Reba.ir مذهبی فرهنگی - مطالب شهریور 1392

مگر دشمنی امریکا با ایران کم شده که سخن از احوالپرسی با اوباما است!؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ(سوره بقره، آیه 120)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین روحانی، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

حضور چشمگیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری امسال و خلق حماسهی سیاسی در این انتخابات، نشان از پایبندی مردم غیور و متدین ایران اسلامی به ارزشها و آرمانهای انقلاب و پاسداری­شان از این نظام مقدس و تعهد و ارادت قلبی به ولایت است و خوشبختانه آنچه شیرینی این حماسه را در کام مردم مضاعف کرد، تمکین کاندیداهای محترم ریاستجمهوری چه قبل و چه بعد از روز انتخابات بود.

آنچه شیرینی حماسه انتخابات را بیشتر کرد، مواضع اصولی و محکم حضرتعالی به خصوص درحوزه سیاست خارجی در اولین کنفرانس خبری پس از انتخابات و همچنین سخنان سنجیده در جمع فرماندهان سپاه بود که توهمات شوم امریکا و متحدانش را تا حدود زیادی بر باد داد که انشاءالله پایبندی شما بر این موازین و همچنین عملی کردن آنها روز به روز بیشتر شود.

با توجه به حضور حضرتعالی در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و ظرفیتهای دیپلماتیک موجود در این فضا آرزو داریم بهترین تعاملات را با سایر کشورها در این مسیر داشته باشید. اما  در این میان مسالهی دیدار با رییس جمهور امریکا است که از جانب مقامات کاخ سفید مطرح شده است، ما را بر آن داشت تا نکاتی را از باب تذکر یادآوری نماییم:

همان طور که مستحضر هستید امریکا از اولین روزهای پیروزی انقلاب، تلاش خود را برای سرنگونی این نظام به کاربسته است؛ بلوکه کردن اموال و دارایی های کشور، تجهیز رژیم بعث عراق، حمایت و پشتیبانی از گروهکهای تروریستی در  داخل کشور، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران، اخلال و کارشکنی درباره پرونده انرژی صلح آمیز هستهای -که براساس قوانین بین­ المللی به عنوان حقی قطعی برای ملت ایران محفوظ است- تحت عناوینی چون جلوگیری از تولید سلاحهای هستهای در چند سال گذشته، تنها نمونهای است از دشمنیهای امریکا علیه ملت مظلوم و مقتدر ایران که در سالهای اخیر نیز نه تنها این رویکرد خصمانه تغییری نکرده است بلکه در مقاطعی با کوتاه آمدن برخی از مسئولین در پاره ای از مسائل شاهد گستاخی بیشتر آنان در محور شرارت خواندن ایران بودیم. از سوی دیگر نیز تجربه نیز نشان داده است که امریکاییها حتی به متحدان دستنشاندهی خود نیز رحم نمیکنند که نمونهی بارز آن دیکتاتور معدوم رژیم بعث عراق است. آنچه این مساله را مهمتر میکند شاخوشانه کشیهای جدید رییس جمهور امریکا پیرامون حمله به سوریه است که این مطلب نیز جای تامل دارد.

لازم است موضع گیری های شما و تیم همراهتان مصداق بارز این فرمایش مقام معظم رهبری باشد که فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرمتر از حریر و سختتر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجى میدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلماتهاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحكم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»

بسیج دانشجویی به عنوان تشکلی که ماموریت خود را مرزبانی از اصول انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل رحمه الله  می داند، یادآور مییشود که دشمنی با نظام سلطه و استکبار جهانی از جمله ثابتات اندیشه امام و مقام معظم رهبری است که مسئولین کشوری نیز میبایست به آن پایبند باشند.

امیدواریم در این سفر با صلابت ضمن ایستادگی بر اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی، شاهد نقطه­ای درخشان در کارنامه عملکرد جنابعالی و دولت یازدهم باشیم.

والسلام علی من اتبع الهدی  

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

«نرمش قهرمانانه» به معنای ارتقای دیپلماسی است

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ی استفاده از تاكتیك «نرمش» در سیاست خارجی و داخلی گفتند: «ما مخالف با حركت‌هاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم كه سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یك جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این كشتى‌گیرى كه دارد با حریف خودش كشتى می‌گیرد و یك جاهایى به دلیل فنى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نكند كه طرفش كیست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ این شرط اصلى است.» در گفت‌وگو با دكتر محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌ی قضائیه به بحث درباره‌ی چیستی و چگونگی «نرمش قهرمانانه» در عرصه‌ی سیاست خارجی و الزامات و اثرات آن پرداختیم. [مشاهده فیلم گفت‌وگو]

* دیروز رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان و مسئولان سپاه مجدداً از اصطلاح «نرمش قهرمانانه» استفاده كردند كه واكنش‌های بسیاری در داخل و خارج نسبت به آن صورت گرفت. بسیاری از كارشناسان داخلی و خارجی تعاریف متفاوتی از این اصطلاح ارائه كرده‌اند. تعریف شما از «نرمش قهرمانانه» چیست؟
بیانات رهبر انقلاب اسلامی دارای محورهای مختلفی است كه این محورها از نظر معنایی مكمل همدیگر هستند. درباره‌ی مفهوم قهرمانانه، نكته‌ی اول مسأله‌ی قهرمانی است. در عالم سیاست، مسأله‌ی بسیار كلیدی این است كه ما بدانیم دقیقاً كجا هستیم و یك فهم درست از وضعیت موجود داشته باشیم. اگر خودمان را كمتر از آن چیزی كه هستیم بدانیم، ذلیل می‌شویم و فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. اگر هم خود را بیشتر از آن چیزی كه هستیم بدانیم، اغوا می‌شویم و به كارهایی دست می‌زنیم كه توانش را نداریم. پس فهم درست از موقعیتی كه داریم، مهم است.
نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه‌ی سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحكم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه ۱۳۷۵/۵/۱۷)

اهمیت این بحث، به‌خصوص بصیرت سیاسی خیلی قابل تأكید است. ركن اول بصیرت سیاسی، تشخیص وضعیت است. یعنی ما یك تصویر واقع‌بینانه از خودمان و محیط پیرامون‌مان داشته باشیم. بدانیم كجا هستیم و موقعیت و امكاناتمان چیست؟ اگر ما از این‌ها اطلاع نداشته باشیم، بصیر نیستیم. ممكن است خیلی آدم خوبی باشیم، طرفدار حق هم باشیم، ولی بصیر نیستیم. بصیرت سیاسی با تصویر واقع‌بینانه از وضعیت آغاز می‌شود، اما به این‌جا ختم نمی‌شود. ما باید بعد از شناختن موقعیت خودمان، وظیفه را هم بشناسیم. بعد باید برای انجام وظیفه در زمان خودش و به اندازه‌ی خودش قیام كنیم؛ نه دیرتر و نه زودتر؛ نه كمتر و نه بیشتر. اگر فرد در این سه موقعیت به خوبی عمل كند از لحاظ سیاسی بصیر است. چنین فردی هم تصویر واقع‌بینانه‌ای از موقعیت موجود دارد، هم وظیفه‌اش را خوب می‌شناسد و هم برای انجام وظیفه در زمان خود و به اندازه قیام می‌كند.

* چگونه می‌توانیم ارزییابی واقع‌بینانه‌ای از وضعیت خودمان داشته باشیم؟
طبیعتاً دشمن به ما القاء می‌كند كه شما وضعتان بد است. می‌گویند تحریم‌ها را ببینید؛ بانك‌هایتان نمی‌توانند فعالیت كنند، نفتتان را نمی‌توانید بفروشید و مشكلات اقتصادی پیدا كردید. دشمن می‌خواهد به ما بگوید شما ضعیف هستید، پس حرف ما را باید گوش كنید. اما آیا ما واقعاً ضعیف هستیم یا نه؟ ما وضعیت را چطور باید تشخیص بدهیم؟ برای فهم وضعیت احتیاج به یك خط تراز داریم. این خط تراز چیست؟ اول این‌كه وضعیت، مسأله‌ی انقلاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت ما وارد یك تجربه‌ی جدید، یعنی بنا كردن یك نظام سیاسی و مدنی بر اساس اسلام شد. ما باید بدانیم كه مظاهر این تجربه در بعد داخلی، در بعد جهان اسلام و در بعد بیرون از جهان اسلام چه بوده است.

بر اساس این‌كه انقلاب اسلامی چقدر نمود و نتیجه داشته است، خط تراز مشخص می‌شود و ما می‌فهمیم كه آیا ما قهرمان هستیم یا شكست‌خورده؟ من در این‌جا می‌خواهم از دید دیگران بحث كنم. از دید خودمان ماهیت اسلامی ما و اجرای احكام اسلام، این‌ها بسیار مهم است. من می‌خواهم بگویم حتی افرادی كه سكولار هستند و از بیرون ما را نگاه می‌كنند چه قضاوتی دارند. در داخل كشور، ما بعد از سی و چند سال بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین دموكراسی را در منطقه داریم. در تمام كشورهای منطقه‌ی ما هیچ كشوری نیست كه پایه‌ی نظام مدنی‌اش مثل ما باشد. انتخابات اخیر كه حماسه‌ی حقیقی سیاسی بود، فقط یك نمود از این موقعیت است. در جهات دیگر، ساختار مهم مدنی ما، استحكام ساختار مدنی ما، قوه‌ی قضائیه‌ی، قوه‌ی مقننه‌ی، قوه‌ی مجریه‌ی و نهادهای دیگر قرار دارند كه به عنوان نمودهایی از این خط تراز باید مورد بحث قرار بگیرند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24042/C/13920627_0724042.jpg [گزارش تصویری گفت‌وگو]
در جهان اسلام نمود این خط تراز، مسأله‌ی نهضت بیداری اسلامی است. ما باید دقیق باشیم. نهضت بیداری جدای از بحث انقلاب است و تأسیس حكومت بر اساس آن انقلاب نیز بحث دیگری است. در یك جایی نهضت به انقلاب منجر می‌شود، گاهی انقلاب به تأسیس حكومت منجر می‌شود و گاهی هم نمی‌شود. نهضت، امروز بالنده است. اگرچه در مصر انقلابشان با مشكل روبه‌رو شد، اما نهضت‌شان كه باقی است. نهضت چیزی نیست كه با معیار حكومت سنجیده بشود. خودِ نهضت اسلامی كشور ما از خرداد سال ۴۲ تا سال ۵۷ جریان داشت و در سال ۵۷ انقلاب شد. پس این‌ها مفاهیمی است كه هر كدام میزان اندازه‌گیری‌شان مختلف است. نهضت بیداری اسلامی ابعادش فراتر از آن است كه مثلاً بگوییم در یك جایی مخفی بشود. این نهضت فراگیر شده است، به‌طوری كه الان كشورهای غربی پریشان هستند كه این نهضت كه مثلاً توانسته‌اند مقابل آن در مصر بایستند، چه خواهد شد؟ نكند پس‌فردا قوی‌تر ظاهر شود. الان معلوم شده است كه نهضت برجا است.
   
در بعد خارج از كشورهای اسلامی، پرچم مبارزه با ظلم، پرچم بسیار بزرگی است. این‌كه ما نه ظلم می‌پذیریم، نه ظلم می‌كنیم دیگر فقط شعار امروز رهبر معظم انقلاب نیست. زمانی كه ایشان می‌خواستند بروند در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی كنند، من مسئول تهیه‌ی پیش‌نویس نطق ایشان بر اساس محورهایی كه خودشان به من داده بودند بودم. شعار آن نطق لاتظلمون و لاتظلمون بود. تقریباً ۴۸ ساعت به انجام نطق ایشان مانده بود، حضرت امام رحمه‌الله از طریق مرحوم حاج احمد آقا پیغام دادند كه ایشان می‌خواهند نطق را ببینند. ما نطق را فرستادیم. ایشان این را بسیار پسندیدند. البته اضافاتی هم كردند. این شعار كه نه ظلم كنیم و نه مورد ظلم قرار بگیریم، شعار بسیار مهمی است.

وقتی شما با مردم دنیا صحبت می‌كنید و  به آن‌ها می‌گویید كه ما شعارمان این است كه نه ظلم می‌كنیم و نه ظلم می‌پذیریم، آن‌ها این را به خوبی حس می‌كنند و درستی آن را حتی از چهره‌ی ما هم می‌فهمند. ما به هیچ كشوری تجاوز نكردیم. ولی متجاوز را پشیمان كردیم. ما در مسأله‌ی هسته‌ای نمی‌خواهیم بمب درست كنیم و به جایی حمله كنیم. منتهی از حق خودمان هم حاضر نیستیم كوتاه بیاییم. اعلام و عمل به این‌كه ما نه ظلم می‌پذیریم و نه ظلم می‌كنیم، در دنیایی كه پر از ظلم است، پیروزی بزرگی است. این حرف به ما می‌آید. حالا اگر مثلاً دولت انگلیس بگوید ما نه ظلم می‌كنیم، نه ظلم می‌پذیریم، كسی از او نمی‌پذیرد. می‌گوید شما ۴۰۰ سال است ظالم هستید، همین امروز هم ظلم می‌كنید. ظلم هم می‌پذیرید.
بنابراین من می‌خواهم بگویم با این خط تراز، ما در موضع خاص خودمان هستیم. امروز كشور ما در بالاترین و پویاترین وضعیت داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. این حرف ژورنالیستی نیست. این حرف از روی معیار است. البته هرچه قوی‌تر بشویم، به سمت ما تیرهای بیشتری رها می‌شود. حالا كسی كه می‌خواهد از خود نرمش نشان دهد یا نشان ندهد، باید از این موضع قهرمانی باشد. شما باید بدانید كجا هستید. نباید فكر كنید كه ضعیف هستید. تعامل با دنیا برنامه می‌خواهد. تعامل شامل قهركردن، حرف نزدن، حرف زدن، خنده و پرخاش است. پس نوع تعامل به تناسب منافع ملی ما و به تناسب مقطع زمانی تعیین می‌شود. هیچ كدام از این رفتارها و مواضع اصالت ندارد؛ نه نرمش اصالت دارد و نه اوقات تلخی؛ آن‌چه كه اصالت دارد، تأمین منافع ملی ماست.‌
 
* با توجه به مطالبی كه گفتید، حال می‌توانیم تعریفی از «نرمش قهرمانانه» ارائه دهیم؟
نرمش قهرمانانه به این معناست كه شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع كشور است. قهرمانی كه در تكنیك به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است كه پشتش به خاك نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. پس نرمش ما برای حفظ آن منافعی است كه برای ما حیاتی هستند. نرمش تكنیك ماست و به معنای این نیست كه ما بخواهیم از این تجربه‌ی عظیم كه بعد از سی و چند سال ایران را برخوردار از بزرگترین دموكراسی در منطقه كرده چشم بپوشیم. نرمش به این معنا نیست كه ما آن تجربه‌هایی را كه كشورمان را به مؤثرترین كشور در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل كرده و اعتبار عظیمی به آن در دنیا داده است فراموش كنیم.
نرمش قهرمانانه به این معناست كه شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع كشور است. قهرمانی كه در تكنیك به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است كه پشتش به خاك نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. نرمش ما برای حفظ منافعی است كه برای ما حیاتی هستند.

ما باید توجه كنیم كه اعتبارمان در صحنه‌ی بین‌الملل به این نیست كه مثلاً دولت فرانسه یا آمریكا یا فلان كشور به‌راحتی به شهروندان ما ویزا بدهد یا ندهد؛ این‌كه اعتبار نیست. آن‌ها از نوكرانشان اصلاً ویزا نمی‌خواهند. شأن برای ما موقعی است كه اسم ایران با مبارزه با ظلم، با استقامت و با شجاعت همراه باشد. شأن برای ما در آن است كه مردم دنیا ما ایرانی‌ها را به شجاعت و ایستادن در برابر ظلم بشناسند. ما به دنبال این هدف هستیم.

به هر صورت ما در یك خانواده‌ی بین‌المللی زندگی می‌كنیم. اهداف خودمان را داریم، توفیقات خودمان را هم داریم. طبیعتاً در یك خانواده، یكی شرور است، یكی ضعیف است، یكی خوب است، یكی بد است. ما باید استراتژی تعامل با همه را داشته باشیم. استراتژی تعامل یك بحث بسیار اساسی است و انتظار رهبری از دستگاه دیپلماسی ما و دولت این است كه یك دیپلماسی حساب‌شده و مبتنی بر این ملاحظات را داشته باشند. من این سخنان رهبری را فتح باب بسیار جدیدی می‌دانم.

* اما برخی افراد استفاده كردن رهبر انقلاب از این اصطلاح را نشانه‌ی ضعف دانسته و آن را آمادگی برای عقب‌نشینی تفسیر كرده‌اند.
این‌كه گفته می‌شود ما الان در موضع ضعف قرار داریم و به خاطر تحریم‌ها و فشارها باید نرمش نشان دهیم، خودش القاء دشمن است. نرمشی كه ایشان اشاره فرمودند، یعنی دیپلماسی ما باید از جایی كه قرار دارد یك مدار ارتقاء پیدا كند. دیپلماسی ما باید درخور این شأنی باشد كه الان داریم. نه این‌كه نبوده، بلكه باید ارتقای بیشتری پیدا كند. پیشرفت دیپلماسی به این است كه همه‌ی ابزارها را در جهت مقاصد اصلی به كار بگیریم؛ یعنی در چهارچوب اصول، از همه‌ی تاكتیك‌هایی كه متناسب با شأن ملت و اهداف ما و آن موقعیتی كه در آن قرار داریم استفاده كنیم. بنابراین این موضوع به هیچ‌وجه معنای عقب‌نشینی ندارد بلكه به معنای پیچیده‌تر شدن، داهیانه‌تر شدن و توجه بیشتر به هدف است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24041/C/13920614_0124041.jpg
امروز همه‌ی دنیا به تأثیرگذاری ما در منطقه اذعان دارند، به‌طوری كه مسائل منطقه بدون ما حل نمی‌شود. با توجه به این وضعیت، ما دیپلماسی‌مان هم باید آماده‌ی سازوكاری باشد كه از این وضعیت بهترین استفاده را ببرد. شرایط ما در روزی كه صدام با تحریك آمریكا به ما حمله كرد یك گونه بود و امروز به گونه‌ای دیگر كه هر وضعیت، یك نوع از تعامل ما با غرب را می‌طلبد. بنابراین ما همیشه برای تعامل با غرب برنامه داریم و باید داشته باشیم؛ اما نوع این تعامل و ادبیات و زبانش را به تناسب شرایط باید تعیین كنیم. یعنی هرجا منافع ملی ما ایجاب كند، منافعی كه شامل ماهیت اسلامی ماست و جدای از اسلام كه پایه‌ی عزت ماست نیست، ما تعاملمان را با غرب بر اساس آن منافع ملی تعیین می‌كنیم.

پیام این صحبت رهبر انقلاب دو نكته است؛ یكی این‌كه دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا كند. دیپلماسی ما نباید فقط تلویزیونی باشد. باید متفكرین دیپلماسی ما بنشینند و طراحی‌های داهیانه كنند. یك جا نرمش است، یك جا پرخاش است، یك جا تحرك است و یك جا قهر است و جایی دیگر آشتی است. دیپلماسی ما امروز باید درخور این شأنی باشد كه ما در منطقه و جهان داریم.

نكته‌ی دوم این است كه آن‌هایی كه مجری دیپلماسی هستند، حتماً یادشان باشد كه در چه موضعی هستند؛ یادشان باشد كه مشغول فعالیت دیپلماتیك برای كشوری بزرگ هستند، كشوری كه بزرگترین دموكراسی را در منطقه دارد، قوی‌ترین نهضت‌های اجتماعی را در كشورهای اسلامی به راه انداخته و پرچم‌دار رفع ظلم در همه‌ی اشكال آن هست. آن‌ها باید این موقعیت را نمایندگی كنند. هر حركتی كه این موقعیت را نمایندگی كند، چه با لبخند و چه با اخم، این حركت می‌تواند موجه باشد. البته در این‌جا اصل برای ما، تعامل منطقی با دنیا است. ما اصلاً زبان تهدید را كه زبان آمریكایی‌ها است قبول نداریم. ما می‌گوییم حتی با دشمن‌مان هم منطقی صحبت می‌كنیم. منتهی اگر آن‌ها تهدید كنند، طبیعتاً زبان تهدید جواب مناسب خودش را می‌خواهد.
ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم كردن هم ابایی نداریم. جایی كه لازم باشد اخم، جایی پرخاش می‌كنیم و جایی كه لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است كه رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. به كار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یك اشتباه بزرگ است.

همان‌طور كه اشاره كردم، دیپلماسی برای یكی از نحوه‌های اجرای تعامل بین‌المللی ماست؛ تعامل بین‌المللی با دیگران. دیگران انواع مختلفی دارند. بیشترین تعامل مربوط به دشمنان است. «مدیریت دشمنی» بخش بسیار مهمی از دیپلماسی كشور است كه شامل انواع اقدامات می‌شود. یك بخش آن مذاكره و كار دیپلماتیك است. مذاكره هم همان‌طور كه رهبر انقلاب اشاره فرمودند با لبخند شروع می‌شود. كسی مذاكره را با دعوا شروع نمی‌كند، مگر خود غربی‌ها كه این‌چنین هستند. ما اهل این كارها نیستیم. اما ما قاطع، روشن، با استدلال و بدون ابهام بحث می‌كنیم.

ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. ظلم‌ستیزی ما فرعی از حق‌مداری‌مان است. حق اصلاً احتیاجی به دعوا ندارد. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم كردن هم ابایی نداریم. جایی كه لازم باشد اخم می‌كنیم، جایی كه لازم باشد در دفاع از حق پرخاش می‌كنیم و جایی كه لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است كه رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. دیپلماسی ما باید به تناسب شرایط پیچیده بشود. هدف‌ها و منافع مشخص است. باید تكنیك بالاتری لحاظ شود. دیپلماسی مسائل و شرایط خودش را دارد. بنابراین به نظر من به كار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یك اشتباه بزرگ است. تعبیر درست این است كه دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا كند و پیچیده‌تر شود. حالا عده‌ای ممكن است این اصطلاح را حمل بر ضعف كنند؛ این‌ها هم كمی كه صبر كنند، برایشان معلوم می‌شود كه ضعیف چه كسی است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ

چرا رهبر انقلاب صلح امام حسن(ع) را پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ خواندند؟
جهان نیوز - هادی شریفی: مراجعه به تاریخ و استفاده و بهره گیری از رویدادهای تاریخی و تطبیق آن با شرایط حاضر، همیشه بعنوان یکی از ابزارهای مهم در پیش بینی وقایع آینده و انتخاب راه درست برای سیاستمداران است.
 
حضرت علی(ع) در این باره به امام حسن(ع) می فرمایند: پسرم درست است كه من به اندازه پیشینیان عمر نكرده‏ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر كردم تا آنجا كه گویا یكى از آنان شده‏ام، بلكه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بوده‏ام، پس قسمت‏هاى روشن و شیرین زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایى كردم، سپس از هر چیزى مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه‏اى، زیبا و شیرین آن را براى تو برگزیدم، و ناشناخته‏هاى آنان را دور كردم. (نامه 31 نهج البلاغه)
 
شرایط کنونی ما و مواجهه با مساله هسته ای و سازش با امریکا به نحوی شباهت ها و تفاوتهایی با دوره امام حسن مجتبی(ع) و مواجهه ایشان با معاویه دارد که به آنها می پردازیم:
 
نخست- در آن زمان جنگ نظامی شکل گرفت و در زمان حاضر جنگ اقتصادی؛ غرب با تحریمهای فراوان و در تنگناهای اقتصادی قراردادن جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را وارد یک نبرد سخت اقتصادی کرد.
 
دوم- ترفندهای معاویه برای تزلزل در سپاه امام شباهت بسیاری با عملیات روانی غرب در مواجهه با ایران دارد. معاویه چه در جنگ با امام علی(ع) در صفین و چه درجنگ با امام حسن(ع) همیشه برخلاف رویه عملی خود که آغازگر جنگ بود، دنبال این بود که القا کند دنبال جنگ نیست و قصد سازش دارد و امریکا نیز همیشه برخلاف رویه عملی خود که جنگ افروزی و تهدید است دنبال این است که عنوان کند قصد مذاکره و صلح دارد و طرف مقابل سر باز می زند.
 
سوم- معاویه با ساختن شایعه های دروغین همیشه سعی در هدایت افکار و اذهان به نفع مصالح خود می کرد؛ نکته بارز این مساله که بسیار در جریان صلح امام حسن(ع) موثر بود این بود که معاویه تعدادی از افراد را مامور کرد که به خیمیه امام حسن(ع) بروند و نامه اهل کوفه که گفته بودند امام را دست بسته تحویل معاویه خواهند داد نزد ایشان برند. این افراد پس از اینکه از خیمه امام بازگشتند شایع کردند که امام صلح را پذیرفته و از آن طرف نیز این شایعه را در خط مقدم سپاه امام انداخت و شایعه این را که قیس بن سعد فرمانده سپاه خط مقدم با معاویه صلح کرده را در اردوگاه امام انداخت تا با این جنگ روانی سپاه را متزلزل کند. سپاهی که پس از فرار عبیدالله بن عباس پسر عموی امام به سوی معاویه دیگر قوامی نداشت.
 
امروز نیز امریکا و غرب با شایعه هایی نظیر توافق با ایران بر سر مذاکره و یا قصد ایران برای توقف برنامه هسته ای این عملیات روانی مشابه را برای متزلزل ساختن انسجام داخلی انجام می دهد که معمولا با تکذیب مقامات ایران مواجه شده است.
 
چهارم- سپاه امام حسن(ع) در آن زمان بسیار متزلزل و رفتار خواص و مردم سرشار از خیانت و خود فروشی بود؛ نمونه بارز آن همانطور که عنوان شد عبیدالله بن عباس که پسر عموی امام و از والیان و امیرالحاج حضرت علی (ع) بود و در جنگ با معاویه در آن زمان شکست خورده بود و معاویه سر فرزندانش را بریده بود، به همین دلایل فرمانده سپاه امام حسن(ع) شد اما بعد فریب معاویه را خورد و به درهم و دینار خود را به معاویه فروخت و این مجوزی شد برای خودفروشی دیگر خواص و مردم. دسته ای سپاه امام نیز متشکل از خوارج و برخی شکست خوردگان صفین بودند که با بغض معاویه و نه متابعت از ولایت به نبرد آمده بودند. همچنین نامه جمعی از مردم کوفه به معاویه برای تحویل دست بسته امام به وی از این موارد است.
 
اما در حال حاضر انسجام داخلی و متابعت خواص از ولایت در مقابل امریکا به شدت نمایان است البته بعضا به علت بی تدبیری ها گفته هایی نظیر "در شرایط شعب ابی طالب هستیم" و یا نسبت دادن همه کاستی ها به تحریم ها که توسط مسئولین دولت پیشین عنوان شد بر این مساله خدشه وارد کرد اما درایت و هوشمندی رهبر انقلاب و تذکر و مخالفت به موقع ایشان با این گفته ها مانع از شاخه دوانیدن این طور گفته ها و افکار در کشور شد. امروز با وجود اینکه مردم دچار مشکلات عدیده اقتصادی در کشور هستند ولی هیچگاه در مقابل امریکا کرنش نخواهند کرد و هیچ گاه وابستگی و تسلط یک دولت خارجی را به حکومت و استقلال نظام داخلی ترجیح نخواهند داد.
 
پنجم- معاویه با آن خوی استکباری اش به شدت تحقیر شده بود و هیچگاه نمی توانست آل امیه را در این تحقیر ببیند و همیشه به دنبال راهی بود که انتقام خود را از بنی هاشم بگیرد و حال امریکا نیز خود را با شعارهای "مرگ بر امریکا" در پس انقلاب اسلامی ایران به شدت در تحقیر می بیند و خوی استکباری اش اجازه این تحقیر را نمی دهد و حال برسر مذاکرات هسته ای دنبال این است که ایران را به کرنش وا دارد و باز هم بعید نیست با همان خوی ناپسندش سنگی در راه این تفاهم بیاندازد.
 
ششم- و مهمترین مساله؛ قصد معاویه اصلا صلح با امام حسن(ع) نبود. معاویه هیچ گاه فکر نمی کرد که امام با وی صلح کند. معاویه فقط فضای جنگ را در پیش گرفته بود، نتیجه جنگ دو چیز بود اسارت یا شهادت امام. اگر امام اسیر می شد، پاسخی بود به فتح مکه در زمان پیامبر(ص) که ابوسفیان جد معاویه توسط پیامبر(ص) اسیر شد و پیامبر(ص) وی را آزاد کرد و بخشید و این کار شاید از کشتن ابوسفیان برایش سخت تر بود و بنی امیه به شدت تحقیر شد که البته حضرت زینب(س) در خطبه خود در شام و دربار یزید وی را "یابن الطقاء" پسر آزاد شدگان(برای تحقیر) خطاب کرد. و اگر هم امام و تمامی خاندانش به شهادت می رسیدند معاویه عنوان کرده بود که دنبال صلح است و قصد جنگ ندارد و به این ترتیب خود امام خواسته بود که جنگ کند و این تمام آرزوی معاویه بود. و اگر هم امام صلح می کرد که نهایتا باز هم خواسته معاویه بود که حکومت را در دست گیرد.
 
اما ترفندی که امام برای صلح با آن شرایط به کار برد برای معاویه بسیار سخت وغیر منتظره بود و این "نرمش قهرمانانه" یعنی صلح توام با شرایط خاص باعث شد تمام نقشه های معاویه برآب شود. امام نامه ای به معاویه نوشت و عنوان کرد که با شرایطی آماده صلح است. معاویه کاغذ سفید امضایی فرستاد و امام شروطی را نوشت (ازجمله عمل معاویه به قرآن و سنت رسول خدا، عدم تعیین جانشین توسط معاویه، خلافت امام حسن و امام حسین(ع) بعد از وی، عدم دشنام دادن به حضرت علی(ع) در منبرها و درامان بودن جان شیعیان) که معاویه مجبور شد در اولین خطابه اش بعد از خلافت بگوید که شروط را زیر پا می گذارد و چهره واقعی خود را نمایان کند. در نهایت پیروز میدان در میان مردم و افکار عمومی، امام حسن(ع) شد و از این جهت رهبرانقلاب صلح امام حسن(ع) را در کتابی که از شیخ راضی آل یس ترجمه کردند "پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" خواندند.
 
این خصوصیت نیز ممکن است توسط امریکا روی بدهد یعنی امریکا پس از مذاکره با ایران و تعیین شروط دلخواه ایران آن را زیر پا بگذارد و جامعه جهانی بیشتر از پیش از چهره پلید امریکا آگاهی یابد.
 
هفتم- اما تفاوت عمده ای که در شرایط حاضر با شرایط دوران امام حسن (ع) وجود دارد! پیچ تاریخی که در آن زمان با تزلزل و خیانت خواص و مردم روی داد و خلافت دست معاویه افتاد، باعث شد واقعه اسف بار کربلا به وقوع بپیوندد و حال نیز بر سر یک پیچ تاریخی هستیم؛ نبرد بین ایران و امریکا نبرد بین دو کشور نیست بلکه نبرد بین دو گفتمان است. آنچه که در جهان امروز مشاهده می شود به گونه ای جهانی با دو قطب، یکی گفتمان پیشرف اسلامی که نماد آن ایران است و دیگری گفتمان پیشرفت غربی یا لیبرالیسم که نماد آن امریکا است. خیزش های مختلف مردم در کشورهای بخصوص اسلامی نشان دهنده این است که مردم خواهان تغییر در وضعیت خویش هستند و همینطور برای این تغییر دو مسیر قرار دارد، یکی مسیر پیشرفت اسلامی و دیگری پیشرفت غربی، که البته انتخاب آن با خود افراد جامعه است و اگر هر کدام از این دو از سوی ملتها انتخاب شوند به مثابه پیروزی آن گفتمان تلقی می شود.
 
اگر ایران در مواجهه با امریکا از شروط خود دست بردارد و به نوعی به شروط امریکا تن دهد پیچ تاریخی جهان را به سمت گفتمان لیبرال دمکراسی سوق داده و بالعکس اگر آمریکا مجبور به پذیرش شروط ایران برای مذاکره شود این پیچ به سمت گفتمان پیشرفت اسلامی سوق خواهد یافت. تاکید همیشگی رهبر انقلاب نیز بر آیه «ولینصرنّ اللّه من ینصره» به همین دلیل است.
 
آنچه که مسلم است این است که ایران در شرایط کنونی در موضع ضعف نیست و البته اگر خواص با بصیرت رفتار کرده و تزلزل در خود راه ندهند همین گونه نیز خواهد بود. یعنی اگر گروه مذاکره کننده هسته ای با تدبیر درست و از موضع قدرت و حفظ عزت ملی کار را پیش ببرند نتیجه این مذاکرات اگر پیروزی مطلق ایران بر سر شروطش نباشد یک بازی برد-برد برای طرفین خواهد بود که البته با توجه به قدرت بیشتر سخت افزاری امریکا در جهان نسبت به ایران، باید گفت همین بازی برد-برد یک پیروزی ایدئولوژیک برای جمهوری اسلامی ایران است و ایران به اهداف خود دست یافته است یعنی قدرت ایدئولوژیکی ایران با قدرت سخت افزاری امریکا برابری کرده و همین است که رهبرانقلاب نیز می فرمایند معتقد به "نرمش قهرمانانه" در دیپلماسی هستم. یعنی دیپلماسی که منجر به یک برد چشمگیر ایدئولوژیک و شکست سنگین برای امریکا خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

کارنامه هاشمی رفسنجانی و دولت سازندگی به روایت فضلی‌نژاد


در این سخنرانی که روز 9 دی 1391 در همایش سراسری ناظران شورای نگهبان در مشهد ایراد شد، فضلی نژاد به بررسی کارنامه دولت سازندگی در عرصه های فرهنگی و سیاسی و امنیتی و نقد سیاست های اقتصادی علی اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخت. در بخش اول این سخنرانی فضلی نژاد به بازتولید کارتل های مطبوعاتی- فرهنگی عصر پهلوی در دولت سازندگی اشاره می کند و از طرح های «بنیاد مطالعات ایران» پرده برمی دارد.
موضوعات:
نیمه پنهان پروژه «بازگشت ایرانیان خارج از کشور» و نقش عطالله مهاجرانی/ نقد عملکرد مطبوعاتی دولت سازندگی و بازتولید کارتل‌های مطبوعاتی عصر پهلوی در دوره وزارت ارشاد سیدمحمد خاتمی/ ماهیت مجلات «دنیای سخن» و «آدینه» و «گزارش فیلم»/ چگونه دختر سایشه عصر پهلوی مشاور «کرباسچی» در شهرداری تهران شد؟/ خصلت سرمایه‌داری دولت هاشمی رفسنجانی»/ رهبر ارکستر سمفونیک اسرائیل در فرهنگسرای بهمن/ بازتولید عناصر فعال «کلوپ رشت 29» در عصر سازندگی و...


::: لینک دانلود/ بخش اول سخنرانی پیام فضلی نژاد در همایش سراسری ناظران شورای نگهبان
::: لینک دانلود/ بخش دوم سخنرانی فضلی نژاد در همایش ناظران شورای نگهبان:::
::: لینک دانلود بخش سوم فایل ویدیویی سخنرانی در سایت آپارات:::

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آن مرد رفته است ‌اما...


آنچه اخیرا در شبکه اجتماعی تویتر بین آقای دکتر ظریف و خانم کریستی‌پلوسی - دختر نانسی پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا- رد و بدل شده است با توجه به اشراف آقای ظریف بر مسائل و معادلات سیاسی و جایگاه رسمی ایشان به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، عجیب و غیرمنتظره بود. آقای ظریف در تویتر به استقبال سال نو یهودیان رفته و نوشته بود «روش هشانا، سال نو یهودیان مبارک باد» و کریستی پلوسی با تشکر از ایشان خطاب به وی نوشته بود «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین‌تر می‌شود» و آقای ظریف در پاسخ به او می‌نویسد «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است. سال نو مبارک»! و پلوسی پاسخ داده بود؛ «خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان» درباره این محاوره مکتوب که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌های خبری داشته است، گفتنی‌هایی هست.
الف- منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد» آقای دکتر احمدی‌نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رئیس‌جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد. زیرا هولوکاست اگرچه -آن‌گونه که خواهد آمد- فقط یک افسانه ساخت صهیونیست‌هاست ولی دکتر احمدی‌نژاد با طرح یک سؤال هوشمندانه، پاشنه‌آشیل صهیونیسم بین‌الملل را نشانه رفته و پرسیده بود؛ اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد، آلمان نازی عامل آن بوده است، بنابراین چرا باید مردم مسلمان فلسطین تاوان جنایت نازی‌ها را بپردازند و چرا یک یا دو استان از آلمان و اتریش به صهیونیست‌ها واگذار نشده است؟ و چنانچه واقعیت نداشته باشد، چرا صهیونیست‌ها با استناد به یک داستان جعلی، مظلوم‌نمایی کرده و خود را از همه دنیا طلبکار می‌دانند؟ احمدی‌نژاد با این سؤال منطقی که هیچ یک از دیپلمات‌های مدعی، جرأت و یا هوشمندی لازم برای طرح آن را نداشته‌اند، مشروعیت جعلی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و از این زاویه درخور تقدیر و تحسین فراوان است. آیا جناب آقای ظریف برای این پرسش علمی و منطقی پاسخی دارند؟ اگر دارند، بفرمایند! و اگر پاسخی ندارند- که ندارند- انتظار آن بوده و هست که زبان و قلم به تقدیر از آقای احمدی‌نژاد بچرخانند و نه اهانت به ایشان و دلداری - البته ناخواسته- به دشمنان که «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است»!
ب- 8 سال پیش- 22 آذرماه 84- نگارنده در یک یادداشت نسبتاً مفصل و به نقل از مورخان برجسته و بلندآوازه اروپایی و آمریکایی، اسناد و شواهدی ارائه کرده بود که در جعلی بودن داستان هولوکاست کمترین تردیدی باقی نمی‌گذاشت و از آنجا که امروز هم ماجرا همان ماجرای آن روز است؛ اشاره به بخش‌هایی از آن یادداشت مفصل ضروری به نظر می‌رسد؛ در یادداشت مورد اشاره آمده بود.
1- در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی یهود، از جمله، «پی‌یر ویدال ناکه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی کشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش‌نویس قانونی را تهیه کرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند که بر اساس آن «هرگونه تردید درباره «هولوکاست»، اعم از تردید درباره کشتار- مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌های گاز و حتی کمترین تردید در رقم 6میلیونی یهودیان کشته شده، جرم تلقی می‌شود! و هر کس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در سه موضوع یاد شده تردید کند به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک جریمه محکوم می‌شود.» و بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس بین‌المللی یهود، این قانون در سایر کشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید به طوری که امروزه هرگونه تردید درباره هولوکاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می‌شود!
2- تاکنون ده‌ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده در بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی که هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند در صحت آنها کمترین تردیدی روا دارد، به روشی کاملا علمی اثبات کرده‌اند ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی، کوره‌های آدم‌سوزی، اتاق‌های گاز و همه آنچه صهیونیست‌ها در این باره ادعا می‌کنند، دروغ محض و یک داستان ساختگی با اهداف نه فقط سیاسی، بلکه جنایتکارانه است و شاید تعجب کنید - البته از دموکراسی با قرائت غربی تعجبی ندارد - که از این دانشمندان و محققان تمامی آنهایی که اروپایی بوده‌اند، بدون استثناء - تاکید می‌شود، بدون استثناء- به دادگاه جلب شده و تنها به دلیل آن که تحقیقات علمی آنان باآنچه دولت‌های اروپایی درباره هولوکاست پذیرفته و تصویب کرده‌اند، تفاوت داشته، محاکمه و به زندان و جرایم نقدی محکوم شده‌اند! و دولت‌های غربی هنوز به این سؤال پاسخ نداده‌اند که چگونه می‌توان از یک سو ادعای آزادی عقیده و اندیشه را داشت و در همان حال، اگر تحقیقات علمی و مستند دانشمندان با ادعای بی‌اساس و افسانه‌سرایی صهیونیست‌ها تفاوت داشته باشد، این دانشمندان و محققان مستحق محاکمه، زندان و جریمه هستند؟!...
تعداد دانشمندان و محققان برجسته‌ای که نتیجه تحقیقات علمی و مستند آنها حکایت از جعلی بودن هولوکاست می‌کند، بیشتر از آن است که حتی فهرست آنان قابل اشاره در این نوشته محدود باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندکی از بسیارها می‌توان به پروفسور روژه گارودی، پروفسور روبر فوریسون، پروفسور کریستوفرسون - صاحب کتاب معروف «دروغ آشویتس»- ... و نویسندگان صدها رساله علمی دیگر اشاره کرد که در این میان، ماجرای پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه‌گارودی - هر‌دو از فرانسه - جدیدتر و عبرت‌آمیز است.
3- پروفسور روبر فوریسون، استاد دانشگاه معروف «لیون» فرانسه و كارشناس عالی‌رتبه بررسی و ارزیابی اسناد و مدارك تاریخی، با شهرتی جهانی است. او تحقیقات علمی و مستند خود را در كتابی با عنوان «اتاق‌های‌گاز، واقعیت یا افسانه؟» جمع‌آوری كرده كه به فارسی نیز ترجمه شده است.
او هزاران سند را در این زمینه بررسی كرده است و طی سال‌ها تحقیق، از تمامی مراكز مورد ادعای صهیونیست‌ها، نظیر اتاق‌های گاز، موزه ساختگی كوره‌های آدم‌سوزی، داخائو در مونیخ آلمان و... بازدید كرده و با صدها شاهد به گفت‌وگوی دقیق و علمی پرداخته و در نهایت بدون كمترین تحلیل و تنها به زبان اسناد، نشان داده است كه ماجرای كشتار یهودیان در آلمان نازی یك دروغ بزرگ تاریخی و فریب شرم‌آور افكار عمومی است. چیزی كه از صهیونیست‌های وحشی به هیچوجه دور از انتظار نیست.
به عنوان مثال، فوریسون به عكس‌های ساختگی از اتاق‌های گاز مورد ادعای صهیونیست‌ها اشاره كرده و ضمن رد این ادعا با استناد به مدارك غیرقابل‌انكار، با تعجب می‌پرسد، اگر این عكس‌ها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی- مورد ادعا- بدون ماسك و بی آن كه كمترین پوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشند در اتاق‌های مالامال از گازهای كشنده ایستاده و بر جان كندن یهودیان محكوم نظارت می‌كنند؟! و یا، درباره یكی دیگر از عكس‌های مورد ادعای صهیونیست‌ها كه جمعی از یهودیان را در محاصره چند تانك نشان می‌دهد، با ارائه اسناد و شواهدی خواندنی و غیرقابل تردید، نشان می‌دهد كه تانك‌ها در این عكس، انگلیسی هستند نه آلمانی و...
ج - آقای دکتر ظریف ادعا کرده‌اند که «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است»! و توضیح نداده‌اند که ادعای ایشان بر اساس کدام «سند» یا شاهد و قرینه‌ای ابراز شده است؟ بدیهی است وزیر امور خارجه محترم کشورمان انتظار ندارند افسانه هولوکاست که غیر از ادعای «ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسوی هیچ سند دیگری برای اثبات آن وجود ندارد از سوی ایران اسلامی قابل پذیرش باشد!
گفتنی است آقای دکتر ظریف در دفاع از برنامه‌های پیشنهادی خویش که روز سه‌شنبه 22 مرداد در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد بر وفاداری خود به آموزه‌های امام و رهبر معظم انقلاب اصرار ورزید و پس از آن نیز در جایگاه وزیر امور خارجه کشورمان مواضع تحسین‌برانگیزی داشت. از این روی اظهار نظر اخیر در شبکه تویتر را می‌توان ناشی از کم دقتی ایشان تلقی کرد که نیاز به تصحیح دارد.
د - و بالاخره، از آنجا که دکتر ظریف اهل مطالعات تاریخی و اسلامی هستند باید توجه ایشان را به این واقعیت جلب کرد که اولین و تنها سند مکتوب درباره وقوع هولوکاست - به مفهوم زنده‌سوزی دسته‌جمعی انسان‌ها - که تاریخ کهن یهود و برخی از کاوشگران تاریخ باستان به آن اشاره کرده‌اند و در کلام خدا - سوره مبارکه بروج - نیز به صراحت آمده است، از وقوع این جنایت توسط قوم یهود خبر می‌دهد: ذونواس پادشاه یمن به دین یهود گروید و با تحریک خاخام‌های یهودی مردم یمن را که بر دین حضرت مسیح (ع) بودند وادار کرد یهودی شوند و آنان را که حاضر به پذیرش دین یهود نبودند، در گودال‌های پر از آتش سوزان - اخدود- افکند و انبوهی از زنان و مردان و کودکان مسیحی را زنده زنده در آتش سوزاند...
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان که دارای برج‌های بسیار است و سوگند به روز موعود و سوگند به شهادت‌دهنده و آنچه به آن شهادت دهند که مرگ بر اصحاب اخدود، آنان که آتش سوزان برافروختند و در حالی که برکناره آتش نشسته بودند، به آنچه بر سر مؤمنان می‌آوردند نظاره می‌کردند. آنان - یهودیان - تنها به این علت از مؤمنان انتقام گرفتند که آنها به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند».

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را اشتباه نگیرند

پناهیان گفت: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

  به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد.

گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در ..... در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد

·      یک تفاوت بسیاری اساسی که دوران دفاع مقدس با دوران‌های دیگر دارد این است که دوران دفاع مقدس دوران «عمل» بود، و دوران‌های دیگر دوران «حرف» است. خوب است به این تفاوت عمیقاً نگاه کنیم. از حرف تا عمل چقدر فاصله وجود دارد؟

·      بنده در دوران دفاع مقدس وقتی به چشم‌های نورانی رزمندگان نگاه می‌کردم و به حکم وظیفۀ طلبگی برایشان از خدا و پیغمبر(ص) سخن می‌گفتم جدّیت را در نگاه‌های آنها می‌دیدم؛ جدّیتی که یک ذره شوخی، بازی، غفلت و سبک ‌انگاشتن امور معنوی در آنها نبود.

·      بعد از دوران دفاع مقدس در بهترین جلسات معنوی شرکت کرده‌ام، اما هیچ وقت آن جدیتی که در نور دیدگان رزمندگان بود، دیده نشد. چون آن رزمندگان، کارشان از علاقه و عقاید گذشته و به عمل رسیده بودند. آنها به عالی‌ترین مضامین معنوی عمل می‌کردند چون خودشان را در آستانۀ یک عمل بزرگ یعنی جهاد و شهادت می‌دیدند، و مصرف‌کنندگان بسیار خوبی برای معارف دینی بودند.

·      پس، از این زاویه می‌توان دوران دفاع مقدس را دوران عمل به حساب آورد. در آن دوران که دوران عملِ پاک و نورانی جهاد بود، دیگر حرف‌ها در مقابل عمل ارزش خود را از دست می‌دادند، چه حرف‌های اختلاف برانگیزی که ناشی از هواهای نفسانی آدم‌ها و از سر سرمستی آلودگی به دنیا بود، و چه حرفهای خوب. چون اگر کسی حرف خوبی داشت باید در میدان عمل نشان می‌داد. حرف‌های غلط تقریباً مرده بودند و لااقل کمتر از این حرف‌ها می‌شنیدیم، و یا کسی برای آن حرف‌ها ارزش قائل نمی‌شد.

·      وقتی پیکر یک شهید به محله‌ای وارد می‌شد، مثل نوری بود که بر خفاش‌خانه‌ها می‌تابید، خفاش‌های «حرف‌های منفی» فرار می‌کردند و می‌رفتند. همچنان‌که پیکر نورانی شهید، مانند خورشیدی بود که می‌توانست غنچه‌های فطرت را در صحنۀ عمل شکوفا کند.

شهید باغبانی، طلیعۀ آغاز فصل دیگری از «عمل» را برای ما به ارمغان آورده/ دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادت «السابقون السابقون»

·      این شهید بزرگوار(شهید باغبانی[هنرمند و مستندسازی که در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید])، طلیعۀ حلول فصل دیگری از «عمل» را، برای ما به ارمغان آورده است. یعنی دوباره فصل عمل فرا رسیده است. دیگر خیلی از حرف‌های سطحی دیگران، نه تنها ارزش شنیدن ندارد، بلکه دیگر ارزش نقد و پاسخ دادن هم ندارد. دوران حرف باطل به پایان رسیده است و خوشبختانه، دوران صرفا حرف زدن از حق هم به پایان رسیده است؛ «گر مرد رهی، میان خون باید رفت/ از پای فتاده، سرنگون باید رفت» دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادتِ «السابقون السابقون»

·      مطمئن هستم که شهدای دفاع مقدس به این شهید بزرگوار غبطه می‌خورند، چون مهم است چه کسی قاتل شما باشد و با چه عزم و کینه‌ای شما را به شهادت برساند. او به دست کسانی به شهادت رسید که یک کینۀ 1400 ساله از علی بن ابیطالب(ع) صحابی جلیل‌القدر و عالی‌مقام پیامبر(ص) را در سینه دارند.

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را با هم اشتباه نگیرند

·      الان در زمانی داریم از حق دفاع می‌کنیم که بعضی‌ها دفاعشان جنبۀ عملی به خود گرفته است. تمام مستندسازان و هنرمندان محترم باید عمل را سرلوحۀ برنامۀ زندگی‌شان قرار دهند. دیگر نه تنها حرفِ بیهوده زدن خریدار ندارد، بلکه حرف خوب زدن هم به تنهایی فایده ندارد. مستندسازان و هنرمندان ما باید بلند شوند و نشان دهند چه جنایت‌هایی دارد در منطقه اتفاق‌ می‌افتد، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما به اشتباه نیفتند؛ کسانی که در کهنسالی دچار رخوتِ روحی شده‌اند، دوست و دشمن را با همدیگر اشتباه می‌گیرند.

دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! / دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیانشان نیست

·      بعضی‌ها می‌پرسیدند که در «شرایط جدید»، «فضای سیاسی» را چگونه می‌بینید؟ گفتم دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! «شرایط جدید» شرایطی است که دیگر قدم غلط برداشتن و قلم غلط زدن در چنین شرایط جدیدی تقریباً امکان ندارد یا خیلی به سختی امکان دارد. چون این‌قدر حق خودش را آشکار نشان داده است و آن‌قدر باطل رسوا شده است که امکان خطا کردن وجود ندارد.

·      اگر نعوذ بالله سازشکارترین سازشکاران، به سیاست‌خانۀ این میهن نورانی نفوذ کنند، هیچ اشتباهی از آنها سرنخواهد زد؛ چون دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیان آنها وجود ندارد. نگرانی از سازش مربوط به وقتی است که امکان سازش وجود داشته باشد.

دیگر از رفتار کسانی که مایلند در لابی با دشمنان، ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم،حتی اگر بتوانند در بدنۀ جامعه نفوذ کنند!

·      ما دیگر از رفتار کسانی که مایلند با دشمنان لابی کنند و ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم؛ حتی اگر آنها بتوانند در بدنۀ جامعۀ ما نفوذ کنند. چون دیگر دشمن ما آن دشمن سابق نیست. آمریکای مستاصل و جنایتکار امروز، دیگر آمریکای دوران دفاع مقدس نیست که بشود پشت پرده با او تبانی کرد. این آمریکا عوض شده است. صهیونیست‌ها هم تغییر کرد‌ه‌اند، نه دیگر آن قدرت را دارند و نه آن حداقل نجابتی که بخواهند برای ظاهرسازی برخی امور را رعایت کنند. انشاءالله دوران رویارویی نهایی حق و باطل فرارسیده است و اینها از علائم ظهور هستند.

·      بعضی‌ها مایل هستند که ما چشم‌مان را نسبت به واقعیت‌های عالم ببندیم و مانند کبکی که سرش را در برف فرو می‌کند تا شکارچی را نبیند، در قبال هر اتفاقی که در عالم رخ می‌دهد بگوییم: «اصلاً معلوم نیست هیچ یک از این حادثه‌ها ربطی به ظهور داشته باشد!» و چقدر بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که بگوییم: «اثری از ظهور نیست، هرچه نگاه می‌کنیم هیچ مقدمه‌ای برای ظهور نمی‌بینیم!» ما هم برای رضایتمندی این‌قبیل افراد، همین‌طوری سخن می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: «علی‌رغم اینکه اتفاقاتی که دارد در سوریه رخ می‌دهد، با آنچه در روایات بیان شده است شباهت دارد، ولی می‌گوییم شباهتی وجود ندارد!!» برای اینکه آنهایی که دچار «بیماری تمنّا برای تأخیر ظهور هستند» آرام بگیرند و بر ما نیاشوبند!

هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟/ تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر

·      به شما عرض می‌کنم؛ اگر بنا بر احتمال و علی‌‌رغم میل دشمنانِ دانا و دوستان نادان، ظهور نزدیک باشد، حوزۀ هنری به عنوان محل تجمع هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟ حرف زدن را کنار بگذاریم! امروز روز ورود به میدان عمل و تبلیغ مظلومیت کسانی است که در خط مقاومت دارند با دشمن می‌جنگند.

·      یک زمانی می‌گفتیم: «تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اما امروز شعارهای جدیدی باید به عرصه بیاید که دلالت بر این داشته باشد که تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر، بیشتر نمانده است.

یقیناً امری بسیار بزرگتر از دفاع مقدس، در انتظار ماست / این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است

·      از شما تقاضا می‌کنم دربارۀ این پرسش بنده تأمل بفرمایید: خداوند در قبال این امکانات معنوی که در این 25 سال بعد از دفاع مقدس به ما داده است، چه تکلیفی بر دوش ما می‌خواهد قرار دهد؟ خداوند متعال هر نعمتی به بندگان خود می‌دهد مسئولیتی را در قبال آن از بندگان خود می‌خواهد.

·      در همان ابتدای انقلاب، یک مقدار معرفت و معنویت برآمده از متن انقلاب در دل‌های مردم و جوانان ما جاری شده بود، خداوند متعال 8 سال دفاع مقدس را برای چیدن گلهای برآمده از صحرای انقلاب به ما هدیه داد. حالا حدود 25 سال فضای معنوی و امکان تعلیم و تربیت و رشد معنوی بعد از دفاع مقدس به ما داده است و یقیناً امری در انتظار ما خواهد بود که بسیار بزرگتر از دفاع مقدس است. و این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است.

·      خداوند متعال بعد از دوران دفاع مقدس سال‌ها آرامش و امنیت و امکان رشد معرفت و معنویت برای ما فراهم آورد تا در این ‌سال‌ها کسانی مثل شهید باغبانی تربیت شوند، آیا شما فکر می‌کنید الان خدا از ما هیچ انتظاری ندارد؟! یقیناً بدانید که انتظار خداوند از ما پس از این نعمت معنوی و معرفتی که سالیان طولانی و در کمال امنیت به ما داده است بسیار بالاتر از دفاع مقدس است؛ اینکه چگونه رخ خواهد داد، نمی‌دانم.

باید تندیسی از شهید باغبانی در وسط شهر گذاشته شود تا اهالی هنر و رسانه سرمشق بگیرند/ مستندسازی که مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نساخته باشد، برای ابد شرمنده خواهد بود/ زمان عمل انقلابی فرا رسیده است

·      ما در دوران عمل هستیم؛ دوران عمل انقلابی. باید تندیسی از شهید باغبانی ساخته شود و در وسط شهر گذاشته شود تا همۀ اهالی هنر و رسانه از او سرمشق بگیرند. زمان عمل انقلابی فرا رسیده است.

·      آیا در جشنوارۀ فجر سال آینده احدی از هنرمندان به خودش اجازه خواهد داد فیلمی خارج از مقولۀ این‌همه مظلومیت‌ها که در منطقه جاری است بسازد؟! هر یک از مستندسازان که در پروندۀ خودش مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نداشته باشند برای ابد شرمنده خواهد بود. این نیاز به بخشنامه و توصیه ندارد، بلکه نیاز به یک شعور باطنی و شور انقلابی دارد. چه کسی شهید باغبانی را مجبور کرده بود که به خط مقدم مقاومت برود و در آنجا مصرانه برای به تصویر کشیدن مظلومیت نیروهای خط مقدم جبهۀ مقاومت جان بدهد؟!

·      شهدا سبک زندگی را تغییر می‌دهند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس این کار صورت گرفت. البته بعد از دوران دفاع مقدس تلاش‌های بسیار فراوان و بودجه‌های زیادی صرف شد برای اینکه این دوران نورانی به فراموشی سپرده شود، تا حدّی هم موفق بودند اما به تمام توفیقات دسترسی پیدا نکردند! چون هنوز شیفتگان جهاد و شهادت در جامعۀ ما و منطقه حضور دارند که از دفاع مقدس الگو بگیرند.

وقتی رزمندگانمان را از متن تصاویر هنری پنهان کردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند/ کاش برخی هنرمندان ما هم صادقانه اعتراف کنند که در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم

·      هنرمندانی که برای فراموش کردن دوران دفاع مقدس در آثارشان تلاش کردند، به دشمنان بشریت خدمت کردند، زیرا به آنها اجازه دادند بدل‌هایی برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بسازند و به صورت تروریست‌هایی که «الله اکبر» می‌گویند و سر مظلومان را جدا می‌کنند در منطقه ظاهر شوند. وزیر امور خارجۀ اسبق آمریکا صراحتاً ‌گفت «القاعده را ما درست کردیم»(فارس/خبر13901007000921) بله، القاعده را آنها درست ‌کردند، ولی ای کاش برخی از هنرمندان کشور ما هم صادقانه مثل آن وزیر امور خارجه جمهور اعتراف کنند و بگویند ما هم در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم.

·      وقتی رزمندگان‌مان را از متن تصاویر هنری‌مان پنهان کردیم و معرفی نکردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند. چون رزمندگان ما اولین کسانی بودند که با کمترین سلاح، «الله اکبر» گویان و شهادت‌طلبانه به دفاع از حق پرداختند، حالا آنها بدل زده‌اند و کسانی را به میدان آورده‌اند که شهادت‌طلبانه دارند از ظلم دفاع می‌کنند! آنها فرصت پیدا کردند این بدل را بزنند به خاطر اینکه ما به قدر کافی به رزمندگان دوران دفاع مقدس خودمان خدمت نکردیم و آنها را درست به جهانیان نشان ندادیم. آن‌قدر که رزمندگان ما اهل عمل بودند ما اهل عمل نبودیم و بیشتر اهل حرف بودیم.

هر کسی دستش با دوربین آشنا و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد/ از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

·      الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد.

·      البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. یعنی یک وقت تصور نکنید بنده این سخنان را از سرِ عِرق انقلابی حزب‌اللهی‌گری می‌گویم، نه! از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» به خانوادۀ این شهید تبریک عرض می‌کنم چون او از محنت دیگران بی‌غم نبود و خواست آدم بماند. نگاه نکنید به کسانی که نسبت به محنت دیگران بی‌غم هستند و برایشان مهم نیست که آدم نباشند.

قرآن: مرگ هیچ کس به واسطۀ جهاد نزدیک نمی‌شود

·      باید به شما خانوادۀ این شهید عزیز تبریک گفت که در خانۀ خودتان «آدم» تربیت کرده‌اید و این خیلی باشکوه است. خیلی از جوان‌هایی که در همین سن و سال بودند و نسبتاً در شغل و کار خودشان هم موفق و حتی از مشاهیر بودند هم در یک تصادف فوت کرده یا در دریا غرق می‌شوند ولی فرزند شما این لیاقت را پیدا کرد که جان خودش را در معرض شهادت قرار دهد. از شهادت او شاد باشید چون خدا به واسطۀ جهاد مرگ کسی را نزدیک نمی‌کند، این‌طور نیست که اگر کسی جهاد نکند سالم بماند. این مطلب را هم در قرآن و هم در کلام معصومین(ع) می‌توانید ببینید.(یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم؛ آل عمران/154 و تفسیر المیزان ذیل همین آیه) شهدا سود می‌کنند، چون لیاقت پیدا می‌کنند که به مرگ عادی نمی‌میرند و از خدا می‌خواهیم این لیاقت را به ما هم بدهد.

·      کسانی که از ترس شهادت به جبهه نرفتند، باید بدانند که اگر جبهه می‌رفتند در وسط شدیدترین بمباران‌های دشمن هم سالم می‌ماندند. ما در جبهه نمونه‌های زیادی از این واقعیت را به چشم خودمان دیده‌ایم، به حدّی که برخی از بچه‌ها وقتی از شهید نشدن خودشان اطمینان پیدا می‌کردند، حتی وصیت‌نامه هم نمی‌نوشتند و شجاعانه کارهای سخت و پرخطر را قبول می‌کردند و به قلب دشمن می‌زدند. این از اعتقادات ابتدایی رزمندگان ما بود.

·      یادم هست که وقتی در معاونت فرهنگی لشکر بودیم؛ خیلی از بچه‌ها که دوست داشتند به خط مقدم بروند، اصرار می‌کردند که آنها را به خط مقدم بفرستند. یک خطاطی داشتیم که زیاد اصرار نمی‌کرد موقع عملیات به خط مقدم برود و می‌گفت: «وقتش که بشود صدا می‌زنند» لذا می‌نشست و پشت جبهه کارها را انجام می‌داد و تابلوهای مورد نیاز مَقرّها را می‌نوشت. بعد یک جایی لازم شد که ایشان برود و در خط مقدم خطاطی کند. وقتی او را صدا زدند، با لبخند بلند شد و گفت: «حالا وقتش رسید و خودشان صدایم زدند!» ما اول نفهمیدیم چه می‌گوید، ولی وقتی به خط رفت و شهید شد، تازه فهمیدیم اینکه می‌گفت: «وقتش شده» معنایش چه بود. شهید باغبانی هم وقتش شده بود و او را صدا زدند و در بهترین موقعیت حاضر شد و به دست بدترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید. واقعاً خوشا به سعادت او.

از خدا می‌خواهیم روند رسوایی منافقان را سریعتر کرده و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری نماید

·      از خدا می‌خواهیم مرگ ما را هم شهادت در راه خودش قرار دهد. شهادت در مسیر مقابلۀ با بدترین خلایق خدا را روزیِ ما گرداند. از خدا می‌خواهیم ما را اهل عمل قرار بدهد و آنهایی که اهل عمل نیستند را رسوا نماید.

·      در روایات فرموده‌اند که امتحانات آخرالزمان برای رسوا کردن منافقین است (رسول الله(ص): لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ فى آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِیرُ المُنافِقینَ؛ میزان الحکمه/روایت 15748) از خدا می‌خواهیم به حق خون این شهدا، روند رسوایی منافقان را سریعتر بگرداند و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری بفرماید. و هنرمندان ما را در راه پرنور این شهید بزرگوار، راهی بگرداند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم/ هلاکت منافقین در پادگان اشرف؛ مهمتر از عملیات مرصاد

فرمانده سپاه قدس گفت:‌ آمریکا در مصر به دنبال دموکراسی، در سوریه به دنبال حقوق بشر و در ایران نگران بحث هسته‌ای نیست بلکه هدف اصلی‌‌اش این است که خط مقاومت را بشکند؛ ما تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم.

به گزارش رجانیوز، یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با  فارس، به سخنان سردار حاج قاسم سلیمانی در نطق دیروز وی در مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد و گفت: سردار سلیمانی  در این جلسه به قضیه عراق و اردوگاه اشرف پرداخت که بیش از 50 نفر از آنها کشته شدند که بسیاری از آنها از سران منافقین بودند و 10 نفر نیز مفقود شدند و این قضیه ، مهمتر از حمله مرصاد بود و در واقع وعده خداوند محقق شد.
 
سردار سلیمانی درباره مسئله سوریه نیز گفت: عده‌ای انتقاد می‌کنند که چرا ما از سوریه اینقدر حمایت می‌کنیم که باید در پاسخ آنها گفت: ما به تبلیغات دشمن توجه نداریم  چرا که سوریه خط مقدم مقاومت است و این واقعیت انکارناپذیر است؛ ما وظیفه داریم از مسلمانان حمایت کنیم زیرا آنها زیر فشار و ظلم هستند.
 
وی افزود: در قضیه حمله به سوریه 7 کشور در خط مقدم قرار دارند و در واقع معتقد به سقوط بشاراسد هستند، این کشورها عبارتند از قطر، ترکیه، عربستان، فرانسه، انگلیس، آمریکا، اسرائیل.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اضافه کرد: در حال حاضر سران رژیم صهیونیستی اصرار عجیبی دارند که بشار برود و حتی می‌گویند القاعده هم بیاید بهتر از بشار است.
 
سردار سلیمانی گفت: پس از سقوط قذافی یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس 4 میلیارد دلار در لیبی سرمایه‌گذاری کرد که ایران در آنجا نفوذ نکند؛ الان برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس ایران هراسی را در دستور کار خود قرار داده‌اند و اولویت اصلی‌شان این موضوع است.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به بحث جنگ شیعه و سنی اشاره کرد و گفت: برخی کشورهای منطقه  نمی‌خواهند ایران نفوذ داشته باشد و در همین راستا قطر در سوریه 12 میلیارد دلار هزینه کرده اما باید گفت با همه این موارد ایران نفوذ خوبی در کشورهای اسلامی دارد.
 
وی گفت: وقتی صدام سقوط کرد با افرادی همچون تاچر صحبت شد که این کشور را اداره کنند، اما با توجه به مرجعیت شیعه در عراق و نفوذ ایران، آمریکا نتوانست به هدفش برسد.
 
سردار سلیمانی تاکید کرد: 95 درصد کسانی که در سوریه می‌جنگند از خارج وارد این کشور شده‌اند و رهبرانشان در خارج هستند و 5 درصد باقیمانده نیز فراریان ارتش به حساب می‌آیند که ارتش آزاد را تشکیل داده‌اند و برخی سلفی‌های سوریه نیز جزء این 5 درصد هستند.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی اظهار داشت: جبهه النصره پاتوقی از کشورهای مختلف شده است و کارهای بسیار وحشیانه‌‌ای انجام می‌دهند که برخی از آنها بقدری فجیع است که نمی‌توان گفت، بطوری که برخی از مخالفان اسد اگر انتخابات صورت گیرد به بشار رای می‌دهند و معتقدند بشار از آنها دموکراتیک‌تر‌ است.
 
سردار سلیمانی ادامه داد: علمای اهل سنت عراق و روحانیون به دست القاعده کشته می‌شوند تا جنگ شیعه و سنی به راه بیا‌ندازد.
 
وی گفت: در حمله به سوریه آمریکا روش‌های مختلفی برای سرنگونی بشار آزمایش کرد، فشار سیاسی و ورود القاعده از جمله آنها است و آخرین بهانه هم استفاده از سلاح شیمیایی است که در این قضیه هم به نتیجه نمی‌رسند.
 
سردار سلیمانی در پایان خاطرنشان کرد: آمریکا در مصر به دنبال دموکراسی، در سوریه به دنبال حقوق بشر و در ایران نگران بحث هسته‌ای نیست بلکه هدف اصلی‌شان این است که خط مقاومت را بشکنند؛ ما تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم و الان قضیه سوریه برای آمریکا حیثیتی شده از این رو این همه دست و پا می‌زند و حتی در ظاهر می‌خواهد موفقیت‌آمیز بیرون بیاید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

کاش ببر آمریکا بیرون نمی‌آمد که معلوم نشود بچه گربه است!


«برخی مقامات اسرائیل با توجه به اوضاع فعلی ترجیح می‌دهند توان بازدارندگی آمریکا همچنان مبهم و با ابهت باقی بماند چرا که اقدام کم‌اثر علیه سوریه، چیزی جز جسورتر کردن سوریه و حزب‌الله و ایران به دنبال نخواهد داشت».
وب‌سایت آمریکایی المانیتور با انتشار اولین تحلیل به قلم بن کسپیت روزنامه‌نگار صهیونیست نوشت: برآوردها در اسرائیل حاکی از آن است که نمایش مضحک حمله به سوریه، با شلیک چند ده یا چند صد موشک به اهداف راهبردی حکومت سوریه خاتمه خواهد یافت. فرمانده ارتش اسرائیل دو روز زمان صرف‌ کرده است تا متوجه شود در صورتی که این حمله دستاوردی به همراه نداشته باشد چه می‌شود؟ از نگاه آنان چنین حمله‌ای فقط قدری گرد و خاک خواهد کرد و حاصلش تنها تعدادی عکس درست و حسابی برای رسانه‌های خبری خواهد بود.
روزنامه‌نگار صهیونیست تاکید کرد: با توجه به این که بازدارندگی مهم‌ترین هدف این حرکت آمریکاست، اگر اسد پس از اتمام این همه هیاهو و جار و جنجال دیپلماتیک بین‌المللی باز هم به روش خود ادامه دهد، در حقیقت این هدف (بازدارندگی) نیز کاملا از دست رفته خواهد بود.
این گزارش افزود: «مقامات اسرائیل می‌گویند اگر در نهایت، همه این ضربه‌ها چیزی بیش از یک نوازش برای اسد نباشد، آن چه رخ خواهد داد این است که ابهت بازدارندگی غرب و آمریکا در منطقه به کلی فرو خواهد ریخت.
تحلیلگر المانیتور با بیان اینکه اکنون کسی نیست که کلانتر خاورمیانه یاغی باشد، می‌نویسد: به گفته مقامات اسرائیل اگر قدرت تصمیم‌گیری و اجرای اوباما و غرب این است که شاهدش هستیم، بهتر بود که تلاش‌ها صرف دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک می‌شد. در این صورت، به مفهوم بازدارندگی نظامی خدشه‌ای نمی‌شد و بی‌آن که بر همگان مشخص شود که در ورای این مفهوم واقعیتی وجود ندارد، بازدارندگی همچنان می‌توانست با ابهت جلوه کند.
تحلیلگر صهیونیست نوشت: به عبارت دیگر، بهتر بود این ببر در لانه‌اش می‌خوابید و به جای آن که بیرون بیاید و همه ببینند که بچه گربه‌ای بیش نیست، به خرناس‌هایش ادامه می‌داد.
این پایگاه خبری آمریکایی نوشت: گرچه اسرائیل به دقت رخدادهای سوریه را زیر نظر دارد، اما مرکز توجهش هنوز تهران است. زیرا همه تحرکات و رخدادهای خاورمیانه از ایران سرچشمه می‌گیرد. برعکس آنچه اکنون در حال رخ دادن است- کلنجارهای غرب بر سر حمله هوایی به سوریه- تنها آیت‌الله‌ها را جسورتر کرده و بر آمادگی آن‌ها برای اجرای کامل طرح‌شان در زمینه دستیابی به توانمندی هسته‌ای می‌افزاید.

  روزنامه کیهان

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

نتایج ناگوار و غیرقابل پیش‌بینی جنگ جدید

چرا آمریکا که روز چهارشنبه با جدیت تمام، از حمله به سوریه سخن می‌گفتند یکباره روز پنجشنبه و پس از هشدار آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره آغاز و پایان این جنگ و تشبیه آن به "جرقه‌ای در انبار باروت"، ادبیات خود را تغییر داد و رئیس‌جمهور آمریکا هم رسماً اعلام کرد که هنوز هیچ تصمیمی برای حمله نگرفته است؟
گروه بین الملل مشرق غربی ها پس از گذشت بیش از دو سال از آغاز بحران در سوریه، هنوز نتوانسته‌اند اهداف مدنظر خود را در این کشور محقق کنند. غرب با تمام هیمنه و امکانات خود وارد صحنه تحولات سوریه شد و از همه ظرفیت‌های متحدان منطقه‌ای خود نیز استفاده کرد اما نتوانست دولت بشار اسد را سرنگون کند. در شرایط کنونی و در آستانه برگزاری مذاکرات ژنو 2، دست بالای ارتش سوریه در میدان نظامی، سبب شده است تا آمریکا به فکر چاره‌ای باشد تا شاید بتواند معادلات را تغییر دهد. موضوع استفاده از سلاح‌های شیمیایی در منطقه غوطه شرقیه دمشق، بهانه خوبی برای افزایش فشار بر دولت سوریه و طرح موضوع حمله نظامی به سوریه بود. آمریکایی‌ها که روز چهارشنبه با جدیت تمام از حمله نظامی به سوریه سخن می‌گفتند، به یک بار روز پنجشنبه و پس از هشدار آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره آغاز و پایان این جنگ و تشبیه آن به "جرقه‌ای در انبار باروت"، ادبیات خود را تغییر دادند و باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا رسماً اعلام کرد که هنوز تصمیمی برای حمله نگرفته است و البته حمله را منتفی نیز نمی‌داند.

مشرق در گفت‌وگو با کارشناسان برجسته مسائل منطقه‌ای، به بررسی ابعاد مختلف تحولات اخیر سوریه، دلایل تعلل غرب در حمله و پیامدهای این حمله احتمالی پرداخته است.



هادی محمدی: رژیم صهیونیستی، اولین قربانی ماجراجویی در منطقه خواهد بود


موضوع استفاده از سلاح های شیمیایی، بهانه ای برای طرح حمله نظامی به سوریه شده است. به نظر شما اهداف حداقلی و حداکثری آمریکا و غرب از حمله احتمالی به سوریه چیست؟

اگرچه بهانه حمله به سوریه طی ده روز اخیر بیشتر مطرح شده است، اما بر اساس گزارش های موجود، آمریکایی ها و هم پیمانان منطقه ای شان، این حمله را از قبل طراحی کرده بودند و مدت زمان زیادی از این مسئله می گذرد. هدف اصلی آمریکا از حمله به سوریه این بود که در یک سطح حداقلی و یک سطح حداکثری، امتیازاتی را برای خود محقق کنند. در سطح حداقلی، این هدف مدنظر بود که موازنه نظامی و موازنه قدرت در داخل سوریه را به نحوی تغییر بدهند که امکان امتیازگیری در مذاکرات ژنو دو برای آنها وجود داشته باشد. در سطح حداکثری نیز موضوع براندازی کامل نظام سیاسی سوریه مورد نظر غرب بود. بازیگران منطقه ای از جمله عربستان سعودی و ترکیه و همچنین رژیم صهیونیستی به دنبال این هستند که این سطح حداکثری از اهداف در سوریه تحقق پیدا کند.


طی دو روز گذشته ما شاهد چرخش موضع آمریکایی‌ها درباره حمله به سوریه بودیم. به نظر شما این تغییر موضع ناشی از چیست؟

هر طرح عملیاتی به آخرین سؤالی که باید پاسخ دهد، این است که این طرح چقدر امکان پذیر است و بر اساس محاسبات هزینه فایده تا چه میزان توجیه دارد. از آنجا که نسبت به حمله به سوریه، واکنش های جدی در منطقه وجود خواهد داشت و بر اساس مواضع اعلام شده، اولین قربانی هر گونه ماجراجویی جدی، رژیم صهیونیستی خواهد بود، آمریکا ترجیح می دهد که روش های عملیات نظامی خود را تغییر بدهد. لذا با وجود اینکه روز پنج شنبه به عنوان آغاز حمله نظامی اعلام شده بود، ما شاهد بودیم که این تصمیم به تعویق افتاد و بحث اتمام فعالیت تیم تحقیق شیمیایی سازمان ملل در سوریه نیز به عنوان بهانه ای برای این تعویق مطرح شد. علیرغم این بهانه ها، آن چیزی که باعث به تعویق افتادن حمله نظامی به سوریه شده است، محاسبات هزینه فایده غرب در این موضوع است. مواضع صریح مقام معظم رهبری در این باره بسیار مؤثر بود و آمریکایی ها نیز با توجه به این مواضع، در تصمیم خود تجدیدنظر کردند.


شما به تغییر طرح عملیات نظامی در سوریه اشاره کردید. به نظر شما چه طرحی از سوی آمریکایی ها به کار گرفته خواهد شد؟

به نظر من نوع عملیات نظامی در سوریه به این شکل خواهد بود که یگان های ویژه ای که در ترکیه طی روزهای گذشته تجمع کرده اند وارد مناطق شمالی سوریه و منطقه حلب بشوند و در جنوب نیز یگان های زرهی عربستان وارد خاک سوریه شوند و دست به عملیات نظامی بزنند. این گونه عملیات برای غربی ها قابل توجیه تر است و به احتمال زیاد، این شکل از عملیات از سوی آمریکا و غرب انتخاب خواهد شد.


سید افقهی: جنگ روانی شدیدی در سرزمین‌های اشغالی آغاز شده است


این روزها بحث حمله به سوریه به شدت داغ شده است، به نظر شما آمریکایی‌ها چه سناریویی را برای حمله به سوریه در نظر گرفته‌اند؟

طبق اطلاعاتی که به دست آمده است، ظاهراً تا کنون چهار طرح برای حمله به سوریه آماده شده است که دو طرح کوتاه مدت است و دو طرح دیگر بلند مدت. در طرح های کوتاه مدت چند هدف اصلی تبیین شده است، اولین هدف موضوع مذاکرات ژنو 2 است. مدت زمان زیادی است که مذاکراتی بین آقای جان کری و آقای لاوروف در جریان است تا دو طرف متخاصم در سوریه در این مذاکرات حضور داشته باشند. اما تحولات اخیر در میدان نبرد نظامی از جمله آزادسازی منطقه "القصیر" و مناطق حساس و استراتژیک دیگر باعث شد تا دیدگاه آمریکا و غرب و هم پیمانان منطقه ای آنان نسبت به موضوع تغییر کند. آمریکا و کشورهای منطقه از جمله عربستان و ترکیه بعد از آزاد سازی القصیر پی به تغییر موازنه نظامی در میدان نبرد بردند. با وجود آزاد سازی مناطق حساس در حمص، ادلب و مناطق اطراف دمشق، عملا آمریکایی ها چیزی در اختیار نداشتند تا در پشت میز مذاکره بتوانند از طریق آن از دولت سوریه امتیاز بگیرند. به همین دلیل، موضوع غیر اخلاقی و غیر انسانی استفاده از سلاح های شیمیایی مطرح شد، در حالی که دیگر همه می دانند که گروه های تروریستی از این سلاح ها استفاده کرده اند، اما دولت سوریه از سوی غرب متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی می شود


مرحله دوم سناربوی غرب چه بود؟

بعد از این اتهام زنی، مرحله دوم این سناریوی غربی این بود که دولت آمریکا وارد صحنه شود و اعلام کند که چون دولت سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، آمریکا و اروپا دیگر نمی توانند در این موضوع بی طرف بمانند و باید حمله نظامی به سوریه صورت بگیرد. آمریکا نیز به صورت شتابزده رؤسای ستاد مشترک ارتش 10 کشور اروپایی را در اردن جمع کرد و سناریوهای مد نظر خود را مطرح کرد. انگلستان و فرانسه تعطیلات تابستانی نمایندگان پارلمان را لغو کردند و از آنها درباره طرح حمله به سوریه نظرخواهی کردند.


انجام حملات محدود نظامی به سوریه، چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟

آمریکایی ها همواره اعلام کرده اند که هدف ما سرنگونی دولت آقای بشار اسد نیست، بلکه ما به دنبال تغییر موازنه نظامی در آستانه مذاکرات ژنو 2 هستیم. خب، اگر آمریکا چند حمله نظامی محدود را به اهداف خاص در خاک سوریه انجام داد، چه حاصلی خواهد داشت؟ اگر ارتش سوریه بتواند به این حملات پاسخ دهد و همچنان به پیشروی های خود ادامه دهد، دو اتفاق می افتد. اول اینکه هیبت آمریکا با این همه پروپاگاندا، در هم شکسته می شود و از طرف دیگر، موضع آقای بشار اسد به عنوان کسی که بیش از دو سال آماج حملات غرب بوده و توانسته مقاومت کند، تقویت می شود. لذا حملات محدود نظامی به سوریه در صورتی که منجر به سرنگونی دولت آقای بشار اسد نشود، قطعاً به نفع دولت سوریه و به ضرر رژیم صهیونیستی خواهد بود. این نکته هم بسیار قابل توجه است که در صورت وقوع حملات محدود و مقطعی غرب علیه سوریه، رژیم صهیونیستی در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت.

ما شاهد هستیم که صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی به دمبال ماسک ضد شیمیایی هستند. هنوز جنگ آغاز نشده، در اراضی اشغالی جنگ روانی شدیدی به راه افتاده است. لذا ضربه کوتاه مدت نه تنها به ضرر آقای بشار اسد نیست، بلکه به نفع وی و به ضرر رژیم صهیونیستی و هیبت آمریکا در منطقه و جهان است.

همچنین این حمله، این بهانه را در اختیار روسیه، چین و کشورهای محور مقاومت از جمله جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد که بر روی این موضوع مانور بدهند که آمریکا بدون کسب مجوز شورای امنیت و با نادیده گرفتن همه قوانین و مقررات بین المللی اقدام به این حمله کرده است و همین مسئله جایگاه آمریکا را زیر سؤال می برد.


مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیئت دولت نسبت به عواقب حمله به سوریه هشدار جدی دادند، به نظر شما این مواضع صریح چه تأثیراتی در جریان تحولات اخیر سوریه به همراه داشت؟

مواضع مقامات جمهوری اسلامی ایران به ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی که در دیدار با اعضای هیئت دولت نسبت به حمله به سوریه هشدار دادند و فرمودند که هر گونه حمله به سوریه فاجعه بار خواهد بود، بسیار مهم و تأثیرگذار بود و به نظر بنده آمریکایی ها پیام این مواضع روشن و صریح را گرفتند. مقامات نظامی جمهوری اسلامی نیز پس از این موضع صریح رهبر معظم انقلاب، اعلام کردند که اگر این حمله اتفاق بیافتد، منافع آمریکا در کل منطقه به خطر می افتد. همین مواضع سبب شد که آقای اوباما روز پنج شنبه ادبیات خود را تغییر داد و اعلام کرد که هنوز تصمیمی درباره حمله به سوریه نگرفته است.


حسین رویوران: واکنش ایران و حزب‌الله برای غرب قابل پیش‌بینی نیست


حمله احتمالی آمریکا به سوریه چه نوع واکنش هایی را به دنبال خواهد داشت؟ آیا همه این واکنش ها برای آمریکا قابل پیش بینی خواهد بود؟

با توجه به هزینه های سنگینی که حمله نظامی به سوریه برای آمریکا در پی خواهد داشت، آمریکا پیش از آغاز این حمله باید از نوع واکنش چهار طرف مطمئن باشد. طرف اول، دولت سوریه است. ارتش سوریه که با سلاح های پیشرفته روسی از جمله موشک های "یاخونت" مجهز شده است، می تواند عملیات غافلگیر کننده ای را بر علیه مهاجمان از خود بروز دهد. دومین طرف درگیر در جنگ، روسیه است. روس ها پیش از این در جریان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و همچنین حمله غرب به لیبی، فریب غربی ها را خورده و سکوت کرده است. قطعاً در موضوع حمله به سوریه، روس ها مانند گذشته در مقابل آمریکا سکوت نخواهند کرد. ما شاهد بودیم که آقای پوتین در اظهاراتش مداخله نظامی در سوریه را محکوم کرد. سومین طرف، جمهوری اسلامی ایران است. واکنش ایران برای غرب کاملا غیر قابل پیش بینی است و آمریکا و متحدانش به درستی نمی دانند که در صورت حمله به سوریه چه واکنشی از سوی ایران رقم خواهد خورد. چهارمین و آخرین طرف در این موضوع حزب الله لبنان است. نوع واکنش حزب الله هم برای غرب قابل پیش بینی نیست. لذا با توجه به اینکه محاسبات آمریکا از ابعاد و پیامدهای جنگ احتمالی در سوریه شفاف نیست، این حمله به تأخیر افتاده است.


با توجه به بی‌نتیجه بودن جلسه چهارشنبه شب شورای امنیت سازمان ملل متحد، به نظر شما آیا آمریکا خواهد توانست یک اجماع بین المللی برای حمله به سوریه ایجاد کند؟

به نظر بنده، برای حمله به سوریه هیچ اجماع بین المللی در قالب سازمان ملل متحد ایجاد نخواهد شد زیرا همان طور که اشاره کردم، روسیه تجربه فریب خوردن از غرب در گذشته را دارد و این بار قطعاً با سناریوی غربی ها همراهی نخواهد کرد. چین هم مانند روسیه با طرح غرب برای حمله به سوریه مخالفت خواهد کرد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

پاسخ امام(ره) به کسانی که می‌گفتند ما باید با همه آشتی کنیم

پاسخ امام(ره) به کسانی که می‌گفتند ما باید با همه آشتی کنیم
به گزارش جهان به نقل از فارس حسن رحیم‌پور ازغدی استاد دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور در مراسم افتتاحیه چهاردهمین اجلاس سالانه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با ابراز تاسف از درگذشت «معین رئیسی»، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل خاطرنشان کرد: کسی که در راه تلاش برای اعزاز ارزش‌های الهی و برای نشر معارف اسلامی کشته شود به لحاظ معنا شهید محسوب خواهد شد.

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اصول امام و مکتب انقلابی که امام پرچم آن را بر دست گرفتند، گفت: از قبل از انقلاب رویکرد فکری با عنوان لیبرال مذهبی همراه تفکر امام رواج پیدا کرد که معتقد به براندازی نظام سلطنتی و تشکیل حکومت اسلامی نبود. البته افراد این نوع تفکر به لحاظ شخصی غیرمذهبی نبودند و تا جایی که برای آنان خطر نداشت، علاقه به ترویج اسلام نیز داشتند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: البته عده‌ای نیز در ادامه به این تفکر پیوستند. این افراد کسانی بودند که به طور معنایی مکتب امام را نشناخته بودند و بر اساس جو‌زدگی در این مسیر افتاده بودند. حال این افراد وقتی فشارها را مشاهده کردند این سوال برایشان پیش آمد که چرا فداکاری؟ آیا این مقدار هزینه ارزش دارد؟ بر همین اساس تردید کردند و از مسیر خارج شدند. در کنار این علت، ریشه‌های شخصیتی نیز در عدول از اصول تاثیر دارند یعنی در کنار علت نظری علت خصلتی نیز تاثیر‌گذار خواهد بود.

وی افزود: برای این افراد این سوال پیش آمد که سهم ما چه شد و کم کم از این منظر به قضیه نگاه کردند که از گوشت انقلاب چه به آنان خواهد رسید و در حقیقت به مردار‌خواران نهضت تبدیل شدند.

«بعضی از جریاناتی که در دهه اول انقلاب در کنار امام (ره) حضور داشتند در دهه سوم و چهارم انقلاب بدون آنکه به امام (ره) اهانتی بکنند عملا از مسیر وی برگشتند و حال همان سخنانی که لیبرال‌های مذهبی در اول انقلاب بیان می‌کردند را در دهه سوم و چهارم تکرار کردند.»

وی اشاره‌ای به استدلال‌های چنین افرادی که به سمت لیبرال مذهبی غلطیدند داشت و تصریح کرد: استدلال‌هایی در دهه اول انقلاب نیز وجود داشت این است که چون جامعه هویت فرهنگی قوی‌ای دارد نمی‌تواند با هژمونی دنیا یکی شود. جامعه ما و نخبگان انقلابی ما سیاستمدار نیستند و آرمان‌های خیالی را به دنبال هستند.

رحیم‌پور
افراد لیبرال مذهبی دهه چهارم انقلاب معتقدند که ما باید همزیستی مسالمت‌آمیزی با قدرت‌های جهانی داشته باشیم و نباید سرنوشت خود را به مسائل خاورمیانه گره بزنیم. ما اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم باید مجموعه‌ای از تغییرات را در سیاست خارجه داشته باشیم.
ازغدی ادامه داد: این افراد معتقد بودند چون ما اصولی را پذیرفته‌ایم، نمی‌توانیم پیشرفت کنیم. با تفکر امام نمی‌شود به تحول اندیشید و با امت اسلامی تمدن‌سازی امکان‌پذیر نخواهد بود. اینان معتقد بودند که هویت ما مانع توسعه است و باید دولت را در دست گرفت و بی‌ سر و صدا به تغییر هویت اقدام کرد. اینان معتقد بودند که بدون حذف شدن از الگوی غرب امکان پیشرفت وجود ندارد به همین خاطر به دنبال تغییر تدریجی هویت و استحاله آن بودند.

«لیبرال‌های مذهبی اوایل انقلاب و کسانی که در حال حاضر نیز سخنان آنان را بازگو می‌کنند معتقد هستند عقلانیت درست همان عقلانیت غربی است و کلید توسعه دست سرمایه‌دار‌هاست و در سیاست خارجی نیز باید در چارچوب سرمایه‌داری غرب سخن گفت.»

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه سخنان خود با اشاره به فرمایشات امام در رد مدعای لیبرال مذهبی‌ها اظهار داشت: در حوزه اقتصاد و توسعه، آنچه که امام (ره) تصریح می‌کنند آن است که روحانیون حق عدول از حمایت از محرومین و مستضعفین را ندارند چرا که در غیر این صورت به اسلام و مسلمین خیانت کرده اند. امام معتقد بود ما باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا خط دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.

وی افزود: از فرمایشات امام چنین بر می‌آید که ما نباید در هیچ شرایطی دست از خودکفایی نظامی بکشیم. شاید عده‌ای بگویند که مدام خط و نشان کشیدن برای غرب جز ایجاد تنش چیز دیگری نخواهد داشت اما امام (ره) می‌گوید ما باید در برابر جبهه غرب و شرق، جبهه قدرتمند اسلامی-انسانی با همان نام و نشان انقلاب و اسلام خودمان را تشکیل دهیم تا پابرهنگان جهان پیروزی خود را جشن بگیرند.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: امام معتقد بود دفاع از اسلام و حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. حال عده‌ای می‌گویند که چرا ما باید از حزب‌الله و گروه‌های مقاومت حمایت کنیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: عده‌ای می‌گویند که سیاست انقلاب اسلامی و ایدئولوژی آن سرمایه‌دار‌ها را به کشور سرازیر نمی‌کند این در حالی است که امام (ره) می‌فرماید ما باید از محرومان با تمام وجود حمایت کنیم و این را جزو اصول سیاست‌های خارجی خود بدانیم. ممکن است عده‌ای بگویند که ما نسبت به فقر و محرومیت دیگران چه مسئولیتی داریم؟ امام در جواب این افراد می‌فرماید ما باید برای مبارزه با فقر حرکت کنیم و به حمایت از مستضعفین جهان کمر همت ببندیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به این موضوع که عده‌ای صدور انقلاب را دشمن‌سازی برای ایران می‌دانند گفت: این سخنان را افرادی در دهه اول انقلاب بیان می‌کردند و حال نیز عده‌ای دوباره آن را تکرار می‌کنند. این در حالی است که امام معتقد بود خطر آمریکا به حدی است که اگر کوچکترین غفلتی انجام دهیم قطعا نابود خواهیم شد. امام معتقد بود کسی غیر از ما جرات ایستادن در برابر آمریکا را ندارد. امام بیان می‌کرد که ما باید تمام تلاش خود را برای صدور انقلاب انجام دهیم. این سخن امام خود یعنی ایجاد تنش با ابر‌قدرت‌ها، پس این تفکر که ما سخنی از صدور انقلاب نگوییم مردود است.

رحیم‌پور ازغدی در ادامه تصریح کرد: در اوایل انقلاب عده‌ای به امام می‌گفتند که ما نباید به دیگر کشورها کار داشته باشیم، ما باید با همه آشتی کنیم، به ما مربوط نیست که به دیگر ملت‌ها ستم می‌شود و ما باید به مشکلات داخلی بپردازیم. حال سخنی که امام در جواب به اینان فرموده است اینچنین است که «من بار دیگر پشتیبانی خودم را از همه گروه‌هایی که برای رهایی از ابرقدرت‌ها تلاش می‌کند اعلام می‌کنم.
آیا این سخن امام که جنگ جنگ تا رفع فتنه تنش‌زایی با جهان است یا خیر؟ حقیقت آن است که این تنش برای مبارزه با ظلم است. امام حکم اعداد سلمان رشدی را صادر کرده است این حکم خود تنش‌زاست چرا که هدف از آن مبارزه با اهانت به اسلام است.
تمام قوای کشور باید یکدل با دژخیمان از خدا بی‌خبر تا انهدام اساس کفر از حقوق انسان‌ها و همه مستضعفان دفاع کنند.»

وی تاکید کرد: آیا این سخن امام که جنگ جنگ تا رفع فتنه تنش‌زایی با جهان است یا خیر؟ حقیقت آن است که این تنش برای مبارزه با ظلم است. امام حکم اعداد سلمان رشدی را صادر کرده است این حکم خود تنش‌زاست چرا که هدف از آن مبارزه با اهانت به اسلام است. امام می‌فرماید تلاش ما آن روز تمام می‌شود که همه احکام اسلام اجرا شود و همه مستضعفین از زیر یوغ مستکبران خارج شوند.

این استاد دانشگاه افزود: حال عده‌ای می‌گویند این سخنان امام (ره) خلاف حقوق بشر است. گفتمان ایدئولوژیک امام خلاف گفتمان حاکم سرمایه‌داری است. حال امام در جواب آنان می‌فرماید ما نگران سخنان غربی‌ها نیستیم ما باید روی میزان عدل رفتار کنیم و به آنان خواهیم فهماند که دموکراسی به چه معناست. ما اثبات خواهیم کرد که این دموکراسی‌ که جمهوری اسلامی دارد درست است و نه آن دموکراسی‌ای که در شرق و غرب حکمفرماست.

رحیم‌پور ازغدی با رد سخنان افرادی که می‌گویند اینقدر هزینه برای این راه فایده‌ای ندارد گفت: امام می‌فرماید تا وقتی که پرچم اسلام ناب محمدی بر بام همه عالم بر افراخته شود و وارثان زمین مستضعفین شوند این جهاد ادامه دارد. امام می‌فرماید هزینه این راه تا جایی است که خود من نیز کشته شوم.

وی متذکر شد: چنین افرادی که تفکر لیبرال مذهبی دارند اسم امام را با احترام بیان می‌کنند به شرطی که سخنان امام بیان نشود. این افراد از فرمایشات امام ترس دارند. این افراد می‌گویند که به هند و امارات نگاه کنید که در درون کشور خود به اجماع رسیدند که پیشرفت الگویی غیر از جهان سرمایه‌داری ندارد و چون در ایران به این اجماع نرسیده‌ایم به پیشرفت نیز نخواهیم رسید.

رحیم‌پور تاکید کرد: اصلا هند برای ما نمی‌تواند الگو باشد. کشورهای عربی خلیج فارس تنها نفت دارند و البته عُرضه استفاده از آن را نیز ندارند. حال چگونه ممکن است این کشورها برای جمهوری اسلامی الگو باشند. این افراد ادعا می‌کنند که در ایران اندیشه سیاسی زائل شده و ما نمی‌توانیم در غربی شدن اجماع کنیم.

وی افزود: این افراد به دنبال پیاده‌کردن سرمایه‌داری غرب در ایران هستند در حالی که سرمایه‌داری، رشد خود را با جنگ و غارت جهان به دست می‌آورد. این افراد باید بدانند که اقتصاد سرمایه‌داری تنها با تنش زنده است و با تنش است که به سود خود خواهد رسید. این افراد مدعی‌اند که ما می‌خواهیم با دنیا زندگی کنیم اما فلسفه دنیا را نفی کنیم حال باید به آنان بگوییم آیا امپریالیسم فلسفه دنیا است؟ این افراد معتقدند که دیگر مفهوم استقلال وجود ندارد و تنها حاکمیت معنا دارد و آن هم قهر با دنیا نیست. این مبانی توسعه یافتگی از نظر چنین افراد لیبرال مذهبی است.

این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: نتیجه سخنان چنین افرادی این است که استقلال جمهوری اسلامی یعنی با دنیا قهر بودن. ما نمی‌دانیم چرا آمریکا و غرب برای اینها دنیا هستند. چرا در جهان این افراد، تنها آمریکا و غرب وجود دارد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به معیارهای سیاستمدار بودن از طرف لیبرال مذهبی‌ها گفت: این افراد می‌گویند ما در جمهوری اسلامی سیاستمدار نداریم. سیاستمدار کسی است که با لحن عصبانی صحبت نکند و به دو زبان خارجه آشنا باشد. این در حالی است که مشکل ما زبان نیست مشکل ما این است که با این زبان قرار است چه سخنی گفته شود. در حقیقت
لیبرال‌های مذهبی اوایل انقلاب و کسانی که در حال حاضر نیز سخنان آنان را بازگو می‌کنند معتقد هستند عقلانیت درست همان عقلانیت غربی است و کلید توسعه دست سرمایه‌دار‌هاست و در سیاست خارجی نیز باید در چارچوب سرمایه‌داری غرب سخن گفت.
این افراد نوه‌های فکری مهندس بازرگان هستند.

«پدر لیبرال مذهبی این افراد یعنی بازرگان به دنبال سرنگون کردن سلطنت شاه نبود و می‌خواست با حضور شاه آزادی‌های سیاسی بیشتر شود؛ در حالی که امام عکس آن را اعتقاد داشتند.»

وی ادامه داد: افراد لیبرال مذهبی دهه چهارم انقلاب معتقدند که ما باید همزیستی مسالمت‌آمیزی با قدرت‌های جهانی داشته باشیم و نباید سرنوشت خود را به مسائل خاورمیانه گره بزنیم. ما اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم باید مجموعه‌ای از تغییرات را در سیاست خارجه داشته باشیم. اینان معتقدند که باید در سیاست خارجه ایدئولوژی زدایی کنیم و با عقل سلیم تصمیم بگیریم. این در حالی است که امام (ره) خلاف آن را اعتقاد داشتند. آیا این سخن امام که تا کفر هست مبارزه هست از روی عقل سلیم نبوده است؟

رحیم‌پور ازغدی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: این افراد می‌گویند تخیل را باید کنار گذاشت. آیا از نظر اینان شعار مقاومت تخیل‌گرایی است؟ اینان معتقدند ما فایده‌گرا نیستیم و اصولی داریم که این باعث توسعه نیافتگی کشور ما شده است. اینان معتقدند ما باید کاربردی بیندیشیم و به ابزار فکر کنیم این در حالی است که در نگاه اسلامی و انقلابی علاوه بر نگاه ابزاری، نگاه اهدافی نیز وجود دارد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: این افراد معتقدند با یقین و محکم سخن گفتن به سبک امام توسعه به دست نمی‌آید. توسعه در گرو آن است که نسبت به مبانی مان شک و تردید داشته باشیم. در حالی که حقیقت آن است که انقلابی بودن بدین معنی نیست که بدون فکر تصمیم بگیریم. افراد لیبرال مذهبی آنچه که مطلق است را نسبی در نظر می‌گیرند اما امام (ره) می‌گوید موضوعاتی که نسبی است، تصمیم‌گیری در مورد آن نیز نسبی است و آن مواردی که مطلق است، تصمیم‌گیری در مورد آن نیز مطلق خواهد بود و برای آن برهان مکتبی وجود دارد.

«وقتی تکلیف روشن شد دیگر تجدید‌نظر در اصول معنا نخواهد داشت. این در حالی است که لیبرال مذهبی‌ها می‌خواهند بگویند که هیچ چیز مطلق نیست».

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر اینکه نیروهای انقلابی باید تعادل علوی داشته باشند گفت: افراد باید در مقام تشخیص تکلیف عقلانی عمل کنند و در مسیر مکتب حرکت کنند. در حقیقت شعار و اهداف تغییر‌ناپذیر است اما امکان تغییر روش وجود دارد.

وی با اشاره به خصوصیات انقلابی‌گری گفت: انقلابی‌گری به معنای بدون عقلانیت تصمیم‌گیری کردن نیست. انقلابی‌گری هیجان‌زدگی نیست. در تصمیمات انقلابی حتما باید محاسبه صورت گیرد البته باید در مباحث نسبی، نسبی اندیشید و در موارد مطلق نیز، مطلق اندیشید.

وی با اشاره به این موضوع که عقلانیت و اعتدال به این مفهوم نیست که چیزی بگوییم تا کسی ناراحت نشود، متذکر شد: قطعا اگر بر حقوق خود بایستیم این استقامت ما تنش ایجاد خواهد کرد. آمریکا می خواهد تنها خود کدخدا باشد به همین خاطر دست از فشار بر روی ایران بر نخواهد داشت. ما باید بدانیم که پارادایم غرب پارادایم کنترل است. آنان می‌خواهند تمامی حوزه‌ها در کنترل آنان باشد.

رحیم‌پور ازغدی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: تفکر رژیم شاه نیز بر اساس همین تفکر لیبرال مذهبی‌ها بوده است و افراد باید بدانند کسانی که به دنبال تنش‌زدایی در سیاست خارجی هستند باید بدانند چنین رویه‌ای در تضاد با خط فکری امام خمینی است و قطعا عدول از اصول به بهانه تنش‌زدایی مبارزه با خط فکری امام (ره) است و دانشجویان نیز باید در برابر این افراد خاکریز تعبیه کنند و بر اساس اعتدال علوی رفتار کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو