اخوان المسلمین، نزدیک‌ترین تشکیلات سنی مذهب به انقلاب اسلامی/ اخوان چوب اعتماد به غرب و ارتجاع عرب را خورد/ اشتباهات غیرقابل انکار اخوان؛ زمینه ساز کودتا در مصر

چهارمین دوره سالانه امت واحده که با حضور دانشجویان و طلاب ایرانی و همچنین دانشجویان و طلاب خارجی مقیم ایران برگزار می شود با سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی گشایش یافت.

به گزارش رجانیوز، رحیم پور ازغدی در آئین افتتاحیه این دوره با مرور مبانی بیداری اسلامی و تقریب مذاهب به تحلیل آخرین تحولات منطقه به خصوص مصر و جریان اخوان المسلمین و آسیب شناسی قیام های عربی و طرح غرب برای انحراف این نهضت ها پرداخت و بر اختلاف مذهبی به عنوان پروژه استکبار و انحراف در نهضت ها تاکید کرد. مهمترین سرفصل های این سخنرانی به شرح ذیل است:

معنای بیداری اسلامی

وقتی می گوییم بیداری اسلامی در جهان در حال رخ دادن است، به معنای نبودن جریان های غیر اسلامی نیست. در ایران و انقلابش هم همه بودند، لاییک و کمونیست داشتیم. اما اتفاقی که سال 57 افتاد، انقلاب آنها نبود. انقلاب مردم بود، با پایگاه مسجد، به رهبری علما و یک مرجع دینی. این در تاریخ اسلام برای اولین بار بود که اتفاق افتاد و حکومت دینی بر قرار شد که البته اشکالاتی دارد و همین شماها باید در همه زمینه ها آن اشکالات را بشناسید و آنها را مدیریت واصلاح کنید. ولی مجموعا این حرکت هم پیشگام بوده و هم تا امروز، موفق ترین حرکت بوده است. هیچ جنبش اسلام خواهی دیگری تا این حد جلو نیامده و بنیادهای تمدن سازی را هم نتوانسته بسازد. اما ایران علیرغم فشارها تا حدی شالوده های تمدن اسلامی را ریخته. پرشورترین انتخابات، کادرسازی و تربیت نیرو، اقتصاد، پیشرفت علمی، آموزش و پرورش و... . قدرت هم که دست به دست می شود.ما هم در علم پیش رفته ایم و هم در اقتصاد. اقتصاد ما علیرغم مشکلات، از اقتصاد خیلی از کشورهایی که وابسته مستقیم به غربند خیلی بهتر است. همین مصر، 45% مردمش گرسنه اند و چند میلیون کارتن خواب دارد و الان هم نمی تواند روی پایش بایستد. با وجود این که همیشه ستون و محور جهان عرب بوده. ولی عقب افتاد، در همان سی سال. در همان سی سالی که کشور ما جلو رفت و مردمی ترین حکومت را تشکیل داد. به لحاظ نیروی نخبه دانشگاهی با وجود همه انتقاد ها، باز هم متدین ترین دانشگاهیان در ایرانند. هیچ جا به اندازه ما استاد و دانشجوی متدین ندارد. ولی این ها نباید ما را مغرور کند. این برای مایوس نشدن است.

جهان اسلام، ترکیبش تغییر کرد. از مالزی تا غرب، اسلام گراها یا به قدرت رسیدند یا حرف های اسلام گرایان توسط حکومت تکرار شد. در شرق آسیا همین شد، حتی با این که جریان اسلامگرای شرق آسیا (مالزی و اندونزی)، یک جریان نرم و کمرنگ بود. شمال افریقا، مصر و سودان و ترکیه و... ، همه حرکت هایشان بعد از انقلاب ایران بود.

اخوان المسلمین؛ نزدیک ترین تشکیلات سنی مذهب به انقلاب اسلامی

اخوان المسلمین، تشکیلش الهی بود. ولی باید آسیب شناسی شود. 90% حرف ها در افکار سید قطب و حسن البنا و اخوان المسلمین اولیه، حرف های انقلاب اسلامی بود. ولی الان اخوان مشکلاتی پیدا کرده که اگر بتواند حلش کند، جلو می رود و اگر نتواند، یک یأس بزرگ از اسلام گرایی ایجاد خواهد کرد. اخوان یک تفکر یکسان نیست. بلکه یک طیف است. از غربزده ها، تا افراطیون تکفیری، تا معتدلانی که نوعِ سنی انقلاب ایران و امام (ره) هستند. زندگی و افکار حسن البنا را که می‌خوانیم، دقیقا به یاد نواب صفوی و هیئت های مؤتلفه می افتیم. روشها، هدف ها، تئوری ها، همه همان است.

نزدیک ترین جریان در جهان اهل سنت به انقلاب اسلامی، اخوان است. ولی اخوان اصیل حسن البنا و سید قطب. امروز اخوان المسلمین در ترکیه. در سودان و تونس، خود را اخوانی می دانند. جریان معتدل پاکستان، خود را اخوانی می داند. مثل ابولاعلی مودودی و... که جریان های پاک و خوبی هستند. جزو اولین جریان هایی بودند که از انقلاب اسلامی ایران حمایت کردند. حتی سلفی های نیمه تکفیری مصر مثل خالد اسلامبولی، که سادات را زد و امام (ره) او را دعا کرد، از انقلاب ایران حمایت کردند. او در دادگاه، اسم امام و انقلاب ایران را برد. بلافاصله بعد از انقلاب ما، در تونس و مصر، دانشجویان با عکس امام ره بیرون ریختند. یک احساسی به وجود آمد، و همه شیعه و سنی خود را پیدا کردند و دیدند دغدغه ها و راه ها یکی است: مبارزه با فساد و فحشا و دیکتاتورها و غرب. تلاش برای بازسازی تمدن اسلامی و حکومت اسلامی. مسلمانان همدیگر را پیدا کردند. این حرف ها قبل از انقلاب ما هم بود، ولی بعد از انقلاب، همه مسلمانان امید پیدا کردند که ما صد سال است سرکوب می شویم، ولی این شعارها عملی است. در ترکیه هم اربکان که از اردوغان خیلی سالمتر بود، و از همان اول دنبال وحدت بود و مسئله فلسطین را صریح مطرح می کرد، به قدرت رسید.

اختلاف نظرات راجع به قیام های منطقه

در مورد بهار عربی یا بیداری اسلامی، چند تحلیل هست. یک تحلیل این است که این ها همه بازی بوده است و غرب و ارتجاع، با هم یک پروژه ای طراحی کردند که: جلوی موج اسلامخواهی را که نمی توانیم بگیریم، اقلا مدیریتش کنیم. دیدند همه حکومت ها سقوط خواهند کرد، لذا رفتند با جریان های وابسته ترِ اخوانی ها و نه با نیروهای اصیل اخوان، در ترکیه و مصر و تونس و پاکستان و... ساختند، و گفتند ما یک شبه انقلاب (ادای انقلاب) در می آوریم، چون همه جا مردم آماده انقلاب با رویکرد اسلامی اند، شما این موج انقلاب را مدیریت کنید و بقای اسراییل را هم تضمین کنید و با ایران نبندید. به جایش ما کمک می کنیم که شما سرِ کار بیایید و کشورهای عربی را به شما می دهیم. نتیجه این که یک جریان اسلام گرای گوش و دم بریده و دندان کشیده ایجاد می‌شود. این یک ایده بدبینانه است. می گوید همه این ها نمایش است.

اما من این یکی را قبول دارم: ممکن است سرویس های امنیتی غربی برای سوپاپ اطمینان دنبال این بوده باشند و ساخت و پاختی کرده باشند، ولی کل این جنبش که مردم در خیابان آمدند، کار غرب نیست. این ها وارد قضیه شده اند که کنترل کنند و ماجرا منحرف شود. وگرنه که این دیگ سال ها است دارد می جوشد و دیگر سر رفت. این اتفاقات که غرب بخواهد مدیریت کند در ایرانِ ما هم افتاد. اصلا در ایران اولین نفر، بازرگان و نهضت آزادی بود که قدرت یافت. یا بنی صدر که لیبرال مسلک بود. این ها سرِ کار آمدند. جریانات فعالین اجتماعی ما مجاهدین خلق بودند که مسلمان بودند و الله اکبر می گفتند، ولی بعد چپ گرا شدند و بعد هم پراگماتیست که فقط قدرت برایشان مهم بود نه ایدئولوژی. این طبیعی است که جریان های مختلف باشد. ولی این مهم است که کدام جریان ریشه داشته باشد، و کنترل کند که انقلاب از دست نرود. این جا هم بود که ولایت فقیه نقشش را نشان داد. با وجود ولایت فقیه، ما از صد برابر این پرتگاه هایی که انقلاب های دیگر در مقابلش هستند، عبور کردیم. این ها که هنوز اول کارند. اتفاقی که افتاد این است.

پیامی که آقا در سالگرد انقلاب مصر دادند و خطبه عربی در نماز جمعه خواندند و انقلاب های منطقه را آسیب شناسی کردند، همان آسیب شناسی ها دارد اتفاق می افتد. ایشان گفتند از تجربه ما استفاده کنید و به دام نیافتید. ولی متاسفانه خیلی انجام نشد.

خاطرات حسن البنا را هم بخوانید. خیلی احتراز دارد و حساس است که درگیری های صوفی و سلفی، یا شیعه و سنی ایجاد نشود. می گوید این ها درگیری داخلی است و مسئله اصلی نباید این شود. اما الان چه اتفاقی افتاده؟ اخوان که در ترکیه و مصر به قدرت رسید، عده ای می گویند بعضی حرف هایشان کنار گذاشته شد. مثلا نبرد با اسراییل. نه مرسی و نه اردوغان، رابطه با اسراییل را قطع نکردند. همین مرسی، کمپ دیوید را امضا کرد. این ها خلاف شعارهای اخوان است. به جایش در سوریه، هر دو کشور جنگ مذهبی راه انداختند. مرسی علیه حزب الله هم حرف زد.

در سوریه طرفدار حزب بعث نیستیم اما ...

مسئله سوریه مسئله پیچیده ای است. الان دیگر مسئله دولت و ملت نیست. البته اولش بود. رهبر ما هم به آنها پیام داد که اسلام باید اجرا شود و اصلاحات باید انجام شود. ایدئولوژی حزب بعث همان است که با ما 8 سال جنگید. ما که طرفدار حزب بعث نیستیم. اتفاقاً بعضی جریان هایی که علیه اسد جنگیدند، در ایدئولوژی به ما نزدیک تر از اسدند. اصلاحاتی باید می شد که شروع هم شد. ولی یک دفعه ارتجاع و غرب وارد شد و فضا را تبدیل کرد به جنگ شیعه و سنی. در حالی که فرهنگ علوی اصلا فرهنگ شیعه نیست. منحرف شده ی شیعه است. اما این ها مستضعفند و باید هدایت شوند، نه این که وارد جنگ شوند. ولی همه آمدند و جبهه واحدی تشکیل دادند، اسراییل و تکفیری ها و غرب و اروپا و امریکا و... . یک جبهه ای درست شد دیدیم همه کنار هم هستند، انگار در کل جهان اسلام، یک حکومت غیر اسلامی است و آن هم سوریه. الان چرا همه روی این نظام تمرکز کرده اند؟ دلیلش چیست؟ الان عربستان و اردن و... اسلامی اند؟ گفتند دموکراسی در سوریه نیست. مگر در قطر دموکراسی هست؟ دیکتاتورترین و متحجرانه ترین حکومت ها در منطقه خلیج فارس است. نظام سلطنتی، آن هم از نوع کثیفش. این بود که مسئله سوریه مشکوک شد. دیدیم اگر مسئله اسلام و کفر است، که همه شما خودتان کافرید. اگر بحث دموکراسی است، خودتان که ضد دموکراسی هستید. اخوانی ها هم مقداری نقش داشتند. اخوانی ها با هم فرق می کنند. اخوانی های سوریه و ترکیه و... هر کدام یک نوعند. در مصر هم مرشد به مرشد فرق می کنند. بستگی دارد مرشد اعظم چه کسی باشد. مثلا در جنگ سی و سه روزه، که بعضی ها فتوا دادند کشته های حزب الله شهید نیستند، ولی اخوان پیام داد که دهها هزار اخوانی می خواهند بروند با اسراییل در کنار حزب الله بجنگند. ولی از آن طرف هم قطعا بعضی طیف های اخوان با غرب و اسراییل بسته اند.

درگیری مذهبی؛ انحراف در نهضت

سوریه تنها حکومت عربی است که اسراییل را به رسمیت نشناخته و خیانت نکرده. مبارزه با این کشور، یعنی انحراف در نهضت. جنگ اسلام و کفر بود، جنگ اسلام ناب محمدی با اسلام امریکایی بود، اما تبدیل شد به جنگ مذاهب. امام یک بار هم از مذهب حرف نزد. «مبارزه» بین اسلام ناب و اسلام امریکایی است. مسئله استضعاف و استکبار است. این مسائل را تبدیل کردند به بحث شیعه و سنی و سلفی و صوفی و کرد و فارس و عرب و... . این یک انحراف است.

اخوان چوب اعتماد به غرب و ارتجاع عرب را می خورد

همان هایی که پول نفت را پارسال برای اخوان مصر خرج می کردند، همین ها اولین کشورهایی بودند که کودتا را تبریک گفتند! . پادشاه عربستان و... . قبلا به اخوان کمک می کردند به این شرط که با اسراییل کاری نداشته باشد، بحث اختلاف مذهبی را جدی بگیرد و شیعه سنی را مطرح کند، و این که دشمن اصلیش بشود ایران و لبنان. اصلا اینکه مرسی آمد اینجا اما به ملاقات رهبری نرفت و متلک هم گفت، به خاطر دلخوش کردن این کشورها بود. متاسفانه اخوان به آنها اعتماد کرد، و الان دارد چوبش را می خورد. پارسال آقا گفت فریب دلار های نفتی را نخورید و پشتیبانی مردمتان را از دست ندهید، آرمان هایتان را پیگیری کنید. ولی این ها همین کار را کردند. همه حامیان کشیدند کنار، و ارتش هم کودتا کرد. همه آنها که کمک می کردند، یک دفعه به ارتش تبریک گفتند. ورق یک شبه برگشت. اولین کسانی هم که تبریک گفتند، شاه عربستان و قطر و امارات بودند، و سران اروپا هم که یکی یکی تبریک گفتند. امریکا هم گفت کاشکی نمی شد، ولی الان که دیگر شده!. چون این ها با اخوانی ها شرط و شروط گذاشته بودند که مسئله اسراییل باید فراموش شود و شیعه سنی مسئله اصلی شود، و امریکا به این شرط کشورهای عربی را دست شما می دهد.

اشتباهات اخوان؛ زمینه ساز کودتا در مصر

ما میگوییم در مصر کودتا شد، و باید هم بگوییم. ولی مردمی هم که در خیابان بودند تعدادشان بیشتر از اخوانی ها بود. همه با هم بستند. از چپ سکولار و مبارکی ها و غرب و... تا جوانان انقلابی که انقلاب را ایجاد کردند. اخوان در این یک سال کاری کرد، که تمام غیر خودشان را علیه خودشان متحد کردند. با بهترین متحدشان که ایران باشد هم این برخورد را برای خوشامد غرب کردند. الان کی پشتشان است؟

اردوغان در ترکیه هم همین بود. او غربزده است. چطور است که اردوغان و مرسی به ایران بی محلی می کنند و رابطه را با سوریه قطع می کنند، ولی رابطه شان با اسراییل هنوز گرم است؟ آیا این مطابق حرف های سید قطب و حسن البنا است؟ شما را مثل دستمال مصرف می کنند و می اندازند دور. اخوان دوباره هم بخواهد بیاید، باید غربزده تر شود. در ترکیه، حتی وعده حجاب هم عملی نشد. ترکیه ادای مخالفت با اسراییل را درآورد ولی ریشه نداشت. اردوغان، گدایی اتحادیه اروپا را ادامه داد. آخرش هم اروپا گفت شما باید همجنس بازی و زنا و لواط را جزو حقوق بشر بشناسید، تا ببینیم چه می شود، شاید در بوفه اتحادیه اروپا یک جایی برایت دست و پا کردیم! یعنی دست کشیدن از واضحات اسلامی را خواستار شدند.

اینها می خواهند بگویند اخوان المسلمین که شعارهایش گوش ها را کر کرده بود، تهش همین است. نه سیاست خارجی درستی دارند، نه آرمان درستی، نه تقریبی اند. بلکه تکفیری اند. کسانی که در ترکیه هم به خیابان آمدند ، از جنس همان میدان تحریرند. از جنس مردمند.

می خواهند کاری کنند که همه بگویند صد رحمت به سکولاریسم

در مبارزه سوریه، که هی سر می بُرند و کلیپ می سازند، برای این است که در میان همه، حتی مسلمانان، نفرت از اسلام گرایی ایجاد شود. بگویند صد رحمت به سکولاریسم. از وقتی مسلمانان در مصر و سوریه و فلسطین و پاکستان و ترکیه سر کار آمدند، چیزی که بیشتر شده، بی ادبی و خشونت است. مسابقه سر بریدن گذاشته اند. این شده است تمدن اسلامی. بشریت حالت تهوع می گیرد، می گوید مردشور هرچی اسلامگرایی است را ببرد! می خواهند بگویند یا باید خشونت گرا باشی، یا سکولار. راه سومی نیست.

می خواهند لکه ننگی از این پیچ تاریخی بسازند

شما یک یا چند سال آمده اید، باید به مردم و محرومان خدمت کنید. نه این که همه علیهت به خیابان بریزند. من عقیده ندارم بیداری اسلامی دروغ است. ولی عقیده دارم که این ها در حال نفوذ در این بیداری هستند. بنیاد این حرکت ها، اسلام عاقلانه و عالمانه و عدالت خواه است. نه اسلام شعاری و مردمکشی و.... . این ها دنبال این جریان سازی و القای این مطلب به افکار عمومی هستند که این گونه نیست. این ها می خواهند لکه ننگی از این پیچ تاریخی بسازند و این دوران تجربه سیاهی شود. بعد هم صد سال دیگر بگویند مسلمانان که آمدند، نه علم نه اقتصاد نه حقوق بشر نبود، فقط خشونت بود و... . پس راه درست، همان برگشت به سکولاریسم غربی است. می خواهند بگویند یا باید تکفیری باشید یا سکولار. اصلا می خواهند حرف هایی که امام پرچمش را بالا برد و همان حرف هایی که سید قطب و مودودی و حسن البنا می گفتند، فراموش شود. کار شما این است که این حرف‌ها را معرفی کنید و به یاد همه بیاورید. امت ما به تصریح قرآن، امت وسط است. اقتصادش نه سرکوب انگیزه های انسانی دارد، نه لیبرالیسم بی عدالت. در سیاست، نه هرج و مرج دارد نه لیبرالیسم نه طاغوت و سلطنت. در فرهنگ، هم تحمل و گفتگو دارد، هم امر به معروف و نهی از منکر. نه جریان طالبانی (چه در شیعه چه در سنی) است، و نه لیبرالیسم غربی. در معنای امت وسط، خداوند این گونه ادامه می دهد که اگر معنایش را نمی فهمید، خدا شهید و الگو را پیامبر قرار داد. شما هم شهید و الگوی امت های دیگر باشید. امت اسلامی باید در بیداری اسلامی این کار را بکند. خود خدا فرمود و من یتّق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب. شما به تقوا عمل کنید، خدا وعده داده که در هیچ عرصه ای به بن بست نمی رسید. این وعده الهی است. راه خروج را پیش پایش می گذارد. تازه این راه قابل پیش بینی است. غیر از این راه ها که پیش بینی هم می شود، یرزقه من حیث لا یحتسب. از جاهایی که نمی دانید هم رزق می رسد. امام در وصیتنامه اش می گوید به خدا اعتماد کنید. مشکل این است که ما اعتماد نمی کنیم. اگر اعتماد کنیم، همه چیز حل می شود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 تیر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()