرچم محبان اهل بیت می آمد و ده ها هزار جوان سنی را شیعه می کرد،کم کند. یکی از دلایل تشکیل داعش همین مساله بود.

غربی ها ورژن وهابی تفکیری ایجاد کردند که موج جوانان مسلمان بیش از این به دامان این انقلاب ملحق نشوند. جنگ را از مرزهای اسرائیل به کوچه خیابان های بغداد و دمشق کشاندند. تا به جنگ داخلی تبدیل شود.

بعد جنگ ۳۳ روزه هزاران هزار سنی شیعه شدند. چون مشاهده کردند پیروان اهل بیت حکومت تشکیل دادند و نهاد سازی کردند. هم انقلاب به قوت قبل باقی مانده است و هم نسل جدید با انقلاب همراه هستند.

غربی ها اما امروز خودشان اذعان کردند که چهارمین حکومت شیعه هم تشکیل شد.

این که فکر کنیم عمل صالح نکنیم حلال و حرام را جدی نگیریم یا بعضی افراد فکر کردند کنار حضرت رضا (ع) دفن شوند این ها اهل بهشت هستند این ها نمی فهمند که هارون هم همین جاست. و هرکس این جا می آید بعد زیارت لعنت به هارون می فرستد. دفن بودن کنار امام رضا(ع) جای عمل صالح ر ا نمی گیرد.

امام خمینی(ره) در مورد مذهب می فرمودند: مذهب را درست بشناسید شیعه و مکتب اهل بیت و قران را درست بشناسید. مذهب مغازه و دکان برای ما نیست. مذهب تکلیف آور است. مذهب راه رشد و سبک زندگی است. مذهب تشریفات نیست. این مذهب می خواهد فضا را برای مستکبرین در سراسر زمین تنگ کند. چنان که نتوانند بیش از این مستضعفین را استعمار کنند. باید بترسند. ما از اهل بیت و سیره انبیا آموختیم که مستضعفین در سراسر جهان باید مجتمع شوند و بر مستکبرین انقلاب کنند و اجازه ندهند حقوقشان را تضییع کنند.

امام خمینی (ره) خطاب به مسلمانان جهان این گونه می گوید: هان ای مسلمانان جهان و ای مستضعفان گیتی آن نظامی که برای شما و تکامل شما و دنیا و آخرت شما و رفع ظلم و چپاول گری از شما و برای تربیت انسانی شما و برای آزادی و استقلال شما از طرف خداوند به پا شده است این نهضت اسلامی است. این انقلاب را خدا در این دوره آورد که مستضعفین عالم را نجات دهد.

ما در ۲۲ بهمن ۹۳ دیگر از مسائل داخلی حرف نمی زنیم از موانع جهانی برای گسترش انقلاب حرف می زنیم. صحبت از انقلاب جهانی و تحولات بزرگ در جهان است. حرف از شعارهای انقلاب از اسلام گرایی و حجاب تا عدالت اقتصادی و تغییر معادله قوا در جهان امروز در پنج قاره عالم در راس همه اخبار، اخبار انقلاب اسلامی است.

همه دنیا امروز می پرسند اسلام چی است؟ می خواهند بداند قران چه می گوید. همه دنیا تشنه شناخت اهل بیت هستند. در سرتاسر عالم روشنفکران دانشگاهی همه می پرسند تشیع کیست؟ شیعه کیست؟ قران و اسلام چیست. ما تبدیل به مساله اول جهان شدیم. چقدر اتاق فکر و اتاق تحلیل در جهان دشمنان ما تشکیل دادند که هنوز بعد سی و پنج سال دارند در مورد این پدیده بحث می کند.

یکی از این مراکز، مرکز مطالعات خاورمیانه است که در مقاله ای در مورد نهضت جهانی اسلام صحبت کرده است. این مساله تحقیقات طولانی چند ساله صد نفر از دانشجویان دکترای و متخصصان بررسی مسایل جهانی و اسلام است. از کسانی که در حوزه فلسفه دین کار کردند تا کسانی که علوم سیاسی کار کردند در این تحقیقات هستند. مرکز مطالعات خاورمیانه که به سیا، پنتاگون، ریاست جمهوری آمریکا و کنگره آمریکا تحلیل ارائه می دهد.

یکی از این مقالات زیر نظر دو شرق شناس و اسلام شناس صهیونیست آمریکایی انجام گرفته که این گونه تحلیل می کند:

" ایالت متحده باید نسبت به منشا مهم این جنبش ها، خشونت و جنبش انقلابی خشنی که برپا شده حساس باشند. باید به رقابت های درون کشورهای مسلمان و شکاف های درون آن ها توجه کنیم. مهم ترین فرصت ما این است که شکاف های بین مسلمین را فعال کنیم که خودشان به جان هم بیفتند در غیر اینصورت اگر این ها کنار هم باشند تکلیف کل غرب یکسره است و ما دیگر هیچ نفوذی در هیچ جای دنیا نخواهیم داشت. قدرت اول جهان می شوند. برای پیشگیری از ائتلاف مسلمانان باید سعی کنیم که از شکاف های مذهبی، قومیتی، نژادی، تاریخی و اقتصادی استفاده کنیم. باید به این نکته توجه کنیم که در چه موقعیت هایی باید سیاست های سازنده داشته باشیم و در چه موقعیت هایی خشن سرکوب کنیم. "

"مداخله غرب فی نفسه منجر به رویارویی در خاورمیانه نمی شود. ولی ما به رهبران آمریکا هشدار می دهیم که با وجود انباشت کینه بین مسلمین که در این ۲۰۰ سال آن ها را تحقیر کردیم و قطعا به بروز تنش های جدی و جهانی منجر خواهد شد و این تشنگی عدالت و جبران تحقیر به اسلام گرایان و در راس آن ها انقلاب ایران امکان داده و امکان را خواهد داد بر موج پشتیبانی عمومی در کل جهان اسلام قدرت را در دست بگیرند. این انقلاب جریان اسلام خواهی بر کل جهان اسلام پیروز خواهد شد و همه نوکران ما سقوط خواهد کرد. یا در این ها هضم می شوند. "

" در عرصه روشن فکری و تصمیم گیری سیاسی و نظریه پردازی ما دچار اغتشاش و سیالیت شدیم. چرا که اسلام سیاسی که تبدیل به بحث داغ در محافل دانشگاهی، سیاست گذاری و حکومتی تبدیل شده است. نهایتا به این جا رسیده است که ما هیچ تفسیر قطعی روشن نسبت به نهضت احیاگری اسلامی نداریم. و بنابراین هیچ پیشنهاد قطعی مشخص واحدی برای شیوه برخورد با اسلام گرایان و با امواجی که انقلاب اسلامی و انقلاب ایران در جهان اسلام ایجاد کرده نداریم."

"ما باید به فقدان اجماع درباره اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی اعتراف کنیم. ما دنبال اجماع هم نیستیم. یک پارچگی هیچ، حداقل انسجامی هم نداریم. "

"۳۰سال است که ادعا داریم این ها تمام شدند در حالی که روز به روز گسترش پیدا می کنند. ما اجماعی نداریم که با این ها چه کنیم. ما یک جامعه انحصاری محدود تک صدا در تصمیم گیری ایالت متحده ایجاد کردیم و تمام تحولات جهان اسلام را طبق فرضیه برخورد تمدن ها تحلیل کردیم اما انگار نخبگان سیاست خارجی ما دچار انجماد شدند و نمی توانند اجتهاد کنند. نمی توانند بفهمند در جزییات چه اتفاقی می افتد. ما تکنیک جدیدی به عقلمان نمی رسد. توفیق چندانی در شناخت و مدیریت نهضت احیای اسلامی نداشتیم. "

"کجا رفته روشنفکری ایالات متحده که می گفتیم ما همه مسایل را تحلیل می کنیم و همه را از راه دور کنترل می کنیم. کدام روشنفکری کدام تحلیل؟ ما این پدیده انقلاب اسلامی را هنوز بعد از سی و پنج سال نفهمیدیم. "

"یک بار با کمونیست ها مقایسه می کنیم . یک جای دیگر با بنیاد گرایان پروتستان داخل غرب و یک وقت با قرون وسطا مقایسه می کنیم. گاهی هم با جریان های روشنفکری جامعه مدنی و بخش غیر دولتی . ولی این تحلیل ها همه ناقص است. ما دو گروه شدیم. یک گروه از سازش گرایی و سازش با حرکت اسلامی حرف می زنند. و می گویند موحی است که نمی شود در مقابلشان ایستاد و باید سوار موج آن ها شویم. "

"یک گروه هم در مورد تقابل با این موج صحبت می کنند ما مدام در رقابت داخلی بین خودمان در سطح نظری و عملی هستیم. راجع به اسلام سیاسی از اصطلاحات متناقض استفاده می کنیم. مقامات دولت بوش یک مسیر را رفتند. بوش کوچک یک مسیر. کلینتون یک مسیر. و تا الات که به اوباما می رسد. مفهوم جنگ های فرهنگی تغییر کرده است. ماهیت نهضت احیاگر اسلامی جهان اسلام از نظر ما یک ماهیت مبهم است و مسائلش کاملا در هم تنیده است. ما راجع به ایران هربار یک تصمیم می گیریم. راجع به عراق به جمع بندی نمی رسیم. راجع به بقیه مسایل کشورهای منظقه هم نمی توانیم تصمیم بگیریم."

"هنوز تکلیفمان با قضیه اسرائیل روشن نیست. همه ما خط قرمز خود را اسرائیل قراردادیم. ولی خودمان هم کم کم می فهمیم اسرائیل را نمی توان نگه داشت. هیچ وقت اسرائیل مثل امروز ضعیف نشده بود. مشروعیتش به کلی زیر سوال رفته است. عملا اسلام گرایان بر حوزه های سیاست های غرب تاثیر می گذارند. ما در مورد آن ها اجماع نداریم. اما انقلابیون اسلام گرا در مورد ما و اسرائیل اجماع دارند و در حال ایجاد اجماع جهانی هستند. "

"ما در چرخه های حاکمیت خودمان گیر کردیم. نرسد روزی که مثل ۲۲ بهمنی برسد همانند غروب بیست و دو بهمن ۵۷ که ما فهمیدیم در ایران غروب کردیم، احساس کنیم در جهان اسلام غروب کردیم و تمام ایادی و ظرفداران ما از قدرت برکنار شوند. "

گزارش تصویری چهارمین و پنجمین روز سیزدهمین اردوی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل؛ «جهاد اکبر»

قبلا می گفتند تمام مشکلات از شاه و تمام بدبختی ها از خواست خدا بوده است که از قبل تقدیرش را اینچنین نوشته است. قبلاً می گفتند توکل بر خدا یعنی همه کار در دست خدا و راحت باش اما بعد گفتند که توکل یعنی به وظیفه خود عمل کن و از هیچ چیز نترس. مفهوم فعالانه پیدا کرد و نه انفعالی.

صبر را به این معنی به کار می بردند که هرکاری کردند تحمل کن. اما صبر به معنی مقاومت است و نه این که ضعیف باشی. رزق هم همین طور. به این معنی به کارگرفته می شد که اگر آن ها در آن سر دنیا می خورند رزقشان است. اما این صحیح نیست. خدا فرمودند که ما به همه رزق دادیم. اگر یک عده ای پرخوری کردند و یک عده گرسنه باشند این معنی صحیح نیست که بگوییم خدا به آن ها داده است و به این ها نه. خدا رزق خود را به همه می رساند. خدا رزق خود را به همه می رساند. یکی درست استفاده می کند و دیگری نه.

انتظار فرج را به این معنی تعبیر کرده بودند که فرد هیچ کار نکند تا آقا بیاید. اما گفتند نه و تا پیروزی و عدالت مطلق در مسیر آن فرج الهی در حد توان باید عمل و حرکت کرد.

همینطور درمورد زهد می گفتند هر بلایی سرت آمد به فقر راضی باش. آن را با فقر اشتباه گرفتند.

نکته آخر را بسنجیم این که اسلام سیاسی شکاف عشق و عقل برداشته شد. یک عده عاشق بت خانه و عده ای عاشق مسجد و هردو درست است و بروند راحت باشند. مانند زمانی که می خواهی دو کودکی را که هرکدام حق را به خودشان می دهند آرام کنی می گویی که هردوی شما درست می گویید.ملکه انگلیس تمام ساختمان های مجللش از پول خون ملت جهان آوار کرده اند. از هند غارت کرده. وقتی وارد معبد آن ها شد برای ادای احترام کفشش را هم در آورد و رو به مجسمه موش خم شد و گفت به همه مذاهب احترام می گذارد و بعد با خنده ای سوار ماشینش شد و از آنجا فاصله گرفت و گفت به غارت آنجا ادامه دهید.

اما حالا اسلامی مطرح شده که هم معرفت و هم انقلابی گری هر دو با هم دارد. ما یک فرهنگ اسلامی داریم یک بعد عقل و یک بعد عرفان و یک بعد سیاست و اقتصاد که چه کسی و چگونه بر جهان حکومت کند.تعقل در خدمت احساس نیست.جامعه کینه توز و ایدیولوژی بسته یک جامعه اسلامی نیست بلکه جامعه غرب است. خواستند بگویند که قرآن نظم ندارد و هیچ جا واضح موضع نمی گیرد و لذا طوری حرف بزنید که همه خوششان بیاید. موضع روشن نداشته باش. موجودی بدون جهت که هر زمان که لازم شد به آن جهت می دهیم. هدف نهایی آخرت است اما دنیا مزرعه آخرت است. شما دارید از دنیا عبور می کنید ولی اگر آخرت درست است باید به شیوه درست مبارزه کرد و آن ها گفتند به زور دارند زور می گویند و ایدیولوژی ممکن و مطلوب نیست.

این ها بارها گفتند که وقتی انقلاب شروع شد شاه و صدام را قربانی کردند .گفتند ما از گرگ کوچک شما را نجات می دهیم درحالی که خود گرگ بزرگتر بودند. اسم نزاع اسلام و استکبار، توحید و کفر و شرک، مستضعف و مستکبر را گذشتند دعوای دموکراسی و ترور، دعوای امید با نفرت، دعوای آزادی با استبداد و گفتند ما در المپیک ۷۲ چهارتا کشور دموکراتیک داشتیم، اکنون ۱۲۰ کشور دموکراتیک هستند. کدام کشور دموکراتیک؟ کشورهایی که در هیچکدام از آن ها دموکراسی واقعی وجود ندارد فقط اسم دموکراتیک گذاشتند. به آن رییس جمهورشان بوش بعد از آن که آن جنگ ها را به راه انداخت گفتند که آخرین کتابی که خواندید خیلی خوشتان آمد چه بود گفت من اصلاً کتاب نمی خوانم. اینان می شوند جلو ویترین تصمیم گیران جهان و البته پشت ویترین کمپانی های سرمایه داری اند تحلیل هایش هم همین هایی است که عرض کردم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

زرشناس: "رحیم‌پور ازغدی" قلب نئولیبرالیسم را هدف گرفته است

گروه فرهنگی «نسیم»- شهریار زرشناس، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی طی یادداشتی شفاهی که در اختیار «نسیم»، قرار داد به بررسی روند سخنرانی های اخیر "حسن رحیم پور ازغدی" به عنوان سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه و مباحث پیش آمده در این خصوص، پرداخت.

در ادامه متن کامل این یادداشت شفاهی تقدیم خوانندگان می شود.

 

رحیم پور، اندیشمندی پاک باخته و ژرف اندیش

در ابتدا باید بگویم که استاد رحیم پور ازغدی را بیش از بیست سال است که می شناسم، وی یک انسان اندیشمند، ژرف اندیش، پاک باخته و معتقدند و از همان زمانی که اولین آشنایی را با وی داشتم درک کردم که بسیار هوشمند، نقاد، نکته سنج و نکته بین است و تسلط ایشان بر مبانی نظری، روایی و فقهی بسیار برایم جذاب و دلنشین بود که از محضر او چیزهای بسیاری یاد گرفتم.

اعتقادم این است که رحیم پور ازغدی، یک استاد برجسته نظریه پرداز در قلمرو انقلاب اسلامی و یکی از سرمایه های گرانقدر ما است و من تاسف می خورم که ما چرا نباید به این سرمایه ها میدان دهیم و بالعکس آنها را تضعیف کرده و مورد حمله قرار می دهیم.

رحیم پور، یک اندیشمند انقلابی است، ما از این سنخ اندیشمندان که هم انقلابی باشند و هم از متن حوزه های علمیه و اسلام فقاهتی برخاسته باشند و هم به این اسلام فقاهتی به شدت متعهد و ملتزم باشند و هم شجاع و جسور باشند بسیار بسیار کم داریم؛ او در این زمینه سرآمد و چهره برجسته است.

 

"اقتصاد شبه مدرن"، اقتصادی ضداسلامی است

اما در خصوص مباحث ایشان در نماز جمعه باید عرض کنم به نظرم صحبت های استاد رحیم پور ازغدی کاملا درست است، ما میراث دار یک انقلاب اسلامی هستیم و می خواهیم آن را تداوم ببخشیم. این انقلاب بی دلیل اسلامی نامیده نمی شود، تمام شاکله حکومتی و مدنی که این انقلاب می خواهد ایجاد کند به هر حال باید اسلامی باشد اگر نباشد که اصلا وجه اسلامی آن معنایی ندارد و یکی از مولفه های بنیادین یک مدینه اسلامی در این دوران که من نام آن را «مدینه اسلامی دوران گذار» می نهم، وجود یک اقتصاد اسلامی است؛ اگر نظم اقتصاد و معاش ما مبتنی بر یک صورت بندی اسلامی نباشد در قلمروهای دیگر بی تردید دچار مشکل خواهیم شد و انقلاب تدریجا دچار مشکل و استحاله خواهد شد.

بنا بر این رحیم پور خطر را به درستی احساس کرده است. امروز در شرایطی قرار داریم که طیف تکنوکرات ها و بروکرات های نئولیبرال نظیر "حزب کارگزاران" که صراحتا به لیبرال بودن خود اعتراف دارند؛ پس از سال 68 به صورت جدی، مصمم و بنیادین اقتصاد ما را بر مبنای اقتصاد شبه مدرن بازسازی کردند.

اقتصاد شبه مدرن یک اقتصاد یقینا ضداسلامی است چون این اقتصاد ناعادلانه، سرمایه سالار، فارغ از توجه به بنیادهای اخلاقی دینی و وابسته است که ما را به نظام جهانی سلطه وابسته می کند و به نوعی مقوم این وابستگی است؛ بنا بر این اقتصاد شبه مدرن هم استقلال ما را می گیرد هم عزت ما را لگدمال می کند، هم هویت دینی ما را نابود می کند هم مانعی جدی در مقابل تحقق آرمان های انقلاب است.

اگر ما بنا داریم به سمت آرمان های انقلاب برویم یقینا مسیر این اقتصاد فعلی را باید دگرگون کنیم در این تردیدی نیست و این تاکید حضرت آقا بر اقتصاد مقاومتی، یک روایتی از صورت اقتصادی است که ما باید بر مبنای اندیشه ها و ارزش های اسلامی باید بسازیم که با مستقل از میراث اقتصادی شبه مدرنی باشد که رژیم پهلوی و استعمار غرب برای ما ایجاد کردند.

اگر بنا بود اقتصاد سرمایه داری داشته باشیم، چرا انقلاب کردیم؟

یک جریان بسیار نیرومند از نظر سیاسی در داخل کشور وجود دارد که دارای رسانه ها و تریبون های مختلف است و متاسفانه در بدنه نظام نیز نفوذ دارد و به خصوص چندین سال است که قوه مجریه یا مطلقا یا تقریبا در اختیار این طیف بوده است. این جریان به طور جدی می خواهد که اقتصاد شبه مدرن ما را تحت عناوین مختلف بازسازی کنید، عناوینی نظیر این که "ما باید به استانداردهای بین المللی اقتصادی توجه کنیم"، "از عقل جمعی دنیا باید تبعیت کنیم"، "روایات اسلامی به درد انقلاب کردن می خورند اما به درد حکومت نمی خورند" و سخنانی از این دست که استراتژیست های رده بالای ما در برخی قوای حکومتی این موارد را بیان می کنند، آشکارا از ضرورت پیوستن و مستحیل شدن ما در نظام جهانی سلطه سخن می گویند، به صراحتا از این می گویند که ما باید قوانین و معیارهای جهانی را بپذیریم، اگر بنا بود که ما این معیارها را قبول کنیم که چه نیازی به انقلاب داشتیم؟ مگر رژیم شاه کم و یا بد این دستورات نظام جهانی سلطه را اجرا می کرد و آیا مگر قصدی غیر از همین اجرای دستورات اربابان دنیای مدرن داشت؟ با این حساب چرا انقلاب شد و چرا خواستیم که بر مبنای اسلام فقاهتی حکومت و جامعه خود را تشکیل دهیم؟

میراث و محصول آقایان غرب زده شبه مدرن چه چیزی بود؟ آیا جز تحکیم وابستگی، اسارت و نابودی ما و مگر جز فقر و مذلت برای توده مردم بود؟ این آقایان همین الان دوباره با ادبیاتی به ظاهر اسلامی و با استفاده از تعابیری عامه پسند نظیر "تعامل با دنیا"، "دشمن تراشی نکنیم"، "مذاکره برد-برد" و از این دست تعابیر که می تواند یک عقل ساده اندیش را فریب دهد، در حال بازسازی و تئوریزه کردن هضم شدن در نظام جهانی سلطه و پذیرفتن احکام و دستورات و مدل نظام جهانی هستند و دور شدن از موازین و معیارها و تفکر اسلامی را به ما القاء می کنند و چون می خواهند برای این اقدامات خود بسترسازی کنند دو بستر فرهنگ و اقتصاد را انتخاب کرده اند و روی آن فعالیت جدی می کنند.

در اقتصاد با همین حرف هایی نظیر این که ما راهی نداریم و باید به سرمایه داری جهانی و یا به قول خودشان نظام جهانی بپیوندیم، یک طبقه سرمایه داری سکولار در ایران به وجود آوردند و آن را تا حدی با نظام سرمایه داری جهان پیوند زده اند در فرهنگ نیز همین اقدامات را در قالب جنگ نرم و شیوه های تهاجم فرهنگی جلو می برند.

 

برخی با شعار "آزادی" به دنبال خفقان هستند

استاد رحیم پور بانگ بلند وجدان بیدار عدالت طلب اسلامی است که از دل آرمان های انقلاب در آمده است. ایشان به درستی انتقاد می کنند ما نباید بگذاریم که منطق سودمحور و سودسالار سرمایه داری مدرن و شبه مدرن بر مناسبات اقتصادی ما حاکم شود و ما این مناسبات ظالمانه را تطهیر و توجیه کنیم و هر کسی هم که از عدالت اسلامی صحبت کرد بگوییم که تو داری نظم و نظام را بهم می ریزی، دولت را زیر سوال می بری و با این بهانه ها او را کنار بگذاریم؛ اگر بنا بود این دست اقدامات صورت بگیرد رژیم شاه بسیار بهتر بلد بود که این کارها را انجام دهد؛ متاسفم از این که عده ای با شعار آزادی سعی دارند خفقان ایجاد کنند و دهان منتقدان را ببندند.

بنده خطر یک جریان تکنوکرات بروکرات لیبرال که متاسفانه ظاهر مذهبی دارد را احساس می کنم، این جریان از برخی تعابیر مذهبی سواستفاده می کند ممکن است برخی چهره های با ظواهر مذهبی هم بین آنها باشند اما اینها دانسته یا نادانسته باطن های نئولیبرال دارند و نئولیبرالیسم کارگزار ایدئولوژیک سرمایه داری است.

 

رحیم پور، قلب نئولیبرالیسم را هدف گرفت

رحیم پور، قلب این ماجرا را هدف گرفته و به درستی هم شناخته، هوشمند و زمان شناسی ایشان مثل همیشه باعث شده که به میدان بیاید و آفرین به او، باید از رحیم پور ازغدی حمایت و جریان های اصیل انقلابی را تقویت کرد و جلوی ترکتازی جریان تکنوکرات بروکرات های نئولیبرالیستی که ظواهر مذهبی دارند و باطن آنها همان تسلیم شدن به نظام جهانی سلطه است را گرفت و گرنه این ها همه آرمان ها، ارزش ها، دستاوردها و میراث انقلاب اسلامی را به باد خواهند داد؛ بنا بر این همگی وظیفه داریم با تمام توان از آقای حسن رحیم پور ازغدی دفاع کنیم و یاور وی در این مبارزه مقدس باشیم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

سیاست خارجی دولت تدبیر و امید، دامن فرهنگ را نیز گرفت/ چرا تنها جشنواره ضدصهیونیستی ایران تعطیل شد؟

تعطیلی جشنواره فیلمسازان و متفكران مستقل كه دو-سه سالی بود تحت عنوان «افق نو» و با دبیری «نادر طالب‏زاده» برگزار می‏شد ظاهرا بیش از آن كه در داخل بازتاب داشته باشد و مورد بحث واقع شود در خارج از ایران و به خصوص در رژیم صهیونیستی بازتاب داشته است. 

در همین زمینه دو روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» و «یدیعوت آهارونوت» به خبر تعطیلی کنفرانس ضدصهیونیستی افق نو پرداخته‏اند و علت این مساله را نیز رویکردهای جدید دولت ایران در قبال غرب بیان کرده‏اند.

روزنامه «یدیعوت اهارونوت» درمورد ماهیت كنفرانس «افق نو» مدعی شده است كه: «وقتی این کنفرانس  برای اولین بار در سال 2005 برگزار شد احمدی نژاد سخنان خود مبنی بر محو شدن اسراییل از  روی نقشه را مطرح کرد.»
 
این نشریه همچنین اعلام کرده است که وزارت خارجه ایران به علت تحت الشعاع قرار گرفتن سیاست خارجی ایران در برابر غرب با برگزاری این کنفرانس مخالفت کرده است.
 
 
این در حالیست كه علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از این در مصاحبه‏ای اعلام كرده بود كه وزارت فرهنگ با برگزاری این كنفرانس مشكلی ندارد و حتی از آن حمایت نیز می‏كند. وی پیرامون «افق نو» و اینکه چرا این جشنواره برگزار نمی‌شود عنوان کرده بود كه وزارت ارشاد باعث تعطیلی «افق نو» نبوده است و مشكلات پیش آمده نیز از جای دیگری بوده: «متولی این جشنواره ما نیستیم ولی باید به اجرای آن کمک کنیم. ما هیچگاه درصدد تعطیلی آن نبودیم و اگر هم تعطیل شده از جانبی دیگر بوده است.»
 
«نادر طالب‌زاده» دبیر جشنواره بین‌المللی «افق‌نو» نیز درباره علل تعطیلی این جشنواره از سوی مسئولان گفته است كه: «واقعیت این است که من هیچ علتی در ورای این تعطیلی ندیدم و متاسفانه توضیحی به ما داده نشده که چرا جلوی این امر گرفته شده است؛ اینکه فعالان سیاسی ضدصهیونیست و نخبگان می‌آیند تهران اشکالش چیست؛ ما نفهمیدیم.»
 
 
وی افزوده است: «این جشنواره قوی‌ترین کنفرانس ضدصهیونیستی ایران است و ۷۰ میهمان در هر دوره داشتیم و سه بار تاکنون برگزار شده و دستاوردهای رسانه‌ای آن بیشتر از هر کنفرانس ضدصهیونیستی ایران بوده است چراکه کارشناس‌های آن ۵۰ تا ۷۰ درصد آمریکایی و نویسندگان، مولفان و اساتید دانشگاه‌ و اهالی رسانه مشهور بودند و انتقاد آنها بیشتر معطوف به انتقاد از حمایت آمریکا از اسرائیل است و مقالات آنها موجود است. سابقه این کنفرانس‌ها هست؛ مقالات افراد حاضر در آن نیز هستند اینها چه اشکالی دارد من متوجه نمی‌شوم؛ آنچه که مسلم است این است که توقف جشنواره افق نو حرکت بسیار اشتباهی است و حقی است که به گردن جمهوری اسلامی می‌ماند که شما نخبگانی ضدصهیونیستی و ضدسیاست‌های خارجی آمریکا را می‌توانستید دعوت بکنید و از آنها استفاده بکنید و نکردید.»
 
دبیر جشنواره «افق‌نو» تعطیلی این جشنواره را «فاجعه» توصیف کرده است و گفته است كه:«این درست نیست وقتی می‌توانید چهره‌هایی چون فیلیپ جراردی، مایکل جونز و سناتور گراول را بیاورید، آنها را نیاورید و اینها کسانی بودند که هنگامی که برگشتند در رسانه‌ها تاثیر گذار بودند و مثلاً سناتور گراول در مجله فارین پالیسی مطلبی منتشر کرد و متاسفانه دوستان اولین کاری که کردند تعطیل کردن این جشنواره بود.»
 
وی همچنین در پاسخ به اینکه آیا با تعطیلی «افق نو» احتمال برگزار نشدن کنفرانس مهم «هالیوودیسم» نیز وجود دارد، گفت: اگر این اتفاق بیافتد و افق نو برگزار نشود بنده دیگر اقدامی برای هالیوودیسم نخواهم کرد.
 
 
در همین زمینه «احمد اسفندیاری» معاون بین‌الملل سازمان بسیج نیز در انتقاد به تعطیلی جشنواره «افق نو» گفته است: «انتقاد از سیاست‌های جنایتکارانه و ضد بشری آمریکا و صهیونیسم باید ادامه داشته باشد و ایران اسلامی به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با استکبار جهانی پیشتاز برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌هایی است که اندیشمندان مستقل بتوانند صدای خود را به  جهانیان برسانند. همایش‌های سیاسی بین‌لمللی که در ایران برگزار می‌شود در واقع برای رساندن صدای کسانی است که سیطره رسانه‌ای غرب آنان را در بایکوت خبری و رسانه‌ای قرار داده است.»
 
اسفندیاری افزوده است كه: «جشنواره بین‌المللی فیلم سازان مستقل افق نو (New Horizon) می‌بایست برگزار گردد چرا که استقبال پرشور فیلم سازان مستقل حدود 70 کشور در سال گذشته نشان داد که حرف‌ها و انتقاد های  فراوانی به روش‌های استکباری دولت‌های امپریالیسم وجود دارد که جایی برای بازتاب ندارد و ایران اسلامی بهترین مکان برای انتشار صدای محرومین و مستضعفین جهان است. شنیدن شایعه عدم برگزاری  جشنواره  فیلم سازان مستقل با موضوع هالیوودیسم که ضد سیطره رسانه‌های استکباری تلاش می‌کنند به بهانه رفع تنش در روابط ایران و آمریکا دردآور است.»
 
وی همچنین افزوده است: «در سال گذشته نیروهای امنیتیFBI پیش از پرواز شهید مالکوم شباز نوه رهبر معروف مسلمانان آمریکا مالکوم ایکس به تهران، وی را دستگیر کردند تا شهید مالکوم شباز نتواند برای شرکت درهمایش  هالیوودیسم به ایران سفر کند و این اهمیت این گونه همایش‌ها را نشان می دهد، این شهید بزرگوار مدتی بعد به طور مشکوک به شهادت رسید.»
 
با این توصیفات به نظر می‏رسد رویكردهای سیاست خارجی دولت تدبیر و امید دامن فرهنگ را نیز گرفته است و تا اطلاع ثانوی فعالان فرهنگی انقلاب حق هیچگونه كار فرهنگی علیه منافع آمریكا و غرب را نخواهند داشت. چیزی كه اساسا یكی از رویكردهای اصلی فرهنگ انقلاب است. باید منتظر ماند و دید كه این رویكردها تا چه موقع ادامه خواهد داشت و تا چه زمان وزارت خارجه قادر به تعطیلی امور مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

آغوش باز آمریکا بوی سیلی می‌دهد

وزیر سابق اطلاعات گفت: ارزیابی رفتار آمریکا در طول این 35 سال نشان می‌دهد که حتی اگر آمریکا آغوش خود را برای ایران گشاید هدفش از این آغوش باز، سیلی زدن به این نظام است.

به گزارش خبرگزاری فارس ،حجت‌الاسلام حیدر علی مصلحی در مراسمی که به مناسبت روز پیشکسوتان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سپاه ناحیه مقاومت امام صادق(ع) برپا شد، اظهار داشت: خداوند در سوره توبه مشکل منافقان را دنیا طلبی و حضور نیافتن در جبهه های جهاد بیان می کند.
 
وی با اشاره به اینکه افرادی که به جبهه های جهاد می‌روند با معارف دین آشنا می‌شوند، افزود: به همین دلیل است که رزمندگان هشت سال دفاع مقدس اشباع از معارف دین بودند.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا کنون در مسیر ولایت گام برداشته و این جای شکر گذاری دارد، تصریح کرد: پاسداران و پیشکسوتان سپاه باید از خدا بخواهند که بتوانند در این مسیر پر افت و خیز ثابت قدم بمانند.
 
* نهج البلاغه، بهترین منبع دشمن شناسی
 
وی در مبحث دشمن شناسی از دیدگاه امام علی (ع) اشاره ای به نهج البلاغه کرد و ادامه داد: با توجه به اینکه نهج البلاغه گردآوری شده نامه، خطبه و کلمات قصار امام علی (ع) در زمانی که زمام حکومت را در دست داشتند است، نهج البلاغه می‌تواند بهترین منبع برای دشمن شناسی برای مسلمانان باشد.
 
مصلحی انقلاب اسلامی ایران را بی همتا دانسته و عنوان کرد: افرادی که این نظام و انقلاب را با انقلاب و نظام دیگر کشورها مقایسه می‌کنند به یقین در حال پیمودن مسیر اشتباه هستند.
 
وزیر سابق اطلاعات راجع به مفهوم ولایت با اشاره به اینکه واژه ولی دارای 70 معنا است، بیان داشت: با توجه به بار معنایی که عبارت ولایت فقیه دارد نمی توان این جایگاه را با هیچ جایگاه دیگری در دنیا مقایسه کرده و این مسئله‌ای است که استکبار به هیچ وجه دست از آن بر نمی‌دارد.
 
* سخنان اخیر اوباما بوی براندازی می‌دهد
 
وی اشاره‌ای به سخنرانی اخیر اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل متحد کرد و ابراز داشت: اگر با دید منطقی به این سخن اوباما که «ما قصد براندازی نظام ایران را نداریم.» نگاه شود بیانگر این است که در مفهوم این سخن قصد براندازی نهفته است چرا که این نظام و حرکت آن با هیچ یک از معادلات جهانی همخوانی ندارد.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمنان این انقلاب هر روز در حال طرح ریزی علیه آن هستند، متذکر شد: ارزیابی رفتار آمریکا در طول این 35 سال عمر انقلاب اسلامی مسائل بسیاری را مشخص کرده و نشان می‌دهد که حتی اگر آمریکا آغوش خود را برای ایران گشاید هدفش از این آغوش باز، سیلی زدن به این نظام است.
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به اینکه امام علی (ع) در 5 سال حکومت خود با انواع فتنه مقابله کرد، تأکید کرد: با دقت در نهج البلاغه در می یابیم که فتنه هایی که امام علی(ع) با آنان مواجه بوده تطابق کامل با فتنه هایی است که ما در این 35 سال با آنان مواجه بوده ایم، دارد.
 
وی با بیان اینکه همه دشمنان این نظام بر یک مسئله مشترک وحدت دارند، عنوان کرد: گویی شیطان همه احزاب و یاران خود را برای مقابله با اسلام گرد هم آورده است و وجه مشترک فردی که کمی با ولایت زاویه دارد با اسرائیل دشمن صد در صد این نظام و ولایت این است که هر دو با این نظام مخالف بوده و با یکدیگر تقسیم کار کرده اند.
 
* تقسیم کار رسانه دشمن در ایجاد ملاقات میان روحانی و اوباما
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به مقاله عالیجناب سرخ پوش و نویسنده آن تشریح کرد: امروز باید دید که این نویسنده در چه وضعیتی قرار دارد که این نمایانگر حلقه‌های گوناگون یاران شیطان است که چگونه با نظام مقابله می‌کنند.
 
وی در خصوص درخواست ملاقات اوباما با حسن روحانی یادآور شد: تقسیم کار رسانه های استکبار و برخی از رسانه های داخلی در فضا سازی رسانه‌ای که از چند هفته پیش از این سفر آغاز شده بود قابل تأمل و توجه بوده و ما باید توجه به شکل گیری و سازماندهی دشمن داشته و تقسیم کار آنها را رصد کنیم.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن همواره از روش های مختلف در صدد آسیب رساندن به این نظام بوده، خاطرنشان کرد: یکی از این روش ها فشار وارد کردن در مسائل اقتصادی بوده و بدانید که دشمن به این راحتی دست از سر اعمال تحریم ها بر نمی‌دارد.
 
وی با توجه به اینکه امام علی(ع) یکی از حربه های دشمن را استفاده از چهره های مقبول می‌داند، گفت: همانگونه که طلحه و زبیر در جنگ جمل عایشه همسر پیامبر را به میدان جنگ و در صف باطل قرار دادند، امروز نیز دشمن از چهره های مقبول این نظام برای توجیه رفتار خود استفاده می‌کند.
 
*یهود؛ دشمن همیشگی مسلمانان
 
وزیر سابق اطلاعات اشاره‌ای به نقش یهودیان در مقابله و دشمنی با اسلام کرد و گفت: با توجه به اینکه طلحه و زبیر از نخستین بیعت کنندگان با امام علی (ع) بودند و حتی زبیر تنها فردی بود که در جریان سقیفه برای احقاق حق علی (ع) شمشیر کشید، اما همین طلحه و زبیر به وسیله معاویه فریب خورده و باید توجه داشت که معاویه نیز از درباریان یهودی خود دستور می‌گرفته است.
 
وی با اعتقاد بر اینکه دشمن همواره به دنبال ایجاد شبهه است تا باطل را شبیه حق جلوه دهد، افزود: کافی است مروری بر اقدامات دشمن داشته و در رسانه های دشمن یک هزار خبر درست گفته می شود تا بتوانند یک خبر نا درست را به نتیجه برسانند.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن همواره از نا آگاهی مردم سو استفاده کرده است، تصریح کرد: کاهی مردم به دلیل گرفتاری های روزانه دچار نا آگاهی می شوند و دشمن از این نا آگاهی سوء استفاده کرده و بهره برداری می کند.
 
وی بر اساس فرمایشات امام علی (ع) مسیر ولایت را مسیر کم رفت و آمدی دانسته و ادامه داد: در هشت سال دفاع مقدس تعداد شهدای خانواده ها افزوده می شد، اما تعداد خانواده های شهید افزایشی نداشت که این مسئله خود قابل تأمل است.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه یکی از حربه های دشمن ایجاد تبلیغات انبوه بوده و امام علی (ع) فعالیت‌های تبلیغی دشمن را مانند ایجاد رعد و برقی می داند که بارندگی آن اندک است، اضافه کرد: امروز می توان فضا سازی رسانه ای و استفاده ابزاری از مقدسات را می توان از سوی دشمن دید و از سوی دیگر همین فضا سازی تبلیغاتی و درهم و دینارهای بنی امیه سبب انحراف خواص جبهه حق نظیر زبیر شد.
 
* هشدار از خطر دشمن حتی پس از صلح
 
وی راه مقابله با دشمن را هوشیاری در برابر آن دانسته و بیان داشت: هیچ گاه نباید دشمن را کوچک شمرده بلکه باید پیوسته تمام حرکات دشمن را مد نظر قرار داده و لحظه‌ای از آن غافل نشد و این مسئله به حدی بوده که حتی امام علی (ع) مردم را از دشمن حتی پس از پذیرش صلح بر حذر داشته و معتقد بودند که فردی که به دشمن حالت خوش بینی پیدا می کند باید خود را متهم کند.
 
مصلحی راه دیگر مقابله با دشمن را تبیین دانسته و ابراز کرد: با توجه به اینکه امام علی (ع) در نهج البلاغه خود سراسر به تبیین گری و تشریح ابعاد مختلف دشمن پرداخته است، ما نیز نیاز به تبیین مباحث برای جامعه داریم.
 
* بیان نرمش قهرمانانه مدیریت الهی ولی فقیه را مشهود ساخت
 
وی با بیان اینکه یکی دیگر از راهکار های مقابله با دشمن گرفتن بهانه از اوست، متذکر شد: در این رابطه رهبر معظم انقلاب بحث نرمش قهرمانانه را مطرح کردند که البته سابقه تاریخی نیز دارد.
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به اینکه محدوده نرمش قهرمانانه در بعد روابط خارجی معنا می‌یابد، تأکید کرد: زمانی که رهبر معظم انقلاب این بحث را مطرح کردند بسیار دقیق بوده و با ابراز آن مدیریت دقیق و حکیمانه الهی ولی فقیه معنا یافت.
 
مصلحی با بیان اینکه نباید در نرمش قهرمانانه از هدف و مقصود خود و حریف غافل شد، ابراز داشت: بلکه باید در این نرمش نقاط ضعف و قوت دشمن را برای ضربه زدن شناخته و غافل نشویم که حریف ما کیست و چه کسی بوده است.
 
وی با اشاره به اینکه امروز برخی بی شرمانه و وقیحانه نرمش قهرمانانه را به صلح امام حسن(ع) یا حتی صلح حدیبیه تشبیه می کنند، تشریح کرد: این تشابه آنها با فرمایشات رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند «هر که در برابر رژیم صهیونیستی بایستد ما نیز پشت سر او خواهیم ایستاد.» در تضاد بوده و ایشان در ادامه نرمش قهرمانانه تأکید بر تقویت اقتدار جمهوری اسلامی دارند.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه شرایط امروز یاران در برابر شرایط امام حسن(ع) در زمان صلح قابل قیاس نبوده و ایران امروز در اقتدار به سر می برد، یادآور شد: تشبیه نرمش قهرمانانه به صلح امام حسن(ع) یا صلح حدیبیه هدف دشمن بوده و دشمن در نظر دارد تا با این روش خود را از بن بست‌ها نجات دهد.
 
مصلحی با توجه به اینکه برخی معتقد به نوشیدن جام زهر دیگری هستند، خاطرنشان کرد: این افراد بدانند که پذیرش قطع نامه به دلیل ناتوانی در مقابله با دشمن نبود بلکه سستی مسئولان و اختلافات داخلی سبب شد تا امام(ره) مجبور به پذیرش قطع نامه شده و به همین دلیل از آن به عنوان جام زهر یاد کردند.
 
* دشمن در پی زنده کردن فتنه 88 در 24 خرداد بود
 
وی با توجه به اینکه امروز نباید از اقتدار ایران در عرصه جهانی غافل شد، گفت: ما پیشرفت‌های علمی بسیاری در زمینه های مختلف داشته ایم که به دلیل مسائل امنیتی قادر به افشای آن نیستیم، اما این پیشرفت‌ها به حدی است که آرامش دشمنان این نظام را به هم ریخته است.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن برای انتخابات 24 خرداد برنامه ریزی سنگینی داشت تا فتنه 88 را دوباره به نتیجه برساند، اضافه کرد: حلقه داخلی و خارجی دشمن به شدت در این باره برنامه ریزی کرده بودند، اما خواست خدا و هوشیاری رهبر معظم انقلاب و سخنان حساب شده و دقیق ایشان در قبل، بعد و روز انتخابات نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرد.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب به همین دلیل برگزاری این انتخابات را در کمال امنیت خواندند، اذعان داشت: با وجود اینکه طراحی به نحوی بود که همه ایرادات فتنه 88 از نظر دشمن برطرف شده بود، اما به خواست خدا ما حتی در آن زمان شاهد مسائل طبیعی که در انتخابات گذشته رخ می‌داد، نبودیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

چه دادیم و چه‌گرفتیم؟!


پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛
1- سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه‌های بعدی ایشان با رسانه‌های آمریکایی، اگرچه در برخی از موارد که به آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت، خالی از کاستی نبود ولی در مجموع می‌توان اظهارات جناب روحانی را در تاکید بر سیاست‌های کلان نظام، حمایت و دفاع از حقوق مردم شریف ایران و استدلال‌ها و مستنداتی که برای این منظور ارائه کرده بودند، مثبت ارزیابی کرده و مخصوصا بخش‌هایی از آن را شایسته تقدیر دانست. این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم کشورمان با عصبانیت دشمنان تابلودار ایران اسلامی، مخصوصا رژیم صهیونیستی روبرو شد تا آنجا که نتانیاهو با شتابزدگی به اوباما و دولتمردان آمریکایی هشدار داد «فریب لفاظی‌های روحانی را نخورند»! لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش‌ آقای روحانی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز - که نمونه‌های فراوانی از این دست را می‌توان آدرس داد- تحسین‌برانگیز بود. اما لحن ملایم رئیس‌جمهور محترم کشورمان و نشانه‌ها و پیام‌هایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کرد نه فقط غیر از «وعده‌های نسیه» و لفاظی‌های بی‌پشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونه‌ای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع‌ طلبکارانه و خواسته‌های باج‌خواهانه حریف را نیز سنگین‌تر کرد.
2- متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند. این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.» این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.
و یا در سخنان دیگری به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!
3- مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که حریف نه فقط در مقابل نرمش‌ها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی - تاکید می‌شود که هیچ امتیازی - نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باج‌خواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.
آقای ظریف بعد از مذاکره با وزرای خارجه 1+5 و گفت‌وگوی اختصاصی و جداگانه با وزیر امور خارجه آمریکا، از مذاکرات ابراز خشنودی کرد و توضیح داد که ظرف حداکثر یکسال همه مسائل حل شده و تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما جان کری، بلافاصله بعد از این نشست در مصاحبه با خبرنگاران، فهرستی طولانی از مطالبات غیرقانونی آمریکا را مطرح کرد و بی‌آن که بگوید آمریکا در مقابل این مطالبات فراقانونی، غیر از لفاظی چه امتیازی را روی میز می‌گذارد گفت؛ اقدامات عملی ایران برای اعتمادسازی‌ می‌تواند شامل دسترسی سریع بازرسان به تأسیسات فردو، امضای پروتکل الحاقی، توقف داوطلبانه غنی‌سازی در حد بالا و... باشد. خبرگزاری رویترز به نقل از اعضای کنگره آمریکا نوشت؛ «بیشتر اعضای کنگره، [آقای] حسن روحانی را فریبکار می‌دانند»! «ادر ویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر ایران ادامه دهیم! کاترین اشتون پس از پایان مذاکره با هیئت ایرانی گفت؛ در بسته پیشنهادی 1+5 تغییری ایجاد نشده است! رابرت منندز رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که باید بر شدت تحریم‌ها علیه ایران افزوده شود، تعدادی از نمایندگان کنگره، از جمله «لیندسی گراهام» و «مک کین» با صدور بیانیه‌ای خطاب به اوباما، نوشته‌اند «ما نباید به ایران اجازه بدهیم از چانه‌زنی به عنوان ابزار فریب و خرید وقت استفاده کند»! و دهها نمونه دیگر که در گزارش‌ها و ستون اخبار ویژه امروز کیهان به مواردی از آنها - فقط به عنوان مشتی از خروارها - اشاره شده است.
و اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا می‌توانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - دستاورد سفر چیست؟!
4- آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛
الف: خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.
و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!
ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرفنظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌اند؟!
5- و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

جامعه اسلامی دانشجویان خطاب به رییس جمهور:

کسانی مقابل شما هستند که صراحتا جمهوری اسلامی را دشمن خطاب می‌کنند/ نرمش مقتدرانه باید با رسوایی استکبار همراه باشد

سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر بکارگیری استراتژی “نرمش قهرمانانه” تفاسیر زیادی را در رسانه های داخلی و خارجی به دنبال داشت.

این مساله که پس از طرح در جلسه دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با راهبر معظم انقلاب، برای دومین بار مطرح می شود، حاوی نکات مهمی است که دولتمردان بایستی به آن دقت داشته باشند.

اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در این زمینه، چند نکته را به کلیه مسئولین مربوطه گوشزد می کند:

1- مسئولین محترم نظام اسلامی باید بخاطر داشته باشند که نرمش قهرمانانه به معنای کوتاه آمدن منفعلانه در مقابل خواسته های دشمن نیست. مردم ما سابقه کوتاه آمدن منفعلانه در دولت اصلاحات را به خوبی به خاطر دارند و فراموش نمی کنند که این نوع کوتاه آمدن در مقابل زیاده خواهی های غرب، نتیجه ای جز پررویی بیشتر استکبار ندارد که تجربه “محور شرارت” خوانده شدن ایران، مؤید این مطلب است. لذا نباید نرمش قهرمانانه را با تسلیم و ابراز ضعف در مقابل زورگویان اشتباه گرفت.

۲ - عده ای درصدد هستند تا طرح بحث «نرمش مقتدرانه » از طرف رهبری معظم مدظله العالی را دلیلی بر ناکارآمدی و اشتباهات گذشته و تغییر رویکرد مطرح کنند که هرگز اینگونه نیست . اولا طرح بحث نرمش مقتدرانه برای امروز نیست بلکه ۱۷ سال قبل مطرح شده است به علاوه جهت گیری دولت تدبیر و امید باعث شده است تا رهبری نکاتی را جهت گوشزد به ایشان مطرح نمایند.

۳ -بر مسئولین محترم فرض است به دنیا نشان دهند که جمهوری اسلامی علیرغم اقتدار و عزت روز افزون، حاضر به تعامل سازنده با دنیاست. نمونه این تعامل در گفتگوهای هسته ای سالهای گذشته به خوبی برای همگان روشن شده و نظام اسلامی در عین اقتدار و کسب انواع توانایی های هسته ای، هیچگاه مذاکرات را ترک ننموده است.

لازم است مسئولین با در نظر گرفتن نقاط قوت نظام اسلامی و برجسته کردن این نقاط قوت برای دنیا، روحیه تعامل و آرامش طلبی نظام را به دنیا نشان داده و تبلیغات منفی جهان غرب بر علیه جمهوری اسلامی را خنثی و نیت های پلید آنان را برای جهانیان آشکار نمایند و پیام آورد اسلام و برابری برای کشورهای مظلوم عالم باشید و مراقبت کنند تا نرمش آنان برای مظلومان عالم خدایی نکرده معنایی کوتاه آمدن از ارزشها و آرمانها را ندهد.بعلاوه باید به این نکته توجه داشته باشند مسائلی از جملهتحریم، ، مسئله انرژی هسته ای بهانه ای جز برای دشمنی با انقلاب اسلامی و شعار لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون نیست و آنها با ماهیت انقلاب اسلامی دشمنی دارند و از گفتن آن ابایی ندارند و دولتمردان به این نکته توجه داشته باشند تمام تلاش دشمن برای تغییر همین ماهیت است . از این جنبه که مساله نگاه شود دیگر صلح و نتیجه برد برد به در حقیقت با آنها معنایی ندارد مگر اینکه استکبار از ماهیت خود کوتاه بیاید که این امر هم غیر ممکن به نظر می رسد و باید مساله را از جنبه حق و باطل نگاه کرد و باید مسئولین از بیان سخنانی که باعث طمع دشمن بر احتمال تغییر ماهیت انقلاب باشد به شدت خودداری شود .

۴ - اتخاذ استراتژی نرمش قهرمانانه می بایست منجر به نتایجامید بخش و مطلوب برای نظام اسلامی و مظلومان عالم باشد و در رساندن نظام به اهداف عالیه و مقدس آن مؤثر واقع شود. لذا مسئولین نباید به بهانه تعامل با دنیا، از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامیو حقوق ملت ذره ای عقب نشینی . هرگاه دشمنان کینه توز قصد سوء استفاده از نرمش قهرمانانه جمهوری اسلامی را داشته باشند، باید بدانند که با سد محکمی به نام “اصول انقلابی” مواجه خواهند شد و جمهوری اسلامی در پافشاری بر اصول، از لومه لائم واهمه ای به دل راه نداده و تا آخرین قطره خون بر اصول و ارزشهای مسلم انقلاب خود که همانا حمایت از آرمان فلسطین، استکبار ستیزی و عدالت و پیشرفت برای همگان در سایه ی اسلام است،و پافشاری خواهد کرد و اگر بناشده اقدامی هم صورت گیرد باید در پی آن دستاوردی بزرگ همراه با رسوایی جبهه استکبار باشد البته باید دانست که حریف هم هوشیار است و باید آقایان هوشیارتر عمل کنند و بدانند دشمن دست از دشمنی خود بر نخواهد داشت و با ادامه روحیه مجاهدت و مقاومت است که پیروزی از آن ماست.

۵ - نرمش قهرمانانه نمی بایست منجر به فراموشی اصول سیاست اسلامی در صحنه داخلی شود. مهمترین این اصول، آیه شریفه “و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه” است که می بایست هر لحظه قویتر از قبل برای برخورد با هرگونه زیاده خواهی دشمن آماده بود. ساده انگاری و باور لبخندهای ظاهری دشمن، سم مهلکی است که می تواند ضربات سنگین دشمن بر پیکره نظام و مردم را اثرگذار کند.

در پایان انتظارات خود را از رئیس جمهور محترم در سخنرانی عمومی سازمان ملل مطرح می نماییم.

جناب آقای حجت الاسلام دکتر روحانی باید به این نکاته اهتمام داشته باشید که دشمنی غرب با زید و امر نیست بلکه با ماهیت جمهوری اسلامی استو کسانی مقابل ایشان هستندکه صراحتا جمهوری اسلامی را دشمن خطاب می کنند و پیشتر سوئ نیت خود را نشان داده اند . مساله انرژی هسته ای ، تحریم و .. همه بهانه است هم خود آنها می دانند که بهانه است هم ما. آدمی که خود را به خواب زنده نمی توان بیدار کرد مشکل اصلی آنها با ماهیت انقلاب است و مردم و مسئولین نیز از ماهیت نظام اسلامی کوتاه نمی آیند سوال ایجاست که ما بر سر چه مسائلی می توانیم با آنها مذاکره و تعامل کنیم. 

اما اگر از منظر دیپلماسی نرمشی هم قرار شد انتفاق بیفتد اولا نباید در آن از اصول و آرمانهای انقلاب هیچ گونه عقب نشینی صورت گیرد چرا که آنها به دنبال عقب نشینی و تغییر در ماهیت و آرمانهای نظام می باشد و نتیجه نرمش مقتدرانهدر فضای دیپلماتتیک باید دستاورد های بزرگ و رسوایی استکبار باشدجناب آقای دکتر روحانی از شما انتظار می رود در مجمع عمومی سازمان ملل آرمانهای انقلاب و اسلامرا مطرح نمایید و نوید بخش پیام صلح و دوست را برای جهانیان و مظلومان عالم باشید ان شا الله و توجه داشته باشید که انقلاب اسلامی الگویی برای کشورهای جهان و مظلومان عالم است و نباید اگر احتمالا بناشد نرمشی از طرف دولت شما صورت گیرد به جنبه الگو بودن نظام اسلامی خدشه ای وارد کند و باعث دلسردی حامیان انقلاب اسلامی گردد . لازم به یاد آوری است که نرمش قهرمانانه در فضای دیپلماتیک ، نرمشی است همراه با عزت ، حکمت و مصلحت که ضمانت کننده عزت و استقلال سیاسی نظام اسلامی باشدو اما در مساله سوریه لازم می دانیم حضرتعالی طرف غربی از دخالت و حمله نظامی در مساله سوریه منع و طرفین را به حل مساله از طریق گفتگو دعوت نمایند. و از خداوند منان برای شما توفیق روز افزون و حرکت در جهت سربلندی روز افزون نظام اسلامی را مسئلت داریم .



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

رفتار پرخطر دست دادن با شیطان!


«مهم‌تر از دیدار روحانی با اوباما و دست دادن با وی، رفتاری پرخطر و ریسک بزرگی است که روحانی با آن روبرو است».
این مطلب را سایت المانیتور به نقل از سوزان دی مگیو معاون بخش مطالعات بین‌المللی در مؤسسه آسیا عنوان کرد. وی می‌گوید: اگر اوباما و روحانی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با یکدیگر دست بدهند این امر واقعاً مثبت است اما بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم روحانی ریسک فراوانی را با برداشتن چنین گامی برای تعامل با آمریکا می‌پذیرد به ویژه که هنوز در ابتدای ریاست جمهوری است و چنین کاری تبعات فراوانی دارد.
المانیتور همچنین در گزارش خود نوشت: گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد که اگر واقعاً قرار باشد اوباما و روحانی با هم روبرو شوند و دست بدهند، احتمالاً این اتفاق در مراسم ناهار بان‌کی‌مون در روز سه‌شنبه روی می‌دهد.
روزنامه لس‌آنجلس تایمز نیز از قول «سوزان مالونی» عضو ارشد مرکز «سابان» وابسته به اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» نوشت: امید به شکل‌گیری نقطه عطفی در روابط پرتنش میان واشنگتن و تهران در روز سه‌شنبه را «شعفی غیرمنطقی» می‌داند.
سوزان مالونی می‌گوید: ممکن است با دست دادن با نماینده شیطان بزرگ مخالفتی نشود]؟![ ولی از روحانی پرسیده خواهد شد که در برابر آن چه چیزی به دست آورده است.
از سوی دیگر روزنامه فیگارو با وجود اشاره جذابیت دست دادن روحانی و اوباما برای غربی‌ها نوشت: کارشناسان و مسئولان سیاسی غرب مصمم‌اند که در این میان فریب نخورند. یکی از مشاوران پیشین اوباما نقل می‌کند که «هنوز نکات مثبت یا جذاب آنقدر نیست که امکان کاهش تحریم‌ها را فراهم کند».
لورماندویل تحلیلگر فیگارو در ادامه به شبیه‌سازی غلط روحانی با گورباچف پرداخت و نوشت: وقتی گورباچف روی کارآمد، دولت رونالد ریگان هم میان امید و بدبینی مانده بود. اما بعد معلوم شد که گشایش در سیاست شوروی واقعی بود که در نهایت به سقوط دیوار برلین انجامید»...
بخش آخر مقاله فیگارو به آینده و ابهامات پیش‌رو نظر دارد: آیا فقط با رفع تحریم‌ها، ایران از بن‌بست کنونی خارج خواهد شد؟ چه نوع امتیازاتی ممکن است میان تهران و واشنگتن رد و بدل شود؟ به گفته یکی دیگر از مشاوران اوباما، «در خاورمیانه، پیشرفت‌های دیپلماتیک فقط با فشار زیاد حاصل می‌شود... در مورد سوریه تهدید حمله نظامی اثر کرد و در مورد ایران، تحریم‌هایی که در عرض پنج سال به تدریج ساخته شد».
روزنامه لیبراسیون در این باره نوشت: برخی رفتارهای روحانی نظیر تبریک به یهودیان با مخالفت جدی اصولگرایان مواجه خواهد شد. اوباما ناچار است دولت جدید ایران را بیازماید که آیا قابل اعتماد هست یا نه. غربی‌ها باید بسیار محتاطانه عمل کنند. آنها باید روحانی را ]در برابر اصولگرایان[ یاری دهند بدون اینکه عقب‌نشینی کنند.
یادآور می‌شود رژیم درمانده آمریکا به اعتبار شکست در ماجرای سوریه و عراق و افغانستان به شدت به یک فضاسازی تبلیغاتی-نظیر گرفتن عکس دست دادن اوباما با رئیس جمهوری اسلامی ایران- نیاز دارد و ارتکاب چنین اشتباهی دادن یک امتیاز بزرگ به آمریکا نیازمند است بدون اینکه کمترین امتیازی را نصیب ایران کند ضمن اینکه به عادی‌سازی و سفیدسازی سیمای تیره شیطان بزرگ کمک می‌کند؛ حال آن که رئیس دولت آمریکا یک جنایتکار جنگی است و دست وی با واسطه و بی‌واسطه به خون ملت‌های منطقه از مصر و سوریه و فلسطین و لبنان تا بحرین و یمن آلوده است و همین دست شرور است که اعمال مجازات‌های اقتصادی علیه ملت ایران را امضا کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

مگر دشمنی امریکا با ایران کم شده که سخن از احوالپرسی با اوباما است!؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ(سوره بقره، آیه 120)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین روحانی، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

حضور چشمگیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری امسال و خلق حماسهی سیاسی در این انتخابات، نشان از پایبندی مردم غیور و متدین ایران اسلامی به ارزشها و آرمانهای انقلاب و پاسداری­شان از این نظام مقدس و تعهد و ارادت قلبی به ولایت است و خوشبختانه آنچه شیرینی این حماسه را در کام مردم مضاعف کرد، تمکین کاندیداهای محترم ریاستجمهوری چه قبل و چه بعد از روز انتخابات بود.

آنچه شیرینی حماسه انتخابات را بیشتر کرد، مواضع اصولی و محکم حضرتعالی به خصوص درحوزه سیاست خارجی در اولین کنفرانس خبری پس از انتخابات و همچنین سخنان سنجیده در جمع فرماندهان سپاه بود که توهمات شوم امریکا و متحدانش را تا حدود زیادی بر باد داد که انشاءالله پایبندی شما بر این موازین و همچنین عملی کردن آنها روز به روز بیشتر شود.

با توجه به حضور حضرتعالی در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و ظرفیتهای دیپلماتیک موجود در این فضا آرزو داریم بهترین تعاملات را با سایر کشورها در این مسیر داشته باشید. اما  در این میان مسالهی دیدار با رییس جمهور امریکا است که از جانب مقامات کاخ سفید مطرح شده است، ما را بر آن داشت تا نکاتی را از باب تذکر یادآوری نماییم:

همان طور که مستحضر هستید امریکا از اولین روزهای پیروزی انقلاب، تلاش خود را برای سرنگونی این نظام به کاربسته است؛ بلوکه کردن اموال و دارایی های کشور، تجهیز رژیم بعث عراق، حمایت و پشتیبانی از گروهکهای تروریستی در  داخل کشور، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران، اخلال و کارشکنی درباره پرونده انرژی صلح آمیز هستهای -که براساس قوانین بین­ المللی به عنوان حقی قطعی برای ملت ایران محفوظ است- تحت عناوینی چون جلوگیری از تولید سلاحهای هستهای در چند سال گذشته، تنها نمونهای است از دشمنیهای امریکا علیه ملت مظلوم و مقتدر ایران که در سالهای اخیر نیز نه تنها این رویکرد خصمانه تغییری نکرده است بلکه در مقاطعی با کوتاه آمدن برخی از مسئولین در پاره ای از مسائل شاهد گستاخی بیشتر آنان در محور شرارت خواندن ایران بودیم. از سوی دیگر نیز تجربه نیز نشان داده است که امریکاییها حتی به متحدان دستنشاندهی خود نیز رحم نمیکنند که نمونهی بارز آن دیکتاتور معدوم رژیم بعث عراق است. آنچه این مساله را مهمتر میکند شاخوشانه کشیهای جدید رییس جمهور امریکا پیرامون حمله به سوریه است که این مطلب نیز جای تامل دارد.

لازم است موضع گیری های شما و تیم همراهتان مصداق بارز این فرمایش مقام معظم رهبری باشد که فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرمتر از حریر و سختتر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجى میدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلماتهاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحكم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»

بسیج دانشجویی به عنوان تشکلی که ماموریت خود را مرزبانی از اصول انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل رحمه الله  می داند، یادآور مییشود که دشمنی با نظام سلطه و استکبار جهانی از جمله ثابتات اندیشه امام و مقام معظم رهبری است که مسئولین کشوری نیز میبایست به آن پایبند باشند.

امیدواریم در این سفر با صلابت ضمن ایستادگی بر اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی، شاهد نقطه­ای درخشان در کارنامه عملکرد جنابعالی و دولت یازدهم باشیم.

والسلام علی من اتبع الهدی  

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

آن مرد رفته است ‌اما...


آنچه اخیرا در شبکه اجتماعی تویتر بین آقای دکتر ظریف و خانم کریستی‌پلوسی - دختر نانسی پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا- رد و بدل شده است با توجه به اشراف آقای ظریف بر مسائل و معادلات سیاسی و جایگاه رسمی ایشان به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، عجیب و غیرمنتظره بود. آقای ظریف در تویتر به استقبال سال نو یهودیان رفته و نوشته بود «روش هشانا، سال نو یهودیان مبارک باد» و کریستی پلوسی با تشکر از ایشان خطاب به وی نوشته بود «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین‌تر می‌شود» و آقای ظریف در پاسخ به او می‌نویسد «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است. سال نو مبارک»! و پلوسی پاسخ داده بود؛ «خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان» درباره این محاوره مکتوب که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌های خبری داشته است، گفتنی‌هایی هست.
الف- منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد» آقای دکتر احمدی‌نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رئیس‌جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد. زیرا هولوکاست اگرچه -آن‌گونه که خواهد آمد- فقط یک افسانه ساخت صهیونیست‌هاست ولی دکتر احمدی‌نژاد با طرح یک سؤال هوشمندانه، پاشنه‌آشیل صهیونیسم بین‌الملل را نشانه رفته و پرسیده بود؛ اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد، آلمان نازی عامل آن بوده است، بنابراین چرا باید مردم مسلمان فلسطین تاوان جنایت نازی‌ها را بپردازند و چرا یک یا دو استان از آلمان و اتریش به صهیونیست‌ها واگذار نشده است؟ و چنانچه واقعیت نداشته باشد، چرا صهیونیست‌ها با استناد به یک داستان جعلی، مظلوم‌نمایی کرده و خود را از همه دنیا طلبکار می‌دانند؟ احمدی‌نژاد با این سؤال منطقی که هیچ یک از دیپلمات‌های مدعی، جرأت و یا هوشمندی لازم برای طرح آن را نداشته‌اند، مشروعیت جعلی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و از این زاویه درخور تقدیر و تحسین فراوان است. آیا جناب آقای ظریف برای این پرسش علمی و منطقی پاسخی دارند؟ اگر دارند، بفرمایند! و اگر پاسخی ندارند- که ندارند- انتظار آن بوده و هست که زبان و قلم به تقدیر از آقای احمدی‌نژاد بچرخانند و نه اهانت به ایشان و دلداری - البته ناخواسته- به دشمنان که «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است»!
ب- 8 سال پیش- 22 آذرماه 84- نگارنده در یک یادداشت نسبتاً مفصل و به نقل از مورخان برجسته و بلندآوازه اروپایی و آمریکایی، اسناد و شواهدی ارائه کرده بود که در جعلی بودن داستان هولوکاست کمترین تردیدی باقی نمی‌گذاشت و از آنجا که امروز هم ماجرا همان ماجرای آن روز است؛ اشاره به بخش‌هایی از آن یادداشت مفصل ضروری به نظر می‌رسد؛ در یادداشت مورد اشاره آمده بود.
1- در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی یهود، از جمله، «پی‌یر ویدال ناکه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی کشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش‌نویس قانونی را تهیه کرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند که بر اساس آن «هرگونه تردید درباره «هولوکاست»، اعم از تردید درباره کشتار- مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌های گاز و حتی کمترین تردید در رقم 6میلیونی یهودیان کشته شده، جرم تلقی می‌شود! و هر کس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در سه موضوع یاد شده تردید کند به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک جریمه محکوم می‌شود.» و بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس بین‌المللی یهود، این قانون در سایر کشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید به طوری که امروزه هرگونه تردید درباره هولوکاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می‌شود!
2- تاکنون ده‌ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده در بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی که هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند در صحت آنها کمترین تردیدی روا دارد، به روشی کاملا علمی اثبات کرده‌اند ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی، کوره‌های آدم‌سوزی، اتاق‌های گاز و همه آنچه صهیونیست‌ها در این باره ادعا می‌کنند، دروغ محض و یک داستان ساختگی با اهداف نه فقط سیاسی، بلکه جنایتکارانه است و شاید تعجب کنید - البته از دموکراسی با قرائت غربی تعجبی ندارد - که از این دانشمندان و محققان تمامی آنهایی که اروپایی بوده‌اند، بدون استثناء - تاکید می‌شود، بدون استثناء- به دادگاه جلب شده و تنها به دلیل آن که تحقیقات علمی آنان باآنچه دولت‌های اروپایی درباره هولوکاست پذیرفته و تصویب کرده‌اند، تفاوت داشته، محاکمه و به زندان و جرایم نقدی محکوم شده‌اند! و دولت‌های غربی هنوز به این سؤال پاسخ نداده‌اند که چگونه می‌توان از یک سو ادعای آزادی عقیده و اندیشه را داشت و در همان حال، اگر تحقیقات علمی و مستند دانشمندان با ادعای بی‌اساس و افسانه‌سرایی صهیونیست‌ها تفاوت داشته باشد، این دانشمندان و محققان مستحق محاکمه، زندان و جریمه هستند؟!...
تعداد دانشمندان و محققان برجسته‌ای که نتیجه تحقیقات علمی و مستند آنها حکایت از جعلی بودن هولوکاست می‌کند، بیشتر از آن است که حتی فهرست آنان قابل اشاره در این نوشته محدود باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندکی از بسیارها می‌توان به پروفسور روژه گارودی، پروفسور روبر فوریسون، پروفسور کریستوفرسون - صاحب کتاب معروف «دروغ آشویتس»- ... و نویسندگان صدها رساله علمی دیگر اشاره کرد که در این میان، ماجرای پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه‌گارودی - هر‌دو از فرانسه - جدیدتر و عبرت‌آمیز است.
3- پروفسور روبر فوریسون، استاد دانشگاه معروف «لیون» فرانسه و كارشناس عالی‌رتبه بررسی و ارزیابی اسناد و مدارك تاریخی، با شهرتی جهانی است. او تحقیقات علمی و مستند خود را در كتابی با عنوان «اتاق‌های‌گاز، واقعیت یا افسانه؟» جمع‌آوری كرده كه به فارسی نیز ترجمه شده است.
او هزاران سند را در این زمینه بررسی كرده است و طی سال‌ها تحقیق، از تمامی مراكز مورد ادعای صهیونیست‌ها، نظیر اتاق‌های گاز، موزه ساختگی كوره‌های آدم‌سوزی، داخائو در مونیخ آلمان و... بازدید كرده و با صدها شاهد به گفت‌وگوی دقیق و علمی پرداخته و در نهایت بدون كمترین تحلیل و تنها به زبان اسناد، نشان داده است كه ماجرای كشتار یهودیان در آلمان نازی یك دروغ بزرگ تاریخی و فریب شرم‌آور افكار عمومی است. چیزی كه از صهیونیست‌های وحشی به هیچوجه دور از انتظار نیست.
به عنوان مثال، فوریسون به عكس‌های ساختگی از اتاق‌های گاز مورد ادعای صهیونیست‌ها اشاره كرده و ضمن رد این ادعا با استناد به مدارك غیرقابل‌انكار، با تعجب می‌پرسد، اگر این عكس‌ها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی- مورد ادعا- بدون ماسك و بی آن كه كمترین پوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشند در اتاق‌های مالامال از گازهای كشنده ایستاده و بر جان كندن یهودیان محكوم نظارت می‌كنند؟! و یا، درباره یكی دیگر از عكس‌های مورد ادعای صهیونیست‌ها كه جمعی از یهودیان را در محاصره چند تانك نشان می‌دهد، با ارائه اسناد و شواهدی خواندنی و غیرقابل تردید، نشان می‌دهد كه تانك‌ها در این عكس، انگلیسی هستند نه آلمانی و...
ج - آقای دکتر ظریف ادعا کرده‌اند که «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است»! و توضیح نداده‌اند که ادعای ایشان بر اساس کدام «سند» یا شاهد و قرینه‌ای ابراز شده است؟ بدیهی است وزیر امور خارجه محترم کشورمان انتظار ندارند افسانه هولوکاست که غیر از ادعای «ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسوی هیچ سند دیگری برای اثبات آن وجود ندارد از سوی ایران اسلامی قابل پذیرش باشد!
گفتنی است آقای دکتر ظریف در دفاع از برنامه‌های پیشنهادی خویش که روز سه‌شنبه 22 مرداد در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد بر وفاداری خود به آموزه‌های امام و رهبر معظم انقلاب اصرار ورزید و پس از آن نیز در جایگاه وزیر امور خارجه کشورمان مواضع تحسین‌برانگیزی داشت. از این روی اظهار نظر اخیر در شبکه تویتر را می‌توان ناشی از کم دقتی ایشان تلقی کرد که نیاز به تصحیح دارد.
د - و بالاخره، از آنجا که دکتر ظریف اهل مطالعات تاریخی و اسلامی هستند باید توجه ایشان را به این واقعیت جلب کرد که اولین و تنها سند مکتوب درباره وقوع هولوکاست - به مفهوم زنده‌سوزی دسته‌جمعی انسان‌ها - که تاریخ کهن یهود و برخی از کاوشگران تاریخ باستان به آن اشاره کرده‌اند و در کلام خدا - سوره مبارکه بروج - نیز به صراحت آمده است، از وقوع این جنایت توسط قوم یهود خبر می‌دهد: ذونواس پادشاه یمن به دین یهود گروید و با تحریک خاخام‌های یهودی مردم یمن را که بر دین حضرت مسیح (ع) بودند وادار کرد یهودی شوند و آنان را که حاضر به پذیرش دین یهود نبودند، در گودال‌های پر از آتش سوزان - اخدود- افکند و انبوهی از زنان و مردان و کودکان مسیحی را زنده زنده در آتش سوزاند...
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان که دارای برج‌های بسیار است و سوگند به روز موعود و سوگند به شهادت‌دهنده و آنچه به آن شهادت دهند که مرگ بر اصحاب اخدود، آنان که آتش سوزان برافروختند و در حالی که برکناره آتش نشسته بودند، به آنچه بر سر مؤمنان می‌آوردند نظاره می‌کردند. آنان - یهودیان - تنها به این علت از مؤمنان انتقام گرفتند که آنها به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند».

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را اشتباه نگیرند

پناهیان گفت: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

  به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد.

گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در ..... در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد

·      یک تفاوت بسیاری اساسی که دوران دفاع مقدس با دوران‌های دیگر دارد این است که دوران دفاع مقدس دوران «عمل» بود، و دوران‌های دیگر دوران «حرف» است. خوب است به این تفاوت عمیقاً نگاه کنیم. از حرف تا عمل چقدر فاصله وجود دارد؟

·      بنده در دوران دفاع مقدس وقتی به چشم‌های نورانی رزمندگان نگاه می‌کردم و به حکم وظیفۀ طلبگی برایشان از خدا و پیغمبر(ص) سخن می‌گفتم جدّیت را در نگاه‌های آنها می‌دیدم؛ جدّیتی که یک ذره شوخی، بازی، غفلت و سبک ‌انگاشتن امور معنوی در آنها نبود.

·      بعد از دوران دفاع مقدس در بهترین جلسات معنوی شرکت کرده‌ام، اما هیچ وقت آن جدیتی که در نور دیدگان رزمندگان بود، دیده نشد. چون آن رزمندگان، کارشان از علاقه و عقاید گذشته و به عمل رسیده بودند. آنها به عالی‌ترین مضامین معنوی عمل می‌کردند چون خودشان را در آستانۀ یک عمل بزرگ یعنی جهاد و شهادت می‌دیدند، و مصرف‌کنندگان بسیار خوبی برای معارف دینی بودند.

·      پس، از این زاویه می‌توان دوران دفاع مقدس را دوران عمل به حساب آورد. در آن دوران که دوران عملِ پاک و نورانی جهاد بود، دیگر حرف‌ها در مقابل عمل ارزش خود را از دست می‌دادند، چه حرف‌های اختلاف برانگیزی که ناشی از هواهای نفسانی آدم‌ها و از سر سرمستی آلودگی به دنیا بود، و چه حرفهای خوب. چون اگر کسی حرف خوبی داشت باید در میدان عمل نشان می‌داد. حرف‌های غلط تقریباً مرده بودند و لااقل کمتر از این حرف‌ها می‌شنیدیم، و یا کسی برای آن حرف‌ها ارزش قائل نمی‌شد.

·      وقتی پیکر یک شهید به محله‌ای وارد می‌شد، مثل نوری بود که بر خفاش‌خانه‌ها می‌تابید، خفاش‌های «حرف‌های منفی» فرار می‌کردند و می‌رفتند. همچنان‌که پیکر نورانی شهید، مانند خورشیدی بود که می‌توانست غنچه‌های فطرت را در صحنۀ عمل شکوفا کند.

شهید باغبانی، طلیعۀ آغاز فصل دیگری از «عمل» را برای ما به ارمغان آورده/ دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادت «السابقون السابقون»

·      این شهید بزرگوار(شهید باغبانی[هنرمند و مستندسازی که در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید])، طلیعۀ حلول فصل دیگری از «عمل» را، برای ما به ارمغان آورده است. یعنی دوباره فصل عمل فرا رسیده است. دیگر خیلی از حرف‌های سطحی دیگران، نه تنها ارزش شنیدن ندارد، بلکه دیگر ارزش نقد و پاسخ دادن هم ندارد. دوران حرف باطل به پایان رسیده است و خوشبختانه، دوران صرفا حرف زدن از حق هم به پایان رسیده است؛ «گر مرد رهی، میان خون باید رفت/ از پای فتاده، سرنگون باید رفت» دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادتِ «السابقون السابقون»

·      مطمئن هستم که شهدای دفاع مقدس به این شهید بزرگوار غبطه می‌خورند، چون مهم است چه کسی قاتل شما باشد و با چه عزم و کینه‌ای شما را به شهادت برساند. او به دست کسانی به شهادت رسید که یک کینۀ 1400 ساله از علی بن ابیطالب(ع) صحابی جلیل‌القدر و عالی‌مقام پیامبر(ص) را در سینه دارند.

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را با هم اشتباه نگیرند

·      الان در زمانی داریم از حق دفاع می‌کنیم که بعضی‌ها دفاعشان جنبۀ عملی به خود گرفته است. تمام مستندسازان و هنرمندان محترم باید عمل را سرلوحۀ برنامۀ زندگی‌شان قرار دهند. دیگر نه تنها حرفِ بیهوده زدن خریدار ندارد، بلکه حرف خوب زدن هم به تنهایی فایده ندارد. مستندسازان و هنرمندان ما باید بلند شوند و نشان دهند چه جنایت‌هایی دارد در منطقه اتفاق‌ می‌افتد، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما به اشتباه نیفتند؛ کسانی که در کهنسالی دچار رخوتِ روحی شده‌اند، دوست و دشمن را با همدیگر اشتباه می‌گیرند.

دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! / دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیانشان نیست

·      بعضی‌ها می‌پرسیدند که در «شرایط جدید»، «فضای سیاسی» را چگونه می‌بینید؟ گفتم دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! «شرایط جدید» شرایطی است که دیگر قدم غلط برداشتن و قلم غلط زدن در چنین شرایط جدیدی تقریباً امکان ندارد یا خیلی به سختی امکان دارد. چون این‌قدر حق خودش را آشکار نشان داده است و آن‌قدر باطل رسوا شده است که امکان خطا کردن وجود ندارد.

·      اگر نعوذ بالله سازشکارترین سازشکاران، به سیاست‌خانۀ این میهن نورانی نفوذ کنند، هیچ اشتباهی از آنها سرنخواهد زد؛ چون دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیان آنها وجود ندارد. نگرانی از سازش مربوط به وقتی است که امکان سازش وجود داشته باشد.

دیگر از رفتار کسانی که مایلند در لابی با دشمنان، ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم،حتی اگر بتوانند در بدنۀ جامعه نفوذ کنند!

·      ما دیگر از رفتار کسانی که مایلند با دشمنان لابی کنند و ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم؛ حتی اگر آنها بتوانند در بدنۀ جامعۀ ما نفوذ کنند. چون دیگر دشمن ما آن دشمن سابق نیست. آمریکای مستاصل و جنایتکار امروز، دیگر آمریکای دوران دفاع مقدس نیست که بشود پشت پرده با او تبانی کرد. این آمریکا عوض شده است. صهیونیست‌ها هم تغییر کرد‌ه‌اند، نه دیگر آن قدرت را دارند و نه آن حداقل نجابتی که بخواهند برای ظاهرسازی برخی امور را رعایت کنند. انشاءالله دوران رویارویی نهایی حق و باطل فرارسیده است و اینها از علائم ظهور هستند.

·      بعضی‌ها مایل هستند که ما چشم‌مان را نسبت به واقعیت‌های عالم ببندیم و مانند کبکی که سرش را در برف فرو می‌کند تا شکارچی را نبیند، در قبال هر اتفاقی که در عالم رخ می‌دهد بگوییم: «اصلاً معلوم نیست هیچ یک از این حادثه‌ها ربطی به ظهور داشته باشد!» و چقدر بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که بگوییم: «اثری از ظهور نیست، هرچه نگاه می‌کنیم هیچ مقدمه‌ای برای ظهور نمی‌بینیم!» ما هم برای رضایتمندی این‌قبیل افراد، همین‌طوری سخن می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: «علی‌رغم اینکه اتفاقاتی که دارد در سوریه رخ می‌دهد، با آنچه در روایات بیان شده است شباهت دارد، ولی می‌گوییم شباهتی وجود ندارد!!» برای اینکه آنهایی که دچار «بیماری تمنّا برای تأخیر ظهور هستند» آرام بگیرند و بر ما نیاشوبند!

هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟/ تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر

·      به شما عرض می‌کنم؛ اگر بنا بر احتمال و علی‌‌رغم میل دشمنانِ دانا و دوستان نادان، ظهور نزدیک باشد، حوزۀ هنری به عنوان محل تجمع هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟ حرف زدن را کنار بگذاریم! امروز روز ورود به میدان عمل و تبلیغ مظلومیت کسانی است که در خط مقاومت دارند با دشمن می‌جنگند.

·      یک زمانی می‌گفتیم: «تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اما امروز شعارهای جدیدی باید به عرصه بیاید که دلالت بر این داشته باشد که تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر، بیشتر نمانده است.

یقیناً امری بسیار بزرگتر از دفاع مقدس، در انتظار ماست / این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است

·      از شما تقاضا می‌کنم دربارۀ این پرسش بنده تأمل بفرمایید: خداوند در قبال این امکانات معنوی که در این 25 سال بعد از دفاع مقدس به ما داده است، چه تکلیفی بر دوش ما می‌خواهد قرار دهد؟ خداوند متعال هر نعمتی به بندگان خود می‌دهد مسئولیتی را در قبال آن از بندگان خود می‌خواهد.

·      در همان ابتدای انقلاب، یک مقدار معرفت و معنویت برآمده از متن انقلاب در دل‌های مردم و جوانان ما جاری شده بود، خداوند متعال 8 سال دفاع مقدس را برای چیدن گلهای برآمده از صحرای انقلاب به ما هدیه داد. حالا حدود 25 سال فضای معنوی و امکان تعلیم و تربیت و رشد معنوی بعد از دفاع مقدس به ما داده است و یقیناً امری در انتظار ما خواهد بود که بسیار بزرگتر از دفاع مقدس است. و این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است.

·      خداوند متعال بعد از دوران دفاع مقدس سال‌ها آرامش و امنیت و امکان رشد معرفت و معنویت برای ما فراهم آورد تا در این ‌سال‌ها کسانی مثل شهید باغبانی تربیت شوند، آیا شما فکر می‌کنید الان خدا از ما هیچ انتظاری ندارد؟! یقیناً بدانید که انتظار خداوند از ما پس از این نعمت معنوی و معرفتی که سالیان طولانی و در کمال امنیت به ما داده است بسیار بالاتر از دفاع مقدس است؛ اینکه چگونه رخ خواهد داد، نمی‌دانم.

باید تندیسی از شهید باغبانی در وسط شهر گذاشته شود تا اهالی هنر و رسانه سرمشق بگیرند/ مستندسازی که مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نساخته باشد، برای ابد شرمنده خواهد بود/ زمان عمل انقلابی فرا رسیده است

·      ما در دوران عمل هستیم؛ دوران عمل انقلابی. باید تندیسی از شهید باغبانی ساخته شود و در وسط شهر گذاشته شود تا همۀ اهالی هنر و رسانه از او سرمشق بگیرند. زمان عمل انقلابی فرا رسیده است.

·      آیا در جشنوارۀ فجر سال آینده احدی از هنرمندان به خودش اجازه خواهد داد فیلمی خارج از مقولۀ این‌همه مظلومیت‌ها که در منطقه جاری است بسازد؟! هر یک از مستندسازان که در پروندۀ خودش مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نداشته باشند برای ابد شرمنده خواهد بود. این نیاز به بخشنامه و توصیه ندارد، بلکه نیاز به یک شعور باطنی و شور انقلابی دارد. چه کسی شهید باغبانی را مجبور کرده بود که به خط مقدم مقاومت برود و در آنجا مصرانه برای به تصویر کشیدن مظلومیت نیروهای خط مقدم جبهۀ مقاومت جان بدهد؟!

·      شهدا سبک زندگی را تغییر می‌دهند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس این کار صورت گرفت. البته بعد از دوران دفاع مقدس تلاش‌های بسیار فراوان و بودجه‌های زیادی صرف شد برای اینکه این دوران نورانی به فراموشی سپرده شود، تا حدّی هم موفق بودند اما به تمام توفیقات دسترسی پیدا نکردند! چون هنوز شیفتگان جهاد و شهادت در جامعۀ ما و منطقه حضور دارند که از دفاع مقدس الگو بگیرند.

وقتی رزمندگانمان را از متن تصاویر هنری پنهان کردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند/ کاش برخی هنرمندان ما هم صادقانه اعتراف کنند که در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم

·      هنرمندانی که برای فراموش کردن دوران دفاع مقدس در آثارشان تلاش کردند، به دشمنان بشریت خدمت کردند، زیرا به آنها اجازه دادند بدل‌هایی برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بسازند و به صورت تروریست‌هایی که «الله اکبر» می‌گویند و سر مظلومان را جدا می‌کنند در منطقه ظاهر شوند. وزیر امور خارجۀ اسبق آمریکا صراحتاً ‌گفت «القاعده را ما درست کردیم»(فارس/خبر13901007000921) بله، القاعده را آنها درست ‌کردند، ولی ای کاش برخی از هنرمندان کشور ما هم صادقانه مثل آن وزیر امور خارجه جمهور اعتراف کنند و بگویند ما هم در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم.

·      وقتی رزمندگان‌مان را از متن تصاویر هنری‌مان پنهان کردیم و معرفی نکردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند. چون رزمندگان ما اولین کسانی بودند که با کمترین سلاح، «الله اکبر» گویان و شهادت‌طلبانه به دفاع از حق پرداختند، حالا آنها بدل زده‌اند و کسانی را به میدان آورده‌اند که شهادت‌طلبانه دارند از ظلم دفاع می‌کنند! آنها فرصت پیدا کردند این بدل را بزنند به خاطر اینکه ما به قدر کافی به رزمندگان دوران دفاع مقدس خودمان خدمت نکردیم و آنها را درست به جهانیان نشان ندادیم. آن‌قدر که رزمندگان ما اهل عمل بودند ما اهل عمل نبودیم و بیشتر اهل حرف بودیم.

هر کسی دستش با دوربین آشنا و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد/ از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

·      الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد.

·      البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. یعنی یک وقت تصور نکنید بنده این سخنان را از سرِ عِرق انقلابی حزب‌اللهی‌گری می‌گویم، نه! از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» به خانوادۀ این شهید تبریک عرض می‌کنم چون او از محنت دیگران بی‌غم نبود و خواست آدم بماند. نگاه نکنید به کسانی که نسبت به محنت دیگران بی‌غم هستند و برایشان مهم نیست که آدم نباشند.

قرآن: مرگ هیچ کس به واسطۀ جهاد نزدیک نمی‌شود

·      باید به شما خانوادۀ این شهید عزیز تبریک گفت که در خانۀ خودتان «آدم» تربیت کرده‌اید و این خیلی باشکوه است. خیلی از جوان‌هایی که در همین سن و سال بودند و نسبتاً در شغل و کار خودشان هم موفق و حتی از مشاهیر بودند هم در یک تصادف فوت کرده یا در دریا غرق می‌شوند ولی فرزند شما این لیاقت را پیدا کرد که جان خودش را در معرض شهادت قرار دهد. از شهادت او شاد باشید چون خدا به واسطۀ جهاد مرگ کسی را نزدیک نمی‌کند، این‌طور نیست که اگر کسی جهاد نکند سالم بماند. این مطلب را هم در قرآن و هم در کلام معصومین(ع) می‌توانید ببینید.(یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم؛ آل عمران/154 و تفسیر المیزان ذیل همین آیه) شهدا سود می‌کنند، چون لیاقت پیدا می‌کنند که به مرگ عادی نمی‌میرند و از خدا می‌خواهیم این لیاقت را به ما هم بدهد.

·      کسانی که از ترس شهادت به جبهه نرفتند، باید بدانند که اگر جبهه می‌رفتند در وسط شدیدترین بمباران‌های دشمن هم سالم می‌ماندند. ما در جبهه نمونه‌های زیادی از این واقعیت را به چشم خودمان دیده‌ایم، به حدّی که برخی از بچه‌ها وقتی از شهید نشدن خودشان اطمینان پیدا می‌کردند، حتی وصیت‌نامه هم نمی‌نوشتند و شجاعانه کارهای سخت و پرخطر را قبول می‌کردند و به قلب دشمن می‌زدند. این از اعتقادات ابتدایی رزمندگان ما بود.

·      یادم هست که وقتی در معاونت فرهنگی لشکر بودیم؛ خیلی از بچه‌ها که دوست داشتند به خط مقدم بروند، اصرار می‌کردند که آنها را به خط مقدم بفرستند. یک خطاطی داشتیم که زیاد اصرار نمی‌کرد موقع عملیات به خط مقدم برود و می‌گفت: «وقتش که بشود صدا می‌زنند» لذا می‌نشست و پشت جبهه کارها را انجام می‌داد و تابلوهای مورد نیاز مَقرّها را می‌نوشت. بعد یک جایی لازم شد که ایشان برود و در خط مقدم خطاطی کند. وقتی او را صدا زدند، با لبخند بلند شد و گفت: «حالا وقتش رسید و خودشان صدایم زدند!» ما اول نفهمیدیم چه می‌گوید، ولی وقتی به خط رفت و شهید شد، تازه فهمیدیم اینکه می‌گفت: «وقتش شده» معنایش چه بود. شهید باغبانی هم وقتش شده بود و او را صدا زدند و در بهترین موقعیت حاضر شد و به دست بدترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید. واقعاً خوشا به سعادت او.

از خدا می‌خواهیم روند رسوایی منافقان را سریعتر کرده و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری نماید

·      از خدا می‌خواهیم مرگ ما را هم شهادت در راه خودش قرار دهد. شهادت در مسیر مقابلۀ با بدترین خلایق خدا را روزیِ ما گرداند. از خدا می‌خواهیم ما را اهل عمل قرار بدهد و آنهایی که اهل عمل نیستند را رسوا نماید.

·      در روایات فرموده‌اند که امتحانات آخرالزمان برای رسوا کردن منافقین است (رسول الله(ص): لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ فى آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِیرُ المُنافِقینَ؛ میزان الحکمه/روایت 15748) از خدا می‌خواهیم به حق خون این شهدا، روند رسوایی منافقان را سریعتر بگرداند و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری بفرماید. و هنرمندان ما را در راه پرنور این شهید بزرگوار، راهی بگرداند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو