Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب احكام اسلامی

چند پرسش از رهبر معظم انقلاب پیرامون وسواس و درمان آن

سئوال:

 چند سالى است كه به بیمارى وسواس مبتلا شده‏ام و این موضوع مرا بسیار عذاب مى‏دهد، و روز به روز این حالت در من تشدید مى‏شود تا جائى كه در همه چیز شك مى‏كنم و همه زندگى ام بر پایه شك استوار گشته است. بیشترین شك من درباره غذا و اشیاء مرطوب است، به همین دلیل نمى‏توانم مثل سایر مردم عادى زندگى كنم. وقتى داخل مكانى مى‏شوم فورى جوراب هایم را از پاى خود بیرون مى‏آورم زیرا فكر مى‏كنم جوراب‏هایم عرق كرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهند شد، حتى من بر سجاده هم نمى‏توانم بنشینم. هر وقت بر آن مى‏نشینم بر اثر وسوسه نفس از روى آن بلند مى‏شوم تا مبادا پرزهاى سجاده به لباسهایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. در گذشته چنین نبودم، اكنون از این كار هایم خجالت مى‏كشم و همیشه دوست دارم كسى را در عالم رؤیا ببینم و مشكلاتم را با او در میان بگذارم و یا معجزه‏اى رخ دهد و زندگى‏ام را دگرگون نماید و به حالت گذشته‏ام برگردم. امیدوارم مرا راهنمائى فرمائید؟

جواب:

احكام طهارت و نجاست همان است كه در رساله‏هاى عملیه ذكر شده‏است. از نظر شرعى همه اشیاء محكوم به طهارت هستند، مگر مواردى كه شارع حكم به نجاست آنها كرده و براى انسان هم یقین به آن حاصل شده است. در این صورت رهائى از بیمارى‏وسواس احتیاج‏به‏رؤیا و معجزه‏ندارد، بلكه‏بایدمكلّف‏ذوق‏و سلیقه‏شخصى خود را كنارگذاشته‏و متعبدومؤمن‏به دستورات‏شرع مقدس باشدو چیزى‏را كه‏یقین‏به نجس بودن آن ندارد، نجس نداند. زیرا شما از كجا به نجاستِ در و دیوار و سجاده و سایر اشیائى كه استفاده مى‏كنید، یقین پیدا كرده‏اید. چگونه یقین پیدا كرده‏اید كه پرزهاى سجاده‏اى كه بر روى آن راه مى‏روید یا مى‏نشینید، نجس هستند و نجاست آنها به جوراب و لباس و بدن شما سرایت مى‏كند؟ لذا در این صورت اعتناء به وسواس براى شما جایز نیست. مقدارى عدم توجه به وسوسه نجاست و تمرین عدم اعتنا به شما كمك خواهد كرد تا به خواست و توفیق خداوند خود را از وسواس نجات دهید.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی، پرسش و پاسخ،     | نظرات()

متعه و ازدواج موقت

ازدواج

قسمت دوم

 

...اما متعه دیگری که مورد تحریم خلیفه ثانی قرار گرفت متعه نساء است یعنی ازدواج موقت.

راویان حدیث روایت کرده‏اند که وی گفت دو متعه در زنان رسول ‏گرامی اسلام حلال بود که من هر دوی آنها را حرام اعلام می‏کنم و هر کس مرتکب این عمل گردد موجب عقوبت من خواهد بود و گویا در حجه الوداع خلیفه ثانی بود که با این حکم مخالفت نمود و حضرت رسول نیز به این تحریم اشاره فرمود.

آنچه ما گفتیم در حضرت تمتع چنانچه مطلق آورده شود منظور مجموع حج تمتع خواهد بود و اما عمره تمتع اصطلاحی است برای یک جزء از مجموعه حج تمتع.

در اینجا به بحث متعه زنان رسیدیم که از آن به تمتع‏النساء نیز یادآوری می‏شود دلیل اینکه متعه و یا تمتع برای آنان به کار برده می‏شود تلذاذ و بهره‏ای است که در مدتی معلوم و در قبال مهری معلوم همراه با عقدی مشخص و با شرائطی خاص صورت می‏پذیرد.

بله متعه اصطلاحی است برای این نوع ازدواج و البته به زوجه‏ای که با خصوصیات یاد شده در کابین نکاح زوجی در آید نیز متعه می‏گویند چرا که آن زوجه همانی است که زوج از او در مدتی معین لذت می‏برد و از او درخواست التذاذ نموده است همان‏گونه که قرآن شریف بدان اشارت دارد.

یکی از ارکان نکاح منقطع تعیین مهر و زمان است و چنانچه مهری در کار نباشد صحت عقد مخدوش است و چنانچه از تعیین زمان غافل شوند عقد نکاح دائمی خواهد بود و دیگر منقطع نیست و تمام احکام دائم بر این عقد بار خواهد شد

جزء 5 سوره نساء آیه 24:و المحصنات من النساء الاّ ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و احلّ لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهن فاتوهنّ اجور هنّ فریضه و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه انّ الله کان علیماً حکیماً

یعنی: و زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است) به استثنای زنانی که مالک آنان شده‏اید؛ (این) فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است. و غیر از این (زنان نامبرده)، برای شما حلال است که (زنان دیگر را) به وسیله اموال خود طلب کنید- در صورتی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانی را که متعه کرده‏اید، مهرشان را به عنوان فریضه‏ای به آنان بدهید، و بر شما گناهی نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید)؛ مسلماً خداوند دانای حکیم است (ترجمه از استاد فولادوند.)

متعه‏ای که به معنای نکاح و زوج موقت است مورد اختلاف گسترده و بحث دامنه‏دار و ریشه‏دار بین شیعه و سنی است، چرا که سُنیها بر اساس همان تحریم خلیفه ثانی همگی به سوی تحریم گام برداشته‏اند و از حرمت تکلیفی پا فراتر گذاشته و به فساد عقد و حرمت وضعی روی آورده‏اند و به خلاف نصوص موجوده زوجه متعه را زانیه و زوج موقت را زانی می‏دانند، این اختلاف از صدر اسلام تاکنون به همت خلیفه ثانی ادامه داشته و باقی است و بحمدالله این امتیاز اختصاص به مکتب حقه جعفری دارد که مطابق قرآن و سنت بدین امتیاز اندیشه دارند و گویا حلیت و صحت از اختصاصات مکتب شیعه و حرمت و فساد از اختصاصات سنیان است.

ازدواج

اختلاف از کجاست؛

اهل تسنن نیز چون شیعیان در اصل تشریع متعه سخنی نمی‏گویند اما بحث در نسخ آن است که ما می‏گوئیم نسخی صورت نگرفته و آنکه نسخ کرده در مسند نسخ و تشریع نمی‏توانسته بنشیند تا نسخ او مورد قبول باشد چرا که شارع شریعت محمدیه صلوات الله و سلامه علیه فرمودند «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تزلو ابداً» صحیح مسلم، جزء هفتم، ص 122 و خلیفه ثانی هیچ‏کدام از این دو ثقل گرانقدر نبوده تا بتواند نسخ نماید.

گفتنی است در این مجال کوتاه سخن در این خصوص را به مقامی دیگر وا می‏گذاریم و به تشریح ماهیت این‏گونه ازدواج و احکام قرار داده شده آن می‏پردازیم.

 

ماهیت این نوع زناشویی چیست؛ چه احکامی دارد؛ شارع در مورد این نوع ازدواج چه فرموده‏ است؟

این نوع نکاح که نکاح منقطع نیز نام دارد مانند نکاح دائم نیازمند ایجاب و قبول است که باید بزبان بیاید و صرف رضایت قلبی کافی نیست و معاطات «که انشاء مقصود است به فعل مانند دست دادن یا بوسیدن و ...»  نیز مورد قبول غالب فقهاء نمی‏باشد و همچنین غالب فقها معتقدند که الفاظ باید به زبان عربی اداء شود و کتابتی که مقصود به آن انشاء شده نیز به درد نمی‏خورد.

تقریبا تمام فقها اذن ولی را در ازدواج دختر باکره و لو رشیده باشد شرط می‏دانند

پس نتیجه می‏گیریم متعه چون دائم نیازمند ایجاب، قبول، ادای لفظی، تعیین مهر، مدت و اداء به زبان عربی بوده و لاجرم معاطات، کتابت و یا رضایت قلبی در این نوع نکاح مانند دائم به درد نمی‏خورد.

 

الفاظ ایجاب و قبول در نکاح چیست؟

فقها گفته‏اند الفاظ متعه چون نکاح دائم کلمات تمتیع، نکاح و زواج است و نمی‏توان از کلمات دیگر در انشاء عقد بهره جست.

 

نحوه انعقاد و ایجاد عقد نکاح چگونه است؟

در عقد نکاح، زن می‏گوید متعتک یا انکحتک یا زوجتک نفسی فی المده لمعلومه علی المهر المعلوم یا علی الصداق المعلوم و مرد در پاسخ می‏گوید قبلت و یا رضیت و یا الفاظی که دلالت بر قبول می‏نماید را به کار می‏برد.

نحوه دیگری که می‏توان عقد را منعقد نمود بدین صورت است: مرد می‏گوید تمتعک یا تزوجتک و یا انکحتک فی هذه المده بهذا المهر یا بهذا المبلغ و زن در پاسخ می‏گوید متعتک یا زوجتک و یا انکحتک نفسی هکذا

ازدواج

مسائل جانبی نکاح متعه

1- عده‏ای از فقها می‏گویند آنچه مرادف الفاظ سه گانه است در هر زبانی برای انعقاد عقد کافی است که البته این نظر خالی از وجه نیست.

2- زن مسلمان نمی‏تواند به عقد کافر در آید و به نحو اولویت همسر مشرکه هم نمی‏‏تواند باشد.

3- مرد مسلمان نیز نمی تواند از زن غیر کتابی و ناصبی و مرتده براساس انعقاد عقد نکاح کام جوید ولی او می‏تواند زن کتابیه را در کابین نکاح موقت در آورد.

4- چنانچه تمام شرائط جمع بود زن مالک مهر است و مرد نیز مستحق استمتاع.

5- یکی از ارکان نکاح منقطع تعیین مهر و زمان است و چنانچه مهری در کار نباشد صحت عقد مخدوش است و چنانچه از تعیین زمان غافل شوند عقد نکاح دائمی خواهد بود و دیگر منقطع نیست و تمام احکام دائم بر این عقد بار خواهد شد.

6- چنانچه هر دو طرف ایجاب و قبول اراده کردند مدت بیشتری با هم باشند مرد عقد اولی را فسخ و هر دو  طرف دوباره با شرائط جدید و یا همان شرائط سابق بعقد یکدیگر در خواهند آمد.

7- طرفین عقد منقطع از همدیگر ارث نمی‏بردند و چنانچه یکی از دو طرف در اثناء مدت فوت نماید ارثی از او عائد طرف دیگر نخواهد شد بر خلاف عقد دائم

آنچه مرادف الفاظ سه گانه است در هر زبانی برای انعقاد عقد کافی است که البته این نظر خالی از وجه نیست

8- در ازدواج متعه و منقطع نفقه بر مرد واجب نیست هر چند زن از او در اثر این ازدواج باردار شده باشد.

9- برخی از فقها می‏گویند در ازدواج موقت مرد نمی‏تواند بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر را به تاخیر بیندازد و در عین حال زن حق واجب همخوابی ندارد.

10- برخی فقهاء می‏گویند چنانچه قصد داشتند برای محرمیت زنی را به عقد مردی در آورند باید در طرفین شانیت ازدواج  باشد و چنانچه شانیت نباشد باید به نحوی زمان را تعیین نمایند تا حتماً شانیت در سال‏های آتی ایجاد شود هر چند مرد نمی‏تواند بعد از انعقاد عقد ،مدت را بذل نماید.

11- عده متعه چنانچه خون حیض می‏بیند دو حیض کامل است بعد از اتمام مدت ازدواج موقت و چنانچه خون حیض نمی‏بیند 45 روز عده نگه دارد کافی است

12- تقریبا تمام فقها اذن ولی را در ازدواج دختر باکره و لو رشیده باشد شرط می‏دانند اما برخی از آنان عدول از این شرط را موجب فساد و حرمت وضعی می‏دانند و نتیجتا ازدواجی صورت نپذیرفته و عده دیگری فقط حرمت را حرمت تکلیفی می‏دانند و می فرمایند طرفین مرتکب معصیت شده‏اند  ولی ازدواج آنان اگر سایر شرایط را داشته باشد باطل نیست و قائلین این نظریه در اقلیتند.

در مقال دیگر به بحث متعه الطلاق می‏پردازیم.

نوشته سیدمحمدرضا آقامیری

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

تمتع و متعه

حلقه

قسمت اول

 

تمتع در لغت عرب بهره‏وری را گویند و گاه نیز به معنای لذت بردن هم آمده است، وقتی گفته می‏شود « تمتع و استمتع بکذا» آن زمانی است که  کسی از چیزی لذت برده و بهره‏مند شده است.

متعه به ضم میم و یا کسر آن، اسم مصدر همان تمتع است و یا اسمی است برای آنچه که از آن بهره جسته‏اند و یا لذت برده‏اند مانند غذا یا غیر آن.

در مجمع البحرین (تمتع در حج) را همان (حج تمتع) دانسته و فرموده است: آن تمتع که همان حج تمتع است «رفتارهای آشنایی است که در جای خودش از آنها یاد شده آن رفتارها همان اعمال مخصوصی است که شاعر خوش قریحه فقه‏دان در بیتی از آن یاد کرده است.

" اطرست للعمره اجعل نهج اوو ار نحط رس طرمر لحج " 

برخی از اصحاب با این نوع حج، مخالفت نمودند و دلیل این نوع مخالفت نیز استبعاد فاصله در ایام حج و در مکه مکرمه بوده است و یا برای آن صحابی قابل قبول نبوده که زناشویی در اثناء یک عبادت در مکه مکرمه امکان‏پذیر باشد که البته این مخالفت نشانه‏ قساوت و عدم ایمان آن صحابی است

اما تمتع در حقیقت همان تلذذ است و تلذذ نیز یعنی گوارا به نوشگاه آمدن، بنابراین،  حج تمتع را بدین سبب (تمتع) نام نهاده‏‏اند، چرا که زمانی و "فتره‏ای"  میان عمره و حج برای بهره‏وری از آنچه در حال احرام، حرام بوده  ایجاد می‏گردد که ناسک می‏تواند از کلیه لذائذ حلال در غیر احرام و حرام در حالت احرام بهره‏مند شده و لذت ببرد، در عین آنکه این عمره همان عمره مرتبط با حج است که هر دو با هم (حج تمتع) را تشکیل می‏دهند ، که در حقیقت ، هر دو یک عبادت واحد هستند و گویا به ناسک رخصتی داده‏اند تا در اثناء حج مجاز  به بهره‏وری از لذائد باشد.

در هر حال، متعه به ضم میم و سکون تاء، اسم مصدری است از «تمتع بکذا»  یعنی انتفع بکذا  و از این روست که هر آنچه در آن لذت و یا بهره‏وری باشد از آن با متعه یاد می‏کنند مانند "متعه النکاح"  و یا "متعه الحج" .

بکارگیری کلمه تمتع بدون آنکه اضافه به حج و یا عمره شود و مطلق آورده شود کم است، اما در صورتی که همراه  با حج بیاید یعنی «حج التمتع» شود، ظاهر آن است که در اصطلاح شرع و اهل شرع برای مجموع هر دو عمل یعنی عمره تمتع و حج تمتع وضع گردیده است به حیثی که اگر مطلق بیاید ظهور در هر دو دارد، گرچه کاربردش در خصوص حج تمتع در مقابل عمره تمتع بیشتر است و همچنین  کاربردش برای مجموع دو عمل که در حکم واحد است بسیار زیاد است در مقابل حج "قِران" و "افراد".

معرفی حوزه مكه معظمه

علی اَیّ حالٍ؛ مجموع این دو عبادت از مواردی است که مورد انشاء شارع قرار گرفته که مردم نیز بدان متعبدند.

حج تمتع احکام بسیار، و مباحث زیادی را در فقه به خود اختصاص داده است و گر چه این دو عمل هر دو عبادتی مستقلند اما مجموعاً یک عبادت واحد به شمار می‏آیند، چرا که هر دوی آن عبادت‏ها در شرط استطاعت ناسک با همدیگر متحدند و هر دو باید در یک سال صورت پذیرند و هر دو به انحاء مختلف به یکدیگر گره خورده‏اند به حیثی که وجوب هر مشروطی به وجوب مشروط دیگری است و صحت هر شرطی به صحت شرط دیگری بسته است و افزون بر این؛ هر دو عبادت توسط شارع مقدس در حجه الوداع به یکباره تشریع گردیده است.

اما چرا ما می‏گوییم هر دو عبادت استقلال دارند؟

در پاسخ  به این پرسش باید گفت فاصله‏ای که شارع بین این دو عبادت قرار داده است بینانگر آن است که هر کدام عبادتی مستقلند چرا که «محرم» در احرام عمره تمتع با تقصیر از احرام خارج می‏شود و همه چیز برای او حلال می‏شود حتی مسئله زناشوئی، خدای بزرگ فرموده است « فمن تمتع بالعمره الی الحج» یعنی کسی که بهره‏مند شده و لذت برده از آن چیزهایی خداوند متعال مباح نموده بسبب اباحه‏ای که بعد از تقصیر در عمره برای او ایجاد گردیده است در حالی که او قصد احرام حج تمتع دارد.

همان‏گونه که گذشت، معروض گردید که رسول گرامی اسلامی، حج تمتع را در حجه الوداع تشریع فرمودند، برای آن صحابی که قصد حج افراد داشت و به او امر فرمودند حج افراد خود را بدل به حج و عمره تمتع نماید،  بله در برخی تصریحات صحیحه آمده است که پیامبر گرامی اسلام، مدت ده سال در مدینه سکنی فرمودند و حج بجای نیاوردند تا آنکه آیه شریفه «واذن فی الناس بالحج» نازل گردید و سپس امر فرمودند که مؤذن‏ها بر مناره‏ها در آیند و بانک برآورند که پیامبر گرامی اسلام اراده حج فرموده‏اند و امسال راهی حج خواهند شد.

پس از این اعلان، طوائف، خانواده‏ها و اهل مدینه حاضر شدند و آماده گردیدند و همه منتظر و گوش به فرمان فرا دادند و پس همان ساختند که بدان‏ها امر شده بود.

این نوع حج یکی از دو متعه‏ای است که مورد تحریم خلیفه ثانی قرار گرفت در حالی که مخالف آیه صریحه قرآن و فرمایش رسول گرامی اسلام است

چهار روز بیش به ذی الحجه نمانده بود که حضرت رسول گرامی به همراه مسلمانان از مهاجر و انصار به سوی مکه عازم گردیدند و هنگامی که به ذی الحلیفه و مسجد شجره رسیدند ظهر هنگام بود غسل فرمودند و نماز ظهر به‏جای آوردند سپس به سوی بیداء و بیایان خارج گردیدند و مردمان نیز به دنبال حضرتش روان گردیدند، آن حضرت برای حج، تلبیه فرمودند و شصت و شش شتر را برای حج فرمان دادند تا به جلو رانده شوند.

پیامبر گرامی اسلام در چهارم ذی الحجة بود، که به مکه مکرمه رسیدند، پس از ورود، طواف فرمودند و دو رکعت نماز به جای آوردند و سپس این آیه شریفه نازل گردید « ان الصفا و المروه من شعائر الله » تا آن زمان مسلمانان گمان می‏کردند که آیین نیکوی سعی ساخته و پرداخته مشرکان است، بدین سبب یعنی به سبب نزول آیه شریفه به کوه صفا در آمدند و از آنجا به سوی مروه روان گردیدند تا آنکه از سعی فارغ گردیدند.

در این زمان حضرت جبرائیل نازل گردید در حالی که حضرت رسول بر فراز مروه بودند پس ایشان را امر کردند که به مردمان امر نمایند که از احرام در آیند جز آنان ‏که "سوق‏هدی" نمودند و به حج قران در آمده‏‏اند.

سپس در جمع مردمان حضور پیدا کردند و ابلاغ رسالتی  دیگر نمودند و فرمودند این جبرائیل است که فرمان می‏دهد مرا که دستور دهم کسانی که حج قران انجام نداده و سوق‏هدی ننموده‏اند همه محل شده و از احرام در آیند، از میان جماعت مردی از جای بر خواست و زیاده گفت : هر آینه خارج می‏شویم در حالی که هنوز  حاجی هستیم و موهای ما می‏ریزد کنایه از این است که در میان یک عبادت فاصله ایجاد شده، حضرت در جواب فرمودند اما تو هیچ‏گاه به این حکم فقهی ایمان نخواهی آورد.

یوسف پیامبر

باز از میانه جماعت صدای دیگری بلند شد که ای رسول خدا این حکم فقهی مربوط به امسال است؛

حضرت در پاسخ فرمودند بلکه این نوع حج و این حکم فقهی برای ابد است و تا روز قیامت. سپس انگشتان مبارکشان را درهم قرار دادند و فرمودند: در آویختم عمره را در حج تا روز قیامت.

شایان ذکر است این روایت شریفه در کتاب وسایل الشیعه ابواب اقسام حج آمده است.

روی هم رفته آنچه از نصوص و فرمایش‏های بجای مانده از ارباب عصمت (صلوات‏الله علیهم) آشکار است این است.

1- تمتع به عمره و حج در یک سال تشریع گردیده است.

2- در میان عمره و حج فصلی از اباحه و تمتع و بهره‏مندی ایجاد گردیده است.

3- آغاز تشریع این نوع حج از تبدیل حج افراد به این نوع حج بوده است.

4- زمان تشریع این نوع حج ، حجة الوداع بوده است.

5- حج قران نمی‏تواند به حج تمتع تبدیل شود.

6- رسول گرامی اسلام در طول عمر شریفشان حج تمتع انجام ندادند.

7- برخی از اصحاب با این نوع حج، مخالفت نمودند و دلیل این نوع مخالفت نیز استبعاد فاصله در ایام حج و در مکه مکرمه بوده است و یا برای آن صحابی قابل قبول نبوده که زناشویی در اثناء یک عبادت در مکه مکرمه امکان‏پذیر باشد که البته این مخالفت نشانه‏ قساوت و عدم ایمان آن صحابی است.

8- این نوع حج یکی از دو متعه‏ای است که مورد تحریم خلیفه ثانی قرار گرفت در حالی که مخالف آیه صریحه قرآن و فرمایش رسول گرامی اسلام است.

ادامه دارد .........

نوشته سید محمد رضا آقامیری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

آموزش تصویری مناسک حج

   

Imageمجموعه ارزشمند آموزش تصویری مناسک حج توسط استاد فلاح زاده (تهیه شده توسط موسسه مشعر) تقدیم به کاربران عزیز

 

دانلود در ادامه مطلب

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

نور احکام 2 - آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

   

Image(از ابتدای نماز تا آخر شکیات)

 این مجموعه تصویری به صورتی بسیار زیبا و کاربردی احکام و مسایل رساله را آموزش میدهد.

 

تهیه شده توسط: حوزه علمیه قم مدرسه شهیدین و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی زیر نظر استاد فلاح زاده

 

*دانلود فیلم ها در ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

نور احکام 1 - آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

   

Imageمجموعه ارزشمند آموزش تصویری رساله توضیح المسایل

(از تقلید تا پایان احکام طهارت)

تهیه شده توسط: حوزه علمیه قم مدرسه شهیدین و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی زیر نظر استاد فلاح زاده

 

*دانلود فیلم ها در ادامه مطلب

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

چگونه اجاره فسخ میشود

داد و ستدهای شرعی - اجاره 5

اجاره

 

در مطلب قبلی عرض کردیم که  اجاره نسبت به هر دو طرف، قراردادی لازم است یعنی همین طوری و بدون دلیل نمی توان آن را به هم زد و برای به هم زدن آن یا باید آن را اقاله نمود (یعنی با رضایت طرفین اجاره را به هم زد) یا آنکه با یکی از موجبات فسخ آن را فسخ نمود.

یکی از فروع این اصل، این بود که اگر به دنبال اجاره، خرید و فروش صورت بگیرد، اجاره باطل نمی گردد که آن را در مطلب قبل مورد بررسی قرار دادیم.

یکی دیگر از فروع اصل فوق این است که عذر مستاجر اجاره را باطل نمی کند.

توضیح آن که گاهی اوقات مالی که اجاره می شود بخاطر دلایل و موانعی مورد استفاده قرار نمی گیرد؛ این موانع به طور کلی عبارتند از:

1- موانعی که برای مستاجر پدید آمده است و در نتیجه مستاجر از ملک استفاده نمی کند  بعنوان مثال مستاجر انباری را اجاره نموده تا کالایی را در آن، انبار نماید، اما قبل از استفاده از انبار، کالای او به سرقت می رود، یا در اثناء مدت کالای او فاسد می شود و دیگر قابل استفاده نیست، و در نتیجه مستاجر نیازی به آن انبار ندارد؛ در این گونه موارد مستاجر نمی تواند اجاره را فسخ نماید، بلکه اجاره به قوت خود باقی است و مستاجر باید اجاره بها را به موجر بپردازد.

2- موانعی که بطور طبیعی برای استفاده از ملک بوجود می آید و مستاجر دخالتی در آن ندارد مثلا انبار اجاره شده در اثر حوادث طبیعی خراب می شود، یا راهی که به انبار می رسد در اثر سیل یا بارش برف و... بسته می شود،اینگونه موارد خودشان به دو قسمت تقسیم می شود:

أ‌-  مواردی که خرابی را می توان فورا بدون اینکه به مستاجر ضرری وارد بشود تعمیر و رفع مانع نمود مثلا مستاجر دو اتاق را یکسال اجاره کرده و یکی از آنها خراب شده است ولی خرابی آن ظرف مدت یک یا دو روز تعمیر می شود، در این صورت اجاره پا برجاست و از بین نمی رود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

فروش خانه اجاره داده شده

داد و ستدهای شرعی - اجاره 4

خانه

 

در مطالب قبلی شرایط مال و منفعت اجاره داده شده و همچنین شرایط اجاره دهنده و اجاره گیرنده را بیان کردیم؛ و حالا نوبت آن رسیده است که درباره عقد اجاره صحبت کنیم و بگوییم که اگر تمام شرایط مهیا بود، یعنی هم شرایط مال و هم شرایط منفعت رعایت شده بود و اجاره دهنده و اجاره گیرنده هر دو از شرایط لازم برخوردار بودند چگونه باید قرار داد اجاره را ببندند.

در هر معامله ای یکی از دو طرف قرار داد را جاری می کند( که اصطلاحا به آن ایجاب می گویند) و دیگری آن را می پذیرد (قبول می کند)

در عربی برای ایجاب اجاره از الفاظی مانند «آجرتک، اکریتک، یا ملکتک منفعتها سنة و... » استفاده می شود و در فارسی از الفاظی مانند «به تو اجاره دادم» ، «به تو کرایه دادم»، «تو را استخدام نمودم» و یا از هر لفظ دیگری دلالت بر اجاره نماید می توان استفاده نمود.

مالک می تواند با خیال راحت ملک خود را بفروشد و مالک جدید نیز حق بیرون کردن مستاجر را ندارد.

قبول اجاره هم در عبی با لفظ «قَبِلتُ» است و در فارسی با الفاظی مانند «قبول کردم»، پذیرفتم و یا هر لفظی که دلالت بر رضایت مستاجر بر اجاره نماید؛ بنابراین لازم نیست که در اجاره از الفاظ عربی استفاده نمود و می توان قرار داد (صیغه) اجاره را فارسی نیز جاری نمایند؛ بلکه اگر حرفی هم نزنند و مالک به قصد اینکه ملک را اجاره بدهد آن را در اختیار مستاجر واگذار کند و او هم به قصد اجاره کردن بگیرد، اجاره صحیح است، در خصوص اجیر نیز وضع به همین گونه است یعنی اگر انسان بخواهد بدون صیغه خواندن برای انجام عملی اجیر شود همین که با رضایت طرف معامله، مشغول به آن عمل شد ، اجاره صحیح است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

دو کلمه راجع به گوسفند قربانی

مراسم عید قربان

یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن در روز عید قربان می باشد. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است. وه چه سعادتی!

لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنین

(37/ حج)

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()

چگونه "صدقه" بدهیم

صدقه دادن

 

مسأله 1: صدقه دادن از كارهاى مستحب است و در روایات اسلامى سفارش زیادى برآن شده، چنانچه در حدیث شریف آمده: (صدقه موجب زیادى مال، دفع بلا و سبب شفا، میشود).

 

مسأله 2: صدقه در صورتى موجب ثواب است كه صدقه دهنده، قصد قربت و نزدیکی به خدا را داشته باشد .

 

مسأله 3: چنانچه به قصد صدقه، مال خود را به كسى بدهد و او نیز به همین قصد آن را بگیرد، صدقه واقع میشود و بعد از آنكه فقیر صدقه را گرفت، صدقه دهنده نمیتواند آن را برهم زده و مال خود را مسترد دارد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو