Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب یهود و صهیونیسم

کنیسه‌ی خراب

 و بالأخره سنگ بنای معبد دروغین یا همان «هیکل سلیمان» در «بیت المقدّس» و در فاصلة 50 متری «مسجدالاقصی» گذاشته شد. نخست وزیر رژیم صهیونیستی طیّ دو جلسة محرمانه و پشت درهای بسته در سخنانی به مقامات اسرائیلی از الحاق کامل بیت المقدّس به اسرائیل خبر داد.

او در دو نشست با وزیران کابینة خودش و مقامات شهرک نشینان که در 25 دسامبر 2009م. برگزار شد، اعلام کرد که: شما به زودی خواهید توانست در هر جایی از شرق بیت‌المقدّس که اراده کنید، ساكن شوید.


بیت‌المقدّس پایتخت واحد و ابدی اسرائیل برای مردم یهود می‌شود و تا شش ماه دیگر چیزی به نام بیت‌المقدّس شرقی وجود نخواهد داشت.
رژیم اشغالگر در سال 2001م. تصمیم به ساخت کنیسه‌ای به نام «کنیسة خرابه» گرفت و با بودجه‌ای معادل 12 میلیون دلار که از طریق کمک یهودیان سراسر جهان جمع آوری شده بود، عملیات ساخت را در سال 2006م.‌ شروع کرد.

گفته شده که این کنیسه در زمانی که صهیونیست‌ها در تلاش برای تصرّف شرق بیت‌المقدّس بودند، ویران شده است.
افتتاح کنیسة خرابه در بیت المقدّس هم‌ زمان با روز جهانی ساخت هیکل وهمی، دلالت بر وجود اهداف بزرگتر می‌کند.
بلندی، معماری و تقلید از ابعاد و زوایای قدس که در ساخت این کنیسه به کار رفته است، نشانه‌ها و مختصّات تاریخی و فرهنگی حرم قدس را محو می‌کند.
کشورهای اسلامی در اقدامی کلیشه‌ای و فاقد هرگونه ضمانت با یک خبر ساده، افتتاح این کنیسه را به منزلة معبری برای تصرّف کامل بیت‌المقدّس شرقی و ساخت هیکل موهوم محکوم کردند.

مطبوعات صهیونیستی قبلاً 16 مارس یعنی 25 اسفند را به عنوان زمان جدید استقرار سنگ بنای ساخت معبد سوم سلیمان بر ویرانه‌های مسجدالاقصی اعلام کرده بودند.آنها همچنین با وقاحت تمام که حکایت از اطمینان آنها از فقدان هرگونه عکس العمل مسلمانان می‌کند، اعلام کرده‌اند روز 16 مارس 2010م. زمان ساخته شدن بارگاه سوم سلیمان خواهد بود.

بیشتر خبرگزاری‌ها و سرویس‌های خبری و تصویری بنی اسرائیلی، افتتاح این کنیسه را خبر دادند؛ در حالی که تقریباً سایت‌های خبری اسلامی به سادگی از کنار این خبر مهم گذشتند. بلندترین و بزرگترین کنیسه که دیروز افتتاح شد، به یهودیان اجازه می‌دهد تا در محلّ مسجدالاقصی هیکل سوم را بسازند.
در واقع تخریب کامل قبلة اوّل مسلمانان با افتتاح این کنیسه آغاز شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

گام اول یهودی سازی قدس برداشته شده است

محمد خلیلی
در این بی خبری از قدس به سخنرانی دکتر کوشکی که رفتیم، یک خروار رسانه را یک ساعته دوپینگ کردیم. دیدم واقعا حیف است که این بحث که می تواند حاصل کلی تلاش یک دانشجو برای نوشتن مقاله دانشجویی باشد به دیگران نرسد. بنابراین یادداشت های خودم را از جلسه-که تقریبا کامل بود- آوردم و معتقدم که حداقل به یک بار خواندن می ارزد.

وقایع اخیر قدس به دلایلی در ایران بازتاب نیافت. شاید باورتان نشود، ولی امروز برای خود من اتفاقی افتاد که شرمنده شدم. سر کلاسی که دانشجوهای گرایش خاورمیانه ی دانشگاه تهران بودند که این وقایع در حوزه ی تخصصشان اتفاق افتاده است وقتی از وقایع اخیر قدس پرسیدم هیچ کس خبر نداشت. ببینید این روند بی‌خبری تا کجا پیش رفته است. صدا و سیما هم که به بهانه ی خراب نکردن شیرینی عید مردم اخبار را چندان بازتاب نداد. ابتدا که تصادفات جاده ها را می گفت و سپس هم که خبرهای دیگر و بعد هم که نوبت معرفی دیدنی های فلان استان بود و در آخر خبر می داد چند فلسطینی هم کشته شده اند...

در نشستی با دکتر رمضان عبدا... ایشان نکاتی را مطرح کردند که ابتدا آن‌ها را ذکر می کنم. در برخی از رسانه ها روند چند ماه اخیر به عنوان فلسطین در آستانه ی انتفاضه ی شوم معرفی شده است. اسراییل در هفته ی آخر شب عید (گل خرید ایرانیان) کنیسه ای را در بیت المقدس افتتاح کرد. قبلا شهر بیت المقدس را هم پایتخت اسلام کرده اند و حتی سفارت چند کشور هم به این شهر رفته است. این کنیسه در 450 متری سایت مسجدالاقص(15-16 مکان مقدس برای مسلمانان مسیحیان) بنا شده است و ادعا می‌کنند که تا وقتی این کنیسه و معبد هیکل بازسازی نشده است ما محراب نداریم، سرگشته ایم و باید جلوی دیوار ندبه- که احتمالا رییس جمهورهای امریکا را جلوی آن دیده اید- عبادت کنیم. این کنیسه ی خراب نماد مظلوم نمایی آن ها هم شده است. با معماری تاریخی ساخته شده است تا نمادی باشد از این که این بنا در تاریخ بوده است و خراب شده است. با نام «خراب» هم که این مظلوم نمایی کامل می‌شود.حال هرکس وارد این شهر می شود، دیگر گل سرسبد شهر را قبه الصخره نمی بیند، چرا که دیگر بلند ترین بنای مذهبی شهر کنیسه است و نه قبه الصخره، و این گردشگران را هم به کنیسه ی خراب جذب می کند و این هم مایه ی تبلیغ است. صهیونیست ها از تمامی جهان هنرمندانشان را جمع کرده اند و هیکل سلیمان را روی همه جای این کنیسه حک کرده اند. سه روز افتتاح این کنیسه اوج دعوای کرانه ی باختری با ارتش اسراییل بود(هفته ی آخر اسفند). پس متأسفانه باید بگویم گام اول یهودی سازی قدس برداشته شده است. این تستی برای سنجش حساسیت جهان اسلام بود که جهان اسلام در آن مردود شد و حساسیتی نشان نداد و بدون واکنش چندانی این کنیسه افتتاح شد. این کنیسه 12 پنجره به عنوان نماد 12 سبط دارد، و گنبدش هم 25 متر – وبالاتر از گنبد قبه الصخره- ارتفاع دارد. افتتاح آن هم با حمل تورات سوخته و دیگر تشریفات از این دست انجام شد که احساس یهودیان سراسر جهان را برانگیزد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

لابی یهود

مارك وبر

اشاره:
همه سال‌های نیمه دوم قرن بیستم با جنایات و كشتارهای دولت تجاوزگر اسراییل علیه مردم فلسطین همراه بوده است. جنایاتی كه به ‌رغم محكومیت جهانی آن، نه تنها از سوی دولت آمریكا محكوم نمی‌شود، بلكه همه ساله با وجود كمك‌های چندمیلیاردی دولت ایالات متحده به دولت اسراییل، با انواع كمك‌های سیاسی و نظامی نیز همراه است. از دیگر سو، رسانه‌های آمریكا و سیستم آموزشی این كشور با مظلوم ‌نمایی مردم یهودی ساكن اسراییل، فلسطینیان را تروریست می‌خوانند. نویسنده این مقاله با تبیین ابعاد مختلف «لابی قدرتمند یهود» و تأثیرات شگفت‌انگیز آن بر فرهنگ، رسانه‌ها و اقتصاد آمریكا معتقد است، یهودیان ممكن است با نفوذ قدرتمند خود، زمینه‌ساز آغاز جنگ جهانی سوم گردند. هم‌زمان با سالگشت اشغال سرزمین فلسطین به دست صهیونیسم بین‌الملل، این مقاله به حضور خوانندگان گرامی موعود تقدیم می‌گردد. 

اتحاد شگفت‌آور یهودیان
قدرت هولناك لابی یهود پدیده جدیدی نیست اما از گذشته، عامل مهم و تأثیرگذاری بر زندگی عموم آمریكاییان بوده است.
در سال 1941 میلادی، چارلز لیندبرگ در مورد خطر گسترش قدرت و نفوذ یهودیان در رسانه‌ها و دولت آمریكا صحبت نموده بود. این خلبان نامدار 39 ساله كه به دلیل پرواز تاریخی و تك نفره خود از نیویورك تا پاریس، شناخته شده است، در جمع 7000 نفر از مردم شهر «دس مونیس» در 11 سپتامبر 1941، از احتمال مشاركت دولت آمریكا در جنگ جهانی دوم و لشكركشی به اروپا احساس نگرانی كرده بود. او از 3 گروه. كشور انگلستان، یهودیان و دولت روزولت كه با فشار خود آمریكا را در جنگ وارد خواهند نمود، نام برده بود. او در مورد یهودیان گفت:
بزرگ‌ترین خطر آنها برای این كشور، تسلط یهودیان بر رسانه‌ها، سینما، رادیو و دولت ایالات متحده است.
لیندبرگ ادامه می‌دهد:
آنان به دلیل این كه به این آب و خاك تعلق ندارند، تمایل دارند ما را به جنگ وارد نمایند. ما نمی‌توانیم پافشاری آنها بر منافعشان را سرزنش نماییم، بلكه ما باید به آینده آمریكا بیندیشیم. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم كه دیگران، كشور ما را به ویرانی و تباهی بكشانند.
در سال 1987 میلادی، آلفرد لیلینتال، استاد یهودی دانشگاهی در آمریكا، در كتاب خود با نام ارتباطات یهودی می‌نویسد:
آیا می‌دانید صهیونیست‌ها چه فشارهایی را بر مردم آمریكا وارد می‌نمایند؟ این فشارها حاكی از ارتباطات یهودیان است. آنان با همدیگر اتحادی شگفت‌انگیز دارند اما در ارتباط با دیگر افراد غیریهودی، شدیداً دافعه دارند... در مناطق بزرگ، یهودیان صهیونیست در محدوده بخش‌های هنری، صنایع سرگرم كننده، اجتماعی، تجاری و مالی كشور ما، نفوذی فراوان دارند. همچنین به دلیل سلطه یهودیان بر رسانه‌های مختلف كشور ما، پوشش خبری زد و خوردهای سربازان اسراییل و مردم فلسطین در تلویزیون‌های آمریكا، روزنامه‌ها و مجلات این كشور، رویكردی همسو با سیاست‌های دولت اسراییل دارد. به عنوان مثال، این رسانه‌ها به صورتی نادرست از فلسطینیان مبارز به عنوان افراد «تروریست» نام می‌برند. انعكاس یك طرفه و جانبدارانه وقایع موجود در منطقه و عدم توجه به دلایل مقاومت‌های مردمی در فلسطین را نیز تنها می‌توان به دلیل كنترل‌های همه جانبه و شدید یهودیان صهیونیست بر رسانه‌های ما دانست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

ارض موعود؛ قوم برگزیده

 «نه یهودیان و نه اجداد آنان هرگز، یك نژاد یا حتّی گروه قومی مشخّص و خالصی را تشكیل نداده‌اند». كلمة عبرانی «هیبرو» نیز اشتقاق از یك محل یا ناحیه ندارد. بلكه، از كلمة «Ibhri» به معنی كسی كه طیّ طریق كرده گرفته شده است.» این كلمه برای اوّلین بار، جهت اشاره به حركت ابراهیم(ع) وقتی كه از خانه‌اش در اور «Ur of Chaldeesur» از اردن گذشت و داخل سرزمین مقدّس شد، به كار رفته است».
 
 
 
صهیونیست‌ها مدام از «ارض موعود، برای قوم برگزیده» سخن گفته‌اند. امّا این «ارض موعود» كجاست و این قوم «برگزیده» كیانند؟ تئودور هرتزل، بنیان‌گذار سازمان صهیونیسم جهانی در سال 1900 م. نوشت: «بازگشت ما به سرزمین پدرانمان، چنان‌كه در كتاب مقدّس وعده داده شده است، از بزرگ‌ترین مسائل سیاسی مورد علاقة قدرت‌هایی است كه در آسیا، چیزی را می‌جویند».1 فلسطین از قرن دوازده قبل از میلاد توسط فلسطینیانی كه تاریخ از آنان به نام دلیران یاد كرده است و به «مردم دریا» معروف بودند، اداره می‌شد. آنها در قسمت جنوبی دریای مدیترانه «ساحل كنعان» ـ غزّة امروزی ـ سكنا داشتند.

تاریخ از كنعان2 كه در كنار فلسطین قرار داشت، از حدود بیست قرن قبل از میلاد، یاد كرده است. قوم بنی‌اسرائیل در قرون 14 و 13 (ق. م) وقتی از مصر اخراج شدند، وارد كنعان شدند. آنان برای مدّت دو قرن، تنها دو قرن، تا ظهور آشور بنی‌پال در آنجا ساكن بودند. مهاجران قوم بنی‌اسرائیل، كم‌كم به سرزمین‌های اطراف كنعان با جنگ و ستیز و حیله دست یافتند. در زمان حضرت سلیمان، اورشلیم به همان ترتیب یاد شده به تصرّف آنان درآمد. معبد سلیمان بر كوه صهیون توسّط آن حضرت به نام «معبد خدا» بنا شد. اكثر سال‌هایی كه قوم بنی‌اسرائیل در آن قسمت زندگی می‌كردند، در كنعان گذشت كه چنان‌كه گفته شد، در كنار فلسطین قرار داشت. آنها كم‌كم اورشلیم را گرفتند. ولی توقّف آنان در آن قسمت، بسیار كوتاه بود.

طبق روایات تورات كنعان «ارض موعود» است؛ یعنی غزّه لذا ادّعای آنان بر فلسطین كاملاً بی‌اساس است.

پس از مرگ حضرت سلیمان(ع) در سال‌های 722 ـ 732 (ق.م) آن سرزمین ـ چنان‌كه ذكر شد ـ به دست بخت نصر ـ پادشاه بابل ـ ویران گشت و ساكنان آن در به در و گروه بسیاری از آنها به بابل برده شدند. لذا در سال 721 (ق.م) حكومت بنی‌اسرائیل به طور كامل در آن نواحی از بین رفت و دیگر هرگز دولتی اسرائیلی در آن سرزمین بر سر كار نیامد. اصولاً كشور فلسطین و شهرهای اطراف آن، دیگر روی استقلال ندیدند و تنها تعدادی انگشت‌شمار یهودی سامی در آنجا به سكونت خود ادامه دادند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

صهیونیسم و انگلیس

 در نیمة دوم قرن ۱۹، برخی از بزرگان یهود و در رأس آنها تئودور هرتزل، روزنامه‌نگار اتریشی، به بهانة نجات قوم یهود در پی افزایش یهودستیزی در اروپا، تنها راه ممکن برای حلّ مشکلات آنان را تشکیل دولتی مستقل اعلام داشتند. آنها در ابتدا تلاش زیادی کردند تا سرزمین فلسطین را در مقابل پول از سلطان عثمانی به دست آوردند، ولی ناکام ماندند و به سوی امپراتوری بریتانیا روی آوردند
 

اشاره:

از زمان پیدایش جنبش صهیونیسم و تشکیل دولتی یهودی در سرزمین‌‌های فلسطینی، جهان اسلام و به ویژه منطقة خاورمیانه به مدّت بیش از یک قرن همواره با مشکلات بزرگی مواجه بوده است، به گونه‌ای که بسیاری از کشورهای منطقه مجبور بوده‌اند، بخش بزرگی از سرمایة کشورشان را جهت مقابله با طرح‌های صهیونیستی رژیم اسرائیل هزینه کنند.در این میان هرچند نقش قدرت‌های بزرگ در پیدایش جنبش صهیونیسم و به تبع آن تشکیل رژیم یهودی مورد توجّه پژوهشگران بوده و نوشته‌های زیادی در این رابطه وجود دارد، ولی اکثراً به نقش دولت ایالات متّحده پرداخته شده و توجّه چندانی به قدرت‌های دیگر از جمله بریتانیا و فرانسه و پیوند تاریخی آنها با صهیونیسم ندارند. به همین صورت شاهدیم که اکثر نوشته‌ها نیز به لابی صهیونیستی در ایالات متّحده اشاره داشته و توجّهی به نقش سازمان‌های بزرگ و تأثیرگذار صهیونیستی در دو کشور مذکور اروپایی نمی‌شود.

نظر به این مسئله، نوشتة حاضر تلاش دارد با نگاهی به پیوند تاریخی صهیونیسم با هیئت حاکمة بریتانیا و فرانسه، به معرفی و بررسی نقش و جایگاه صهیونیستی در این کشورها بپردازد. در این بخش از نوشتار به رابطة صهیونیسم و انگلیس می‌پردازیم.


صهیونیسم و انواع آن

صهیونیسم از کلمة «صهیون» نام تپه‌‌ای در بیت‌‌المقدّس اقتباس شده که ریشه در باورهای مذهبی یهودیان داشته است. آنها اعتقاد دارند که آرامگاه حضرت داوود(ع) در آنجا قرار دارد. در بعد سیاسی، صهیونیسم نام یک جنبش ناسیونالیستی یهودی است که ایجاد دولتی یهودی در فلسطین را هدف خود قرار داده بود. در واقع این جنبش صورت دنیوی و ملّت‌پرستانه‌ای از یهودیت است که پس از پیدایش موج جدید یهودستیزی در اواخر قرن 19 م.
پدید آمد. بنابر نظر صهیونیست‌ها، یهودیان خارج از این سرزمین، در تبعید زندگی می‌کنند و زندگی کامل فقط در سرزمین موعود ممکن است.

جنبش صهیونیستی در قرن نوزدهم میلادی، زمانی به وجود آمد که دو گرایش عمده بر عرصة تفکّر سیاسی آن روز اروپا سایه افکنده بود: گرایش اوّل اعتقاد به برادری، برابری، رشد و تعالی انسان‌ها و طبیعت نیک آن و ساختن جهانی داشت که انسان‌ها بتوانند چون یک خانواده در آن زندگی کنند. درحالی که گرایش دوم، از برتری و تفاوت نژادی ملّت‌ها جانبداری می‌‌کرد. دربارة جنبش صهیونیستی نیز باید گفت که این حرکت بر مبنای گرایش دوم ابتدا در اروپا شکل گرفت و سپس به صورت یک جریان سیاسی وارد فلسطین شد.
به هرحال صهیونیست‌ها حرکت خود را جنبشی ملّی می‌دانند که اساس آن، سرزمین موعود و بازگشت مردمان یهودی به آنجا می‌باشد. هستة اصلی ایدة آنان نیز همان است که در بیانیة تأسیس رژیم صهیونیستی در 14 می سال 1948 آمده است: «سرزمین اسرائیل موطن ملّت یهود می‌باشد. در اینجا هویت معنوی، مذهبی و سیاسی آنها شکل گرفت. آنها در اینجا برای نخستین بار تشکیل دولت داده، ارزش‌های فرهنگی ملی و جهانی را ایجاد کردند و به جهانیان کتاب ابدی مادر کتاب‌ها (تورات) را ارزانی داشتند. این مردمان پس از تبعید همچنان ایمان خود را حفظ کردند و هرگز از دعا و امید برای بازگشت به وطن خود و بازپس‌گیری آن برای کسب آزادی سیاسی دست نکشیدند.» صهیونیسم به سه شاخه دسته‌بندی می‌شود که عبارتند از:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

زوایای تاریکی از تأسیس و تثبیت اسرائیل

با توجه به برگزاری کنفرانس بین المللی قدس و حمایت از مردم فلسطین از تاریخ 25 تا 27 فروردین ماه سال 1385 در تهران ، نگارنده در این مقاله به زوایای تاریکی از تأسیس و تثبیت رژیم اسرائیل می پردازد که تاکنون کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند.

در قرن هیجدهم وقتی كه پذیرش یهودیان در كشورهای جدید ملی اروپا دچار اشكال شد، ناپلئون از یهودیان خواست زیر پرچم او جمع شوند و اورشلیم قدیم را بدست آورند. این بیان به اندیشه برگشت به فلسطین فرصت تولد داد. در سال 1865 جوزف سالوادور گفت: «دولت جدید در سواحل شهرستان جلیل1 و در كنعان قدیم تأسیس خواهد یافت. یهودیان در اثر تركیب كشش‌های خاطرات تاریخی، تعقیب شدن در كشورهای مختلف و احساس بوریتانیسم انجیلی انگلستان به فلسطین بر خواهند گشت»2 .
در این راستا «تئودور هرتسل»(3) (1904-1860) بنیانگذار کنگره بال سوئیس می نویسد:
«ما همچنین باید بخشی از یك دیوار دفاعی برای تمدن قدیمی اروپا در مقابل بربریت آسیا را تشكیل دهیم. ما باید در ارتباط نزدیك با تمام اروپا باشیم كه تداوم وجود ما را تضمین خواهد كرد.»(4)
هرتسل بعد از كوشش‌های فراوان موفق شد در سال 1897 اولین كنگره صهیونیست‌ها را با بیش از 200 عضو تشكیل دهد و این كنگره سازمان جهانی صهیونیستی را بوجود آورد و همه یهودیان را برای تشكیل یك كشور یهودی‌نشین در فلسطین فراخواند.
هرتسل با پیروزمندی ادعا كرد: «اگر آنچه در كنگره بال روی داد جمع‌بندی شود ، باید بگویم كه من دولت یهود را تأسیس كردم. این بیان امروز خنده همگان را برخواهد انگیخت. اما شاید در بیست و پنج و مطمئناً در پنجاه سال آینده این كشور تشكیل خواهد شد و همه جهان آن را خواهند دید.»(5)
در این راستا می توان گفت از همان ابتدای اندیشه صهیونیستی، اصطلاح «یهودی» بدل به «اشكنازی»(6) (یهودیان اروپائی) گردید و كلمه «سفاردی»(7) (یهودیان یمن، مراكش، حلب و غیره) حذف شد. به همین ترتیب تا استقرار دولت صهیونیستی در سال 1948 تمام كوشش‌ها برای به كار گرفتن فقط یهودیان اروپا به كار رفت تا متعهد رسالت گسترش تمدن اروپائی در خاور میانه باشند. در سال 1896 هرتسل در نامه خود به «گراند دوك بادن» به او اطمینان داد كه وقتی یهودیان به سرزمین اجدادی خود برگشتند همانند نمایندگان تمدن غرب عمل خواهند كرد كه پاكی و نظم و عادات استقراریافته غرب را به این گوشه شرق طاعون‌شده و شیطان‌زده خواهند برد. (8)
گروه‌های كشاورزی یهودیان در فلسطین با مهاجرت مداوم از اروپای غربی كه تا سال 1914 به 58 هزار نفر رسید آغاز شد.
اعلامیه مشهور «بالفور»(9) در سال 1917 تعهد آشكار برای تشكیل سرزمین یهودیان، مزایای چند جانبه داشت. سرزمین یهودی‌نشین نماینده بریتانیا در خاورمیانه و به نفع امپراطوری بود و باعث جلب حمایت آمریكا برای جنگ می‌شد .
بعد از جنگ جهانی دوم نیز تبلیغات زیاد بركوره‌های آدم‌سوزی (هلوکاست) (10) ، دراستقرار دولت اسرائیل نقش بسزایی داشتند ؛ سایه «داخائو»(11) «تربلینكا»(12) و «آشویتس» (13). احساس گناه در میان اروپائیان و آمریكای شمالی و آرزو و تمنای تأمین سرزمینی برای یهودیان و خلاص شدن از یهودیان ناخواسته و شكننده در اروپا می‌تواند به عنوان عواملی دیگر ذكر گردد. هیتلر می‌خواست یهودیان را از اروپا بیرون راند و اسرائیل راهی مطمئن برای سكونت یهودیان در خارج از اروپا بوجود آورد.
در ضمن جنگ 8-1947 یهودیان واعراب، هنگهای داوطلب اسرائیل و ایالات متحده نیز به آنها پیوستند و سلاح‌های تهیه شده در اروپا را در اختیار آنها قراردادند و دولت بریتانیا نیز در فلسطین به آنها كمك می‌كرد و مهاجرت غیرقانونی آنها را نادیده گرفت.
در این زمان چرچیل به به وایزمن گفت كه او حامی صهیونیست‌ها برای كسب تمام فلسطین است و در صورت ناكامی ، با سرعت بخشیدن به مهاجرت یهودیان به فلسطین (100 تا 150 هزار نفر در سال و در ضمن ده سال 1.150.000 نفر توازن جمعیت را از 1.200.000 نفر عرب در مقابل 600 هزار یهودی تغییر خواهد داد) این امر عملی خواهد شد.
در 27 ژوئیه 1946 دولت جدید كارگر با نخست‌وزیری «كلمنت آتلی» (14)به قدرت رسید و موجب رضایت عمیق صهیونیست‌ها گردید زیرا حزب كارگر از سال 1940 با مصوبات خود از صهیونیست‌ها حمایت كرده بود.
وایزمن در ایجاد فشار برا عراب اصرار داشت زیرا معتقد بود یهودیان هرگز در هیچ كشور لیبرال غربی زمینه جذب در اجتماع را پیدا نخواهند كرد و تا زمانی كه دروازه‌های فلسطین باز است فشارها به سوی آمریكا و بریتانیا منحرف خواهد شد و هر كدام از یهودیان اروپائی در این دو كشور دوستان یا منسوبینی دارند و این دو كشور خطر مسموم شدن در اثر مسئله یهودیان را -چون گذشته- خواهند پذیرفت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

ساختار تشكیلاتی موساد

سازمان موساد، كه مسئولیت جمع آوری اطلاعات انسانی، عملیات مخفی و ضدتروریسم را برعهده دارد، تمركز خود را بر ملت های عرب و سازمان های عربی در سراسر جهان معطوف كرده است.
این موسسه همچنین مسئول جنبش مخفی مهاجران یهودی برای خروج آنها از سوریه، ایران و اتیوپی و مهاجرت دادن آنها به اسرائیل می باشد. عوامل موساد در حال حاضر در كشورهایی كه سابقاً كمونیست بودند، غرب و سازمان ملل متحد فعال هستند.
دفتر اصلی موساد در تل آویو است. این مؤسسه در دهه 80 بین 1500 تا 2000 نفر پرسنل داشت و برآوردهای اخیر حاكی از 1200 نفر كارمند می باشد. هویت مدیر موساد معمولاً جزو اسرار حكومتی تلقی می شود و یا حداقل اینكه در عموم و رسانه ها چیزی در باره وی مطرح نمی شود اما در ماه مارس سال 1996 دولت اسرائیل انتصاب ژنرال ارشد دانی یاقوم را به جای رئیس قبلی این مؤسسه یعنی شبتای شاویت كه در اوایل سال 1996 استعفاء داده بود، اعلام كرد و در سپتامبر 2002 مئیر داگان به عنوان مدیر جدید موساد انتخاب شد.
موساد كه در گذشته به عنوان مؤسسه هماهنگی و مؤسسه مركزی اطلاعات و امنیت اسرائیل شناخته می شد، در اول آوریل سال 1951 تشكیل شد. موساد توسط نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی یعنی داوید بن گورین تاسیس شد كه هدف آن را اینگونه اعلام كرد: «برای كشور ما كه از ابتدای تاسیس تحت فشار دشمنانش قرار داشته است، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروری است و ما باید به خوبی بیاموزیم و بدانیم كه در اطرافمان چه می گذرد».
موساد هشت بخش اصلی دارد با این وجود جزئیات سازمان داخلی آن همچنان مخفی باقی مانده است. بخش جمع آوری كه بزرگترین بخش آن است و مسئولیت عملیات جاسوسی را برعهده دارد، دفاتری را در خارج اسرائیل تحت پوشش دیپلماتیك و غیررسمی تاسیس كرده است. این بخش شامل قسمت هایی است كه هر یك مسئول نواحی ویژه جغرافیایی می باشند و هدایت مأموران فعال درآن نواحی را برعهده دارند. موساد از سال 2000 یك فعالیت تبلیغی گسترده را در جهت استخدام ماموران جدید جمع آوری خبر و اطلاعات آغاز كرد.


بخش همكاری و اقدام سیاسی:
فعالیت های سیاسی و همكاری با سرویس های اطلاعات خارجی كشورهای دوست اسرائیل و نیز كشورهایی كه روابط دیپلماتیك عادی با اسرائیل ندارد را انجام می دهد. در دفاتر بزرگتر خود در كشورهایی مانند فرانسه، موساد دو كنترل كننده منطقه ای تحت پوشش كاركنان سفارت خود در پاریس دارد. یكی ازآنها برای بخش جمع آوری كار می كند و دیگری برای بخش همكاری و اقدام سیاسی.

بخش عملیات ویژه:
 با عنوان متساوا ترورهای بسیار حساس، خرابكاری ها و اقدامات شبه نظامی دقیق و پروژه های جنگ روانی را انجام می دهد. این بخش مسئولیت ترور شخصیت های ویژه و نظامی فلسطینی را برعهده دارد.

بخش LAP:
 مسئول اجرای جنگ روانی، تبلیغات و عملیات فریب می باشد كه تهاجمات فرهنگی و اخبار دروغ نشر شده در مطبوعات جزو اقدامات این بخش است.

بخش تحقیقات:
 مسئول تولید اطلاعات نظیر گزارش های روزانه، خلاصه وضعیت های هفتگی و گزارش های مشروع ماهانه. این بخش در قالب 15 بخش ویژه جغرافیایی یا دفاتر منطقه ای سازماندهی شده است كه شامل ایالات متحده آمریكا، كانادا و اروپای غربی، آمریكای لاتین، كشورهای سابق اتحاد جماهیر شوروی، چین، آفریقا، مغرب (مراكش)، الجزایر، تونس، لیبی، عراق، اردن، سوریه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ایران می باشد. یك بخش هسته ای نیز متمركز بر موضوعات خاص و مرتبط با تسلیحات هسته ای تشكیل شده است. كه معمولاً جزو سری ترین بخش ها است.

بخش تكنولوژی:
 مسئول توسعه فناوری های پیشرفته برای پشتیبانی فنی ازعملیات موساد است. در آوریل 2001 موساد یك آگهی استخدام در رسانه های اسرائیلی درج كرد مبنی بر اینكه به تعدادی مهندس الكترونیك و متخصص كامپیوتر برای واحد تكنولوژی موساد نیاز دارد.
در سال 1996 در یك نشریه چاپ آمریكا مطلبی درج شد كه بخش اطلاعات عملیات موساد ادعا كرده است بزرگترین ترورهای دنیا را 10 دقیقه قبل از وقوع شناسایی می كند، در حالی كه قبلاً CIA فاش كرده بود این اقدامات را 8 دقیقه قبل از وقوع ترور شناسایی می كند.


 منبع:موعود

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

توطئه‌های صهیونیست‌ها برای تخریب مسجدالاقصی به زبان خود آن‌ها

رام‌الله ـ مركز اطلاع‌رسانی فلسطین
با شدت گرفتن بحث و مناقشه دربارة اجرای طرح عقب‌نشینی یك جانبه «اسرائیل» از نوار غزه كه آریل شارون نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی آن‌را مطرح ساخت، تلاش‌های راست‌گرایان افراطی یهود برای مقابله و مخالفت با این طرح، به اوج خود رسید. مخالفت‌ها آنقدر زیاد بود كه سازمان‌های امنیتی «تل‌آویو» به ویژه بخش امنیت داخلی این رژیم را مجبور ساخت تا تخریب مسجدالاقصی را امری حتمی و اجتناب‌ناپذیر اعلام كنند.!!!

یك روزنامه عبری زبان اخیرا در گزارش خود نوشت كه مسجدالاقصی در آستانه نابودی قرار دارد. از سوی دیگر، «نوعم لیفنات» برادر خانم «لیمور لیفنات» وزیر آموزش و پرورش رژیم صهونیستی اظهارداشت كه وی كاملاً مایل به تخریب مسجدالاقصی و تأسیس معبد موهوم به جای آن است. وی تأكید كرد كه صهیونیست‌ها سه هزار سال است كه در رؤیای تخریب این مسجد به سر می‌برند. از سوی دیگر وزارت امور خارجه آمریكا از آغاز هفته جاری به اتباع خود هشدار داد كه به زیارت مسجدالاقصی نروند. در این میان «كمال خطیب» نایب رئیس جنبش اسلامی فلسطین، «تل‌آویو» را مسئول هرگونه تجاوز به حریم این مسجد دانسته و تأكید كرد كه تنها دانستن تصمیمات اتخاذ شده در سازمان‌های رسمی «اسرائیل» این مسئولیت را از گردن آنان ساقط نمی‌كند.

تخریب مسجدالاقصی به زمان بستگی دارد

«آلكس فیشمان» از نویسندگان روزنامه «یدیعوت آهارانوت» در گزارش سیاسی خود مخالفت محافظه‌كاران یهودی با طرح خروج «اسرائیل» از غزه و ارتباط آن با افزایش احتمال تخریب به مسجدالاقصی را شرح می‌دهد. این نویسنده به نقل از مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی می‌گوید:

تجاوز به بیت‌المقدس مرحله تئوری خود را پشت سر گذاشته است و اكنون مهم آن است كه بدانیم این اقدام چه وقت و چگونه عملی خواهد شد. سازمان‌های امنیتی رژیم صهیونیستی به ویژه «شاباك» كه وابسته به احزاب و گروه‌های افراطی و سری یهودیان هستند، اخیراً با نگرانی اظهار داشته‌اند: دیگر تهدیدات لفظی برای تخریب مسجدالاقصی پایان یافته است و این تهدیدات می‌رود كه جنبه عملی پیدا كند.

تخریب مسجدالاقصی با وجود هشدارها و تهدیدهای گوناگون هنوز به مرحله اجرا نرسیده است و این تهدیدات توجیهی برای بازداشت افراد باقی‌ نگذاشته است. زمان به سرعت می‌گذرد و هر لحظه كه به پایان مرحله جداسازی نزدیك می‌شویم بالا رفتن از دیوار خطر، تند و سریعتر می‌شود. برخی یهودیان به جد درباره پاكسازی معبد و تبدیل جهان اسلام به یك ویرانه و جلوگیری از اجرای طرح عقب‌نشینی یك جانبه از غزه و سازش بر سر زمین‌های اسرائیلی تلاش و برنامه‌ریزی می‌كنند.

از تصمیم تا اجرا راهی نمانده است. آنها وقت زیادی ندارند. طرح جداسازی تصمیمی بسیار حساس برای دستگاه‌های امنیتی است. به زودی از سوی گروه‌های توطئه‌گر تصمیمی برای حمله اتخاذ خواهد شد. این آخرین فرصت تغییر وضعیت برای آنها است. شمارش معكوس برای دستگاه‌های خنثی‌كننده آغاز شده است. بمب ساعتی در آستانه انفجار قرار دارد.

عملیات در بیت‌المقدس حتماً جالب خواهد بود، این عملیات همه معادلات را اساساً تغییر می‌دهد.
این گزارش همچنین می‌افزاید:
تهدید دیگری كه سازمان‌های امنیتی با آن روبرو هستند عملیاتی مشابه عملیات باروخ گلدشتاین یعنی تخریب یك پایگاه اسلامی به واسطه بمب یا عملیات انتحاری یك یهودی است. این‌گونه عملیات احتمالاً وضعیت را تغییر خواهد داد. با این وجود سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی دو هدف اصلی را دنبال می‌كنند: 1. ایجاد معبد موهوم؛2. حفظ قدرت شارون.

فیشمان در ادامه گزارش خود اظهار داشت:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

خطر چیست؟

هدف این مقاله، یافتن پاسخی برای این پرسش مبنایی است كه از دید امام خمینی(ره)، عمده‌ترین جریان خطرآفرین برای اسلام و مسلمین و بلكه جهان بشریت ـ به ویژه در دوران كنونی ـ كدام است؟ نویسنده محترم در پی آن است تا شیوه‌های برخورد حضرت امام(ره) را با این خطر سهمگین مورد بررسی قرار دهد.
آنان كه به طریق معمول، دربارة اندیشه و زندگانی امام خمینی(ره) داد سخن می‌دهند یا قلم‌فرسایی می‌كنند، بعضی آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوی و حكومت سفاك شاهنشاهی دانسته، سراسر زندگانی و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در این محور خلاصه می‌كنند. جریانی كه امام خمینی(ره) در برابر آن قیام كرد و تا آخرین لحظة حیات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌ای غفلت نورزید، نه فقط اسلام و امت مسلمان ایران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهانی را به مخاطره افكنده است.
امام خمینی(ره) از آغاز علنی شدن قیام خویش در سال 1341 شمسی، طیّ نطقی مبسوط، در این‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر یهود است،1... آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنی‌امیه» نیست.
هدف این مقاله، یافتن پاسخی برای این پرسش مبنایی است كه از دید امام خمینی(ره)، عمده‌ترین جریان خطرآفرین برای اسلام و مسلمین و بلكه جهان بشریت ـ به ویژه در دوران كنونی ـ كدام است؟ نویسنده محترم در پی آن است تا شیوه‌های برخورد حضرت امام(ره) را با این خطر سهمگین مورد بررسی قرار دهد.
آنان كه به طریق معمول، دربارة اندیشه و زندگانی امام خمینی(ره) داد سخن می‌دهند یا قلم‌فرسایی می‌كنند، بعضی آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوی و حكومت سفاك شاهنشاهی دانسته، سراسر زندگانی و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در این محور خلاصه می‌كنند. جریانی كه امام خمینی(ره) در برابر آن قیام كرد و تا آخرین لحظة حیات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌ای غفلت نورزید، نه فقط اسلام و امت مسلمان ایران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهانی را به مخاطره افكنده است.
امام خمینی(ره) از آغاز علنی شدن قیام خویش در سال 1341 شمسی، طیّ نطقی مبسوط، در این‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر یهود است،1... آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنی‌امیه» نیست.2
البته سلطة وحشتناك و همه جانبة یهود و دست‌پروردگان آنها بر مراكز و محافل حساس ایران ‌[آن روز]، از یك سو؛ و اشغال قبلة اول مسلمانان و معراجگاه پیامبر خاتم از سوی دیگر، تهاجمی سهمگین بود كه غیرتمندان جهان نسبت به آن احساس خطر می‌كرده‌اند اما دامنة خطر به همین جا محدود نمی‌شود. سیطرة این جماعت بر اهرم‌های قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و... در جهان، خصوصاًً مغرب‌زمین، و تعقیب استراتژی اشغال سرزمین‌های پهناور و زرخیز اسلامی برای تحقق یافتن شعار «از نیل تا فرات»، توطئه‌ای بزرگ‌تر است كه سایه شوم آن بر سر جهان اسلام سنگینی می‌كند.با آگاهی دقیق و حكیمانه از این واقعیت‌ها بود كه امام خمینی(ره) نوك پیكان مبارزة خویش را به سمت یهود و اسرائیل نشانه گرفت. و هم از این رو بود كه او همة مشكلات جهان اسلام، از جمله ایران زیر سلطة پهلوی را از این زاویه تحلیل می‌كرد:
این جانب، حسب وظیفة شرعیه، به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌كنم؛ قرآن كریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهیونیست‌هاست3 خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذكر دهید. در نوحه‌های سینه‌زنی، مصیبت‌های وارده بر اسلام و مراكز فقه و دیانت و انصار شریعت [را] یادآور شوید.4
حضرت امام(ره) پرچم مبارزه با برنامه‌ها، اهداف، و عملكرد جنایت‌بار صهیونیسم جهانی را كه در چند محور ذیل قابل تلخیص است، در دستان مبارك خویش گرفته بود:
الف) مسئلة قدس، ب) سلطه بر ایران شاهنشاهی و ایجاد روابط مستحكم و گسترده با رژیم پهلوی، ج) پیگیری استراتژی ایجاد «اسرائیل بزرگ» و اشغال ممالك اسلامی منطقه، با هدف تحقق بخشیدن به شعار دیرینة «از نیل تا فرات»، د) سیطرة همه‌جانبه بر نظام حاكم جهانی.


  • مسئله قدس
حضرت امام در تمام دوران مبارزات خویش، مسلمانان را تشویق می‌كرد كه برای آزادی قدس و فلسطین و محو رژیم نامشروع صهیونیستی بكوشند. در دیدگاه ایشان، همواره مسئلة فلسطین در رأس مسائل و مشكلات مسلمین و بزرگ‌ترین مصیبت‌جهان اسلام است:
از مصیبت‌های بزرگ مسلمین، قضیة اسرائیل تجاوزكار است5
ما می‌گوییم، اسرائیل باید از صفحة روزگار محو شود و بیت‌المقدس مال مسلمین و قبلة مسلمین است6
غصب فلسطین و كشتار و اخراج و آواره ساختن میلیون‌ها زن و مرد و كودك بی‌دفاع و بی‌پناه فلسطینی، همراه با جنایات وحشتناك و مكرر در آن سرزمین و ویران ساختن صدها شهر و روستا و مكان مقدس مسلمانان و قتل‌عام مستمر كودكان و جوانان به پا خاستة آن سامان، مسئله‌ای نیست كه بررسی آن در یك كتاب یا مقاله بگنجد. از این گذشته، نباید فراموش كرد كه توطئه اشغال فلسطین و ایجاد «اسرائیل» در قلب جهان اسلام، سرفصل توسعه‌طلبی گسترده‌ای است كه متأسفانه هنوز ملت‌های مسلمان از عمق و گسترة آن، آگاهی كافی نیافته‌اند. امروز، حتی جنایات صهیونیست‌ها در سرزمین‌های اشغالی و درد جانكاه میلیون‌ها آوارة فلسطینی در كشورهای مختلف، هنوز برای مسلمانان به خوبی تشریح نشده است. نیز عمق فاجعة اشغال فلسطین و ابعاد توطئة اشغالگران و حامیان جهانی آنها، برای مردم كشورهای اسلامی تفسیر نگشته است.
حضرت امام خمینی(ره)، با تمام وجود، این حقایق را درك كرد و یك‌تنه به مبارزه با اشغالگران برخاست. او همواره مسلمانان، به خصوص رهبران و اندیشمندان امت، را به مبارزه برای نابودی دشمن مشترك اسلام، یعنی رژیم غاصب صهیونیستی، و آزادی سرزمین فلسطین دعوت می‌نمود:
بیش از بیست سال است فریاد كرده‌ایم كه اجتماع كنید و این غده سرطانی را از بین مسلمین بیرون كنید. بیت‌المقدس را از او بگیرید؛ كشورهای اسلامی را از این غدة سرطانی آزاد كنید.7
حضرت امام نه تنها مصیبت اشغال را در رأس مصیبت‌های جهان اسلام می‌دانست، بلكه معتقد بود كه این مسئله در گستره‌ای فراتر از محدودة زمان یا مكان خاص جای دارد: «مسئلة قدس یك مسئلة شخصی و یك مسئلة مخصوص به یك كشور و یا یك مسئلة مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست بلكه حادثه‌ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده؛ از روزی كه مسجدالاقصی پی‌ریزی شد تا آنگاه كه این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه دردناك است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر كه با داشتن آن همه امكانات مادی و معنوی، مرأی و منظر آنان، به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالیقدرش این چنین جسارت واقع شود؛ آن هم از یك مشت اوباش جنایتكار! و چه ننگ است برای دولت‌های اسلامی كه با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرت‌های جهان، بنشینند و تماشاگر باشند كه آمریكا، ابرجنایتكار تاریخ، یك عنصر فاسد بی‌ارزش را در مقابل آنان علم كند و با عده‌ای ناچیز، عبادت‌گاه مقدس و قبلة اول آنان را غصب نموده و با كمال وقاحت در مقابل آنان قدرت‌نمایی كند! و چه شرم‌آور است سكوت در مقابل این فاجعة بزرگ تاریخ...!»8

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()

اسرائیل و بهائیت

مسلك بهائیت از سال 1260 ق توسط علی محمد باب كه خود را « باب » امام و وسیله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفی كرد , به وجود آمد. او سپس دعوی مهدویت كرد و گفت كه درآینده از میان بابی ها پیامبری قیام خواهد كرد و دین تازه ای خواهد آورد . وی در سال 1266 به دستور ناصرالدین شاه و امیركبیر , تیرباران شد. بعد از آن , از بین پیروانش دو برادر مدعی جانشینی وی شدند و بدین ترتیب , اختلافاتی میان پیروان فرقه افتاد. گروهی پیرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابی ها) , و عده ای دیگر پیرو برادر دوم « بهاالله » (بهائی ها) شدند و در نزاع آنها عده زیادی به هلاكت رسیدند دولت عثمانی در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسیای صغیر تبعید كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه یافت و بدین جهت , دولت عثمانی بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطین اشغالی و صبح ازل را به قبرس تبعید كرد. فعالیت بهاالله در عكا باعث شد كه بیشتر با بیان و به ویژه با بیان ایران پیرو او شوند.

از آنجا كه عمده ویژگی های رفتاری بهائیت با ویژگی های رفتاری اسرائیلی ها همخوانی داشت , با تشكیل دولت اسرائیل و تشكیلات مركزی بهائیت در شهر حیفا , این فرقه كاملا در خدمت اسرائیل قرار گرفت و فعالیت های آنها براساس خواسته های اسرائیلی ها تنظیم شد. در این میان بهائی ها از حمایت آمریكا و انگلستان نیز برخودرار بودند. از سوی دیگر , فعالیت بهائیان به خصوص در ارتباط با اسلام زدایی سازگاری زیادی با روحیه محمدرضا پهلوی داشت . مجموعه این مسائل سبب شد كه بهائیت برای حفظ موجودیت و تحقق اهداف خود در عصر محمدرضا شاه كه برای آنها به منزله دوران طلایی بود , در زمینه گسترش روابط ایران و اسرائیل كه كاملا در راستای منافع آنها بود , به فعالیت قابل توجهی بپردازند.

مسلك بهائیت از سال 1260 ق توسط علی محمد باب كه خود را « باب » امام و وسیله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفی كرد , به وجود آمد. او سپس دعوی مهدویت كرد و گفت كه درآینده از میان بابی ها پیامبری قیام خواهد كرد و دین تازه ای خواهد آورد . وی در سال 1266 به دستور ناصرالدین شاه و امیركبیر , تیرباران شد. بعد از آن , از بین پیروانش دو برادر مدعی جانشینی وی شدند و بدین ترتیب , اختلافاتی میان پیروان فرقه افتاد. گروهی پیرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابی ها) , و عده ای دیگر پیرو برادر دوم « بهاالله » (بهائی ها) شدند و در نزاع آنها عده زیادی به هلاكت رسیدند دولت عثمانی در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسیای صغیر تبعید كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه یافت و بدین جهت , دولت عثمانی بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطین اشغالی و صبح ازل را به قبرس تبعید كرد. فعالیت بهاالله در عكا باعث شد كه بیشتر با بیان و به ویژه با بیان ایران پیرو او شوند.

تشكیلات مركزی بهائیت در شهر حیفا و در كنار قبر عباس افندی قرار دارد. تشكیلات و موسسات بهائیان در هر نقطه ای از جهان زیر نظر هیئت نه نفره بیت العدل اعظم قرار دارد. در یكی از نشریات فرقه آمده است :
« آنها نهایت افتخار و مسرت , بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیای امور بن ]جمعی از دوستان بهائی [دولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان می رسانیم . گوریون ـ نخست وزیر اسرائیل ـ احساسات صمیمانه بهائیان را برای پیشرفت دولت مزبور به او ابراز نمودند و او در جواب گفته است : « از ابتدای تاسیس حكومت اسرائیل , بهائیان همواره روابط صمیمانه ای با دولت اسرائیل داشته اند » . (1 )
فرقه بهائیت كه شاخه ای از صهیونیسم به شمار می رود , طبق دستور , همه قوای خود را برای اجرای نقشه نابودی اندیشه های ملی و مذهبی در ایران به كار گرفت و برای این منظور مجریان خود را انتخاب كرد تا در بلندمدت آرمان های ملی و سنت های دینی را تخریب كنند. از این رو بهائیان , به تدریج درصدد تسخیر پست های حساس و كلیدی كشور برآمدند. این نقشه با روی كارآمدن « حسنعلی منصور » در ایران پیاده شد و برای نخستین بار پای بهائیان به كابینه وزیران ایران رسید. گرچه با ترور منصور , نقشه های وی جامه عمل نپوشید , اما به هرحال , كابینه بهائی هویدا روی كار آمد. در كابینه نخست وی , چهار وزیر بهائی حضور داشتند. هویدا در مدت حكومت خود با به كاربستن تصمیمات كادر رهبری كمیته . نفوذ بهائیان را در همه سطوح سیاسی , اقتصادی و نظامی به حد كامل گسترش داد . (2 )

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: یهود و صهیونیسم،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو