Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب قرآن كریم

هاروت و ماروت در قرآن

خداوند درآیه 102 سوره بقره با اشارتى اجمالى، داستان هاروت وماروت را این گونه بیان فرموده است:

(واتّبعوا ما تتلوا الشّیاطین على ملك سلیمان و ماكفر سلیمان ولكنّ الشّیاطین كفروا یعلّمون النّاس السّحر وما أنزل على الملكین ببابل هاروت و ماروت وما یعلّمان من احد حتّى یقولا انّما نحن فتنة فلاتكفر فیتعلمون منهما مایفرّقون به بین المرء و زوجه وماهم بضارّی ن به من أحد الاّ باذن اللّه و یتعلّمون مایضرّهم ولاینفعهم و لقد علموا لمن اشتریه ماله فى الآخرة من خلاق ولبئس ماشروا به انفسهم لوكانوا یعلمون)

قرآن

مردمان از افسونهایى كه شیاطین در روزگار حاكمیت سلیمان مى خواندند، پیروى كردند والبته سلیمان كفر نورزید، بلكه این شیاطین بودند كه راه كفر مى پیمودند وبه مردم سحر مى آموختند، ونیز آن افسون كه در دو فرشته ـ هاروت وماروت ـ دربابل نازل شد، درحالى كه آن دو به هیچ كس سحر نمى آموختند، مگر این كه به وى یادآور مى شدند كه براى او آزمایش ومایه آزمونند ونباید او راه كفر را بپیماید (نباید از سحرآموزى سوء استفاده كند) امّا مردمان ازآن دو افسونهایى مى آموختند كه با آن مرد را از همسرش جدا مى ساختند والبته نمى توانستند ب ه كسى آسیب رسانند مگر به اذن الهى، مردمان چیزهایى فرا مى گرفتند كه برایشان زیان آور بود و منفعتى درپى نداشت و خود مى دانستند كه خریداران آن جادو را درآخرت بهره اى نیست. خود را به بد چیزى فروختند، اگر اهل فهم ودانش بودند!

بسیارى از مستشرقان براین باورند كه لغت هاروت وماروت4، همان واژه (هرودات) و (امردات) است كه در اوستا موجود مى باشد وهمین دو واژه، بعدها در زبان پارسى به صورت (خرداد) و (مرداد) درآمده است

تاریخ رویداد داستان

اگر سیاق آیات را ملاك پیوستگى وارتباط زمانى آنها بدانیم، ممكن است نتیجه بگیریم كه چون در آیه نامى از سلیمان به میان آمده است، پس موضوع هاروت وماروت هم مربوط به عصر او است. ولى منابع حدیثى این برداشت را نفى كرده و ارتباط آیات را برمحور هم زمانى ندانسته اس ت. بلكه از برخى احادیث استفاده مى شود كه موضوع هاروت وماروت به عصر پس ازنوح باز مى گردد. چنانكه امام صادق(ع) فرموده است: (بعد از نوح، ساحران وخیال پردازان فزونى یافتند، خداوند دوملك را به سوى پیامبر آن عصر فرستاد تا راز ساحران را برملاسازند و شیوه ابطال سحر را به مردم بیاموزند.) 1

دراین صورت، این سؤال مطرح مى شود كه پس چرا نام سلیمان دراین مجموعه آیات یاد شده است؟

درپاسخ باید گفت كه تنها ارتباط موضوعى داستان هاروت وماروت، باآنچه در روزگار حكومت سلیمان به وسیله شیاطین رخ داده، سبب شده است كه نام سلیمان درآیه یاد شود.

برخى مفسران با این اعتقاد كه داستان هاروت وماروت ربطى به عصر سلیمان نداشته است، زمان رخداد واقعه را، عصر ادریس پیامبر دانسته اند.

واژه هاروت و ماروت

بیش تر مفسران و لغت شناسان عرب، هاروت و ماروت را دو واژه غیرعربى دانسته اند كه وارد واژگان عرب شده است و ازاین رو لفظى معرّب یا دخیل شناخته مى شوند. 3

هرچند درمیان لغویان، هستند كسانى كه در اصل وجود هرگونه لفظ معرّب را در واژگان زبان عرب ویا درقرآن، منكر شده اند، ولى با توجه به رهیافت نامها و اعلام غیرعرب در فرهنگ تازى وهمچنین آیات قرآن، مى توان كلام آنان را، سخن افراط گرانه وغیرقابل اثبات دانست.

بسیارى از مستشرقان براین باورند كه لغت هاروت وماروت4، همان واژه (هرودات) و (امردات) است كه در اوستا موجود مى باشد وهمین دو واژه، بعدها در زبان پارسى به صورت (خرداد) و (مرداد) درآمده است. برخى دیگر این دو واژه را (اریوخ) و (مریوخ) دانسته اند. 5

آنچه گذشت، دیدگاههاى لغت شناسان است وامّا مفسران در ریشه یابى این دو لغت، اظهارنظر خاصى نكرده اند و فقط آن دو را غیر عربى و نیز غیرمنصرف شمرده اند.6

بعضى لغویان، ریشه این دوكلمه را (هرت) و (مرت) دانسته وآن دو را عربى شمرده اند به معناى (شكستن)،7 ولى غیرمنصرف بودن این دو واژه، خود گواه روشنى بر نادرستى این نظریه است. چه این كه غیرمنصرف بودن یك لفظ ،دو سبب مى طلبد و در اینجا یكى علمیّت است و دیگرى عجمى بودن. 8

بعضى خواسته اند دركنارعلمیّت،عدول را دومین سبب به حساب آورند، ولى با توجه به معیّن بودن موارد عدول دركلمات عرب، اثبات عدول دراین دو واژه آسان نیست. 9

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

چشم زخم از منظر قرآن

چشم زخم

آیا چشم زخم از نظر قرآن واقعیت دارد یا خرافه است؟

 

مقدمه:

تاثیر چشم و نیروهای مرموز آن از دیر زمان مورد توجه بشر بوده است. شاید نتوان تاریخ دقیقی برای شروع این عقائد یافت اما آنچه مسلم است انسان‌ها در اثر تجربیات روزمرّه و برخی نقل‌های تاریخی و دینی به این مطلب اعتقاد پیدا كرده‌اند هر چند كه در این بین خرافاتی نیز راه یافته است كه نیازمند پالایش است.

تعریف چشم زخم:

نیروی مرموزی است كه در چشم برخی انسان‌ها وجود دارد كه ممكن است با یك نگاه مخصوص، طرف مقابل را بیمار یا هلاك كند.(تفسیر نمونه، ج 24، ص 424)

چشم زخم از منظر قرآن كریم

به نظر می‌رسد در قرآن، آیه‌ای كه به صراحت از «چشم زخم» سخن گفته باشد وجود ندارد اما در قرآن آیاتی وجود دارد كه در مورد «چشم زخم» به آن استناد شده است از جمله:

1. قرآن كریم در سوره‌ی قلم آیه‌ی 51 می‌فرماید:

«وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»؛ و مسلماً نزدیك بود كسانی كه كفر ورزیدند هنگامی كه آگاه كننده (= قرآن) را شنیدند با چشمانشان تو را بلغزانند و می‏گویند: «قطعاً او دیوانه است.»

شأن نزول آیه‌ی شریفه

الف. برخی مفسران در شان نزول این آیه نقل كرده‌اند كه در مورد گفتار برخی مخالفان ولایت علی(ع) در روز غدیر خُم بود كه به پیامبر(ص) (در هنگامی كه دست علی(ع) را برای امامت بالا برد) نگاه كردند و گفتند: به چشمان او نگاه كنید مثل چشم دیوانگان می‌چرخد. پس جبرئیل آمد و آیه‌ی فوق نازل شد.

ب. بعضی مفسران نقل كرده‌اند كه در قبیله‌ی بنی اسد افرادی بودند كه قدرت چشم زخم داشتند و برخی از آنها می‌خواستند پیامبر(ص) را چشم زخم بزنند كه آیه‌ی فوق به این مناسبت نازل شد.(تفسیر صافی، فیض كاشانی، ج 5، ص 215 )

بررسی:

با توجه به سیاق و لحن آیه كه می‌فرماید: «نزدیك است كه كافران با چشم، تو را بلغزانند» می‌توان از میان اقوال، این قول را پذیرفت كه: «این آیه كنایه از نگاه‌های بسیار غضب آلود است مثل اینكه می‌گوئیم فلان كس آنچنان بد به من نگاه كرد كه گویی می‌خواست مرا با نگاهش بخورد یا بكشد»

و آیه در مقام بیان نوعی نگاه خشم آلود، و چشم غرّه رفتن است به طوری كه طرف مقابل را بترساند و از جای خود بلغزاند و از میدان بِدَر كند.

2. در سوره یوسف آیه‌ی 67 می‌فرماید:

«وَقَالَ یَا بَنِیَّ لاَ تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ...»

در آیه شریفه آمده كه حضرت یعقوب(ع) از فرزندش می‌خواهد كه از یك در وارد نشوند بلكه از چند در وارد شوند علت این امر چیست؟

«گروهی از مفسران گفته‌اند: علت این بوده كه برادران یوسف از جمال كافی بهره‌مند بودند (اگر چه یوسف نبودند ولی برادران او بودند) و هم قامت‌های رشید داشتند، و پدر نگران بود كه جمعیت یازده نفری كه قیافه‌های آنان نشان می‌داد از یك كشور به مصر آمده‌اند، توجه مردم را به خود جلب كنند، او نمی‌خواست از این راه چشم زخمی به آنها برسد.

بخشی از این چشم زخم، حق است و از نظر علمی نیز بوسیلة سیاله مغناطیسی مخصوصی كه از چشم بیرون می‌پرد، قابل توجیه می‌باشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زیادی از خرافات آمیخته‌اند.»

چشم زخم از منظر عقل و علم:

اثر عمیق چشم در دیگران كه موجب هلاكت یا بیماری آنها شود از نظرعقلی محال نیست. چه اینكه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشم‌ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده كه كارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست. می‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم‌هاست.

در دنیایی كه «اشعه‌ی لیزر» كه شعاعی است نامرئی، می‌تواند كاری كند كه از برخی سلاح‌های مخرب ساخته نیست؛ پذیرش وجود نیروی در بعضی از چشم‌ها، كه از طریق امواج مخصوص در طرفِ مقابل اثر بگذارد چیز عجیبی نخواهد بود.

و بسیاری نقل كرده‌اند كه افرادی را دیده‌اند كه دارای این نیروی مرموز چشم بوده‌اند بنابراین این امور از نظر عقل و علم ممكن است.

چشم زخم از دیدگاه روایات:

در نهج البلاغه می‌خوانیم: «العین حق و الوتی حق»

«چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است»

در برخی روایات از امام صادق(ع) نقل شده كه برای جلوگیری از چشم زخم (توسط خود انسان) یا چشم خوردن سه مرتبه بگویند: «ما شاء الله لاقوة الا بالله العلی العظیم»

و در برخی روایات دیگر حكایت شده است كه ذكر خدا را بگوید كافی است.

جمع بندی و نتیجه‌گیری:

در قرآن كریم به صراحت از «چشم زخم» سخنی به میان نیامده است، ولی در روایات اشاراتی به این نیروی مرموز چشم شده است، و از نظر عقل و علم نیز مانعی جهت پذیرش «چشم زخم» نداریم اما باید توجه داشت كه این مطالب به معنای پذیرفتن همه خرافاتی كه در این زمینه رایج است، نمی‌باشد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

علوم قرآنی از دیدگاه امام خمینی

امام خمینی

در قرن معاصر قرآن پژوهان و مفسران بسیارى به سراغ فهم قرآن شتافته اند, اما در این میان آنان كه با اطلاعات گسترده تر و تجربه هاى بیشترى به ساحت قرآن رو آورده اند موفق تر از دیگران بوده اند.

امام خمینى به عنوان یك فقیه, عارف, فیلسوف, مصلح اجتماعى و رهبر سیاسى, هر چند در زمینه علوم قرآنى اثر مستقلى از خویش به یادگار نگذاشته است, اما در میان نوشته ها و گفته هاى ایشان مسائل و نكاتى درباره قرآن وجود دارد كه دقت, جامع نگرى و ژرف اندیشى ایشان را نشان مى دهد.

این نوشتار كه با هدف ارائه دیدگاه هاى امام در زمینه علوم قرآنى سامان یافته است مى كوشد تا مباحث و مسائل قرآنى را كه در آثار امام وجود دارد گردآورد.

فراتر از حجاب ها در جست وجوى معانى

ارزش و كارآیى مباحث و علوم قرآنى در فهم بهینه و استنباط و استخراج احكام قرآن, بر هیچ قرآن پژوهى پوشیده نیست, اما آنچه در نگرش امام فراتر از این ابزار و روش ها مورد توجه قرار داشته, گرفتارنیامدن در دام الفاظ و چهارچوبه بى روح مباحث فنى است. وى بى آن كه ارزش علوم قرآنى را منكر باشد, مخاطبانش را به فراسوى معارف قرآن فراخوانده و یادآور شده است كه مبادا! این دانش هـا و مبـاحث لفظى و ساختــارى, خود

حجابى شوند بر چهره درخشان مفاهیم وحى. از این رو, امام درباره مطالعات قرآنى فرموده است:

(اگر نظر تعلیم و تعلم داشته باشیم, با نكات بدیعیه و بیانیه و وجوه اعجاز آن, و قدرى بالاتر, جهات تاریخى و سبب نزول آیات و اوقات نزول و مكى و مدنى بودن آیات و سور و اختلاف قراءات و اختلاف مفسران از عامه وخاصه و دیگر امور عرضیه خارج از مقصد كه خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذكر الهى است سر و كار داریم, بلكه مفسران بزرگ ما نیز عمده همّ خود را صرف در یكى از این جهات یا بیشتر كرده و باب تعلیمات را به روى مردم مفتوح نكرده اند.)

هدف محورى در معارف قرآن

ییكى از مباحث مهمى كه امروز نیز ذهن دین پژوهان را به خود مشغول داشته و چه بسا با حساسیّت و اهمیت بیشترى هم مطرح است, شناخت اهداف محورى قرآن است. بعضى معنویات را هدف اصلى قرآن معرفى مى كنند و مادیات و مسائل اجتماعى و سیاسى را فرعى مى شمارند, گروهى به عكس, معتقدند كه نگاه قرآن به مسائل دنیوى كمتر ازمسائل اخروى نیست.

در اندیشه امام خمینى هدف اصلى و اساسى قرآن و آمدن انبیاء, خداشناسى و معنویات دانسته شده است و فلسفه آمدن انبیاء و قرآن این نیست كه حكومت و عدالت ایجاد كنند. آنها آمده اند تا خداوند را با تمام صفات جلال و جمالش به مردم معرفى كنند و اگر در این میان به ایجاد حكومت و عدالت مى پردازند این تنها به عنوان مقدمه براى آن مقصد اصلى است:

(در این كتاب شریف مسائلى است كه مهمش مسائل معنوى است و رسول اكرم و سایر انبیاء نیامدند كه این جا حكومت تأسیس كنند, مقصد اعلا این نیست, نیامدند كه اینجا عدالت ایجاد كنند, آن هم مقصد اعلا نیست. اینها همه مقدمه است. تمام زحمت ها كه اینها كشیدند, از حضرت نوح گرفته ازحضرت ابراهیم گرفته تا … رسول اكرم(ص) رسیده است, تمام مشقت هایى كه كشیدند وكارهایى كه كردند مقدمه یك مطلب است, و او معرفى ذات حق. كتاب هاى آسمانى هم كه بالاترینش كتاب قرآن كریم است, تمام مقصدش این است كه معرفى كند حق تعالى را با همه اسماء و صفاتى كه دارد.) 1

به اعتقاد امام, تمامى آیاتى كه درباره زندگى دنیا و نیازهاى مادى بشر است همه به عنوان وسیله و مقدمه آن هدف اصلى است و نباید كسانى با دیدگاه هاى مادى و التقاطى تلاش كنند تا به این نگرش مقدّمى, اصالت و محوریت بخشیده و ابعاد معنوى را نادیده انگارند!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

چاپ قرآن ویژه انقلاب اسلامی

قرآن

مسئول انتشارات مسجد جمكران از چاپ و انتشار قرآن ویژه انقلاب اسلامی ایران توسط موسسه فرهنگی هنری كاتبان وحی در آینده‌ای نزدیك خبر داد. ...

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج به نقل از خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام حسین احمدی با اشاره به تاسیس موسسه فرهنگی هنری كاتبان وحی اظهار داشت: جمعی از هنرمندان، خطاطان و كاتبان قرآن كریم برای كتابت كلام الهی گروهی را تشكیل داده‌اند تا با كتابت قرآن كریم اثری جاودان در تاریخ انقلاب اسلامی را به جای گذارند.

وی تصریح كرد: قرآن كریم به عنوان كلام الهی در بین مسلمانان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و می‌توان از آن در راستای ترویج مقاصد دینی و اسلامی استفاده كرد.

مسئول انتشارات مسجد جمكران با اشاره به نگارش قرآن در عصرهای صفویه، قاجاریه و...، اظهار داشت: با سازماندهی موسسه فرهنگی هنری كاتبان وحی در نظر داریم با تدوین قرآنی همچون قرآن‌های عصرهای مختلف از انقلاب اسلامی نیز قرآنی جاویدان باقی گذاریم.

حجت‌الاسلام احمدی خاطرنشان كرد: موسسه فرهنگی هنری كاتبان وحی با پشتیبانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره كل اوقاف و امور خیریه و سازمان تبلیغات اسلامی به تدوین قرآن رسمی برای جمهوری اسلامی ایران اقدام كرده است.

وی با بیان اینكه در نگارش قرآن كریم از سبك‌های مختلف خطاطی، تهذیب و نگارگری استفاده می‌شود، اظهار داشت: برای طراحی قرآن كریم و نگارش آن ‌به زبان‌های اردو و عربی از خطاطان و هنرمندان سایر كشورها استفاده خواهد شد.

مسئول انتشارات مسجد جمكران كارآفرینی برای خطاطان و هنرمندان را یكی دیگر از اهداف موسسه كاتبان وحی عنوان كرد و گفت: هنرمندان قشر فرهیخته جامعه را تشكیل می‌دهند كه شركت در چنین فعالیت‌هایی امكان بروز استعدادهای آنها را فراهم می‌كند.

حجت‌الاسلام احمدی با بیان اینكه در برخی آیات و حروف قرآن كریم در میان عالمان اختلاف نظر وجود دارد، تاكید كرد: نظر مرجع دینی واحد در كتابت قرآن كریم الزامی است تا از بروز هر گونه ابهامی جلوگیری شود.

نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم، اخبار عمومی،     | نظرات()

ابداع سریعترین روش تحقیق در قرآن

قران

در موسسه تفسیر جوان ابداع شد

مسئول موسسه قرآنی تفسیرجوان از ابداع روش جدید موضوع یابی قرآن به منظور دستیابی سریع به پژوهش قرآنی باسرعتی 10 برابر اینترنت خبرداد.

دکترمحمد بیستونی، مسئول موسسه قرآنی تفسیر جوان بااعلام ابداع روش جدید موضوع یابی قرآنی به شبستان گفت: براساس این روش که می توان آن را بهترین طریقه تحقیق و پژوهش قرآنی معرفی کرد، می توان با سرعتی 10 برابر اینترنت به موضوعات مختلف قرآنی دست یافت.

وی بااشاره به صرف هزینه گزاف و 5 سال کار مستمر پژوهشی برای کشف این روش اظهارداشت: با این روش تمامی علاقه مندان به پژوهش های موضوعی قرآن می توانند در مدت 2 دقیقه به 10 هزار موضوع کاربردی و میان رشته ای فهرست موضوعی تفسیر جوان دسترسی پیدا کنند و براساس متون علمی قرآن، مقاله و پایان نامه تالیف کنند.

بیستونی درباره دیگر ویژگی های این روش جدید در موضوع یابی قرآن تصریح کرد: کاربرد این روش تنها به تفاسیر جوان منحصر نمی شود بلکه با استناد به آن می تواند به موضوعات مختلف در تفاسیری همچون المیزان و تسنیم با سرعتی 10 برابر اینترنت دسترسی پیدا کرد.

مسئول موسسه قرآنی تفسیر جوان با بیان اینکه تحقیقات علمی نشان می دهد که هیچ روشی نمی تواند جایگزین کتابخوانی سنتی شود، ابرازداشت: این روش جدید امکان دسترسی به موضوعات قرآنی را حتی برای دانش آموزان مقطع راهنمایی بدون نیاز به تسلط زبان عربی ممکن می کند.

وی خاطرنشان کرد: با اثبات کیفیت این روش و مزیت سرعت 10 برابری آن در مقابل اینترنت تاکنون چندین کتاب موضوعی قرآن با تایید علمای جهان اسلام چاپ و روانه بازار فروش شده است.

شایان ذکر است تمامی علاقه مندان به شرکت در کارگاه های آموزشی رایگان این موسسه و برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره تلفن 22589626 تماس گرفته، یا به موسسه قرآنی تفسیر جوان واقع در خیابان پاسداران، بین گلستان 7 و 8، ساختمان 451، طبقه اول، واحد 4 مراجعه کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم، اخبار عمومی،     | نظرات()

بررسی ظهور و بروز و سرانجام قوم یهود از دیدگاه قرآن كریم

سید عبدالفتح دعوتی

اشاره:

این پرسش كه سرانجام قوم یهود چه خواهد شد؟ از اساسی‌ترین پرسش‌هاست كه به نوعی به سرنوشت صهیونیسم باز می‌گردد و حجت‌الاسلام و المسلمین ابوالفتح دعوتی در مقاله‌ای به طور مبسوط این مسئله را مورد بررسی قرار داده است.  قرآن درباره بنی‌اسرائیل و قوم یهود كه توسط حضرت موسی(ع) نجات یافتند و به نعمت‏های خداوندی نایل شدند به بیان ضعف‏های آنان می‌پردازد كه این‏ها از خود رفتار ناشایسته به جای گذاشتند، گوساله‌پرست شدند و به انكار آیات الهی پرداختند. نیز قسی‌القلب شدند و پیامبران بنی‌اسرائیل را كشتند و سرانجام خداوند بر آنان خشم ورزید و آنان را دچار ذلت و خواری كرد. در زمان پیامبر اسلام(ص) یهودیان یكی از دشمنان سرسخت مسلمانان شدند و حاضر شدند با مشركان قریش همراهی كنند و با اسلام بجنگند. آنان آتش جنگ احزاب را بر افروختند و چند بار با مسلمانان جنگیدند.

قرآن درباره قوم یهود می‌گوید: می‌بینی كه قوم یهود شدیدترین دشمنی را نسبت به مسلمانان دارد. امروز رژیم نژاد‌پرست صهیونیست اسرائیل محور اصلی دشمنی با جهان اسلام است. سرانجام این قوم چه خواهد شد؟ در متنی كه در ذیل از نظر می‌گذرد، حجت‌الاسلام «سید‌ابوالفتح دعوتی» محقق و پژوهشگر قرآنی به این سؤال پاسخ می‌دهد.

پیدایش بنی اسرائیل

بدون آن‌كه به مقدمه‌ای بپردازیم یادآور می‌شوم كه سوره یوسف(ع) در قرآن كریم در بیان پیدایش بنی‌اسرائیل و مهاجرت ایشان به سرزمین مصر و تأسیس اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل می‌باشد كه در عین حال چگونگی اصطفاء و برگزیدگی پیشوایان الهی را ترسیم می‌كند و در عالم تأویل در بیان امامت می‌باشد و به همین مناسبت دوازدهمین سوره از قرآن كریم است و در جزء دوازدهم قرار گرفته، از دوازده شخصیت سخن می‌گوید و در نهایت از طلوع یوسف امامت از چاه غیبت و ظهور دولت كریمه و تسلیم ملِك و یاران در برابر یوسف زیبای زمان خبر می‌دهد كه اینجا مقام تفصیل و توضیح آن نیست.

در برابر سوره یوسف كه سوره پیدایش بنی‌اسرائیل است، سوره «اسراء» قرار دارد كه از انحراف بنی‌اسرائیل و از استكبار و علو و فساد ایشان در سرزمین موعود خبر می‌دهد و پیمان‌شكنی‌های آن‌ها را یادآور می‌شود و در نتیجه خبر از فرود آمدن قهر و غضب خداوند بر آنان داده در نهایت زوال و پایان آنان را اعلام می‌دارد و خبر می‌دهد كه به جهت پیمان‌‌شكنی‌های آن‌ها و به جهت ظلم و فساد آنان همان سرزمین «موعود» تبدیل به سرزمین «هلاكت» و ارض لعنت خواهد شد و سرنوشت آنان، مشابه سرنوشت ابلیس خواهد شد كه قدر نعمت‌های الهی را ندانست و شیوه استكبار و طغیان در پیش گرفت و مطرود دنیا و آخرت شد، چنان‌كه در سوره بقره بعد از سرگذشت ابلیس و طرد او از درگاه الهی، داستان عناد و استكبار بنی‌اسرائیل مطرح می‌شود كه همان شیطان مجسم و دجال معروف می‌باشند.

سوره اسراء كه نام دیگرش سوره بنی‌اسرائیل است، یكی از شگفت‌انگیزترین سوره‌های قرآن كریم است و متضمن نكات و مسائل مهمی است كه در ادامه می‌آید.

ورود پیامبر (ص) به ارض موعود

خداوند كریم در اولین آیه این سوره كه با «سبحان» شروع می‌شود و اشاره به اهمیت و عظمت مسائل آن دارد، خبر می‌دهد از سیر شبانه پیامبر اسلام(ص) از مسجد الحرام به مسجد ‌الاقصی و ارائه آیات الهی به آن حضرت، خلاصه و فشرده اولین آیه این است كه خداوند پیامبرش را از سرزمین مكه؛ یعنی پایگاه توحید ابراهیمی به جانب ارض موعود پیامبران سیر می‌دهد و می‌برد و در واقع حاكمیت پیامبر اسلام(ص) در این هر دو پایگاه الهی واقعیت پیدا می‌كند و چنان‌كه از احادیث معراج به دست می‌آید، همه پیامبران در یك لقاء روحانی به محضر رسول خدا(ص) می‌آیند و امامت و رسالت آن جناب را پذیرا می‌شوند و در همان ارض موعود امت واحده تأسیس می‌شود و همگی پیامبران و بنابراین همه پیروان راستین آن حضرات حاكمیت و امامت پیامبر اسلام(ص) را گردن می‌نهند كه این به معنای تأسیس امت واحده و امت اسلام و امت توحید می‌باشد، در ارض موعود، در جایگاهی كه همه پیامبران آرزو داشتند كه مملكت رب و حاكمیت شریعت در این ارض مبارك مستقر شود.

بنابراین اولین آیه از این سوره مبارك بشارت بر ظهور حكومت عدل الهی در این ارض مبارك و ارض موعود می‌دهد، و این ارض مبارك به طور سمبولیك توسط پیامبر اسلام(ص) فتح و افتتاح می‌‌گردد و پیامبر و یارانش می‌شوند وارثان ارض موعود.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

باطن روزه و روزه باطن

نقش روزه در حل مشکلات

از آنجا که در مسیر زندگی دشواری و مشکلات وجود دارد، دستور داده‌اند در شداید و مشکلات روزه بگیرید.

یعنی اگر ما در هر نمازی چند بار از خدای سبحان استعانت می‌کنیم و می‌گوییم ?إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ? راه

آیت الله جوادی آملی

کمک‌رسانی را هم خدا بیان فرموده است. ولی این چنین نیست که بگویید: کمک کن! و ما رایگان کمک برسانیم. اگر سخن از ?وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ? است، راهش را هم قرآن به ما آموخته که: ?وَاسْتَعِینُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ?[1] و این صبر به «صوم» تفسیر و تطبیق شده و در حدیث آمده است که: «إذا نزلت بالرّجل النازلة والشدیدة فلیصم»[2] هرگاه برای کسی مشکل یا حادثه? خاصی پیش آمد باید رای دفع یا رفع آن روزه بگیرد.

نه تنها در جنگ، بلکه اگر مشکلات دیگری هم برای انسان پیش آید، باید برای حل آن مشکل، روزه گرفت.

این روزه چه نقشی دارد که مشکل را حل می‌کند؟ انسان را به کجا می‌رساند که بر مشکل پیروز می‌شود؟ تازه این امساک ظاهری است؛ امّا روزه، حکمتهایی دارد که روح را به مقام بالا می‌رساند و روح بلند بر طبیعت فایق است.

تا چه اندازه ما به باطن روزه می‌پردازیم که نه تنها ظاهرمان روزه بگیرد و چیزی نخوریم و نیاشامیم؛ بلکه سرّ و درون ما هم روزه بگیرد؟ نگذاریم خاطره‌ای در دل خطور کند که خدا نمی‌پسندد. مبادا در دل بد کسی را بخواهیم. چنین نیست که اگر خاطرات در دل عبور کرد، خدای سبحان نداند یا دل انسان تیره نشود.

اگر کسی برای خدا روزه گرفت چون کارها به دست اوست مشکل را حل می‌کند که فرموده‌اند: «یا مُسهّل الأُمور الصّعاب»[3] . قرآن هم فرمود: ?فَأَمَّا مَنْ أَعْطَی وَاتَّقَی ? وَصَدَّقَ بِالحُسْنَی ? فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی?[4] ما کارها را برای افرادی که در مسیر مستقیم‌اند، راحت می‌کنیم. آنگاه نمونه‌هایش را هم به عنوان انبیای عظام برای ما بیان فرمود.

وقتی موسای کلیم الله از خدای سبحان در خواست می‌کند: ?وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی?[5] در پاسخ می‌فرماید: ?قَالَ قَدْ أُوتیِتَ سُؤْلَکَ یَامُوسَی?[6] تو برای براندازی طاغوت فرعون از ما آسان کردن امور را طلب کردی، ما هم آن را به تو دادیم. آنچه را که از ما خواستی به تو دادیم؛ شرح صدر، روان بودن بیان، شرکت در رسالت و وزیر بودن برادرت را، و نیز خواستی که او را از وحی خاص بر خوردار کنیم، همه را عطا کردیم.

درباره? رسول خدا هم فرمود: ?أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ? وَوَضَعْنَا عَنکَ وَزْرَکَ ? الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ ? وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ?[7] آیا به تو شرح صدر نداریم و بارگران را که بر پشت تو سنگینی می‌کرد برنداشتیم و نام تو را بلند آوازه نکردیم؟

این راهها را قرآن در اختیار ما گذشته است؛ زیرا باطن روزه به قدری نیرومند است که انسان را بر جهان طبیعت ـ به اذن خداـ پیروز می‌کند.

فرشتگان و دعا برای روزه‌دار

فرشتگان موکلند که برای روزه‌دران دعا کنند: قال رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم): «إنّ الله تبارک وتعالی وکّل ملائکةً بالدّعاء للصّائمین وقال: أخبرنی جبرئیل (علیه‌السلام) عن ربه تعالی ذکره أنّه قال: ما أمرتُ ملائکتی بالدّعاء لأحدٍ منخلقی إلاّ استجبتُ لهم فیه»[8] خداوند عدّه‌ای از فرشتگان رامأمور کرده است تا برای روزه‌داران دعا کنند. و جبرئیل خبر داد که پروردگار می‌فرماید: هرگز فرشتگانم را امر به دعا نکردم جزء آنکه دعای آنان را مستجاب نمودم. دعای فرشته برای انسان، در خواست خیر و خوبی برای وی است.

تو فرشته شوی ارجهد کنی از پی آنک

بر گ توت است به تدریج کنندش اطلس[9]

در این عالم اگر برگ توت را حریر می‌کنند و کرم می‌تواند از برگ توت، پرنیان درست کند، انسان هم می‌شود فرشته کرد، رشد چنان میسّر است که کرم ابریشم، از برگ توت پرنیان می‌سازد!

 باطن روزه به قدری نیرومند است که انسان را بر جهان طبیعت ـ به اذن خداـ پیروز می‌کند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

نمایشگاه بین المللی قرآن کریم تمدید نمی‌شود

با توجه به جدول زمان بندی تعیین شده سایر نمایشگاه هایی که قرار است در محل مصلای امام خمینی (ره) برگزار شوند؛ امکان تمدید هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم وجود ندارد.

به گزارش ستاد خبری هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم ،مراسم اختتامیه این نمایشگاه در روز دوشنبه 23 شهریور ماه با حضور دکتر علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در شبستان اصلی مصلای بزرگ حضرت امام (ره ) برگزار خواهد شد.

هفدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم از تاریخ 25 مرداد تا 23 شهریور در محل مصلای امام خمینی (ره) برگزار شده است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم، اخبار عمومی،     | نظرات()

آیا قیامت، الان موجود است؟

قیامت و قرآن

قیامت هم اكنون موجود است . این مدعا با براهین عقلى و شواهد نقلى قابل اثبات است كه به برخى از شواهد نقلى آن اشاره مى شود:

یكم : قرآن كریم از بى توجهى تبهكاران نسبت به معاد، به غفلت تعبیر مى كند: لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك الیوم حدید (1).

تبهكار را در محكمه عدل الهى حاضر كرده ، او را به قیامت و عذابش آگاه مى كنند و مى گویند: تو از این حقیقت ، یعنى انقطاع اسباب و انساب و رجوع همه اشیا به مبداء قهار در قیامت ، غافل بودى . خود آنان مى گویند: یا ویلنا قد كنا فى غفلة من هذا (2) غفلت در جایى است كه چیزى موجود باشد، اما مورد التفات نباشد و گرنه درباره معدوم ، تعبیر غفلت درست نیست .

در جاى دیگر نیز مى فرماید: یعلمون ظاهرا من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون (3)؛ دنیاگرایان تنها به ظاهر كه حیات دنیاست چشم دوخته اند و از باطن آن كه آخرت است غافلند .

دوم : آیه كریمه كلا لو تعلمون علم الیقینَ لترون الجحیمَ ثم لترونها عین الیقین (4) به صراحت بر مشاهده دوزخ براى صاحبان علم الیقین دلالت دارد و این ناظر به شهود در دنیاست و گرنه پس از مرگ ، همه مردم آن را مشاهده مى كنند؛ چه در دنیا علم الیقین دست یافته باشند یا نه .

حجابى كه مانع رسیدن به علم الیقین و شهود بهشت و دوزخ است همان حجاب گناه است و اهل باطن كه از گناه مبرا هستند، جهنم و بهشت و نیز غوطه ور بودن تبهكاران در جهنم و تنعم بهشتیان در آغوش نعمتهاى بهشتى را هم اكنون مى بینند . همچنین آنان نجات جهنمى از جهنم بر اثر توبه و آتش خوارى غاصبان مال یتیم را هم اكنون مى بینند ان الذین یاءكلون اءموال الیتامى ظلما انما یاءكلون فى بطونهم نارا (5)

بهشت و دوزخ بالفعل موجود است ، ولى ما از نظر سیر زمانى ، هنوز به آن نرسیده ایم و نرسیدن ما دلیل بر نبودن آن نیست . آنان كه زمین و زمان و گذشته و آینده را در نوردیده اند، پیش از برچیده شدن نظام دنیا نیز قیامت را به خوبى مشاهده مى كنند و ما نیز به تدریج به طرف آن در حركت هستیم

سوم : رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در معراج بهشت و جهنم را از نزدیك دید و به خوردنیها و نوشیدنیهاى هر یك از پرهیزكاران و تبهكاران آگاه شد . اگر بهشت و جهنم پیش از برچپده شدن نظام دنیا موجود نباشد، آن حضرت در معراج این حقایق را مشاهده نمى كرد . در برخى روایات عترت طاهرین (علیهم السلام ) نیز آمده است كه از ما نیست كسى كه منكر وجود فعلى بهشت و دوزخ باشد: ما اءولئك منا و لا نحن منهم ... (6)

چهارم : حارثة بن مالك در جواب پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم كه از او پرسیدند: كیف اءصبحت ، عرض كرد: اءصبحت موقنا . آنگاه حضرت پرسیدند: علامت یقین تو چیست ؟ عرض كرد: ... گویا اهل بهشت را مشاهده مى كنم كه از نعمتهاى الهى بهره مى برند ... و گویا اهل جهنم را مى نگرم كه در آن معذبند و فریاد بر مى آورند . گویا اكنون صداى نعره آتش در گوشهایم مى پیچید ... پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم نیز با تعبیر عبد نور الله قلبه سخنان او را تاءیید و وى را دعا كرد . (7) گرچه در تعبیر حارثه كاءن آمده است ، نه اءن ، ولى باید توجه داشت كه راجع به معدوم (كاءن ) نیز نمى توان گفت ؛ زیرا معدوم نه محققا مشهود است نه گویا مشهود . (8)

پنجم : برزخ كه عالمى بین دنیا و قیامت است ، قطعا بین دو امر موجود قرار دارد و اگر جهان سوم (قیامت ) معدوم بود و تنها دو عالم (دنیا و برزخ ) وجود داشت در این صورت برزخ حقیقتا برزخ نبود؛ زیرا بین دو عالم قرار نگرفته بود .

برزخ سرپلى است كه دنیا را به قیامت كبرا پیوند مى زند و حقیقت آن یا اثرى است از امواج آتش جهنم و یا نسیمى از بوستانهاى بهشت . پس ‍ وجود فعلى برزخ بما هو برزخ ، خود نشانى از وجود بالفعل قیامت است و بر این اساس در بسیارى از آیات قرآن كریم ، سخن از اعداد و آماده سازى بهشت و جهنم است ؛ مانند و سارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الاءرض اءعدت للمتقین (9)، فاتقوا النار التى وقودها الناس و الحجارة ، اعدت للكافرین (10)

تعبیر آماده سازى ، ظهور در موجود بودن دارد و چون اعداد در قالب فعل ماضى بیان شده است و حمل آن بر مضارع به صورت مجاز و با این توجیه كه مستقبل محقق الوقوع در حكم ماضى است ، قرینه خارجى ندارد، از آن بر مى آید كه بهشت و دوزخ هم اكنون موجود است .

ششم : در حالات امام سجاد و امام صادق (علیهما السلام ) آمده است كه در حال تلاوت سوره حمد، بر اثر تكرار آیه كریمه (مالك یوم الدین ) بیهوش ‍ مى شدند . با انضمام این مقدمه كه گاهى بعد از نماز مى فرمودند: آتش ‍ بزرگ مرا به خود مشغول كرده بود (11) و این حاكى از مشاهده (یوم الدین ) و نار الله الموقدةَ التى تطلع على الاءفئدة (12) است و گرنه لفظ و مفهوم را بیهوش نمى كند و هنر همین است كه انسان جهنم را هم اكنون ببیند، نه این كه بر وجود قیامت دلیل عقلى اقامه كند:خود هنردان دیدن آتش عیان           نى گپ دل على النار الدخان

حاصل این كه ، بهشت و دوزخ بالفعل موجود است ، ولى ما از نظر سیر زمانى ، هنوز به آن نرسیده ایم و نرسیدن ما دلیل بر نبودن آن نیست . آنان كه زمین و زمان و گذشته و آینده را در نوردیده اند، پیش از برچیده شدن نظام دنیا نیز قیامت را به خوبى مشاهده مى كنند و ما نیز به تدریج به طرف آن در حركت هستیم . تعبیرات قرآنى و روایى نیز اگر ظهور در حدوث قیامت در آینده دارد، به این معناست كه انسانها بعد به قیامت مى رسند، نه این كه قیامت هم اكنون معدوم است و بعد یافت مى شود .

__________________

1-سوره ق ، آیه 22 .

2-سوره انبیاء، آیه 97 .

3-سوره روم ، آیه 7 .

4- سوره تكاثر، آیات 5 7 .

5-سوره نساء، آیه 10 .

6-بحار، ج 4، ص 4 .

7-اصول كافى ، ج 2، ص 53 .

8-در این حدیث شریف تعبیر كاءن درباره ادراك (دیدن ) آمده است ، نه در مورد مدرك . كاءن اگر درباره مدرك گفته شود قابل انطباق بر معدوم نیز هست ، ولى در جایى كه به ادراك تعلق گیرد، مدرك مفروض و مسلم گرفته شده است . پس این تشبیه در علم است ، نه در معلوم .

9-سوره آل عمران ، آیه 133 .

10-سوره بقره ، آیه 24 .

11-بحار، ج 46، ص 80 .

12-سوره همزه ، آیات 6 و7

منبع: تفسیر دهاق تسنیم، جوادی آملی، ج1

شکوری

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

وسوسه شیطان، نعمت و رحمت است!

یکی از مشکلات در زندگی بشر، به ویژه مؤمنان، وسوسه‌های شیطان است. در این زمینه فرمود: «والشیاطین مغلولة» شیطانها در این ماه در زنجیرند و تنها پارس می‌کنند؛ اما کسی را نمی‌گزند.

آیت الله جوادی آملی

شیطان موجودی است که به اذن خدای سبحان وسوسه می‌کند. وسوسهٴ شیطان نعمت و رحمت است؛ چون هر کسی به جایی رسید، در اثر مبارزهٴ با وسوسه، در میدان جهاد اکبر بود که پیروز شد. اگر وسوسه نباشد و راه برای گناه باز نباشد، راه اطاعت یک طرفه است و اطاعت ضروری می‌شود و اگر اطاعت ضروری شد دیگر جا برای ضرورت وحی و رسالت و تکلیف و دین نخواهد بود. عالمی که در آن گناه نباشد، عالم دین و تکلیف و امر ونهی و مانند آن نیست.

شیطان در حدّ وسوسه مأموریت دارد که پارس کند، آنکه آشناست به این پارس اعتنا نمی‌کند، راه را طی کرده و به مقصد می‌رسد. اما بیگانه بیراهه می‌رود و به دام شیطان می‌افتد. شیطان پارس را به گزیده تبدیل می‌کند و از آن به بعد می‌گزد. البته شیطان تحت ولایت خدای سبحان است؛ بدون اذن خدا کاری نمی‌کند و در قیامت صریحاً می‌گوید: ﴿فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتمُ بِمُصْرِخِیَّ﴾[1] امروز نه من به داد شما می‌رسم نه شما به داد من می‌رسید. من بر شما مسلط نبودم؛ فقط شما را دعوت کردم، خودتان آمدید. ﴿إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُم﴾[2] خدا وعدهٴ حق داد و من وعدهٴ فریب. وعدهٴ حق را نپذیرفتید و وعدهٴ آمیخته به فریب من را پذیرفتید؛ پس من سلطه‌ای بر شما ندارم.

اگر کسی وعدهٴ الهی را عمداّ پشت سر گذاشت و به دنبال فریب شیطان رفت، خدای سبحان به او مهلت می‌دهد. اگر از این مهلت استفاده نکرد، از آن به بعد شیطان را بر او مسلّط می‌کند. لذا به عنوان کیفر فرمود: ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَی الکَافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزّاً﴾[3] ما شیطانها را بر کفار مسلط کردیم تا سخت آنها را آزار دهند (و از سعادت ابد محرومشان سازند. در جای دیگر فرمود: ﴿إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لاَیُؤْمِنُونَ﴾[4] آنها که مؤمن نیستند، تحت ولایت شیطانند. وخدای سبحان شیطان را مانند کلب مُعلّم (سگ دست‌آموز) بر آنها مسلط کرد. این سگ تربیت شده در ماه مبارک رمضان بسته است. عملاً کاری نکنید که باز شود. او فقط از دور پارس می‌کند، مبادا با دست خود زنجیرش را باز کنید؛ کن خدای سبحان او را بر شما مسلط کند.

در اینجا سؤالی است که اگر ملائکه گناه نمی‌کنند، پس شیطان چگونه گناه کرد؟ جواب این است که شیطان از جن است و در بین فرشتگان بود ولی فرشته نبود. قرآن کریم، درباره شیطان می‌فرماید: ﴿کَانَ مِنَ الجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ﴾[5] . شیطان، خود به داوند گفت: مرا از آتش خلق کردی، خدا هم او را تکذیب نکرد. و اصل اینکه جنّ از آتش خلق شده در قرآن کریم مورد تأیید است .[6]

فرشته معصیت نمی‌کند. وجن، گاهی اطاعت دارد و گاهی عصیان. لذا فرمود: «والشیاطینُ مغلولة فاسألوا ربّکم أن لا یُسلّطها علیکم». از خدا مسئلت کنید تا شیطان را بر شما مسلّط نکند. اگر خدا بخواهد شیطان را مسلط کند او را به وسیله ابزار درونی و خاطرات نفسانی بر ما مسلّط می‌کند. قوای نفسانی ما را ابزار دست شیطان قرار می‌دهد.[7]

______________

1ـ سورة ابراهیم، آیة ۲۲/

2ـ همان.

3ـ سورة مریم، آیة ۸۳/

4ـ سورة اعراف، آیة ۲۷/

5ـ سورة کهف، آیة ۵۰/

6ـ ﴿وَالجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ﴾(سورهٴ حجر، آیهٴ ۲۷) جمع جنّ «جنّه» است نه أجنّه. أجنّه جمع جنین است نه جن. ﴿وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُم﴾(سورهٴ نجم، آیهٴ ۳۲)، یعنی شما جنینهایی بودید در شکم مادرانتان.

7- فرازهایی از سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic