Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب سینما و رسانه

حاتمی‌ کیا: خدا پدر «فارسی‌وان» را بیامرزد!/ برای ‌همه فیلم‌هایم تکه‌تکه ‌شده‌ام

کارگردان «آژانس شیشه‌ای» گفت: واقعیت این است که هر بار خواسته‌ام درباره جنگ بگویم حقیر و تکه تکه شدم. برای همین در دیدار با رهبری گفتم به ما هم درجه بدهید تا در برابر درجه‌دارها مجبور نباشیم مثل یک سرباز صفر، گردن کج کنیم.

به گزارش خبرآنلاین، برنامه «راز» در شب عید فطر میهمان ویژه‌ای داشت. ابراهیم حاتمی‌کیا، که قرار بود چند شب قبل میهمان برنامه راز شود، شب گذشته همراه با «حسین بهزاد» لحظات نادری را در شبکه چهارم سیما خلق کردند.

حاتمی‌کیا در این برنامه زنده که «نادر طالب‌زاده» آن را اجرا می‌کرد، ناتوانی عرضه جهانی و افت کیفی سینمای دفاع مقدس را رمز گشایی کرد.

این برنامه که شب گذشته به بررسی چالش‌ها و آسیب‌های سینمای دفاع مقدی پرداخت، در فضایی صریح و انتقادی سینمای دفاع مقدس را بررسی کرد. ضمن اینکه عملیات مرصاد و عدم بیان ویژگی‌های منحصر به فرد مقاومت در این عملیات از مدیوم سینما، به عنوان مباحث آغازین برنامه مطرح شد.

سیستم نتوانسته کاری بکند

ابراهیم حاتمی‌کیا در پاسخ به این پرسش نادر طالب‌زاده درباره این که چرا درباره مسایلی همچون وضعیت فرزتدان شهدا و همین طور شکست‌ها و به تعبیر پژوهشگر حاضر در این برنامه «عدم الفتح»های هشت سال دفاع مقدس فیلمی نساخته است، گفت: فرزندان شهدا هم به صراحت این سوال را از من می‌پرسند که جای ما در فیلم های تو کجاست؟ و کلا در سینما چطور؟ و باید اینجا بگویم که ما در این زمینه بسیار کم حرف زده‌ایم. وآنچنان که باید و شاید از این معدن عظیم در سینمایمان نگفته‌ایم.

وی افزود: حتی به نسبتی که شهدا به اسامی کوچه‌ها راه یافته‌اند هم اتفاقی در سینما نیفتاده است.

کارگردان «دیده‌بان» تصریح کرد: در پاسخ به سوال فرزندان شهدا، من معتقدم یک نوع قرائت سخت نسبت به اینکه من درباره شهدا بگویم و یا اینکه از بچه‌های شهدا حرفی بزنم، وجود دارد و به نظر می‌رسد که سیستم نتوانسته در این زمینه کاری بکند و ظلم مضاعفی به این بچه‌ها شده است.

حاتمی‌کیا در این باره ادامه داد: این در حالیست که این‌ها خودشان هم درباره بسیاری از امورشان چیزی نمی‌گویند و حرفی نمی‌زنند؛ و شدیدا پنهان کاری هم می‌کنند. مثلا آنهایی که در دانشگاه درس می‌خوانند در حالی که از هیچ امتیازی استفاده نکرده‌اند و توانسته‌اند به دانشگاه بروند، برای اینکه دیگران فکر نکنند که با سهمیه در دانشگاه قبول شده‌اند پنهان کاری می‌کنند که فرزند شهدا هستند و حتی وقتی در این باره صحبت می‌کنیم موضع هم دارند و تاکید می‌کنند که از سهمیه استفاده نکرده‌اند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

حفاظت از آخرین منجی

 در فیلم "جاده" برخلاف دیگر آثار آخرالزمانی دقیقا مشخص نیست که به چه دلیل زندگی در روی کره زمین به نابودی کشیده شده اما از طریق همین چند جمله راوی یعنی همان پدر می توان به فضای فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" رسید و اینکه شاید همان توحش و میل به کشتن ، بشر را به چنین سرنوشتی دچار نموده است.

 

 

یک فیلم دیگر آخرالزمانی و این بار براساس کتابی از "کورمک مک کارتی" که پیش از این(حدود دو سال پیش) اقتباسی از نوول قبلی او یعنی  "سرزمینی برای پیرمردها نیست" را ساخته برادران کوئن دیدیم که اسکار بهترین فیلم سال را هم دریافت کرد.

"کورمک مک کارتی" نویسنده 77 ساله ای که در دنیای ادبیات امروز ، معروف به سیاه نمایی و تلخ اندیشی درباره جامعه کنونی آمریکا شده است ، نیز اینک در نوول "جاده" همچون بسیاری دیگر از نویسندگان و سینماگران غربی و آمریکایی در جریان حاکم تفکر امروز غرب ، به آخرالزمان رسیده است.  قهرمان های مک کارتی که اغلب دچار نفرت و خشم کور توصیف می شدند و در صحراهای خشک و بی آب و علف ، پناه می گرفتند اینک در گریز از توحش آخرالزمانی ، برای نجات بشریت ، به اصطلاح خود را به آب و آتش می زنند و در مرگزار قحطی و گرسنگی و مرگ ، سخن از امید و انسانیت و خانواده می کنند. پیش از این ، داستان "سرزمینی برای پیرمردها نیست" که در سال 2003 منتشر شد ، به شدت مورد استقبال قرارگرفت و البته اقتباس برادران کوئن از آن ، یکی از وفادارانه ترین برداشت های ادبی این زوج فیلمساز به شمار آمد.

"کورمک مک کارتی" در کتاب "سرزمینی برای پیرمردها نیست" ، یک غرب وحشی را روایت کرده بود که در آن آدم ها می کشتند ، نه برای پول و طلا و دفاع از خود ، بلکه برای اینکه فقط کشته باشند!!

شهرها مملو از آدم هایی بود که با اسلحه رفت و آمد می کردند و مغازه های اسلحه فروشی نیز به راحتی ، انواع تفنگ و گلوله هایش را به فروش می رساندند. در روایت مک کارتی از آن غرب وحشی ، همه یک جور زندگی می کردند و یک مدل حرف می زدند ،مثل همان جمله معروفی که اغلب کاراکترهای فیلم تکرارمی کردند :"...همیشه همین را می گویند که لازم نیست این کار را بکنی"!

اما تام بل (کلانتر شهری که قصه در آن می گذشت) در میان آن همه کشت و کشتار و قتل و غارت ، سعی داشت به دستیار تازه کارش ، آموزش دهد. صدای او در نریشن ابتدای فیلم با غم و حسرتی عمیق از روزگاری حکایت می کرد که کلانترها ،حتی بعضا اسلحه حمل نمی کردند. آنچه که امروز باورنکردنی نشان می داد. او می گفت:"...همیشه دوست دارم درباره آن دوران قدیم بشنوم. هیچ وقت چنین موقعیتی را از دست ندهید...نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه در برابر خودتان که در مقابل آن دوران قرار گرفته اید ، بایستید. نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه دریابید چگونه آنها عمل می کردند..."

تام برای توصیف شرایط غیرانسانی حاکم بر روزگارش به ماجرای پسری اشاره می کرد که دختری14ساله رابه قتل رسانده ودر پرونده اش درج گردیده بود که این قتل را با انگیزه ارضاء جنسی انجام داده ، درحالی که خود آن پسر ، دلیل یاد شده را نفی می کرد و می گفت که او را کشتم ، چون تا جایی که به خاطر می آورم ، همیشه برنامه ای داشتم ، یک کسی را بکشم! و می دانم که با این عمل به جهنم خواهم رفت!!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

تکلیف سینمای ایران در قبال حجت حی خداوند

 ما در عالم غربی سیر کرده ایم و حالا متاسفانه در سینمایش نیز کار می کنیم. در سینما بدون شناخت از سینما در عالم غرب حرکت می کنیم . در کشورهای شرقی بدون شناخت عالم دینی سیر می کنیم. به همین دلیل گیج می شویم. چه نویسنده باشم و چه سینماگر . به اتاق فکر نیاز داریم. این سیستم فرهنگی اگر اتاق فکر نداشته باشد ، به کجا می خواهد برود؟ قطعاً اتاق فکر باید با حضور مردان فرهیخته فرهنگی باشد نه سیاستمداران و سیاست بازان.
 
 
 
سال گذشته همزمان با برپایی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر ، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران نیز بنا بر مسئولیت ها و وظایفی که در قبال سینمای ایران برعهده دارد ، همایشی 5 روزه برگزار کرد با حضور کارشناسان ، منتقدان ، هنرمندان ، مسئولین  و اساتید این سینما تحت عنوان "سینمای ایران ؛ چشم انداز دهه 90" که سعی داشت با فراخوان نظرات مختلف کارشناسانه ، آینده سینمای ایران در دهه 90 قرن چهاردهم  و همچنین برآستانه قرن پانزدهم هجری شمسی را بررسی و تحلیل نماید. در طی این همایش، دو کارگاه آموزشی فیلمبرداری و جلوه های ویژه و همچنین 3 نشست برگزار گردید که نشست پایانی به موضوع سینمای آرمان گرا اختصاص داشت . در این نشست علاوه بر سعید مستغاثی به عنوان دبیر علمی همایش ، دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی ( مدرس دانشگاه و مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر) و همچنین سید احمد میرعلایی ( تهیه کننده و مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی ) حضور داشتند. این نشست که نزدیک به 3 ساعت به طول انجامید،  در اواخر خود با سخنان دکتر شفیعی درباره مسئولیت های سینمای ایران نسبت به آخرالزمان و موعود عصر(عج) به نقطه اوج خود رسید. بی مناسبت نیست در آستانه میلاد با سعادت حضرت ولی عصر (عج) بخش هایی از آن سخنان را در اینجا درج نماییم. به نظرم این سخنان بیشتر برای مسئولین و متولیان سینمایی ما قابل توجه است.

دکتر شفیعی سروستانی : درباره گرایش غرب به موضوع آخرالزمان و رویکرد به این موضوع اشاره مختصری باید داشته باشم که چرا طی 35 – 36 سال اخیر به صورت جدی موضوع آخرالزمان برای سینمای غرب مطرح شده است. اگرچه در میان آثار متنوعی که در گذشته ساخته شد، اشاراتی درباره آخرالزمان می بینیم اما در سه دهه گذشته به صورت جدی این موضوع در دستور کار سینماگران غربی قرار گرفته است.

غرب با گذر از فراز و نشیب ها طی 400 سال موفق به وجود آوردن فرهنگی شد که امروزه شاهد آن هستیم و در آخرین منزل ، تمدن تکنولوژیک غرب در کل جهان غلبه پیدا کرده است. این تمدن به دلیل نگاه تک ساحتی به انسان، عالم و غفلت از عالم معنا در خود نوعی خستگی و بحران نیز احساس می کند. وقتی همه عالم و اجزای هستی در حال حرکت هستند ، زمانی که یک قوم خلاف آن جهت بخواهد حرکت کند، بحران به وجود می آید. این بحران در مراحل اولیه خود را نشان نمی دهد اما در سیر اکمالی خود به صورت تمام قد جلوه می کند. با گذر از فراز و نشیب ها از قرن نوزدهم به بعد، زمینه های بحران در غرب فراهم شد. غربی ها خودشان بن بست ها و بحران ها را بیان کردند.

بحران در وجوه مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به وجود آمد و از آن به بعد غرب در این بحران ماند. تاریخ غرب در بحران شکل گرفت. تجربه بحران ها که مهمترینش بحران ایدئولوژیک و هویت و اخلاق در غرب است ، عامل موثری برای به وجود آمدن نگاه آخرالزمانی در غرب شد.

خستگی عمومی مردم از مدرنتیه نیز عامل دیگری است. مدرنیته در کشورهای شرقی هنوز کعبه آمال است. هنوز شرقی ها برای رسیدن به قافله تمدن همه چیز خودشان از جمله دین، فرهنگ، اخلاق و... را به حراج می گذارند. به همین دلیل شرقی ها حقیقت مدرنیته را درک نمی کنند.

پیامدهای آن را نیز هنوز تجربه نکرده اند. چیزهایی در زمینه ترافیک و بحران خانواده را تجربه کرده اند اما تمامیت مدرنیته این نیست. به همین دلیل چون فکر می کنند که بد روشی را انتخاب کرده اند، می خواهند باز با مدرنیته ، بحران را از بین ببرند. کشورهای اسلامی نیز به این گونه هستند. غرب به دلیل اینکه تمامی مراحل را طی کرده، به خوبی با مدرنیته آشناست و بحران ها را نیز خوب می فهمد. زمانی که از بحران صحبت می کند، نمی گوید بحران یعنی ترافیک ، جدی تر به قضیه نگاه می کند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

سندرم سیاه‌ نمایی در سینمای شبه روشنفکری

گروه فرهنگی- سنتی در سینمای ایران مدت هاست که رواج دارد؛ عده ای  گمان می کنند که اگر فیلم سیاه با مایه هایی از تلخی و یاس بسازند، مایه هنری فیلم شان بالا می رود. این مسئله امسال با "هیچ" شروع شد و حالا به "هفت دقیقه تا پاییز" و "كیفر" رسیده است.
 
البته گاه نمی توان منكر ساختار مناسب تكنیكی، بازی های در خشان بازیگران و یا توانایی فنی كارگردانان شد اما تم مشترک بسیاری از فیلم های روی پرده در هفته های اخیر وی یا فیلم های در حال اکران نشانگر شیوع این امر است. در این فیلم ها، داستان ها مایوس كننده و بدون پایان و مبهم هستند، رنگ كمترین نقش را در تصاویر دارد، عموما همه چیز چرك مرده و خاكستری است و شخصیت های داستان رو به نابودی می روند و نابود می شوند.
 
"هفت دقیقه تا پاییز" یكی از فیلم هایی كه هم اكنون در حال اكران است نیز همین حالت را دارد، اضطراب، خیانت زن به شوهر،‌كشته شدن فرزند به بد ترین صورت، صاحبخانه هوسران و ...در طول فیلم ما هیچ وجه مثبت و نیكی نمی بینیم.
 
همه چیز به بدترین شكل ممكن پیش می‌رود و زندگی رو به قهقراست. تلاش مرد خانواده به هیچ جا راهی نمی برد و دنیا تیره و تار است و همه دیوارها بر سر شخصیت های اصلی داستان آوار می شود و ما در پایان یك فیلم هنری دیده ایم.
 
چهل سالگی دیگر فیلمی است كه از این فضا" رنج می برد" و مخاطب را هم رنج می دهد. باز هم خیانت دستمایه است، زنی در فضایی سرد زندگی میكند، همسرش نمیداند چه می خواهد و مدام در رنج و عذاب است او در مانده است و در پایان ابهام... باز هم باید بگوییم كه یك فیلم هنری دیدیم!
 
"كیفر" را بررسی كنیم، همه به هم خیانت می كنند و از هم دیگر می‌دزدند، برادر به خواهر رحم نمی كند ناموس پرستی دروغ است، برادری معنایی ندارد همه شخصیت های فیلم تا خرخره در لجن هستند و به قول یكی از شخصیت ها كثیف اند. ایرانی ها دغل باز و كلاهبردارند و ... اما باز هم در پایان ما یك فیلم هنری دیدیم...
 
اما باید آغازگر این سندرم در سال 89 را فیلم "هیچ" ساخته عبدالرضا كاهانی دانست: مردی كه از پرخوری رنج می برد، همه با او به بدترین شكل ممكن رفتار می كنند و او را دست می اندازند. شخصیت های داستان از جزئی ترین تا اصلی ترین آنها سود جو، عصبی، پرخاشگر، ابله، حسود و ... هستند. پستی و دنائت از سر و روی فیلم هیچ می بارد، همه چیز از هم می پاشد و شخصیت ها یا در سراشیبی نیستی قرار می گیرند و یا خودكشی می‌كنند و یا دچار فحشا می شوند.
 
اینها نمونه هایی شاخص از فیلم های روی پرده هستند. اما اینکه کارگردان ما برای اثبات هنری بودن و هنری جلوه دادن خود رو به سوی نشان دادن هر تباهی و سیاهی آورده، قطعا ریشه ها و دلایلی دارد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه، فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

بازی لاکسر به چه فرا میخواند؟!

 در بازی رایانه ای گرافیک،صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند.کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.
 
 

شناخت اندکی که نسبت به صنعت بازی در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های کامپیوتری را ویژه کودکان بدانند و آن را نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند. حال آنکه در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم ICT جزو تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. هم اکنون رشته معماری و طراحی بازی های کامپیوتری در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان تدریس می شود و فارغ التحصیلان این رشته ها مانند میلیون ها نفر دیگر در این صنعت نوین، مشغول به کار می شوند.(1)

رسانه نوظهور بازی های  رایانه ای  با قابلیت ها و ویژگیهای خاص خود به جرات می توان گفت که ضریب تاثیر گذاری و نفوذ خود را حتی از رسانه هایی چون سینما و تلویزیون نیز افزایش داده اند از مهمترین این ویژگیها ماهیت تعاملی بودن  بازی های رایانه ای است.

به دلیل همین ویژگی است که قرار گرفتن افراد(معولا کودکان و نوجوانان) در معرض بازی های کامپیوتری   نگران کننده تر از قرار گرفتن آنها در معرض برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی است.

زیرا این بازی ها بسیاری از اصول یادگیری مانند هم ذات پنداری (الگو سازی)،تمرین ،تکرار و پاداش و تقویت را به کار می گیرند.(2)

در بازی رایانه ای گرافیک،صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند.کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.

و دقیقا به دلیل همین خصوصیات است که به یکی ابزار تاثیر گذار غرب در راستای ناتوی فرهنگی علیه دنیای اسلام و خصوصا  انقلاب اسلامی ایران تبدیل شده است.

مقام معظم رهبری در مراسم افتتاحیه سومین کنفرانس بین‌المللی قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین در ساختمان اجلاس سران در تهران برگزار شد با اشاره به این موضوع فرمودند:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه، مقالات،     | نظرات()

یهودیان کنترل رسانه های انگلیسی را در دست دارند

 جرمی آبرامسكی یهودی، مدیر رادیو و موسیقی بی بی سی است و كنترل رادیوهای 1، 2، 3 ، 4، 5 Live و عملیات رادیو دیجیتال بی بی سی را بر عهده دارد. آبرامسكی، قدرتمندترین مدیر اجرایی رادیویی در انگلیس، سرویس اجتماعی و بخش آگهی‌های تجاری است؛ با كنترل بر پنج ایستگاه رادیویی ملّی، این زن بر چهل و نه درصد از كلّ عرصة رادیویی در بریتانیا نظارت دارد.
 
 
 
توماس اسپارکس1

اشاره:

همچنان كه اكثر آگاهان می‌دانند، اكثریّت رسانه‌های الكترونیكی و چاپی آمریكا در سلطة بی‌ قید و شرط صهیونیست‌هایی قرار دارد كه از طریق این رسانه‌ها در مواقع حسّاس وارد عمل می‌شوند و افكار عمومی جامعة آمریكا را در جهت اهداف سلطه‌طلبانه و زیاده‌خواهانة خود شكل می‌دهند. امّا شاید كمتر كسی بداند كه مشابه همین وضعیّت بر رسانه‌های انگلیسی نیز حاكم است.  تقریباً تمامی رسانه‌های عمده در بریتانیا، به طور مستقیم یا غیر مستقیم زیر نفوذ یهودیانی قرار دارند كه در راستای منافع خود، این رسانه‌ها را برای پیشبرد اهداف استراتژیك صهیونیسم جهانی به كار می‌گیرند.

همچون آمریكا، در انگلیس نیز یهودیان تقریباً تمامی رسانه‌های الكترونیكی و چاپی این كشور را در چنگ خود دارند و صرفاً با در نظر گرفتن منافع آنها، «افكار عمومی» و سیاست‌گذاری‌های دولت را شكل می‌دهند. با این شیوه آنها سیاست «چند‌فرهنگی و چند‌نژادی» مهاجرت‌های جهان سوم و «ضدّ نژادپرستی» را برای مدّت‌ها ترویج كرده اند،
به گونه‌ای كه در سركوب حتّی كوچك‌ترین مخالفت‌ها نسبت به چنین سیاست‌هایی، توفیق داشته‌اند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

مافیای سینمای ایران کیست؟

قاعدتا آقای سجاد پور باید برای مذاکره مسئله و معضل اکران که سرنوشت سینمای کشور را مشخص می کند به سراغ شورای صنفی بروند یعنی آقای سرتیپی و سایرین.یک سئوال هم از حوزه هنری وجود دارد که چرا مدیر پخش حوزه هنری، که بیش از 90 سینما را در اختیار دارد سالهاست تغییر نمی کند!

چند روز پیش خبری در رسانه ها به نقل از "علیرضا سجاد پور" رئیس اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی مبنی بر ورود دولت به حوزه اکران منتشر شد که برای اهالی سینما و دلسوزان فرهنگ ایرانی بسیار خوشحال کننده بود.

به گزارش جهان، اما اینکه آیا وزارت ارشاد توان مقابله با جریان مافیای سینما را دارد و می تواند در این حوزه که در واقع تعیین کننده وضعیت سینمای کشور است وارد شود یا نه، سئوالی است که پاسخ آن تا هفته آینده مشخص می شود.

در همین راستا باید عنوان کرد که فیلمهای سینمایی پس از آماده سازی نهایی برای پخش با شرکتهای پخش قرار داد می بندند تا آنها نیز با سینمادار قرار داد بسته و فیلم اکران شود. در همین راستا نمی توان پرداخت پورسانت به برخی از سینماداران برای اکران یک فیلم را در نظر گرفت.

اما پیگیریهای خبرنگار جهان برای شناسایی مافیای اکران بنا به دلایلی غیر قابل ذکر! نیمه تمام ماند و تنها اطلاعات بدست آمده  شکل زیر است:

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه، اخبار عمومی،     | نظرات()

9؛ شوالیه های معبد تیم برتن

به بهانه ی پخش انیمیشن 9 از تلویزیون
در اینجا بخشی دیگر از تفکرات اوانجلیستی و حتی کابالیستی به کمک فیلمنامه نویس و فیلمساز می آید و آن استفاده از طلسم و جادویی است که دانشمند سازنده عروسک ها برایشان به صورت فلزی دایره ای شکل با علائمی شبیه به نشان های جادوگران مصر باستان (که الهام بخش بنیانگذاران اصلی کابالیسم یعنی شوالیه های معبد بودند) برجای گذارده و شماره 9 با مراجعه به اتاقی که در آن متولد شد ، به رازش پی می برد.

 

 


انیمیشن  "9" پیش از آنکه نام نویسنده و کارگردان جوانش ، شین آکر را یدک بکشد ، با نام تیم برتن به عنوان تهیه کننده شناخته می شود ، صرف نظر از اینکه این بار برتن برخلاف انیمیشنی همچون "کابوس نیمه شب پیش از کریسمس" (هنری زلیک) ظاهرا حتی در نوشتن فیلمنامه نیز دخالتی نداشته است. اما علیرغم این مسئله ، بیش از هر کسی ، سایه سنگین فیلمساز شناخته شده هالیوود بر انیمیشن "9" حس می شود. بدین معنی که "9" را می توان در درجه نخست ، یک انیمیشن تیم برتنی دانست. کافیست بین انیمیشن های "عروس مرده" (که به کارگردانی خود تیم برتن بود) ، "کابوس نیمه شب پیش از کریسمس ( که فیلمنامه اش را برتن نوشته بود) و همین انیمیشن "9"( که نام تیم برتن تنها به عنوان تهیه کننده فیلم ثبت گردیده) مقایسه ای داشته باشید تا دریابید که چه شباهت عجیبی مابین شخصیت پردازی ها ، فضا سازی ، سیر قصه و داستان و حتی شکل و شمایل کاراکترهایی که در این 3 انیمیشن به چشم می خورند ، وجود دارد.

اول از همه ، داستان های عجیب و غریب این انیمیشن هاست که انگار نظیرش را در کمتر فیلم یا انیمیشنی می توان یافت و گویا خاص شخص تیم برتن است. مثلا اینکه در "کابوس نیمه شب پیش از کریسمس" ، سلطان هالووین از مراسم همه ساله اش کسل شده و تصمیم گرفته با دزدیدن سانتا کلاوز یا همان بابا نوئل ، تغییر و تحولی در کریسمس و هالووین بدهد! یا در "عروس مرده" ، یک عروس کهنه اسکلت شده از دنیای مردگان با به دست کردن اتفاقی حلقه ازدواج یک جوان در دنیای زندگان ، به عقد او درآمده و همه دنیای مردگان و زندگان را در هم می ریزد!! و یا در همین انیمیشن "9" تنها بازماندگان تمدن بشری پس از جنگ آخرالزمان ، تعداد 9 عروسک پارچه ای هستند که گویا روح پدیدآورنده خود را گرفته اند تا دنیا را از شر نیروهای شیطانی خلاص کنند!!

این عجیب و غریبی در شخصیت پردازی ها نیز به چشم می خورد ؛ مثلا ویکتور به عنوان کاراکتر مثبت و منطقی "عروس مرده" همانقدر سمپاتیک است که سالی و شاک در "کابوس نیمه شب پیش از کریسمس" و همچنین عروسک شماره 9 انیمیشن "9" . یا شخصیت متغییری مانند پاستور گالزولز در "عروس مرده" بی شباهت به جک اسکلینگتن "کابوس نیمه شب پیش از کریسمس " و یا عروسک شماره 1 انیمیشن "9" نیست .

همچنین است شروع فیلمنامه هر یک از این انیمیشن ها با یک موقعیت خارق العاده بین دو دنیای نامتجانس که سپس به تدریج آن موقعیت به یک حالت متعادل و عادی تبدیل شده و کاراکترهایی از هر دو دنیا سعی می کنند تا موقعیت ذکر شده را به یک پایان و انجام مطلوب برسانند و به قول معروف یک "هپی اند" ، آخر هر سه این انیمیشن ها را رقم می زند :

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

«كتاب الی»؛ آمریكایی نه دینی

 «كتاب الی» داستان یك منجی آخرالزمانی است كه وظیفه حراست از آخرین انجیل روی كره زمین را بر عهده دارد اما مثل سایر فیلم‌های آرماگدونی هالیوودی، منجی را یك آمریكایی می‌داند و از بین كتب آسمانی تنها انجیل را دارای جایگاه قلمداد می‌كند.
 
 
 
 
شاید اگر تا 40-30 سال پیش كسی حرف از آخرالزمان به زبان می‌آورد، با تمسخر و طعنه دیگران مواجه و یا در بهترین حالت ممكن، به شیعه‌گری متهم می‌شد، اما امروزه اعتقاد به منجی و آخرالزمان در میان تمام ادیان دیده می‌شود و ظهور و بروز آن در تولیدات هالیوود نیز آشكار است.

«كتاب الی» (The Book of Eli) یكی از این فیلم‌هاست كه با شعار «همه می‌كشند تا آن را به‌دست ‌آورند، او می‌كشد تا از آن حفاظت كند» روی پرده نقره‌ای سینما نقش بست.

«الی» (با بازی دنزل واشنگتون) در نقش یك منجی آخرالزمانی ظاهر می‌شود كه با حفظ كتاب مقدس (انجیل نسخه جیمزشاه) قصد نجات بشر را دارد. مأموریت او كه بیش از سه دهه از آغاز آن می‌گذرد، رساندن آخرین انجیل موجود روی كره زمین به «ارض موعود» (در این فیلم: جزیره آلكاتراز) است.

بنا به عادت همیشگی تمام فیلم‌های آرماگدونی هالیوودی، منجی یك آمریكایی است كه بشریت و انسانیت را نجات می‌دهد و طبق معمول، آمریكا سرزمینی است كه مأمن و ملجأ معرفی می‌شود.   

در ابتدای فیلم، دنیایی ویران‌شده و خاكستری نمایش داده می‌شود و جالب این كه، سكانس ابتدایی فیلم (شكار گربه توسط الی، كباب كردن آن و شریك شدن موش در این ضیافت) تأكیدی بر نزدیك‌شدن دنیا به پایان است. همچنان كه در روایات اسلامی نیز معكوس شدن برخی امور معمول، از نشانه‌های غیرقطعی آخرالزمان عنوان شده است.

در «كتاب الی»، با پیام‌رسانی (Messenger) مواجه هستیم كه علیرغم داشتن پوست و ظاهری سیاه، ضمیری روشن دارد و این موضوع، هنگامی بیشتر جلوه می‌كند كه در اواخر فیلم متوجه می‌شویم كتاب او به خط بریل است و «الی» آن را با چشم سر نمی‌خوانده و سبب از بر بودن آن نیز، الهامات و القائات درونی است.

حالات و سكنات قهرمان و منجی «كتاب الی» شباهت بسیاری به اولیاءالله دارد و به هیچ وجه به دنبال نفسانیات و شهوات نیست. عرفان او نیز بر اساس عرفان اسلامی و «اسفار اربعه» است. چنانچه «الی» در ابتدای فیلم، مبارزه با تعدی‌گران خیابانی و ظلم آنان را جزئی از مأموریت خود نمی‌داند، اما با گذشت زمان متحول شده و به مقام «الی الخلق» می‌رسد، یعنی حق الناس را ارجح از حق‌الله می‌داند. این موضوع در تغییر كاربری و تعویض نقش «كتاب» از هدف به وسیله نیز كاملاً مشهود است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

حسن عباسی در مقدمه ‌ای بر تحلیل سریال الیس (Alias):

اولین كاركرد هالیوود ترسیم دشمن جدید یعنی "اسلام" است

اشاره: متن زیر قسمت اول سخنرانی حسن عباسی پیرامون مقدمه‌ای بر تحلیل سریال الیس (Alias) می‌باشد كه در فرهنگسرای ارسباران تحت عنوان سلسله بحث‌هایی پیرامون نقد و تحلیل برفیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی ایرادشده است.

به گزارش رجانیوز، تبیین سینمای استراتژیك و انگاره سریال‌هایی كه اهمیت استراتژیك دارند موضوع اصلی این مقدمه می‌باشد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم ‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین

عموماً برای كسی كه كلاس‌داری و یا سخنرانی می‌كند، بحث تكراری و دوباره مطرح كردن مطالبی كه یكی دو بار تكرار شده عذاب‌آور و دشوار است. بحث سریال‌ها هم ازاین زاویه است. در یكی دو سال گذشته در دانشگاه سوره و دانشگاه تهران در این باره بحث‌هایی مطرح شد. هر چند در این مدت مردم انرژی بیشتری گذاشته‌ و سریال‌های بیشتری را دیده‌اند و امروز عموم مردم با این سریال‌ها آشنا هستند، ولی برای ما بازگشت مجدد به آنها و طرح و بررسی آنها و به عبارتی تكرار این مسائل ملال‌آور است.

پیش از این شخص رمانی می‌خواند كه دو سه هفته یا یك ماه طول می‌كشید. بعد آن را در قالب یك فیلم سینمایی دو ساعته می‌دید، ولی امروز مخاطب عمومی سریال‌ها در طول سال به طور متوسط پانصد تا ششصد قسمت سریال می‌بیند. شیوع سریال‌های متعدد آمریكایی و بعد هم كره‌ای و سایر جوامع و ارتقای ذائقه مخاطب نشان می‌دهد كه ذائقه فرهنگی و هنری مردم در سراسر جهان ارتقای چشمگیری پیدا كرده و از این حیث ضریب نفوذ رسانه‌ها بیشتر و چشمگیرتر شده است.

از بین 120 سریال شاخصی كه امروزه مطرح و مربوط به 10، 15 سال گذشته است، دوستان 17 سریال را مشخص كرده‌اند تا گزاره‌های آنها را ارزیابی نسبی كنیم. این سریال‌ها خصوصاً آمریكایی و یا محصول سایر جوامع است. شقّ عمومی سرگرم‌ كنندگی این سریال‌ها محفوظ است، اما نمی‌توان تأثیر كار را به صرف سرگرمی و سرگرم‌سازی آن ارزیابی كرد. عمدتاً عنصر تأثیرگذار این سریال‌ها خیلی بیشتر از عنصر سرگرمی آنهاست. بیش از آنچه كه تصور می‌شود پشت اینها برنامه و اندیشه نهفته است. بخش عمده‌ای از تأثیرگذاری آنها همین عمقی است كه در این آرا و آثار وجود دارد. لذا در ابتدای این جلسه مقدمه‌ای عرض می‌كنم، سپس اجمالاً به یكی از این سریال‌ها می‌پردازم تا فتح بابی برای آن سری و مجموعه‌هایی كه سنگین‌تر و طولانی‌ترند، باشد.

بحث مقدماتی‌ام تبیین سینمای استراتژیك و انگاره سریال‌هایی است كه اهمیت استراتژیك دارند. شكل‌دهی به جامعه، جامعه‌سازی و تمدن‌سازی نیاز به طراحی دارد. هرگاه شما بخواهید بنایی را بسازید نیاز به طرحی دارید. جامعه و تمدن‌سازی هم مبتنی بر طرحی صورت می‌گیرد. امروزه عنصر اصلی انتقال این طرح سریال‌ها و در لایه محدودتر فیلم‌های سینمایی است. در واقع دوره‌ای كه فیلسوفان بنشینند و برای طراحی جوامع كتاب فلسفی بنویسند، به پایان رسیده و امروزه ماهیت رفتار فیلسوفان ماهیت رفتار یك كارگردان، سناریست، تهیه كننده یا هنرپیشه است. در واقع پیشقراولان طرح برای ایجاد بنای جامعه تمدنی، هنرمندان در حوزه هنر سینما هستند. هر چند رقیب جدی به نام بازی‌های كامپیوتری به سرعت برای آنها چالش‌آفرین می‌شود، اما به هر حال در آینده مشخصی تأثیر این سریال‌ها و در لایه دوم فیلم‌های سینمایی در تمدن‌سازی بسیار مهم است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو