Reba.ir مذهبی فرهنگی

خط مشی مقاومت در برابر غرب را اجرا می کنم/ برای تهدیدات اسرائیل ارزشی قائل نیستم

دکتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین یکی از کاندیداهای انتخابات آتی ریاست‌جمهوری کشورمان  در مصاحبه‌ای با نجمه بزرگمهر خبرنگار روزنامه فایننشیال‌تایمز به بیان نظرات خود درباره انتخابات آتی ریاست‌جمهوری و همچنین مسائل مختلف هسته‌ای و منطقه‌ای پرداخت.

فایننشال تایمز با اشاره به کاندیداتوری دکتر جلیلی در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نوشت: "مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران، وعده داده که در صورت انتخاب از تجربیات خود در گفت‌وگوهای هسته‌ای استفاده خواهد کرد تا همان خط‌مشی مقاومت در برابر خواسته‌های غرب را اجراء کند."

این نشریه سعید جلیلی را برجسته‌ترین فرد در میان کاندیداهای نزدیک به آیت‌الله العظمی علی خامنه‌ای معرفی کرده و نوشت، جلیلی با تأکید بر اینکه تحریم‌های بین‌المللی تحمیل شده را می‌توان دور زد، اعلام کرده که به عنوان رئیس‌جمهور خط‌مشی "پیشرفت، عدالت و مقاومت" را پیاده‌خواهد کرد.

دکتر جلیلی در اولین مصاحبه از زمان اعلام کاندیداتوری گفت: "استنباط من این است که هر چقدر ما بر اصول مذهبی و داخلی‌مان تأکید کنیم، بیشتر می‌توانیم ظرفیت حرکت در مسیر پیشرفت را فراهم آوریم و بیشتر مقاومت کنیم [در برابر فشارهای وارده از جانب دشمنان خارجی]."

فایننشیال تایمز در ادامه با بیان این نکته که جلیلی نماینده دیدگاه‌های رهبران جمهوری اسلامی است، نوشت که وی معتقد است دولت‌های غربی، اگر به جای کمر خم کردن در برابر تحریم‌ها با مقاومت سرسختانه مواجه شوند، مجبور به مصالحه در برابر ایران خواهند شد.

این روزنامه انگلیسی سعید جلیلی 47 ساله را یکی از کهنه‌سربازان جنگ ایران و عراق معرفی کرده که بسیاری از اصولگرایان ایران معتقدند دفاع جانانه‌ای از بلندپروازی‌های هسته‌ای ایران کرده است. "اگرچه وی در لحظات پایانی ثبت‌نام کرد اما حضور وی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران فورا توجهات داخلی و خارجی را به خود معطوف کرد و برخی از رقیبان اصولگرای وی به سرعت آمادگی خود را برای کناره‌گیری به نفع وی اعلام کردند.

بسیاری از تحلیلگران آقای جلیلی را یکی از پیشروهای انتخابات دانسته و معتقدند که وی می‌تواند به دلیل وفاداری به آرمان‌های انقلاب،  بالاخص در مذاکراتی که درباره مسأله‌ هسته‌ای ایران با جامعه بین‌المللی داشته، کاندیدای مورد علاقه رهبر ایران باشد."

به نوشته فایننشیال‌تایمز، "آقای جلیلی اصرار دارد که وی مورد توجه و یا حمایت آیت‌الله خامنه‌ای، که تصمیم نهایی را در امور نظام اتخاذ می‌کند، نیست. وی گفت که به علت احساس وظیفه وارد رقابت انتخاباتی شده است."

آقای جلیلی در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا حضور رفسنجانی و مشایی باعث شرکت وی در انتخابات شده است گفت: "معمولا زمانی که یک نفر می‌خواهد کاندیدا شود کاندیداهای دیگر را بررسی می‌کند. اگر کاندیدای اصلحی وجود داشته باشد وارد انتخابات نمی‌شوید. اما زمانی که احساس می‌کنید حضورتان ضروری است وارد می‌شوید. تصمیم به شرکت در انتخابات را نمی‌توان از [شرایط] سایر کاندیداها جدا کرد."

جلیلی در پاسخ به این سؤال که آیا برنده شدن رفسنجانی در انتخابات ممکن است باعث تغییر در سیاست هسته‌ای ایران شود گفت: "رویکرد ما کاملا قابل دفاع و منطقی بوده و می‌تواند منجر به پیشرفت شده و آن را تسریع بخشد. طبیعتا، اگر رویکردهای دیگری ارائه شوند می‌توانیم آنها را به صورت جدی مورد انتقاد قرار داده و از رویکرد کنونی دفاع کنیم. اما باید ببینیم که خط‌مشی [رفسنجانی] چه خواهد بود."

کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری آتی کشورمان در پاسخ به سؤالی مبنی بر احتمال کناره‌گیری علی‌اکبر ولایتی و محمد باقر قالیباف به نفع وی‌گفت: "ما هنوز گفت‌وگویی نداشته‌ایم اما وحدت گفتمان و جریانات [سیاسی] را می‌توانیم مورد توجه قرار دهیم." وی همچنین درباره سؤالی مبنی بر بی‌تجربگی در عرصه اقتصادی در دوران تحریم‌های بین‌المللی گفت: "حداقل طی چند سال گذشته زمانی که تأثیر تحریم‌ها را بررسی می‌کردم، بدین نتیجه رسیدم که آنها را می‌توان به راحتی دور زده و تبدیل به فرصت کرد."

سعید جلیلی درباره ضرورت رابطه با آمریکا و احتمال گفتگوهای مستقیم گفت: "این امر درست نیست. آمریکا به صورت جدی در برابر اهداف و خواسته‌های جمهوری اسلامی و ملت ایران مانع‌تراشی می‌کند. این مسأله را نمی‌توان انکار کرد. آمریکا از حکومت دیکتاتوری شاه، زمانی که ملت ایران او را نمی‌خواستند، حمایت کرد. پس از انقلاب نیز آمریکا از صدام حسین حمایت کرد."

وی افزود: "رفتار ملت ایران در 34 سال گذشته نشان می‌دهد که آمریکا هر آنچه خواست را نمی‌تواند انجام دهد. آمریکا زمانی که فکر می‌کرد هیچ گونه رقیبی در جهان ندارد با برنامه هسته‌ای ایران مخالفت کرد. بعدها گفتند که خواهان دستیابی به اجماع بین‌المللی هستند که آن هم موفقیت‌آمیز نبود. سپس بار دیگر دست به اقدامات یکجانبه زدند. این رویدادها از سردرگمی آمریکا خبر می‌دهند."

"ما هیچگاه منتظر شروط آمریکا برای مذاکره مستقیم نبوده‌ایم. مسأله رفتار آمریکا است که باید تغییر یابد. رهبر اعلام کرده که بدین امر خوشبین نیست. مسأله اصلی این است که رفتار آمریکا تغییر نکرده است."

دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان درباره مسأله هسته‌ای و مذاکره با قدرت‌های جهانی گفت: "ما چیزی بیش از [حقوق ایران بر پایه] معاهده منع اشاعه هسته‌ای نمی‌خواهیم. ما طبیعتا انتظار داریم از حقوق‌مان بر اساس ان‌پی‌تی برخوردار باشیم. سؤال اصلی اینجاست که چرا آنها نمی‌خواهند حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم بر اساس ان‌پی‌تی‌ را به رسمیت بشناسند. آنهایی که ادعای احترام به ان‌پی تی را دارند باید به این حق مردم ایران نیز احترام گذارند."

"ما در ابتدا به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای نوشتیم که برای نیل به اهداف صلح‌آمیز و پزشکی به اورانیوم با غنای 20 درصد نیاز داریم. آنهایی که امروز بر غنی‌سازی 20 درصدی متمرکز شده‌اند باید پاسخ دهند که چرا از ارائه این مواد به ما زمانی که اعلام کردیم خواهان تولید نیستیم و آنها این مواد را برای مصارف صلح‌آمیز به ما بفروشند، خودداری کردند."

جلیلی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران با خواسته‌ها برای تحویل اروانیوم با غنای 20 درصد موافقت خواهد کرد یا نه گفت: "ما در مذاکرات به صورت بسیار مشروح درباره این مسأله گفتگو کرده‌ایم. ما اعلام کرده‌ایم که آنچه تولید شده است برای برطرف کردن نیازهای داخلی و پزشکی مصرف خواهد شد. آنها می‌دانند که این سوخت تحت نظارت بازرسین آژانس در فردو و نطنز تولید شده و برای اهداف صلح‌آمیز مصرف خواهد شد. ما اعلام کرده‌ایم که این اورانیوم برای مصارف‌مان است. ما این اورانیوم را نه برای ارسال به خارج بلکه برای برطرف کردن نیازهای پزشکی مردم‌مان تولید کرده‌ایم."

سعید جلیلی درباره اظهارات سخیفانه مقامات رژیم صهیونیستی در باره تعیین "خط قرمز" برای تولید بیش از 240 کیلوگرم با اورانیوم با غنای بالا، به خبرنگار فایننشیال‌تایمز گفت: "ما برای اسرائیل یا تهدیدات آن هیچ اعتباری قائل نیستیم. خط قرمز ما قوانین معاهده عدم اشاعه هسته‌ای است."

وی همچنین درباره دعوت آمریکا و روسیه برای برقراری یک کنفرانس بین‌المللی درباره بحران سوریه گفت: "ایران از همان ابتدا اعلام کرده که بحران سوریه راه‌حل سیاسی دارد نه نظامی. آمریکا از یک رویکرد نادرست تبعیت کرده و از تروریست‌ها برای نیل به اهدافش استفاده کرد. اما دیدگاه‌های ما به روسیه نزدیک‌تر است. اگر آمریکایی‌ها به این نتیجه برسند که رویکرد آنها نادرست است در این صورت باید به جهان اعلام کنند. ما از هر پیشنهادی بر پایه برگزاری گفت‌وگوی ملی در سوریه حمایت می‌کنیم."

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و کاندیدای انتخابات آتی ریاست جمهوری، در پایان مصاحبه و در پاسخ به سؤالی مبنی بر رنجش احتمالی ایران در صورت دعوت نشدن به این کنفرانس گفت: "مهم نیست. مسأله برای ما این است که به رویارویی نظامی در سوریه پایان داده شده و فرآیند سیاسی آغاز گردد."

نوشته شده در تاریخ شنبه 28 اردیبهشت 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

با جوسازی حجت شرعی کسی تغییر پیدا نمی‌کند/ وعده رفع مشكلات اقتصادی با سازش با دشمنان یعنی تضعیف كشور

کامران باقری لنکرانی بعداز ظهر پنجشنبه در نشستی با خبرنگاران در یاسوج اظهار داشت: در عرصه اقتصادی باید نشان دهیم که می‌توانیم مشکلات کشور را حل کنیم و پاسخگوی نیازهای اقتصادی و ایجاد یک کشور مقتدر در عرصه‌های مختلف باشیم.
به گزارش رجانیوز، دكتر لنكرانی در پاسخ به خبرنگاران افزود: برخی از کاندیداها برای رسیدن به این هدف به دنبال رفع مشکلات با جهان خارج هستند و اولویت اول این کاندیداها تنش زدایی و سیاست لبخند است. رفع مشکلات اقتصادی با سازش نسبت به خارج موجب تضعیف کشور خواهد شد. 
 
وی اظهار داشت: ما فکر می‌کنیم در شرایط کنونی اگر قطب توجه‌مان را برای حل مشکلات اقتصادی بر سازش با دشمنان خارجی قرار دهیم، موجب تضعیف موضع ملت ما خواهد شد.
 
لنکرانی افزود: اگر کشوری احساس کند که کلید برون رفت ایران از مشکلاتش در دست آن کشور است، تلاش می‌کند منافع ملی ما را تحت تاثیر قرار دهد و مطامع خود را دنبال کند.
 
این کاندیدای جبهه پایداری تصریح کرد: در شرایط کنونی باید تمرکزمان بر اقتصاد مقاومتی و استفاده از ظرفیت‌های درونی کشور و حل معضلات با امکانات داخلی باشد.
 
وی با بیان اینکه این به معنای عدم توجه به ظرفیت‌های تعامل با خارج از کشور نیست، افزود: اولویت اول ما باید ظرفیت‌های درونی کشور بوده و وقتی این را به اثبات رساندیم، موضع‌مان در تعامل با خارجی‌ها موضع قدرت و عزت‌طلبانه است و این تعاملمان را برای دستیابی به منافع ملی موثرتر می کند.
 
شعاری ندهیم که خارجی‌ها در ما طمع کنند
 
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم همچنین گفت: تقابل در این انتخابات بین خط سازش با کسانی است که خط مقاومت را دنبال می‌کنند.
 
وی افزود: اگر ظرفیت‌های کشور در جهت خط مقاومت به میدان بیایند و شعارهایی ندهیم که خارجی‌ها در ما طمع کنند، این موضوع به منافع ملی نزدیکتر خواهد بود.
 
لنکرانی اظهار داشت: کسانی که شعارهایی می‌دهند که خارجی‌ها را خوشحال می‌کند و باعث افزایش فشارهای آنان می‌شود، باید در پیشگاه مردم ایران پاسخگو باشند که به جای اینکه ظرفیت رقابت‌های انتخاباتی را در جهت اقتدار کشور بکار بگیرند، این ظرفیت را برای باج خواهی خارجی‌ها آماده می کنند.
 
وی گفت: کاندیداهای ریاست جمهوری باید در موضعگیری‌های خود دقت کنند که در بیگانگان و دشمنان ملت طمع ایجاد نکنند.
 
ائتلاف‌ها سرانجامی ندارند
 
وی همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص ائتلاف‌های انتخاباتی گفت: پیش‌بینی صاحب نظران و بزرگان این بود که با توجه به موضع‌گیری‌های متفاوت برخی افراد در ائتلافها، این ائتلاف‌ها معلوم نیست به پایان برسد.
 
لنکرانی بیان داشت: ما تحولاتی که در آرایش سیاسی انتخابات صورت می‌گیرد را رصد خواهیم کرد ولی معتقدیم که مهمتر از آرایش سیاسی کاندیداها، نگاه گفتمانی به فضای انتخابات است.
 
وی تصریح کرد: گفتمان انقلاب و خط مقاومت باید تلاش کند با یک پرچم در صحنه انتخابات حاضر شود و این را به عنوان یک اصل در پیگیری‌های آتی خود دنبال خواهیم کرد.
 
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم افزود: هنوز برای اینکه بتوانیم در خصوص پایان کار اظهارنظری کنیم زود است و باید ببینیم تا پایان چه تحولاتی پیش می‌آید.
 
لنکرانی همچنین گفت: انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یک انتخابات چند قطبی است و در میان طرفداران آنها به جای نگاه گفتمانی نگاه شخصیتی وجود دارد و اگر این نگاه شخصیتی دنبال شود این وضعیت همینگونه باقی می‌ماند.
 
وی با بیان اینکه باید تلاش کنیم این نگاه را به نگاه گفتمانی تبدیل کنیم، افزود: الزامات گفتمان مقاومت، الزاماتی است که با برخی شعارهایی که این روزها در ستادهای انتخاباتی گفته می شود، تطبیقی ندارد.
 
کاندیدای جبهه پایداری افزود: در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم شورای مرکزی و تایید شورای فقاهتی کاملا روشن است و این مسئله موضوعیت ندارد.
 
وی همچنین رد یا تایید صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را در حیطه وظایف شورای نگهبان دانست و گفت: اظهار نظرهایی که این روزها در خصوص رد صلاحیتها به گوش می‌رسد به نوعی خارج از چارچوب قانونی است و ملاک تصمیم شورای نگهبان است.
 
وی بیان کرد: شورای محترم نگهبان همچون سال‌های گذشته بر اساس ضوابط تصمیم می‌گیرد و کسانی که معتقد به نظام هستند باید به آن پایبند باشند.
 
از معرفی کاندیدای مشترک با دولت اعلام برائت می‌کنیم
 
لنکرانی در پاسخ به این سوال خبرنگار مهر که احتمال دارد شما در صورت رد صلاحیت مشایی کاندیدای دولت شوید، گفت: ما بر تعامل‌مان با جریانی که در حاشیه دولت وجود دارد، یک خط قرمز پررنگ داریم و حتی اگر برخی در حاشیه دولت تصمیم بگیرند که کاندیدای‌شان را با جبهه پایداری مشترک کنند، ما از این تصمیم مشترک اعلام برائت خواهیم جست.
 
وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ما به صرف ظن و گمان به حجت شرعی نمی‌رسیم و با جوسازی حجت شرعی کسی تغییر پیدا نمی‌کند و باید با در نظر گرفتن ظرفیت‌های واقعی و مبانی دینی تصمصم‌گیری کنیم و این در تمامی شرایط مسیر اصلی در جبهه پایداری است.
 
وی عنوان کرد: تصمیمات جبهه پایداری بر مبنای نگاه سیاسی نیست بلکه برمبنای نگاه تکلیف محور اما با بصیرت و هوشمندی مومنانه است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اردیبهشت 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

شریعتمداری روشنگری کرد؛

حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "ماشاءالله‌،‌حزب‌الله..." در کیهان نوشت:
1- آوردگاه «جمل» است. آتش جنگ فرو نشسته و امیر مؤمنان علیه‌السلام در حالی که چشم فتنه را کور کرده‌اند، با تأسف به کشته شدگان سپاه فریب می‌نگرند و در وصف جنگ‌افروزان فتنه‌گر که بعد از آنهمه رجزخوانی و خط و نشان کشیدن‌ها به سختی شکست خورده و به خاک مذلت افتاده‌اند می‌فرمایند؛
«و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل ولسنا نرعد حتی نوقع و‌لانسیل حتی نمطر... اصحاب فتنه جمل چون رعد غریدند و مثل برق جرقه زده و از جای برآمدند اما، علی‌رغم آنهمه لاف گزاف، هنگام کارزار، ناتوان و ترسان بودند و از هم گسیخته و پراکنده شدند، ولی ما، خروش برنمی‌داریم مگر آن که دست به عمل می‌زنیم و هرگز نمی‌باریم مگر آن که سیل به راه می‌ اندازیم».
حضرت پیش از آغاز جنگ و هنگامی که پرچم را به دست فرزندش محمد حنفیه می‌سپرد، خطاب به او فرموده بود؛ «اگر کوه‌ها از جای کنده
در این میان پیوند حلقه انحرافی با اصحاب فتنه نیز در فریب جناب هاشمی بی‌تاثیر نبوده است. توضیح آن که حلقه انحرافی به پایان عمر خود رسیده است و با خاتمه دولت احمدی‌نژاد، باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده شود. بنابراین حلقه انحرافی برای ادامه حیات خود چاره‌ای جز پیوند با یک جریان سیاسی دیگر نداشت.
شدند، تو بر جای خویش بمان، دندان‌ها را بر هم بفشار، جمجمه‌ات را به خدا بسپار، پای بر زمین کوب و چشم به دور دست‌های سپاه دشمن بدوز، بیم به خود راه مده و بدان که پیروزی از جانب خداست».
2- بعد از ثبت‌نام آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌‌جمهوری یازدهم، که متأسفانه در قاب مشترک اصحاب فتنه و حلقه انحرافی صورت پذیرفت، رسانه‌ها و مقامات خارجی و دنباله‌های داخلی آنها در اقدامی هماهنگ و مانند دهها مورد مشابه دیگر، صدا به هلهله بلند کردند و صفحات اول روزنامه‌ها و خروجی سایت‌ها را از این توهم انباشتند که چه نشسته‌اید؟! کار نظام و انقلاب تمام شد! و حزب‌الله می‌رود که خانه‌نشینی پیشه کند! و...
این همه هیاهو در حالی است که وقتی به صحنه نگاه می‌کنی به وضوح می‌بینی که هیچ اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. آمریکا به عنوان حامی رسماً اعلام شده ائتلاف فتنه و انحراف، همان آمریکاست که به قول هفته‌نامه «ویکلی استاندارد» تمامی رؤسای جمهور آمریکا از کارتر تا اوباما در یک نقطه با امام خمینی(ره) به اشتراک نظر رسیده‌اند و آن، این که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». مردم، همان مردم هستند که فتنه آمریکایی- اسرائیلی88 -جنگ احزاب- را علی‌رغم آنهمه برنامه‌ریزی بیرونی و ائتلاف همه دشمنان داخلی و خارجی به دیوار بصیرت 9 دی کوبیدند. همان‌ها که بعد از آنهمه رجزخوانی مشترک دشمنان بیرونی و درونی، حماسه بی‌نظیر 22 بهمن را آفریدند. همان مردمی که با وجود تحریم انتخابات مجلس نهم از سوی مدعیان اصلاحات، به مراتب بیشتر و گسترده‌تر از انتخابات‌های قبلی پای صندوق‌های رأی آمدند و...
و اما، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی نیز همان‌ها هستند که بودند و تاکنون هرچه کوشیده‌اند و خروشیده‌اند، راه به جایی نبرده و در نهایت اعتراف کرده‌اند که برای «هیچ» بیهوده به خود پیچیده‌اند! بنابراین چه فاکتور جدیدی به ائتلاف فتنه و انحراف اضافه شده است که تاکنون نبوده است؟! اگر پاسخ «هیچ» است- که هست- بی‌تردید این همه سر و صدای مشترک بیرونی و داخلی نیز برای هیچ است. نیست؟!
3- اکنون باید پرسید حضور آقای هاشمی رفسنجانی در قاب نامزد مشترک فتنه و انحراف چه تغییری می‌تواند در معادلات قبلی این دو جریان ایجاد کند؟ و چه ارزش افزوده‌ای برای این ائتلاف بی‌ارزش در پی خواهد داشت؟ مگر جناب هاشمی بیرون از جبهه مدعی اصلاحات طرفداران دیگری هم دارد؟ پاسخ منفی است یعنی کسانی
آقای احمدی‌نژاد با این اقدام انتحاری خود به اصحاب‌فتنه پیام می‌دهد که برای تنش‌آفرینی و فتنه‌انگیزی آماده است و می‌توانند روی قانون‌گریزی و ساختارشکنی حلقه انحرافی حساب باز کنند. پیام‌های پنهانی رد‌و‌بدل شده بماند برای فرصتی دیگر.
که از آقای هاشمی طرفداری می‌کنند همان‌ها هستند که پیش‌‌از‌‌این و طی چند سال گذشته در میان طرفداران و حامیان فتنه و انحراف حضور داشته‌اند بنابراین آقای رفسنجانی جمع جدیدی را به طیف یاد شده اضافه نکرده و نمی‌کند که اینهمه هیاهو برای آن قابل اعتناء باشد. مگر مدعیان اصلاحات بارها اعلام نکرده‌اند که هاشمی رفسنجانی سردار بی سپاه است؟! و مگر کارگزاران و مدعیان اصلاحات قبل از این با یکدیگر در ائتلاف نبوده‌اند که حالا پیوند آنان، یک حرکت و اتفاق جدید تلقی شود؟! و به قول کودکانه یکی از اصحاب فتنه، نامزدی هاشمی به منزله «انفجار بمب در میان اصولگرایان»! باشد؟!... خب! با این حساب باید پرسید، آن اتفاق مهمی! که دشمنان بیرونی و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف در بوق و کرنا کرده‌اند چیست؟!
4- حالا به این نکته می‌رسیم که وقتی نامزدی آقای رفسنجانی هیچ تغییر جدیدی در جبهه فرو ریخته و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف پدید نمی‌آورد، اصرار فتنه‌گران برای نامزدی ایشان با چه هدف و منظوری صورت پذیرفته است؟ پاسخ به این سؤال اگرچه فصل جداگانه‌ای می‌طلبد ولی در این مختصر به دو نکته اشاره می‌کنیم.
الف: برخی از مدعیان اصلاحات و چند رسانه بیگانه طی همین 48 ساعت گذشته با صراحت اعلام کرده‌اند نباید انتظار داشت که نامزدی آقای رفسنجانی، پایگاه از دست رفته جبهه اصلاحات را به آنان بازگرداند چرا که هاشمی یک بار در همین میدان حضور داشته و نگاه مردم به ایشان با اندکی تفاوت همان نگاه به اصلاح‌طلبان است ولی نامزدی آقای رفسنجانی- به قول بی‌بی‌سی- می‌تواند پوششی برای فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان باشد و زمینه‌ای برای بازگشت آنها به درون حلقه نظام فراهم آورد. ولی از این فرصت- به گفته تحلیلگر رادیو فردا- نباید انتظار تجدید حیات اصلاح‌طلبان را داشت.
ب: و اما، اکنون به خبری اشاره می‌کنیم که می‌دانیم جناب هاشمی رفسنجانی می‌تواند با تحقیق و بررسی دقیق از صحت آن اطمینان حاصل کند. تحقیق در این زمینه برای ایشان دشوار نیست.
آقای خاتمی بعد از اصرار آقای هاشمی برای کاندیدا شدن به چند تن از افراد بسیار نزدیک خود می‌گوید؛
پیش از این با محاسبه شرایطی که می‌دانستیم از نگاه آقای رفسنجانی پنهان نیست پیش‌بینی کرده بودیم ایشان نامزد نمی‌شود ولی فاکتورهای دیگری که به برخی از آنها اشاره شد در میدان محاسبات وی قرار گرفت و ایشان را در معرض یک شکست قطعی و غیرقابل اجتناب دیگر قرار داد.
آقای رفسنجانی می‌داند که شورای نگهبان صلاحیت مرا رد می‌کند و قصد دارد بعد از رد صلاحیت من، بدون آن که هزینه‌ای پرداخته باشد، آرای اصلاح‌طلبان را به صندوق کاندیدای تحت فرمان خود منتقل کند. خاتمی می‌گوید؛ نامزد مورد نظر او هم رای نمی‌آورد ولی شکست وی به حساب هاشمی نوشته نمی‌شود و هاشمی می‌تواند کماکان منتقد شرایط کنونی باقی بماند بی آن که جایگاه خود را به رای مردم گذاشته باشد. در همین حال و هوا، جلسه‌ای در «...» تشکیل می‌شود. در این جلسه آقای «م» پیشنهاد می‌کند می‌توانیم با این توضیح- بخوانید ترفند و توجیه- که خرابکاری‌های احمدی‌نژاد باعث رویگردانی مردم از ایشان شده است و فرصت برای نامزدی آقای هاشمی فراهم است و... توافق هاشمی را برای کاندیداتوری جلب کنیم و تاکید می‌کند که اگرچه آقای هاشمی فاقد پایگاه مردمی است و شکست می‌خورد ولی این شکست به حساب اصلاح‌طلبان نوشته نمی‌شود، چرا که هیچکس هاشمی را اصلاح‌طلب نمی‌داند! و سابقه همراهی او با نظام را فراموش نمی‌کند. در پی همین تصمیم است که از یکسو آقای خاتمی روی نامزدی آقای هاشمی اصرار می‌ورزد و سخن «کاش هاشمی می‌آمد» او در رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب گسترده داده می‌شود و از سوی دیگر برخی از افراد مطرح در همین طیف ماموریت می‌یابند که تاکید ‌کنند هاشمی همان عالیجناب سرخپوش است!... و بدین ترتیب بار دیگر آقای هاشمی به عنوان «پل» در اختیار مدعیان اصلاحات قرار می‌گیرد. یعنی همان‌ها که بیشترین اهانت‌ها را علیه وی روا‌داشته بودند و هرگز از آن همه اهانت و دشمنی ابراز پشیمانی نکرده و نمی‌کنند!

پیش از این با محاسبه شرایطی که می‌دانستیم از نگاه آقای رفسنجانی پنهان نیست پیش‌بینی کرده بودیم ایشان نامزد نمی‌شود ولی فاکتورهای دیگری که به برخی از آنها اشاره شد در میدان محاسبات وی قرار گرفت و ایشان را در معرض یک شکست قطعی و غیرقابل اجتناب دیگر قرار داد.
5- در این میان پیوند حلقه انحرافی با اصحاب فتنه نیز در فریب جناب هاشمی بی‌تاثیر نبوده است. توضیح آن که حلقه انحرافی به پایان عمر خود رسیده است و با خاتمه دولت احمدی‌نژاد، باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده
تاکید می‌کند که اگرچه آقای هاشمی فاقد پایگاه مردمی است و شکست می‌خورد ولی این شکست به حساب اصلاح‌طلبان نوشته نمی‌شود، چرا که هیچکس هاشمی را اصلاح‌طلب نمی‌داند! و سابقه همراهی او با نظام را فراموش نمی‌کند.
شود. بنابراین حلقه انحرافی برای ادامه حیات خود چاره‌ای جز پیوند با یک جریان سیاسی دیگر نداشت. اما برای ائتلاف با اصحاب فتنه مانند هر معامله دیگری پای داد و ستد در میان است. حلقه انحرافی اگرچه هویت ندارد ولی دست گشاده‌ای بر رانت قدرت و ثروت دارد. و این همان امتیازی است که به اصحاب فتنه داده است و از سوی دیگر اصحاب فتنه در مقابل برخورداری از رانت قدرت و ثروت حلقه انحرافی، این حلقه را در بازی بعدی می‌پذیرد. حضور غیرقانونی آقای احمدی‌نژاد در جریان ثبت نام مشایی و اعلام حمایت از وی که علی‌رغم اعتراض‌های فراوان صورت گرفت در همین بستر قابل ارزیابی است. آقای احمدی‌نژاد با این اقدام انتحاری خود به اصحاب‌فتنه پیام می‌دهد که برای تنش‌آفرینی و فتنه‌انگیزی آماده است و می‌توانند روی قانون‌گریزی و ساختارشکنی حلقه انحرافی حساب باز کنند. پیام‌های پنهانی رد‌و‌بدل شده بماند برای فرصتی دیگر.
6- تنها تغییر قابل توجه در صورت مسئله این روزها، حضور پرشورتر از همیشه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است، چرا که از یکسو مردم در مشاهده همراهی و همخوانی بیگانگان با اصحاب فتنه و انحراف، انگیزه قوی‌تری برای حضور در انتخابات یافته‌اند و از سوی دیگر حضور همه سلیقه‌ها، آرای انبوه‌تری را به صندوق‌ها سرازیر می‌کند.
و بالاخره اصحاب فتنه و انحراف می‌دانند و آزموده‌اند که اگر بار دیگر خیال فتنه و آشوب در سر داشته باشند، حزب‌الله یعنی همان مردم پاکباخته حتی به اندازه چند ساعت نیز به آنها امان نمی‌دهند و به قول مولایشان حضرت امیر علیه‌السلام، وقتی نوبت باریدن به آنها می‌رسد، سیل به راه می‌اندازند. به اعتراف واشنگتن‌پست، فدائیان رهبر ایران- حضرت آقا- از چند هزار کیلومتر فاصله بحران سوریه را مدیریت می‌کنند و در لبنان و فلسطین حضور دارند. نباید مقابله این نیروی عظیم با آشوب‌های داخلی را نادیده گرفت... یاد مرحوم حاج بخشی به‌خیر، گوش کنید! هنوز فریادش طنین‌انداز است که؛ ماشاءالله، حزب‌الله.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

عکس:استقبال پرشور دانشجویان‌اهوازی از لنکرانی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصاویر،     | نظرات()

هاشمی 2013: با اسرائیل سر جنگ نداریم

تقلای هاشمی برای بازگشت به قدرت با ارتجاع به قبل از انقلاب کوک می‎شود
امام خمینی(ره): اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود
هاشمی 2013: با اسرائیل سر جنگ نداریم

رجانیوز – گروه سیاسی: بالاخره ساز حضور رفسنجانی۷۹ ساله در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هم کوک شد و کنسرتی که از ماه‌ها پیش با نوازندگانی متفاوت از جناح‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی داخل و خارج کشور شکل گرفته بود، نهایتا به بلیط فروشی رسید و شخص اکبر هاشمی رفسنجانی با بیان مواضعی كه حكایت از ارسال پیام به فراتر از داخل مرزهای ایران دارد، اعلام کرد احتمال حضورش در انتخابات آتی، خیلی هم کمرنگ نیست. 

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله ۷۹ ساله که عصر یکشنبه میزبان جمعی از خبرنگاران، نویسندگان، دانشجویان و طلاب اصلاح‌طلب در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، تا ورود احتمالی خود به انتخابات آینده را با نفی یكی از بدیهی ترین استراتژی های كلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی كه حضرت امام (ره) پایه گذار آن بود كلید بزند.
 
هاشمی رفسنجانی در این نشست با اشاره به تقابل انقلاب اسلامی با رژیم جعلی اسرائیل ادعا كرد: «  راهكار دوم موضوع ترمیم سیاست خارجی است. ما با اسرائیل سر جنگ نداریم. حالا اگر عرب ها جنگ كردند ما كمك می‌كنیم.»
 
هاشمی در شرایطی كه پا در نهمین دهه از عمر خود می گذارد، حرف آخر خود را اول زده و استراتژای خود را نه تلاش برای نقد و تغییر برخی رویكردهای اجرایی حاكم در دوره دولت نهم و دهم كه تغییر در استراتژی‌های كلان انقلاب اسلامی عنوان می‌كند، رویكردی كه حضرت امام (ره) آنرا با تیزبینی عمیق استراتژیك و سیاسی تبیین كرده و مردم ایران با جدیت در این سال ها از آن حمایت كرده اند.
 
به نظر نمی رسد كه هاشمی مدعی تاریخ نگاری و همراهی حضرت امام (ره) رویكرد ایشان نسبت به رژیم جعلی اسرائیل را از خاطر برده باشد چنانكه امام امت در قبال این رژیم فرمودند: «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود.» با این حال شاید هم با طرفداری اصحاب «نه غزه نه لبنان» از هاشمی در فتنه 88 این اظهار نظر از جانب وی چندان هم دور از انتظار نبود.
 
هاشمی رفسنجانی اظهار نظر عجیب دیگری هم در این نشست انتخاباتی داشته است. او درباره فتنه 88 می‌گوید:« اگر به نظرات بنده عمل می شد امروز گرفتار شرارت های سال ۸۸ نمی شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود.» این در حالی است كه او روشن نكرده است كه عمل به سخنان او ارتباط خاصی هم با رفتار و محوریت و میدان داری فرزندانش در حوادث آن ایام دارد یا اینكه همچنان اصرار وی بر نادیده گرفتن نقش محوری مهدی و فائزه هاشمی در این رویداد است.
 
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به تمجیدهایی که از خود شنید، نیز گفت: «اینکه می‌گوئید در کشور تنها من هستم که می‌توانم مشکلات را برطرف کنم برای من شرمندگی است. اگر حرفهای شما را بپذیرم یعنی اینکه در کشور دیگر مردی توانمند نیست و ما نتوانسته‌ایم در این ۳۴ سال افرادی را برای مدیریت کشور تربیت کنیم. من نمی‌گویم که نمی‌آیم ولی می‌گویم که دولت بعدی با بدهی‌های زیادی سرو کار دارد. من در کابینه‌ام از همه طیف‌های سیاسی استفاده کردم که این الان هم قابل پیاده کردن است. نیاز هم نیست من بیایم. البته من نمی‌گویم که نمی‌آیم ولی می‌گویم ضرورت نیست پیرمرد ۸۰ ساله بیاید.» 
 
این مساله از آنجایی حائز اهمیت است که تا چندی پیش، همه رسانه‌ها و وابستگان خاندان هاشمی رفسنجانی به طور قاطع از عدم حضور و کاندیدا نشدن او در انتخابات خبر می‌دادند و این مساله را شایعه‌ای برای تحکیم وحدت اصولگرایان عنوان می‌کردند اما سخنان دیشب هاشمی نشان داد که این «شایعات»، خیلی هم شایعه نبوده و مبتنی بر شناخت دقیق از وضعیت فعلی جریان اصلاحات و فتنه و نیاز آن به یک تکیه‌گاه در چارچوب رسمی سیاست کشور است. 
 
جریان فتنه به دنبال تجدید قواست و نیاز به یک تنفس مصنوعی دارد و به همین دلیل به دنبال این است که بتواند فردی مانند هاشمی رفسنجانی یا سیدمحمد خاتمی را وارد ساختار سیاست رسمی کشور بکنند تا بتوانند در سایه حمایت این افراد، به برنامه‌ریزی و بازیابی ساختار تشکیلاتی خود بپردازند. با توجه به موانع حضور خاتمی در عرصه انتخابات و رد صلاحیت حتمی او به دلیل اینکه افکار عمومی او را یکی از سران فتنه سال ۸۸ می‌دانند، تمام تلاش‌ها به سمت کاندیداتوری رفسنجانی رفته است؛ چرا که او در جریان حوادث سال ۸۸ هم یکی از جدی‌ترین حامیان آشوبگران بود و از او به عنوان تکیه‌گاه فتنه یاد می‌کردند. 
 
گفته می‌شود هاشمی و خاتمی که در هفته‌های اخیر با هم دیدار داشتند به این توافق رسیده‌اند که در صورت حضور هاشمی جریان اصلاحات با تمام امکانات و ظرفیت خود برای پیروزی رئییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به میدان بیاید. در روزهای اخیر با شدت گرفتن سفرهای انتخاباتی حسن روحانی که گفته می‌شود در این سفر‌ها وی مقدمات لازم را برای حضور هاشمی رفسنجانی فراهم می‌آورد، اخباری مبنی بر قطعی شدن حضور هاشمی در انتخابات به گوش می‌رسد. همچنین هاشمی به یک مقام «اجرایی» نیز گفته است که در انتخابات به عنوان کاندیدا حضور پیدا می‌کند هر چند که این خبر از سوی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هنوز تایید نشده است. 
 
البته انزوای سیاسی- اجتماعی هاشمی طی سالهای اخیر بگونه ای بوده است كه وی نه تنها دیگر رییس جمهور، رییس مجلس و رییس مجلس خبرگان نیست بلكه تنها سمت حقوقی و رسمی وی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام است، مسئولیتی كه اهل فن به خوبی می دانند، به واسطه قاعده لطف و مصلحت رهبر معظم انقلاب محقق شده است.
 
پیوند جریان موسوم به اصلاحات با جریان تکنوکرات‌ها فرصت مناسبی است برای وزن کشی چهره‌های سیاسی تا مشخص شود همانگونه که اطرافیان هاسمی و خاتمی می‌گویند مردم خواهان ارتجاع گفتمانی به دو دهه اخیر هستند و یا مسیر دیگری را بر می‌گزینند؟ هر چند که برای پاسخ به این سئوال نیاز نیست تا زمان اعلام نتایح انتخابات ریاست جمهوری یازدهم منتظر ماند؛ چرا که رصد رفتار مردم در انتخابات یک دهه اخیر پاسخ را روشن می‌کند.
 
گفتنی است دکتر کامران باقری لنکرانی در اولین نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره حضور هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: اگر قرار باشد از روی دل پاسخ بدهم، باید بگویم حضور آقای هاشمی در انتخابات 92 موجب شکستی سنگین‌تر از انتخابات 84 خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

زنده باد كدام بهار؟!


1- فرض كنید كه اگر قرار بود مردم در یك انتخابات سراسری شركت كرده و فردی را به عنوان یك اسلام شناس برجسته انتخاب كنند تا درباره آموزه های دینی از وی راهنمایی بخواهند، آیا جناب آقای احمدی نژاد را انتخاب می كردند؟! حالا تصور بفرمائید كه همین مردم قرار است با حضور در انتخابات سراسری یك كارشناس خبره و برجسته را برای «مدیریت جهان»! برگزینند. در این صورت چه كسی را انتخاب می كردند؟ آقای احمدی نژاد را؟!

در فرض سوم، قرار است مردم باز هم در انتخابات سراسری دیگری شركت كرده و فردی را انتخاب كنند كه بتواند «اولیاءالله» و مردان بزرگ این مرز وبوم را شناسایی كرده و به ملت معرفی كند. آیا این تخصص را در آقای احمدی نژاد می دیدند و ایشان را برمی گزیدند؟! یا اگر ایشان در تبلیغات انتخاباتی خود، صادقانه به مردم می گفت كه رئیس جمهور «اسمی» خواهد بود و ریاست جمهوری «رسمی» را به آقای اسفندیار رحیم مشایی واگذار می كند، آیا مردم به ایشان رأی می دادند؟!

بدون كمترین تردیدی در هر چهار فرض یاد شده- و چند فرض مشابه دیگر- پاسخ منفی است و مردمی كه به آقای احمدی نژاد رأی داده و ایشان را بر كرسی ریاست جمهوری نشانده اند، از وی نه انتظار اسلام شناسی و آشنا كردن ملت با آموزه های اسلامی را داشته اند، نه ایشان را برای مدیریت جهان! برگزیده اند و نه در پی آن بوده اند كه آقای احمدی نژاد، اولیاءالهی و مردان بزرگ را شناسایی كرده و به آنان معرفی كند! نه این كه خود را بی نیاز از اسلام شناس بدانند و یا معتقد به مدیریت جهانی اسلام نباشند و یا شناسایی و معرفی اولیاءالله و برخورداری از بركت وجود آنان را كم اهمیت تلقی كنند، بلكه هیچیك از این ویژگی ها را در جناب احمدی نژاد سراغ نداشته و ایشان را برای این منظور انتخاب نكرده اند. آیا غیر از این است؟

مردم آقای احمدی نژاد
ایشان به جای پرداختن به دغدغه های اساسی مردم و امور جاری و بر زمین مانده كشور، در پی خواسته های - با عرض پوزش- دم دستی و بلندپروازی های- باز هم با عرض پوزش- آمیخته به توهم خود و اطرافیان كذایی خویش است
را با این انتظار برگزیده اند كه مطابق قانون اساسی و سوگندی كه یاد كرده است، بر كرسی ریاست قوه اجرایی كشور بنشیند و اداره امور اجرایی را برعهده بگیرد. بنابراین، چنانچه ایشان به جای انجام وظایفی كه شرعا و قانونا برعهده دارد، وقت و فرصت و امكانات ریاست جمهوری و اموال بیت المال را به انجام امور دیگری كه در حوزه وظایف ایشان نیست اختصاص بدهد، به یقین امانتی را كه با شعار و ادعای انجام امور اجرایی كشور از مردم تحویل گرفته بود، ضایع نموده و به صداقت مردم دهن كجی كرده است. این نكته بدیهی تر از آن است كه درك آن نیازی به محاسبات پیچیده و اذهان ژرف اندیش داشته باشد.

2- مدتی است كه آقای رئیس جمهور، وظایفی را كه شرعا و قانونا برعهده دارد وانهاده و امكانات و فرصت ها و بیت المال مسلمین را برای اموری هزینه می كند كه نه فقط كمترین رابطه ای با وظایف تعریف شده رئیس جمهور ندارد بلكه به این تردید دامن می زند كه ایشان به جای پرداختن به دغدغه های اساسی مردم و امور جاری و بر زمین مانده كشور، در پی خواسته های
- با عرض پوزش- دم دستی و بلندپروازی های- باز هم با عرض پوزش- آمیخته به توهم خود و اطرافیان كذایی خویش است و انگار نه انگار كه در مقابل رأی مردم و اعتمادی كه به ایشان شده است، وظیفه و رسالتی برعهده دارد! آقای احمدی نژاد، آدم كم هوشی نیست و به همین علت نمی توان باور كرد كه از سخیف بودن اقدامات اخیر خود بی خبر است و یا از میزان آسیبی كه این اقدامات ناپسند برای شخصیت خود ایشان در پی داشته و زیانی كه به منافع ملی و خواسته های برحق و قانونی مردم وارد می كند، اطلاعی ندارد!

بنابراین سوال این است كه آیا خدای نخواسته قصد دهن كجی به مردم را دارد؟! اگر چنین نیست كه انشاءالله نباشد، پس انگیزه جناب رئیس جمهور از اینگونه اقدامات چیست؟! تازه ترین نمونه از این دست را می توان در جشن موسوم به «جشن استقبال از نوروز»، اعطای نشان درجه یك فرهنگی به اسفندیار رحیم مشایی و تعریف و تمجیدهای سوال برانگیز- تاكید می شود كه سوال برانگیز- ایشان از آقای مشایی دید. بخوانید؛

3- آقای احمدی نژاد در مراسم یاد شده با الفاظ و عباراتی نظیر آنچه در حكم انتصاب آقای رحیم مشایی به «ریاست دبیرخانه جنبش عدم تعهد» آورده بود از ایشان یاد می كند! برخی از تعریف و تمجیدها بگونه ای است كه فقط برای اولیاءالهی به كار می رود و اگر نام اسفندیار رحیم مشایی از آن حذف شود، این تردید پدید می آید كه شاید مخاطب آقای احمدی نژاد، -نستجیربالله- حضرت صاحب الزمان(عج) باشد!

اشتباه نكنید! استفاده آقای احمدی نژاد از این الفاظ و تعابیر درباره آقای مشایی اگرچه تعجب آور و شایسته ملامت و اعتراض فراوان است ولی ماجرا به این نقطه ختم نمی شود بلكه نكته درخور توجه و تأسف آور آن كه؛ آقای مشایی با دیدگاه ها و نظرات انحرافی در هر دو عرصه سیاسی و عقیدتی شناخته می شود كه بارها به صراحت از جانب وی اعلام شده
حمایت تمام قد رئیس جمهور از وی- چه بخواهد و بداند و چه نخواهد و نداند- دهن كجی به بسیاری از مبانی اسلام و انقلاب و همخوانی با آرزوهای تاكنون برباد رفته دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنهاست.
است، بنابراین حمایت تمام قد رئیس جمهور از وی- چه بخواهد و بداند و چه نخواهد و نداند- دهن كجی به بسیاری از مبانی اسلام و انقلاب و همخوانی با آرزوهای تاكنون برباد رفته دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنهاست.

آقای مشایی به صراحت اعلام می كند «در سال 1357 انقلاب كردیم تا انقلاب اسلامی را صادر كنیم اما، من اینجا عرض می كنم كه دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است(!) معنایش این نیست كه اسلام گرایی وجود ندارد یا رو به نضج نیست، نه، اسلام هست اما دوره اش به پایان رسیده است. اكنون دوره اسب سواری تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست...»!
این شخصیت برجسته! می گوید «روند تحولات بشر این نیست كه بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد... بشر، سرعتش بالا رفته و فهمش نیز به حقایقی می رسد كه دیگر لازم نیست آن را از پوسته اسلام طی كند»!

این- به قول رئیس جمهور- «فرزند برومند ملت ایران»! كه آقای احمدی نژاد «افتخار آشنایی با ایشان را عنایت خداوند به خود»! می داند بعد از آن كه «ریچارد رورتی» نظریه پرداز برجسته CIA در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی كوریره دلاسرا- تیرماه 1386/ ژوئن 2007- تصریح می كند كه «ملی گرایی و جدا كردن اسلام از ایران، پادزهر اسلامگرایی در این كشور است»! در قالب یك نظریه پرداز!! ظاهر شده و تاكید می كند كه باید «مكتب ایرانی» به جای «مكتب اسلام» بنشیند! و همزمان از «ریچارد فرای» جاسوس شناخته شده CIA- اسناد آن را منابع آمریكایی منتشر كرده اند- برای شركت در همایش ایرانیان دعوت كرده و كلید یك بنای تاریخی در اصفهان را به وی هدیه می كند.

ریچارد فرای نویسنده كتاب معروف «عصر زرین فرهنگ ایران» است كه در آن برای اولین بار بر ضرورت جایگزینی «مكتب ایرانی» به جای «مكتب اسلام» تاكید ورزیده است! همین جا باید به آقای مشایی گفت؛ دوستداران ایران، رزمندگان اسلام و خیل عظیم حزب الله هستند كه با ایثار مثال زدنی از جان و مال و ناموس مردم این مرز و بوم دفاع كرده اند، نه كسانی كه با مفسدان بزرگ اقتصادی زد و بند می كنند و اموال مردم محروم و مظلوم را به یغما می برند.

همین جناب مشایی علاقه مند به ایران در حالی كه مردم كشورش به اشتغال آفرینی نیاز مبرم داشتند، در اردیبهشت 87 با شركت اسپانیایی «گینجر و بونو» برای ساخت 1000 دستگاه سرویس بهداشتی بین راهی، وارد مذاكره می شود و یا در كیش، بیت المال بی زبان را در اختیار برخی از ایرانیان مقیم خارج كشور نظیر یحیی فیوضی و دخترش پانته آ می گذارد. همین یحیی فیوضی بعد از افشاگری كیهان درباره آن قرارداد غیرقانونی و پس از اینكه آقایان از ایشان با عنوان یك ایرانی متعهد یاد كرده بودند طی مصاحبه ای در آمریكا گفت «وطن من آمریكاست، نه ایران» و...

حالا باید از آقای احمدی نژاد پرسید؛ مشایی و سایر اطرافیان شما دوستدار ایران هستند
سوال این است كه آیا خدای نخواسته قصد دهن كجی به مردم را دارد؟! اگر چنین نیست كه انشاءالله نباشد، پس انگیزه جناب رئیس جمهور از اینگونه اقدامات چیست؟!
یا مردم پاكباخته و فداكار این مرز و بوم؟!

4- چند ماهی است كه آقای احمدی نژاد از واژه «زنده باد بهار»! كه ساخته و پرداخته حلقه انحرافی است استفاده می كند و در پاسخ به این پرسش كه چرا شعار این حلقه منحرف را بر زبان دارید؟ می گوید؛ منظور ما از «بهار» حضرت صاحب الزمان(عج) است. كه باید گفت؛ اگر چه از مراد غایب ما -ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- با عنوان «ربیع الانام- جان مردم» نیز یاد شده است ولی در بهره گیری مشترك آقای رئیس جمهور و حلقه انحرافی از واژه «بهار» به جای «حضرت صاحب الزمان(عج)» گفتنی است كه؛

الف: جناب احمدی نژاد در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد كه سران و هیئت های دیپلماتیك شركت كننده در آن -غیر از تعدادی اندك و كم شمار- با زبان عربی یا فارسی آشنا نیستند، سخنان خود را با دعای «اللهم عجل لولیك الفرج» آغاز می كند كه به جای خود شایسته تقدیر است ولی اخیرا - البته بعد از تاكید حلقه انحرافی- در میان مردم ایران از واژه «زنده باد بهار» بهره می گیرد. چرا؟! اگر مقصود از این واژه، همان نام مبارك حضرت صاحب است، چرا در مجمع عمومی سازمان ملل از آن استفاده نكرده و نمی كنند؟! و حال آن كه ترجمه مفهوم «زنده باد بهار» برای آنان بسیار آسان تر و گویاتر از اللهم عجل لولیك الفرج است، واژه زنده باد بهار به راحتی با جمله «VIVA SPRING» قابل فهم و ترجمه است ولی شرح و توضیح درباره «ولی»، «عجل»، «فرج» و... برای آنان به مراتب سخت تر و نامأنوس تر است! نیست؟!

ب: یكی از شگردهای شناخته شده و بارها به كار گرفته دشمنان برای تحریف مفاهیم و آموزه های اسلامی، انتقال واژه های شناخته شده از میدان های «قابل تعریف» به میدان ها و بسترهای «غیرقابل تعریف» بوده است. به عنوان مثال؛ «مكتب اسلام» تعریف شناخته شده ای دارد ولی اگر به جای آن از «مكتب ایرانی» استفاده شود دیگر نمی توان تعریف مشخص و به قول اهل منطق، «تعریف جامع و مانعی» برای آن ارائه كرد. كدام ایران؟ ایران هخامنشی؟ ساسانی؟ پهلوی؟ قاجاری؟ و... كدام ویژگی ایران؟ و... «ریچارد رورتی» و «ریچارد فرای» با همین انگیزه جایگزینی مكتب ایرانی به جای مكتب اسلام را توصیه می كنند!

اكنون باید پرسید، چه لزومی دارد كه به جای نام مبارك حضرت صاحب - ارواحنا له الفداء- كه برای همه شناخته شده است، از واژه «زنده باد بهار» استفاده شود؟! گفتنی است، سركرده آن فرقه ضاله و صهیونیستی نیز ابتدا از واژه- باب- و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) آغاز كرد و در نهایت، مدعی شد، كه خود او امام زمان(عج) است!

و در این باره گفتنی های دیگری نیز هست كه بماند برای بعد... 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 اسفند 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

احتیاط ! شیاطین مشغول كارند !

شیطان، راهزن است و مثل همه راهزن ها در گوشه های تاریك مسیر و نقاط نادیدنی به كمین می نشیند. بسیار مراقب است كه دیده نشود و ردپایی از خود باقی نگذارد. او، آدم ها را می بیند ولی خود، دیده نمی شود. «انه یراكم و قبیله من حیث لاترونهم- او و دارودسته اش شما را می بینند، از جایی كه شما آنها را نمی بینید». شیطان هم مانند بقیه راهزنان به كاروان می تازد و كاروانیان را لخت می كند. مگر پدر و مادرمان، حضرات آدم و حوا علیهم السلام را لخت نكرد؟! راهزنان به اموالی كه از كاروانیان می ربایند قناعت می كنند ولی شیطان دزد ایمان است و اصرار دارد كه آدم ها را بعد از لخت كردن در میانه میدان و در مقابل چشم این و آن رها كند تا آبرویی برای آنها باقی نماند. اصلا كار شیطان، لخت كردن و بی آبرو كردن آدم هاست. شیطان زده ها برای نجات خویش راهی جز توبه ندارند و چنانچه به خدا پناه نبرده و در چنبره فریب شیطان باقی بمانند، نه فقط آخرت كه دنیای خود را نیز به تباهی می كشانند. اصلا، شیطان اصرار دارد شكار خود را در همین دنیا هم به خواری و ذلت بكشاند. شیطان، آنگونه كه تصویرسازان به تصویر می كشند، قیافه زشت و ترسناك ندارد یا اگر دارد، با ماسك دیگری به میدان می آید. اگر اینگونه نبود كه طعمه هایش به جای فرار، جذب او نمی شدند. شیطان پدر و مادر ما را هم با وعده «جاودانی»! فریب داد. نداد؟!
آمریكا به قول امام راحلمان- رضوان الله تعالی علیه- شیطان بزرگ است و مانند «ابلیس» پنهان نمی كند كه برای فریب مسئولان نظام الهی و مقدس جمهوری اسلامی ایران، هزاران ترفند در آستین و ده ها هزار دام در دست دارد و چه بسیار كسانی را می توان در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی آدرس داد كه به فریب شیطان بزرگ فریفته شدند و در پی «سراب» كه شیطان در نظرشان، «آب» جلوه داده بود، به مرداب افتادند. بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران اسلامی بود، فرماندهی كل قوا را برعهده داشت اما، آنقدر منم منم زد و به توصیه پدرانه حضرت امام(ره) كه فرموده بود «این من، شیطان است» بی توجهی كرد تا... امروز به زحمت می توان حقارت و فلاكت او را توضیح داده و تشریح كرد!
چرا راه دور برویم، مگر همین شیطان بزرگ، در جریان فتنه آمریكایی-اسرائیلی 88، موسوی و كروبی و خاتمی را به «سراب قدرت» فریب نداد؟! و مگر آنچه از زشتی در دل نهفته داشتند «سواه پنهان» آنها را بیرون نریخت و برملا نكرد؟! و حالا هم كه كار از كار گذشته و شكار خویش را لخت و بی آبرو ساخته، آنها را در میانه میدان رها كرده و به «شاه» كار! خود پوزخند می زند.
«كمثل الشیطان، اذقال للانسان اكفر فلما كفر قال انی بری منك، انی اخاف الله رب العالمین- مانند شیطان كه به انسان گفت؛ كفر بورز (تا به آرزویت برسی) ولی هنگامی كه كفر ورزید، گفت؛ من از تو بیزارم، من از خداوندی كه پروردگار عالمیان است بیم دارم»(سوره مباركه حشر-آیه61).
یك نگاه دیگر به میدان بیندازید. چه می بینید؟... آمریكا یعنی همان شیطان بزرگ كه سران و عوامل فتنه را به «سراب قدرت» فریب داده و در آرزوی مقابله با نظام اسلامی ایران به میدان آورده بود، امروزه در پی شكست پروژه كودتای مخملی، عوامل شكار شده فتنه را با رسوایی و بی آبرویی در میانه میدان رها كرده و خود به گدایی مذاكره با ایران اسلامی آمده است. این همان شیطانی است كه وقتی بازار فتنه آمریكایی- اسرائیلی داغ بود، حمایت از فتنه گران را «یكی از اهداف استراتژیك» خود می دانست و چه رجزها كه نمی خواند!...
روز یكشنبه دو هفته پیش، برخی از مسئولان بلندپایه نظام با اقدام ناپسند خویش كام مردم را تلخ كردند و شیطان بزرگ و اعوان و انصار غربی و عبری و عربی آن را با ذوق زدگی به رقص آوردند. نظریه پردازان آمریكایی، اروپایی و اسرائیلی هلهله كنان در رسانه های خود به تفسیر و تحلیل آن ماجرا نشستند. رادیو فردا- ارگان رسمی سیا- از آشفتگی زودرس قبل از انتخابات 29 خبر داد و اینكه شیرازه مدیریت نظام به هم ریخته است! دویچه وله، به شكاف در اقتدار ایران اسلامی اشاره كرد و صهیونیست های كودك كش، هریك از بداخلاقان روز یكشنبه را نماد و نماینده بخشی از مردم معرفی كرده و از این كه در همبستگی مردم با یكدیگر ترك افتاده است! ابراز خشنودی كردند و امیدوار بودند این ناهمخوانی میان مسئولان به ناهمدلی مردم تبدیل شده و در 22 بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، نشانه های آن دیده شود. اما، هیچیك از توده های عظیم مردم به هیچكدام از مسئولان بداخلاق «دمت گرم»! نگفتند و روز 22 بهمن كه از راه رسید، جمعیت از همه جای كشور جوشید. و حماسه ای بی نظیر با حضوری گسترده تر و متراكم تر از همیشه خلق شد. همه آمده بودند با تصاویری از امام راحل(ره) و خلف حاضر او كه روی دست برافراشته بودند. در حضور حماسی 22 بهمن امسال، علاوه بر شعارهای الله اكبر، مرگ بر آمریكا، مرگ بر اسرائیل كه شعارهای ثبت شده در شناسنامه اینگونه حماسه های حضور است، بیشترین شعار كه نشانه بصیرت و شعور عمیق مردم بود و با اصرار فریاد زده می شد این بود؛ «این همه لشكر آمده، به عشق رهبر آمده» یعنی آقایان مسئول، بداخلاقی های شما - صرفنظر از آن كه كدام كمتر و كدام بیشتر- در نگاه مردم به اسلام و انقلاب و نظام كمترین تاثیری ندارد و مردم مثل همیشه چشم به رهبری انقلاب دوخته و ایشان را قطب نمای صراط مستقیم می دانند. به بیان دیگر، مسئولان نظام در هر جایگاه و رده ای كه باشند فقط تا آنجا قابل احترامند كه همراه با توده های عظیم مردم، پیرو بی چون و چرای رهبری باشند.
خوشبختانه نهیب حضرت آقا و اتمام حجت آمیخته به نصیحت ایشان لبیك مسئولان محترم را درپی داشت و سران محترم سه قوه و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه و صدور بیانیه، بر همراهی خویش با مردم در پیروی از رهبر معظم انقلاب تاكید ورزیدند و با این اقدام خود، ملت را خشنود و خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها را به كابوس تبدیل كردند.
و بالاخره بعد از اقدام قابل انتظار مسئولان محترم و توبه آنان- كه در مواردی باید به صراحت اعلام می شد و نشد!- توقع آن است كه اكنون به قول حضرت آقا «همه توان و نیروها را برای حل مشكلات مردم متمركز كنند و حالا كه دشمنی های دشمن شدت یافته، آنها هم رفاقت هایشان را شدت دهند...» و این كلام خداوند تبارك و تعالی درباره پذیرش توبه را نصب العین خویش قرار داده و به آن جامه عمل بپوشانند كه؛ «الاالذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا... مگر آنان كه توبه كردند و به اصلاح آمدند و آنچه را پنهان داشته بودند، آشكار ساختند...»
حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 بهمن 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

صرفا جهت عصبانی کردن BBC!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 بهمن 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصاویر،     | نظرات()

سود کلان هایپراستار در جیب سهامداران صهیونیست + اسناد و تصاویر (قسمت دوم)

فروشگاه هایپراستار تهران. به گزارش روزنامه صهیونیستی"Jerusalem post" در 15 ژوئن 1999 "فرانکوییس وچی" نایب رئیس شرکت لورآل پاریس مبلغ 10000 دلار کمک هزینه دانشجویی سالیانه به دانشجویان صهیونیست اهدا نمود و به شکلی چاپلوسانه اظهار نمود آرزو می‌کند که بتواند کاری برای یاد بود پنجاهمین سالگرد تولد اسرائیل انجام دهد و به دنبال آن مرکز تحقیق و توسعه (R&D) شرکت لورآل را با 400 کارمند صهیونیست درشهر Migdal haemek واقع در نیمه شمالی سرزمین‌های اشغالی پایه‌گذاری نمود که گامی بزرگ در توسعه اسرائیل به عنوان یک مرکز تجاری در خاورمیانه به شمار می‌آمد.


فروشگاه هایپراستار تهران. کنگره یهودیان آمریکا در بیانیه‌ای خشنودی خود را از پشتیبانی شرکت اورئال از دولت اسرائیل، اعلام کرده است. همچنین نیمی از مدیران شرکت یهودی‌اند و جانشین مدیرعامل شرکت خودش را عاشق اسرائیل می‌داند.
 

تبلیغات گسترده ”L’OREAL Paris"در هایپراستار تهران. به‌واسطه لیست منتشرشده توسط سفارت اسرائیل در آمریکا تحت عنوان شرکت‌های سرمایه‌گذار در اسرائیل شرکت لورآل پاریس 35.5 درصد از سهام شرکت آرایشی بهداشتی اسرائیل را به ارزش 12 میلیاردو 969 میلیون دلار خریداری نمود.

 
نستله و آب معدنی دماوند (Nestele): شرکت نستله که بزرگترین تولیدکننده مواد غذایی جهان محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اسرائیل جایزه جوبیلی را از نخست‌وزیر رژیم اسرائیل (بنیامین نتانیاهو) دریافت کرده است. این شرکت بیش از 200 میلیارد تومان در اسرائیل سرمایه‌گذاری کرده است و در مقابل این خوش‌حدمتی، سالیانه حدود 24 میلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده آمریکا دریافت می‌کند. نستله در سال 1379 بیش از 14 میلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست کمک کرده و یکی از سهامداران عمده شرکت اورئال است. مدیرعامل شرکت آب معدنی دماوند چندی پیش ار سرمایه‌گذاری نستله در این شرکت خبر داده بود. وی با اشاره به اینکه ۴۰ درصد سهام شرکت دماوند متعلق به فرانسوی‌هاست، گفت: شرکت نستله، تولیدکننده مواد غذایی و لبنیات بوده و در عین حال مشهورترین آب جهان یعنی اویان را در اختیار دارد. مدیرعامل آب معدنی دماوند در ادامه با افتخار اعلام کرده بود: آب معدنی این شرکت متعلق به شرکت نستله، بزرگترین شرکت مواد غذایی دنیاست. وی همچنین از تصمیم نستله برای خرید یک شرکت آب معدنی در ایران خبر داد و گفت: آنها به رشد بازار آب معدنی در ایران کمک کرده و رقابت ایجاد خواهند کرد. آب معدنی دماوند با برند شرکت صهیونیستی اویان فرانسه به عنوان زیرمجموعه نستله به فروش می‌رسد.
 
فروشگاه هایپراستار تهران. آب معدنی دماوند با برند شرکت صهیونیستی اویان فرانسه به عنوان زیرمجموعه نستله به فروش می‌رسد.

باربیBarbie: اشرافی‌گری، مصرف‌گرایی و عریان‌گرایی، سه مؤلفه اصلی لباس‌های باربی است. لباس‌هایی که زرق و برق خیره‌کننده‌اش جلوه شهوانی اندام باربی را مضاعف می‌کند. در طول ۴۰ سال گذشته عروسک باربی فعال در عرصه سیاست آمریکا بوده است.در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و در انتهای جنگ سرد، باربی نقش‌های متفاوتی ایفا کرد در طول جنگ عراق و آمریکا در سال ۱۹۹۰، عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی به تهییج افکار عمومی مردم آمریکا پرداخت. پس از واقعه ۱۱ سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضدتروریست، با ایفای نقش جدید خود به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی‌های تبلیغاتی باربی، برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی ـ روح آمریکایی. نگاهی به تحول لباس‌ها و شخصیت باربی، بیانگر آن تحول اجتماعی است که باربی در آن آفریده شده است. امروزه عروسک بزرگ باربی در هیکل یک دختر جوان حقیقی، برای مقاصد مستهجن در فروشگاه‌های غربی خرید و فروش می‌شود. تعداد زیادی از هنرپیشه‌ها و خوانندگان زن غربی با صرف هزینه‌های زیاد اندام و چهره خود را همچون باربی می‌سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربی بر روی تمام وسایل مورد استفاده کودکان و نوجوانان اعم از لوازم‌التحریر، لوازم بهداشتی و آرایشی، پوشاک، اسباب بازی، لوازم تزئینی و… حک شده است و حتی خوردنی‌های فانتزی کودکان مانند آدامس و شکلات نیز از حضور باربی بی‌نصیب نیستند. چه اینکه دخترها در سراسر جهان بایستی حضور مدل و الگوی غربی خود (باربی) را همواره در پیرامون خود حس کنند. مادران غربی می‌پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه باید بالغ می‌شوند؟ دلیل این بلوغ زودرس جنسی دختران ما در چیست؟

 
فروشگاه هایپراستار تهران: شرکت باربی، از سودآورترین کالاهای صهیونیستی که جایگاه ویژه‌ای در بخش اسباب‌بازی‌ها در هایپراستار دارد. سوء تغذیه، بلوغ زودرس و مصرف‌گرایی و تجمل، رهاورد عروسک باربی برای دختربچه‌های ایرانی


 اهداف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی رژیم صهیونیستی از حضور در ایران، با استفاده از امکانات "کارفور" و با تابلوی "هایپراستار" چیست؟
فروشگاه صهیونیستی هایپراستار چند هدف عمده را در ایران دنبال می‌کند:

1) ترویج مصرف‌گرایی و حرکت به سمت آرمان "نظم نوین جهانی" بر اساس پروتکل یهود: مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند:
 "این نظام نوینی که آمریکایی‌ها می‌گویند این است، کاری کنند که همه دنیا آن طور که آنها می‌خواهند، فکر کنند و حقایق را وارونه بفهمند.
نظم نوینی که آمریکا در پی استقرار آن است، متضمن تحقیر ملت‌ها و به معنای امپراتوری بزرگی است که در رأس آن آمریکا و پس از آن قدرت‌های غربی است. بازگشت به جامعه جهانی – که آمریکا منادی آن است – به معنای پذیرش سلطه فرهنگ غرب است. نتیجه تمام درگیری شرق و غرب چه باید باشد؟ باید قدرت مطلقه و روزافزون آمریکا بر ملت‌های ضعیف باشد؟ معنای نظم نوین جهانی این است!؟"

به نظر می‌رسد هدف غایی نظم نوین جهانی، خاورمیانه باشد چرا که اسلام و منابع عظیم نفتی در آنجا تمرکز یافته است. غرب برای بقا به نفت نیاز دارد و از طرفی اسلام ضد ظلم و ضد استعمار است و همین امر بیم رهبران نظم نوین جهانی را در پی دارد و آن را رقیب نیرومندی در عرصه جهان می‌بینند. به دلیل اینکه اسلام و ایدئولوژی اسلامی با نظم نوین جهانی و استکبار در تضاد کامل است، غرب در تلاش برای ریشه‌کن کردن اسلام و مسلمانان برای پیشبرد اهداف خود و استقرار جهانی منظم در ابعاد سیاسی و اقتصادی است. اکنون این ایران است که به کانون اصلی توجهات تبدیل شده است، چرا که نظم نوین جهانی در مرحله پایانی خود است و تنها ایران است که در برابر آن مقاومت می‌کند.
 
تمام این اجناس برای تو چیده شده است. بردار. هر چه دوست داری بردار. تو در این فضا ذوب می شوی. این نمایش بزرگ به تو احساس بی‌وزنی می‌دهد. احساس بی‌ارادگی و گاه احساس حقارت. حریصت می‌کند. "هایپر" یعنی همین. تو آن‌قدر وسوسه می‌شوی که فراموش می‌کنی سبدت لبریز از اجناسی غیرضروری است. راستی، لازم نیست که تمام این اجناس را مصرف کنی. سعی کن زودتر پیش ما بیایی. سبدهای‌مان را بزرگتر می‌کنیم. خیالت راحت.

2) خنثی‌سازی تدابیر مقام معظم رهبری درخصوص "اقتصاد مقاومتی" و سبک زندگی اسلامی و ایرانی"
که مستندات ارائه‌شده و تصاویر منتشرشده از فروشگاه هایپراستار در این گزارش، دلایل روشنی بر این مدعاست.
نظم نوین جهانی تنها یک چالش پیش روی خود دارد و آن ایران سرسختی است که طی سه دهه اخیر به‌رغم جنگ تحمیلی، تحریم‌ها، ترورها و فشارهای بین‌المللی در برابر این نظم شیطانی ایستادگی کرده است. غرب ناامید شده که نتوانسته از پس بن‌بستی به نام ایران برآید.

 
فروش مجلات خارجی با تصاویر نامناسب در فروشگاه هایپراستار. این مجلات در یکی از پررفت و آمدترین بخش‌های این فروشگاه جانمایی شده است.


3) دستیابی به سود کلان و ارسال این سود به شعبه اصلی کارفور و در نهایت به سهامداران و سردمداران رژیم غاصب صهیونیستی.
که حضور برندهای مطرح اسرائیلی همچون کوکاکولا و... به خوبی بر این مسئله صحه می گذارد.
 تعدادی از مخاطبان در خصوص تخفیف ویژه هایپراستار توضیحاتی داده بودند و به تعریف و تمجید این اقدام پرداخته بودند. در پاسخ به این دوستان باید گفت که: اگر از تمامی اقدامات ضدانسانی و نژادپرستانه صهیونیست‌ها چشم بپوشیم و صرفاً منافع شخصی خود را ملاک قراردهیم، باز هم کلاهی گشاد بر سرمان رفته است. اگر شما تخفیفات ارائه‌شده از سوی هایپراستار را از زمان افتتاح تاکنون محاسبه کرده باشید، قطعاً متوجه خواهید شد که روز به روز از دامنه سود شما کاسته (با کاهش میزان تخفیف اجناس پرمصرف و افزایش اجناس بدون تخفیف)، و به دامنه سود صاحبان هایپراستار (با افزایش میزان مشتری) افزوده می‌شود.

4) تضعیف فروشگاه‌های (خرد و کلان) ایرانی و تغییر ذائقه مردم.
در این خصوص نباید از تقصیرات و کم‌کاری‌های فروشگاه‌های زنجیره‌ای ایرانی نیز چشم پوشید (که یکی از دلایل عرض اندام این فروشگاه، از همین کم‌کاری‌ها نشأت می‌گیرد.) متأسفانه تاکنون درخصوص ”بومی‌سازی مراکز خرید متناسب با سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی" هیچ گونه تدبیری از سوی مسؤولان اندیشیده نشده است و فروشگاه‌های رفاه، شهروند و... به کپی‌برداری غیراصولی از  نمونه‌های خارجی بسنده کرده‌اند و حالا علاوه بر هایپراستار، هایپرهای دیگری همچون "هایپرسان" و "هایپرمی" نیز به صورت قارچ‌گونه در حال گسترش است.

رهنمودی از امام خمینی(ره):
"شما از خواب‌هایی كه برای این كشورها دیده‌اند اطلاع ندارید. اینجانب كراراً خطر دولت اسرائیل و عمال آن را به ملت گوشزد كردم كه باید مقاومت كنند و از معاملات با آنها احتراز جویند".

و نیز استفتائاتی از مقام معظم رهبری:

آیا وارد كردن و ترویج كالاهای اسرائیلی جایز است؟
واجب است افراد از وارد كردن و ترویج كالاهایی كه دولت حقیر اسرائیل از ساخت و فروش آن  منتفع می‌شود خودداری كنند.

آیا برای مسلمانان خرید كالاهای اسرائیلی كه در سرزمین اسلامی به فروش می‌رسند جایز است؟
بر آحاد مسلمین واجب است كه از خرید و استفاده از كالاهایی كه سود تولید و فروش آنها عاید صهیونیست‌ها كه با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، می‌شود، اجتناب كنند.

حال باید مسؤولان و علی‌الخصوص وزارت اقتصاد، وزارت بهداشت و شهرداری تهران پاسخگوی این سهل‌انگاری باشند و بگویند که با چه مجوزی، این خیانت را مرتکب شده‌اند.


 
دختربچه‌های اسرائیلی برای همسالان لبنانی و فلسطینی خود، بر روی هدیه ای که قرار است برای‌شان فرستاده شود یادگاری می‌نویسند. هدیه‌ای که نه عروسک است و نه شکلات و شیرینی و نه شاخه گلی و نه حتی کاغذ سفیدی که روی آن نقاشی از آنچه دوست دارند را برای او کشیده باشند. هدیه‌ای که مستقیماً در خانه، مدرسه، ماشین پدرش و یا حتی در پناهگاه به دستش می‌رسد! هدیه‌ای که گاهی وزنش از وزن او و قدش از قد او بیشتر و بلندتر است!؟
هدیه‌ای داغ و سوزان که فرستنده‌اش اوج علاقه و محبتش را با آن نشان می‌دهد. کودکان لبنانی و فلسطینی تاکنون دوست اسرائیلی خود را ندیده‌اند ولی هدیه‌ها و یادگاری‌های زیادی از او به دست‌شان رسیده است! آری هدیه او موشکی است که قرار است تا چند دقیقه بعد به دست دوست لبنانی یا فلسطینی‌اش برسد! هدیه‌ای که قرار است با داغی و سوزانی و ویرانی خود، عشق و محبت فرستنده‌اش را به نمایش گذارد!
هدیه‌ای که با پاره‌پاره کردن اجزای بدنش در عمق وجودش رخنه می‌کند و در آغوشش می‌گیرد! هدیه‌ای که پدر و مادر و برادر و خواهر و هر آنکه را که دوست دارد از او می‌گیرد. هدیه‌ای که برای او ترکش و آتش و آوار و اشک و خون و زخم و مرگ را به ارمغان می‌آورد.


آیا سود حاصل از خرید از فروشگاه‌های صهیونیستی، در کنار سهولت و رفاه این نوع خرید، به ازای شریک‌شدن در این هدیه، باز هم برای ما، دلچسب خواهد بود؟


http://www.koor.com/news-in.asp?num=516
http://www.koor.com/news-in.asp?num=546
http://sos-crise.over-blog.com/article-israel-cherche-a-prendre-le-controle-du-carrefour-m-o-eurasie-asie-du-s-e-afrique-53064080.html
http://en.wikipedia.org/wiki/Carrefour
http://www.inminds.co.uk/boycott-israel.php
http://fa.wikipedia.org/wiki
http://www.israelemb.org/economic/uscompanies.htm

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 بهمن 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

سود کلان هایپراستار در جیب سهامداران صهیونیست + اسناد و تصاویر (قسمت اول)

گروه فرهنگی مشرق- اوایل دی‌ماه، گزارشی تحت عنوان "هایپراستار؛ تجارت مخفی رژیم اسرائیل در ایران + فیلم و تصاویر" منتشر شد. این گزارش، واکنش‌های زیادی را در پی داشت. از اطلاعیه "شفاف‌سازی" فروشگاه هایپراستار (که هیچ مستندی در رد این گزارش ارائه نشد) گرفته تا اظهارات نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از این گزارش.

نظرات مخاطبان نیز به نوبه خود بسیار جالب بود. از متهم‌کردن مشرق‌نیوز به تبانی با دیگر فروشگاه‌های زنجیره‌ای تا ارائه دلایلی در تأیید آن گزارش و تشریح اهداف هایپرمارکت‌ها در ایران.

با توجه به موارد ذکر شده، تصمیم گرفتیم تا مستنداتی دیگر درخصوص اهداف ضد ایرانی و گرایش‌های صهیونیستی این فروشگاه منتشر کنیم.

شاید بگویید که:" شما دارید تمام تقصیرات را به گردن صهیونیسم می‌اندازید و از کاستی‌های خودمان چشم‌پوشی می‌کنید". اما واقعیت این است که "صهیونیسم بین‌الملل" از هر ابزاری برای پیشبرد اهداف زیاده‌طلبانه خود بهره می‌برد. اقداماتی چون تسلط بر جهان و تشکیل حکومت جهانی از طریق دخل و تصرف در اقتصاد بین‌الملل و اقتصادهای ملی، کنترل رسانه‌های همگانی و دامن‌زدن به اختلافات مذهبی در پروتکل‌های جهانی رهبران صهیون آشکارا بیان شده است و کم‌کاری و سهل‌انگاری مسؤولان کشور در کنار عدم آگاهی عموم مردم از این اهداف، منجر به بروز پدیده‌های ناگواری همچون هایپراستار شده است. صهیونیست‌ها و "تجارت مخفی" در سایر کشورها، تکنیکی است که در پروتکل دانشوران یهود، به آن تأکید بسیاری شده است؛ تکنیکی که روز به روز گسترش می‌یابد.

ارتباط آشکار "کارفور" و "هایپراستار"
در گزارش نخست، دلایل متقنی مبنی بر ارتباط  این دو فروشگاه تشریح شد اما در اینجا مستندات بیشتری دراین خصوص ارائه می‌شود. اگر شما در وب‌سایت (انگلیسی) ویکی‌پدیا عبارت Carrefour را جست‌وجو کنید، اطلاعات دقیق شعب این فروشگاه در سراسر جهان و برنامه‌های گسترش شعبات در سال‌های آینده را به تفکیک هر کشور خواهید دید.

در این صفحه، در خصوص شعب فروشگاه کارفور در ایران، این اطلاعات درج شده است: در فوریه سال 2009 میلادی، کارفور نخستین فروشگاه خود را در ایران در منطقه غرب تهران افتتاح کرد. فروشگاه دوم کارفور در ایران در آوریل 2012 افتتاح شد. این فروشگاه در شیراز واقع شده است. چهار فروشگاه دیگر در اصفهان، منطقه شرق تهران، مشهد و تبریز نیز در آینده افتتاح خواهد شد.


 وبسایت (انگلیسی) ویکی‌پدیا، صفحه "Carrefour": در فوریه سال 2009 میلادی، کارفور نخستین فروشگاه خود را در ایران در منطقه غرب تهران افتتاح کرد.  فروشگاه دوم کارفور در ایران در آوریل 2012 افتتاح شد. این فروشگاه در شیراز واقع شده است. چهار فروشگاه دیگر در اصفهان، منطقه شرق تهران، مشهد و تبریز نیز در آینده افتتاح خواهد شد.


 
نام "ایران" در میان شعب فروشگاه "کارفور" در آسیا و تعداد دو فروشگاه (تهران و شیراز)


حال اگر عبارت "کارفور" را در وب سایت(فارسی) ویکی پدیا جستجو کنید، در صفحه مذکور،در کنار معرفی این فروشگاه،اطلاعات جامعی درخصوص هایپراستار ارائه می شود.

 
وب‌سایت (فارسی) ویکی‌پدیا، صفحه "کارفور": در صفحه مذکور، در کنار معرفی این فروشگاه، اطلاعات جامعی درباره هایپراستار ارائه شده است


اما اذعان به این ارتباط آشکار (به‌رغم تکذیب مدیران هایپراستار ایران) به همین‌جا ختم نمی‌شود و رسانه‌های فرانسوی نیز به تحلیل این ارتباط و نقش رژیم صهیونیستی پرداخته اند. یکی از این موارد، تصویر زیر است. در این تصویر، شعب کارفور بر روی نقشه جانمایی شده و به نقش اسرائیل نیز اذعان شده  است.

 
ترجمه عبارت زیرنویس در تصویر فوق: "اسرائیل" به دنبال در دست‌گرفتن کنترل "کارفور" در خاورمیانه، اوراسیا، آسیای جنوب‌شرقی و آفریقا

چرا مدیران هایپراستار ایران از اظهارنظر درمورد ارتباط با کارفور اجتناب می‌کنند؟ کارفور چه مشکلی دارد؟ در گزارش قبل، به نقش سرمایه‌گذاران صهیونیست در کارفور اشاره کردیم. حال در اینجا، جزئیات بیشتری را منتشر می‌کنیم.

شرکت صنایع دلتا جلیل (Delta Galil): "دلتا جلیل" بزرگترین تولیدکننده و فروشنده صنعت نساجی در اسرائیل است. این شرکت، یکی از بزرگترین برندهای تجاری تولید لباس در دنیاست. "Dov Lautman"مؤسس، رئیس و بزرگترین سهامدار این شرکت، از دوستان صمیمی "ایهود باراک" است. دلتا جلیل از سهامداران فروشگاه کارفور است. چندی پیش، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، مدارکی را مبنی بر استثمار مسلمانان توسط شرکت دلتا جلیل منتشر کردند.

 
شرکت صهیونیستی "دلتاجلیل"، از سهامداران فروشگاه کارفور است

 
"Dov Lautman" مؤسس، رئیس و بزرگترین سهامدار شرکت "دلتا جلیل"
 
 
Dov Lautman از دوستان صمیمی "ایهود باراک". وی روابط بسیار نزدیکی با سران رژیم غاصب صهیونیستی دارد


شرکت سرمایه گذاری کوور (Koor):
کوور، یکی از بزرگترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری در اسرائیل است. سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فعال بین‌المللی در طیفی گسترده و حضور جدی در بازارهای جهانی، با شعار "همه چیز برای نژاد برتر (یهود)" از آرمان‌های شرکت کوور است.
 
 
استراتژی کوور: تصرف بازارهای جهان از طریق نوآوری، کیفیت و خدمات برای بهترین نژاد (یهود)


 
تشریح سرمایه‌گذاری شرکت صهیونیستی "کوور" در فروشگاه زنجیره‌ای "کارفور"

مشهورترین کالاهای اسرائیلی در فروشگاه هایپراستار
محصولاتی که می‌خواهیم در این بخش به معرفی آنها بپردازیم، تقریباً برای تمامی مخاطبان آشناست. محصولاتی که در تمام سوپرمارکت‌های ایرانی نیز موجود است. اتفاقی که به دلیل سهل‌انگاری مسؤولان در سال‌های گذشته و برخورد کاملاً غیرحرفه‌ای با مسأله "حضور برندهای خارجی" در ایران  موجب ورود روزافزون کالاهای صهیونیستی به ایران شد و علاوه بر سود کلان رژیم غاصب صهیونیستی از این رویکرد، عرصه بر تولیدات داخلی نیز تنگ شد. اما در هایپراستار، داستان فراتر از این حرف هاست. محصولات اسرائیلی در این فروشگاه جایگاه بسیار ویژه و اختصاصی دارند. از ماکت‌های ورودی که انحصاراً برای گروه "کوکاکولا" است تا بنرها و محصولات شرکت‌های "نستله" و Paris” "L’OREAL که در جایگاه ویژه‌ای در داخل فروشگاه جانمایی شده است. ارقامی که در گزارش قبلی درخصوص فروش روزانه و ماهیانه این فروشگاه ذکر شد هدف نهایی تمرکز صهیونیست‌ها بر هایپراستار را نمایان می‌کند:

"کارفور برای اسرائیل است و هایپراستار برای کارفور"

کوکاکولا (پپسی-فانتا-اسپرایت): وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، شش واقعه را برای اسرائیل حیاتی خوانده است؛ یکی از آنها مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسرائیل از سوی کشورهای اسلامی است. کوکاکولا در سال 1356 به پاس 30 سال پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر تحریم مسلمانان از سوی هیئت اقتصادی اسرائیل مورد تشویق قرار گرفت. در سال 2009 جایزه‌ای با حمایت مالی شركت كوكاكولا به لابی اسرائیلی آیپك (AIPAC) داده شد كه دلیل آن لابی این گروه با سنا برای رد درخواست سازمان ملل در مورد "آتش‌بس فوری" و حمایت از ادامه حمله ارتش اسرائیل به غزه بود. كوكاكولا همچنین روابط بسیارنزدیكی با اتاق بازرگانی آمریكا- اسرائیل (AICC) دارد. كوكاكولا با ارائه پاداش به شركت‌هایی كه اقتصاد اسرائیل را توسعه می‌دهند این شركت‌ها را برای سرمایه‌گذاری در اسرائیل تشویق می‌كند. هر ساله اتاق بازرگانی پاداش‌هایی را برای شركت‌هایی كه بیشترین سهم (شامل اشتغال‌زایی و سرمایه‌گذاری) را در تجارت بین اسرائیل آمریكا داشته‌اند  در نظر می‌گیرد و كوكاكولا این پاداش‌ها را از لحاظ مالی تأمین می‌كند. در سپتامبر 2009 مهمانی ویژه‌ای در مركز جهانی كوكاكولا به افتخار ژنرال "بنیامین بن الایزر" برگزار شد. وی سمت‌های وزارت دفاع و وزارت صنایع اسرائیل عهده‌دار بوده است. بن الایزر به عنوان جنایتكار جنگی تحت تعقیب  است و مسؤول یك سوم از كشتارهای اسیران جنگی كشتار های صبرا و شتیلا و جنین بوده است. نكته جالب توجه در مورد كوكاكولا استانداردهای دوگانه این شركت در قبال كشورهای مختلف است. برای مثال براساس تحقیقات صورت گرفته در هندوستان، نوشابه كوكاكولا در این کشور، مشابه نمونه مصرفی آن در ایالات متحده و بریتانیا نیست. (نوشابه مصرف‌شده در هند محتوی مواد ممنوعه‌ای است كه  بیش از 30 برابر استاندارد اتحادیه اروپا غیربهداشتی بوده و عامل نقایص مادرزادی و سرطان شناخته شده است).

 
ما در حال حرکت به یک مکان جدید هستیم. کوکاکولا بنوشید برای حمایت از اسرائیل. با حمایت از محصولات آمریکایی، شما از اسرائیل حمایت می‌کنید


 
فروشگاه هایپراستار تهران: به خانه امن "کوکاکولا" در تهران خوش آمدید. براساس تحقیقات صورت‌گرفته در هندوستان، نوشابه‌های کوکاکولای مصرف‌شده در این کشور محتوی مواد ممنوعه بوده است كه  بیش از 30 برابر استاندارد اتحادیه اروپا غیربهداشتی بوده و عامل نقایص مادرزادی و سرطان شناخته شده است


 اورئالL’OREAL: اورئال یکی از بزرگترین تولیدکنندگان لوازم آرایشی است. اسرائیل، مرکز منطقه‌ای شرکت اورئال در جنوب‌غربی آسیاست. کنگره یهودیان آمریکا در بیانیه‌ای خشنودی خود را از پشتیبانی شرکت اورئال از دولت اسرائیل، اعلام کرده است. همچنین نیمی از مدیران شرکت یهودی‌اند و جانشین مدیرعامل شرکت خودش را عاشق اسرائیل می‌داند. شرکت اورئال به پاس پشتیبانی چشمگیرش از اسرائیل، جایزه جوبیلی (جایزه‌ای که رژیم اشغالگر قدس به اشخاص یا سازمان‌هایی که به منظور توسعه اقتصادی این رژیم درخاک فلسطین اشغالی سرمایه‌گذاری می‌کنند، اهداء می‌کند) را از نخست‌وزیر رژیم اسرائیل (بنیامین نتانیاهو) دریافت کرده است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 بهمن 1391    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو