Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب امام زمان (عج)

فردا دیر است، همین امروز وضو بساز!

طیّ یک‌ سال و نیم گذشته، وقتی جریان حوادث «سوریه» بالا گرفت، بارها، مستقیم و غیر مستقیم در معرض این سؤالات قرار گرفتیم که: آیا ممکن است آنچه در سوریه می‌گذرد، مصداق پیش‌بینی روایت‌ها درباره خروج سفیانی از شام باشد؟
هرچه بر میزان جنایت‌های سلفی‌ها، به عنوان فرزند‌خواندگان ابوسفیان و معاویه نیز افزوده شد، بر این گمان دامن زد؛ به ویژه، وقتی که گردان‌های شمر، حرمله و معاویه و ... از سی و سه كشور دنیا در سوریه، روی حجاج بن یوسف ثقفی را سفید کردند و به رسم سفیانی، شکم زنان را دریدند و کودکان بیگناه را سر بریدند.
همواره در پاسخ سؤال‌کنندگان محترم عرض کرده‌ام: باید منتظر شد. ما هم امید داریم، برآیند وقایع، به اوّلین نشانه حتمیّ ظهور، یعنی خروج سفیانی بیانجامد. شتاب نکنید! امید می‌ورزیم این درد جانکاه که امروز شرق اسلامی را به ستوه آورده، فرزند مبارک موعود را ثمر دهد.
موضوع این مقاله، آنچه ما نشانه رفته‌ایم ـ وقایع سوریه و سفیانی ـ نیست. موضوع مقاله، «خودمان» هستیم.
بی مقدّمه عرض می‌کنم در طول تاریخ حیات بشر بر پهنه خاک، از میان میلیون‌ها و شاید میلیاردها زن، تنها و تنها یک زن و آن هم برای یک بار بی دیدار شویی، باردار و به اذن‌الله فرزندی مبارک را به خلق عالم هدیه نمود و او حضرت مریم عذرا(س) بود؛ وگرنه، حسب سنّت ثابت آفریدگار هستی، همواره فرزندان جسم و جان آدمی، پس از دیدار زنی و مردی و تزویج آن دو پای به عرصه حیات گذارده‌اند تا دانسته شود آنکه بی ازدواج، تولّد فرزندی را چشم ‌می‌دارد، خام طمعی بیش نیست.
زایش جان آدمی نیز همچون زایش جسم او در گرو تزویج است. تا روح خام، همچون رَحِمْ خام، پذیرای نطفه قوی معرفت نشود و در ازدواج با روح بلند مردان صاحب معرفت بارور نگردد، فرزند «آگاهی و آمادگی» به دنیا نمی‌آید تا در میدان عمل مجاهدانه، پرده‌های جهالت، بی‌خردی، بی‌ایمانی، لاقیدی و ناپاکی دریده شود و نور ایمان و رستگاری از افق زندگی انسان‌ها سربزند. از اینجاست که می‌بایست از خود بپرسیم: در شمارش روزان و شبان و پیگیری حوادث جاری در شرق اسلامی، زایش کدامین رَحِمْ بارور را چشم ‌می‌داریم؟
به فرض آنکه، حَسبِ مشیّت الهی و در پاسخ به درخواست تنومندترین و پربارترین درخت وجود فرزندان انسان، در ادامه وقایع شامات، واقعه شریف ظهور فرزند مقدّس ایمان و انسان حادث شود، در آن شرایط، در پناه کدام نبیّ ‌مرسل، ولیّ یا قدّیسی می‌توان قرار گرفت؛ در حالی که در اثر خامی و عدم آگاهی و آمادگی، به انکارش خواهیم نشست یا آنکه، با شمشیر آخته در مصاف با او درخواهیم آمد؟
درباره مقابله و انکار بسیاری از این امّت در وقت ظهور، روایت‌های بسیاری وارد شده است.
بادهای مسموم و ناپرهیزگاری، چنان جسم و جان ما را ضعیف و رنجور ساخته که بیم آن می‌رود که از شاخه نحیف و شکوفه‌های پلاسیده و پژمرده آن، هیچ میوه و ثمری نیاید.
مطالعه ساده سلسله وقایع و حوادث جاری، ما را متذکّر می‌سازد که به همان سان که آژیرهای خطر پیش از حمله هوایی، انسان‌ها را به پناهگاه فرا می‌خواند تا از هجوم بمب‌ها مصون بمانند، وقایع سخت پیرامونی، در جغرافیای شرق و غرب عالم نیز، آژیرها را به صدا درآورده‌اند تا همگان به پناهگاه پناه برند.
حال باید پرسید: چگونه است که به‌رغم این‌همه خطر ، به جای جستن جان پناه، در فضای باز، آسمان شب را در جست‌وجوی هواپیمای مهاجم می‌کاویم؟
در حدیثی شریف، حضرت امام صادق (ع) با اشاره به امتحانات سخت سال‌های غیبت و زمین خوردن بسیاری از مردم در آن میانه می‌فرمایند:
«إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَأْتِیكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی تُمَیَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی‏ تُمَحَّصُوا؛
این امر (فرج امام زمان(عج) ) برای شما محقّق نمی‌شود؛ مگر بعد از نا‌امیدی، نه به خدا قسم محقّق نمی‌شود تا اینکه (خوب و بد شما) از هم جدا شوید. نه به خدا قسم محقّق نمی‌شود؛ مگر اینکه از ناخالصی‌ها پاک شوید.»1
خود بنیادی، چنان انسان امروز را مست و به خود غرّه ساخته و اعتماد به نفس شیطانی چنان امر را بر ساکنان کنونی زمین مشتبه ساخته است که خود و مردمی چونان خود را مستغنی از امام راهبر منصوب از سوی حق می‌شناسند و تدبیرگری نفسانی را کافی برای تجربه عدالت تمام، امنیّت تمام و برخورداری تمام می‌دانند. از اینجاست که چونان مردمی سیر و مستغنی، واقعه شریف و عظیم ظهور کبرای منجیّ منتقم را در حاشیه حیات خویش و زنگ تفریح روزان و شبانِ آفت‌زده، تلقّی می‌کنیم.
با مراجعه به روایت سابق، می‌توان دریافت که: تنها در پناه یأس از خود و مردمی چونان خود، رجوع حیث تفکّر (در احساس اضطرار تمام) معطوف به امام مبین، صاحب عصر و زمان می‌شود؛ مگر نخوانده‌ایم که دعا، در وقت احساس اضطرار تمام، به هدف اجابت می‌رسد؟

«أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوء وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُونَ؛2
[کیست] آن کس كه دعای مضطرّ را اجابت می‏كند و گرفتاری را برطرف می‏سازد و شما را خلفای زمین قرار می‏دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! كمتر متذكّر می‏شوید!»
در حدیث دیگری امام صادق (ع) می‌فرمایند:

«لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ حَتّی‏ تُغَرْبَلُوا؛ لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ‏ حَتّی‏ تُمَیَّزُوا؛ لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاس؛3

نه قسم به خدا! آنچه چشم‌انتظارش هستید، واقع نمی‌شود تا اینکه غربال شوید. نه به خدا قسم! آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمی‌شود تا اینکه (خوب و بدتان) از یکدیگر تمییز داده شوند. نه به خدا قسم! آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمی‌شود؛ مگر پس از یأس و ناامیدی.»
از این‌روست که از خود می‌پرسم:
راستی؛ پیش از چشم داشتن به زمینه‌های خروج سفیانی و آنچه در سوریه می‌گذرد، تا چه حد، نگاهمان معطوف به وضع خودمان است؟
جمله پیشامدها، سختی‌ها و آنچه که از تلخ  و شیرین روزگار و ابنای روزگار به ما می‌رسد، دام‌هایی گسترده‌اند تا مردم غربال شوند و در آزمودگی تمام از هم جدا شوند و این خود، ناظر بر حکمت خداوند کریم است.
تا معلوم شود صالح کیست و طالح ره به کدامین دیار می‌پوید.
در عصر و روزگار ما، دام‌های گسترده ابلیس و جنودش بسیاری از ناپرهیزگاران را به فسق و جماعتی دیگر را مبتلای فساد کرده است.
میان‌حالان، آرام و در سکوت به جمع فاسدان و مفسدان می‌پیوندند و فاسدان، آرام و در سکوت به صف فاسقان تا زنجیره فرمان‌برداران ابلیس تکمیل و زمینه‌های حکومت پلیدش، قبل از ظهور کبرای امام حق کامل شود.
در این وقت است که باید به خدا پناه برد.
بدا به حال ما آنکه، در عین ابتلاء به فسق و فساد، خود را برگزیده، گل سرسبد و در زمره شیعیان نشان شده آل محمّد(ص) می‌شناسد.
• بدا به حال آنکه ناپرهیزگاری، رزق حلال و طیّب و طاهر را به حرام و شبهه آلوده  کرده است. در حالی که از خود نمی‌پرسد؛ آنچه  را که می‌خورد و در انبان می‌انبارد از کجا آمده و سهم کدامین فقیر و مسکین و درمانده را در خود پنهان دارد؟
• بدا به حال آنکه تظاهر به دین‌داری را دامی برای شکار ضعیفان و چپاول مایملک بی‌پناهان کرده‌ است؛
• بدا به حال آنکه مشی در جاده مفسدان و فاسقان را نشانه شخصیّت و آراستگی دانسته و بدان فخر می‌فروشد؛
• بدا به حال آنکه دیگر بار، عهد جاهلی را پاس داشته و دین را به دنیا می‌فروشد؛
• بدا به حال آنکه در عین ابتلا به نجاسات ظاهری و باطنی، خود را در زمره منتظران ظهور می‌شناسد.
حضرت امام زمان(عج)، در توقیع مبارک خویش متذکّر می‌شوند:

«فَإِنَّ‏ أَمَرنَا یَبْعَثُه‏ فَجْأَه؛4
همانا به حقیقت کار ما [فرج و ظهور] را به طور ناگهانی برمی‌انگیزد.»
و این برانگیختگی ناگهانی، همان شهاب ثاقبی است که در میان شبی طولانی و سیاه فرود می‌آید؛ در حالی‌که هیچ‌کس آمدنش را باور نمی‌آورد.
امام باقر (ع) فرمودند:

«یَظْهَرُ كَالشِّهَابِ‏ الثَّاقِبِ‏ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاء؛5
امام عصر(عج) همچون شهاب ثاقب (سنگ آسمان شکافنده) در شب تاریک ظاهر می‌شود.»
برای نزدیک بودن واقعه شریف ظهور، صدها نشانه در آسمان و زمین می‌توان سراغ گرفت. مگر در دعای شریف عهد نفرمودند:

«إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً  وَ نَراهُ قَرِیباً؛
آنان [منکران] آن را دور می‌بینند و ما نزدیک می‌شناسیم.»
با صمیمیّت تمام با خود می‌گویم:
برای نزدیک بودن خودم به «خالصان از غربال گذشته چشم به راه» چه نشانه‌هایی می‌توان سراغ گرفت؟
به خود نهیب می‌زنم:
فردا بسیار دیر است. همین امروز و همین ساعت باید اذان سر داد، اقامه خواند به نماز ایستاد.

«حَیَّ عَلَی الصَّلَاةِ! حَیَّ عَلَی‏ الْفَلَاحِ!‏ حَیَّ عَلَی‏ الْفَلَاحِ‏ حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل!»
‏نماز و فلاح و ورود به خیرترین عمل، جز با قامت بستن بر آستان حضرت ولیّ الله الاعظم، مهدی صاحب الزّمان، ارواحنا له الفداء راست نمی‌آید.
قامت‌بستن، جز با وضو و تطهیر جسم و جان از همه آنچه كه از نجاسات ظاهری و باطن بر خود بسته‌ایم، راست نمی‌آید.
كدامین مؤمن را می‌توان سراغ گرفت كه پیش از تطهیر و وضو، به نماز ایستاده باشد؟
به خود نهیب می‌زنم:
فردا دیر است، همین امروز وضو بساز!

اسماعیل شفیعی سروستانی


پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص111، ح20.
2. سوره نمل، آیه 62.
3. مجلسی، بحارالانوار، همان، ص 112، ح23.
4. طبرسی، احتجاج، ج2، ص 324.
5. مجلسی، بحارالانوار، همان، ج24، ص78.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

شخصیت شناسی عصر ظهور؛ از پیگیری تا مصداق سازی

 گفت وگو
در روایات ما صحبت از این است که در آخرالزمان دینداری چنان سخت می شود که شخت در فاصله یک شب تا صبح یا صبح تا شب نمی تواند ایمان خود را حفظ کند. این مطلب هرچقدر به دوره ظهور امام علیه السلام نزدیک شویم شدیدتر می شود. طبعتا این دست روایات می تواند و باید مبنای رصد اجتماعی ما قرار گیرند و در این راستا هم باید سیاستهای پیشگیرانه داشته باشیم هم درمانی.
 
 
 
گفت و گو با محمود مطهری نیا
اشاره:

قریب 12سال همکاری با تحریریه ماهنامه موعود و انجام بیش از 100مصاحبه تخصصی با مشاهیر مهدوی سطح کشور و تعدادی از دانشمندان و مشاهیر آلمانی، بوسنیایی،هندی و... اهم فعالیتهای مطهری نیا را در سالهای گذشته تشکیل می دهد. از وی کتب و مقالات متعددی در حوزه های مهدویت ،تاریخ صدر اسلام و اخلاق اسلامی منتشر شده که شهرت کتاب شش ماه پایانی و نسبت آن با موضوع این مصاحبه بهانه ای شد تا برای پاسخ به سوالات سراغ او برویم. وی هم اکنون مدیریت گروه مطالعات راهبردی مهدویت پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات وزارت ارشاد را عهده دار است. امید که مقبول طبع شما قرار گیرد.

  • با سلام لطفا برای شروع از جایگاه مهدویت در میان روایات اسلامی برای ما بگویید
قبل از هر مطلبی عرض سلام خدمت شما و همه خوانندگان خوب و صمیمی سایت موعود دارم که در این ایام با پیگیری جدی که داشتند زمینه انجام این مصاحبه را فراهم کردند.
در پاسخ به این سوال مطلبی را از حضرت آیت الله مظاهری نقل می کنم که به گمانم با رعایت اختصار تمام جواب مدنظر شما را به همراه داشته باشد. ایشان می فرمودند ما حدود 6000روایت در حوزه مهدویت داریم که درباره هیچ موضوع دیگری حتی نماز به این تعداد روایت به دست ما نرسیده است.

  • محتوای این 6000روایت چیست و نشانه های ظهور در میان آنها چه جایگاهی دارد؟
در مجموعه این روایات موضوعات متنوع و متعددی طرح شده که از اثبات ولایت و امامت حضرت مهدی علیه السلام تا حوادث آستانه قیامت و عصر حضور و پس از ظهور ایشان را در برمی گیرد؛ولادت امام، تاریخ عصر غیبت، ضرورتها و آثار غیبت امام، وظایف منتظران، توقیعات و تشرفات از جمله این عناوین هستند. همین طور که می بینید 6000 روایت محدود به نشانه های ظهور نیست و نشانه های ظهور تنها بخشی از این حجم عظیم و بی سابقه روایات را دربرمی گیرد. به عبارت دیگر روایات نشانه های ظهور درصدی از از کل این روایات است.

  • نحوه بیان نشانه های ظهور در روایات به چه شکل است و آیا مجموع این نشانه ها تا کنون شمارش شده اند؟
در استقصایی که استاد علی اکبر مهدی پور انجام داده اند ضمن یکی از جلساتی که در خدمتشان بودم فرمودند مجموعه این نشانه ها حدود2000 مورد می شود. ایشان در کتاب لزوم تفکیک علائم حتمی از غیر حتمی خود نیز به این مطلب اشاره کرده اند. با توجه به آشفتگی مخاطبان ائمه علیهم السلام و ضعف آنان روایات شکل و سیاق کاملا منظمی ندارند. در سالهای اخیر و به خصوص 4 دهه گذشته تلاشهای در خور توجهی برای منظم کردن این میراث ارزنده انجام شده است. استاد علی کورانی کتاب عصر ظهور این روایات را بر اساس مناطق جغرافیایی دسته بندی کرده اند. کتاب مهدی منتظر آیت الله خراسانی با تاکید بر جنبه های فرهنگی دسته بندی های خوبی را در خود جای داده است. همچنین کتاب الفجر القدس المهدی علیه السلام نوشته استاد مجتبی الساده برای اولین بار نشانه های  نزدیک به ظهور را ماه به ماه دسته بندی کرده اند که در نوع خود بی نظیر است. مجموعه این نشانه ها را به ترتیب حروف الفبا و به شکل رایج معجم نویسی می توانید در کتاب چهارجلدی معجم الملاحم والفتن آیت الله دهسرخی ببینید.

تحقیق مفصل و طولانی مدتی در حوزه نشانه های ظهور و منابع مربوط به آن داشتم که  در پایان به این نتیجه رسیدم که پس از تفکیک حوادث پیش از قیامت و پس از ظهور از مجموعه روایات اشراط الساعه و علائم ظهور میزان نشانه های باقیمانده را به حداقل بیست و یک شکل می توانیم دسته بندی کنیم: براساس مناطق جغرافیایی، آسیبهای اجتماعی، بلایای طبیعی، زمانه وقوع، شخصیتهای جریان ساز آخرالزمان و... بخشی از این دسته بندی ها تا کنون انجام شده و بخشی از آنها نیازمند تحقیقات جدی و نوین است.

  • به نظر شما چه ضرورتی داشته که این همه به موضوع نشانه های ظهور پرداخته شود و چه فوایدی برای ما به دنبال دارد؟
قبل از پاسخ به این سوال مجددا تاکید می کنم مجموعه روایات مهدویت به موضوعات متنوع و متعددی می پردازد که یکی از آنها نشانه های ظهور است؛ یعنی ما گمان نکنیم همه آنچه درباره امام عصر علیه السلام به دست ما رسیده محدود به نشانه های ظهور نمی شود.

بحث نشانه های ظهور ازز این جهت پررنگ تر از بقیه بخشها به چشم می خورد که اساسا بشر کنجکاو و عجول آفریده شده و بر مبنای همین دو ویژگی دوست دارد هرچه سریعتر از  آنچه قرار است در آینده اتفاق بیفتد با خبر شود. شما وقتی روایات را مرور می کنید می بینید این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم مطرح بوده است. با بررسی اجمالی مشاهده می کنیم از 2000 نشانه گفته شده بیش از 1900 مورد آنها تا کنون اتفاق افتاده و تنها نشانه های حتمی آستانه ظهور و حوادث حاشیه آنها باقی مانده است. طبیعتا چنین پیگیری و استقصایی می تواند چنین آثاری برای ما به دنبال داشته باشد:

1.    یقین به علم غیب و علم به آینده معصومین علیهم السلام
2.    افزایش امید به وقوع و قرب ظهور
3.    شناسایی جایگاه خود در نقشه هستی
4.    آمادگی برای مواجهه با آسیبها و فتنه ها
5.    ریشه یابی دقیقتر مشکلات و بحرانها
6.    جهت یابی برای برنامه ریزی های خرد(فردی/ خانوادگی،...) و کلان اجتماعی(درون مرزی، درون دینی و مذهبی، بین المللی)
که برای پرهیز از اطاله کلام تفصیل آن را موکول به فرصتی دیگر می کنم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)، مهدویت،     | نظرات()

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

آیت الله سیّد علی شفیعی

مرحوم رئیس المحدّثین، شیخ صدوق(ره) در كتاب شریف «اكمال الدّین» روایت می‌كند از سعید بن جبیر كه او گفت: شنیدم از سیّد العابدین، حضرت علیّ بن الحسین(ع) كه می‌فرمود:

«در وجود امام قائم ما چند سنّت از سنّت‌های پیامبران وجود دارد. یك سنّت از حضرت آدم و یكی از نوح و د یگری از ابراهیم و یكی از موسی و دیگری از عیسی و سنّتی از ایّوب و سنّتی از حضرت محمّد(ص)، امّا سنّت مأخوذ از آدم و نوح همان طول عمر است. سنّت از ابراهیم استتار زایمان و دوری از مردم می‌باشد. سنّت موسی همانا ترس و غایب بودن. سنّت عیسی اختلاف عقاید مردم دربارة او. سنّت ایّوب گشایش پس از بلاهای الهی و سنّت مأخوذ از پیامبر اكرم(ص) قیام مسلّحانه است.»1

این نشانه‌‌های متعدّد از پیامبران پیشین چون در امام زمان(ع) جمع گردد، او خود تنها مجمع انبیا می‌گردد كه خود برهان قاطعی است بر حقّانیت امام مهدی(ع) و اینكه او بقیّـ[ السّلف الصّالح است و آینة تمام نمای انبیای قبل اوست كه بدین وسیله آخرالزّمان را به اوّل الزّمان پیوند می‌زند و این خود حقیقتی ارزشمند است كه در دیگران یافت نمی‌شود.

فأمّا من آدم و من نوح فطول العمر...
امّا نشانه و علامت موجود در قائم(ع) از حضرت آدم و حضرت نوح، طول عمر و درازی مدّت زندگانی آنان است.

1. حضرت آدم ابوالبشر(ع):
او سر حلقة انبیای الهی و نخستین فرد انسان از نسل بشر كنونی و اوّلین فرد مصرّح و یاد شده در قرآن كریم است.
علّامه محدّث جزایری در كتاب «النور المبین فی قصص الانبیا و المرسلین» (معروف به قصص الانبیای محدّث جزایری) از كتاب اكمال الدّین شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) و او از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «آدم ابوالبشر 930 سال عمر كرد.»

اكنون ملاحظه و مقایسه7 می‌شود كه ما فعلاً و تا این تاریخ كه در سال 1431 ق. هستیم و امام زمان(ع) ما در سال 255 ق. ولادت یافته است. پس عمر مبارك ایشان تا این تاریخ به 1176 سال می‌رسد.

حال نمی‌خواهیم بگوییم طول عمر مهدی(ع) از عمر آدم(ع) گذر كرده و افزون شده است؛ با اینكه چنین است؛ زیرا تشبیه میان آدم و مهدی(ع) اجمالاً از جهت اصل درازی عمر است نه از جهت تطابق دقیق عمر هر دو. منظور امام چهارم(ع) این است كه آدم ابوالبشر هنگامی كه عمر او به بالای 900 یا پایین هزار سال (یا بالای هزار سال) رسید و هر كس آن را شنیده یا خوانده، تعجّب نكرده، چگونه است كه عمر طولانی حضرت مهدی(ع) را مورد استنكار یا استعجاب قرار می‌دهند؟

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

می آیی و لبخند می نشانی بر لب پابرهنه ها

حسین قدیانی

عنکبوت صبر» تارش پاره شده آقا. از «ثور غیبت» بیرون بیا. رحمی کن به ما. گناه داریم. ما طفل معصوم بشریتیم و بی‌تو که آقای مایی، چون می‌مانیم به کودکان یتیم. آینه تویی و ما بی‌تو، دل‌مان برای خودمان تنگ می‌شود و آدینه تویی و جمعه‌های ما خسته‌اند از جمله‌های تکراری غیبت. کوچ کرده‌ای از کوچه ظهور و بی‌تو چه سخت می‌گذرد روزگار ماه. دیرکنی، می‌ترسم عادت کند پرستو به هجرت و عشق به پاییز و آدمی به غیبت. دیر کنی، شب‌پرستی تبدیل به مد روز می‌شود و فردا خلاصه در امروز می‌شود. دیرکنی، یاس بوی یأس می‌گیرد و لاله پرپر می‌شود و شقایق دلش می‌گیرد. زودتر بیا آقا. پژمرده شد بال پروانه و شکست دل شمع، از بس نیامدی. سینه ستاره‌ها آتش گرفته است و آه ماه بالا گرفته. زودتر بیا آقا. ای سید و مولای ما، زودتر بیا. این همه ریسه را به عشق تو کشیده‌ایم و کودک گردوفروش فکر می‌کند اگر تو بیایی، روزگارش بهتر می‌شود. زودتر بیا آقا. ما طفل معصوم بشریتیم. گناه داریم. دست‌مان به جایی بند نیست. صدای‌مان به جایی نمی‌رسد. زودتر بیا آقا. تو هرچه بگذرد، جوان می‌مانی. ما داریم پیر می‌شویم و زود به زود دیر می‌شویم. زودتر بیا آقا. عجله کن. اینجا آخرالزمان است اما خبری از امام زمان نیست. ابوسفیان هست و معاویه هست و عمروعاص هست و معاریو و بی‌بی‌سی همه هستند و علی نیست. شب هست و خورشید نیست. تاریکی هست و نور نیست و ماه باید به تنهایی جور غیبت را بکشد. زودتر بیا آقا. طلوع کن خورشید، لااقل به خاطر دل ماه که آه دارد و حتی چاه ندارد. علی است اما عمار ندارد. فرمانده است و یار ندارد و من مانده‌ام وقتی دل ماه می‌گیرد با چه کسی درد دل می‌کند. دیدم بغض او را در نماز آدینه و دلم شکست و بی‌تو، چرا برای دشمن رجز بخوانم. راستش را که بخواهی ما تنهاییم و اگر دست خدا بر سر ما نبود و خامنه‌ای رهبر ما نبود، دل‌تنگی غروب آدینه می‌کشت ما را. زودتر بیا آقا. قول می‌دهیم تکذیبت نکنیم. ما عالم نیستیم. دفتر و دستک نداریم. شاگرد نداریم. ادعای فضل نداریم. ما عامی هستیم و درد داریم و در راه ولایت، فقط یک جان ناقابل. جان ما آنقدر ارزشی ندارد که وقتی تو بیایی احساس خطر کنیم. وقتی تو بیایی ما دنبال سهم نیستیم. آن روز اصلا وقت سهم‌خواهی نیست. سهم‌خواهان اما دنبال سهم‌شان حتی از تو می‌گردند و اگر سهم‌شان ندهی که می‌دانم نمی‌دهی، تکذیبت می‌کنند و تو را دیکتاتور می‌خوانند و آمدنت را خرافه می‌نامند. اینجا جماعتی منتظر آمدن تو نیستند. صف کشیده‌اند تا با تو عکس بگیرند و بسط نشسته‌اند تو با کدام پرواز می‌آیی تا با تو در یک قاب قرار بگیرند. زود‌تر بیا آقا که ناکثین با ذوالفقار در یک قاب نمی‌گنجند و ناکسینی که در شب دل ماه را خون کردند، غلط کردند اگر در سحر، منتظر خورشید باشند. اینها منتظرند اما انتظار بازگشت آمریکا را می‌کشند و هر شب با BBC و VOA همبستر می‌شوند و آن وقتی که ستاره‌ها دارند دعای عهد می‌خوانند، اینها در گوش چپ طفل نامشروع تقلب، ورد سقیفه می‌خوانند. اینها استاد تکذیب‌اند و با تکذیب ماه، دارند تمرین می‌کنند که چگونه خورشید را تکذیب کنند. زودتر بیا آقا. خدا ما را دوست داشت که تو را از چشم دشمن دور کرد والا اینها تو را هم کشته بودند اما زودتر بیا آقا. مهم‌ترین نشانه ظهور تو، دل بی‌تاب ماست و اینکه دیگر قرار از دست داده‌‌ایم.
***
به دلم افتاده آقا می‌آید. دیگر خبری در راه نیست؛ مردی در راه است؛ از کوچه پس کوچه‌های روزگار. «۹ دی» ظهور آن مرد را جلو انداخت و خورشید دید که حتی در غروب و در غیبت هوادار دارد. ما که به عشق ماه حماسه می‌آفرینیم برای خورشید چه خواهیم کرد. آری، ما ستاره‌ها به امید زنده‌ایم. امید ما دارد جوانه می‌زند. سَحَر را نمی‌توان سِحر کرد. از جادو، کاری ساخته نیست. خورشید ما جای دوری نرفته. همین جاست. کمی طوفان بیاید، ابرها به کناری خواهند رفت. ما در «۹ دی» نسیم بودیم و نوازش دادیم تن گلبرگ را. باد بودیم و بر انداختیم شب‌پرستی را. فتنه دیگر، طوفان خواهیم کرد و با دست خدا، ابرها را جا به جا می‌کنیم و همراه با مقتدای‌مان حضرت ماه به خورشید، سلام می‌کنیم. السلام ای امام خوبی‌ها. بیا که دل‌مان برای تو تنگ شده. بیا که ما هم هوس امام کرده‌ایم. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت آفتاب! ما ممنون ماهیم. چه خوب به نیابت از تو، هوای نور را داشت و پاسداری کرد از آیین روشنایی. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت مهدی! ما گاه گاهی که دل‌مان  برای تو تنگ می‌شد، نگاه می‌کردیم به نائب‌ات. امام معصوم نبود اما چه خوب بر آمد از پس ناکثین. علی نبود اما دشمنانش بدتر از معاویه بودند. علی نبود اما چه بسیار طلحه و زبیر داشت که نه طلحه الخیر بودند و نه سیف‌الاسلام. فقط با خمینی عکس داشتند اما ما همه وقت‌مان صرف این شد که ملت برتر از قوم حجاز باشیم و وقت نکردیم عکس یادگاری بگیریم. ما عامی هستیم و پیامبر امی بود و تو ای امام آخرالزمان، خواهی آمد به زودی. به زودی زود و لبخند را آشتی خواهی داد با لب پا برهنه‌ها.

http://ghadiany.com/

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

عوامل پیروزی حضرت مهدی(ع)

علی اكبر حسنی
در ضمن بررسی ویژگی‌های حكومت جهانی حضرت مهدی(عج)، این سؤال مطرح است كه با وجود جهان‌خوارانِ تا دندان مسلّح و ارتش‌های عظیم و منظّم و پیچیده و سلاح‌های فوق مدرن الكترونیكی و تكنیك برتر ابرقدرت‌ها و سلاح‌های هسته‏ای و طرح‌های جنگ ستارگان و ... پیروزی جهانی ‏برای امام زمان(ع) چگونه میسّر است؟

اصولاً چون چنین پیروزی عظیمی، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نیست، ‏باید دید زمینه و عوامل چنین پیروزی‌ای چیست و راه آن كدام است؟ در این بحث ‏به عوامل پیروزی آن حضرت در این قیام جهانی و فتح نهایی عالم توسط ایشان می‏پردازیم و با توجّه به روایات و احادیث رسیده، این عوامل را بررسی می‏كنیم.

در ضمن ‏بررسی ‏ویژگی‌های ‏یاران حضرت مهدی(ع) و خصوصیّات لشكریانش به این نكته برمی‏خوریم كه آنان «منصور بالرّعب‏» هستند.

منصور بالرّعب بودن، یعنی آنكه پیروزی آن حضرت ظاهراً در سایة رعب و وحشتی است كه در دل دشمنان، از او و لشكریانش ایجاد می‏شود و آنها از قدرت و پیروزی‌های او به قدری به هراس می‏افتند كه توان استقامت ‏خویش را از دست می‏دهند یا تسلیم می‏شوند و سلاح‌ها را بر زمین می‏گذارند و فرار می‏كنند و این خود زمینة پیروزی و فتح بدون درگیری و خونریزی و جنگ را برای آن حضرت فراهم می‏سازد.

دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامی و درگیری با امام، سلاح‌های خود را بر زمین می‏گذارند و با بلندكردن پرچم سفید، تسلیم می‏شوند و از پیشاپیش لشكر او می‏گریزند.

در تاریخ از این گونه پیروزی‌ها دیده شده كه سپاهی با مشاهدة قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب شده و سرانجام قبل از رسیدن لشكر، خود را تسلیم می‏كردند.

پیامبر اكرم(ص) طبق شواهد تاریخی و آیات قرآن از این موهبت ‏برخوردار بوده و در مواردی ‏صلابت و ابهّت آن حضرت و تصمیم و ارادة شكست‏ناپذیر او دل‌های دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پریشان ساخته است و پیش از درگیری یا به مجرّد رویارویی، شكست‏ خورده و پا به فرار نهاده یا تسلیم شده‏اند.

پیامبر اعظم(ص) در «غزوة بدر» با اقلیّتی غیر مجهّز و بسیار كم در برابر سپاهی مجهّز و چندین برابر، نه تنها ایستاد؛ بلكه به پیروزی جالبی هم رسید و این خود از مواردی است كه دشمن با رعبی كه در دلش از پیامبر اكرم(ص) توسط خداوند افتاد و با دادن بیش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسیران زیاد، پا به فرار گذاشت. ابوسفیان در این باره می‏گوید: به محض ‏رساندن كاروان به مكّه به سرعت‏ به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس می‏گفتم: بایست! می‏گفت: علی(ع) سوار بر اسب مرا تعقیب می‏كند.

در جنگ خندق پس از محاصرة مدینه توسط نیروهای قریش و احزاب و عبور عمرو بن‏ عبدود و همراهان او از خندق و رجزخوانی عمرو، اضطراب و دلهره‏ای بین مسلمانان رخ داده بود كه به تعبیر قرآن «و زلزلوا زلزالاً شدیداً»1 و فریاد «متی نصرالله‏» سر می‏دادند.

آنگاه كه حضرت علی(ع) عمرو را با یك ضربت از پا درآورد و پیامبر(ص) فرمود: «ضربةعلی یوم الخندق افضل من عبادة ‏الثّقلین‏» ترس و رعب عجیبی در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

آیا امام زمان (عج) در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد؟


 




ابراهیم شفیعی سروستانی

یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند.

برای روشن‌تر شدن این موضوع، ابتدا به برخی از این روایت و سخنان اشاره می‌کنیم و در ادامه نیز به بررسی طبقات مختلف یاران آن حضرت می‌پردازیم.


   1. بررسی روایات و سخنان علمای شیعه


در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «صاحب این امر [امام مهدی(ع)] ناگزیر از کناره‌گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.»1

از این روایت برمی‌آید که در دوران غیبت، حداقل سی نفر در خدمت امام مهدی(ع) هستند و آن حضرت را یاری می‌کنند. در روایت دیگری که از آن بزرگوار نقل شده است، ایشان به ترکیب یاران آن حضرت اشاره کرده، می‌فرماید: «سیصد و اندی به عدد اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت می‌کنند. در میان آنها، برگزیدگان (نجبا) از اهل مصر، مردان صالح و پرهیزکار (ابدال) از اهل شام و نیک مردان (اخیار) از اهل عراق وجود دارند.»2

اگرچه این روایت دربارة زمان ظهور است، ولی از برخی کلمات بزرگان می‌توان استفاده کرد که همین گروه‌ها در دوران غیبت هم در خدمت آن حضرت هستند.
شیخ کفعمی(ره) در حاشیة كتاب «المصباح» خود در شرح بخشی از دعای «ام داوود» كه در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است،3 مطلبی نقل می‌کند که در زمینة پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید:

«گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون  قطب هستند.»4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

امام زمان(ع)؛ متعلّق به همه است!

 از جمله نعمت‌های باطنی و ارزشمند که خداوند به ما ارزانی داشته و ما آن گونه که شایسته است قدر آن را نمی‌دانیم، نعمت وجود امام زمان(ع) است. ایشان متعلّق به گروه یا فرقة خاصّی نیست؛ او متعلّق به همه است. او واسطة رحمت و فیض الهی است. هر کس هر چه دارد، به برکت وجود اوست، امّا اکثر مردم او را نمی‌شناسند و با وی ارتباط ندارند.



  • استاد  شیخ  مرتضی آقا تهرانی
تمامی نعمت‌های خداوند را می‌توان در دو گروه قرار داد؛ برخی از این نعمت‌ها مادّی وظاهری و برخی دیگر غیر مادّی و باطنی هستند.
«وَ اَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَهٌ ظاهِرَةً و باطِنةً؛
نعمت‌های ظاهر و باطن را بر شما سرازیر کرده است.»

نعمت‌های باطن، از نعمت‌های ظاهر ارزشمندترند. نعمت‌های ظاهر، همین چیزهایی هستند که با چشم سر می‌بینیم و متوجّه می‌شویم؛ امّا نعمت‌های باطنی مثل نعمت«هدایت» با چشم ظاهر دیده نمی‌شوند.

خدای متعال در قبال هیچ نعمتی بر بندگان خود منّت ننهاده، امّا در مورد خلقت پیامبر(ص) مسئله به گونة دیگری است. او این نعمت را به رایگان نداده است. او می‌خواهد تمام بندگانش قدر این نعمت را بدانند. خداوند در قبال نعمت هدایت و ولایت رسول اکرم(ص) بر مسلمان‌ها و حتّی غیر مسلمان‌ها منّت می‌نهد و بر ماست که نعمت باطنی«هدایت» و «ولایت» را قدر بدانیم. اگر امیرالمؤمنین(ع) را دوست می‌داریم، باید قدر این نعمت را بدانیم؛ ما نه توان آن را داریم که مانند امیرالمؤمنین(ع) شویم و نه توان آنکه به معنی حقیقی کلمه، شیعة او باشیم، امّا آن حضرت و دیگر امامان را دوست می‌داریم و در این مسیر گام می‌نهیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدویت و دموکراسی

اعلامیه‌ای که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 10 دسامبر 1947 م. به نام «اعلامیة جهانی حقوق بشر» تصویب کرد، اساسش همان «اعلامیة حقوق بشر»ی است که در مقدمة قانون اساسی 1791 فرانسه گنجانده شده است و قصه‌ای دور و دراز دارد. اساس این اعلامیه مبتنی بر نظریة «حق طبیعی» است که آن نیز خود مبتنی بر «فردباوری» (individualism) می‌باشد.
 

اشاره:

به نظر می‌رسد در حال حاضر، فرهنگ مهدوی در جامعة ما با آسیب‌های مختلفی روبروست که می‌توان آنها را در ذیل دو عنوان کلّی دسته‌بندی کرد:

1. عوام‌زدگی و سطحی‌نگری؛
2. روشنفکرزدگی و تأویل‌گرایی.

تفکر دوم که بیشتر با موضوع این نوشتار مرتبط است، جهان پیرامون خود را از منظر مدرنیسم می‌نگرد و سعی در تجزیه و تحلیل حقایق آن بر مبنای علوم تجربی و انسانی غربی دارد. از همین روست که در این اندیشه، برداشت‌ها از قیام و انقلاب مهدوی(ع)، صبغة روشنفکرانه یافته، با شاخصه‌های دموکراسی لیبرال ارزیابی می‌گردد.

در این اندیشه تلاش می‌شود که روایات مربوط به ظهور و حوادث پس از آن، به گونه‌ای تأویل و توجیه شود که با چارچوب‌های به ظاهر علمی ارائه شده در دوران مدرن تعارض و تهافتی پیدا نکند!1 هر یک از دو اندیشة فوق آثار و پیامدهای مخرّبی برای اندیشة مهدوی و فرهنگ انتظار داشته و لطمات جبران‌ناپذیری بر کارکردها و آثار آن وارد می‌سازد. با این مقدمه به بررسی کتابی می‌پردازیم که چندی پیش با عنوان «چکیده اندیشه‌ها»(آشنایی با دیدگاه های آیت الله صانعی) از سوی «مؤسسة ثقلین» به چاپ رسیده و در آن مطالب قابل تأمّلی در زمینة «ارتباط مهدویت و دموکراسی» مطرح شده است.

       1. مهدویت و دموکراسی

در صفحة 63 این رساله تحت عنوان «مهدویت و دموکراسی» می‌خوانیم:
«امروز کسانی طرفدار مهدویت و منتظر ظهور مصلح به حساب می‌آیند که در جهت برقراری صلح جهانی تلاش و کوشش نمایند و مروّج واقعی دموکراسی و حقوق بشر باشند و حرکتشان در مسیر علم و دانش باشد».

در این جملات نویسنده به طور واضح، انتظار فرج را به ترویج دموکراسی و حقوق بشر تأویل می‌برد!
برای اینکه خواننده گمان نکند از دموکراسی و حقوق بشر چیزی غیر از همین مقولات شایع در زمان ما ـ که همة محصول غرب مدرن می‌باشند ـ منظور است چند جملة دیگر از این رساله کوچک را در این‌باره می‌آوریم:

«من براساس مذهب شیعه معتقدم اصل بر کرامت و بزرگواری انسان استوار است و روزی سرشار از عدالت برای بشریت فرا خواهد رسید که ستمگران از جوامع طرد می‌شوند یا به خود می‌آیند و افکار مخالف آزادی و عدالت انسانی از بین خواهد رفت. روند تحوّلات جهانی به‌خصوص پس از جنگ جهانی دوم و تدوین منشور حقوق بشر و حقوق ملل نیز نشانه‌هایی از همین مدّعاست».2
 
پس به نظر نویسنده، تدوین منشور حقوق بشر، شروع حرکت بشر به سمت آن روز سرشار از عدالت (ظهور) بوده است! همچنین بیان شده:

«همة انسان‌ها منتظر یک مصلح حقیقی هستند که جهان را سرشار از صلح و عدالت می‌کند. امروز بشریت به طرف زمینه‌سازی ظهور مصلح در حرکت است و شاید مهم‌ترین نشانه آن هم، نفرت انسان‌ها از جنگ و خشونت و طرفداری از حقوق بشر، عدالت و صلح باشد».3

اینجا نیز به طور واضح طرفداری از اعلامیة حقوق بشر، زمینه‌سازی ظهور مصلح معرفی شده است!
ایشان همین سازمان‌های بین‌المللی و مجامع به ظاهر طرفدار حقوق بشر را مقدمة آمدن منجی می‌خواند:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 فروردین 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

میعاد و موعود

 انسان از ابتدا در حال تکامل، ترقی و تعالی بوده و به سوی بهتر شدن گام برداشته است. آدمی مطمئن است که شرایط برتر برای او امکان‌پذیر است و از همین رو برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. اگر آن‌گونه که برخی اعتقاد دارند، بشر رو به سقوط و نابودی داشت یا جهان در حال پس رفت و حرکت قهقرایی بود و در امور مختلف به وضع نامطلوب‌تر راه می‌پیمود، انسان با امید و قدرت و ایمان، برای آینده تلاش نمی‌کرد.
 
 

امام موسی صدر

اندیشه ظهور مهدی(ع) به شیعیان اختصاص ندارد، این عقیده در کتب روایی همة مذاهب اسلامی یافت می‌شود. صدها و هزارها روایت دلالت دارند و ثابت می‌کنند که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اگر حتی یک روز از جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می‌گرداند، چندان که مردی از اهل بیت(ع) من، هم‌نام و هم‌کنیة من، ظهور کند و زمین پر از ظلم و بیداد را از عدل و قسط پر کند». این حدیث در همة مذاهب اسلامی متواتر است. انتظار منجی، انتظار روح حق و انتظار یک حادثة عظیم در همة مذاهب و ادیان وجود دارد. این اندیشه از حوزة فعالیت‌های دینی فراتر رفته، فعالیت‌های تکوینی را نیز شامل می‌شود. هرگاه به تلاش انسان‌ها در حوزه‌های گوناگون نظری افکنیم، مشاهده می‌کنیم که در همة عرصه‌ها، همچون علم، فلسفه، ادبیات و تجارب اجتماعی، نظام‌ها و مقررات رو به کمال دارند و در همة مسائل زندگی به سوی اوضاع و احوال برتر پیش می‌روند. گرچه آدمی گاهی می‌لغزد، گاه اشتباه می‌کند و منحرف می‌گردد، امّا این لغزش‌ها، در حرکت اصلی زندگی بشر و در روند کلی آن، اموری جزئی‌اند. انسان از ابتدا در حال تکامل، ترقی و تعالی بوده و به سوی بهتر شدن گام برداشته است. آدمی مطمئن است که شرایط برتر برای او امکان‌پذیر است و از همین رو برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. اگر آن‌گونه که برخی اعتقاد دارند، بشر رو به سقوط و نابودی داشت یا جهان در حال پس رفت و حرکت قهقرایی بود و در امور مختلف به وضع نامطلوب‌تر راه می‌پیمود، انسان با امید و قدرت و ایمان، برای آینده تلاش نمی‌کرد. زنجیرة مستحکم علم از حوزه‌های مختلف علمی و نظام‌های اجتماعی می‌جوشد. تلاش‌هایی که برای تجربه‌اندوزی در حوزه‌های اجتماعی و نیز در نجوم، ابزار و وسایل و حمل و نقل به عمل می‌آید، همه و همه، آیندة بهتر را نوید می‌دهند، آینده‌ای که در آن همة افراد بشر توان و امکانات و شایستگی خود را برای رسیدن به زندگی سعادتمندانه به کار می‌گیرند.

در حال حاضر، تنها بخشی از توان انسان یا به تعبیر بهتر، بخش اندکی از توانایی بشر در راه زندگی به کار می‌رود و بخش عمدة استعدادها و همچنین اغلب افراد همواره خارج از گود هستند و توان و شایستگی آنان برای زندگی و سعادت انسانی، برای رسیدن به قلّه در تلاش است. امّا کدامین قله؟ کمال آن است که همة انسان‌ها با تمام شایستگی‌ها ـ نه فقط با توان مادی یا فکری ـ در جهت خیر و صلاح بشریت تلاش کنند. شکی نیست که این نظام، همانند یک آرزو، بر فکر و اندیشة هر انسان تلاشگری سایه افکنده است. عقیدة شیعه به امام مهدی(ع) در حقیقت انتظار برانگیزاننده و بشارت‌دهندة این آینده است، آینده‌ای که آرزوی همه و آیندة همه است. من قصد ندارم در تفصیل و توضیح این عقیده وارد شوم، بلکه به «بُعد تربیتی» آن خواهم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

معرفت امام زمان(ع)؛ چیستی، چرایی و چگونگی

 «ای اباخالد! به خدا سوگند بنده‌ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نكند تا اینكه خدا قلبش را پاكیزه كرده باشد و خدا قلب بنده‌ای را پاكیزه نمی‌كند تا اینكه تسلیم محض ما شده و با ما آشتی كرده باشد. پس چون با ما از در آشتی درآمد، خدا از حساب سخت نگاهش دارد و از هراس بزرگ روز رستاخیز ایمنش سازد».


اشاره:
همة ما كم و بیش تاكنون در مورد لزوم «معرفت امام زمان(ع)»، مطالبی خوانده یا شنیده‌ایم و به اجمال می‌دانیم براساس روایات قطعی و تردیدناپذیری كه از پیامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، نداشتن معرفت نسبت به امام زمان(ع) به منزلة مرگ در زمان جاهلیّت؛ یعنی مردن در حال كفر و شرك است. همچنین از جایگاه و نقشی كه در آموزه‌های اسلامی برای امامان معصوم(ع) ترسیم شده است، شناخت داریم، ولی شاید بسیاری از ما نسبت به كمّ و كیف و لوازم این معرفت چندان آگاه نباشیم و به درستی ندانیم كه چه شناخت تفصیلی باید نسبت به امام عصر خود داشته باشیم. این وضعیت برای كسانی كه همة افتخار خود را در پذیرش امامان معصوم و اعتقاد به امام عصر(ع) می‌دانند، هرگز زیبنده نیست. از این رو، همه باید در حدّ توان و درك خود برای رسیدن به سطحی قابل قبول از شناخت و معرفت امام بكوشیم و معرفت اجمالی خود را به معرفت تفصیلی تبدیل كنیم.
عید غدیر، عید امامت و ولایت، فرصت ارزشمندی برای شناخت بیشتر امامان(ع) و مروری بر دانسته‌هایمان در این زمینه است. با تبریك این عید سعید، توجّه شما را به مقاله‌ای كه به این مناسبت تهیه شده است، جلب می‌كنیم.

1. معنای لغوی و اصطلاحی امام

الف) معنای لغوی
امام، واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا، سرپرست و مقتداست.1 راغب اصفهانی دربارة این واژه می‌نویسد: «امام كسی است كه به او اقتدا می‌شود، چه شی‌ء مورد اقتدا انسان باشد كه به گفتار و كردارش اقتدا شود یا كتابی باشد یا شی‌ء دیگری، چه این اقتدا حق و صواب باشد و چه باطل و ناصواب».2

برخی دیگر از لغت‌نگاران نیز چنین معنایی را از امام ارائه داده‌اند.3 برخی متكلّمان كه به معنای لغوی این واژه پرداخته‌اند، نوشته‌اند: «معنای لغوی واژة امامت آن است كه دیگری مورد تبعیّت و پیروی قرار گیرد؛ یعنی رئیس باشد و امام كسی است كه مورد تبعیت و اقتدا قرار می‌گیرد. از آن جهت كه در مفهوم امامت تبعیّت و اقتدا نهفته است، به كسی كه نماز جماعت برگزار می‌كند امام گویند؛ زیرا مردم در قیام و ركوع و سجده و تشهّد به وی اقتدا كرده و از او تبعیت می‌كنند، بنابراین او مورد تبعیّت است».4

بنابراین، امامت در لغت به معنای رهبری و ریاست امّت است كه طبعاً نوعی تبعیّت و پیروی گروهی را به همراه دارد.
از آنچه گفتیم می‌توان دریافت كه واژة امامت از یك سو «پیشوایی و راهبری» و از سوی دیگر «تبعیّت و پیروی» را می‌رساند، ولی اینكه این پیشوایی و پیروی در چه حوزه و قلمروی باشد یا در چه بعدی از ابعاد زندگی انسان مطرح شود، از مفهوم لغوی واژة امامت خارج است؛ همچنان‌كه عمومیّت یا اختصاص در حوزه‌ای كه تبعیّت و پیشوایی انجام می‌شود از این واژه استفاده نمی‌شود. همچنین این واژه به خودی خود تعیین‌كنندة بار ارزشی مثبت یا منفی نیست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic