Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب اخلاق اسلامی

اثرات ماهواره بر نظام خانواده 2

بازخوانی آثار استفاده از ماهواره با كارشناسی استاد عباسی (2)
آیا می‌توان با عادی سازی روابط جنسی در مقابل فساد ایستاد؟/ مگر غریزه جنسی را می‌شود با میل به شیرنی‌خوردن مقایسه كرد؟!

جوامع بشری مملو است از پدیده‌هایی كه اگر با فرهنگ دینی و ملی ما تنافی نداشته باشند لااقل تناسبی ندارند، پدیده‌هایی كه هر یك به انحای مختلف دنبال تحمیل باورها و خواسته‌های خود بر اركان زندگی اجتماعی جامعه ما دارند. 

شبكه‌های ماهواره‌ای و برنامه‌های تولیدی آن از این قبیل پدیده‌ها هستند كه در تیررس شلیك  آنها قرار گرفتن، به راحتی و با ارزان‌ترین قیمت در شهر و روستای ما قابل تحقق است.
 

ماهواره از ابزارهای بسیار برنده دشمن در تهاجم فرهنگی است كه این روزها در اندرونی بسیاری از خانه‌ها جا خوش كرده است. این ابزار برنده تشبیه شده به چاقو بیشتر از آنكه منفعتش اسباب آسایش باشد، شعله‌هایش به خرمن آرامش كانون گرم خانواده سنتی و مذهبی ایرانی افتاده است.

یكی از دغدغه‌های اساسی امروز بسیاری از خانواده‌ها تهاجمی است كه از ناحیه شبكه‌های ماهواره‌ای شكل گرفته و بدون تردید یكی از اهداف اصلی شبكه‌های ماهواره‌ای خانواده‌ها هستند. اگر چه این تهاجم مساله جدیدی نیست اما امروز به جهت فراگیری بیشتر آن نسبت به گذشته، این مساله شكل جدی‌تری به خود گرفته است.

رادیو معارف در برنامه زنده «پرسمان خانواده» با تمركز بر دو محور بررسی ریشه‌های تمایل برخی از خانواده‌ها به شبكه‌های ماهواره‌ای و چگونگی حل این ریشه‌ها با كارشناسی استاد حجت الاسلام محسن عباسی ولدی گامی در جهت مبارزه با این پدیده برداشته است.

رجانیوز با بازنشر مكتوب و صوتی سخنان كارشناس این برنامه كه با بیان مصادیقی به آثار بسیار مخرب استفاده از شبكه‌های ماهواره‌ای اشاره داشته است، گامی در جهت آگاهی بخشی نسبت به آسیب‌های بنیان كن خانواده ایرانی به واسطه این پدیده اجتماعی برداشته است.
 
بخش اول این گزارش این برنامه روز گذشته منتشر شد، فایل صوتی و مكتوب بخش دوم این برنامه در ادامه آمده است.
 
 
http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=139178
 

 

 

5. ارزش‌زدایی از مفهوم غیرت

غیرت در آن حد و اندازه‌ای كه دین مشخص كرده است یك ویژگی در مردان است كه به جرات می‌توان گفت كه یكی از اصلی ترین عوامل مصونیت از عفاف است. ناموس یکی از واژه‌های آشنا در فرهنگ ما است. كلمه مقدسی در ادبیات ملی ماست. این واژه‌ از معدود واژه‌هایی است که در جامعۀ ما متدین و غیرمتدین نمی‌شناسد. حتی کسانی که اهل نماز و روزه هم نیستند، نسبت به ناموس خود حساسیت داشته و دارند. این غیرت و حساسیت یکی از موانع اصلی انحراف در جامعه است. اگر مردی حساسیت خود را نسبت به ناموس خود از دست داد، خود می‌تواند زمینه‌ساز انحرافاتی در خانواده شود.

چرا هم‌ اکنون برخی از مردان ما هیچ حساسیتی در قبال آرایش کردن و پوشش‌های زنندۀ همسران، دختران و نوامیس خود ندارند این موضوعی است كه باید بررسی شود. اگر از این آقا بپرسید كه وقتی خانمی را می‌بینید كه با پوشش زننده همسرتان به خیابان آمده است، چه احساسی به شما دست می‌دهد، آیا از او متنفر می‌شوی؟ آیا از او بدت می‌آید؟ چه قضاوتی درباره او می‌كنی؟ اگر خودت تقیدات دینی را كنار بگذاری با چه نگاهی به این خانم نگاه می‌كنی؟ آیا جز  این است كه با نگاهی لذت جویانه و پر از هوس به او نگاه می‌كنی؟! به نظر تو مردان دیگری كه تقیدات دینی ندارند به همسرت با چه نظری نگاه می‌كنند؟ آیا آن فرد واقعا نمی داند؟! آیا می شود در این موضوع تردید كرد كه یك نفر مرد باشد، احساس به جنس مخالف هم داشته باشد ولی نداند، وقتی یك زن با پوشش زننده و محرك وارد جامعه می شود، مردانی كه از چشمان خود مراقبت نمی‌كنند و نگاه رهایی دارند،‌چگونه به این زن نگاه می‌كنند؟ ولی چرا با علم به این مسئله حتی بعضا خودش همسرش را به این نحو پوشش دعوت می‌كند.

این به خاطر ضعف غیرت است و آن ویژگی مردانه كه حافظ و ضامن آن ویژگی زنانه است، ضعیف شده است و غرب در شبكه‌های ماهواره‌ای به ویژه در شبكه‌های فارسی وان به شدت بر این مسئله حساس است كه غیرت را ضعیف كند. چرا كه او می داند اگر غیرت ضعیف شود آن پای لنگان برخی از زنان و دختران در عفت و حیا به راحتی می‌شكند و نمی‌شود بر عفاف آنها برای مصونیت از حریم خانواده حساب باز كرد.

6. ترویج فیمینیسم و ایجاد حس رقابت در میان زنان و مردان

ما در برنامه‌های سال اول گفتیم که یکی از اصلی‌ترین گام‌ها موفقیت در زندگی مشترک قرار دادن زن و مرد در جایگاه مشخص هستی است. وقتی زن و مرد از جایگاهی که خداوند برای آنان مشخص کرده است، خارج شدند، دیگر نمی‌توانند در کنار هم احساس خوش‌بختی کرده و مایۀ آرامش یکدیگر باشند.

در شبکه‌های ماهواره‌ای به شدت روی این مسأله تکیه می‌شود که زن و مرد رفیق هم نیستند؛ بلکه رقیب یکدیگرند که اگر زن اندکی غافل شده یا کوتاه بیاید، عقب می‌افتد و قافیه را می‌بازد. در برخی از برنامه‌ها مرد را تنها در اندازۀ موجودی که پاسخ‌گوی نیاز جنسی زن پایین می‌کشند و این رقابت را به اندازه‌ای تقویت کرده‌اند که توقع چندهمسری برای زنان را حقی معقول و عادلانه به شمار می‌آورند.

در تعریف قوانین این رقابت، قانونی را به صورت زیرکانه به زنان آموزش می‌دهند که اگر همسر تو در حق تو خیانت کرد و با جنس مؤنث دیگری غیر از تو ارتباط برقرار کرد، این حق تو است که با او مقابله کنی و خیانت او را با خیانت پاسخ دهی. این کار نه تنها زشت نیست؛ بلکه حقی است که تو بدون احساس عذاب وجدان می‌توانی از آن استفاده کنی.

7. ایجاد حس رقابت در میان زنان و دختران برای جلب توجه مردان

این نكته به وضوح در شبكه‌های ماهواره‌ای به خصوص در فیلم‌های سینمایی و بالاخص در سریال‌ها خانوادگی قابل مشاهده است. قبل  از توضیح این مورد باید این نکته را بگویم که در تفکر رسانه‌ای غرب که در شبکه‌های ماهواره‌ای نمود یافته، تأهل و ازدواج كردن مانعی برای هوس‌‌رانی نیست. در این نکته تأمل کنید.

جامعۀ مورد نظر غرب، جامعه‌ای است که فضای آن صحنه‌ای برای رقابت‌های هوس آلود است. گردانندگان اصلی این رقابت هم باید زنان باشند. این نكته را به صراحت اعلام كردند كه چشم و چراغ ما در این موضوع زنان و دختران هستند.  ابزار اصلی گردانندگان این رقابت هم خودآرایی است. خودآرایی در خانواده‌ای که غرب به دنبال آن است یک ضرورت است. این خودآرایی هم باید بر محور تحریک امیال جنسی مردان باشد. اینكه در شبكه‌های ماهواره‌ای آموزش آرایش به انحاء و انواع مختلف و به وفور نمایش داده می‌شود، از لحاظ روان شناسی یك محور و یك نقطه ثقل دارد كه آن هم تحریك امیال جنسی است. جامعه‌ای که دغدغۀ اصلی مردان و زنان آن جلب توجه و هوسرانی باشد، مطمئنا روی پیشرفت را هم نخواهد دید، چرا كه مردان و زنان هر روز كه از خانه می خواهند خارج شوند دغدغه‌ اصلی‌شان این است كه چگونه باشند تا در جلب توجه دیگران كم نیاورند. 

8. ایجاد بلوغ زودرس جنسی

در وجود هر انسانی غدد جنسی وجود دارد که اگر به صورت طبیعی در یك سن مشخص فعال می‌شود. این غدد در پسرها معمولاً در همان سن بلوغ شرعی فعال شده و پسر مفهوم غریزۀ جنسی را از دورۀ بلوغ حس می‌کند؛ اما در دخترها فعالیت این غدد به گونه‌ای که احساس نیاز غریزی به جنس مخالف کنند تا چند سال پس از سنّ بلوغ هم به تأخیر می‌افتد.

جامعۀ ایده‌آل، جامعه‌ای است که پسرها و دخترها در سنینی با مفهوم غریزۀ جنسی آشنا شوند که اندکی پس از آن ازدواج می‌کنند. یعنی فاصله این حس با ازدواج فاصله زیادی نباشد. حالا جامعه‌ای را تصور کنید که پسرها و دخترها زودتر از موعد طبیعی با غریزۀ جنسی آشنا می‌شوند و سال‌ها بعد زمینۀ ازدواج برای آنان فراهم می‌شود. در حال حاضر سن بلوغ جنسی در بسیاری از دختران و پسران ما پایین‌تر از حد طبیعی است. کم‌ نیستند پسرانی که در سن 12 سالگی و دخترانی كه در 9 سالگی به بلوغ جنسی رسیده‌اند.  و این پسرها و دخترها هم در سنی بالای بیست و پنج سال ازدواج می‌کنند؛ یعنی بیش از 13 سال دست و پنجه نرم کردن با این غریزه.

دو نكته اساسی در این مورد وجود دارد كه او در  سنی به غریزه جنسی رسیده كه عقل مدیریت این غریزه را ندارد.  نوجوانی که در سن 12 سالگی به سن بلوغ می‌رسد؛ بسیاری از  آن مدیریت‌های عاقلانه‌ای كه باید در زندگی وجود داشته باشد تا این غریزه را كنترل كند، ندارد. به همین دلیل هم دست به کارهایی می‌زند که نمی‌تواند زشتی آن کارها را درک کند. وقتی هم که به سنّ رشد رسید، به جهت اعتیادی که به این کارها پیدا کرده نمی‌تواند آن را ترک کند.

نكته دوم این است كه در این 12 تا 13 سال همین شبكه‌ها در حال القای بسیاری از مفاهیم جنسی و شكستن قبح آن هستند. بدون تردید تماشای صحنه‌های مستهجن یكی از اصلی ترین عوامل بلوغ زودرس است.

در مشاوره‌هایی كه داشتم برخورد کردیم با پسر بچه‌های زیر 10 سال که دچار بیماری‌ خود ارضایی شده‌اند، وقتی از خانواده آنها پرس‌وجو كردیم، متوجه شدیم كه این‌ها‌ ماهواره دارند. خواهر یكی از این پسران می‌گفت این مشكل برای برادر من از وقتی شروع شد كه یك صحنه از این كارها را در یكی از سریال‌ها و فیلم‌ها دید. تازه نه به این صورت كه بنشیند و كامل نگاه كند بلكه در حال رفت و آمد برخی از صحنه‌ها را دیده است.

موسیقی‌هایی هم که در برخی از این شبکه‌ها پخش می‌شود، كه به جرات و بدون هیچ تردیدی باید اسم آن را موسیقی‌های جنسی گذاشت که به شدت تهوّر و جسارت نوجوان را برای دست زدن به اعمال جنسی زیاد می‌کند. این موسیقی‌ها معمولا همراه با تصاویری است که با دامن زدن به این مسئله، شدت تحریک مخاطب را به حد جنون می‌کشاند. ما می‌توانیم حدس بزنیم كه در یك خانواده كه پسر بچه‌اش این چنین است چه اتفاقی برایش می‌افتد.

9. ایجاد روحیۀ تنوع طلبی جنسی

وقتی یک مرد و زن دائم با انواع و اقسام مردها و زن‌ها و روابط میان آن‌ها آشنا شده و نگاه می‌کنند، بدون این که بخواهند و انتخاب کنند، دچار روحیۀ تنوع طلبی در امور جنسی می‌شوند. اگر می‌شنویم که بسیاری از طلاق‌ها ریشه در نارضایتی جنسی یکی از دو طرف یا هر دو طرف دارد، اشتباه است اگر فکر کنیم دلیل این نارضایتی تنها در عدم آشنایی دو طرف با روابط  زناشویی است؛ اگر چه این هم یکی از دلایل است؛ اما یکی از دلایل اصلی معاصر ما این است كه هر دوطرف یا یكی از آنها آنقدر  صحنه‌های متعدد و متنوع دیدند كه دیگر آن حس خویش‌تنداری را در مسائل جنسی از دست داده‌اند. چقدر خوب این خانم گفت كه مگر ما چقدر می‌توانیم به آن زن‌هایی كه در ماهواره دیده می‌شود نزدیك شویم. هزاران هزار فقط هزینه گریم و آموزش آنها می‌شود، مگر یك زن خانه دار، یك مادر مگر چه اندازه می‌تواند به آنها برسد و وقتی این تنوع طلبی ایجا شد،‌حریم خانواده شكسته شده و پاسخ‌گویی به این نیازها به بیرون از خانواده كشیده می‌شود.

باید با تاسف گفت كه یكی از نكاتی كه در ماهواره‌ها تبلیغ می‌شود این است كه این تنوع‌طلبی یك حق است و نباید آن را زشت شمرد. دو مسئله مانع این تنوع طلبی می‌شود: 1- حسادت زنانه 2- غیرت مردانه كه به تعبیر آنها باید فرهنگ مردم بالا رود و روشن‌فكری مردم ارتقا پیدا كند،‌ از بند این مسائل و مقیدات بیرون بیایند تا بشود به آن تنوع طلبی كه حق یك انسان است، ادا شود. این جور جاها بسیار ژست عالمانه و روشن‌فكرانه می‌گیرند، كه متاسفانه باید گفت كه این حرف‌ها از حرف‌های مستهجن تزیین شده‌ای است كه با كمك سریال‌ها و فیلم‌ها می‌خواهند به خورد ما بدهند.

مرد یا زن و یا هر دو در طول شبانه روز تماشا می‌کنند. یکی از اصلی‌ترین وظایف این صحنه‌ها از نگاه روان‌شناسی، سیری ناپذیر کردن مخاطب نسبت به مسائل غریزی است. مردی که مشتری این صحنه‌ها شده از همسر خود همان توقعی را دارد که در این فیلم‌ها دیده، به طور حتم همسر او نمی‌تواند پاسخ‌گوی این توقعات باشد، به همین دلیل هم بین این دو اختلاف می‌افتد.

سؤال: برخی معتقدند که اگر ماهواره در خانه باشد، بچه‌ها از همان ابتدا به آن عادت کرده و وقتی بزرگ شدند دیگر حرص و ولعی نسبت به آن نخواهند داشت؛ اما اگر آن‌ها را منع کنیم، نسبت به ماهواره حریص شده و در اولین فرصتی که به آن دست یافتند، بی‌مهابا و بدون رعایت حد اعتدال به آن هجوم خواهند برد.

باید تكرار كنم كه این حرف‌ از آن حرف‌های زشت تزئین شده است؛ به نظر می‌رسد كه حرف قشنگی است؛ جالب اینجاست كه من این تفكر را در مشاوره‌هایی كه داشتم، دیده‌ام.

که اگر کسی درست به عمق آن بیاندیشد، می‌فهمد که چه اندازه بی‌پایه و اساس است. بنده در یك نکته یک جواب حلی به این نظریه می‌دهم و در نکتۀ بعدی جوابی نقضی.

اگر کسی غریزۀ جنسی را بشناسد و بخواهد بدون در نظر گرفتن هوا و هوس اظهار نظر كند،‌ متوجه می‌شود كه اگر غریزه مدیریت نشود و هر طور که دلش می‌خواهد رها شود، حد توقت و ایستایی ندارد. آنها برای اثبات نظریه خود  مثال زده‌اند به قنادهایی كه به شاگردان تازه كار خود هی نمی‌گویند شیرینی نخور، بلكه او را آزاد می‌گذارد تا هرچه قدر می‌خواهد بخورد تا از آن دل‌زده شود. شاید وقتی در مقابل این شاگرد اسم شیرینی هم بیاید، حالش هم بد شود. این افراد می‌گویند كه مسئله جنسی هم همین‌گونه است. كه این مطلب بسیار ساده‌اندیشانه و نشان از ناآشنایی با مقوله جنسی است. مگر غریزه جنسی را می شود با میل به شیرنی خوردن مقایسه كرد؟!

جنس غریزه به طوری است که اگر مدیریت نشود، در هر مرحله در پی نوعی از تمتعات جنسی خواهد رفت. بله شاید، مرحله‌ای از تمتعات جنسی برای او عادی شود، اما درست مثل معتادی است که نوعی از مواد مخدر برای او عادی شده و برای او حسی تولید نمی‌کند؛ اما آیا نتیجۀ ایجاد این حالت در این معتاد به معنای آن است که او یک قدم به ترک اعتیاد نزدیک شده یا نه؟ بلكه  او بسیار خطرناک‌تر از گذشته هم شده؛ چرا که دیگر هر مواد مخدری برای او لذت‌بخش نخواهد بود.

این تفکر ریشه در مبانی تربیتی خود غرب دارد که آبشخور آن از جایی غیر از وحی است. "برتراند راسل" در کتاب «در تربیت» معتقد است یکی از چیزهایی که از جمله اخلاق بی‌منطقی و یا به اصطلاح «اخلاق تابو» است، همین مسألۀ پوشانیدن عورت است. وی می‌گوید چرا پدران و مادران مصر هستند که عورت خود را از بچه‌ها بپوشانند؟ این اصرار سبب تحریک حس کنجکاوی بچه‌ها می‌گردد.  او با صراحت می‌گوید كه پدر و مادر باید از همان كودكی هفته‌ای یكبار یا در صحرا یا در حمام  عورت خود را به كودك نشان دهد تا او آشنا شده  و برایش عادی شود.

اگر بنا بود که مسائل جنسی برای کسی که از کودکی به تماشای آن پرداخته عادی شود، حال و روز غرب این نبود. مگر در کشوری مثل آمریکا محدودیت خاصی برای نمایش این مسائل وجود دارد؟ آیا هم اکنون برای آن دسته از جوانان آمریکایی که از کودکی پای این فیلم‌ها نشسته‌‌اند، این مسائل عادی شده؟ اگر عادی شده، چرا این همه ناامنی جنسی در آمریکا وجود دارد؟

حالا من یك سوال دارم كه خود غرب  كه عمل كننده به این نسخه است چه اوضاعی دارد؟ برای اینكه پاسخ به این سوال را من بدهم از دوستان خواسته‌ام كه یك قسمتی از كتاب "زوال دوران كودكی" نیل پُستمن كه از اندیشمندان آمریكایی است را پخش كنند.

"نیل پُستمن (neil postman) استاد دانشگاه نیویورک، جامعه شناس و پژوهشگر ماسئل ارتباط جمعی است. وی از شهرت و اعتبار خاصی در سطح بین المللی برخوردار است. آثارش به بیشتر زبان‌های زندۀ دنیا ترجمه شده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است.

در دنیای روشنفکران غرب، پستمن را کارشناسی صاحب نظر و دارای بیانی صریح می‌دانند. وی در کتاب «زوال دوران کودکی» نظریه‌ای را ارائه می‌دهد که بر مبنای آن رسانه‌های غربی در حال از بین بردن دوران کودکی و از بین بردن فاصلۀ میان کودک و بزرگ‌سال است.

بخش‌هایی از این کتاب بدین شرح است: امروزه تلویزیون‌های ایالات متحده کار را به جایی رسانده‌اند که تعیین حد و مرز برای سکسی(مستهجن بودن) یک قطعه چندان ساده به نظر نمی‌آید. در اغلب پیام‌های بازرگانی دختران دوازده یا سیزده ساله را می‌بینیم که آن چنان با خُبرگی و کارکشتگی از جهان سکس (مسائل جنسی) خبر می‌دهند که حیرت آدمی را برمی‌انگیزد. همه به یاد داریم که تا چند سال پیش، اگر دختر پانزده شانزده ساله‌ای در مدارس، رفتار و حرکتی که نشانه‌ای از مقولۀ سکس (مقولات جنسی) داشت، از خود بروز می‌داد به عنوان یک معضل روانی و تربیتی در جلسۀ اولیاء مدارس و پدران و مادران طرح می‌شد. هرگز نمی‌خواهم ادعا کنم که در آن زمان احساس نیاز جنسی در دختر یا پسر مشاهده نمی‌شد، اما آنچه مهم است این است که در همان موقع، شرم و حیا مانع از آن می‌شد که این احساس را بروز دهد، یا لااقل از جرگۀ هم‌سن و سالان خود فراتر رود. تمامی این قباحت‌ها، این زشتی‌ها و ناپسندی‌ها را تلویزیون کم‌رنگ ساخته و این گونه وانمود می‌کند که این مسائل نباید به عنوان یک مشکل قلمداد شود.[1]

او در جای دیگری می‌نویسد:

هیچ موضوعی و هیچ بیانی در مورد مقولات جنسی دیده نمی‌شود که تلویزیون بیان آن را قبیح بداند؛ هیچ حرکتی و هیچ حالتی از روابط سکسی (جنسی) وجود ندارد که از دیدگاه مجریان و تولیدکنندگان تلویزیونی ناپسند و زشت قلمداد شود و هیچ قداستی و هیچ حرمتی نیز وجود ندارد که در میزگردها، نمایش‌نامه‌های طرب‌زا و آگهی‌های تجارتی تلویزیونی مورد احترام قرار بگیرد.

... پرداختن به این مسائل همه و همه باعث از بین رفتن زشتی‌ها و قباحت‌هایی می‌گردد که تاکنون در فرهنگ ما و در جامعۀ ما موجب سلامتی روابط اجتماعی و قداست خانواده و رابطۀ سالم زن و مرد و بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها می‌گردید.[2]"

در تفكر دینی ما معتقدیم آن كسی كه شریعت را برای ما آورده است خالق انسان است. خالق غریزه جنسی تنها موجودی است كه می‌تواند در ارتباط با مدیریت این غریزه تعیین تكلیف كرده و حرف آخر را بزند. اینكه در دنیای غرب این همه بلا سرشان آمده و خودشان مانده‌اند كه با این بلاها چه كنند، به خاطر این است كه حرف خالق را گوش ندادند.

ما كه پیرو مكتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام هستیم دستمان كوتاه نیست. ما در كدام یك از آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم‌السلام داریم كه برای عادی سازی روابط جنسی آنها را برای بچه‌های خود به نمایش بگذارید؟! اتفاقا كاملا به عكس است. این همه بحث دربرابر خویشتنداری و عفاف و نگاه نكردن به صحنه‌هایی بسیار بسیار پایین‌تر از نظر تحریك كننده‌ای در تفكر دینی ما معتقدیم آن كسی كه شریعت را برای ما آورده است خالق انسان است. خالق غریزه جنسی تنها موجودی است كه می‌تواند در ارتباط با مدیریت این غریزه تعیین تكلیف كرده و حرف آخر را بزند. اینكه در دنیای غرب این همه بلا سرشان آمده و خودشان مانده‌اند كه با این بلاها چه كنند، به خاطر این است كه حرف خالق را گوش ندادند.

ما كه پیرو مكتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام هستیم دستمان كوتاه نیست. ما در كدام یك از آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم‌السلام داریم كه برای عادی سازی روابط جنسی آنها را برای بچه های خود به نمایش بگذارید؟! اتفاقا كاملا به عكس است. این همه بحث دربرابر خویشتنداری و عفاف و نگاه نكردن به صحنه‌هایی بسیار بسیار پایین‌تر از نظر تحریك كننده‌ای از آنچه كه در شبكه‌های ماهواره‌ای نشان داده می‌شود.

نكته ‌های بسیاری در روایات ما درباره كنترل غریزه جنسی و مدیریت آن آمده است و تقوایی كه در این مسائل به ما اشاره شده است،‌تقوای گریز است. یعنی اصلا نباید سمت آن رفت، چه كوچك و چه بزرگ؛ چه رسد به آنكه بخواهید بروید تا عادی شود!

قسمت دوم این بخش كتاب باید با دقت بیشتری دیده و شنیده شود چرا كه "نیل پستمن" با ذكر آماری غرب در آن زمانی كه این شبكه‌ها را نداشته و توسعه نداشته است با زمانی كه آنها را دارا شده است،‌ مقایسه كرده است كه تكان دهنده است.

او دربارۀ جرم و جنایت‌های گوناگون در میان نوجوانان زیرپانزده سال این گونه می‌نویسد:

در سال1950 در ایالات متحده جمعا 170 جوان زیر پانزده سال به جرم ارتکاب قتل، تجاوز جنسی به عنف، سرقت و جرح و دیگر جرائمی که در ردیف جنایات سنگین به حساب می‌آیند، توسط پلیس «اف . بی و آی» بازداشت شده بودند. این رقم درصد جمعیتی معادل 0004/0 درصد را در انسان‌های زیر پانزده سال در آمریکای آن روز نشان می‌داد. در همان سال جمعا 94748 نفر از پانزده سال به بالا، به جرم ارتکاب جرائمی نظیر آن چه ذکر شد، دستگیر شدند، یعنی رقمی معادل 086/0 درصد جمعیت از پانزده ساله به بالا. به این ترتیب ارتکاب جرم بزرگ‌ترها (یعنی از 15 سال به بالا) نسبت به نوجوانان (یعنی زیرپانزده سال) 215 برابر بوده است. این رقم 215 در سال 1950، در سال1960 به 8 می‌رسد و در سال 1979 به 5/5 برابر افزایش می‌یابد. آیا می‌توان از این ارقام نتیجه گرفت که میزان جرائم بزرگسالان کاهش یافته است؟ هرگز! در واقع تعداد مجرمان بزرگسالان افزایش یافته است. در سال 1979 جمعا 400000 بزرگسال یعنی 243/0 جمعیت بزرگسالان آمریکا به دلیل ارتکاب جرائم سنگین بازداشت شدند. این که فاصله و شکاف میزان جرائم خردسالان و بزرگسالان کمتر شده و در فاصلۀ 19500 تا 1979 از 215 برابر به 5/5 برابر می‌رسد، به دلیل حیرت آور و نگران کننده افزایش ارتکاب جرائم توسط کودکان و اطفال خردسال می‌باشد. افزایش تعداد کودکان مجرم و مرتکبین به جرائم سنگین، قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز جنسی منجر به قتل و ... از سال 1950 تا 1979 رقمی معادل 11000 درصد را نشان می‌دهد. افزایش تعداد جرائم سبک‌تر نظیر سرقت اتومبیل، دزدی از مغازه‌ها و منازل در همین فاصله حدود8300 درصد بوده است. [3]

...سهم تلویزیون در این تحول، بسیار برجسته و نمودار است. در تمامی برنامه‌های تلویزیونی به میزان وسیعی از عنصر سکس(غریزۀ جنسی) و تحریکات سکسی (غریزۀ جنسی) تو استفاده می‌شود و در عیم حال مروج قداست‌زدایی از عملیات جنسی بعد از ازدواج بوده و نوعی بی‌تفاوتی را نسبت به پرده‌دری‌های واضح و تمام عیار، نمایش حرکات سکسی(جنسی) و تحریک تماشاچی جوان و سپس تبلیغ عدم ضرورت به پای‌بندی‌های سنتی، لطافت‌ها و زیبایی‌های انحصارعملیات جنسی به روابط زناشویی را پیوسته نفی کرده، غریزۀ جنسی را به صورت کالای قابل خرید و فروش که در دسترس همگان می‌تواند قرار گیرد، درآورده است؛ نظیر خمیر دندان، عطر و اودکلن و غیره.[4]

 


[1]. زوال دوران کودکی، ص175.

[2]. همان، ص176.

[3]. همان، ص266.

[4]. همان، ص272.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 مهر 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

اثرات ماهواره بر نظام خانواده

نمونه‌هایی واقعی از تلاش برای عادی سازی روابط جنسی درون خانواده/ آیا می توان از ماهواره هم درست استفاده كرد و هم نادرست!؟

جوامع بشری مملو است از پدیده‌هایی كه اگر با فرهنگ دینی و ملی ما تنافی نداشته باشند لااقل تناسبی ندارند، پدیده‌هایی كه هر یك به انحای مختلف دنبال تحمیل باورها و خواسته‌های خود بر اركان زندگی اجتماعی جامعه ما دارند.

شبكه‌های ماهواره‌ای و برنامه‌های تولیدی آن از این قبیل پدیده‌ها هستند كه در تیررس شلیك آنها قرار گرفتن، به راحتی و با ارزان‌ترین قیمت در شهر و روستای ما قابل تحقق است.

ماهواره از ابزارهای بسیار برنده دشمن در تهاجم فرهنگی است كه این روزها در اندرونی بسیاری از خانه‌ها جا خوش كرده است. این ابزار برنده تشبیه شده به چاقو بیشتر از آنكه منفعتش اسباب آسایش باشد، شعله‌هایش به خرمن آرامش كانون گرم خانواده سنتی و مذهبی ایرانی افتاده است.

یكی از دغدغه‌های اساسی امروز بسیاری از خانواده‌ها تهاجمی است كه از ناحیه شبكه‌های ماهواره‌ای شكل گرفته و بدون تردید یكی از اهداف اصلی شبكه‌های ماهواره‌ای خانواده‌ها هستند. اگر چه این تهاجم مساله جدیدی نیست اما امروز به جهت فراگیری بیشتر آن نسبت به گذشته، این مساله شكل جدی‌تری به خود گرفته است.

رادیو معارف در برنامه زنده «پرسمان خانواده» با تمركز بر دو محور بررسی ریشه‌های تمایل برخی از خانواده‌ها به شبكه‌های ماهواره‌ای و چگونگی حل این ریشه‌ها با كارشناسی استاد حجت الاسلام محسن عباسی ولدی گامی در جهت مبارزه با این پدیده برداشته است.

رجانیوز با بازنشر مكتوب و صوتی سخنان كارشناس این برنامه كه با بیان مصادیقی به آثار بسیار مخرب استفاده از شبكه‌های ماهواره‌ای اشاره داشته است، گامی در جهت آگاهی بخشی نسبت به آسیب‌های بنیان كن خانواده ایرانی به واسطه این پدیده اجتماعی برداشته است.

فایل صوتی و مكتوب بخش اول این برنامه در ادامه آمده است.
چاقویی كه فعلا مشغول بریدن دست و پا و سر است!
می‌گویند ماهواره یك وسیله‌ای است كه هم می‌توان از آن استفاده درست كرد و هم نادرست؛ اگر بر فرض هم بتوان از ماهواره در عالم امكان استفاده خوبی هم كرد ولی آن چیزی كه در عالم واقع در حال تحقق است، غیر از این است و مانند چاقویی است كه فعلا در حال بریدن دست و پا و سر است.
اگر الان اما ماهواره را یك عنصر دو منظوره حساب كنیم به نظر می رسد مقداری نگاه ساده‌اندیشانه به ماهواره داشته‌ایم. اینكه چرا باید به موضوع ماهواره به طور مفصل پرداخت شود آن هم در قشر مذهبی نیاز به توضیح دارد.
مخاطبان ما یا در دام ماهواره گرفتار هستند یا نیستند، اگر هستند كه باید آگاه شوند، تا از دام این توطئه و تهاجم رها شوند. کسانی هم گرفتار نیستند باید آگاه شوند؛ آن هم به دو دلیل: اول آن که ما هیچ گاه نباید از ناحیۀ دشمن احساس امنیت کنیم و خیالمان آسوده باشد و فكر نكنیم كه دشمن دور ما را یك خط قرمز كشیده است و كاری به ما ندارد، درست است كه دشمن از آن حكمتی كه در فضای دینی وجود دارد برخوردار نیست اما وسوسه‌های شیطانی در دشمن موج می زند و به همین دلیل در دام وسوسه های شیطان افتادند مخص به كسانی نیست كه بالكل از فضای دینی دور هستند بلكه شیطان ابزارهای خاص خودش را دارد. گاهی به جهت اعتماد بیش از اندازه به خودمان و به جهت ناآگاهی از دسیسه‌ها می‌بینیم که دشمن از غفلت ما استفاده کرده و خدای ناکرده ضربه‌ای کاری به ما وارد کرد.
نكته دوم آن است كه ما الان در جنگ نرم هستبم. مشغول مبارزه در جبهه تهاجم فرهنگی هستیم. ما به عنوان کسانی که درد دین داریم و دل در گرو دین داریم، به عنوان یك سرباز در جبهۀ فرهنگی باید با دام‌ها و دسیسه‌های دشمن آشنا باشیم. بدانیم تا خودمان در مقابل کسانی که در دام این جرثومۀ فساد گرفتار شده‌اند به اندازه توان كمك كنیم. سرباز جبهۀ فرهنگی مگر می‌تواند بدون آگاهی نسبت به نقشۀ دشمن کاری از پیش ببرد؟
اولین كاری كه باید كرد ریشه یابی است و باید به دلایل خرید ماهواره در خانواده ها دقت كرد و نمی‌توانیم تمام دلیل‌ها را به بی قیدی خانواده بگذاریم. مطمئنا دلایل مختلفی دارد كه باید به آن پرداخته شود.

دلایل خرید ماهواره
اولین دلیل در بحث گرایش به ماهواره ناآگاهی است. بسیاری از افراد دربارۀ برنامه‌های ماهواره‌ای بسیار ساده اندیشانه قضاوت می‌کنند. این افراد به جهت ناآگاهی از اهداف پشت پردۀ این شبکه‌ها اعتماد ساده لوحانه‌ای به آن دارند.
راه درمان این مسئله آگاهی بخشی است. آگاهی بخشی باید در سه بعد انجام شود.
اول، آگاهی بخشی نسبت به متولیان پشت پرده این رسانه‌ها، متاسفانه برخی این متولیان آدم‌های دلسوزی می‌دانند كه دلشان به حال اوقات فراقت ما سوخته است و حالا آمده اند شبكه های ماهواره‌ای فارسی زبان را دایر كردند تا ما تو اوقات فراقت حوصله‌مان سر نرود و افسردگی نگیریم! باید ببینیم این افراد چه كسانی هستند كه دارند برای ما برنامه ریزی می كنند. این نكته بسیار مهمی است.
دوم، آگاهی بخشی در بعد اهداف این رسانه‌هاست. واقعا اینها دنبال چه چیزی هستند كه این قدر هزینه می‌كنند و این قدر خرج می كنند برای اینكه یك شبكه فارسی زبان راه انداخته و یا شبكه‌های دیگری كه ما بتوانیم از آنها استفاده كنیم.
سوم، آگاهی بخشی در بعد شیوه‌ها‌ است، اینها با چه شیوه‌هایی آمده اند و در خانه‌های ما جا گرفته‌‌اند. ما چشم باز كردیم و دیدیم در بعضی از خانه‌ها آنتن‌های ماهواره قرار گرفته است، چه اتفاقی افتاد كه اینها توانستند خودشان را در خانه‌های ما جا داده و بعضی از ما را هم پای برنامه‌های خودشان نگه دارند.
متولیان شبکه‌های ماهواره‌ای چه کسانی هستند؟
درباره آگاهی بخشی در بعد متولیان باید گفت كه آشنایی با متولیان شبکه‌های ماهواره‌ای می‌تواند هشدار دربارۀ این شبکه‌ها را تأثیرگذارتر کند.
در حال حاضر بیشترین شبکه‌های ماهواره‌ای دنیا از کشور آمریکا مدیریت می‌شوند. 90 درصد رسانه‌های آمریكایی هم دست صهیونیست‌ها است و اغلب برنامه‌های ماهواره‌ای در شبكه‌های فارسی زبان هم توسط صهیونیست‌ها دارد اداره می‌‌شود.
با این آمار باید گفت كه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! صهیونیست یك دشمن اصلی در دنیا برای خودش می‌شناسد و آن هم شیعه است. و در برخورد با شیعه یك كشور را می شناسد كه اصلی ترین مانع او در راه رسیدن به اهداف جهانخوارنه اش است و آن كشور هم ایران است.
اینكه صهیونیست برای ما شبكه فارسی زبان با گرایش خانوادگی برای ما می‌سازد كه صبح تا شب برای ما فیلم وسریال پخش می‌كند باید ما را به هوش آورد كه چه اتفاقی دارد می‌افتد.
به صورت رسمی اعلام كردند كه ما برای اینكه بتوانیم با جمهوری اسلامی ایران مبارزه كنیم باید با ابزار رسانه به سراغ ایران رویم چون ابزار نظامی كارساز نیست.
حالا باید درباره اهداف شبكه‌های ماهواره‌ای با گرایش خانواده سخن بگوییم.
جالب است كه برخی از شبكه‌هایی كه الان در حال تاسیس است فقط و فقط برای خانواده است. یعنی ابتدا تا انتها تنها خانواده و زن را نشانه گرفتند. مثلا به مباحث سیاسی نمی‌پردازند و كاری به مسائل سیاسی و اقتصادی ندارند. اصلا برخی از این شبكه‌ها مجری ندارند و پشت سر هم سریال پخش می شود. صددرصد سریال‌ها هم خانوادگی است برای محقق كردن اهداف غرب.
غرب برای تحقق دهکدۀ جهانی که کدخدای آن خودش باشد، یک مانع بسیار بزرگ می‌بیند و آن هم اسلام است. مبانی دینی با مبانی غربی در تعارض است و کسی که پای‌بند مبانی دینی است، نمی‌تواند در مسیر اهداف تمدن غربی گام بردارد. مدت‌ها است که غرب به این نتیجه رسیده که باید به هر نحو ممکن این مانع را از سر راه خود بردارد.
او برای مبارزه با این مانع کارهای مختلفی را انجام داده و می‌دهد که خود بحث مفصلی است؛ اما یکی از اصلی‌ترین راه‌کارهای غرب برای رسیدن به این هدف، فاسد کردن مسلمانان است. آن‌ها معتقدند اگر ما بتوانیم جوان مسلمان را، به ورطۀ فساد بکشانیم، به صورت غیرقابل تصوری توانسته‌ایم این مانع بزرگ را از سر راه خود برداریم. در این میان توجه ویژه‌ای به بحث خانواده کرده‌اند؛ چرا كه دیده‌اند بافت سنتی و دینی یك خانواده شیعی یك مانع بسیار بزرگ در سر به فساد كشاندن جوانان است به همین دلیل به این نتیجه رسیدند كه ما اگر بتوانیم فساد را به متن خانواده ایرانی بكشانیم و توسط خود خانواده به این هدف برسیم كارمان چندین برابر آسوه‌تر می‌شود.
برای رسیدن به این هدف باید یك برنامه‌ای را طراحی كنیم برای رساندن پای شبكه های ماهواره ای به داخل خانه ها برای این كار هم شبكه‌هایی را تاسیس كردند كه سریال‌ها و فیلم‌های جذاب و دنباله دار است و با یك فریب كاری هایی زمینه را برای قبولاندن خود در خانواده‌هایی هم كه تا اندازه‌ای تقیدات اخلاقی دارند فراهم كنند.
یکی از اصلی‌ترین اهداف شبکه‌های ماهواره‌ای فروپاشی کانون خانواده است. اگر بخواهیم اندکی جزئی‌تر از این سخن بگوییم باید گفت که برخی از اهداف اصلی این شبکه‌ها عبارت است از:
1. ایجاد خانواده‌های بی‌قید در برابر خانواده‌های سنتی
خانواده‌های مورد نظر این شبکه‌ها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ به ویژه سنت‌هایی که ریشۀ دینی دارد. به عنوان مثال خوب است به چند مثال اشاره کنم.
این که در خانواده‌ای پوشش مادر و خواهر در مقابل فرزندان پسر خود حساب شده باشد، مطلوب است. واقعاً نباید به این بهانه که مادر و خواهر از محارم هستند، در مقابل پسر خانواده هر طور که می‌خواهند بگردند. اگر غرب بتواند در محیط خانه تعریف خودساخته‌ای از عفاف ارائه دهد، می‌تواند سد عفاف را در محیط جامعه هم به راحتی بشکند. به این معنا كه اگر بتواند به مادر و دختر خانواده بقبولاند كه پسرت باید یك پوشش متفاوتی از پسر همسایه داشته باشد، اگر بتواند این محدودیت را بردارد، یك رابطه نزدیكی را بین محارم می‌تواند در خانواده تولید كند كه نتیجه آن در بیرون خانواده مشخص می شود. یعنی غرب توانسته با رسانه مادر و خواهر را در خانواده زمینه تحریك پذیری پسر خانواده قرار دهد كه ما در مشاوره‌ها با این موضوع درگیر هستیم.
روشن است كه منظور ما از پوشیده بودن، چادر و روسری و مقنعه سر كردن نیست، بلكه باید یك حدی را باید رعایت كنند كه برای شنوندگان روشن است.
پسر خانواده به ما می گوید به خاطر پوششی كه در خانه مادر یا خواهرم در مقابل من دارد، ذهن آرامی ندارم و جزو عوامل تحریك من شدند. وقتی وارد خانواده می‌شویم برای بررسی این موضوع، می بینیم تا 5 – 6 سال پیش اینطور نبود.
مادر یا خواهر این خانواده به ما می‌گوید این پسر در هنگام ورود به خانه یا خارج شدن از آن یا در هنگام خواب رفتاری از خود بروز می دهد كه من احساس می‌كنم كه قصد و نیت سو‌ءی دارد. وقتی ریشه‌یابی می‌كنیم می‌بینیم كه در بسیاری از این خانواده‌ها از وقتی كه شبكه‌های ماهواره‌ای آمده و پوشش‌های خانوادگی را به نمایش گذاشتند و مادر و دختر در مقابل پدر و پسر در خانه پوشش‌های نامناسبی داشته و آرام آرام قبح پوشش نامتعارف دختر و مادر در برابر پسر خانواده ریخته شده است و دیگر زشت نمی‌بیند و به همین دلیل دیوار و سد شكسته شده است.
ارتباط دختر و پسر در محیط فامیل باید یك ارتباط حساب شده ای باشد. ما نامحرم و نامحرم‌تر نداریم اما در این سریال‌ها به اسم میهمانی‌های شب‌نشینی بین فامیل نامحرم ارتباط‌هایی در حال برقرار شدن است كه نمایش مكرر آن باعث شكسته شدن قبح آن می‌شود.
در خانواده‌های سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. جایگاه ویژۀ پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیم‌های خود به نظر پدر و مادر هم توجه می‌کند و در کارهایی که می‌خواهد انجام دهد از والدین خود اجازه می‌گیرد و در یک کلام خودسر نیست، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد تنگ می‌شود؛ اما در شبکه‌های ماهواره‌ای یکی از اصلی‌ترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آن‌ها در اندازۀ زمینه‌ساز تولد است؛ یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینه‌ساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند اما وقتی که فرزند از آب و گل درآمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و ... پایین می‌آید. در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمی‌کنند. دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغه‌های فرزند مدرن نیست، این دغدغه برای انسان‌های عقب افتاده‌ای است که نمی‌خواهند تغییر زمانه را بپذیرند؛ این موارد همه به دنبال آن است كه آن مولفه‌های خانواده دینی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
بدون اینكه حساسیت خاصی ایجاد كنند باورهای ما را قله به قله فتح می كنند. خانواده بی قید را در مقابل خانواده دینی و سنتی علم می‌كنند اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد آن جامعه محكوم به فناست كما اینكه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.
من برای معرفی این شبكه‌‌های ماهواره‌ای كلمه درخوری را پیدا نكردم،‌اینكه بگویم خیلی بی‌رحم و دژخیم‌اند و بویی از انسانیت نبرده اند. نمی‌توانیم به همین اندازه اكتفا كنیم كه شبكه‌های ماهواره‌ای تنها دنبال غیر متعارف كردن پوشش هستند، ای كاش در همین اندازه باقی می‌ماند. غرب اینها را مقدمه ورود به برخی از مسائل می داند یكی از آنها این است.
2. ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر
غرب به این نتیجه رسیده است كه تا وقتی زن به شوهر در خانواده سنتی وفادار است و برعكس و روابط در محدوده خانواده منحصر می شود نمی تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند به همین دلیل یكی از اصلی ترین شگردها و دسیسه‌های آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی ترویج خیانت زن و شوهر به هم دیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر؛ مخصوصا اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت كرده است یك حق مسلم و طبیعی اوست كه او هم به شوهر خیانت كرده و انتقام بگیرد و این یك حق طبعی است. به شدت در سریال‌های‌شان تبلیغ این موضوع را می‌كنند تا آنجا كه می‌بینید موضوع یك سریال همین است. تا آنجا كه بعد از فهمیدن این خیانت‌ها به راحتی هم با هم زندگی می كنند. دنبال عادی جلوه دادن آن هستند.
اگر یك زنی در محدوده ارتباطات خود آن قید وفاداری را كنار زد دیگر نمی تواند یك همسر خوبی باشد و نه می تواند مادر خوبی باشد. در این صورت خانواده‌ای به وجود نمی‌آید. ستون خیمه خانواده سنتی مادر است. تجربه شده كه در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است،‌مادر با آن ایثار و فداكاری و عفاق و از خودگذشتگی خیمه خانواده را نگه داشته است. ولی چند خانواده سراغ دارید كه مادر فاسد شده اما خیمه خانواده برپا مانده است؟ آنها این ستون خیمه را نشانه گرفته و به شدت هم با گرایشات فیمینتستی برایش برنامه ریزی كرده اند.
چند وقت پیش با یك خانمی كه دچار همین مشكلات شده بود صحبت می‌كردم، خیلی برایم این ریشه‌یابی تكان دهنده بود. وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا رسیدی آیا با همسرت مشكل نداشتی، گفت نه؛ پرسیدم دوستت داشت، گفت بله، زیر یك سال بود كه ازدواج كرده بود. گفت از وقتی كه همسرم این آنتن ماهواره را به خانه آورد و من شبكه فلان را دیدم، آرام آرام حس كردم كه انگیزه‌ای برای تقید به همسر خودم ندارم. چه دلیل دارد كه من فقط با همسر خودم ارتباط داشته باشم؟! وقتی اولین زمینه برای اولین ارتباط برای من فراهم شد حس كردم كه كار اشتباهی نمی‌كنم. یك كار عادی است. اصلی ترین اهرم اینجا این است كه آنها بتوانند قبح را بشكنند.
اما در یك مرحله فراتر و بالاتری اینها به این هم راضی نیستند و همین قدر سر بسته بگویم كه یكی از قله‌های اصلی كه اینها برای فروپاشی و تكه تكه كردن خانواده‌های مذهبی و سنتی، این هست كه ارتباط‌ها را حتی در اندازه خانواده‌ هم عادی جلوه دهند. اشكالی ندارد كه اعضای خانواده هم با هم ارتباط آن چنانی داشته باشند.
این قله یكی از قله های اصلی است كه اینها نشانه گرفته‌اند، همان اتفاقی كه در غرب خودشان اتفاق افتاد.
الان در غرب خواهر از ناحیه برادر و دختر از ناحیه پدر در محیط خانواده امنیت ندارد، یعنی امن ترین جا برایش نا امن ترین جا شده است كه هر از گاهی خبرهایش منتشر می شود.
خانواده‌های سنتی ما كه چندان هم تقید به مذهب ندارند، فقط به باورهای سنتی و اخلاقی خود پایبند هستند، نماز نمی‌خواند، روزه نمی‌گیرد، حج به او واجب شده است، نمی رود، خمس و زكات هم نمی‌دهد اما از اینكه همسرش با یك مرد دیگر ارتباط داشته باشد به شدت غیرت دارد.
او اینجا ها را هم نشانه گرفته است، یعنی باورهایی كه حتی كسانی تقیدات دینی ندارند اما به آن پایبندند.
3. عادی جلوه دادن ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج تا حد باردار شدن
در شبكه‌های ماهواره‌ای ارتباط بین دختر و پسر در هر شكل، سن و نیتی و تا هرجایی عادی جلوه داده می‌شود. دغدغه‌های ارتباط بین دختر و پسر باید گرفته شود. اگر دختر و پسر قبل از ازدواج با هم ارتباط داشته باشند در هر سطح وسنی،‌اینها نمی‌توانند خانواده‌هایی موفقی را تشكیل دهند.
یكی از كارهای آنها این است كه بتوانند خانواده‌های موجود را به هم بزنند و اجازه ایجاد خانواده‌های سنتی و پایبند و مذهبی را ندهند این كار بعدی یك كار كاملا پیشگیرانه از نگاه آنهاست. دختر اگر قبل از ازدواج ارتباط برقرار كرد و این ارتباط برایش عادی شد بعد از ازدواج هم معلوم نیست چقدر پایبند باشد.
این وسط دو نگرانی برای دختران وجود دارد. اولا دختر یك خانواده سنتی به شدت به عصمت دخترانه خود حساس است، پس نباید در ارتباطات عصمت دخترانه خود را از دست دهد. به شدت در شبكه‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌كنند كه این یك باور عصر قجری است و این هیچ مشكلی ندارد.
ثانیا، دغدغه دیگر دختران بارداری است،‌ كه این را هم با ترویج سقط جنین به شدت قبحش را می‌شكنند. در سریال‌ها نمایش می‌دهند و تكرار می‌كنند كه حالا دختری باردار شد، اشكالی ندارد! كاملا به طور عادی، طبیعی و پزشكی بنا بر اقتضای زمانه رفتار كرده و سقط جنین می‌كند.
4. هویت زدایی از مفهوم خانواده
تیر خلاصی كه اینها می‌خواهند بزنند، تیر خلاص از هویت خانواده است. اصلا خانواده یعنی چی؟ چرا با ازدواج برای خودتان مسئولیت درست می‌كنید؟ شما نیاز به جنس مخالف دارید یك زندگی خارج از چارچوب ازدواج برای خودتان فراهم كنید، چرا ازدواج می‌كنید. مرد مسئولیت زن و خانواده را به دوش بكشد و هر دو مسئولیت مضاعفی را بخواهند تحمل كنند،‌ خب به جای آن زندگی با دیگران به جای ازدواج؛ به طور كل خانواده‌ای وجود نداشته باشد.
الان در غرب تعداد زندگی‌های غیر رسمی كه تحت عنوان ازدواج نبوده است به شدت رو به افزایش است. این دو تا باهم زندگی می‌كنند بدون اینكه تعهدات قانونی در برابر یكدیگر داشته باشند. به همین دلیل آمار فرزندان نامشروع هم در بعضی از كشورها به شدت بالاست، در برخی از كشورهای اروپایی تا 33 – 34 درصد است. یعنی از هر سه فرزند یكی نامشروع است. چرا كه در غرب مفهوم خانواده در حال از دست دادن معنای خود است.
این اتفاق در شبكه‌های ماهواره‌ای در حال تولید است، و همان بن بستی كه خودشان در مسئله خانواده به آن رسیده‌اند دارند برای ما نسخه‌اش را تجویز می‌كنند كه این دیگر تیر خلاصی است كه به مفهوم خانواده می زنند.
ما اگر نخواهیم از این ناآگاهی و خواب غفلت بیرون بیاییم،‌ شاید نتوانیم باور كنیم كه این همه برنامه‌های عجیب و غریب كه برای ما ریخته اند، باید دربرابرش كاری انجام دهیم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 مهر 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

جایگاه حدیث درعلم كلام

حجت الاسلام احمد ایمانی
علم كلام از علومی است كه در آن به ادله اثبات عقاید و پاسخ به پرسش های معرفتی پرداخته می شود. آسیب شناسی این علم نیز از مباحثی است كه درحوزه معرفت شناسی دارای اهمیت بسیاری است. دراین مقاله با اشاره به دور شدن علم كلام موجود از منبع روایات و نوع استدلالها بر مبنای تعقل فطری اشاره شده و تأسیس علم كلام جدیدی با عنوان «كلام نقل محور» پرداخته شده است. گفتنی است این مقاله از دو ماهنامه سوره اندیشه شماره 58-59 انتخاب شده است.
در دو مقام این بحث را پی می گیریم. ابتدا گزارشی بسیاراجمالی از سیر تحول رویكردهای مباحث كلام اسلامی تقدیم حضور خواهد شد و در ادامه به وضعیت امروزی «نقل» دركلام شیعه خواهیم پرداخت.
¤ مقام نخست:سیر تحول سبك های كلام اسلامی
با نگرشی كلی به تاریخ علم كلام اسلامی متوجه می شویم كه كلام اسلامی در طول تاریخ خود چهار مرحله كلام نقلی، كلام عقلی، فلسفه كلامی و كلام فلسفی یا كلام فلسفی -عرفانی را پشت سر گذاشته است.
در دوره نخست كلام اسلامی، بنای متكلمان برآن بوده كه اعتقادات اسلامی را با ذكر آیات و روایات بیان نمایند. دراین دوره تقریبا از استدلالات عقلی خبری نیست و اگر درمورد اختلافی متكلمان وارد بحث استدلالی با مذاهب دیگر می شوند، عمدتاً به آیات و روایات استدلال می كنند؛ و كمتر دیده می شود كه از استدلال عقلی بهره ببرند.
عمده كتاب های كلامی كه قبل از شیخ مفید نوشته شده اند، مثل كتاب الایضاح، تألیف فضل بن شاذان نیشابوری (متوفای 206 ق) و كتاب الاعتقادات، كتاب التوحید و كتاب اكمال الدین و اتمام النعمه از تألیفات شیخ صدوق (متوفای 386 ق) از این سنخ می باشند. البته كتاب التوحید بیشتر به عنوان كتاب حدیث شناخته می شود تا كتاب كلامی؛ درحالی كه با توجه به سبك تألیف متكلمان آن عصر- كه مباحث كلامی را با ذكر آیات و احادیث بیان می نمودند- این كتاب را هم می توان جزء تألیفات كلامی شیخ صدوق به حساب آورد.
دوره دوم كلام اسلامی، كه كلام عقلی است، می توان ادعا نمود كه با شیخ مفید (متوفای 413) آغاز شده است، البته قبل از ایشان هم رگه هایی از روش عقلی دركلام اسلامی دیده می شود، اما می توان ادعا نمود كه این شیوه از بحث كلامی را شیخ مفید (ره) به عنوان یك شیوه بحث كلامی، رسمیت بخشیده است. رویكردكلام عقلی شیخ مفید در آثاری چون اوائل المقالات و به خصوص تصحیح عقائد الامامیه جلوه گر شده است. البته دقت شود كه شیخ مفید در عین آنكه به سبك كلام عقلی بحث می كند، اما نقل را فدای عقل نمی كند؛ بلكه او در اینكه عقل را محور مباحث كلامی خود قرار داده، شدیداً پای بند به نقل است و از نقلیات كمال استفاده را درمباحث خود می برد. مطلب دیگر آنكه سبك بحث او كلام عقلی است نه كلام فلسفی؛ یعنی او طبق یك مشرب فلسفی خاص وارد بحث نمی شود، بلكه استدلالات عقلی او فارغ از یك نگرش فلسفی است. اگر چه اولا گاه نیم نگاهی هم به مباحث فلسفی دارد و ثانیا می توان ازگفتارهای كلامی او نحوه ای نگاه فلسفی را هم استخراج نمود؛ كه دراین صورت می توان اسمش را نگرش فلسفی خاص شیخ مفید نام نهاد.
بنیانگذاری این سبك تفكر كلامی توسط شیخ مفید هم زمان است با رواج فلسفه مشاء. چرا كه مروج اصلی حكمت مشاء یعنی شیخ الرئیس ابن سینا پانزده سال بعد از شیخ مفید یعنی در سال 428 هجری قمری از دنیا رفته است.لذا این دو سبك تفكر، دوشادوش هم پیش رفته و در مواردی با یكدیگر درگیر هم شده اند. به خصوص زمانی كه كلام عقلی به دست متكلمان سنی و خصوصا اشعری افتاده است. بعد از جلوه گری ابن سینا و رواج حكمت مشاء، شخصیت هایی مانند غزالی و سپس فخر رازی، متوجه به این معنا می شوند كه فلاسفه مسائلی تازه را وارد میدان اندیشه نموده اند.
این ها بعد از مطالعه این مسائل و پاسخ های فلسفی آن ها، پاسخ های فیلسوفان را با آرای كلامی اشعری ناسازگار می یابند. لذا منتقد فلسفه مشاء شده و با آن به نزاع علمی برمی خیزند، كه از این برهه به بعد مرحله سوم كلام اسلامی آغاز می شود. این مرحله عبارت است از فلسفه كلامی كه در آن سیستم فلسفی تابع علم كلام است. لذا دراین دوره مشاهده می كنیم كه متكلمان برخلاف اسلاف خودشان، موضوع كلام را همان موضوع فلسفه ذكر می كنند. مثلاً غزالی در تعریف علم كلام می گوید: «كلام دانشی است كه از عوارض موجود بماهو موجود بحث می كند، لكن بر طبق قانون اسلام.» بعد از غزالی، فخر رازی نیز همین راه را به شكل وسیع تری پی می گیرد.
بعد از این دوره، دوره كلام فلسفی فرا می رسد كه مؤسس آن را می توان خواجه نصیرالدین طوسی (متوفای 672ق) دانست. او از یك سو اقدام می كند به دفع شبهات غزالی و فخر رازی بر فلسفه ابن سینا، كه حاصلش شده است شرح اشارت، و از سوی دیگر، با نظر به دست آوردهای حكمت مشاء و حكمت اشراق و كلام معتزله و كلام اشاعره و كلام شیعه، كتاب تجریدالاعتقاد را می نویسد و در این كتاب، سبك جدیدی از بحث كلامی را پایه ریزی می كند كه می توان آن را كلام فلسفی نامید. نظامی كلامی كه بر بنیان های فلسفی استوار شده است. البته فلسفه او تركیبی از حكمت مشاء و حكمت اشراق می باشد. جناب خواجه كتاب تجرید را در شش مقصد تدوین كرده است: مقصد نخست امور عامه، مقصد دوم در جواهر و اعراض، مقصد سوم در اثبات صانع، مقصد چهارم در نبوت، مقصد پنجم در امامت و مقصد ششم در معاد است. چهار مقصد مربوط به علم كلام و دو مقصد مربوط به مباحث فلسفی است.
طریقه خواجه نصیرالدین طوسی(ره) بعدها توسط دیگر متكلمان پی گرفته شد و بعد از تأسیس حكمت متعالیه توسط حكیم ملاصدرا(ره) به جای بنیان های تركیبی مشاء و اشراق، بنیان های نوینی برای كلام شیعه از حكمت متعالیه اخذ شد. البته خود همین كلام فلسفی نیز بسته به میزان اطلاع و دل بستگی نویسندگان به حكمت، افت و خیزهایی داشته است. لذا وقتی سبك كلامی بزرگوارانی چون امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، شهید مطهری، استاد سبحانی، آیت الله جوادی آملی، استاد شجاعی، علامه حسن زاده آملی و... را باهم مقایسه می كنیم، در عین آنكه یك اشتراك سبك را مشاهده می كنیم، ولی سطوح مختلفی را هم در آثارا ین بزرگواران می بینیم. بلكه در آثار كلامی برخی از این بزرگواران یك مرحله فراتر از كلام فلسفی را هم مشاهده می كنیم كه می توان نامش را كلام عرفانی گذاشت.
¤ مقام دوم: كلام نقل محور، كلام فراموش شده
گفته شد كه آغاز كلام اسلامی با كلام نقلی بوده است و از مباحث سابق معلوم شد كه آن علم كلام نخستین، كلامی ابتدایی و خام بوده است؛ به نحوی كه كتب كلامی جناب شیخ صدوق جزء كتب حدیث نیز شمرده می شوند. اما این سؤال مطرح است كه آیا رها نمودن كلام نقلی و روزبه روز آمیختن كلام با فلسفه و عرفان، راه صحیحی است یا نه؟
بنده شخصاً مخالفتی با داد و ستد ضابطه مند و منطقی علوم ندارم، اما بر این باورم كه گرایش افراطی متكلمان ما به فلسفه و عرفان، ما را از دریای عظیم معارف اهل بیت(ع) محروم ساخته است. خود حكمت اسلامی به خصوص حكمت متعالیه و عرفان اسلامی از معارف قرآنی و روایی تغذیه می كند، اما از كدام آیات و روایات؟ با نظر در آیات معرفتی و به خصوص روایات ناظر به امور عقیدتی متوجه می شویم كه كلام خدا و حجج الهی دارای سطوح چندگانه اند؛ پاره ای از آن ها به درد مباحث كلامی می خورند، پاره ای دیگر در سطح فلسفه كاربرد دارند و پاره ای هم در عرفان قابل استفاده اند. بلكه حتی گاه یك آیه یا حدیث خودش چندین معنا در سطوح مختلف دارد. لذا حكما و عرفا در مباحث خودشان از آیات و روایاتی استفاده می كنند كه ناظر به سطح مباحث خودشان است و سطح مباحث آن ها مافوق سطح فهم اغلب مردم می باشد. درحالی كه علم كلام برخلاف فلسفه و عرفان نظری، كه برای خواص می باشند، علمی است كه می خواهد با عموم مردم ارتباط داشته باشد و عقائد مردم را سامان دهد. خود خداوند متعال و حجج الهی نیز با در نظر گرفتن این واقعیت اجتماعی كه مردم سطوح فكری مختلف دارند، در سطوح مختلف سخن گفته اند؛ و حتی در احادیث متعددی تصریح شده كه انبیاء و ائمه متناسب با عقول مخاطبان با آن ها سخن می گفتند.
براساس این منطق، حقیر بر این باورم كه ما باید دوباره به منابع نقلی خود بازگردیم و در سطحی وسیع تر از آن چه امروز كلام ما از نقل استفاده می كند، از نقلیات استفاده كنیم. امروز در كلام شیعه نقل یا در حاشیه است یا كمرنگ تر از آن است كه باید باشد. ما وقتی به منابع روایی شیعه نظر می كنیم با دریایی از معارف مواجه می شویم كه در كتب كلامی ما خبری از آن ها نیست. درحالی كه این معارف می توانند در علم كلام مورد تحقیق قرار گیرند، اما در لابه لای كتاب ها خاك می خورند و از میان آن همه روایات تنها گل چینی از آن ها در كتاب های كلامی ما به چشم می خورند كه عمدتاً از این كتاب به آن كتاب نقل مكان می كنند و كمتر متكلمی است كه هم خود را تحقیق در متون روایی قرار دهد. البته به استثنای بخش هایی از كلام كه در مواجهه با وهابی ها به سمت نقلیات گرایش یافته است. گویی متكلمان ما عادت نموده اند كه هر وقت مورد هجوم افكار بیگانه قرار گرفتند دست به دامن اهل بیت(ع) شوند. به عبارت دیگر، نگاه متكلمان ما به آیات و روایات، نگاه حداقلی است نه نگاه حداكثری یا لااقل نگاه اعتدالی. به عبارت سوم، متكلمان ما قرآن و احادیث را در حكم دارو و در مواردی قوت لایموت می بینند، نه مائده؛ درحالی كه این ها مائده اند، یعنی سفره ای پهن شده و پر از انواع غذاها و بلكه پر از بهترین غذاهاست.
پس باید بیش از این ها به سراغ نقلیات رفت. البته این پندار در مخاطب محترم پیدا نشود كه حقیر اعتقاد به احیای همان كلام نقلی نخستین زمان شیخ صدوق را دارم. ابداً منظور حقیر این نیست؛ بلكه باور من این است كه ما با در اختیار داشتن كوله بار عظیمی از سابقه كلامی خودمان باید دوباره به آیات و احادیث برگردیم و هم خود را این قرار دهیم كه با غوص در این بحر بی كران معارف نقلی، اولاً كلام موجودمان را تصحیح نموده و متعالی سازیم. ثانیاً از این بحر بی كران، معارف نوی را صید نماییم.
متأسفانه سالیان درازی است كه علم كلام ما در لاك دفاعی فرو رفته و یك نحوه حالت انفعالی به خود گرفته است؛ به این معنا كه اغلب متكلمان ما مترصد این هستند كه شبهه ای مطرح شود یا مسأله ای از سوی مخالفان مذهب یا مخالفان اسلام طرح شود تا این ها در مقام پاسخ به آن برآیند. درحالی كه اگر ما از این حالت انفعال بیرون آمده و دوباره به منابع نقلی خود باز گردیم و به صورت جدی منابع خود را بكاویم، می توانیم افق های كلامی جدیدی را باز كنیم و فعالانه معارفی نو به عرصه معرفت عرضه كنیم. برای مثال، در كلام ما سخن چندانی از توحید در حاكمیت یا توحید در مالكیت نیست؛ درحالی كه توحید در حاكمیت، اساس سیاست و حكومت اسلامی و توحید در مالكیت، اساس اقتصاد اسلامی است. می طلبد كه متكلمان بزرگوار از زوایه ی كلامی به این مباحث بپردازند و آن را بسیار فربه نموده و در معرض دیدگان قرار دهند.این نمی شود مگر با تحقیق عمیق در معارف نقلی. دقت شود! تحقیق عمیق در معارف نقلی، نه اینكه یكی دو آیه یا روایت را ببینیم و فورا برویم سراغ استدلال های عقلی و نظریه پردازی؛ بلكه باید در هر موضوعی آیات و روایات را بكاویم و مجموعه كامل آیات و روایات یك موضوع را استخراج كنیم و با بررسی كل آن مجموعه، اقدام به نظریه پردازی و استدلال كنیم. در این صورت است كه می توان ادعا نمود كه سخن ما سخن خدا یا سخن اهل بیت(ع) است.
البته مثال هایی كه آوردیم تنها بخشی از این موضوعات مغفولند، كه خود همان دو مورد نیز كم چیزی نیست؛ چرا كه این دو موضوع، هر كدام می توانند منشا پیدایش دو علم انسانی با مدل اسلامی باشند.
مثال دیگری كه می توان به آن اشاره نمود، بحث طینت و سعادت و شقاوت در قرآن و روایات می باشد، كه در كلام ما بسیار كمرنگ است، در حالی كه پرداخت عمقی به این بحث با ابزارهای كلامی و فلسفی و عرفانی ولی با رویكرد كلام فلسفی نقل محور، می تواند موجب پیدایش یك علم انسان شناسی اسلامی یا حداقل شیعی شود. براهل تحقیق پوشیده نیست كه انسان شناسی در سایر علوم انسانی موثر است. البته كسانی چون علامه طباطبایی در برخی كتب شریفشان نظیر رسائل توحیدی به این بحث از منظر نقل محوری پرداخته اند، لكن این مقدار برای آنچه گفتیم كافی نیست.
مثال دیگر، بحث خلقت آدم(ع)
بحث نحوه خلقت زن و مرد است، كه آیات و روایات فراوانی را به خود اختصاص داده اند. تحقیق عمقی در آن ها از نظر گاه كلامی می تواند در تحول انسان شناسی اسلامی و حتی روان شناسی اسلامی (روان شناسی مرد و زن) بسیار موثر واقع شود، اما با كمال تاسف ما در كتب كلامی اثر چندانی از این نوع مباحث نمی بینیم. در كتب فلسفی و عرفانی هم پرداخت به این نوع مباحث، اولا چندان نقل محور نبوده، و در مواردی چه بسا از مسیر اهل بیت(ع) دور شده اند. ثانیا مباحث فلسفی به اندازه ی مباحث كلامی، نمی تواند افكار دانشمندان علوم پایین دست مثل انسان شناسی و روان شناسی و امثال آن را جذب خود كند.
مثال دیگر، بحث شعور و تكلیف و معاد حیوانات و بلكه نباتات و جمادات است كه در كلام ما مغفول مانده است. حال آن كه پرداخت عمقی به این گونه مباحث می تواند افق های جدیدی در علوم طبیعی و حتی علوم اجتماعی باز كند. در قرآن كریم و روایات، بارها و بارها از مكلف بودن حیوانات و حتی مكلف بودن جمادات سخن به میان آمده است؛كه تحقیق كلامی عمیق در این نوع مباحث می تواند دیدگاه ما را نسبت به طبیعت و حقوق حیوانات و حقوق گیاهان و حقوق طبیعت به ظاهر بی جان، به كلی دگرگون كند. همچنین می تواند منشا تاسیس اخلاق نوینی باشد كه می توان آن را «اخلاق طبیعت» یا «اخلاق فرا انسان» نام گذاری نمود.
و مورد دیگر، بحث جامعه و امت در متون دینی است كه باز بحثی است مغفول در كلام ما؛ حال آنكه در قرآن كریم این گونه امور با نوعی نگاه متكلمانه مورد بحث قرار گرفته اند. در قرآن كریم، اولا خیلی از مجموعه ها، موجوداتی مستقل از اجزای خودشان لحاظ می شوند، مثل حیات فرد بشری كه مستقل از حیات سلول های آن است، اگرچه نوعی ارتباط بین مجموعه زیستنده با اجزای آن وجود دارد. در قرآن كریم به وضوح، از امت حیوانات سخن به میان آمده، از نوعی حیات ویژه برای شهرها سخن گفته شده؛ از اجل داشتن امت ها سخن به میان آمده است و....؛ كه این نوع مباحث، در كتاب های رسمی كلام وجود ندارند و برخی هم كه در این باب بحث نموده اند، متاسفانه اغلب با رویكرد غرب نگرانه وارد بحث شده اند و آن اندازه كه به نظرات فلان فیلسوف غربی و شرقی پرداخته اند به آیات و روایات و تحقیق و تدقیق در آن ها نپرداخته اند؛ كه اگر می پرداختند ما می توانستیم امروز یك جامعه شناسی بسیار عمیق و گسترده اسلامی داشته باشیم. جامعه شناسی ای كه فراتر از جامعه شناسی انسانی، به جامعه شناسی حیوانی و مادون حیوانی هم می پردازد. نوعی جامعه شناسی متعالی كه بیشتر به علوم طبیعی شباهت می یابد تا به علوم انسانی؛ به نحوی كه حتی می توان آن را «زیست شناسی جامعه» نامید.
مثال دیگر، بحث نزول و صعود و ملكوت اشیا و ربط بین عوالم طولی در كتاب و سنت است كه ربط وثیقی با بحث خلقت و بحث وحی و نبوت دارد؛ كه در این زمینه نیز اگر مباحث كلامی عمقی در این حیطه انجام گیرد می تواند افق های بسیار گسترده ای را در علوم انسانی بر روی ما باز كند. چرا كه در علوم انسانی اسلامی باید آغاز و انجام هر علمی به خدا منتهی شود. البته این بحث در فلسفه و عرفان مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفته است، لكن نه با نگاه نقل محور. لذا در مواردی واقعا ما فرو می مانیم از تطبیق مباحث فلسفی و عرفانی با متون دینی. كه این خود حكایت گر وجود نوعی نقص در هندسه فلسفی و عرفانی ماست. لذا اگر متكلمین اسلامی با نگاه كلامی نقل محور وارد این گونه مباحث شوند، نه تنها می توانند در پیدایش علوم انسانی موثر باشند، بلكه می توانند تلنگری هم به فلسفه و عرفان نظری زده و این دو علم شریف را به تكاپو و تكامل وادارند.
مثال های دیگری هم می توان در این باره جست كه اگر وارد مباحث كلامی ما شوند، كلام ما یك جهش بسیار فوق العاده خواهد داشت.
البته ممكن است برخی ادعا كنند كه این گونه مباحث ربطی به موضوع كلام ندارند؛ اما واقع امر چنین نیست. این گونه موضوعات اگرچه می توانند از زوایای دیگر در فلسفه و علوم دیگر مورد بحث قرار گیرند، اما از جهاتی هم مباحث كلامی اند، بلكه در اصل مباحث كلامی اند.
همان گونه كه در كلام ما از معاد انسان صحبت می شود، می توان از معاد سایر موجودات هم بحث كرد. البته خود بحث معاد هم مقدماتی دارد، كه با ورود معاد حیوانات به كتب كلامی، آن مقدمات هم وارد كلام خواهند شد.
باز همان گونه كه در كلام ما از رابطه نفس و بدن و پدیده مرگ و حیات بحث می شود، می توان از مرگ و حیات جامعه ها هم بحث نمود و نیز همان گونه كه در كلام ما از تكلیف و ثواب و عقاب انسان ها بحث می شود، می توان از تكلیف و ثواب و عقاب دیگر موجودات و حتی تكلیف و ثواب و عقاب، جامعه بما هو جامعه و شهر بما هو شهر هم بحث نمود. در قرآن كریم، حتی مصنوعاتی چون لباس هم دارای حقیقت ملكوتی شمرده شده اند تا رسد به جامعه، كه تركیب آن به مراتب حقیقی تر از تركیب صناعی لباس است. اساساً به نظر می رسد كه از منظر قرآن كریم، تركیب اعتباری معنا ندارد، بلكه تركیب حقیقی مراتب دارد.
بحث نحوه خلقت انسان و نحوه خلقت زن و مرد و ارتباط این مقوله با تفاوت تكالیف این دو صنف و شاید هم دو نوع، باز از مباحث كلامی است.
خلاصه آنكه حقیر وقتی از كلام نقل محور سخن می گویم، كلام نقلی صرف را توصیه نمی كنم بلكه بر این باورم كه تحقیقات كلامی ما باید از نقل آغاز شود و كتب كلامی ما باید با شواهد نقلی غنی سازی شوند و مباحث كلامی جدیدی از متون نقلی وارد كتب كلامی ما شوند و سبك جدیدی از علم كلام پا به عرصه معرفت بگذارد كه بنده نام آن را «كلام فلسفی نقل محور« می گذارم. البته در این باب كمابیش كارهایی هم صورت گرفته است، اما این مقدار كافی نیست بلكه باید تلاش نمود كه این سبك از مباحث كلامی، سبك غالب زمانه شود. به خصوص باید برای سطح عمومی جامعه از این سنخ كتاب ها زیاد نوشته شود. چون هدف اساسی در علم كلام شیعه باید این باشد كه مردم با جهت هدایت گری قرآن و
اهل بیت(ع) آشنا شوند. امروز وقتی كسی كتب كلامی ما را می خواند، این احساس به او دست نمی دهد كه این ها معارف اهل بیت(ع) هستند. در حالی كه مأموریت اصلی یك متكلم شیعه این است كه معارف اهل بیت(ع) را به نام خود اهل بیت(ع) به مردم القا كند نه به نام خود یا مشرب فكری خودش. باید كتب كلامی به گونه ای تألیف شوند كه خواننده با تمام وجود احساس كند كه امام معصوم دارد معارف دین را به او تعلیم می دهد؛ البته مقصودم آن نیست كه حس تعبد به او دست دهد و مطالب را تعبدی بپذیرد؛ بلكه برعكس، باید خواننده احساس كند كه سخن معصوم او را قانع كرده است نه سخن متكلم. در این حالت است كه مباحث كلامی تولید ایمان می كنند. با كلام متكلم، معمولا ایمان به خدا و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) حاصل نمی شود یا تقویت نمی شود، بلكه با كلام خدا و رسول و امام، ایمان به این ها حاصل یا تقویت می شود. این همان مأموریتی است كه اهل بیت(ع) بر عهده متكلمان شیعه نهاده اند، ولی ما امروز از آن فاصله گرفته ایم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «رحم الله عبدا حببنا الی الناس و لم یبغضنا الیهم اما و الله لو یروون محاسن كلامنا لكانوا به اعز و ما استطاع احد ان یتعلق علیهم بشی ء و لكن احدهم یسمع الكلمه فیحط الیها عشرا» (الكافی، ج8، ص229)
ترجمه: «خداوند رحمت كند بنده ای را كه ما را محبوب مردم سازد و ما را مبغوض آن ها نكند. به خدا سوگند اگر زیبایی های كلام ما را برای آن ها نقل می كردند، به سبب آن، عزیز (نفوذناپذیر) می شدند و كسی نمی توانست در آنان دست اندازی كند، ولی یكی از آن ها سخنی از ما می شنود و آن را ده چندان می كند.» یعنی به جای آنكه زبان ما شود و سخن ما را به مردم بگوید، سخن خود را از زبان ما یا به نام ما می گوید؛ در نتیجه مردم دوست دار ما نمی شوند و چه بسا دشمن ما هم می شوند.
و امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «رحم الله عبدا احیا امرنا فقلت له و كیف یحیی امركم قال یتعلم علومنا و یعلمها الناس فان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا» (بحارالانوار، ج2، ص30) یعنی: «خدا رحمت كند بنده ای را كه امر ما را احیا كند. (هروی گوید:) گفتم: چگونه امر شما را زنده گرداند؟ فرمودند: علوم ما را یاد می گیرد و به مردم یاد می دهد. همانا مردم اگر زیبایی های سخنان ما را بدانند حتماً از ما پیروی می كنند.»
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 شهریور 1390    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

حجت السلام پناهیان: عاقبت به شری تصادفی نیست

حجت الاسلام پناهیان گفت: از حالا تا وقت ظهور حضرت حجت، از سقوط هیچ کس تعجب نکنید، در جست و جوی دلیل آن هم نباشید، بیشتر نگران خودتان باشید. دلیل سقوط در آخرالزمان، دین است. کسانی که بصیرت اولویت خوبی ها را ندارند، بیشتر در معرض عاقبت به شری هستند. بدانید عاقبت به شری افراد تصادفی نیست و قواعد پیچیده ای دارد.

 
به گزارش برنا، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مراسم اعتکاف مسجد دانشگاه تهران، گفت: اگر پیش از ترسیدن از سوء عاقبت، دنبال راه حل ها بروید، به مشکل بر می خورید. چون راه حل ها نباید نگرانی از سوء عاقبت را از بین ببرد.

وی ادامه داد: ما موجوداتی هستیم که دوست نداریم نگران باشیم و این تمایل گاهی ما را بدخت می کند. اگر چه از نگرانی ها خوشمان نمی آید، نباید نگرانی های واقعی را دفن کنیم. این خیانت است؛ بلکه باید دنبال رفع آنها باشیم.

وی تصریح کرد: آرامش نباید از نوع آرامش چهارپایان باشد؛ آرامش شایسته انسان، آرامشی است که از رسیدن به هدف، حاصل می شود. البته این آرامش در دنیا بر مومن حرام است و فقط به یک آرامش می توان دلخوش بود و آن خوشحالی از "در مسیر بودن" است.

پناهیان به بیماری عُجب اشاره کرد و گفت: هر قدر آرامش عمل درست، بیش از حد باشد، معلوم می شود که دچار بیماری عجب شدیم. باید معلوم شود کدام آرامش برای ما مطلوب است. اگر از رسیدن به یک مطلوب بیش از حد خوشحال هستیم، نورانیت حاصل از آن عمل از بین می رود. فقط باید از در مسیر بودن خوشحال باشیم. چون عجب چیزی است که به سادگی گرفتار آن می شویم.

این استاد دانشگاه گفت: انسان شایسته این دو آرامش است، یکی آرامش به مقصد رسیدن که البته مومن باید آن را بر خود حرام کند و دومی آرامش در مسیر بودن است. اما نوع دیگر آرامش که خوب است، آرامش از خوبی خداست. یعنی من از خود نگرانم، ولی از خدا و محبت او اطمینان دارم.

پناهیان با تاکید بر اینکه انسان در دنیا به دلیل اطلاعات هیچ وقت آرام نخواهد بود، گفت: چه بهتر که ناآرامی انسان از جنس معنوی باشد؛ این آرامش وقتی از انسان سلب می شود، مایه تکامل اوست. اساسا بندگان خوب خدا پرپر زدن برای خدا را دوست دارند. این ناآرامی را دوست دارد. عبد دوست دارد برای مولایش هلاک شود. عبد از امر لذت می برد. عبد از تهدید خدا لذت می برد. آنها که عبد نیستند برای خدا هم گردن کشی می کنند. بعضی ها عمری نماز می خوانند ولی عبد نمی شوند چون نمی دانند این رابطه باید چگونه باشد. نمی فهمد که عبد در برابر مولا بی اختیار است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

آیت الله مصباح: مومن ادعای حق

آیت الله مصباح یزدی در درس اخلاق گفت: مومن در محبت معصیت نمی کند و در دشمنی عدالت را کنار نمی گذارد.

به گزارش رسا، درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی، استاد عالی حوزه علمیه قم، سیزدهم آبان با حضور گسترده جوانان در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.

در این جلسه آیت الله مصباح با اشاره به این که مومن در محبت معصیت نمی کند و در دشمنی عدالت را کنار نمی گذارد، ابراز داشت: معلم باید شاگردان خود را به یک چشم ببیند و نسبت به استحققاق او نمره بدهد و دوستی و دشمنی در دادن نمره تاثیری نداشته باشد.

وی با بیان این که مومن ادعای حق دروغین ندارد و حتی در زمانی که حکم قضایی بر علیه او داده شود در دل نیز ناراحت نمی شود، خاطرنشان کرد: مومن باید در برابر پیامبر اکرم(ص)، ائمه معصومین(ع) و ولی فقیه تسلیم محض باشد و در دل نیز از حکم قضایی حکومت اسلامی ناراحت نشود.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه تصریح کرد: مخالفت با امر و حکم و قضاوت ولی فقیه طبق تعبیر روایت در حد شرک است.

وی با بیان این که پیامبر اکرم(ص) نیز طبق شهادت عدلین حکم می دانند و طبق سخن خود احتمال اشتباه است و هرکس مالی را گرفته باشد و حق او نباشد تکیه آتش برای او خواهد شد، تاکید کرد: حکم دادگاه اسلامی همیشه به معنای مطابقت با واقع نیست و لکن وظیفه مسلمان پذیرش حکم بدون ناراحتی است.

گفتنی است، طبق روال سال های گذشته، چهارشنبه هر هفته بعد از نماز مغرب و عشا درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی در دفتر مقام معظم رهبری در قم واقع در خیابان صفاییه برگزار می شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی موجود در آثار شهید مطهری

مطهری

 

 

چكیده

 یكی از عوامل و موثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تاثیر اندیشه های متفكران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی می باشد. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و كمال و سعادت او و راههای وصول به كمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فكری را برای پاسخگویی به سوالات مربوط به انسان و تربیت او بنا گذارده اند. از دانشمندان معاصری كه یادش همواره جاودانه است. شهید آیت الله مرتضی مطهری است. ضعف پژوهش در حوزه تعلیم و تربیت بویژه در قلمرو ((تربیت اخلاقی))، بی توجهی به اهداف اساسی و بنیادی اختلاق و نقش قابل توجه تربیت اخلاقی در ساماندهی و بهبود وضعیت خشك و بی روح حاكم بر جهان ماشینی امروز، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیدگاههای مكاتب اسلام بر جهان ماشینی امروزه، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیگاههای مكاتب اسلام و غرب را ضروری می می نماید. همچنین بحران معنوی و اخلاقی حاكم بر جوامع بشری به خصوص در كشورهای پیشرفته و صنعتی غرب از یك طرف و مشخص نبودن مرزهای تعلیم و تربیت و تربیت اخلاقی و نظامهای تربیت و جوامع اسلامی از طرف دیگر، بحث و بررسی پیرامون اهداف، معیارها و شیوه های تربیت اخلاقی از منظر شهید مطهری در این تحقیق مشخص تر می سازد. 
هر فعل اختیاریِ انسان می‏تواند موضوع گزاره‏های اخلاقی قرارگیرد؛ خواه آن فعل ارزش محسوب شود مثل عدالت، و یا ضد ارزش باشد مثل ظلم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی، علما و بزرگان،     | نظرات()

آداب باطنی رمضان در نگاه آیت‌الله مجتبی تهرانی

اگر انسان، یک ماه تمام مراقب اعضا و جوارح جسمانی و نفسانی و عقلی و ملکوتیش باشد، به ملکه تقوا دست می‎یابد و «مصونیت» پیدا می کند: و واعدنا موسی ثلاثین لیله.

به گزارش شبکه ایران آنچه می‎خوانید گزیده ای از سخنان آیت الله شیخ مجتبی تهرانی در اولین جلسه از جلسات سی شبه ماه مبارک رمضان است که در سال‌های پیش ایراد کرده بودند. جلسات امسال نیز هر شب از ساعت 21 در خیابان ایران، پایین‌تر از کوچه شهید مهدوی پور، دبیرستان نور برگزار می‎شود:

روایت‏ها و دعاهای موجود نشان می‎دهد که ماه مبارک رمضان، ماه دیدار با دلدار و نه تنها صرف دیدار، که خلوت با یار است و بهترین کار در این شهر و در این ماه، رعایت آداب خلوت با یار است.

ادب اول، «فراغت وقت» و ادب دوم، «فراغت قلب» است و اینکه زمان را برای او خالی کنی و جز به یار به چیز دیگر و کس دیگر نیندیشی و کس دیگری جز او در دلت نباشد، همان گونه که گفته‎اند زمانی را برای نماز اختصاص بده که در آن زمان، اگر دنیا و مافیها را به تو بدهند برایت فرق نکند.

از امام صادق «ع» نقل شده است که: «فی التورات مکتوب: یابن آدم! تفرق لعبادتی؛ املا قلبک غنی و لا اکلک علی طلبک و علی ان اسد فاقتک و املا قلبک خوفا منی.» در تورات نوشته شده است که خداوند فرمود: ای فرزند آدم! فارغ کن وقتت را و قلبت را برای عبادت من،‌ تا:

۱- دلت را از بی نیازی پر کنم و نگذارم محتاج هیچ کسی بشوی؛

۲- تو را به خواسته های نفسانیت وا نمی گذارم تا اسیر آنها بشوی؛

۳- بر خودم واجب می دانم که راه نیازمندیهایت را ببندم و هر حاجتی و کاری که داشته باشی خودم برایت انجام می‎دهم؛

۴- قلبت را از خوف خودم سر شار می کنم تا از هیچ کس و هیچ چیز دیگر ترسی نداشته باشی. (راستی خجالت دارد که خداوند بفرماید من خدمتگار تو می شوم تا نیازهایت را رفع کنم و ما همچنان رو به سوی دیگران داشته باشیم و حاجاتمان را از غیر او بخواهیم یا در وقت حضور ، حواسمان به کسی جز محبوب باشد)!

در روایت دیگری از پیامبر اکرم «ص» است که خداوند متعال در هر شب از ماه مبارک رمضان خودش -بی واسطه منادی- سه بار ندا می کند که: هل من سائل فاعطیه ؟ هل من تائب فاتوب الیه ؟ هل من مستغفر فاغفر الیه؟ ( آیا کسی هست که تقاضایی از من کند تا خواسته اش را به او هدیه بدهم؟ آیا توبه کننده ای هست تا پشیمانیش را بپذیرم ؟ آیا کسی هست که از من مغفرت بخواهد تا بیامرزمش؟)

در پایان خطبه معروف شعبانیه پیامبر خدا «ص»، حضرت علی «ع» بلند می‌شود و می‎ایستد و از رسول خدا می‎پرسد : ما افضل الاعمال فی هذا الشهر؟ (بهترین اعمال در این ماه چیست؟) و پیامبر می‎فرماید: الورع من محارم الله: تقوا و پرهیز از محرمات الهی.

تقوا محصول ایمان مستمر و عمل مکرر است. عمل، در صورت تکرار به «ملکه » و عادت تبدیل می شود که سختی انجام آن از بین می رود و در روح رسوخ می کند و انجام آن آسان و راحت می شود. اما برای اینکه عملی به ملکه تبدیل شود چه مقدار تکرار لازم است باید گفت این تکرار، عددی نیست که گفته شود ۱۰ بار یا ۲۰ بار یا بیشتر و کمتر؛ بلکه بر اساس آنچه در آیات قرآن هم آمده است تکرار عددی نیست بلکه تکرار زمانی است و زمان آن هم یک ماه و ۳۰ روز است: شهر رمضان .... لعلکم تتقون.

در حقیقت اگر انسان، یک ماه تمام مراقب اعضا و جوارح جسمانی و نفسانی و عقلی و ملکوتیش باشد، به ملکه تقوا دست می‎یابد و «مصونیت» پیدا می کند: و واعدنا موسی ثلاثین لیله. البته اگر انسان بخواهد محکم کاری کند به گونه‎ای که دیگر این ملکه عمیقا در روح و قلبش نفوذکند باید ۱۰ روز به این مقدار اضافه کند : و اتممناها بعشر. این همان چله ای است که اهل معرفت از آن سخن می گویند و در احادیث مکرر هم آمده است که اگر کسی چهل روز اعمال خود را برای خداوند متعال خالص کند، چشمه های حکمت از قلبش به زبانش جاری می شود: و تمت میقات ربه اربعین لیله.

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

متدینین سكولار هر جا توان داشتند جامعه را به دنیامحوری سوق دادند

دكتر حسن رحیم‌پور ازغدی
متدینین سكولار هر جا توان داشتند جامعه را به دنیامحوری سوق دادند
 
 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به پدیده متدینین سكولار طی یكصد سال اخیر اشاره كرد و گفت: زمانی 2 دسته انسان وجود داشت، یك عده متدین بودند و می‌خواستند مبنای نظام اجتماعی،‌ سیاسی و فرهنگی زندگی‌اشان را دین قرار دهند، اما دسته دیگر سكولار بودند و می‌خواستند بر اساس مولفه‌های دنیوی كار کنند که اگر چنین باشد، تکلیف مشخص است اما آن چه در 100 سال اخیر به وجود آمده است، پدیده‌ای با عنوان متدین سكولار با رفتار و ظاهر دینی و مذهبی اما ساختار فكری غیردینی و سكولار است.

به گزارش رجانیوز، دكتر حسن رحیم‌پور ازغدی كه در مراسم اختتامیه اختتامیه سیزدهمین همایش هم‌اندیشی فرهنگیان بسیجی در مشهد سخن می‌گفت، افزود: برخی جناح‌های سیاسی و اشخاص آلوده به تفکر و فرهنگ سکولاریسم با ظاهر دینی تلاش می‌کنند این امر را در جامعه نهادینه کنند که افراد می‌توانند متدین باشند ولی ضرورتی برای ایجاد نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و آموزش و پرورش مبتنی بر مبانی دینی وجود ندارد.

وی ادامه داد: این دسته افراد بر این باورند که کشور را باید مبتنی بر دنیا محوری و نه دین محوری و عنایت به مسائل دینی ساخت و یا آن را اداره کرد.

او اضافه کرد: بخشی از دعواهای سیاسی در کشور از تعصب و دنیامحوری افراد و جریان‌ها نشأت می گیرد.

وی گفت: در ابتدای پیروزی انقلاب و در دهه 60، نظام جمهوری اسلامی با جریان‌های سکولار که با عملیات مسلحانه در صدد ضربه زدن به آرمان‌های انقلاب و نظام بودند، برخورد کرد.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: دعوای میان متدین دین‌دار و متدین سکولار که از 20 سال گذشته آغاز شده، همچنان ادامه دارد و متدینین سکولار به عناوین مختلف در صدد ترویج این سری افکار در جامعه هستند و باید برابر ترفندها و القائات منفی آنان هوشیار بود.

او بیان کرد: برخی جناح‌های سیاسی آلوده به این تفکر در کشور با ظاهر دین‌دار طی 30 سال گذشته هرجا توان داشتند و امکان برای آنان به وجود آمد، سعی کردند شئون جامعه به‌خصوص در بخش‌های تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش و اقتصاد و خانواده را به این سمت سوق دهند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: اشخاصی که طی دهه گذشته بر اساس قانون اساسی، مسئولیت‌هایی را در کشور بر عهده گرفتند و بر ما حاکم شدند، هم اکنون تحت تأثیر استحاله فکری دشمنان قرار گرفتند.

رحیم‌پور ازغدی گفت: این دسته افراد حتی طی سال‌های نخستین انقلاب و دفاع مقدس فداکاری‌های بسیاری برای دفاع از سرحدات کشور برابر معاندان انجام داده و با گروه‌های منحرف مقابله و یا علیه آنان بیانیه صادر می‌کردند.

این استاد دانشگاه گفت: بعضی از همین افراد ریش‌اشان از ما بلندتر و سابقه جبهه‌اشان بیشتر بود، 20 سال قبل، آن‌ها از ما حزب‌اللهی‌تر بودند و همیشه به دین ما و حزب‌اللهی بودن ما شك داشتند، اما بعدها در نقد قرآن مقاله نوشتند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در جامعه ما هستند كسانی كه به ظاهر مذهبی‌اند و ریش و انگشتر عقیق دارند اما ساختار فكری‌اشان كاملاً سكولار است.

او ادامه داد: كسانی كه در همین مملكت با همین قانون اساسی مدت‌ها بر ما حاكم بودند، 30 سال پیش خودشان علیه این جریان‌ها مقاله می‌نوشتند و در صف امام و انقلاب بودند. این در حالی است که هم‌اکنون که در آستانه دهه چهارم انقلاب که دهه عدالت و پیشرفت هستیم، این اشخاص گفته‌هایی را بیان می‌کنند که 30 سال قبل با آن مبارزه می‌کردند.

رحیم‌پور ازغدی هم‌چنین با اشاره به دوران جنگ اظهار كرد: زمان جنگ هم این مسائل را داشتیم و گاه كسانی كه گمان می‌كردیم، ترس بسیاری داشتند، اما بعضی دیگر كه برایمان جای سؤال داشت چرا به جبهه آمده‌اند، بسیار محكم ایستادگی كردند.

وی ادامه داد: در 150 سال اخیر بر اساس دین‌شناسی غربی نوع مسلمانی مدرن به وجود آمده كه بر اساس آن، افراد به حداقلی كردن دین با شعار حفظ قداست دین می‌پردازند. در دهه 60 ما ظاهراً با سكولارها خداحافظی كردیم، اما در حقیقت دعوای بین سكولارها و متدین‌ها همچنان ادامه دارد.

وی افزود: آموزش و پرورش سکولار یک حیوان متمدن و آموزش و پرورش دینی یک انسان واقعی تربیت می‌کند.

این استاد دانشگاه درباره تعلیم و تربیت نیز اظهار كرد: مخاطب آموزش و پرورش انسان است و ما در پاسخ به این سؤال كه انسان كیست و چه كسی باید باشد دقت بسیاری باید بكنیم؛ زیرا تفاوت در نظام‌های آموزش و پرورش سکولار و دینی از تفاوت در پاسخ به همین سوال‌ها ناشی می‌شود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم‌چنین با تأکید بر این که آموزش و پرورش سكولار تنها 50 یا 60 سال آینده‌ افراد را می‌بیند اما آموزش و پرورش دینی باید دنیا و آخرت را با هم مد نظر قرار دهد، گفت: عده‌ای انسان را به اسم آنالیز علمی با چاقوی بنیادگرایی تجربی تكه تكه كردند و هر كدام از اجزای احساس، عقل و... را به یك سو فرستادند و به طور افراطی از آن جانب‌گرایی می‌كنند.

رحیم‌پور ازغدی درباره انسان‌شناسی نیز گفت: بعضی انسان‌شناسی دینی را در مقابل انسان‌شناسی عقلی قرار دادند اما باید بدانند كه انسان یك بخش فیزیكی دارد و یك بخش متافیزیكی که هیچ کدام را نباید تحقیر كرد؛ زیرا هر كدام جایگاه خاص خود را دارد و تقابل فیزیك و متافیزیك نوعی تفكر سكولار است.

وی خاطرنشان کرد: هم‌چنین عده‌ای تعریف نیوتنی ابداع كرده‌اند و به مبارزه با متافیزیك به اسم خرافه‌ستیزی می‌پردازند؛ این‌ها به حاشیه‌رفتن دین را تعقل مدرن می‌نامند و متأسفانه بعضی از جناح‌های سیاسی ما نیز به این تفكر آلوده شده‌ و در این 30 ساله هم هر كجا توانسته‌اند تلاش كردند افكار را به این سمت هدایت كنند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بر این امر كه گاه این افراد قصد خیر داشته‌اند نیز تأكید و اظهار كرد: به‌رغم این قصد خیر و این امر كه این افراد گمان می‌كردند پیشرفت برابر است با غربی و سكولار شدن می‌دانیم که این تفکر اشتباه بود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

مناجات چیست؟ چرا از مناجات لذت نمى‏بریم؟

درس گفتارهای آیت الله مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره/ 1
مناجات چیست؟ چرا از مناجات لذت نمى‏بریم؟

آنچه در ادامه می‌آید درس‌گفتارهای آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره است که سال گذشته در دفتر قم مقام معظم رهبری ایراد شده است و به‌مناسبت ایام ماه مبارک رمضام، متناوباً طی روزهای آینده تقدیم کاربران گرامی خواهد شد:

وَالصّلاةُ وَ السّلامُ عَلى سَیدِ الانبیاءِ وَ المّرسَلین، حَبیبِ اِلهِ العالَمین اَبى‌الْقاسِم مُحمّد، وَ عَلى آلِهِ الطّیّبینَ الطّاهرین المَعصومین.

خداى متعال را شاكریم كه توفیقى عنایت فرمود بار دیگر ماه رمضان را درك كنیم و از این خوان گسترده‏ى الهى بهره‏مند شویم. امیدواریم خداى متعال به ما هم توفیق توبه نصوح و استفاده از بركات این ماه شریف مرحمت بفرماید.

مناجات یعنى چه؟

شاید در عرف ما مناجات همین مراسمى باشد كه سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها یا در مأذنه‏ها، كسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهایى مى‏خوانند؛ ولى این كیفیت‏ها منظور نیست. كلمه‏ى مناجات كه با كلمه‏ى نجوا هم‏خانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت كردن است. بعضى اصل مناجات را رازگویى قرار داده‏اند. بعضى روى خلوت بودنش تكیه كرده‏اند و گفته‏اند اصل معنا همان در خلوت‏بودن و خصوصى‏بودن صحبت است. اما وقتى در میان جمعى دو نفر مى‏خواهند خصوصى صحبت كنند كه دیگرى نشنود ناچار آرام صحبت مى‏كنند؛ پس آرام صحبت كردن یا سرّى صحبت كردن اصل مناجات نیست. اصلش این است كه گفتگو خصوصى باشد كه از یك طرف لازمه‏اش در خلوت بودن است، و از یك طرف آهسته صحبت كردن.

مناجات خواندن یا مناجات كردن؟!

بنابراین مناجات با آهسته صحبت كردن بیشتر مناسبت دارد تا فریاد كشیدن و آواز خواندن. آنها خواندن مناجات است نه مناجات كردن. مثل اینكه دعاهایى كه مى‏خوانیم دعا كردن نیست؛ بیشتر خواندن دعاست. یعنى دعایى است كه پیامبر9 و ائمه‏ى اطهار: و اولیاء خدا آن دعا را در یك موقعیت خاصى گفته‏اند و ما آن را مى‏خوانیم و غالباً به صورت حكایت است و قصد انشاء در بسیارى از موارد نیست. بسیارند كسانى كه دعا مى‏كنند یا اصلاً معنى‏اش را نمى‏دانند یا توجه به معنایش ندارند. یعنى دعا مى‏خوانند؛ نمى‏شود گفت دعا مى‏كنند. مناجات‏ها هم كه بلند خوانده مى‏شود و گاهى به معنایش هم توجهى نیست، مناجات كردن نیست؛ این مناجات نامه خواندن است.

مناجات با...؟

مناجات مى‏تواند بین دو انسان، بین انسان و خدا و مى‏تواند بین خدا و انسان باشد. در قرآن شریف آیاتى داریم مربوط به در گوشى گفتن مردم با همدیگر. زمانى كسانى براى اینكه خودشان را نزدیك به پیامبر اكرم(ص) نشان بدهند، براى خودشان یك تعیّنى قائل بودند، مى‏آمدند نزدیك به پیغمبر مى‏نشستند تا خصوصى با پیغمبر اكرم صحبت كنند. كسانى هم بودند كه ایمان واقعى نداشتند یا منافق بودند مى‏خواستند حرف‏هایى بزنند كه سایر مؤمنین اطلاع نداشته باشند. گاهى هم علیه مؤمنین توطئه‏هایى مى‏كردند. آنها هم آرام صحبت مى‏كردند تا دیگران نشنوند، مؤمنان هم از این درگوشى گفتن‏ها ناراحت مى‏شدند. در آن موردى كه مى‏خواستند با پیغمبر اكرم(ص) خصوصى صحبت كنند، آیه‏اى نازل شد: كسانى كه مى‏خواهند با پیغمبر درگوشى صحبت كنند، باید صدقه‏اى بدهند. آن وقت اجازه داده مى‏شود كه با پیغمبر صحبت كنند؛ «فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً1» اما هیچ كس به این آیه عمل نكرد...

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

اعمال ماه شعبان

شعبان

 

آن چند امر است :

اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار كند .

سوّم: تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوى عرض كرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربیت كند همچنانكه یكى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى كند تا آنكه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد

چهارم: در تمام این ماه هزار بار بگوید لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند .

ویژه نامه نیمه شعبان سال 1383

پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست حاجت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد .

ششم: در این ماه صلوات بسیار فرستد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو