شیطان، راهزن است و مثل همه راهزن ها در گوشه های تاریك مسیر و نقاط نادیدنی به كمین می نشیند. بسیار مراقب است كه دیده نشود و ردپایی از خود باقی نگذارد. او، آدم ها را می بیند ولی خود، دیده نمی شود. «انه یراكم و قبیله من حیث لاترونهم- او و دارودسته اش شما را می بینند، از جایی كه شما آنها را نمی بینید». شیطان هم مانند بقیه راهزنان به كاروان می تازد و كاروانیان را لخت می كند. مگر پدر و مادرمان، حضرات آدم و حوا علیهم السلام را لخت نكرد؟! راهزنان به اموالی كه از كاروانیان می ربایند قناعت می كنند ولی شیطان دزد ایمان است و اصرار دارد كه آدم ها را بعد از لخت كردن در میانه میدان و در مقابل چشم این و آن رها كند تا آبرویی برای آنها باقی نماند. اصلا كار شیطان، لخت كردن و بی آبرو كردن آدم هاست. شیطان زده ها برای نجات خویش راهی جز توبه ندارند و چنانچه به خدا پناه نبرده و در چنبره فریب شیطان باقی بمانند، نه فقط آخرت كه دنیای خود را نیز به تباهی می كشانند. اصلا، شیطان اصرار دارد شكار خود را در همین دنیا هم به خواری و ذلت بكشاند. شیطان، آنگونه كه تصویرسازان به تصویر می كشند، قیافه زشت و ترسناك ندارد یا اگر دارد، با ماسك دیگری به میدان می آید. اگر اینگونه نبود كه طعمه هایش به جای فرار، جذب او نمی شدند. شیطان پدر و مادر ما را هم با وعده «جاودانی»! فریب داد. نداد؟!
آمریكا به قول امام راحلمان- رضوان الله تعالی علیه- شیطان بزرگ است و مانند «ابلیس» پنهان نمی كند كه برای فریب مسئولان نظام الهی و مقدس جمهوری اسلامی ایران، هزاران ترفند در آستین و ده ها هزار دام در دست دارد و چه بسیار كسانی را می توان در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی آدرس داد كه به فریب شیطان بزرگ فریفته شدند و در پی «سراب» كه شیطان در نظرشان، «آب» جلوه داده بود، به مرداب افتادند. بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران اسلامی بود، فرماندهی كل قوا را برعهده داشت اما، آنقدر منم منم زد و به توصیه پدرانه حضرت امام(ره) كه فرموده بود «این من، شیطان است» بی توجهی كرد تا... امروز به زحمت می توان حقارت و فلاكت او را توضیح داده و تشریح كرد!
چرا راه دور برویم، مگر همین شیطان بزرگ، در جریان فتنه آمریكایی-اسرائیلی 88، موسوی و كروبی و خاتمی را به «سراب قدرت» فریب نداد؟! و مگر آنچه از زشتی در دل نهفته داشتند «سواه پنهان» آنها را بیرون نریخت و برملا نكرد؟! و حالا هم كه كار از كار گذشته و شكار خویش را لخت و بی آبرو ساخته، آنها را در میانه میدان رها كرده و به «شاه» كار! خود پوزخند می زند.
«كمثل الشیطان، اذقال للانسان اكفر فلما كفر قال انی بری منك، انی اخاف الله رب العالمین- مانند شیطان كه به انسان گفت؛ كفر بورز (تا به آرزویت برسی) ولی هنگامی كه كفر ورزید، گفت؛ من از تو بیزارم، من از خداوندی كه پروردگار عالمیان است بیم دارم»(سوره مباركه حشر-آیه61).
یك نگاه دیگر به میدان بیندازید. چه می بینید؟... آمریكا یعنی همان شیطان بزرگ كه سران و عوامل فتنه را به «سراب قدرت» فریب داده و در آرزوی مقابله با نظام اسلامی ایران به میدان آورده بود، امروزه در پی شكست پروژه كودتای مخملی، عوامل شكار شده فتنه را با رسوایی و بی آبرویی در میانه میدان رها كرده و خود به گدایی مذاكره با ایران اسلامی آمده است. این همان شیطانی است كه وقتی بازار فتنه آمریكایی- اسرائیلی داغ بود، حمایت از فتنه گران را «یكی از اهداف استراتژیك» خود می دانست و چه رجزها كه نمی خواند!...
روز یكشنبه دو هفته پیش، برخی از مسئولان بلندپایه نظام با اقدام ناپسند خویش كام مردم را تلخ كردند و شیطان بزرگ و اعوان و انصار غربی و عبری و عربی آن را با ذوق زدگی به رقص آوردند. نظریه پردازان آمریكایی، اروپایی و اسرائیلی هلهله كنان در رسانه های خود به تفسیر و تحلیل آن ماجرا نشستند. رادیو فردا- ارگان رسمی سیا- از آشفتگی زودرس قبل از انتخابات 29 خبر داد و اینكه شیرازه مدیریت نظام به هم ریخته است! دویچه وله، به شكاف در اقتدار ایران اسلامی اشاره كرد و صهیونیست های كودك كش، هریك از بداخلاقان روز یكشنبه را نماد و نماینده بخشی از مردم معرفی كرده و از این كه در همبستگی مردم با یكدیگر ترك افتاده است! ابراز خشنودی كردند و امیدوار بودند این ناهمخوانی میان مسئولان به ناهمدلی مردم تبدیل شده و در 22 بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، نشانه های آن دیده شود. اما، هیچیك از توده های عظیم مردم به هیچكدام از مسئولان بداخلاق «دمت گرم»! نگفتند و روز 22 بهمن كه از راه رسید، جمعیت از همه جای كشور جوشید. و حماسه ای بی نظیر با حضوری گسترده تر و متراكم تر از همیشه خلق شد. همه آمده بودند با تصاویری از امام راحل(ره) و خلف حاضر او كه روی دست برافراشته بودند. در حضور حماسی 22 بهمن امسال، علاوه بر شعارهای الله اكبر، مرگ بر آمریكا، مرگ بر اسرائیل كه شعارهای ثبت شده در شناسنامه اینگونه حماسه های حضور است، بیشترین شعار كه نشانه بصیرت و شعور عمیق مردم بود و با اصرار فریاد زده می شد این بود؛ «این همه لشكر آمده، به عشق رهبر آمده» یعنی آقایان مسئول، بداخلاقی های شما - صرفنظر از آن كه كدام كمتر و كدام بیشتر- در نگاه مردم به اسلام و انقلاب و نظام كمترین تاثیری ندارد و مردم مثل همیشه چشم به رهبری انقلاب دوخته و ایشان را قطب نمای صراط مستقیم می دانند. به بیان دیگر، مسئولان نظام در هر جایگاه و رده ای كه باشند فقط تا آنجا قابل احترامند كه همراه با توده های عظیم مردم، پیرو بی چون و چرای رهبری باشند.
خوشبختانه نهیب حضرت آقا و اتمام حجت آمیخته به نصیحت ایشان لبیك مسئولان محترم را درپی داشت و سران محترم سه قوه و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه و صدور بیانیه، بر همراهی خویش با مردم در پیروی از رهبر معظم انقلاب تاكید ورزیدند و با این اقدام خود، ملت را خشنود و خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها را به كابوس تبدیل كردند.
و بالاخره بعد از اقدام قابل انتظار مسئولان محترم و توبه آنان- كه در مواردی باید به صراحت اعلام می شد و نشد!- توقع آن است كه اكنون به قول حضرت آقا «همه توان و نیروها را برای حل مشكلات مردم متمركز كنند و حالا كه دشمنی های دشمن شدت یافته، آنها هم رفاقت هایشان را شدت دهند...» و این كلام خداوند تبارك و تعالی درباره پذیرش توبه را نصب العین خویش قرار داده و به آن جامه عمل بپوشانند كه؛ «الاالذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا... مگر آنان كه توبه كردند و به اصلاح آمدند و آنچه را پنهان داشته بودند، آشكار ساختند...»
حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 بهمن 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()