Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب سیاسی

شکل‌گیری نسل جدید مقاومت در کرانه غربی

جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه هرچند که تلفات و خسارات سنگینی را بر مردم مظلوم این منطقه تحمیل کرد، اما در نهایت به پیروزی مقاومت انجامید. اثرات این پیروزی در توافق آتش‌بس هم نمود پیدا کرد و مقاومت توانست امتیازات بی‌سابقه و قابل توجهی از دشمن صهیونیست بگیرد. رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و دست‌اندرکاران حج با اشاره به اهمیت مسأله‌ی فلسطین به‌عنوان مسأله‌ى اول دنیاى اسلام خاطرنشان کردند: «خوشبختانه در قضیه‌ى فلسطین، مسلمانان دست برتر را به‌تدریج پیدا کردند. شما نگاه کنید به این قضایاى جنگ پنجاه روزه‌ى غزه، ببینید چطور یک جمع محدود تهیدست فلسطینى... توانستند بر رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است غلبه پیدا کنند.» با این وجود اما همچنان اوضاع در کرانه‌ی باختری نامساعد و متشنج است که گوشه‌ای از این اوضاع را می‌توان در حوادث یک هفته‌ی اخیر مشاهده کرد. رهبر انقلاب اما راه‌حل را «مسلح شدن کرانه‌ی باختری» عنوان کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفت‌وگو با دکتر احمد یوسف ابوحلبیه، عضو مجلس قانون‌گذاری فلسطین و مخبر کمیسیون قدس این مجلس، به بررسی و تحلیل مشکلات موجود در کرانه‌ی باختری و همچنین نتایج جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه پرداخته است.
 

* در روزهای اخیر شاهد افزایش مناقشات فلسطینیان با رژیم صهیونیستی در کرانه‌ی غربی رود اردن هستیم. برخی بر این باور هستند که پیروزی مقاومت فلسطینی در جنگ ۵۱ روزه در حال گسترش جغرافیایی است. از نظر شما این پیروزی چه تأثیری بر فضای سیاسی مناقشه‌ی فلسطین و به‌ویژه درگیری‌ها در کرانه‌ی غربی خواهد داشت؟
در جریان جنگ ۵۱ روزه در غزه، ارتش اسرائیل با جنگنده‌ها، تانک‌ها، ناوچه‌ها و ادوات سنگین نظامی به این منطه حمله کرد، اما خداوند پیروزی را نصیب مقاومت فلسطین کرد. این پیروزی بزرگ تأثیرات مثبتی بر ساکنان کرانه‌ی باختری داشت. فلسطینیان ساکن منطقه‌ی کرانه‌ی غربی، خود را در این پیروزی سهیم می‌دانند و از این بابت بسیار خوشحال هستند.
بنده معتقدم هنگامی که گروه‌های مقاومت در کرانه‌ی باختری مطابق استراتژی مطرح شده، مسلح شوند، نسل جدیدی از نیروهای مقاومت تشکیل خواهد شد که همچون هم‌وطنان خود در نوار غزه عمل خواهند کرد و در مقابل رژیم صهیونیستی به دفاع از خود خواهند پرداخت.

در جریان حمله‌ی رژیم صهیونیستی به نوار غزه هم همان‌طور که همه شاهد بودند، مردم کرانه‌ی باختری با برپایی تظاهرات از هم‌وطنان خود در غزه حمایت کردند. فلسطینیان ساکن کرانه‌ی باختری در تظاهرات متعدد خود که در مناطق و شهرهای مختلف این ناحیه برگزار می‌شد، بر حق دفاع مردم غزه در برابر دشمن صهیونیست تأکید داشتند. به اعتقاد من تمام این رفتارها یک پیام روشن داشت و آن این‌که مردم کرانه‌ی باختری می‌خواستند اعلام کنند که فلسطینیان اعم از این‌که ساکن کرانه‌ی غربی یا نوار غزه باشند، در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی صاحب حق هستند و می‌توانند از خود دفاع کنند. اکنون نیز ما باید برای رسیدن به اهدافمان یعنی آزادسازی سرزمین‌های اشغالی فلسطین و قدس شریف، اقدامات لازم را انجام دهیم.
 
ما باید توجه کنیم که در ۲۰ سال گذشته، تمام مذاکرات صلحی که با تل آویو صورت گرفت، بدون نتیجه پایان یافت و هیچ دستاوردی برای ملت فلسطین نداشت. همواره صهیونیست‌ها به سرزمین و مقدسات فلسطینیان تجاوز کرده‌اند تا به اهداف خود در کرانه‌ی باختری و قدس شریف و نوار غزه دست یابند. الحمدلله پیروزی مقاومت در نوار غزه این نکته را به دشمن صهیونیستی فهماند که این ملت بر اصول خود همچنان پایدار ایستاده است و از حقوق خویش دست برنخواهد داشت. مذاکرات صلح با اسرائیل یک روند بیهوده و بی‌فایده است و عملاً راه به جایی نخواهد برد. بدون شک صهیونیست‌ها اگر طی مذاکرات سازش حقوق دیگری از ملت فلسطین سلب نکنند، حقی از حقوق آنها را احیا نخواهند کرد.
 
* در حال حاضر وضعیت کلی ساکنان کرانه‌ی باختری نسبت به قبل از مذاکرات صلح سال‌های گذشته با اسرائیل و انجام توافقات چگونه است؟ آیا از نظر اقتصادی و معیشتی و همچنین از نظر میزان آزادی‌های سیاسی وضع بهتری دارند؟
ساکنان کرانه‌ی باختری همواره با مشکلات و تنگناهای زیادی مواجه هستند که این مشکلات بعد از امضای پیمان اسلو افزایش یافت. به‌واقع باید گفت که این مشکلات از ایجاد رابطه‌ی تنگاتنگ میان اقتصاد فلسطین و اقتصاد رژیم صهیونیستی و با از دست رفتن استقلال اقتصادی فلسطینی‌ها آغاز شد. چرا که اقتصاد فلسطین به اقتصاد رژیم صهیونیستی در چهارچوب همکاری‌های دوجانبه‌ی اقتصادی و بازرگانی به‌شدت وابسته شد.
جوان فلسطینی در حال پرتاب سنگ به سمت پلیس مرزی رژیم صهیونیستی،
پنج‌شنبه ۱۵ آبان ۹۳، یک ایست بازرسی حوالی شعفات در شمال شرقی شهر قدس
در طول جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه هم دستگیری جوانان از دیگر تنگناهایی بود که مردم کرانه‌ی باختری با آن مواجه بودند. جوانان کرانه‌ی باختری در حمایت از فلسطینیان ساکن نوار غزه و مقاومت غزه در تظاهرات شرکت کرده بودند که نظامیان و مأموران امنیتی رژیم صهیونیستی به‌صورت گسترده آنان را بازداشت و دادگاه‌های اسرائیلی این جوانان را به زندان محکوم کردند. این تنها یکی از تنگناهای جدیدی است که مردم کرانه‌ی باختری با آن مواجه بودند. در مجموع باید بگویم که ملت فلسطین در کرانه‌ی باختری هم همواره از سوی رژیم صهیونیستی تحت فشار و تنگنا قرار دارند.
 
* چند ماه پیش آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود گفتند با وجودی که در کرانه‌ی باختری، خبری از مقاومت‌ مسلحانه مانند نوار غزه وجود ندارد، اما رژیم صهیونیستی برای مردم این منطقه نیز مشکلات مختلفی را به وجود آورده‌اند، لطفا مقداری از این مشکلات بگویید.
روش صهیونیست‌ها این است که همواره بر مشکلات مناطق فلسطینی‌نشین می‌افزایند. آنان هر کارشکنی که بتوانند در تأمین مواد غذایی، بهداشتی و دارو، آموزش و کالاهای مورد نیاز مردم انجام می‌دهند. بر اساس همین سیاست، در زمان جنگ غزه ساکنان کرانه‌ی باختری با کمبود شدیدتر مواد غذایی و کالاهای اساسی مواجه شدند. همچنین کمبود بنزین و مواد سوختی از دیگر مشکلاتی بود که رژیم صهیونیستی برای ساکنان کرانه به‌وجود آورد.
بر اساس سیاست یهودی‌سازی قدس، صهیونیست‌ها همواره ساکنان فلسطینی این شهر مقدس را تحت فشار قرار می‌دهند. این فشارها در بازگشایی مدارس در سال جدید تحصیلی به چشم می‌خورد. صهیونیست‌ها مجوزهای لازم برای تعمیر مدارس و تأسیسات آنها را صادر نمی‌کنند. به دلیل همین مانع‌تراشی‌ها در هشت سال گذشته بیش از ۲۰ هزار کودک فلسطینی از تحصیل محروم شده‌اند.

در حال حاضر بیکاری در بین جوانان این منطقه موج می‌زند و آنها عملاً از داشتن شغل محروم هستند. همه‌ی جوانان به دنبال فرصت‌های شغلی می‌گردند و معمولاً در این تلاش ناکام هستند. پیش‌تر به کارگران فلسطینی اجازه داده می‌شد که درکارخانه‌ها و مزارع صهیونیست‌ها به کار مشغول شوند، اما این روزها فقط تعداد اندکی می‌توانند در این مکان‌ها کار کنند.

در این‌جا باید به این نکته اشاره کنم که در چند وقت اخیر اسرائیلی‌ها حتی مانع تحصیل جوانان فلسطینی شده‌اند و با کارشکنی‌های مختلف آن‌ها را از تحصیل منع کرده‌اند. بر اساس سیاست یهودی‌سازی قدس، صهیونیست‌ها همواره ساکنان فلسطینی این شهر مقدس را تحت فشار قرار می‌دهند. این فشارها در بازگشایی مدارس در سال جدید تحصیلی به چشم می‌خورد. صهیونیست‌ها مجوزهای لازم برای تعمیر مدارس و تأسیسات آنها را صادر نمی‌کنند و اجازه نمی‌دهند که مدارس جدیدی برای کودکان فلسطینی افتتاح شود. به دلیل همین مانع‌تراشی‌های تل آویو در هشت سال گذشته بیش از ۲۰ هزار کودک فلسطینی از تحصیل محروم شده‌اند. درحقیقت این کودکان به‌خاطر دشمنی و نژادپرستی صهیونیست‌ها نتوانستند امسال به مدرسه بروند و از کسب دانش محروم شدند. این در حالی است که تحصیل، حداقل حقوقی است که باید به افراد داده شود. این فشارها و تنگناها همواره برای ملت فلسطین وجود داشته و دارد.
 
* واکنش فلسطینیان ساکن کرانه‌ی غربی به این فشارها و محدودیت‌ها چه بوده است؟ فلسطینیان تا چه اندازه در فکر برنامه‌ریزی برای تشکیل یک حکومت مستقل و واقعی هستند؟
به‌رغم فشارهای زیادی که به ملت فلسطین وارد شده است، ملت ما توانست در برابر این فشارها ایستادگی کند. ملت فلسطین توانسته است به شیوه‌های مختلف در مقابل توطئه‌ها و تبلیغات منفی رژیم صهیونیستی بایستد و با آنها مقابله کند.
جوان فلسطینی آماده‌ی پرتاب بمب کوچک دست‌ساز خود به سمت نظامیان رژیم صهیونیستی می‌شود
چهارشنبه ۱۴ آبان ۹۳، درگیری‌ها در اطراف اردوگاه شعفات در شمال شرقی شهر قدس
یکی از مهمترین توطئه‌های رژیم صهیونیستی جدایی انداختن بین کرانه‌ی باختری و نوار غزه است. علاوه بر آن تل‌آویو به دولت فلسطینی اجازه نداد نقش خود را به‌صورت مناسب در مناطق فلسطینی ایفا کند. با این وجود، بنده معتقدم که در جریان جنگ غزه و پیروزی ملت فلسطین در این جنگ، یک جبهه‌ی قوی و نیرومند در مقابل دشمن صهیونیستی شکل گرفته است. به‌طوری‌که شاهد وحدت و همگرایی در میان تمام گروه‌های فلسطینی هستیم. در جریان مذاکرات غیرمستقیم فلسطینیان با اسرائیل که با میانجیگری مصر انجام شد هم شاهد این وحدت و همگرایی میان گروه‌های فلسطینی بودیم.
 
* حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان جنگ غزه با طرح مسأله‌ی «مسلح شدن کرانه‌ی باختری» با هدف فراهم شدن امکان دفاع مردم در برابر صهیونیست‌ها، استراتژی جدیدی را برای آزادسازی قدس مطرح نمودند. تحلیل جناب‌عالی درباره‌ی این استراتژی چیست؟
من باید بر این نکته تأکید کنم که ایران نقش بزرگی در مسلح کردن ملت فلسطین دارد. جمهوری اسلامی با ارائه‌ی کمک‌های تسلیحاتی خود، ملت فلسطین را در جنگ با رژیم صهیونیستی یاری کرد. بنده معتقدم هنگامی که گروه‌های مقاومت در کرانه‌ی باختری مطابق استراتژی مطرح شده، مسلح شوند، نسل جدیدی از نیروهای مقاومت تشکیل خواهد شد که همچون هم‌وطنان خود در نوار غزه عمل خواهند کرد و در مقابل رژیم صهیونیستی به دفاع از خود خواهند پرداخت.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 آبان 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

توقیف روزنامه 'آسمان' کمترین تکلیف مدعی العموم است


پیام فضلی‌نژاد در گفتگو با «نسیم»: توقیف روزنامه آسمان کمترین تکلیفی است که مدعی العموم و هیات نظارت برعهده دارند/ دستور کار آسمان 'بازرگان‌سازی از دکتر روحانی' است/ استیضاح وزیر ارشاد مطالبه نویسندگان انقلابی است.


پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.

پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.
فضلی نژاد با شرح دستور کار روزنامه آسمان برای «بازرگان سازی از حسن روحانی» ادامه داد: یک وجه از دستور کار روزنامه آسمان که جزیی از اجزای کارتل مطبوعاتی حزب کارگزاران است، هزینه سازی برای دولت و شخص رییس جمهور است. آسمان از شماره نخست پروژه «بازرگان سازی» از رییس جمهور را کلید زد. برای نمونه، پس از آنکه محمد قوچانی در سرمقاله شماره اول آسمان نوشت حسن روحانی ادامه راه مهندس بازرگان است، ماشالله شمس الواعظین (سردبیر وقت روزنامه نشاط و ناشر مقاله عضو کادر رهبری منافقین در رد حکم قصاص) در مصاحبه ای با دومین شماره این روزنامه به شباهت سازی میان مهندس بازرگان و دکتر روحانی پرداخت و گفت «آموزه های بازرگان پشتوانه سیاستهای اعتدالی است.» در همین شماره آسمان، هاشم صباغیان (وزیر کشور دولت موقت) نوشته است بازرگان و روحانی شباهت های زیادی به هم دارند. سپس در مقاله "روحانی از کدام سنت سیاسی می آید" ضمن تبارسازی جعلی برای رییس جمهور، ادعا شده که دکتر روحانی معتقد است "اسلام هیچ شکل خاصی از حکومت را برای مسلمانان توصیه نکرده است."
نویسنده کتاب "ارتش سری روشنفکران" اظهار داشت: نفی حکم قصاص رویکرد مشترکی بود که در روزهای پرتلاطم خرداد ١٣٦٠ و ماه پایانی ریاست جمهوری بنی صدر توسط ٢ گروه سیاسی عمده، یعنی "سازمان مجاهدین خلق" (منافقین) از یک سو و "جبهه ملی" و "نهضت آزادی" از سوی دیگر دنبال میشد و هر دو گروه پیوندهای استراتژیکی با یکدیگر داشتند. روز ١١ خرداد ١٣٦٠ نشریه مجاهد (ارگان منافقین) ابتدا با احتیاط لایحه قصاص را محکوم کرد و سپس روز ٢٥ بهمن، یعنی یک روز پیش از رای گیری مجلس برای عدم کفایت سیاسی بنی صدر، جبهه ملی و نهضت آزادی مقدمات یک رویارویی گسترده با جمهوری اسلامی را تدارک دیدند. جبهه ملی فراخوان یک تظاهرات عمومی برای روز ٢٥ خرداد ١٣٦٠ را داد تا مردم به تصویب "لایحه غیرانسانی قصاص" اعتراض کنند تا این حرکت، مقدمات یک شورش اجتماعی را با پشتیبانی منافقین و برای جلوگیری از سقوط بنی صدر فراهم کند.
فضلی نژاد گفت: مهندس بازرگان یکی از چهره های محوری این حرکت بود، اما بیانات امام خمینی (ره) طرح مشترک منافقین، جبهه ملی و نهضت آزادی را ناکام گذاشت. امام فرمودند:«من مى‏خواهم ببینم که این راهپیمایى که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایى چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملى»، که دعوت به راهپیمایى کرده است، دیدم. در یکى از این دو اعلامیه، جز انگیزه‏اى که براى راهپیمایى قرار داده‏اند، لایحه «قصاص» است. یعنى مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگرى که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیر انسانى»! ملت مسلمان را دعوت مى‏کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایى کنند، یعنى چه؟ یعنى در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایى کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایى مى‏کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم.»
پژوهشگر موسسه کیهان اظهار داشت: امام صریح و شفاف تکلیف جبهه ملی را صبح ٢٥ خرداد ١٣٦٠ مشخص کردند و فرمودند از امروز جبهه ملی مرتد است. بعدها هم وقتی از مهندس بازرگان یاد کردند، منافقین را "فرزندان عزیز" ایشان نامیدند. علیرغم این احکام و بیانات روشن، داوود هرمیداس باوند که سالهاست به عنوان "سخنگوی جبهه ملی" مرتد شناخته میشود، مجددا و با افتخار، حکم ضروری اسلام را غیرانسانی میخواند و بر موضع ٢٥ خرداد ٦٠ جبهه ملی که موجب ارتداد آن شد، اصرار میکند؛ همانطور که سال ١٣٧٨ حسین باقرزاده فراری و عضو منافقین نیز با حمایت ماشالله شمس الواعظین در روزنامه نشاط چنین کرد.
فضلی نژاد گفت: هویت ناشران روزنامه آسمان و روزنامه نشاط هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارد و این مافیای مطبوعاتی، عوامل پایگاه های دشمن در داخل کشورند که رهبری در اردیبهشت ١٣٧٩ نسبت به فعالیت آنان هشدار صریح دادند. کمترین تکلیفی که نهادهای قضایی و هیات نظارت بر مطبوعات برعهده دارند، توقیف روزنامه آسمان و دیگر نشریات وابسته به این مافیا و تعقیب و مجازات ناشران و مسئولان آن است که آموزه های کفرآمیز و گزاره های ارتدادآمیز را پیوسته در اشکال مختلف ترویج و تبلیغ می کنند. اکنون تسامح و تساهل وزارت ارشاد و بلاهت برخی دولتمردان مدعی فرهنگ، راهی را جز استیضاح وزیر ارشاد باقی نگذاشته است و این استیضاح، مطالبه جدی نویسندگان انقلابی از مجلس اصولگراست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چشمانی که به دستان دشمن خیره اند!

1-قبلا در مطلبی نوشته بودم که در نظام جمهوری اسلامی، با تغییر مسئولان از طریق انتخابات، قطعا در برخی سیاست ها هم تغییراتی به وجود می آید. یعنی جابه جایی مسئولان یک مساله ظاهری نیست. رهبری هم تا آنجا که این تغییر و تحولات مغایر با اصول نظام و انقلاب نباشد، راه را برای اجرای سیاست های دولت باز می گذارند. مثل آنچه که در مذاکرات هسته ای شاهدش هستیم. ایشان از روز اول به صراحت اعلام کردند که به طرف غربی و به آینده مذاکرات خوش بین نیستند اما چه کنیم که برخی مسئولان دولتی خوش بین بودند و هستند! پس راه برای مسئولان باز گذاشته شد تا فردا ادعا نکنند که می توانستیم فلان مساله را حل کنیم، اما نگذاشتند! صبر و انتظار، بهترین و عاقلانه ترین سیاستی است که همه چیز را برای مردم روشن خواهد کرد.

این خوش بینی کودکانه البته ناشی از بی توجهی به یک نکته مهم است که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کرده اند: دشمنی آمریکا با اصل نظام است نه مثلا با مساله هسته ای. خوشبختانه مسئولان آمریکایی آنقدر بی خرد هستند که حتی در ظاهر و به طور موقت هم نمی توانند دشمنیشان را پنهان کنند و بارها با مواضع خصمانه خود، اظهارات رهبری را تایید کرده اند!

۲-با اینکه رهبر انقلاب همیشه به صراحت نظرشان را درباره آمریکا و مذاکرات بیان کرده اند، اما در چند ماه گذشته برخی افراد و رسانه ها با روش های مختلف، اقدامات اخیر دولت را به رهبر انقلاب نسبت دادند و مدعی این بودند و هستند که مذاکرات با تایید مطلق رهبری همراه است. البته برخی نیز ادعا کرده اند که رهبری سکوت اختیار کرده تا در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت آنرا قبول نکند! 

اما همه این ادعاها بارها رد شده اند. از روز اولی که مسئولان دولت، رفع تحریمها را بهانه کردند و وارد مذاکرات شدند، نظر شخصی رهبرانقلاب معلوم بود. می توان ادعا کرد که رهبری با مذاکراتی که به آن خوش بین نیست و آنرا بی فایده می داند، موافق هم نیست. پس ادامه مذاکراتی که به آن خوش بین نیستیم، چه دلیلی می تواند داشته باشد جز اینکه ادامه آن، نظر دولت محترم است؟ یعنی نظر رییس حکومت با نظر رییس جمهوری می تواند مثل هم نباشد که البته هیچ اشکالی ندارد، منتهی هرکسی باید مسئولیت حرفها و سیاستهایش را بپذیرد و آنرا به دیگری نسبت ندهد!

۳-سخنان رهبر انقلاب در جمع پرسنل نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن، به اندازه کافی روشن و گویا بود و نیازی به تبیین و تفسیر ندارد. ایشان به طور واضح نظرشان را درباره سیاست خارجی، مساله تحریم ها، مذاکرات، تلاش دشمن برای تغییر ذائقه سیاسی ملت، عبرت گرفتن از دورویی آمریکایی ها، تکیه‌ى صریح و شفّاف بر مبانى انقلاب، نگاه به داخل و حل مشکلات داخلی با توجه به ظرفیت های داخلی به جای تکیه کردن به خارج، گره نزدن مطلق مشکلات اقتصادی به تحریم ها، اهمیت اقتدار داخلی و وحدت به عنوان متن اصلی بیان کردند. اینها نظرات صریح رهبر انقلاب در قبال دولت بود. جالب اینکه رسانه های حامی دولت، از کنار همه آن تذکرات گذشتند و طلبکارانه منتقدان خود را متهم کردند که برخلاف سفارش رهبری عمل می کنند!

۴-سخنان رهبر انقلاب در جمع مردم آذربایجان هم صریح و روشن بود. تاکید مجدد بر بی فایده بودن مذاکرات، تقویت اقتدار ملی، نگاه به داخل، بی اعتمادی به آمریکا و تذکر چندباره درباره اینکه نباید چشم به دست دشمنان باشیم. این بار هم رسانه های حامی دولت، از میان همه تذکرات صریح رهبری، تیتر زدند که «مسئولان زحمت می کشند، من از آنها حمایت می کنم، مذاکرات ادامه پیدا می کند! و …»

اما فریب مردم تا کی و کجا؟ مجموع این سفارشات ما را به چه نتیجه ای می رساند؟ چه کسانی، چه جریانی و کدام رسانه ها می خواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؟ چه کسانی دنبال کمرنگ نشان دادن دشمنی آمریکا با ملت ایران هستند؟ چه رسانه هایی در این مدت از برقراری رابطه خیالی با آمریکا ذوق زده شدند؟ چه آدمهایی به راحتی از کنار اهانت های مختلف مسئولان آمریکا به ملت ایران گذشتند؟ چه کسانی حل مشکلات کشور مخصوصا مشکلات اقتصادی را در گرو رابطه با آمریکا می دانند؟ چه کسانی معتقدند که راه حل پیشرفت کشور، هضم شدن در نظم نوین جهانی و به رسمیت شناختن کدخدایی آمریکا و سلطه آن بر دنیاست؟ و بالاخره یک سوال مهم: چرا رهبرانقلاب این مسائل را به مردم می گویند، در حالی که مسئول مستقیم همه این اتفاقات دولت و مسئولان هستند؟!

آهستان

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

مرگ بر آمریكا، یک شعار نیست؛ یک عقیده است...



مرگ بر آمریكا سند هویت  و ابتكار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریكا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.

مرگ بر آمریكا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را می‌پرستیم و از او یاری می‌جوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم می‌زنیم.

مرگ بر آمریكا یعنی رب عالم، پروراننده‌ی عالم است و دست مستكبرین تا آن‌جا توان دارد، كه حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنكشی را بهر امتحان خویش به آن‌ها بدهد.

مرگ بر آمریكا یعنی ركوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم می‌جنگد.

مرگ بر آمریكا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی  همه‌ی هویت ما كه اگر نفی آن نمی‌كردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمی‌تابید.

مرگ بر آمریكا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است كه با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است. مرگ بر آمریكا ندای طبیعت زنده و  عالم هستی است . عالمی كه می‌خواهد آینه‌ی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازه‌ی آزاد شدن ظرفیت‌ها و عظمت‌های آن را نمی‌دهند و بالاخره مرگ بر آمریكا یعنی حیات و سرزندگی بشری كه فقط حضرت الله را در واسطه‌های فیضش در زمین می‌طلبد.


رهبری عزیز درباره‌ی مرگ بر آمریكا می‌فرمایند:

مرگ برامریكا را كسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یكایك مردم بر آمد كه مرگ بر آمریكا. حال عده‌ای در گوشه و كنار پیدا می‌شوند و مورد سؤال قرار می‌دهند كه چرا؟ چرا شما این چرا را به جایگاه خودش به كار نمی‌برید؟ چرا نمی‌پرسید كه چرا رژیم آمریكا با ملت ایران به جرم اینكه خواسته است مستقل باشد این همه كینه‌ورزی و دشمنی‌كرد و باز هم می‌كند؟
 (۱۳۷۳/۰۸/۱۱ در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان)

شعار مرگ بر آمریكا مانند شعار بقیه‌ی انقلاب‌ها نبود كه صرفاً برای بسیج اجتماعی اعلام شود و بعد از انقلاب راه خویش در پیش گیرد. آن‌گاه كه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد رژیم پهلوی كه یكی از عمال استكبار بود سقوط كرد و در 13 آبان انقلاب دوم به وقوع پیوست و دست اجانب ازجمهوری اسلامی كوتاه شد.

و مرگ بر آمریكا نه تنها رنگ نباخت بلكه در بسترهای مختلف انقلاب رساتر فریاد زده شد؛ و امروز كه عده‌ای با مصادره‌ی حضرت امام سعی دارند شعار مرگ بر آمریكا را از آن‌ها بگیرند آن‌ها با باوری انقلابی‌تر از سال 57  مرگ بر آمریكا را فریاد می‌زنند. این فریاد‌ها از آن جهت است كه ملت ایران می‌داند تشیع تا قیام قیامت زنده است. لذا برای فراگیر ساختن نور ولایت در عالم از بذل جانش ابایی ندارد.

همان طوركه حضرت امام فرمودند:
ما تا آخر ایستاده‌ایم و با آمریكا روابط ایجاد نخواهیم كرد مگر این‌كه آدم شود و دست از ظلم كردن بردارد.
(صحیفه‌ی نور ج19 ص 74 در جمع وزیر امور خارجه، سفرا و كارداران جمهوری اسلامی در اروپا 6/8/1363)

این انقلاب  با  ایمان و تلاش وافر جوانانش اجازه نخواهد داد كه شعارهای انقلاب كمرنگ شود و پای نامحرمان  به این مملكت باز شود.

انقلاب ها به ضد خود تبدیل می‌شوند چون شعارهایشان قراردادی است لكن شعار مرگ بر آمریكا در ناموس هستی جای دارد. لذا این شعار تا قلب جنبش وال استریت و مخالفان نظام سرمایه‌داری در اروپا پیش رفته است و این یعنی مرگ بر آمریكا باور آزادگان جهان برای فروریختن نظام شیطانی دنیای مدرن و پست مدرن در سرتاسر عالم است.

همان‌طور كه حضرت علی‌علیه‌السلام بعد از حاكمیت، انقلابی‌ترند و ایشان در سه جبهه برای گسترش عدالت شمشیر می‌زنند و این انقلابی‌گری كار را به كربلا می‌كشاند و سپس انوار غدیر در شاگردان امام باقرعلیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام ظاهر می‌شود و سپس خباثت‌های عباسیان با روش اهل‌البیت علیهم‌السلام بر ملا می‌شود  و همچنان این سیر ادامه می‌یابد تا به انقلاب اسلامی می‌رسد؛ در این انقلاب عزیز، این شور توحیدی با روحیه جهادی و صبر و توكل تا ظهور حضرت حجت علیه‌السلام هرگز از زایندگی نمی‌ایستد تا به بركت مرگ بر امریكا تمدنی به وسعت آسمان بر ویرانه‌های دنیای اومانیستی بنا كند.

آن‌ها كه مرعوب و مجذوب به خانه‌ی سست و عنكبوتی دنیای مدرن نگاه می‌كنند و خوی شیطانی مستكبران را در مذاكرات هسته‌ای  نمی‌بینند  و این گردنكشی‌ها را نه ناشی از ضعف آن‌ها كه نشأت گرفته از قدرت آن‌ها می‌دانند بدانند مصداق این آیه‌ی ‌الهی شده‌اند:
...والذین كفرو اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من‌النور الی الظلمات اولئك اصحاب‌النار هم فیها خالدون (آیه‌ی 257 سوره‌ی بقره)

آری چه بد سرپرستانی برای خویش اختیار كرده‌اند!

 

Down with USA is not just a slogan, it is a belief

own with USA is the evidence of identity, initiative & glory of Islamic republic of Iran. When our policy is our religiosity, “Down with USA” is our religiosity and it is a symbol of worship Allah. “Down with USA“means that we just worship Allah and we just rely for help on him and we say NO to tyrants. “Down with USA“means Allah is the real lord of world and the power of arrogant depend on power of Allah and this opportunity is just for testing them. “Down with USA“ means the bow and prostrate of our al-Salat, means our al-Tavaf and al-Ramy. Means all the universe are still alive and they fight with filthy person. “Down with USA“ means down with the symbol of tyrants and Satan, means all our identity  that if we do not negate it, the sun of al-welayah would not glow our heart. “Down with USA“ is the sample of freedom in current time that born when bad person born. “Down with USA“ is call of whole the world. The world that want to be the best worshiper for Allah and finally “Down with USA“ is life of Mankind.

“Down with USA has NOT been learned to Iranian people. It is came up by their heart. Some people say that why  their would be sth like that. Why do not you ask this question at a right place? Why do not you ask US regime about cruel behavior against iran just because iran want to be independent.”

The supreme leader ayatollah sayyed ali khamenei

“Down with USA” is not like other revolutions’ slogans just in order to mobilize people. When Islamic revolution occurred, the Pahlavi regime, one the most important tyrant element in the region, collapsed and the second revolution took place at November 4th when all of the foreign staffs fired from the country.

This slogan has never been weakened through all these years but also has been shouted louder every year. These days some people are trying to forge ayatollah Khomeini’s memoirs to take “Down with USA” from people. But Iranian people still shout this slogan louder than any time in the Islamic republic of Iran’s history. 

As ayatollah Khomeini declared:

We stand until the end and we won’t start our relationship with USA until they stop cruelty and tyranny.

Our revolution, with its hard working and faithful young people won’t let this slogan moves into obscurity, and they won’t let that the sworn enemy take a step in their country. This slogan has moved deeply in the Wall Street protests and all of the capitalism oppositions. “Down with USA” will make all the oppositions in the whole world the belief to destroy this Satanist regime.

Just like Imam Ali who was always a revolutionary leader, a person who fought for justice, whose sons and grandsons followed his way to reveal Abbasid dynasty’s vices. Today Iranian use “Down with USA” to act like their Imams, to prepare the world for their holy savior and create a global prosperous Islamic civilization. 

Those who are attracted by the shaky and spider like house of modern world, those who don’t see Satanist habit in nuclear negotiations, those who think American injustice is due to their power not their weakness, have definitely forgotten this verse of the holy Quran : 

Those who choose tyrants as their protector will move from light to darkness, they would live in hell forever

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 آبان 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دشمنان اسلام چرا از مذاکرات خشنود هستند


1- اگرچه آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان تاکید کرده است مذاکرات ژنو محرمانه است!- که به آن خواهیم پرداخت- ولی ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف و اظهارنظر مقامات رسمی کشورهای طرف مذاکره که بعد از پایان دور دوم مذاکرات در بیانیه‌ها و یا کنفرانس‌های خبری مطرح شده و حجم انبوهی از اخبار مربوط به مذاکرات ژنو را به خود اختصاص داده است، حکایت از آن دارد که در مقابل امتیازهایی که داده‌ایم و یا قول داده‌ایم و قرار است بدهیم، هیچ امتیازی نگرفته‌ایم. این واقعیت تلخ واضح‌تر از آن است که «محرمانه» بماند! به بیان دیگر، ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف نشان می‌دهد در جریان مذاکرات ژنو، امتیازات برجسته‌ای که برای آنها غیرمنتظره بوده است، دریافت کرده و یا قول دریافت آن را گرفته‌اند. از سوی دیگر، مقامات رسمی کشورهای 5+1 با صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ امتیازی به جمهوری اسلامی ایران نداده‌اند و تاکید کرده و می‌کنند که ایران اسلامی ابتدا، بایستی «اعتماد» آنها را جلب کند و گام‌های عملی و موثری در این زمینه بردارد و سپس درباره امتیازاتی که قرار است به ایران داده شود، مذاکراتی صورت پذیرد! بنابراین آنچه با جرات درباره مذاکرات ژنو می‌توان گفت این است که حریف امتیاز- و یا قول امتیاز- گرفته و در مقابل هیچ امتیازی نداده است. اگر اینگونه باشد- که شواهد از آن حکایت می‌کنند- با پوزش باید پرسید؛ غیر از امتیازاتی که احتمالا به حریف داده و یا قول آن را داده‌ایم، چه نکته و بخش درخور توجه دیگری هست که باید محرمانه بماند؟!
2- به این اظهارنظرها که مقامات رسمی کشورهای گروه 5+1 بر آن تاکید ورزیده‌اند توجه کنید.
- خانم «وندی شرمن» رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکا بعد از پایان مذاکرات در پاسخ به سؤال خبرنگار CNN که پرسیده بود؛ آیا هیئت ایرانی در این مذاکرات دستاوردی داشته است؟ می‌گوید؛ «آنها باید خودشان به این سؤال پاسخ بدهند. آنها معتقدند که در این مذاکرات دستاوردهایی داشته‌اند» و سپس تاکید می‌کند؛ «تا وقتی ایران، اقداماتی را که ما می‌خواهیم انجام ندهد هیچ تعدیلی در تحریم‌ها ایجاد نخواهد شد. هنوز اتفاقی نیفتاده که بخواهد تحریم‌ها تعدیل شود. زمان بسیار طولانی خواهد بود. اختلافات زیادی هست و هیچ توافق فوری در میان نیست».
شرمن در همان مصاحبه می‌گوید؛ «با صراحت کامل موضع خود را بیان کرده‌ایم، ایران باید به همه تعهدات و مسئولیت‌های خود بر اساس NPT و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند».
- ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس می‌گوید؛ باید گام اول را ایران بردارد و اعتمادسازی کند، ما به گام ایران پاسخ خواهیم داد.
- یک مقام رسمی و عالی‌رتبه آمریکایی- که نخواسته نامش فاش شود و حدس زده می‌شود که همان خانم شرمن باشد- به خبرنگاران گفته است؛ سیاست ایالات متحده آمریکا این است که فشار اقتصادی بر ایران را در طول دوران مذاکرات حفظ کند.
- سخنگوی کاخ سفید تاکید می‌کند، طرح ارائه شده از سوی ایران در ژنو، به لحاظ جدیت و عمل‌گرایی بی‌سابقه بود.
- وزیر خارجه فرانسه می‌گوید؛ پاریس با نگاهی محتاطانه پذیرای رویکرد دیپلماتیک جدید ایران است.
- جی کارنی می‌گوید؛ من در این مدت هرگز شاهد چنین مذاکرات فشرده، مفصل، مستقیم و صریحی با هیئت ایرانی نبوده‌ام.
- وزیر خارجه آلمان تصریح می‌کند؛ مذاکرات ژنو امید ما را برای رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک با ایران تقویت کرده است.
- کاترین اشتون، مذاکرات ژنو را مفصل‌ترین و پرمحتواترین مذاکرات برگزار شده بین دو طرف معرفی می‌کند.
... و ده‌ها نمونه مشابه دیگر که در گزارش خبری امروز کیهان آمده است و تکرار آن به درازا می‌کشد و ضرورتی ندارد.
3- از مجموع اظهارنظر مقامات رسمی حریف می‌توان نتیجه گرفت که؛
- تمامی اعضای گروه 5+1 و مقامات عالی‌رتبه کشورهای متبوعشان از نتیجه مذاکرات خشنود هستند و طرح ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران را، «بی‌سابقه»، «امیدوارکننده»، «جدی» و در صورتی که عملیاتی شود، تامین کننده خواست و نظرات خود می‌دانند.
- اعضای گروه حریف تاکید می‌کنند که هیچ امتیازی به ایران نداده‌اند.
- نمایندگان و مقامات بلندپایه کشورهای عضو 5+1 تصریح دارند که جمهوری اسلامی ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود- که قطعنامه‌های باج‌خواهانه شورای امنیت سازمان ملل نیز بخشی از آن است- عمل کند.
- مقامات آمریکایی و اروپایی و مخصوصا اوباما به عنوان بالاترین مقام رسمی آمریکا، رویکرد جدید ایران را که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در ژنو نمایندگی کرده است، ناشی از فشار تحریم‌ها ارزیابی می‌کنند و...
اکنون و با توجه به موارد فوق جای این سؤال است که غیر از «نرمش نقد» و دادن امتیاز- یا قول امتیاز- به حریف، چه دستاوردی داشته‌ایم؟! حریف حتی «وعده نسیه» هم نداده است و اقدام متقابل را به تامین کامل نظرات و خواسته‌های خود مشروط کرده است!
4- در این میان، تاکید بر محرمانه بودن مذاکرات ژنو! تعجب‌آور است؛ چرا که؛
اولا؛ مذاکرات با حضور نمایندگان گروه 5+1 و هیئت‌های همراه آنان صورت پذیرفته که هیچیک از آنها نمی‌توانند محرم اسرار جمهوری اسلامی ایران باشند و تنها در یک حالت، به تعهد خویش پای‌بند خواهند بود که محرمانه ماندن مذاکرات را به نفع خود ارزیابی کنند. یعنی به زیان ایران اسلامی.
ثانیا؛ اعضای 5+1 و رسانه‌های نزدیک به آنها در مصاحبه‌ها و گزارش‌های خود تقریبا هیچ نکته محرمانه‌ای را باقی نگذاشته‌اند و روند مذاکرات را- اگرچه به صورت احتمالا ناقص و با حذف یا تحریف برخی موارد- انتشار داده‌اند. به عنوان مثال؛
سایت دبکا فایل وابسته به سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، گزارشی با 7 محور را به عنوان پیشنهاد ایران- گام اول- منتشر کرده است، وبسایت «المانیتور» طی گزارشی از سوی خانم «باربارا اسلاوین» نیز گزارش تقریبا مشابهی را روی خروجی خود گذارده است، روزنامه نیویورک‌تایمز در شماره دیروز خود طی مقاله‌ مبسوطی به قلم «مارک رندلر»، متن پیشنهاد ایران به 5+1 را انتشار داده است و....
ثالثا؛ اعلام محرمانه بودن مذاکرات از یکسو دست طرف مقابل را که دشمن تابلودار اسلام و مردم ایران است برای انتشار خبر به گونه‌ای که مطلوب خود باشد، باز می‌گذارد و به آنها اجازه می‌دهد افکار عمومی را مطابق خواست و نظر 5+1 مدیریت کنند و از سوی دیگر، دست رسانه‌های خودی را برای بیان واقعیات و مقابله با عملیات روانی حریف می‌بندد و این مصداق همان گلایه سعدی در گلستان است که «سگ‌ها را گشاده‌اند و سنگ‌ها را بسته»!
رابعا؛ خودداری از اعلام آنچه در مذاکرات گذشته است، به این تلقی - و شاید توهم- در افکار عمومی داخل کشور دامن می‌زند که اگر مذاکرات آنگونه که آقای ظریف در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده است «با استحکام» صورت پذیرفته چرا باید محرمانه باشد؟! به بیان دیگر، تیم محترم هسته‌ای کشورمان با اعلام محرمانه بودن مذاکرات، این تردید را در افکار عمومی پدید می‌آورد که مبادا، امتیازات «نابه‌جایی» به حریف داده‌اند که از اعلام آن بیم دارند؟!
گفتنی است که وزارت خارجه آمریکا بعد از پایان مذاکرات ژنو با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، «هیچ اقدامی که نگرانی اسرائیل را در پی داشته باشد، انجام نخواهیم داد»! و مسئولان ارشد مذاکره‌کننده آمریکا، از جمله، ویلیام برنز- در گذشته- و خانم وندی شرمن- مسئول ارشد کنونی- بلافاصله بعد از مذاکرات به تل‌آویو رفته و رسما اعلام کرده بودند که هدف از سفر آنها، ارائه گزارش نشست 5+1 با ایران به مقامات رژیم صهیونیستی است.
5- و اما، با توجه به مسائلی که در چالش 10 ساله هسته‌ای کشورمان با طرف مقابل در میان بوده است، و نیز با استناد به اظهارات رسمی حریف، محتوای مذاکرات ژنو چندان دور از دسترس نیست که پرداختن به آن در این وجیزه به درازا می‌کشد و تنها به این نکته اشاره می‌کنیم که؛ هرچند به نظر می‌رسد انگیزه مسئولان محترم دولت از نرمش در مذاکرات، بهره‌گیری تاکتیکی برای پیشبرد اهداف فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اسلامی بوده است ولی این «تغییر لحن» از نگاه حریف به «تغییر استراتژی» ترجمه شده است به عنوان مثال، مقامات رسمی آمریکا تاکنون با صراحت ایران را به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای متهم نکرده بودند و با توجه به داده‌های- هرچند مغرضانه- بازرسان آژانس، از تعبیر «احتمال تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای» استفاده می‌کردند، ولی اوباما در نطق اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل برای اولین بار ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای متهم کرد! و یا اینکه، گرایش جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا- اشاره به مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما- را ناشی از فشار تحریم‌ها دانست و تعجب‌آور آن که رئیس جمهور محترم کشورمان نیز با اشاره به اینکه «خزانه کشور خالی است»! آنهم در حالی که تیم هسته‌ای عازم ژنو بود، به گونه‌ای ناخواسته ادعای اوباما را تایید کرد! و... و بالاخره باید به این نکته توجه داشت که در دنیای امروز، سهم هر کشوری را- بخوانید حق هر کشوری را- متناسب با اقتدارش می‌دهند و نه نرمش نابه‌جا در سر میز مذاکره. بدیهی است در این یادداشت، بخشی از روند مذاکرات به تناسب موضوع دنبال شده است و صد البته باید گفت در پی نادیده گرفتن تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره‌کننده کشورمان و نقاط مثبت آن نبوده و نیستیم.

حسین شریعتمداری

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آخرین سخن امام راحل درباره امریکا و غرب چه بود؟

آخرین سخن امام راحل درباره امریکا و غرب چه بود؟
به گزارش جهان،‌ این سیاستمدار فرصت شناس همزمان با گفتگوی رئیس جمهور ایران و آمریکا مدعی شد، امام راحل با پیشنهاد "حذف شعار مرگ بر آمریکا" موافق بوده است. این سخنان خشم دوستداران امام(ره) و وفاداران به او را برانگیخت.

البته زمان زیادی لازم نبود که آنان ده ها سند از سخنان و تاکیدات بنیانگذار انقلاب اسلامی را منتشر و بازخوانی کنند تا رنگ صحت از ادعاهای هاشمی برود.

در همین راستا، جهان نیوز هم آخرین بیانات امام راحل درباره "شیطان بزرگ" را منتشر می کند تا کمترین تردیدی در نادرست بودن "خاطره شخصی" آقای هاشمی باقی نماند.

امام راحل در تاریخ دوم فروردین آخرین سال عمر شریف خود،‌ در پیامی به مهاجرین جنگ تحمیلی بر "لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران" تاکید کردند. متن این پیام به شرح زیر است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

خدمت خواهران و برادران و فرزندان عزیز مهاجرین جنگ تحمیلی ـ ایّدهم‏اللّه‏ تعالی

با سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمۀ شعبان و آخرین ذخیرۀ امامت حضرت بقیة‏اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‏کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‏شوند.

سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می‏کنند و سلام بر شما خواهران و برادران مهاجر که بدون شک در جنگ تحمیلی از کسانی هستید که صدمۀ فراوان روحی و جسمی و مالی خورده ‏اید. شما عزیزان در زمان یورش وحشیانۀ صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطراراً محل زندگی و راحتی خود را ترک نموده و حقیقتاً به زندگی پر مشقت در نقطه‏ای دور از خانه و کاشانۀ خویش تن داده ‏اید. شما مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی، لحظه لحظۀ جنگ و سختیهای آن را درک کرده ‏اید. ان شاءاللّه‏ جمهوری اسلامی در آینده‏ای نه چندان دور شهرها و روستاهای شما را بهتر از قبل در اختیار شما خواهد گذاشت، ولی باید خود به کمک مسئولان آمده و در نوسازی و مهیاسازی شهر و روستاهاتان آنان را یاری نمایید. بحمداللّه‏ فرزندان خردسال آن روز شما، امروز جوانانی شده ‏اند
من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‏خواهم که از هیچ‏کس و از هیچ ‏چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‏ داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.
که مانند سایر برادران و خواهران خود از میهن اسلامی‏ شان دفاع خواهند کرد.

همه می ‏دانند که تحمل هشت سال فشار و سختی فقط برای اسلام عزیز بوده است، لذا مسئولین باید در دفاع از اسلام محکمتر از همیشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران بایستند، چرا که امروز دنیای استکبار خصوصاً غرب خطر رشد اسلام ناب محمدی ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ را علیه منافع نامشروع خود درک کرده است.

امروز غرب و شرق به خوبی می ‏دانند که تنها نیرویی که می‏ تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده ‏اند و تصمیم گرفته‏ اند که به هر وسیلۀ ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خودفروختۀ خود از منافقین و لیبرالها و بی‏‌دین‌ها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می‏ دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذی‌ها بارها اعلام کرده ‏اند که حرف خود را از دهان ساده ‏اندیشان موجّه می‏ زنند.

من بارها اعلام کرده ‏ام که با هیچ کس در هر مرتبه ‏ای که باشد عقد اخوت نبسته‏ ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب‏ اللّه‏ اصل خدشه‏ ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفرۀ افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده ‏های همکاری آنان با امریکا از لانۀ جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می‏ کنند، پیش ملت عزیز و شهید دادۀ ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده ‏اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ‏‌گونه گذشتی طرد خواهند کرد.

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ‏ای مسئولین را از وظیفه ‏ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.

مردم عزیز ایران که حقاً چهرۀ منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفۀ اساسی‏ شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقۀ مستضعف فشار می ‏آورد، ولی هیچ‏کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایه ‏ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده ‏اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این
مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‏کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‏کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه ‏های دار می‏روند؟
امر هم افتخار می‏ کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی‌‏شهادت میسر نیست.

من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‏ خواهم که از هیچ‏کس و از هیچ ‏چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‏ داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.

مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهانخواران شکست می‏ خوریم و نابود می‏ شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‏ کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‏ کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه ‏های دار می ‏روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب ‏اللّه‏ در جهان به اسارت گرفته می‏ شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفۀ اسلامی خود عمل کنیم.

امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است. بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسندۀ مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی ‏آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش‏بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کردۀ خود پشیمان و با ذلت مراجعت می‏کنند.

احتمالاً قضیۀ مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوۀ عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ می ‏باشد. گر چه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شده ‏اند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفته‏ ایم کسی که به پیغمبر اسلام ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ توهین کند و اجماع فقهای مسلمین فتوا به اعدام آن می‏ دهند، خلاف آزادی است! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است که تفسیر و تأویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پا برجا داشت. من باز می‏ گویم همۀ مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی‏تان ـ به خیال خام خودشان ـ بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه‏ای آرامتان نمی‏ گذارند.

البته ما از زحمات وزارت امور خارجه قدردانی می‏ کنیم و آنها باید با جدیت به کار خود ادامه دهند که ان شاءاللّه‏ در انجام وظیفۀ بزرگ الهی و سیاسی خود موفق خواهند بود.

از خداوند متعال می‏ خواهم تا مهاجرین عزیزمان را هر چه زودتر به خانه و کاشانۀ خود برساند و تلخی غربت‌ها و سختی‌ها را به شیرینی مراجعتشان مبدل سازد.

در خاتمه لازم است از همۀ کسانی که از مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی پذیرایی کرده و می‏ کنند و همچنین از مسئولین محترم بنیاد مهاجرین که زحمات زیادی متحمل شده‏ اند، تشکر و قدردانی نمایم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آیا "مرگ بر آمریکا" ریشه قرآنی ندارد؟/ آقای هاشمی پاسخگو باشید


به نقل از دیدبان، در پی برخی تحولات اخیر، سایت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی مطالبی از ایشان در مخالفت با شعار مرگ بر آمریکا منتشر نموده است که جای بسی تعجب دارد. تعجب بیشتر از این جهت است که ایشان مخالفت با این شعار را به مبانی قرآنی نسبت داده‌اند و مدعی شده‌اند که قرآن کریم چنین درسی را مطرح نموده است و به قول خودشان یک اصل قرآنی چنین روحیه‌ای را در ایشان ایجاد کرده است. به عبارت دیگر اگر ایشان چنین بیان می‌کردند که به خاطر شرایط سیاسی و اجتماعی کنونی دلشان می‌خواهد که جزو کسانی قرار بگیرند که شعار مرگ بر آمریکا را نمی‌پسندند و با آن مخالفت می‌کنند مشکل به این شکل و تعجب ما به این میزان نبود ولی وقتی ایشان مدعی می‌شوند که کلا شعار مرگ دادن مخالف با تعالیم قرآن کریم است و یک اصل قرآنی چنین درسی را ایجاد می‌کند مشکل دوچندان و تعجب بسیار بیشتر است.

هاشمی رفسنجانی در سایت رسمی خودشان در پست‌های متعددی به این مطلب پرداخته‌اند که مواردی از آن با نقل قسمت مورد نظر در آدرس‌های زیر قرار دارد:

آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنین با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های بعمل آمده در این خصوص تاکید می‌کند: «تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الان هم دقیقاً یادم نیست که چه نوشتم. به هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آنچنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آن‏ها را مفید نمی‌دانم.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به اینکه چرا شعار مرگ بر این و آن را نمی‌پسندید، گفت: مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌‌دادند – بت که مهم نیست - می‌‌گوید: «حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید؛ و لا تسّب الذین یدعون من دون الله» می‌‌فرماید: «بت‌ها را سب نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌‌شوید.(۱)

شعار مرگ بر فلانی را نمی‌پسندم. مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌‌دادند – بت که مهم نیست - می‌‌گوید: «حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید؛ و لا تسّب الذین یدعون من دون الله» می‌‌فرماید: «بت‌ها را سب نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌‌شوید. (۲)



آیا قرآن کریم با شعار مرگ و مرگ خواستن برای برخی افراد مخالفت دارد؟

برخلاف نظر آقای هاشمی رفسنجانی باید بیان داشت که قرآن کریم در مواضع متعددی نه تنها لعن و طرد و نفرین بر دشمنان حق و حقیقت را ذکر کرده است بلکه صراحتا فریاد مرگ را نیز روا داشته و ذکر نموده است.

به عبارت بهتر آنچه آقای هاشمی به عنوان یک اصل قرآنی ذکر می‌کنند نهی از سب است و سب در کلام به معنی فحش و ناسزاست و شامل مرگ خواستن برای کسانی که شایسته آن هستند نمی‌شود. آنچه آقای هاشمی به آن استناد کرده‌اند آیه زیر است:

وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَیَسُبُّوا اللَّـهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ ۗ کَذَٰلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١٠٨﴾ (سوره انعام)

این آیه در واقع از سب و ناسزا نهی می‌فرماید ولی از لعن در مواردی که شایسته است و نیز از (مرگ گفتن) در جای خود نهی نکرده و نمی‌کند. چرا که قرآن کریم خود در مواضع متعددی به لعن و (مرگ گفتن) بر مستکبرین و دشمنان حق اقدام کرده است که مواردی از آن را در آیات زیر مشاهده می‌کنید:

۱. وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا مَّا یُؤْمِنُونَ ﴿البقرة: ٨٨﴾

۲. وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿البقرة: ٨٩﴾

۳. إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿البقرة: ١٥٩﴾

۴. إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَـٰئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿البقرة: ١٦١﴾

۵. فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ ﴿آل عمران: ٦١﴾

۶. أُولَـٰئِکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿آل عمران: ٨٧﴾

۷. مِّنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَکَانَ خَیْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَـٰکِن لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿النساء: ٤٦﴾

۸. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿النساء: ٤٧﴾

۹. أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ وَمَن یَلْعَنِ اللَّـهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿النساء: ٥٢﴾

۱۰. وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا ﴿النساء: ٩٣﴾

۱۱. لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ﴿النساء: ١١٨﴾

۱۲. فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿المائدة: ١٣﴾

۱۳. قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّـهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَـٰئِکَ شَرٌّ مَّکَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ ﴿المائدة: ٦٠﴾

۱۴. وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّـهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿المائدة: ٦٤﴾

۱۵. لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُوا یَعْتَدُونَ ﴿المائدة: ٧٨﴾

آنچه ذکر شد فقط موارد اندکی از آیاتی است که در قرآن کریم به لعن دشمنان حق و حقیقت دست زده است.

تفاوت نهی از سب با "مرگ گفتن" واضح است

آنچه از مطالب بالا قابل استفاده است این است که کسی که اندک ممارستی با قرآن کریم داشته باشد متوجه می‌شود که در آموزه‌های قرآنی میان سب و لعن و میان سب و (مرگ گفتن) فرق است. فرق بین سب و مرگ گفتن به حدی واضح و مشخص است که بعید می‌نماید کسی که خود را نویسنده چندین جلد تفسیر قرآن معرفی می‌کند از آن بی اطلاع باشد و از آقای هاشمی نیز بعید است که توجه یا اطلاع ندارند و چنین چیزی را به قرآن کریم نسبت می‌دهند.

قرآن کریم مرگ خواستن برای مستکبرین را ذکر کرده است

برای آنکه مطلب به صراحت کامل برای همه خوانندگان روشن شود شایان ذکر است که قرآن کریم در ۴ موضع به صراحت ندای (مرگ بر) را بلند کرده است که این چهار مورد عبارتند از:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ * وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ * وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ * قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ * وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ (سوره بروج آیات اول الی هفتم)

قتل الخراصون ۱۰ الذین هم فی غمرة ساهون ۱۱ یسألون أیان یوم الدین ۱۲ یوم هم على النار یفتنون ۱۳ (سوره الذاریات)

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ(۱۸) فَقُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۱۹) ثمَّ قُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۲۰) ثمَّ نَظرَ(۲۱) ثمَّ عَبَس وَ بَسرَ(۲۲) ثمَّ أَدْبَرَ وَ استَکْبرَ(۲۳) (سوره مدثر)

قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ﴿١٧﴾ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ﴿١٨﴾ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿١٩﴾ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ﴿٢٠﴾ (سوره عبس)

بر خوانندگان گرامی پوشیده نیست که عبارت قُتِلَ در عربی معادل فارسی (کشته باد) (مرگ بر) می‌باشد و قرآن کریم نه تنها از این عبارت به طور مطلق نهی نکرده است بلکه خود در چهار مورد افراد و گروه‌هایی را شایسته این سخن دانسته و علیه آنها چنین مطلبی را آورده است.

قرآن "مرگ بر" را علیه مستکبرین بیان می‌کند

مجال ضیق کنونی جای بحث تفسیری جدی در باب این آیات نیست اما شایسته است خوانندگان گرامی توجه داشته باشند که در هر ۴ آیه مذکور در قرآن کریم که «کشته باد» و «مرگ بر» آمده است، طرف خطاب آیه و کسانی که مورد این خطاب قرار گرفته‌اند دارای خوی استکباری بوده‌اند و به عبارت دیگر همه موارد مرگ خواستن در قرآن به استکبار ربط دارد و برای مقابله با مستکبرین است. و این خود از آموزه‌های جالب توجه قرآنی است و برای ما درس آموز است.

در برابر این افرادی که شعار «مرگ بر» را مخالف آموزه‌های قرآن کریم می‌دانند البته بزرگان دیگری نیز هستند که این شعار را عین دستور قرآن می‌دانند و امر پیامبر اکرم می‌دانند. به عنوان مثال امام راحل عظیم الشان ملت ایران که خود مفسر قرآن بود و برخی از کسانی که امروز مدعی هستند که مرگ بر آمریکا گفتن خلاف اصل قرآنی است ادعای شاگردی او را هم دارند. امام راحل در باب شعار مرگ بر آمریکا در مواضع متعددی ابراز نظر کرده‌اند و از جمله بیان داشته‌اند: «...فریاد برائت از مشرکان در مراسم حج و این یک فریاد سیاسی‌عبادی است که رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور، که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند، گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟» (صحیفه‌ی امام، جلد ۱۸، ص ۹۱.)

با اعتقادات دینی مردم بازی نشود

هدف این نوشتار این نیست که اثبات کنیم که امروز باید شعار مرگ بر آمریکا گفت یا خیر. این امری ثانوی است که البته در جای خود مهم است. هدف این نوشتار آن است که به افراد مختلف تذکر دهد که قرآن کریم را بهانه بازی‌های سیاسی و حزبی و گروهی خود قرار ندهند و برای اهداف سیاسی و حزبی خود استفاده نابجا از قرآن کریم ننمایند.

به عبارت بهتر استناد به قرآن در جایی شایسته است که واقعا قرآن کریم چنان دستوری داده باشد و یا از آیات قرآن چنین امری استفاده شود. اما اگر نویسنده یا شخصیت سیاسی‌ای برای اهداف حزبی و سیاسی و جناحی خود با اعتقادات دینی مردم بازی کند و نابجا به قرآن کریم استناد نماید، نه تنها شایسته نیست بلکه باید فریاد اعتراض را بلند کرد.



آیا سالها خلاف قرآن در نماز جمعه شعار داده می‌شده است؟

سوال دیگری که آقای هاشمی باید به آن پاسخ دهد این است که چرا با مردم صداقت نداشته‌اند و اگر از نظر ایشان شعار مرگ بر آمریکا مخالف با اصل قرآنی بوده است مردم را از آن مطلع نکرده‌اند و سالها در مراسم عبادی سیاسی نماز جمعه مردم به این شعار اقدام کرده‌اند و آقای هاشمی که آن را مخالف قرآن می دانسته سکوت کرده است و حتی بارها و بارها از شعارهای مردم حمایت نیز کرده است و حتی در مواقع متعدد بعد از شعارهای آتشین مردم آنها را تایید هم کرده است. آیا این صداقت با مردم است؟
به نظر می‌رسد که آقای هاشمی باید پاسخگو باشند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چگونه جریان فتنه سبز خود را بازتولید کرد؟


بخشی از سخنرانی:
"باید آتش انقلاب‌های مخملی برای رسیدن به آزادی لیبرالی شعله‌ور بمانند، اما این‌بار از راه هنر و ادبیات". این جمله ای است که «هرتا مولر» برنده جایزه نوبل و نویسنده رمانهای مربوط به تئوریزه ساختن کودتاهای مخملی،در اوج فتنه های سال گذشته ایران ، هنگام دریافت جایزه نوبل بر زبان آورد.پیام فضلی نژاد،پژوهشگر موسسه کیهان،در همین راستا در یک سخنرانی خود به این موضوع اشاره کرده و می گوید پس از آنکه ادبیات آشکار در براندازی نرم (که در ایران توسط بازیچه هایی چون موسوی و خاتمی به کاربرده می شود) در عرصه اجتماع به حاشیه رانده می شود،سرویسهای جاسوسی لیبرال سرمایه داری، در ادامه مدل احیای کودتاهای مخملی شکست خورده در اروپای شرقی (چکسلواکی و ..) به تولید «هنر و ادبیات معترض» شیفت می دهند تا بتوانند در این حاشیه امن با چینش پازل های جنگ نرم فرهنگی و هنری به سعی در جهت تغییر ذائقه ها و مهندسی افکار عمومی کشور هدف بپردازند. وی درباره "کوچ موقت" نیروی سازمانی برانداز ، از عرصه «سیاست» به عرصه« فرهنگ و هنر» به یکی از رمان های هرتا مولر با نام "سرزمین آلوهای نارس " که به نقش دانشجویان در براندازی نرم می پردازد اشاره کرده و می گوید که این رمان در سال 1386 در ایران با عنوان "سرزمین گوجه‌های سبز " ترجمه شده و ابطحی در اولین روزهای پس از آزادی،به تبلیغ آن در صفحات اینترنتی خود اقدام می کند.

فیلم و صوت کامل سخنرانی پیام فضلی نژاد که در ماه رمضان سال 1389 در نمایشگاه قرآن ایراد شد، در اختیار کاربران سایت «فتیان» قرار می گیرد.
 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دور زدن ممنوع !


بعد از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک و گفت‌وگوی تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکا که یکی از چند اقدام نابجای این سفر - در کنار اقدامات مثبت آن - بود و هزینه کردن از عزت مثال زدنی ایران اسلامی در جهان و منطقه را به دنبال داشت، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از ایشان نوشت «امام موافق حذف شعار مرگ‌بر آمریکا بودند»! این ادعا که همزمانی آن با مکالمه تلفنی دکتر‌روحانی و اوباما، هماهنگ شده به نظر می‌رسید، در فاصله‌ای کوتاه به تیتر و خبر اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. رسانه‌های مورد اشاره با استناد به ادعای آیت‌الله رفسنجانی، اصرار داشتند که از یکسو، گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما را قابل توجیه! جلوه دهند و از سوی دیگر، ابراز امیدواری می‌کردند شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ سیاسی و اعتقادی مردم حذف شود!
در این که آقای هاشمی‌رفسنجانی نظر صریح و بارها اعلام شده حضرت‌امام(ره) را تحریف کرده است، تردیدی نیست و در همین نوشته به آن خواهیم پرداخت، اما، ابتدا بایستی درباره این تحریف و مسائل پیرامونی آن به چند نکته اشاره کرد.
1- همزمانی تحریف نظر امام راحل(ره) با گفت‌وگوی تلفنی آقای روحانی و رئیس‌جمهور آمریکا به وضوح نشان می‌دهد که آقای هاشمی و دوستان ایشان نیز در نسنجیده بودن مکالمه یاد شده تردیدی ندارند و از آنجا که می‌دانند این اقدام نابجا و خسارت‌آفرین با هیچ منطق علمی، سیاسی و اسلامی همخوانی ندارد، برای توجیه آن به گناه نابخشودنی تحریف‌ نظرات حضرت امام(ره) روی آورده‌اند.
2- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، پیش از این نیز نمونه‌هایی از تحریف نظرات حضرت امام(ره) را در کارنامه سیاسی خود ثبت کرده است از جمله آن که گفته بود در نامه‌ای خطاب به حضرت امام(ره) از ایشان خواسته بودند در زمان حیات خویش مانع «رابطه با آمریکا» را بردارند و برای نشان‌دادن این که امام راحل(ره) با نظر ایشان موافق بوده‌اند! اعلام کرده‌بود «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتما حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند»! و توضیح نداده بود که آیا حضرت امام(ره) بعد از نامه ایشان، نظر خود را درباره رابطه با آمریکا تغییر داده بودند؟! و آیا اصرار بعدی و پی‌درپی حضرت امام(ره) بر نظر خود پاسخ منفی به پیشنهاد ایشان نبوده است؟!
3- تحریف نظرات حضرت امام(ره) برای اثبات اقدامات نابجا که ادعای موافقت امام راحل(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا تازه‌ترین نمونه آن است، اگرچه تلخ و ناگوار است ولی از واقعیت شیرین و روح‌نوازی حکایت می‌کند و آن، این که؛ در میان مردم خون داده و خون دل خورده ایران‌اسلامی، اصلی‌ترین شاخصه و معیار برای ارزیابی امور و قضاوت درباره درستی و نادرستی آن، رهنمودهای امام راحل(ره) و خلف حاضر ایشان است و اگر چنین نبود، کسانی که در پی انجام اقداماتی بیرون از بستر تعریف شده آن بزرگوار هستند، ناچار نبودند برای موجه جلوه دادن اقدامات خود به تحریف رهنمودها و نظرات حضرت امام(ره) روی آورند. این واقعیت که مردم شریف این مرز و بوم همه حرکت‌ها و اقدامات مسئولان را با شاقول و معیار نظرات امام راحل(ره) و حضرت آقا ارزیابی می‌کنند، هشداری جدی به کسانی است که خیال خام دور زدن خط نورانی حضرتش را در سر می‌پرورانند.
4- کسانی که برای توجیه اقدامات و مواضع انحرافی خود نظرات حضرت‌امام را تحریف می‌کنند، بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند، به این واقعیت اعتراف کرده‌اند که در نگاه مردم بدون پیوند با امام راحل(ره) و پیروی از نظرات و رهنمودهای آن بزرگوار، اهمیت و ارزش قابل ذکری ندارند و فقط «صفر»هایی هستند که با «یک» امام راحلمان(ره) تبدیل به‌عدد می‌شوند. اگر غیر از این بود - که نیست- چرا دیدگاه‌ها و خواسته‌های خویش را از قول خود مطرح نمی‌کنند؟!
5- و اما، بی‌اساس بودن این ادعا که «امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند» به اندازه‌ای واضح و آشکار است که نیاز چندانی به توضیح و استدلال ندارد ولی آن گونه که در صدر این نوشته اشاره داشته‌ایم به نکاتی در این باره می‌پردازیم؛
الف: تنها سندی که برای این ادعا ارائه شده، اظهارات آقای هاشمی‌رفسنجانی است و حال آن که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی الهی خود - که نشان می‌دهد تحریف‌های این روزها را نیز مانند بسیاری از رخدادهای دیگر پیش‌بینی کرده بودند - تاکید می‌فرمایند؛ «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست مگر آن که صدای من، یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم».
بنابراین باید از جناب هاشمی پرسید؛ ادعای حضرتعالی با کدامیک از معیارها و ملاک‌هایی که حضرت امام(ره) بر آن تاکید ورزیده‌اند همخوانی دارد؟! پاسخ یک کلمه بیش نیست و آن؛ هیچکدام!
ب: آقای هاشمی بارها و از جمله در نامه‌ای که به امام راحل(ره) نوشته بودند تاکید کرده‌اند مذاکره و رابطه با آمریکا از مهم‌ترین مسائلی است که حل و فصل آن فقط از جانب حضرت امام(ره) امکان‌پذیر است و باید در زمان حیات خود ایشان به صراحت درباره آن تصمیم گرفته شود. بنابراین باید پرسید چگونه است که حضرت امام درخصوص این موضوع به قول خود آقای هاشمی «بسیار مهم» هیچ‌ نظری که موافق ادعای اخیر جناب رفسنجانی باشد، ارائه نفرموده‌اند؟ و چنانچه مدعی هستند امام راحل(ره) اعلام برخی نظرات مهم و حساس نظیر حذف شعار مرگ بر آمریکا را به آیت‌الله هاشمی واگذار کرده‌اند! تناقض در پذیرش این ادعا با بند یاد شده از وصیت‌نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره) چگونه قابل حل است؟!
ج: و اما، فقط با یک مراجعه گذرا به رهنمودها و نظرات مبارک امام‌‌راحل(ره) که تمامی آن موجود و مکتوب است، می‌توان توصیه‌های فراوانی از حضرتش را مشاهده کرد که در آن بر ضرورت شعار مرگ برآمریکا تأکید شده است، از جمله و به عنوان اندکی از بسیارها؛
✓ حضرت امام(ره) خطاب به یکی از مفتی‌های آل‌ ‌سعود که شعار مرگ بر آمریکا در مراسم برائت از مشرکین را خلاف اسلام دانسته بود؛ می‌فرمایند؛
«باید به آن آخوند مزدور که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟ آیا تو و امثال تو آخوند آمریکایی فعل رسول‌الله - صلی‌الله علیه و آله و سلم - و امر خداوند را تخطئه می‌کنید، و تأسی به آن بزرگوار و اطاعت فرمان حق‌تعالی را برخلاف می‌دانید؟»
بدیهی است که فقط نقل نظر حضرت امام(ره) در میان است و هرگز در‌پی آن نیستیم که خدای نخواسته آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را با مصداق این نهیب امام راحل مقایسه کنیم.
✓ «از خدا می‌خواهیم این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم»
✓ «همین قول مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می‌آورد» و نمونه‌های فراوان دیگری که بیرون از محدوده این وجیزه است.
گفتنی است حضرت امام(ره) تاکید می‌فرمایند که «احساسات ایرانیان علیه ملت آمریکا نبوده، بلکه علیه دولت آمریکاست» یعنی دقیقا برخلاف دولتمردان آمریکا نظیر «واین برگر» وزیردفاع وقت آمریکا که می‌گفت؛ «ریشه ایران به عنوان یک ملت باید کنده شود» و یا خانم کلینتون که درباره اثر تحریم‌ها بر مردم ایران گفته بود «به هر حال، مردم ایران هستند که از نظام جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند» و...
6- و بالاخره باید گفت؛ بعد از رحلت حضرت امام(ره) تاکنون نمونه‌هایی از تحریف بیانات و رهنمودهای صریح آن حضرت دیده شده که تحریف نظرات ایشان از سوی آیت‌الله هاشمی و آیت‌الله صانعی از جمله آنهاست ولی متأسفانه «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» که وظیفه قانونی حفظ آثار امام(ره) و پیشگیری از تحریف آن را برعهده دارد، در مقابل تحریف‌های یاد شده سکوت محض کرده است. کیهان در چند مورد به نمونه‌هایی از این تحریف‌ها و نشان دادن تفاوت فاحش آن در مقایسه با متن بیانات امام راحل(ره) پرداخته بود و در تمامی این موارد واکنش «موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)» فقط سکوت بوده است. این سکوت و بی‌تفاوتی نیاز به چاره‌جویی دارد.

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

درباره ی یک تماس تلفنی!

 
درباره ی یک تماس تلفنی!

…به تجربه اش می ارزد.
مذاکرات دوستانه مرسی با اوباما و هیلاری کلینتون اکنون به بخشی از تجربه سیاسی مصریها تبدیل شده است. آنها که به امریکا امیدوار بودند طی چند ماه با دهان باز مواضع شگفت انگیز کاخ سفید در حمایت از دولت کودتا را مشاهده کردند. شاید فهمیدن ماهیت سیاست ورزی امریکایی برای مصری ها به اینهمه تحولات خونین بیارزد چون آنچه ملتها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربیات سیاسی است.
اما ایران بارها سیاست ورزی از نوع امریکایی را تجربه کرده وهربار به تجربه ای جدید رسیده. گفتمان مقاومت اوج بلوغ این تجربه هاست. گفتمان مقاومت، پیشرفت را نه در تنازل که در مقاومت می بیند و برای حل مشکلات به ظرفیتهای داخلی تکیه میکنند نه تغییر رفتار بین المللی. بدبینی گفتمان انقلاب نسبت به امریکا از جنس احساس یا تعصب و یا کنشی مقلدانه و ترادیسیونال نیست بلکه کاملا عقلانی و درچارچوب حفظ منافع ملی است. اما هر ازگاهی غفلت یا تمایلهای عافیت طلبانه و یا فشارهای سنگین، جامعه را در آستانه ابتلاء و امتحانی جدید قرار می دهد لعلهم یتذکرون.
اکنون یا آنگونه که دیپلماتهای دولتی می گویند به واقع شیاطین به دست ما ایمان آورده اند که این همان تحقق هدف بزرگ انقلاب اسلامی در تغییر نظم بین الملل و برهم زدن توهم نظام تک قطبی است.
ویا در نگاهی واقع بینانه، رفتار جدید امریکا شعبده ای جدید و خناسانه است که بازهم نهایتا صحت تجربه ها و تحلیلهای پیشین گفتمان مقاومت را تایید خواهد کرد و با خلق تجربه و فهمی جدید برای عموم مردم، گفتمان مقاومت را بسط داده و معتبرتر از پیش خواهد کرد. با این تبصره که اینبار آمریکا با اذعان به توان جمهوری اسلامی در احقاق حقوق خود، ادبیات تهدید آمیزش را کنار گذاشته و دستکش مخملی به دست کرده است.
آزمودن این دو فرضیه بیش از چند ماه به طول نخواهد انجامید. ماه هایی که برای ما باید مشحون از تلاش برای تبیین مدلولهای گفتمان مقاومت باشد.
رهبر انقلاب اختیار تام داده اند تا تجربه ی ملت به بلوغ برسد و شبهه های آینده خنثی شود. ولایت بیش از آنکه از طریق دستور و اجبار بخواهد اهداف را جلو ببرد به دنبال ارتقاء رشد عمومی و تربیت جامعه است. پیامبر ص می توانست در فتح مکه ریشه ی انحرافات آینده اسلام را با اعدام ابوسفیان بخشکاند ولی جامعه از مسیر ابتلاء و تجربه به رشد و کمال می رسد. همانطور که امام سالها بعد از ماجرای فرار بنی صدر و سالها بعد از انتصاب مرحوم منتظری به قائم مقامی رهبری زبان به افشای خواست و نظر خود گشودند. امام صبر کردند تا جامعه خود به خود رشد کند و گذر از دشواری ها و فتنه ها را به تجربیات راهگشای خود اضافه کند.
نتیجه ی روش دولت اعتدال هرچه باشد برای آینده ی کشور مفید است چون کسب تجربه در ابعاد ملی هیچ وقت به معنای متضرر شدن نیست. یادمان باشد آنچه ملت ها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربه هاست.

وحید یامین پور

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic