Reba.ir مذهبی فرهنگی

آن مرد رفته است ‌اما...


آنچه اخیرا در شبکه اجتماعی تویتر بین آقای دکتر ظریف و خانم کریستی‌پلوسی - دختر نانسی پلوسی رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا- رد و بدل شده است با توجه به اشراف آقای ظریف بر مسائل و معادلات سیاسی و جایگاه رسمی ایشان به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، عجیب و غیرمنتظره بود. آقای ظریف در تویتر به استقبال سال نو یهودیان رفته و نوشته بود «روش هشانا، سال نو یهودیان مبارک باد» و کریستی پلوسی با تشکر از ایشان خطاب به وی نوشته بود «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین‌تر می‌شود» و آقای ظریف در پاسخ به او می‌نویسد «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است. سال نو مبارک»! و پلوسی پاسخ داده بود؛ «خوشحالم که می‌شنوم، ممنون از پاسختان» درباره این محاوره مکتوب که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌های خبری داشته است، گفتنی‌هایی هست.
الف- منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد» آقای دکتر احمدی‌نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رئیس‌جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد. زیرا هولوکاست اگرچه -آن‌گونه که خواهد آمد- فقط یک افسانه ساخت صهیونیست‌هاست ولی دکتر احمدی‌نژاد با طرح یک سؤال هوشمندانه، پاشنه‌آشیل صهیونیسم بین‌الملل را نشانه رفته و پرسیده بود؛ اگر هولوکاست واقعیت داشته باشد، آلمان نازی عامل آن بوده است، بنابراین چرا باید مردم مسلمان فلسطین تاوان جنایت نازی‌ها را بپردازند و چرا یک یا دو استان از آلمان و اتریش به صهیونیست‌ها واگذار نشده است؟ و چنانچه واقعیت نداشته باشد، چرا صهیونیست‌ها با استناد به یک داستان جعلی، مظلوم‌نمایی کرده و خود را از همه دنیا طلبکار می‌دانند؟ احمدی‌نژاد با این سؤال منطقی که هیچ یک از دیپلمات‌های مدعی، جرأت و یا هوشمندی لازم برای طرح آن را نداشته‌اند، مشروعیت جعلی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و از این زاویه درخور تقدیر و تحسین فراوان است. آیا جناب آقای ظریف برای این پرسش علمی و منطقی پاسخی دارند؟ اگر دارند، بفرمایند! و اگر پاسخی ندارند- که ندارند- انتظار آن بوده و هست که زبان و قلم به تقدیر از آقای احمدی‌نژاد بچرخانند و نه اهانت به ایشان و دلداری - البته ناخواسته- به دشمنان که «مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است»!
ب- 8 سال پیش- 22 آذرماه 84- نگارنده در یک یادداشت نسبتاً مفصل و به نقل از مورخان برجسته و بلندآوازه اروپایی و آمریکایی، اسناد و شواهدی ارائه کرده بود که در جعلی بودن داستان هولوکاست کمترین تردیدی باقی نمی‌گذاشت و از آنجا که امروز هم ماجرا همان ماجرای آن روز است؛ اشاره به بخش‌هایی از آن یادداشت مفصل ضروری به نظر می‌رسد؛ در یادداشت مورد اشاره آمده بود.
1- در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین‌المللی یهود، از جمله، «پی‌یر ویدال ناکه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی کشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش‌نویس قانونی را تهیه کرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند که بر اساس آن «هرگونه تردید درباره «هولوکاست»، اعم از تردید درباره کشتار- مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌های گاز و حتی کمترین تردید در رقم 6میلیونی یهودیان کشته شده، جرم تلقی می‌شود! و هر کس در فرانسه از این قانون تخلف کرده و در سه موضوع یاد شده تردید کند به یک ماه تا یک سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانک جریمه محکوم می‌شود.» و بعدها با فشار آمریکا، انگلیس، فرانسه و آژانس بین‌المللی یهود، این قانون در سایر کشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید به طوری که امروزه هرگونه تردید درباره هولوکاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می‌شود!
2- تاکنون ده‌ها مورخ برجسته اروپایی و صدها استاد بلندآوازه و متخصص شناخته شده در بررسی اسناد تاریخی، با ارائه اسنادی که هیچ صاحب‌نظری نمی‌تواند در صحت آنها کمترین تردیدی روا دارد، به روشی کاملا علمی اثبات کرده‌اند ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی، کوره‌های آدم‌سوزی، اتاق‌های گاز و همه آنچه صهیونیست‌ها در این باره ادعا می‌کنند، دروغ محض و یک داستان ساختگی با اهداف نه فقط سیاسی، بلکه جنایتکارانه است و شاید تعجب کنید - البته از دموکراسی با قرائت غربی تعجبی ندارد - که از این دانشمندان و محققان تمامی آنهایی که اروپایی بوده‌اند، بدون استثناء - تاکید می‌شود، بدون استثناء- به دادگاه جلب شده و تنها به دلیل آن که تحقیقات علمی آنان باآنچه دولت‌های اروپایی درباره هولوکاست پذیرفته و تصویب کرده‌اند، تفاوت داشته، محاکمه و به زندان و جرایم نقدی محکوم شده‌اند! و دولت‌های غربی هنوز به این سؤال پاسخ نداده‌اند که چگونه می‌توان از یک سو ادعای آزادی عقیده و اندیشه را داشت و در همان حال، اگر تحقیقات علمی و مستند دانشمندان با ادعای بی‌اساس و افسانه‌سرایی صهیونیست‌ها تفاوت داشته باشد، این دانشمندان و محققان مستحق محاکمه، زندان و جریمه هستند؟!...
تعداد دانشمندان و محققان برجسته‌ای که نتیجه تحقیقات علمی و مستند آنها حکایت از جعلی بودن هولوکاست می‌کند، بیشتر از آن است که حتی فهرست آنان قابل اشاره در این نوشته محدود باشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندکی از بسیارها می‌توان به پروفسور روژه گارودی، پروفسور روبر فوریسون، پروفسور کریستوفرسون - صاحب کتاب معروف «دروغ آشویتس»- ... و نویسندگان صدها رساله علمی دیگر اشاره کرد که در این میان، ماجرای پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه‌گارودی - هر‌دو از فرانسه - جدیدتر و عبرت‌آمیز است.
3- پروفسور روبر فوریسون، استاد دانشگاه معروف «لیون» فرانسه و كارشناس عالی‌رتبه بررسی و ارزیابی اسناد و مدارك تاریخی، با شهرتی جهانی است. او تحقیقات علمی و مستند خود را در كتابی با عنوان «اتاق‌های‌گاز، واقعیت یا افسانه؟» جمع‌آوری كرده كه به فارسی نیز ترجمه شده است.
او هزاران سند را در این زمینه بررسی كرده است و طی سال‌ها تحقیق، از تمامی مراكز مورد ادعای صهیونیست‌ها، نظیر اتاق‌های گاز، موزه ساختگی كوره‌های آدم‌سوزی، داخائو در مونیخ آلمان و... بازدید كرده و با صدها شاهد به گفت‌وگوی دقیق و علمی پرداخته و در نهایت بدون كمترین تحلیل و تنها به زبان اسناد، نشان داده است كه ماجرای كشتار یهودیان در آلمان نازی یك دروغ بزرگ تاریخی و فریب شرم‌آور افكار عمومی است. چیزی كه از صهیونیست‌های وحشی به هیچوجه دور از انتظار نیست.
به عنوان مثال، فوریسون به عكس‌های ساختگی از اتاق‌های گاز مورد ادعای صهیونیست‌ها اشاره كرده و ضمن رد این ادعا با استناد به مدارك غیرقابل‌انكار، با تعجب می‌پرسد، اگر این عكس‌ها واقعی است، چگونه سربازان آلمانی- مورد ادعا- بدون ماسك و بی آن كه كمترین پوششی بر دهان، بینی و چشم خود داشته باشند در اتاق‌های مالامال از گازهای كشنده ایستاده و بر جان كندن یهودیان محكوم نظارت می‌كنند؟! و یا، درباره یكی دیگر از عكس‌های مورد ادعای صهیونیست‌ها كه جمعی از یهودیان را در محاصره چند تانك نشان می‌دهد، با ارائه اسناد و شواهدی خواندنی و غیرقابل تردید، نشان می‌دهد كه تانك‌ها در این عكس، انگلیسی هستند نه آلمانی و...
ج - آقای دکتر ظریف ادعا کرده‌اند که «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است»! و توضیح نداده‌اند که ادعای ایشان بر اساس کدام «سند» یا شاهد و قرینه‌ای ابراز شده است؟ بدیهی است وزیر امور خارجه محترم کشورمان انتظار ندارند افسانه هولوکاست که غیر از ادعای «ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسوی هیچ سند دیگری برای اثبات آن وجود ندارد از سوی ایران اسلامی قابل پذیرش باشد!
گفتنی است آقای دکتر ظریف در دفاع از برنامه‌های پیشنهادی خویش که روز سه‌شنبه 22 مرداد در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد بر وفاداری خود به آموزه‌های امام و رهبر معظم انقلاب اصرار ورزید و پس از آن نیز در جایگاه وزیر امور خارجه کشورمان مواضع تحسین‌برانگیزی داشت. از این روی اظهار نظر اخیر در شبکه تویتر را می‌توان ناشی از کم دقتی ایشان تلقی کرد که نیاز به تصحیح دارد.
د - و بالاخره، از آنجا که دکتر ظریف اهل مطالعات تاریخی و اسلامی هستند باید توجه ایشان را به این واقعیت جلب کرد که اولین و تنها سند مکتوب درباره وقوع هولوکاست - به مفهوم زنده‌سوزی دسته‌جمعی انسان‌ها - که تاریخ کهن یهود و برخی از کاوشگران تاریخ باستان به آن اشاره کرده‌اند و در کلام خدا - سوره مبارکه بروج - نیز به صراحت آمده است، از وقوع این جنایت توسط قوم یهود خبر می‌دهد: ذونواس پادشاه یمن به دین یهود گروید و با تحریک خاخام‌های یهودی مردم یمن را که بر دین حضرت مسیح (ع) بودند وادار کرد یهودی شوند و آنان را که حاضر به پذیرش دین یهود نبودند، در گودال‌های پر از آتش سوزان - اخدود- افکند و انبوهی از زنان و مردان و کودکان مسیحی را زنده زنده در آتش سوزاند...
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان که دارای برج‌های بسیار است و سوگند به روز موعود و سوگند به شهادت‌دهنده و آنچه به آن شهادت دهند که مرگ بر اصحاب اخدود، آنان که آتش سوزان برافروختند و در حالی که برکناره آتش نشسته بودند، به آنچه بر سر مؤمنان می‌آوردند نظاره می‌کردند. آنان - یهودیان - تنها به این علت از مؤمنان انتقام گرفتند که آنها به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند».

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را اشتباه نگیرند

پناهیان گفت: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

  به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد.

گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در ..... در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد

·      یک تفاوت بسیاری اساسی که دوران دفاع مقدس با دوران‌های دیگر دارد این است که دوران دفاع مقدس دوران «عمل» بود، و دوران‌های دیگر دوران «حرف» است. خوب است به این تفاوت عمیقاً نگاه کنیم. از حرف تا عمل چقدر فاصله وجود دارد؟

·      بنده در دوران دفاع مقدس وقتی به چشم‌های نورانی رزمندگان نگاه می‌کردم و به حکم وظیفۀ طلبگی برایشان از خدا و پیغمبر(ص) سخن می‌گفتم جدّیت را در نگاه‌های آنها می‌دیدم؛ جدّیتی که یک ذره شوخی، بازی، غفلت و سبک ‌انگاشتن امور معنوی در آنها نبود.

·      بعد از دوران دفاع مقدس در بهترین جلسات معنوی شرکت کرده‌ام، اما هیچ وقت آن جدیتی که در نور دیدگان رزمندگان بود، دیده نشد. چون آن رزمندگان، کارشان از علاقه و عقاید گذشته و به عمل رسیده بودند. آنها به عالی‌ترین مضامین معنوی عمل می‌کردند چون خودشان را در آستانۀ یک عمل بزرگ یعنی جهاد و شهادت می‌دیدند، و مصرف‌کنندگان بسیار خوبی برای معارف دینی بودند.

·      پس، از این زاویه می‌توان دوران دفاع مقدس را دوران عمل به حساب آورد. در آن دوران که دوران عملِ پاک و نورانی جهاد بود، دیگر حرف‌ها در مقابل عمل ارزش خود را از دست می‌دادند، چه حرف‌های اختلاف برانگیزی که ناشی از هواهای نفسانی آدم‌ها و از سر سرمستی آلودگی به دنیا بود، و چه حرفهای خوب. چون اگر کسی حرف خوبی داشت باید در میدان عمل نشان می‌داد. حرف‌های غلط تقریباً مرده بودند و لااقل کمتر از این حرف‌ها می‌شنیدیم، و یا کسی برای آن حرف‌ها ارزش قائل نمی‌شد.

·      وقتی پیکر یک شهید به محله‌ای وارد می‌شد، مثل نوری بود که بر خفاش‌خانه‌ها می‌تابید، خفاش‌های «حرف‌های منفی» فرار می‌کردند و می‌رفتند. همچنان‌که پیکر نورانی شهید، مانند خورشیدی بود که می‌توانست غنچه‌های فطرت را در صحنۀ عمل شکوفا کند.

شهید باغبانی، طلیعۀ آغاز فصل دیگری از «عمل» را برای ما به ارمغان آورده/ دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادت «السابقون السابقون»

·      این شهید بزرگوار(شهید باغبانی[هنرمند و مستندسازی که در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید])، طلیعۀ حلول فصل دیگری از «عمل» را، برای ما به ارمغان آورده است. یعنی دوباره فصل عمل فرا رسیده است. دیگر خیلی از حرف‌های سطحی دیگران، نه تنها ارزش شنیدن ندارد، بلکه دیگر ارزش نقد و پاسخ دادن هم ندارد. دوران حرف باطل به پایان رسیده است و خوشبختانه، دوران صرفا حرف زدن از حق هم به پایان رسیده است؛ «گر مرد رهی، میان خون باید رفت/ از پای فتاده، سرنگون باید رفت» دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادتِ «السابقون السابقون»

·      مطمئن هستم که شهدای دفاع مقدس به این شهید بزرگوار غبطه می‌خورند، چون مهم است چه کسی قاتل شما باشد و با چه عزم و کینه‌ای شما را به شهادت برساند. او به دست کسانی به شهادت رسید که یک کینۀ 1400 ساله از علی بن ابیطالب(ع) صحابی جلیل‌القدر و عالی‌مقام پیامبر(ص) را در سینه دارند.

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را با هم اشتباه نگیرند

·      الان در زمانی داریم از حق دفاع می‌کنیم که بعضی‌ها دفاعشان جنبۀ عملی به خود گرفته است. تمام مستندسازان و هنرمندان محترم باید عمل را سرلوحۀ برنامۀ زندگی‌شان قرار دهند. دیگر نه تنها حرفِ بیهوده زدن خریدار ندارد، بلکه حرف خوب زدن هم به تنهایی فایده ندارد. مستندسازان و هنرمندان ما باید بلند شوند و نشان دهند چه جنایت‌هایی دارد در منطقه اتفاق‌ می‌افتد، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما به اشتباه نیفتند؛ کسانی که در کهنسالی دچار رخوتِ روحی شده‌اند، دوست و دشمن را با همدیگر اشتباه می‌گیرند.

دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! / دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیانشان نیست

·      بعضی‌ها می‌پرسیدند که در «شرایط جدید»، «فضای سیاسی» را چگونه می‌بینید؟ گفتم دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! «شرایط جدید» شرایطی است که دیگر قدم غلط برداشتن و قلم غلط زدن در چنین شرایط جدیدی تقریباً امکان ندارد یا خیلی به سختی امکان دارد. چون این‌قدر حق خودش را آشکار نشان داده است و آن‌قدر باطل رسوا شده است که امکان خطا کردن وجود ندارد.

·      اگر نعوذ بالله سازشکارترین سازشکاران، به سیاست‌خانۀ این میهن نورانی نفوذ کنند، هیچ اشتباهی از آنها سرنخواهد زد؛ چون دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیان آنها وجود ندارد. نگرانی از سازش مربوط به وقتی است که امکان سازش وجود داشته باشد.

دیگر از رفتار کسانی که مایلند در لابی با دشمنان، ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم،حتی اگر بتوانند در بدنۀ جامعه نفوذ کنند!

·      ما دیگر از رفتار کسانی که مایلند با دشمنان لابی کنند و ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم؛ حتی اگر آنها بتوانند در بدنۀ جامعۀ ما نفوذ کنند. چون دیگر دشمن ما آن دشمن سابق نیست. آمریکای مستاصل و جنایتکار امروز، دیگر آمریکای دوران دفاع مقدس نیست که بشود پشت پرده با او تبانی کرد. این آمریکا عوض شده است. صهیونیست‌ها هم تغییر کرد‌ه‌اند، نه دیگر آن قدرت را دارند و نه آن حداقل نجابتی که بخواهند برای ظاهرسازی برخی امور را رعایت کنند. انشاءالله دوران رویارویی نهایی حق و باطل فرارسیده است و اینها از علائم ظهور هستند.

·      بعضی‌ها مایل هستند که ما چشم‌مان را نسبت به واقعیت‌های عالم ببندیم و مانند کبکی که سرش را در برف فرو می‌کند تا شکارچی را نبیند، در قبال هر اتفاقی که در عالم رخ می‌دهد بگوییم: «اصلاً معلوم نیست هیچ یک از این حادثه‌ها ربطی به ظهور داشته باشد!» و چقدر بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که بگوییم: «اثری از ظهور نیست، هرچه نگاه می‌کنیم هیچ مقدمه‌ای برای ظهور نمی‌بینیم!» ما هم برای رضایتمندی این‌قبیل افراد، همین‌طوری سخن می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: «علی‌رغم اینکه اتفاقاتی که دارد در سوریه رخ می‌دهد، با آنچه در روایات بیان شده است شباهت دارد، ولی می‌گوییم شباهتی وجود ندارد!!» برای اینکه آنهایی که دچار «بیماری تمنّا برای تأخیر ظهور هستند» آرام بگیرند و بر ما نیاشوبند!

هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟/ تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر

·      به شما عرض می‌کنم؛ اگر بنا بر احتمال و علی‌‌رغم میل دشمنانِ دانا و دوستان نادان، ظهور نزدیک باشد، حوزۀ هنری به عنوان محل تجمع هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟ حرف زدن را کنار بگذاریم! امروز روز ورود به میدان عمل و تبلیغ مظلومیت کسانی است که در خط مقاومت دارند با دشمن می‌جنگند.

·      یک زمانی می‌گفتیم: «تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اما امروز شعارهای جدیدی باید به عرصه بیاید که دلالت بر این داشته باشد که تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر، بیشتر نمانده است.

یقیناً امری بسیار بزرگتر از دفاع مقدس، در انتظار ماست / این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است

·      از شما تقاضا می‌کنم دربارۀ این پرسش بنده تأمل بفرمایید: خداوند در قبال این امکانات معنوی که در این 25 سال بعد از دفاع مقدس به ما داده است، چه تکلیفی بر دوش ما می‌خواهد قرار دهد؟ خداوند متعال هر نعمتی به بندگان خود می‌دهد مسئولیتی را در قبال آن از بندگان خود می‌خواهد.

·      در همان ابتدای انقلاب، یک مقدار معرفت و معنویت برآمده از متن انقلاب در دل‌های مردم و جوانان ما جاری شده بود، خداوند متعال 8 سال دفاع مقدس را برای چیدن گلهای برآمده از صحرای انقلاب به ما هدیه داد. حالا حدود 25 سال فضای معنوی و امکان تعلیم و تربیت و رشد معنوی بعد از دفاع مقدس به ما داده است و یقیناً امری در انتظار ما خواهد بود که بسیار بزرگتر از دفاع مقدس است. و این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است.

·      خداوند متعال بعد از دوران دفاع مقدس سال‌ها آرامش و امنیت و امکان رشد معرفت و معنویت برای ما فراهم آورد تا در این ‌سال‌ها کسانی مثل شهید باغبانی تربیت شوند، آیا شما فکر می‌کنید الان خدا از ما هیچ انتظاری ندارد؟! یقیناً بدانید که انتظار خداوند از ما پس از این نعمت معنوی و معرفتی که سالیان طولانی و در کمال امنیت به ما داده است بسیار بالاتر از دفاع مقدس است؛ اینکه چگونه رخ خواهد داد، نمی‌دانم.

باید تندیسی از شهید باغبانی در وسط شهر گذاشته شود تا اهالی هنر و رسانه سرمشق بگیرند/ مستندسازی که مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نساخته باشد، برای ابد شرمنده خواهد بود/ زمان عمل انقلابی فرا رسیده است

·      ما در دوران عمل هستیم؛ دوران عمل انقلابی. باید تندیسی از شهید باغبانی ساخته شود و در وسط شهر گذاشته شود تا همۀ اهالی هنر و رسانه از او سرمشق بگیرند. زمان عمل انقلابی فرا رسیده است.

·      آیا در جشنوارۀ فجر سال آینده احدی از هنرمندان به خودش اجازه خواهد داد فیلمی خارج از مقولۀ این‌همه مظلومیت‌ها که در منطقه جاری است بسازد؟! هر یک از مستندسازان که در پروندۀ خودش مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نداشته باشند برای ابد شرمنده خواهد بود. این نیاز به بخشنامه و توصیه ندارد، بلکه نیاز به یک شعور باطنی و شور انقلابی دارد. چه کسی شهید باغبانی را مجبور کرده بود که به خط مقدم مقاومت برود و در آنجا مصرانه برای به تصویر کشیدن مظلومیت نیروهای خط مقدم جبهۀ مقاومت جان بدهد؟!

·      شهدا سبک زندگی را تغییر می‌دهند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس این کار صورت گرفت. البته بعد از دوران دفاع مقدس تلاش‌های بسیار فراوان و بودجه‌های زیادی صرف شد برای اینکه این دوران نورانی به فراموشی سپرده شود، تا حدّی هم موفق بودند اما به تمام توفیقات دسترسی پیدا نکردند! چون هنوز شیفتگان جهاد و شهادت در جامعۀ ما و منطقه حضور دارند که از دفاع مقدس الگو بگیرند.

وقتی رزمندگانمان را از متن تصاویر هنری پنهان کردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند/ کاش برخی هنرمندان ما هم صادقانه اعتراف کنند که در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم

·      هنرمندانی که برای فراموش کردن دوران دفاع مقدس در آثارشان تلاش کردند، به دشمنان بشریت خدمت کردند، زیرا به آنها اجازه دادند بدل‌هایی برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بسازند و به صورت تروریست‌هایی که «الله اکبر» می‌گویند و سر مظلومان را جدا می‌کنند در منطقه ظاهر شوند. وزیر امور خارجۀ اسبق آمریکا صراحتاً ‌گفت «القاعده را ما درست کردیم»(فارس/خبر13901007000921) بله، القاعده را آنها درست ‌کردند، ولی ای کاش برخی از هنرمندان کشور ما هم صادقانه مثل آن وزیر امور خارجه جمهور اعتراف کنند و بگویند ما هم در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم.

·      وقتی رزمندگان‌مان را از متن تصاویر هنری‌مان پنهان کردیم و معرفی نکردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند. چون رزمندگان ما اولین کسانی بودند که با کمترین سلاح، «الله اکبر» گویان و شهادت‌طلبانه به دفاع از حق پرداختند، حالا آنها بدل زده‌اند و کسانی را به میدان آورده‌اند که شهادت‌طلبانه دارند از ظلم دفاع می‌کنند! آنها فرصت پیدا کردند این بدل را بزنند به خاطر اینکه ما به قدر کافی به رزمندگان دوران دفاع مقدس خودمان خدمت نکردیم و آنها را درست به جهانیان نشان ندادیم. آن‌قدر که رزمندگان ما اهل عمل بودند ما اهل عمل نبودیم و بیشتر اهل حرف بودیم.

هر کسی دستش با دوربین آشنا و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد/ از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

·      الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد.

·      البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. یعنی یک وقت تصور نکنید بنده این سخنان را از سرِ عِرق انقلابی حزب‌اللهی‌گری می‌گویم، نه! از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» به خانوادۀ این شهید تبریک عرض می‌کنم چون او از محنت دیگران بی‌غم نبود و خواست آدم بماند. نگاه نکنید به کسانی که نسبت به محنت دیگران بی‌غم هستند و برایشان مهم نیست که آدم نباشند.

قرآن: مرگ هیچ کس به واسطۀ جهاد نزدیک نمی‌شود

·      باید به شما خانوادۀ این شهید عزیز تبریک گفت که در خانۀ خودتان «آدم» تربیت کرده‌اید و این خیلی باشکوه است. خیلی از جوان‌هایی که در همین سن و سال بودند و نسبتاً در شغل و کار خودشان هم موفق و حتی از مشاهیر بودند هم در یک تصادف فوت کرده یا در دریا غرق می‌شوند ولی فرزند شما این لیاقت را پیدا کرد که جان خودش را در معرض شهادت قرار دهد. از شهادت او شاد باشید چون خدا به واسطۀ جهاد مرگ کسی را نزدیک نمی‌کند، این‌طور نیست که اگر کسی جهاد نکند سالم بماند. این مطلب را هم در قرآن و هم در کلام معصومین(ع) می‌توانید ببینید.(یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم؛ آل عمران/154 و تفسیر المیزان ذیل همین آیه) شهدا سود می‌کنند، چون لیاقت پیدا می‌کنند که به مرگ عادی نمی‌میرند و از خدا می‌خواهیم این لیاقت را به ما هم بدهد.

·      کسانی که از ترس شهادت به جبهه نرفتند، باید بدانند که اگر جبهه می‌رفتند در وسط شدیدترین بمباران‌های دشمن هم سالم می‌ماندند. ما در جبهه نمونه‌های زیادی از این واقعیت را به چشم خودمان دیده‌ایم، به حدّی که برخی از بچه‌ها وقتی از شهید نشدن خودشان اطمینان پیدا می‌کردند، حتی وصیت‌نامه هم نمی‌نوشتند و شجاعانه کارهای سخت و پرخطر را قبول می‌کردند و به قلب دشمن می‌زدند. این از اعتقادات ابتدایی رزمندگان ما بود.

·      یادم هست که وقتی در معاونت فرهنگی لشکر بودیم؛ خیلی از بچه‌ها که دوست داشتند به خط مقدم بروند، اصرار می‌کردند که آنها را به خط مقدم بفرستند. یک خطاطی داشتیم که زیاد اصرار نمی‌کرد موقع عملیات به خط مقدم برود و می‌گفت: «وقتش که بشود صدا می‌زنند» لذا می‌نشست و پشت جبهه کارها را انجام می‌داد و تابلوهای مورد نیاز مَقرّها را می‌نوشت. بعد یک جایی لازم شد که ایشان برود و در خط مقدم خطاطی کند. وقتی او را صدا زدند، با لبخند بلند شد و گفت: «حالا وقتش رسید و خودشان صدایم زدند!» ما اول نفهمیدیم چه می‌گوید، ولی وقتی به خط رفت و شهید شد، تازه فهمیدیم اینکه می‌گفت: «وقتش شده» معنایش چه بود. شهید باغبانی هم وقتش شده بود و او را صدا زدند و در بهترین موقعیت حاضر شد و به دست بدترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید. واقعاً خوشا به سعادت او.

از خدا می‌خواهیم روند رسوایی منافقان را سریعتر کرده و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری نماید

·      از خدا می‌خواهیم مرگ ما را هم شهادت در راه خودش قرار دهد. شهادت در مسیر مقابلۀ با بدترین خلایق خدا را روزیِ ما گرداند. از خدا می‌خواهیم ما را اهل عمل قرار بدهد و آنهایی که اهل عمل نیستند را رسوا نماید.

·      در روایات فرموده‌اند که امتحانات آخرالزمان برای رسوا کردن منافقین است (رسول الله(ص): لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ فى آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِیرُ المُنافِقینَ؛ میزان الحکمه/روایت 15748) از خدا می‌خواهیم به حق خون این شهدا، روند رسوایی منافقان را سریعتر بگرداند و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری بفرماید. و هنرمندان ما را در راه پرنور این شهید بزرگوار، راهی بگرداند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم/ هلاکت منافقین در پادگان اشرف؛ مهمتر از عملیات مرصاد

فرمانده سپاه قدس گفت:‌ آمریکا در مصر به دنبال دموکراسی، در سوریه به دنبال حقوق بشر و در ایران نگران بحث هسته‌ای نیست بلکه هدف اصلی‌‌اش این است که خط مقاومت را بشکند؛ ما تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم.

به گزارش رجانیوز، یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با  فارس، به سخنان سردار حاج قاسم سلیمانی در نطق دیروز وی در مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد و گفت: سردار سلیمانی  در این جلسه به قضیه عراق و اردوگاه اشرف پرداخت که بیش از 50 نفر از آنها کشته شدند که بسیاری از آنها از سران منافقین بودند و 10 نفر نیز مفقود شدند و این قضیه ، مهمتر از حمله مرصاد بود و در واقع وعده خداوند محقق شد.
 
سردار سلیمانی درباره مسئله سوریه نیز گفت: عده‌ای انتقاد می‌کنند که چرا ما از سوریه اینقدر حمایت می‌کنیم که باید در پاسخ آنها گفت: ما به تبلیغات دشمن توجه نداریم  چرا که سوریه خط مقدم مقاومت است و این واقعیت انکارناپذیر است؛ ما وظیفه داریم از مسلمانان حمایت کنیم زیرا آنها زیر فشار و ظلم هستند.
 
وی افزود: در قضیه حمله به سوریه 7 کشور در خط مقدم قرار دارند و در واقع معتقد به سقوط بشاراسد هستند، این کشورها عبارتند از قطر، ترکیه، عربستان، فرانسه، انگلیس، آمریکا، اسرائیل.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اضافه کرد: در حال حاضر سران رژیم صهیونیستی اصرار عجیبی دارند که بشار برود و حتی می‌گویند القاعده هم بیاید بهتر از بشار است.
 
سردار سلیمانی گفت: پس از سقوط قذافی یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس 4 میلیارد دلار در لیبی سرمایه‌گذاری کرد که ایران در آنجا نفوذ نکند؛ الان برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس ایران هراسی را در دستور کار خود قرار داده‌اند و اولویت اصلی‌شان این موضوع است.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به بحث جنگ شیعه و سنی اشاره کرد و گفت: برخی کشورهای منطقه  نمی‌خواهند ایران نفوذ داشته باشد و در همین راستا قطر در سوریه 12 میلیارد دلار هزینه کرده اما باید گفت با همه این موارد ایران نفوذ خوبی در کشورهای اسلامی دارد.
 
وی گفت: وقتی صدام سقوط کرد با افرادی همچون تاچر صحبت شد که این کشور را اداره کنند، اما با توجه به مرجعیت شیعه در عراق و نفوذ ایران، آمریکا نتوانست به هدفش برسد.
 
سردار سلیمانی تاکید کرد: 95 درصد کسانی که در سوریه می‌جنگند از خارج وارد این کشور شده‌اند و رهبرانشان در خارج هستند و 5 درصد باقیمانده نیز فراریان ارتش به حساب می‌آیند که ارتش آزاد را تشکیل داده‌اند و برخی سلفی‌های سوریه نیز جزء این 5 درصد هستند.
 
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی اظهار داشت: جبهه النصره پاتوقی از کشورهای مختلف شده است و کارهای بسیار وحشیانه‌‌ای انجام می‌دهند که برخی از آنها بقدری فجیع است که نمی‌توان گفت، بطوری که برخی از مخالفان اسد اگر انتخابات صورت گیرد به بشار رای می‌دهند و معتقدند بشار از آنها دموکراتیک‌تر‌ است.
 
سردار سلیمانی ادامه داد: علمای اهل سنت عراق و روحانیون به دست القاعده کشته می‌شوند تا جنگ شیعه و سنی به راه بیا‌ندازد.
 
وی گفت: در حمله به سوریه آمریکا روش‌های مختلفی برای سرنگونی بشار آزمایش کرد، فشار سیاسی و ورود القاعده از جمله آنها است و آخرین بهانه هم استفاده از سلاح شیمیایی است که در این قضیه هم به نتیجه نمی‌رسند.
 
سردار سلیمانی در پایان خاطرنشان کرد: آمریکا در مصر به دنبال دموکراسی، در سوریه به دنبال حقوق بشر و در ایران نگران بحث هسته‌ای نیست بلکه هدف اصلی‌شان این است که خط مقاومت را بشکنند؛ ما تا آخر از سوریه حمایت می‌کنیم و الان قضیه سوریه برای آمریکا حیثیتی شده از این رو این همه دست و پا می‌زند و حتی در ظاهر می‌خواهد موفقیت‌آمیز بیرون بیاید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

کاش ببر آمریکا بیرون نمی‌آمد که معلوم نشود بچه گربه است!


«برخی مقامات اسرائیل با توجه به اوضاع فعلی ترجیح می‌دهند توان بازدارندگی آمریکا همچنان مبهم و با ابهت باقی بماند چرا که اقدام کم‌اثر علیه سوریه، چیزی جز جسورتر کردن سوریه و حزب‌الله و ایران به دنبال نخواهد داشت».
وب‌سایت آمریکایی المانیتور با انتشار اولین تحلیل به قلم بن کسپیت روزنامه‌نگار صهیونیست نوشت: برآوردها در اسرائیل حاکی از آن است که نمایش مضحک حمله به سوریه، با شلیک چند ده یا چند صد موشک به اهداف راهبردی حکومت سوریه خاتمه خواهد یافت. فرمانده ارتش اسرائیل دو روز زمان صرف‌ کرده است تا متوجه شود در صورتی که این حمله دستاوردی به همراه نداشته باشد چه می‌شود؟ از نگاه آنان چنین حمله‌ای فقط قدری گرد و خاک خواهد کرد و حاصلش تنها تعدادی عکس درست و حسابی برای رسانه‌های خبری خواهد بود.
روزنامه‌نگار صهیونیست تاکید کرد: با توجه به این که بازدارندگی مهم‌ترین هدف این حرکت آمریکاست، اگر اسد پس از اتمام این همه هیاهو و جار و جنجال دیپلماتیک بین‌المللی باز هم به روش خود ادامه دهد، در حقیقت این هدف (بازدارندگی) نیز کاملا از دست رفته خواهد بود.
این گزارش افزود: «مقامات اسرائیل می‌گویند اگر در نهایت، همه این ضربه‌ها چیزی بیش از یک نوازش برای اسد نباشد، آن چه رخ خواهد داد این است که ابهت بازدارندگی غرب و آمریکا در منطقه به کلی فرو خواهد ریخت.
تحلیلگر المانیتور با بیان اینکه اکنون کسی نیست که کلانتر خاورمیانه یاغی باشد، می‌نویسد: به گفته مقامات اسرائیل اگر قدرت تصمیم‌گیری و اجرای اوباما و غرب این است که شاهدش هستیم، بهتر بود که تلاش‌ها صرف دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک می‌شد. در این صورت، به مفهوم بازدارندگی نظامی خدشه‌ای نمی‌شد و بی‌آن که بر همگان مشخص شود که در ورای این مفهوم واقعیتی وجود ندارد، بازدارندگی همچنان می‌توانست با ابهت جلوه کند.
تحلیلگر صهیونیست نوشت: به عبارت دیگر، بهتر بود این ببر در لانه‌اش می‌خوابید و به جای آن که بیرون بیاید و همه ببینند که بچه گربه‌ای بیش نیست، به خرناس‌هایش ادامه می‌داد.
این پایگاه خبری آمریکایی نوشت: گرچه اسرائیل به دقت رخدادهای سوریه را زیر نظر دارد، اما مرکز توجهش هنوز تهران است. زیرا همه تحرکات و رخدادهای خاورمیانه از ایران سرچشمه می‌گیرد. برعکس آنچه اکنون در حال رخ دادن است- کلنجارهای غرب بر سر حمله هوایی به سوریه- تنها آیت‌الله‌ها را جسورتر کرده و بر آمادگی آن‌ها برای اجرای کامل طرح‌شان در زمینه دستیابی به توانمندی هسته‌ای می‌افزاید.

  روزنامه کیهان

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

نتایج ناگوار و غیرقابل پیش‌بینی جنگ جدید

چرا آمریکا که روز چهارشنبه با جدیت تمام، از حمله به سوریه سخن می‌گفتند یکباره روز پنجشنبه و پس از هشدار آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره آغاز و پایان این جنگ و تشبیه آن به "جرقه‌ای در انبار باروت"، ادبیات خود را تغییر داد و رئیس‌جمهور آمریکا هم رسماً اعلام کرد که هنوز هیچ تصمیمی برای حمله نگرفته است؟
گروه بین الملل مشرق غربی ها پس از گذشت بیش از دو سال از آغاز بحران در سوریه، هنوز نتوانسته‌اند اهداف مدنظر خود را در این کشور محقق کنند. غرب با تمام هیمنه و امکانات خود وارد صحنه تحولات سوریه شد و از همه ظرفیت‌های متحدان منطقه‌ای خود نیز استفاده کرد اما نتوانست دولت بشار اسد را سرنگون کند. در شرایط کنونی و در آستانه برگزاری مذاکرات ژنو 2، دست بالای ارتش سوریه در میدان نظامی، سبب شده است تا آمریکا به فکر چاره‌ای باشد تا شاید بتواند معادلات را تغییر دهد. موضوع استفاده از سلاح‌های شیمیایی در منطقه غوطه شرقیه دمشق، بهانه خوبی برای افزایش فشار بر دولت سوریه و طرح موضوع حمله نظامی به سوریه بود. آمریکایی‌ها که روز چهارشنبه با جدیت تمام از حمله نظامی به سوریه سخن می‌گفتند، به یک بار روز پنجشنبه و پس از هشدار آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره آغاز و پایان این جنگ و تشبیه آن به "جرقه‌ای در انبار باروت"، ادبیات خود را تغییر دادند و باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا رسماً اعلام کرد که هنوز تصمیمی برای حمله نگرفته است و البته حمله را منتفی نیز نمی‌داند.

مشرق در گفت‌وگو با کارشناسان برجسته مسائل منطقه‌ای، به بررسی ابعاد مختلف تحولات اخیر سوریه، دلایل تعلل غرب در حمله و پیامدهای این حمله احتمالی پرداخته است.



هادی محمدی: رژیم صهیونیستی، اولین قربانی ماجراجویی در منطقه خواهد بود


موضوع استفاده از سلاح های شیمیایی، بهانه ای برای طرح حمله نظامی به سوریه شده است. به نظر شما اهداف حداقلی و حداکثری آمریکا و غرب از حمله احتمالی به سوریه چیست؟

اگرچه بهانه حمله به سوریه طی ده روز اخیر بیشتر مطرح شده است، اما بر اساس گزارش های موجود، آمریکایی ها و هم پیمانان منطقه ای شان، این حمله را از قبل طراحی کرده بودند و مدت زمان زیادی از این مسئله می گذرد. هدف اصلی آمریکا از حمله به سوریه این بود که در یک سطح حداقلی و یک سطح حداکثری، امتیازاتی را برای خود محقق کنند. در سطح حداقلی، این هدف مدنظر بود که موازنه نظامی و موازنه قدرت در داخل سوریه را به نحوی تغییر بدهند که امکان امتیازگیری در مذاکرات ژنو دو برای آنها وجود داشته باشد. در سطح حداکثری نیز موضوع براندازی کامل نظام سیاسی سوریه مورد نظر غرب بود. بازیگران منطقه ای از جمله عربستان سعودی و ترکیه و همچنین رژیم صهیونیستی به دنبال این هستند که این سطح حداکثری از اهداف در سوریه تحقق پیدا کند.


طی دو روز گذشته ما شاهد چرخش موضع آمریکایی‌ها درباره حمله به سوریه بودیم. به نظر شما این تغییر موضع ناشی از چیست؟

هر طرح عملیاتی به آخرین سؤالی که باید پاسخ دهد، این است که این طرح چقدر امکان پذیر است و بر اساس محاسبات هزینه فایده تا چه میزان توجیه دارد. از آنجا که نسبت به حمله به سوریه، واکنش های جدی در منطقه وجود خواهد داشت و بر اساس مواضع اعلام شده، اولین قربانی هر گونه ماجراجویی جدی، رژیم صهیونیستی خواهد بود، آمریکا ترجیح می دهد که روش های عملیات نظامی خود را تغییر بدهد. لذا با وجود اینکه روز پنج شنبه به عنوان آغاز حمله نظامی اعلام شده بود، ما شاهد بودیم که این تصمیم به تعویق افتاد و بحث اتمام فعالیت تیم تحقیق شیمیایی سازمان ملل در سوریه نیز به عنوان بهانه ای برای این تعویق مطرح شد. علیرغم این بهانه ها، آن چیزی که باعث به تعویق افتادن حمله نظامی به سوریه شده است، محاسبات هزینه فایده غرب در این موضوع است. مواضع صریح مقام معظم رهبری در این باره بسیار مؤثر بود و آمریکایی ها نیز با توجه به این مواضع، در تصمیم خود تجدیدنظر کردند.


شما به تغییر طرح عملیات نظامی در سوریه اشاره کردید. به نظر شما چه طرحی از سوی آمریکایی ها به کار گرفته خواهد شد؟

به نظر من نوع عملیات نظامی در سوریه به این شکل خواهد بود که یگان های ویژه ای که در ترکیه طی روزهای گذشته تجمع کرده اند وارد مناطق شمالی سوریه و منطقه حلب بشوند و در جنوب نیز یگان های زرهی عربستان وارد خاک سوریه شوند و دست به عملیات نظامی بزنند. این گونه عملیات برای غربی ها قابل توجیه تر است و به احتمال زیاد، این شکل از عملیات از سوی آمریکا و غرب انتخاب خواهد شد.


سید افقهی: جنگ روانی شدیدی در سرزمین‌های اشغالی آغاز شده است


این روزها بحث حمله به سوریه به شدت داغ شده است، به نظر شما آمریکایی‌ها چه سناریویی را برای حمله به سوریه در نظر گرفته‌اند؟

طبق اطلاعاتی که به دست آمده است، ظاهراً تا کنون چهار طرح برای حمله به سوریه آماده شده است که دو طرح کوتاه مدت است و دو طرح دیگر بلند مدت. در طرح های کوتاه مدت چند هدف اصلی تبیین شده است، اولین هدف موضوع مذاکرات ژنو 2 است. مدت زمان زیادی است که مذاکراتی بین آقای جان کری و آقای لاوروف در جریان است تا دو طرف متخاصم در سوریه در این مذاکرات حضور داشته باشند. اما تحولات اخیر در میدان نبرد نظامی از جمله آزادسازی منطقه "القصیر" و مناطق حساس و استراتژیک دیگر باعث شد تا دیدگاه آمریکا و غرب و هم پیمانان منطقه ای آنان نسبت به موضوع تغییر کند. آمریکا و کشورهای منطقه از جمله عربستان و ترکیه بعد از آزاد سازی القصیر پی به تغییر موازنه نظامی در میدان نبرد بردند. با وجود آزاد سازی مناطق حساس در حمص، ادلب و مناطق اطراف دمشق، عملا آمریکایی ها چیزی در اختیار نداشتند تا در پشت میز مذاکره بتوانند از طریق آن از دولت سوریه امتیاز بگیرند. به همین دلیل، موضوع غیر اخلاقی و غیر انسانی استفاده از سلاح های شیمیایی مطرح شد، در حالی که دیگر همه می دانند که گروه های تروریستی از این سلاح ها استفاده کرده اند، اما دولت سوریه از سوی غرب متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی می شود


مرحله دوم سناربوی غرب چه بود؟

بعد از این اتهام زنی، مرحله دوم این سناریوی غربی این بود که دولت آمریکا وارد صحنه شود و اعلام کند که چون دولت سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، آمریکا و اروپا دیگر نمی توانند در این موضوع بی طرف بمانند و باید حمله نظامی به سوریه صورت بگیرد. آمریکا نیز به صورت شتابزده رؤسای ستاد مشترک ارتش 10 کشور اروپایی را در اردن جمع کرد و سناریوهای مد نظر خود را مطرح کرد. انگلستان و فرانسه تعطیلات تابستانی نمایندگان پارلمان را لغو کردند و از آنها درباره طرح حمله به سوریه نظرخواهی کردند.


انجام حملات محدود نظامی به سوریه، چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟

آمریکایی ها همواره اعلام کرده اند که هدف ما سرنگونی دولت آقای بشار اسد نیست، بلکه ما به دنبال تغییر موازنه نظامی در آستانه مذاکرات ژنو 2 هستیم. خب، اگر آمریکا چند حمله نظامی محدود را به اهداف خاص در خاک سوریه انجام داد، چه حاصلی خواهد داشت؟ اگر ارتش سوریه بتواند به این حملات پاسخ دهد و همچنان به پیشروی های خود ادامه دهد، دو اتفاق می افتد. اول اینکه هیبت آمریکا با این همه پروپاگاندا، در هم شکسته می شود و از طرف دیگر، موضع آقای بشار اسد به عنوان کسی که بیش از دو سال آماج حملات غرب بوده و توانسته مقاومت کند، تقویت می شود. لذا حملات محدود نظامی به سوریه در صورتی که منجر به سرنگونی دولت آقای بشار اسد نشود، قطعاً به نفع دولت سوریه و به ضرر رژیم صهیونیستی خواهد بود. این نکته هم بسیار قابل توجه است که در صورت وقوع حملات محدود و مقطعی غرب علیه سوریه، رژیم صهیونیستی در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت.

ما شاهد هستیم که صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی به دمبال ماسک ضد شیمیایی هستند. هنوز جنگ آغاز نشده، در اراضی اشغالی جنگ روانی شدیدی به راه افتاده است. لذا ضربه کوتاه مدت نه تنها به ضرر آقای بشار اسد نیست، بلکه به نفع وی و به ضرر رژیم صهیونیستی و هیبت آمریکا در منطقه و جهان است.

همچنین این حمله، این بهانه را در اختیار روسیه، چین و کشورهای محور مقاومت از جمله جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد که بر روی این موضوع مانور بدهند که آمریکا بدون کسب مجوز شورای امنیت و با نادیده گرفتن همه قوانین و مقررات بین المللی اقدام به این حمله کرده است و همین مسئله جایگاه آمریکا را زیر سؤال می برد.


مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیئت دولت نسبت به عواقب حمله به سوریه هشدار جدی دادند، به نظر شما این مواضع صریح چه تأثیراتی در جریان تحولات اخیر سوریه به همراه داشت؟

مواضع مقامات جمهوری اسلامی ایران به ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی که در دیدار با اعضای هیئت دولت نسبت به حمله به سوریه هشدار دادند و فرمودند که هر گونه حمله به سوریه فاجعه بار خواهد بود، بسیار مهم و تأثیرگذار بود و به نظر بنده آمریکایی ها پیام این مواضع روشن و صریح را گرفتند. مقامات نظامی جمهوری اسلامی نیز پس از این موضع صریح رهبر معظم انقلاب، اعلام کردند که اگر این حمله اتفاق بیافتد، منافع آمریکا در کل منطقه به خطر می افتد. همین مواضع سبب شد که آقای اوباما روز پنج شنبه ادبیات خود را تغییر داد و اعلام کرد که هنوز تصمیمی درباره حمله به سوریه نگرفته است.


حسین رویوران: واکنش ایران و حزب‌الله برای غرب قابل پیش‌بینی نیست


حمله احتمالی آمریکا به سوریه چه نوع واکنش هایی را به دنبال خواهد داشت؟ آیا همه این واکنش ها برای آمریکا قابل پیش بینی خواهد بود؟

با توجه به هزینه های سنگینی که حمله نظامی به سوریه برای آمریکا در پی خواهد داشت، آمریکا پیش از آغاز این حمله باید از نوع واکنش چهار طرف مطمئن باشد. طرف اول، دولت سوریه است. ارتش سوریه که با سلاح های پیشرفته روسی از جمله موشک های "یاخونت" مجهز شده است، می تواند عملیات غافلگیر کننده ای را بر علیه مهاجمان از خود بروز دهد. دومین طرف درگیر در جنگ، روسیه است. روس ها پیش از این در جریان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و همچنین حمله غرب به لیبی، فریب غربی ها را خورده و سکوت کرده است. قطعاً در موضوع حمله به سوریه، روس ها مانند گذشته در مقابل آمریکا سکوت نخواهند کرد. ما شاهد بودیم که آقای پوتین در اظهاراتش مداخله نظامی در سوریه را محکوم کرد. سومین طرف، جمهوری اسلامی ایران است. واکنش ایران برای غرب کاملا غیر قابل پیش بینی است و آمریکا و متحدانش به درستی نمی دانند که در صورت حمله به سوریه چه واکنشی از سوی ایران رقم خواهد خورد. چهارمین و آخرین طرف در این موضوع حزب الله لبنان است. نوع واکنش حزب الله هم برای غرب قابل پیش بینی نیست. لذا با توجه به اینکه محاسبات آمریکا از ابعاد و پیامدهای جنگ احتمالی در سوریه شفاف نیست، این حمله به تأخیر افتاده است.


با توجه به بی‌نتیجه بودن جلسه چهارشنبه شب شورای امنیت سازمان ملل متحد، به نظر شما آیا آمریکا خواهد توانست یک اجماع بین المللی برای حمله به سوریه ایجاد کند؟

به نظر بنده، برای حمله به سوریه هیچ اجماع بین المللی در قالب سازمان ملل متحد ایجاد نخواهد شد زیرا همان طور که اشاره کردم، روسیه تجربه فریب خوردن از غرب در گذشته را دارد و این بار قطعاً با سناریوی غربی ها همراهی نخواهد کرد. چین هم مانند روسیه با طرح غرب برای حمله به سوریه مخالفت خواهد کرد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

پاسخ امام(ره) به کسانی که می‌گفتند ما باید با همه آشتی کنیم

پاسخ امام(ره) به کسانی که می‌گفتند ما باید با همه آشتی کنیم
به گزارش جهان به نقل از فارس حسن رحیم‌پور ازغدی استاد دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور در مراسم افتتاحیه چهاردهمین اجلاس سالانه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با ابراز تاسف از درگذشت «معین رئیسی»، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل خاطرنشان کرد: کسی که در راه تلاش برای اعزاز ارزش‌های الهی و برای نشر معارف اسلامی کشته شود به لحاظ معنا شهید محسوب خواهد شد.

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اصول امام و مکتب انقلابی که امام پرچم آن را بر دست گرفتند، گفت: از قبل از انقلاب رویکرد فکری با عنوان لیبرال مذهبی همراه تفکر امام رواج پیدا کرد که معتقد به براندازی نظام سلطنتی و تشکیل حکومت اسلامی نبود. البته افراد این نوع تفکر به لحاظ شخصی غیرمذهبی نبودند و تا جایی که برای آنان خطر نداشت، علاقه به ترویج اسلام نیز داشتند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: البته عده‌ای نیز در ادامه به این تفکر پیوستند. این افراد کسانی بودند که به طور معنایی مکتب امام را نشناخته بودند و بر اساس جو‌زدگی در این مسیر افتاده بودند. حال این افراد وقتی فشارها را مشاهده کردند این سوال برایشان پیش آمد که چرا فداکاری؟ آیا این مقدار هزینه ارزش دارد؟ بر همین اساس تردید کردند و از مسیر خارج شدند. در کنار این علت، ریشه‌های شخصیتی نیز در عدول از اصول تاثیر دارند یعنی در کنار علت نظری علت خصلتی نیز تاثیر‌گذار خواهد بود.

وی افزود: برای این افراد این سوال پیش آمد که سهم ما چه شد و کم کم از این منظر به قضیه نگاه کردند که از گوشت انقلاب چه به آنان خواهد رسید و در حقیقت به مردار‌خواران نهضت تبدیل شدند.

«بعضی از جریاناتی که در دهه اول انقلاب در کنار امام (ره) حضور داشتند در دهه سوم و چهارم انقلاب بدون آنکه به امام (ره) اهانتی بکنند عملا از مسیر وی برگشتند و حال همان سخنانی که لیبرال‌های مذهبی در اول انقلاب بیان می‌کردند را در دهه سوم و چهارم تکرار کردند.»

وی اشاره‌ای به استدلال‌های چنین افرادی که به سمت لیبرال مذهبی غلطیدند داشت و تصریح کرد: استدلال‌هایی در دهه اول انقلاب نیز وجود داشت این است که چون جامعه هویت فرهنگی قوی‌ای دارد نمی‌تواند با هژمونی دنیا یکی شود. جامعه ما و نخبگان انقلابی ما سیاستمدار نیستند و آرمان‌های خیالی را به دنبال هستند.

رحیم‌پور
افراد لیبرال مذهبی دهه چهارم انقلاب معتقدند که ما باید همزیستی مسالمت‌آمیزی با قدرت‌های جهانی داشته باشیم و نباید سرنوشت خود را به مسائل خاورمیانه گره بزنیم. ما اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم باید مجموعه‌ای از تغییرات را در سیاست خارجه داشته باشیم.
ازغدی ادامه داد: این افراد معتقد بودند چون ما اصولی را پذیرفته‌ایم، نمی‌توانیم پیشرفت کنیم. با تفکر امام نمی‌شود به تحول اندیشید و با امت اسلامی تمدن‌سازی امکان‌پذیر نخواهد بود. اینان معتقد بودند که هویت ما مانع توسعه است و باید دولت را در دست گرفت و بی‌ سر و صدا به تغییر هویت اقدام کرد. اینان معتقد بودند که بدون حذف شدن از الگوی غرب امکان پیشرفت وجود ندارد به همین خاطر به دنبال تغییر تدریجی هویت و استحاله آن بودند.

«لیبرال‌های مذهبی اوایل انقلاب و کسانی که در حال حاضر نیز سخنان آنان را بازگو می‌کنند معتقد هستند عقلانیت درست همان عقلانیت غربی است و کلید توسعه دست سرمایه‌دار‌هاست و در سیاست خارجی نیز باید در چارچوب سرمایه‌داری غرب سخن گفت.»

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه سخنان خود با اشاره به فرمایشات امام در رد مدعای لیبرال مذهبی‌ها اظهار داشت: در حوزه اقتصاد و توسعه، آنچه که امام (ره) تصریح می‌کنند آن است که روحانیون حق عدول از حمایت از محرومین و مستضعفین را ندارند چرا که در غیر این صورت به اسلام و مسلمین خیانت کرده اند. امام معتقد بود ما باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا خط دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم.

وی افزود: از فرمایشات امام چنین بر می‌آید که ما نباید در هیچ شرایطی دست از خودکفایی نظامی بکشیم. شاید عده‌ای بگویند که مدام خط و نشان کشیدن برای غرب جز ایجاد تنش چیز دیگری نخواهد داشت اما امام (ره) می‌گوید ما باید در برابر جبهه غرب و شرق، جبهه قدرتمند اسلامی-انسانی با همان نام و نشان انقلاب و اسلام خودمان را تشکیل دهیم تا پابرهنگان جهان پیروزی خود را جشن بگیرند.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: امام معتقد بود دفاع از اسلام و حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. حال عده‌ای می‌گویند که چرا ما باید از حزب‌الله و گروه‌های مقاومت حمایت کنیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: عده‌ای می‌گویند که سیاست انقلاب اسلامی و ایدئولوژی آن سرمایه‌دار‌ها را به کشور سرازیر نمی‌کند این در حالی است که امام (ره) می‌فرماید ما باید از محرومان با تمام وجود حمایت کنیم و این را جزو اصول سیاست‌های خارجی خود بدانیم. ممکن است عده‌ای بگویند که ما نسبت به فقر و محرومیت دیگران چه مسئولیتی داریم؟ امام در جواب این افراد می‌فرماید ما باید برای مبارزه با فقر حرکت کنیم و به حمایت از مستضعفین جهان کمر همت ببندیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به این موضوع که عده‌ای صدور انقلاب را دشمن‌سازی برای ایران می‌دانند گفت: این سخنان را افرادی در دهه اول انقلاب بیان می‌کردند و حال نیز عده‌ای دوباره آن را تکرار می‌کنند. این در حالی است که امام معتقد بود خطر آمریکا به حدی است که اگر کوچکترین غفلتی انجام دهیم قطعا نابود خواهیم شد. امام معتقد بود کسی غیر از ما جرات ایستادن در برابر آمریکا را ندارد. امام بیان می‌کرد که ما باید تمام تلاش خود را برای صدور انقلاب انجام دهیم. این سخن امام خود یعنی ایجاد تنش با ابر‌قدرت‌ها، پس این تفکر که ما سخنی از صدور انقلاب نگوییم مردود است.

رحیم‌پور ازغدی در ادامه تصریح کرد: در اوایل انقلاب عده‌ای به امام می‌گفتند که ما نباید به دیگر کشورها کار داشته باشیم، ما باید با همه آشتی کنیم، به ما مربوط نیست که به دیگر ملت‌ها ستم می‌شود و ما باید به مشکلات داخلی بپردازیم. حال سخنی که امام در جواب به اینان فرموده است اینچنین است که «من بار دیگر پشتیبانی خودم را از همه گروه‌هایی که برای رهایی از ابرقدرت‌ها تلاش می‌کند اعلام می‌کنم.
آیا این سخن امام که جنگ جنگ تا رفع فتنه تنش‌زایی با جهان است یا خیر؟ حقیقت آن است که این تنش برای مبارزه با ظلم است. امام حکم اعداد سلمان رشدی را صادر کرده است این حکم خود تنش‌زاست چرا که هدف از آن مبارزه با اهانت به اسلام است.
تمام قوای کشور باید یکدل با دژخیمان از خدا بی‌خبر تا انهدام اساس کفر از حقوق انسان‌ها و همه مستضعفان دفاع کنند.»

وی تاکید کرد: آیا این سخن امام که جنگ جنگ تا رفع فتنه تنش‌زایی با جهان است یا خیر؟ حقیقت آن است که این تنش برای مبارزه با ظلم است. امام حکم اعداد سلمان رشدی را صادر کرده است این حکم خود تنش‌زاست چرا که هدف از آن مبارزه با اهانت به اسلام است. امام می‌فرماید تلاش ما آن روز تمام می‌شود که همه احکام اسلام اجرا شود و همه مستضعفین از زیر یوغ مستکبران خارج شوند.

این استاد دانشگاه افزود: حال عده‌ای می‌گویند این سخنان امام (ره) خلاف حقوق بشر است. گفتمان ایدئولوژیک امام خلاف گفتمان حاکم سرمایه‌داری است. حال امام در جواب آنان می‌فرماید ما نگران سخنان غربی‌ها نیستیم ما باید روی میزان عدل رفتار کنیم و به آنان خواهیم فهماند که دموکراسی به چه معناست. ما اثبات خواهیم کرد که این دموکراسی‌ که جمهوری اسلامی دارد درست است و نه آن دموکراسی‌ای که در شرق و غرب حکمفرماست.

رحیم‌پور ازغدی با رد سخنان افرادی که می‌گویند اینقدر هزینه برای این راه فایده‌ای ندارد گفت: امام می‌فرماید تا وقتی که پرچم اسلام ناب محمدی بر بام همه عالم بر افراخته شود و وارثان زمین مستضعفین شوند این جهاد ادامه دارد. امام می‌فرماید هزینه این راه تا جایی است که خود من نیز کشته شوم.

وی متذکر شد: چنین افرادی که تفکر لیبرال مذهبی دارند اسم امام را با احترام بیان می‌کنند به شرطی که سخنان امام بیان نشود. این افراد از فرمایشات امام ترس دارند. این افراد می‌گویند که به هند و امارات نگاه کنید که در درون کشور خود به اجماع رسیدند که پیشرفت الگویی غیر از جهان سرمایه‌داری ندارد و چون در ایران به این اجماع نرسیده‌ایم به پیشرفت نیز نخواهیم رسید.

رحیم‌پور تاکید کرد: اصلا هند برای ما نمی‌تواند الگو باشد. کشورهای عربی خلیج فارس تنها نفت دارند و البته عُرضه استفاده از آن را نیز ندارند. حال چگونه ممکن است این کشورها برای جمهوری اسلامی الگو باشند. این افراد ادعا می‌کنند که در ایران اندیشه سیاسی زائل شده و ما نمی‌توانیم در غربی شدن اجماع کنیم.

وی افزود: این افراد به دنبال پیاده‌کردن سرمایه‌داری غرب در ایران هستند در حالی که سرمایه‌داری، رشد خود را با جنگ و غارت جهان به دست می‌آورد. این افراد باید بدانند که اقتصاد سرمایه‌داری تنها با تنش زنده است و با تنش است که به سود خود خواهد رسید. این افراد مدعی‌اند که ما می‌خواهیم با دنیا زندگی کنیم اما فلسفه دنیا را نفی کنیم حال باید به آنان بگوییم آیا امپریالیسم فلسفه دنیا است؟ این افراد معتقدند که دیگر مفهوم استقلال وجود ندارد و تنها حاکمیت معنا دارد و آن هم قهر با دنیا نیست. این مبانی توسعه یافتگی از نظر چنین افراد لیبرال مذهبی است.

این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: نتیجه سخنان چنین افرادی این است که استقلال جمهوری اسلامی یعنی با دنیا قهر بودن. ما نمی‌دانیم چرا آمریکا و غرب برای اینها دنیا هستند. چرا در جهان این افراد، تنها آمریکا و غرب وجود دارد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به معیارهای سیاستمدار بودن از طرف لیبرال مذهبی‌ها گفت: این افراد می‌گویند ما در جمهوری اسلامی سیاستمدار نداریم. سیاستمدار کسی است که با لحن عصبانی صحبت نکند و به دو زبان خارجه آشنا باشد. این در حالی است که مشکل ما زبان نیست مشکل ما این است که با این زبان قرار است چه سخنی گفته شود. در حقیقت
لیبرال‌های مذهبی اوایل انقلاب و کسانی که در حال حاضر نیز سخنان آنان را بازگو می‌کنند معتقد هستند عقلانیت درست همان عقلانیت غربی است و کلید توسعه دست سرمایه‌دار‌هاست و در سیاست خارجی نیز باید در چارچوب سرمایه‌داری غرب سخن گفت.
این افراد نوه‌های فکری مهندس بازرگان هستند.

«پدر لیبرال مذهبی این افراد یعنی بازرگان به دنبال سرنگون کردن سلطنت شاه نبود و می‌خواست با حضور شاه آزادی‌های سیاسی بیشتر شود؛ در حالی که امام عکس آن را اعتقاد داشتند.»

وی ادامه داد: افراد لیبرال مذهبی دهه چهارم انقلاب معتقدند که ما باید همزیستی مسالمت‌آمیزی با قدرت‌های جهانی داشته باشیم و نباید سرنوشت خود را به مسائل خاورمیانه گره بزنیم. ما اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم باید مجموعه‌ای از تغییرات را در سیاست خارجه داشته باشیم. اینان معتقدند که باید در سیاست خارجه ایدئولوژی زدایی کنیم و با عقل سلیم تصمیم بگیریم. این در حالی است که امام (ره) خلاف آن را اعتقاد داشتند. آیا این سخن امام که تا کفر هست مبارزه هست از روی عقل سلیم نبوده است؟

رحیم‌پور ازغدی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: این افراد می‌گویند تخیل را باید کنار گذاشت. آیا از نظر اینان شعار مقاومت تخیل‌گرایی است؟ اینان معتقدند ما فایده‌گرا نیستیم و اصولی داریم که این باعث توسعه نیافتگی کشور ما شده است. اینان معتقدند ما باید کاربردی بیندیشیم و به ابزار فکر کنیم این در حالی است که در نگاه اسلامی و انقلابی علاوه بر نگاه ابزاری، نگاه اهدافی نیز وجود دارد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: این افراد معتقدند با یقین و محکم سخن گفتن به سبک امام توسعه به دست نمی‌آید. توسعه در گرو آن است که نسبت به مبانی مان شک و تردید داشته باشیم. در حالی که حقیقت آن است که انقلابی بودن بدین معنی نیست که بدون فکر تصمیم بگیریم. افراد لیبرال مذهبی آنچه که مطلق است را نسبی در نظر می‌گیرند اما امام (ره) می‌گوید موضوعاتی که نسبی است، تصمیم‌گیری در مورد آن نیز نسبی است و آن مواردی که مطلق است، تصمیم‌گیری در مورد آن نیز مطلق خواهد بود و برای آن برهان مکتبی وجود دارد.

«وقتی تکلیف روشن شد دیگر تجدید‌نظر در اصول معنا نخواهد داشت. این در حالی است که لیبرال مذهبی‌ها می‌خواهند بگویند که هیچ چیز مطلق نیست».

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر اینکه نیروهای انقلابی باید تعادل علوی داشته باشند گفت: افراد باید در مقام تشخیص تکلیف عقلانی عمل کنند و در مسیر مکتب حرکت کنند. در حقیقت شعار و اهداف تغییر‌ناپذیر است اما امکان تغییر روش وجود دارد.

وی با اشاره به خصوصیات انقلابی‌گری گفت: انقلابی‌گری به معنای بدون عقلانیت تصمیم‌گیری کردن نیست. انقلابی‌گری هیجان‌زدگی نیست. در تصمیمات انقلابی حتما باید محاسبه صورت گیرد البته باید در مباحث نسبی، نسبی اندیشید و در موارد مطلق نیز، مطلق اندیشید.

وی با اشاره به این موضوع که عقلانیت و اعتدال به این مفهوم نیست که چیزی بگوییم تا کسی ناراحت نشود، متذکر شد: قطعا اگر بر حقوق خود بایستیم این استقامت ما تنش ایجاد خواهد کرد. آمریکا می خواهد تنها خود کدخدا باشد به همین خاطر دست از فشار بر روی ایران بر نخواهد داشت. ما باید بدانیم که پارادایم غرب پارادایم کنترل است. آنان می‌خواهند تمامی حوزه‌ها در کنترل آنان باشد.

رحیم‌پور ازغدی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: تفکر رژیم شاه نیز بر اساس همین تفکر لیبرال مذهبی‌ها بوده است و افراد باید بدانند کسانی که به دنبال تنش‌زدایی در سیاست خارجی هستند باید بدانند چنین رویه‌ای در تضاد با خط فکری امام خمینی است و قطعا عدول از اصول به بهانه تنش‌زدایی مبارزه با خط فکری امام (ره) است و دانشجویان نیز باید در برابر این افراد خاکریز تعبیه کنند و بر اساس اعتدال علوی رفتار کنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

دلایل تغییر نظر حضرت امام در جریان قطعنامه ۵۹۸

آقای هاشمی! فکر می‌کنید این‌ها شعارهای چه کسی است؟
به گزارش جهان، کامران غضنفری محقق و پژوهشگر و نویسنده کتاب «راز قطعنامه» در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله با موضوع «تحریف در بینات انقلاب به بهانه نفی افراطی گری» به ایراد سخنرانی پرداخت.

اعتدال و افراطی‌گری از منظر آقای رفسنجانی

غضنفری با بیان اینکه اخیراً در سایت آقای هاشمی به مطلبی برخوردم که عنوان آن اعتدال و افراطی‌گری بود، اظهارداشت: وی موضوعاتی را مطرح کرده بود و حالا به یکی دو جمله از آنها اشاره می‌کنم؛ آقای هاشمی گفته بود که مهمترین شاخص اعتدال در حضرت امام(ره) توجه خاص ایشان به نگاه کارشناسی بود.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» افزود: در خاطرم جمله‌ای تاریخی از ایشان هست که نظر کارشناسی مجمع را حتی اگر خلاف نظر خودم هم باشد، می‌پذیرم. از اعتدال امام درس‌های بزرگی در تاریخ ثبت شده؛ از ده‌ها فتوای نوآورانه وفقهی نظیر فتوای شطرنج و موسیقی تا آن حرکت بی‌بدیل سیاسی در قبول قطعنامه ۵۹۸ که هم منجر به تأمین مصلحت مردم و پیشرفت ایران اسلامی گردید و هم سقوط و زوال صدام.

وی ادامه داد:‌ بعد در جایی دیگر اشاره می‌کنند که در واقع‌گرایی اسلامی نه اسلام فراموش می‌شود و نه آرمان‌ها. در مسیر واقع‌گرایی اسلامی آرمان‌های ما هم اسلامی‌تر می‌شوند و هم واقع‌بینانه‌تر. شما فقط کافی است در مقطع تاریخی قبول قطعنامه ۵۹۸ نتایج واقع‌گرایی اسلامی و اعتدال در تصمیم‌گیری حضرت امام را بررسی کنید و در نقطه مقابل آن تصور کنید که اگر قرار بود تصمیمات نظام بر مبنای آرمانگرایی افراطی اتخاذ می‌شد، چه سرنوشتی در انتظار ایران اسلامی بود. معلوم است که آرمانگرایی محض و خالی از واقع‌گرایی ممکن بود چه بلایی به سر کشور بیاورد.

غضنفری یادآور شد: وی با این حساب اشخاص را به دو دسته تقسیم‌بندی کرده‌اند که یک طیف معتقد به واقع‌گرایی اسلامی هستند که طبعاً ایشان خودشان را هم جزو این طیف می‌دانند و نقطه‌ مقابل را طرفدار آرمانگرایی افراطی می‌دانند.

وی تأکید کرد: ما یادمان هست در دوران هشت سال دفاع مقدس بودند بعضی آقایانی که خودشان را عقلای قوم به حساب می‌آوردند و افراد معتدل فرض می‌کردند و در مقابل، عده‌ای دیگر را دارای گرایش‌های افراطی و آرمانگرایان افراطی تلقی می‌کردند. حالا اینجا می‌خواهیم چند تا از این شعارهای آرمان گرایانه افراطی را بیان کنیم تا بعد ببینیم این جملات افراطی از ناحیه چه فرد یا افرادی بیان شده است.

سخنان آرمان گرایانه به ظاهر افراطی

غضنفری در ادامه به بخشی از سخنان امام خمینی (ره) اشاره کرد و فت: در تاریخ ۲۱/۳/۶۲ ایشان فرموده‌اند: اگر بعضی از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که جنگ را تمام کنید شما هم قبول کنید بدانید که اسلام در خطر کفر است. اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقب‌نشینی کنیم، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقب‌نشینی کند، نوامیس، اموالش، جان‌های جوانهایش، همه‌اش به باد خواهد رفت. همچنین در تاریخ ۱۰/۴/۶۳ امام خمینی (ره) می‌فرمایند: آنهایی که به ما می‌گویند سازش کنید، آنها یا جاهل هستند یا مزدور. سازش با ظالم یعنی که دست ظالم را باز کن تا ظلم کند. این خلاف رأی تمام انبیاء است.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» در ادامه گفت: امام‌خمینی(ره) در ۱۸/۱۲/۶۳ بیان کردند: اینان ندیدند که مادران و پدران شجاع ایران، فرزندان و نور چشمان خود را از زیر خروارها خاک بیرون می‌کشند و فریاد جنگ جنگ تا پیروزی سر می‌دهند و از دست‌اندرکاران مقابله به مثل و از سلحشوران جبهه‌ها ادامه جنگ را طلب می‌کنند؟! درود خدا بر این ملت شجاع و مؤمن که جان می‌دهد و تن به سازش
جناب آقای هاشمی رفسنجانی، فکر می‌کنید این شعارهای به زعم شما آرمانگرایانه افراطی را چه کسانی سر می‌دادند. گوینده این جملات کسی جز روح‌الله ‌الموسوی الخمینی رضوان‌الله تعالی علیه نیست.
و تسلیم نمی‌دهد؛ همچنین در تاریخ ۱۶/۵/۶۵ می‌فرمایند: سازش و صلح تحمیلی بدتر از جنگ چه معنا دارد؟ کیست که نداند صلح با این حزب به رسمیت شناختن حزب بعث است که با قتل و جنایت بر یک کشور اسلامی حکومت می‌کند و کیست که نداند این امر از بزرگترین گناهان است و از واضح‌ترین خیانت‌ها به مسلمین است.

غضنفری گفت: با این تفاسیر، جناب آقای هاشمی رفسنجانی، فکر می‌کنید این شعارهای به زعم شما آرمانگرایانه افراطی را چه کسانی سر می‌دادند. گوینده این جملات کسی جز روح‌الله ‌الموسوی الخمینی رضوان‌الله تعالی علیه نیست.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» با تأکید بر اینکه سوالی که مطرح می‌شود این است که چه شد امام خمینی(ره) که با چنین دیدگاهی از اول جنگ تا پایان جنگ این مسیر را مستقیم جلو می‌رود بدون اینکه ذره‌ای از این مسیر منحرف شود، افزود: درست ۱۰ روز بعد از ۱۳تیرماه ۶۷ یعنی ۲۳ تیرماه پذیرش قطعنامه به ایشان تحمیل می‌شود و دقیقاً اوضاع ۱۸۰ درجه تغییر می‌کند؟!

دلایل تغییر نظر حضرت امام در جریان قطعنامه ۵۹۸

وی ادامه داد: چه پیش آمد در حالی که ۱۰ روز قبل از آن امام(ره) مردم را جهت حضور در جبهه و مقابله با آمریکا و اذناب آمریکا دعوت می‌کنند و می‌فرمایند غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول الله(ص) است و خائن به رسول الله جایگاهش در درک جهنم خواهد بود، چگونه می‌توان قبول کرد؟ در جلسه ۲۳ تیرماه ۶۷ چه اتفاقی می‌افتد؟ آقای هاشمی چند تن از مسئولین دیگر را با خودش همراه می‌کند و به نزد امام می‌روند. قبل از این جلسه هم آقای هاشمی به کرّات سراغ امام خمینی(ره) رفته بود و با اصرار هر چه تمام‌تر از ایشان خواسته بود که آتش بس را بپذیرند و صلح انجام شود ولی حضرت امام خمینی(ره) سرسختانه مقاومت کرده و پاسخ رد می‌دادند.

غضنفری گفت: یکی دو مورد آن را آقای محسن رضایی تعریف می‌کند. البته تمام مطلب که این جا مطرح می‌شود، همگی آشکار است و هیچ یک جزء مطالب محرمانه محسوب نمی‌شود و چه در سایت‌ها، چه در کتاب‌ها و چه در مجلات منتشر شده است؛ روابط محسن رضایی با هاشمی رفسنجانی همیشه صمیمانه و گرم بوده است. شاید به جرأت بتوان گفت که در حدود سه دهه است که آقای رضایی در زمین جناب آقای هاشمی رفسنجانی بازی می‌کند. همچنان که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و در انتخابات سال ۹۲ در هر دو در زمین هاشمی بازی می‌کرد و البته آقای هاشمی هم از خجالت ایشان درآمده بود.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» با بیان اینکه محسن رضایی نقل می‌کند که در یکی از جلسات که آقای هاشمی به امام اصرار می‌کند باید بپذیرید و ما مجبوریم قطعنامه را امضاء کنیم، گفت: امام ناراحت می‌شوند و پاسخ منفی می‌دهند. در جلسه دیگری آقای هاشمی، منتظری و دیگران را همراه خود کرده بود و نزد امام آمده بود تا اینکه شروع می‌کنند راجع به بدی اوضاع مملکت صحبت کنند، امام بلند می‌شوند و جلسه را ترک می‌کنند و به حرف‌های آنها اعتنایی نمی‌کنند.

جلسه ۲۳ تیر و گزارش‌های آن

وی تأکید کرد: در جلسه ۲۳ تیر که آخرین جلسه‌ای بوده که نهایت فشار را آقای هاشمی رفسنجانی بر حضرت امام وارد می‌کنند و ایشان را وادار به پذیرش قطعنامه می‌کنند. پنج، شش گزارش را جلوی حضرت امام می‌گذارند. یک گزارش از فرماندهی وقت سپاه، یک گزارش از فرماندهی ارتش، گزارشی از نخست وزیر وقت راجع به اوضاع اقتصادی و گزارشی از وزیر اقتصاد و گزارشی از رئیس برنامه و بودجه آقای روغنی زنجانی که در گزارش خود بیان کرده بودند که کفگیرمان به ته دیگ خورده است و دیگر اصلاً پول نداریم و گزارشی هم آقای سیدمحمد خاتمی - که آن زمان مسئول تبلیغات ستاد کل بود - آورده بود مبنی بر اینکه مردم دیگر به جبهه‌ها نمی‌روند و از جبهه‌ها استقبال نمی‌شود و یک گزارش مفصل هم خود آقای هاشمی تهیه کرده و ارائه می‌کنند - به این در یادداشت‌های خود ایشان هم اشاره‌ای نمی‌شود.

وی ادامه داد: حالا با این گزارش‌ها که همگی دستانشان را به نشانه تسلیم بالا برده بودند حضرت امام با اتکا به چه کسی می‌خواستند مقاومت را ادامه دهند؟! تمام اینهایی که به آنها اعتماد کرده و تا آن موقع به آنها تکیه کرده بودند، همگی دستانشان را بالا برده بودند. این جاست که می‌فرمایند من این جام زهر را سر می‌کشم. و در جایی دیگر می‌فرمایند: قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌تر است.

حالات حضرت امام پس از پذیرش قطعنامه

غضنفری اظهارداشت:‌ بعد آقای هاشمی در چند مصاحبه‌ای که سال‌های اخیر داشته‌اند، می‌گویند امام(ره)
روابط محسن رضایی با هاشمی رفسنجانی همیشه صمیمانه و گرم بوده است. شاید به جرأت بتوان گفت که در حدود سه دهه است که آقای رضایی در زمین جناب آقای هاشمی رفسنجانی بازی می‌کند. همچنان که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و در انتخابات سال ۹۲ در هر دو در زمین هاشمی بازی می‌کرد و البته آقای هاشمی هم از خجالت ایشان درآمده بود.
از پذیرش قطعنامه خیلی خوشحال بود و به من گفتند این از الطاف الهی بود که من قطعنامه را پذیرفتم.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» با طرح این سؤال که آیا به واقع چنین بود، اظهارداشت: ایشان تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه هیچ چیزی نتوانستند بخورند، از قول حاج عیسی مستخدم امام نقل می‌کنند بعد از دو روز یک استکان چای که برای امام می‌آورد، حضرت امام او را بغل می‌کنند و یک ساعت تمام گریه می‌کنند؛ نقل می‌کنند همان روز اول این قدر امام افسرده و ناراحت شده بودند که توان اینکه از جایشان بلند شوند و به رختخواب بروند، نداشته‌اند؛ آیا با این وضعیت امام خوشحال بود؟! مرحوم توسلی، از اعضای دفتر حضرت امام، نقل می‌کند که بعد از اینکه امام قطعنامه را پذیرفت دیگر تا آخر عمر ایشان من یک لبخند بر لبهای امام ندیدم.

وی گفت: امام بعد از پذیرش قطعنامه تا روز رحلت دیگر با هیچ گروه و شخصی که برای دیدار می‌رفتند صحبت نکردند. و همه صحبتهایشان را قطع کردند. شما در صحیفه امام جستجو کنید از روز قبول قطعنامه تا زمان رحلت حتی یک سخنرانی از امام پیدا نمی‌کنید.

غضنفری در ادامه سخنان خود تصریح‌کرد: توصیه می‌کنم کتاب «راز قطعنامه» را حتما مطالعه کنید. علامتهای سوال بسیاری در مورد قبول قطعنامه توسط حضرت امام در ذهن خیلی‌ها مانده است. ما در این کتاب اشاره‌ای به چند دسته از استدلال‌ها که جلوی حضرت امام برای قبول قطعنامه می‌گذارند، کرده‌ایم. اولین استدلال آنها این بوده که می‌گویند ما دیگر توان اقتصادی نداریم و کشور از پشتیبانی جبهه‌ها ناتوان است و دیگر پولی در خزانه نداریم. لیکن ما با شواهد و قرائن متعدد اثبات کردیم که این ادعا، ادعایی خلاف واقعیت و کذب بود. یعنی اینکه گزارش دروغ به حضرت امام دادند.

چند نمونه از گزارش‌های مسئولان به امام

وی ادامه داد: بنده به چند نمونه اشاره می‌کنم. آقای روغنی زنجانی در گزارشی که برای حضرت امام می‌نویسد و در آن ذکر می‌کند ما دیگر پولی در بساط نداریم که خرج کنیم، آقای محسن رضایی نقل می‌کند که چند وقت بعد میرحسین موسوی نخست‌وزیر به من گفت که این چیزی که روغنی زنجانی گزارش داده است، نظر دولت نبوده یعنی تلویحا می‌گوید که این گزارش روغنی زنجانی است که داده شده است.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» اضافه‌کرد: بگذریم از اینکه چند سال بعد آقای روغنی زنجانی هم مصاحبه‌ای می‌کند و به این وسیله پته همدیگر را روی آب می‌ریزند و دست همدیگر را رو می‌‌کنند. روغنی زنجانی می‌گوید که این خود میرحسین موسوی بود که به من گفت این نامه را بنویسم.

وی تصریح‌کرد: بهزاد نبوی که خودش وزیر صنایع سنگین در آن زمان بود، طی مصاحبه‌ای در سال ۸۷ می‌گوید که در مورد دلایل پایان جنگ هیچ گاه اشاره نشد که کشور از نظر اقتصادی توان تهیه نیازهای جبهه‌ را ندارد. به هیچ عنوان دلیل پایان جنگ، اقتصادی نبوده است.

غضنفری گفت: آقای محسن رضایی در مصاحبه‌ای عنوان می‌کند که ما در طی ۸ سال جنگ حدود ۱۸۰ میلیارد دلار نفت فروختیم. از این مقدار چیزی حدود ۲۰ الی ۲۲ میلیارد آن فقط هزینه جنگ شده است. این یعنی چه؟! با اینکه این قدر حضرت امام از سال اول فریاد می‌زدند که جنگ باید در راس امور باشد، همه توجهات مردم و مسئولین کشور باید معطوف به جنگ باشد.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» تأکید کرد: من به خاطر دارم در آن سال‌ها موضوعی بین بچه‌ها به شوخی رایج بود که می‌گفتند تنها کسی که به این حرف امام گوش می‌کند صدام است! و او به این حرف امام واقعا عمل کرد. ما به طور متوسط طی ۸ سال جنگ فقط حدود ۱۲ درصد بودجه کشور را هزینه کردیم. آیا این بدان معنی است که جنگ مسئله اصلی کشور بوده است و یا اینکه در نظر آقایان مسئول در آن زمان، جنگ نه تنها اصل نبوده که فقط یک مسئله فرعی و دست چندم تلقی می‌شده است.

وی یادآور شد: آقای هاشمی در مصاحبه‌ای در سال ۶۱ بعد از قضایای فتح خرمشهر و عملیات بیت‌المقدس اعتراف جالبی می‌کند و می‌گوید: ما در جنگ ۱۰ الی ۱۵ درصد بودجه را به این امر اختصاص داده‌ایم، اما عراق حدود ۸۰ درصد بودجه‌اش را برای جنگ مصرف می‌کند. بعد اشاره می‌کند که اگر در زمان صلح هم همین مقدار را به نیروهای مسلح اختصاص می‌دادیم پذیرفتنی بود.

غضنفری تأکید کرد: آقای کاظم‌پور اردبیلی معاون وقت وزیر نفت، در دی ماه سال ۶۶ به ژاپن سفر می‌کند و با قائم مقام وزارت صنعت و تجارت ژاپن ملاقاتی دارد که در این ملاقات جمله‌ جالبی بیان می‌کند. می گوید که ما در ۹ سال گذشته درآمد ارزی سالانه ۲۴میلیارد دلاری داشته‌ایم. در سال ۱۹۸۶ با درآمد کمتری توانستیم سر کنیم. این در حالی بود که مسئولین مملکتی سالانه در حدود ۲ الی ۵/۲ میلیارد به جنگ اختصاص می‌دادند.

وی گفت:‌ آقای محسن رفیق‌دوست وزیر وقت سپاه می‌گوید که در سال ۶۶ حتی کمتر از ۲ میلیارد دلار به جنگ اختصاص داده می‌شود. کاظم پور اردبیلی در سال ۶۶ که در اجلاس اوپک شرکت می‌کند، اشاره می‌کند که در سال ۱۹۸۶ارزش تولید ناخالص کشورهای عضو اوپک ۵۶۸ میلیارد دلار بوده است. و درآمد ناخالص جمهوری اسلامی ایران در این سال ۱۳۳ میلیارد دلار
در جلسه دیگری آقای هاشمی، منتظری و دیگران را همراه خود کرده بود و نزد امام آمده بود تا اینکه شروع می‌کنند راجع به بدی اوضاع مملکت صحبت کنند، امام بلند می‌شوند و جلسه را ترک می‌کنند و به حرف‌های آنها اعتنایی نمی‌کنند.
بوده که بالاترین میزان تولید ناخالص ملی در میان کشورهای عضو اوپک بوده است.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» ادامه داد:‌ بعد آقایان برای امام ادله آوردند که کفگیرمان ته دیگ خورده است و دیگر قرانی برای پشتیبانی جبهه‌ها نداریم. موضوع و ادله دیگری که مدعی شدند یکی این‌که آقای سید محمد خاتمی عنوان می‌کند دیگر مردم از جبهه‌ها استقبال نمی‌کنند. جناب رفسنجانی در صحبتی که با امام دارد این جمله را به امام می‌گوید که مردم دیگر به جبهه‌ها نمی‌آیند و از جبهه‌ها استقبال نمی‌‌شود.

شواهد و قرائن موجود در کتاب

غضنفری افزود: آیا راست می‌گفتند. ما مواردی از شواهد و قرائن مختلف دال بر کذب بودن این ادعا را در کتاب آورده‌ایم که به چند مورد آن اشاره می‌کنم: حضرت امام در نامه ۲۵ تیر ماه ۶۷ خطاب به مسئولین کشور بعد از پذیرش قطعنامه می‌نویسند که مسئولین سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریع به دست نمی‌آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است؛ آقای هاشمی در جلسه‌ ۱۱ دی سال ۱۳۶۶ به فرماندهان جبهه شمالغرب می‌گوید: الان ما یک میلیون سرباز داریم که باید تدارک شوند.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» اظهارداشت: دو ماه قبل از قبول قطعنامه در یادداشت ۵ اردیبهشت ۶۷ ایشان در کتاب خود می‌نویسند در جلسه‌ شورای عالی پشتیبانی جنگ درباره اعزام نیرو به جبهه بحث شد. گفتند سطح اعزام خوب است؛ این اعتراف خود آقای هاشمی رفسنجانی است. باز ایشان در ۲۴ آذر سال ۶۶ طی مصاحبه‌ای با کیهان گفته بود: مانورها نشان داد که از نظر نیروی انسانی رزمنده غنی هستیم؛ فرمانده پایگاه مقداد سپاه تهران در تاریخ ۲۸ آذر ۶۶ مصاحبه می‌کند و می‌گوید: در سال جاری آمار اعزام نیروهای داوطلب به جبهه فقط از غرب تهران نسبت به سال گذشته ۱۲۰ درصد افزایش داشته است.

وی گفت: سخنگوی سپاه در آذر ماه ۶۶ می‌گوید: امسال اعزام نیرو از استان خراسان نسبت به سال گذشته بیش از سه برابر افزایش داشته است؛ بعد آقایان به حضرت امام گفته بودند که دیگر مردم به جبهه نمی‌روند و از آن استقبال نمی‌کنند؛ آقای رفیق‌دوست وزیر سپاه در مصاحبه‌ای بعد ازجنگ می‌گوید: زمانی که قطعنامه را پذیرفتیم، در بهترین شرایط عدّه و عدّه بودیم. ما هیچ وقت در جنگ مشکل عدّه و نیروی انسانی نداشتیم.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» افزود: رئیس جمهور وقت (مقام معظم رهبری) در هفته اول فروردین سال ۶۷ می‌گویند از ابتدای جنگ تا امروز هر زمان که مسئولان جنگ به مردم حتی به اشاره‌ای نیاز جبهه‌ها را اعلام کرده‌اند مردم با کمال شوق و رغبت بدون اندکی درنگ به جبهه‌ها شتافته و سنگرها را پر کرده‌اند، مردم ما هر چه پیش می‌رویم نسبت به ادامه دفاع مقدس خود مصمم‌تر می‌شوند.

غضنفری با بیان اینکه آقای هاشمی در یادداشت ۲ مرداد ۶۷ یعنی چند روز بعد از پذیرش قطعنامه می‌نویسد: آقای محسن رضایی آمد و از سرعت جذب نیروهای مردمی راضی است، تصریح‌کرد: در یادداشت ۱۵ مرداد ۶۷ می‌نویسد: ظهر آقای شمخانی آمد(او همان کسی است که چند سال پیش در یک برنامه تلویزیونی گفت ما در آخر جنگ چون مردم به جبهه نمی‌آمدند و نیرو نداشتیم مجبور شدیم قطعنامه را بپذیریم!) و طرح عملیات سپاه را آورد و گفت:۳۰۰ گردان نیرو حاضر است و باز هم آمدن نیرو ادامه دارد.

وی ادامه داد:‌ گزارش بعدی که به امام دادند گزارش فرماندهان نظامی ارتش و سپاه بود و گفتند: دیگر نمی‌توانیم ادامه دهیم. آقای محسن رضایی نامه‌ای در تاریخ ۲ تیر سال ۶۷ به آقای هاشمی می‌نویسد و او هم برای امام می‌برد. در آن نامه مفصل می‌گویند تا پنج سال دیگر هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در پنج سال به دست می‌آوریم، قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال ۷۰ اگر ما ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳ هزار توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلی‌کوپتر و ۴-۵ میلیارد بودجه داشته باشیم و به شرطی که بتوانیم آمریکا را هم از خلیج فارس بیرون کنیم، می‌توان گفت به امید خدا می‌توانیم عملیات آفندی داشته باشیم.

پاسخ حضرت امام(ره) به گزارش‌ها

غضنفری افزود: حضرت امام جواب این‌گونه افراد و طرز تفکر و بینش‌ها را جلوتر داده بودند. امام می‌فرمایند که اشتباهشان در همین است که خیال می‌کنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه کار را انجام می‌دهد و نمی‌دانند که این چیزی که کار را انجام می‌دهد بازوی قوی افراد است.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» یادآور شد: افراد کم با بازوی قوی و قلب مطمئن و متوجه به خدای تبارک و تعالی و عشق به شهادت و لقاءالله، اینهاست که پیروزی را می‌آورد. پیروزی را شمشیر نمی‌آورد،
پنج، شش گزارش را جلوی حضرت امام می‌گذارند. یک گزارش از فرماندهی وقت سپاه، یک گزارش از فرماندهی ارتش، گزارشی از نخست وزیر وقت راجع به اوضاع اقتصادی و گزارشی از وزیر اقتصاد و گزارشی از رئیس برنامه و بودجه آقای روغنی زنجانی که در گزارش خود بیان کرده بودند که کفگیرمان به ته دیگ خورده است و دیگر اصلاً پول نداریم و گزارشی هم آقای سیدمحمد خاتمی - که آن زمان مسئول تبلیغات ستاد کل بود - آورده بود مبنی بر اینکه مردم دیگر به جبهه‌ها نمی‌روند و از جبهه‌ها استقبال نمی‌شود و یک گزارش مفصل هم خود آقای هاشمی تهیه کرده و ارائه می‌کنند
پیروزی را خون می‌آورد. پیروزی را افراد و جمعیت‌های زیاد نمی‌آورد، پیروزی را قدرت ایمان می‌آورد.

وی ادامه داد: ما در کتاب «راز قطعنامه» بعد از اینکه این نامه محسن رضایی را آوردیم یک سوال از او کردیم و گفتیم آقای محسن رضایی! جناب عالی مگر در نامه دوم تیر ۶۷ این موضوع را ننوشته‌ای، پس چطور شد که یک ماه بعد از نگارش این نامه در مرداد سال ۶۷ پیغام برای امام(ره) می‌فرستی که آقا ما الان آماده حمله به بصره هستیم.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» همچنین افزود:‌ چطور شد مرداد سال ۶۷ درخواست عملیات آفندی کردی و یک دفعه عملیات آفندی ۵ سال به جلو افتاد؟ شما که تا یک ماه قبل از آن می‌گفتی ما از شلمچه یک قدم هم نمی‌توانیم جلوتر برویم. مگر بنا نبود در اسفند ۶۶ در محور جنوب عملیات کنید و مگر قرار نبود یک عملیات در اسکله البکر و الامیه داشته باشید؟چرا آن دو عملیات را لغو کردید؟ حالا چه شده که یک ماه پس از قبول قطعنامه می‌گویید عملیات آفندی داشته باشیم و بصره را تصرف کنیم؟

وی گفت: پس معلوم می‌شود که توان نظامی کشور سر جای خود بود و رزمندگان ما در حالت آمادگی کامل بودند، به طوری که وقتی سه روز بعد از پذیرش قطعنامه، عراق لشکرهای خودش را در جنوب وارد کشور می‌کند و تا نزدیکی‌های اهواز پیشروی می‌کند و از آن طرف از جبهه‌های غرب و میانی وارد کشور می‌شود و بخش‌های وسیعی از کشور را دوباره می‌گیرد، با یک پیام دو سطری حضرت امام که توسط تماس تلفنی حاج‌احمدآقا(ره) به آقای رحیم صفوی، امام می‌گویند:«اینجا نقطه تقابل اسلام و کفر است، اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود.»

غضنفری تأکید کرد: این پیام را آقای رحیم صفوی دریافت می‌کند و به فرماندهان لشکرها و گردانها می‌رساند و ظرف دو ساعت آنچنان جهنمی برای تانک‌های عراقی ایجاد می‌شود که تانک‌ها همین‌طور یکی یکی منفجر می‌شدند، بعد آقای محسن رضایی در سالها بعد می‌گوید: وقتی که قوای عراق آمدند و آن حمله آخر را انجام دادند و تا نزدیک اهواز آمدند ما یک عملیات سرنوشت‌ساز را طراحی کردیم و خلاصه لشکرها را بسیج کردیم و قوای عراق را بیرون راندیم.

وی در ادامه تصریح کرد: آقای رضایی! جنابعالی که این قدر نبوغ نظامی دارید و می‌توانید ظرف کمتر از دو ساعت هم طراحی عملیات کنید و هم عملیات را به جنوب برسانید و هم تمام فرماندهان لشکرها را جمع کرده و توجیه کنید و هم محورها و راهکارهای عملیاتی را مشخص کرده و نقشه‌ها را آماده کنید و نیروها را پای کار بیاورید و ظرف همان دو ساعت به خط بزنید و ظرف همان دو ساعت هم دشمن را نابود کنید، پس تا قبل از آن در این چند سال چه کار می‌کردید؟ این نبوغ نظامی شما تا قبل از آن کجا بود؟ فقط پیام امام به رزمندگان رسید و به خط زدند.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» یادآور شد:‌ سردار سعید قاسمی در یکی از صحبت‌هایش نقل می‌کرد و می‌گفت: همین که رزمندگان پیام امام را شنیدند هرکس یک موتوری، چیزی داشت سوار ‌شد و یکی هم ترک موتور سوار و آرپی‌جی به دست و یا علی مدد به قلب جاده زدند. و موتورسوار بود که بین تانک‌های عراقی از چپ و راست با آرپی‌جی ویراژ می‌دادند و تانکها را به هوا می‌فرستادند.

وی تأکید کرد: آقای رضایی، مشکل شما نداشتن توپ و تانک و هواپیما و هلی‌کوپتر و بودجه و غیره نبود، مشکل شما از دست دادن اعتقاد و ایمان بود.و مشکل شما از دست دادن روحیه‌تان بود. مشکل شما این بود که از چند سال قبل به گفته خودتان به دنبال صلح شرافتمندانه بودید! در راستای خطی که آقای هاشمی پیش می‌رفت و شما پایتان را جای پای ایشان می‌گذاشتید.

وی افزود: گیر کار شما این بود. پس گزارش سومی که به امام دادند گزارشی کذب و دروغ بود که می‌گفتند ما توان مقابله با حملات عراق را نداریم. این بچه‌هایی که زدند و ۱۸ تیپ زرهی عراقی را در مدت یک روز داغون کردند و بقیه نیروهای عراقی را پشت مرزها راندند، مگر غیر از بچه‌های جنگ بودند؟ مگر غیر از کلاشینکف و آرپی‌جی سلاح دیگری داشتند و امکانات نظامی جدیدی به دستشان رسیده بود؟! تفاوت در یک چیز بود و آن اینکه یک عده انگیزه جنگیدن را از اینها گرفته بودند. آنهایی که خودشان واداده بودند و خودشان را باخته بودند.

دلیل دیگر سرکشیدن جام زهر توسط حضرت امام

غضنفری با بیان اینکه سرکشیدن جام زهر از طرف حضرت امام دلیل دیگری هم داشت، افزود: عده‌ای در این تفکر بودند که چطور می‌شود حضرت امام را از مواضعش عقب‌گرد داد. لذا بر آن شدند تا کاری کنند که نقاط برتری که در دست ماست از دسترس نیروهای رزمنده ما بیرون شود و عراق اینها را بازپس بگیرد تا ما دیگر در جبهه دست برتر را نداشته باشیم. وقتی ما فاو، شلمچه و جزایر مجنون را نداشته باشیم. آن قدر راحت می‌شود به امام گفت که ما هیچ برگ برنده‌ای از عراق نداریم که هیچ، عنقریب ممکن است لشکر دشمن بیاید و بخش‌هایی از خاک کشورمان را بگیرد. پس لطف کنید از سرسختی‌‌تان دست بردارید و کوتاه بیایید و بپذیرید!

مولّف کتاب «راز قطعنامه» یادآور شد: سال ۱۳۶۶ عملیات بزرگی را برای غرب کشور معروف به عملیات حلبچه طراحی کردیم و تقریبا اکثریت نیروها را به غرب کشور گسیل داشتیم و تنها درصد ناچیزی نیروها را در جنوب و در فاو نگه داشتیم. آن موقع سردار رشید نسبت به این کمبود نیروها در فاو هشدار داده و گفته بود که عراق در تدارک حمله‌ای گسترده به فاو است و این در حالی بود که ما نیروی کمی برای نگهداری فاو در آنجا مستقر کرده بودیم. خلاصه اینکه پس از خالی شدن جبهه جنوب صدام حمله کرد و فاو را بازپس گرفت و حدود ۱۲۰۰ نفر از رزمندگان در آنجا به شهادت رسیدند. این‌گونه بود که موقعیت ما در جنوب غرب کشور به هم ریخت.

وی تأکید کرد: موضوع دیگری را هم داخل پرانتز عرض می‌کنم. آقای هاشمی در ۲۷ تیر ۶۷ مصاحبه‌ای می‌کنند؛ درست همان روزی که پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی از رادیو و تلویزیون اعلام می‌شود. وی می‌گوید تا قبل از حادثه اسقاط هواپیمای مسافربری ایران ایر توسط آمریکا
تمام اینهایی که به آنها اعتماد کرده و تا آن موقع به آنها تکیه کرده بودند، همگی دستانشان را بالا برده بودند. این جاست که می‌فرمایند من این جام زهر را سر می‌کشم. و در جایی دیگر می‌فرمایند: قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌تر است.
یعنی ۱۲ تیر ۶۷ بحث در زمینه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اصلا مطرح نبود. در حالی که ما دیروز عصر به نتیجه نهایی رسیدیم و از شب گذشته نیز در صدد اعلام به سازمان ملل برآمدیم.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» در ادامه اظهارداشت:‌ آقای محسن رضایی در سال ۱۳۸۷ طی مصاحبه‌ای می‌گوید که ایران قطعنامه ۵۹۸ را یک سال قبل به صورت مشروط پذیرفت؛ ولی بنابر دلایلی آن را اعلام نکرد. لذا از هر نوع اظهار نظر منفی در مقابل قطعنامه جلوگیری شد. در جلسات خصوصی با سران کشورها آن را یک قدم مثبت تلقی می‌کرد و فعالیتهای مقدماتی در سازمان ملل را برای پذیرش آن شروع کرده بود.

وی اضافه کرد: بعد آقای هاشمی در مصاحبه با سایت آینده در سال ۹۰ به این صحبت آقای رضایی اشاره می‌کند و می‌گوید این برخلاف واقعیت است. همان روزی که تصمیم به پذیرفتن گرفتیم و با امام مطرح کردیم و ایشان پذیرفت، اعلام کردیم. شاید نظرشان در بین خودشان باشد.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» بر همین اساس افزود: باز محسن رضایی در هفته دفاع مقدس سال ۸۸ صحبت می‌کند و می‌گوید که خیلی‌ها فکر می‌کنند ایران در سال ۶۷ قطعنامه را پذیرفت اما ایران یک سال قبل قطعنامه را پذیرفته بود اما بنا نبود که این موضوع افشا شود تا مذاکرات پیش برود و مانعی برای انجام مذاکرات پیش نیاید.

وی ادامه داد: سردار حسین علایی که از ارادتمندان آقای هاشمی است در جلد دوم کتاب «روند جنگ ایران و عراق» می‌نویسد: ایران قطعنامه ۵۹۸ را بعد از تصویب در شورای امنیت رد نکرد و پس از دو ماه از تصویب آن به صورت مشروط پذیرفت ولی به منظور عدم تاثیر منفی بر رزمندگان از اعلام رسمی پذیرش آن خودداری کرد تا فرصت رایزنی را از دست ندهد. در ۵ آذر سال ۶۶ سفیر شوروی در امارات متحده عربی گفت که شوروی علائم مثبتی از عراق و ایران درباره اجرای قطعنامه آتش‌بس شورای امنیت دریافت کرده است، اما افشای جزئیات امکان‌پذیر نیست.

وی با بیان اینکه در تاریخ ۲۱ دی ۶۶ شاهزاده عبدالله ولیعهد وقت عربستان می‌گوید که جنگ ایران و عراق در سال میلادی جاری به طور عملی پایان خواهد یافت، افزود: تمامی دلایل نشان می‌دهد این جنگ به مراحل پایان خود نزدیک شده است؛ در ۱۳ اسفند ۶۶ حدود ۵ ماه قبل از پذیرش رسمی قطعنامه، آقایان با دیپلماسی پنهانشان رفتند در شورای امنیت اعلام کردند که ما قطعنامه را پذیرفتیم، ‌خب امام که به شدت مخالفند، رئیس جمهور که مخالف است، رزمنده‌ها و فرماند‌هان هم که مخالفند.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» افزود: تا وقتی که ما این نقاط قوت را داشتیم امام حاضر به پذیرش قطعنامه نمی‌شوند، رزمندگان و فرماندهان حاضر به پذیرش نمی‌شوند، پس چکار باید کرد؟ باید کاری کرد که همه این نقاط قوت ما تبدیل به نقطه ضعف بشود، همه این نقاط استراتژیکی که دست ماست یکی یکی از دست ما بیرون برود و به دست عراقی‌ها تصرف بشود تا ما در موضع ضعف باشیم و حالا از موضع ضعف به امام خمینی فشار وارد کنیم که باید قطعنامه را بپذیریم.

وی گفت: در کتاب آورده‌ام که وزارت اطلاعات از چند ماه قبل از عملیات کربلای ۱۰ چندین بار به سپاه هشدار می‌دهد که عراق دارد قوای خودش را آماده می‌کند که بیاید فاو، ‌شلمچه و جزایر مجنون را بگیرد. سردار رشید در گزارشی که به آقای محسن رضایی دارد اشاره می‌کند: صدام ۴صدهزار نیرو در بصره و العماره جمع کرده است، حدود ۳هزار تانک و توپ و کلی نیرو و تجهیزات آماده کرده، این‌ها آمده‌اند که فاو و مناطقی که دست ما است را بگیرند، این هشدار‌ها را آقای سردار رشید چند ماه قبل از عملیات کربلای ۱۰ به آقای محسن رضایی می‌دهد.

مولّف کتاب «راز قطعنامه» تصریح‌کرد: سوال این است که ما به‌جای اینکه بیاییم نیروهای مستقر در فاو را تقویت کنیم تجهیزات و امکانات به آنجا منتقل کنیم و نیروهایمان در جزیره مجنون و شلمچه را تقویت کنیم، چرا می‌آییم برعکسش عمل می‌کنیم؟ عقب‌نشینی ما از فاو ظرف ۲۴ ساعت هیچ توجیه نظامی ندارد؛ این چیزی است که تا الان از آقایان کسی سوال نکرده که بیایند به مردم جواب بدهند، شما در حالی که خبر دارید که دشمن دارد خودش را آماده حمله به این جبهه‌ها می‌کند، به جای اینکه این نقاط و این جبهه‌ها را تقویت کنید نیرو‌ها را جمع می‌کنید می‌برید هزار کیلومتر دور‌تر، که در این مناطق نباشند؟! این چه معنایی دارد؟

وی در پایان خاطرنشان کرد:‌ جز این است که بناست جوری عمل شود که ما این مناطق را یکی یکی از دست بدهیم و بعد بیاییم به امام خمینی فشار وارد کنیم که بله عراق دارد همینطور پیشروی می‌کند و ما توانایی مقاومت نداریم و باید قطعنامه را بپذیریم؟! این چیزی است که بعضی از آقایان از اینکه مردم بدانند به شدت احتراز می‌کنند، این یکی از مطالب بسیار مهم بحث پایان جنگ و پذیرش قطعنامه است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

حتی یک گام هم عقب نشینی نخواهیم کرد/ آماده رفتن به سوریه و نبرد با تروریست‌ها هستم

حتی یک گام هم عقب نشینی نخواهیم کرد/ آماده رفتن به سوریه و نبرد با تروریست‌ها هستم
به گزارش جهان، سخنرانی سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان به مناسبت هفتمین سالگرد پیروزی مقاومت در جنگ 33 روزه سال 2006 در برابر رژیم اشغالگر قدس در حالی برگزار شد که حزن و اندوه بر مراسم بزرگداشت هفتمین سالگرد پیروزی غرورآفرین و حماسه بزرگ رزمندگان مقاومت در شکست اسطوره شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی سایه افکنده است.

نصرالله سخنان خود را با درود و صلوات بر حضرت محمد(ص) و  اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) آغاز کرد. وی با تشکر از جمعیت انبوهی که در مراسم سالگرد پیروزی مقاومت بر صهیونیستها در عیتاالشعب در جنوب لبنان شرکت کرده بودند، جنایت اخیر تروریستها در جنوب بیروت را محکوم کرد و با خانواده های شهدا و مجروحان این جنایت هولناک ابراز همدردی و  همبستگی کرد.

 
دبیرکل حزب الله لبنان اظهار داشت: انفجار خیر بیروت یک تجاوز تروریستی خطرناک بود.

 
سید حسن نصرالله کشورهایی را که در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی و همچنین جنایات گروههای تروریستی سکوت می کنند، محکوم کرد.

 
دبیرکل حزب الله لبنان، منطقه عیتاالشعب را نماد مقاومت و ایثار و فداکاریها و شجاعت در برابر رژیم صهیونیستی در طول 33 روزه مبارزه با دشمن دانست.

 
نصرالله گفت روستای عیتا الشعب نماد مقاومت است، مردم این روستا از زمانی که گلوله باران آغاز شد و دشمن صهیونیستی جنگ را آغاز کرد، وارد مبارزه شدند، خیمه های خود را بر پا کردند و در میان ویرانه ها تلاش کردند تا باقی بمانند، امروز این منطقه بازسازی شده و مردم با عزت زندگی می کنند.

 
وی افزود روستای عیتا الشعب امروز یک روستای سربلند و سرافراز در مناطق جنوبی لبنان و یک روستای نمونه است.

 
نصرالله خاطر نشان کرد: برادران و خواهران، پیروزی شما در جنگ 33 روزه یک پیروزی تاریخی و بزرگ بود، همان طور که چند روز قبل اشاره کردم، به نوعی پروژه اسرائیل بزرگ را از بین برد، چرا که ارتش این رژیم نتوانست درضعیف ترین کشور لبنان در آن مقطع بماند و نتوانست به اهداف خود برسد و به نوعی طرح از نیل تا فراتش خنثی شد و پیروزی رزمندگان میخی بر تابوت آن زد.

 
وی با اشاره به تلاش برای سلطه طلبی رژیم صهیونیستی بر کشورهای منطقه و اینکه قدرت وحشت آفرین منطقه باشد، گفت در سال 2006 این  افسانه شکست خورد، شمایی که در روستای الشعب جمع شده اند، این پیروزی را رقم زده اید، ژنرالهای دشمن به شکست خود در آن جنگ اعتراف کردند.

 
نصرالله اظهار داشت: این پیروزی دو نتیچه راهبردی برای لبنان و ملتهای منطقه داشت نتیجه اول این بود که مقاومت مردمی و سازماندهی شده در کنار ارتش می تواند سبب آزادی و پیروزیها شود و این اتفاق در سال 2000 هم افتاده بود، اما نتیجه دوم جنگ 33 روزه، البته ممکن است برخی بگویند مقاومت مردمی، توانمندی را دارد چون می تواند جنگ چریکی و بلندمدت را مدیریت کند، اما مقاومت مردمی در گذشته نمی توانست به عنوان یک قدرت دفاعی در برابر هجمه همه جانبه دشمن ظاهر شود، اما در جنگ 33 روزه ما دیدیم مقاومت سازماندهی شده که در درون جامعه لبنان وجود داشت توانست به عنوان یک قدرت ظهور کند آن هم در دورانی که رژیم صهیونیستی بزرگترین تجهیزات نظامی را در اختیار داشت، جنگ 33 روزه، یک مکتب را ارائه کرد که من فکر می کنم در آکادمی های جهان می تواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 
وی افزود ما امروز بار دیگر تاکید می کنیم بر مسیر و راه و روشمان، بر مسیر مقاومت تاکید می کنیم برای اینکه سرزمینهای باقی مانده را از دشمن پس بگیریم و خاک و وطن و حاکمیت و آبها و ثروتهای خود را آزاد کنیم، ایمان ما استوار است و یقین داریم این ایمان ما، تجربه های سالهای گذشته را با خود دارد و در طول بیش از شصت سال از تاسیس رژیم صهیونیستی، این ایمان را داشته ایم.


دبیرکل حزب الله لبنان با تاکید بر اهمیت معادله طلایی، مردم، ارتش و مقاومت به تلاشهای دشمن برای جدا کردن مردم از مقاومت در لبنان اشاره و در عین حال بر شکست این تلاشهای دشمن تاکید کرد.

 
سید حسن نصرالله در ادامه سخنان خود اظهار داشت : به دوست و دشمن می گوییم ما در مرز و روستاهای مرزی باقی می مانیم و تلاش می کنیم این مناطق را هر چه بهتر بسازیم و تلاش می کنیم در نقطه صفر مرزی با رژیم صهیونیستی باقی بمانیم، چرا که می خواهیم به دشمن این پیام را برسانیم که ما در اینجا هستیم.

 
نصرالله خاطر نشان کرد با این حضورمان تلاش خواهیم کرد تا رودخانه های منطقه و منابع آبی را در اختیار بگیریم، البته محدود به این منطقه نخواهد بود و نفت و گازی را که در آبهای منطقه ای لبنان هستند، آنها را هم استخراج خواهیم کرد و  اجازه نخواهیم داد در اختیار صهیونیستها باشد.این پیام ما به صهیونیستهای غاصب است، ما در گذشته ضربات سنگینی به صهیونیستها وارد کرده ایم و آنها نمی توانند این مسائل را نادیده بگیرند، حقوق ما، حقوق ملی است و حتی یک گام هم عقب نشینی نخواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد خون شهدای لبنان هدر رود.

 
وی تاکید کرد ما در دفاع از مردم خود در روستاهایمان سهل انگاری و مسامحه نخواهیم کرد، دیگر زمانی که دشمن صهیونیستی تجهیزات خود را وارد لبنان می کرد، گذشته است، تاکید می کنم مقاومت شجاعانه و غرورآفرین و پس از هفت سال از جنگ 33 روزه و سختی هایی که بر شما گذشت، موجب شده است تا ما و شما مقاوم تر باشیم، تمام اطلاعاتی که در اختیار ما قرار گرفته و در اختیار دشمن هم قرار گرفته ثابت شده است که شما از گذشته هم قوی تر و مقاوم تر هستید و  این بزرگترین دستاوری است که کسب کرده ایم.

 
دبیرکل حزب الله اظهار داشت اجازه دهید وارد موضوع دوم شویم. یکی از روشهای دشمنان این است که مردم را بترسانند و از کشتار مردم ابایی ندارند، تاریخ جنایات رژیم صهیونیستی مملو از این جنایات است، جنایت قانا را فراموش نکرده ایم، جنایات آنها را در روستاهای فلسطینی و مناطق متعددی از لبنان فراموش نکرده ایم، آنها در جنگ 33 روزه هم مردم را به قتل می رسانند، آنها فکر می کنند، کشتن مردم در خیابانها، می تواند اهرم فشاری بر ما باشد و ما را در مسیرمان دچار ضعف و سستی کند، این نقطه قوت و باعث سربلندی و عزت ماست و افتخار می کنیم که میان مقاومت و مردم یک رابطه اخلاقی و روحی و انسانی به وجود آمده است، آنها برای اینکه ما را تحت فشار قرار دهند به سراغ مردم می روند، آنها نمی توانند در برابر رزمندگان ما حرفی برای گفتن داشته باشند و به سراغ مردم می روند، در طول سالیان گذشته راهبرد مقاومت این بوده که در کنار مردم باشد و ما نیازمند مردم و توده ها هستیم و به حمایت آنها افتخار می کنیم، یکی از وظایف خود را حمایت از مردم و غیرنظامیان می دانیم.

 
وی افزود جنایت دیروز مردم بیگناه را هدف قرار داد و هدف اصلی این بود که بیشترین ضربه را به مردم بزنند. جنایت اخیر در راستا جنگی است که میان مقاومت و رژیم صهیونیستی بوده و هست. تا زمانی که مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و اراده بین المللی تسلیم نشود، خیلی طبیعی است که باید این پیامدها را تحمل کنیم، این بخشی از مسیر ما است.

 
نصرالله خاطرنشان کرد از این فرصت استفاده می کنم و تکالیف و مسئولیتهایی را که برعهده داریم، ما شهدای خود را بر روی دوش خود می کشیم و با رنج و دردی که در سینه هایمان تحمل می کنیم، مراسم باشکوهی برگزار خواهیم کرد و برای مداوای مجروحان و بازسازی مناطق آسیب دیده در انفجار اخیر تلاش می کنیم.

 
اما در برابر تحولات آینده، وظایف و مسئولیتهایی برعهده داریم، ما همچنان در مسیر جنگ قرار داریم، در طول هفته ها و ماههای گذشته در منطقه بقاع، چندین موشک به این منطقه اصابت کرد و هدف این بود که در منطقه بقاع به ویژه در شهر بعلبک، هرج و مرج و بلوا به راه اندازد در آن مقطع گفته شد موشکها از سوریه شلیک شد و گروههای مسلح در پس این مسئله هستند، انفجارهایی در جاده هرمل رخ داد، شماری از غیرنظامیان آسیب دیدند، در منطقه جاده مجدل انفجاری رخ داد، چندین موشک به ضاحیه بیروت اصابت کرد.

 
دبیرکل حزب الله لبنان گفت اما اتفاقی که دیروز در ضاحیه رخ داد، در مناطقی که قبلا اشاره کردم، هدف این حملات، مسئولان و مراکز حزب الله بود، اما اتفاق دیروز که حدود 21 یا 22 نفر از هموطنانمان شهید و بیش از 300 نفر زخمی شدند، هدفش مسئولان حزب الله نبود و مراکز فرماندهی حزب الله هم در آنجا قرار ندارد، هدف این بود که مردم آسیب ببینند نه حزب الله. ما نمی خواهیم کسی را متهم کنیم، مسئولان حزب الله هم انگشت اتهام را متوجه کسی نکردند، ما تلاش کردیم خویشتن داری کنیم و مانند دیگران که بلافاصله انگشت اتهام را به سمت ما نشانه می گیرند، رفتار نکردیم، تلاش کردیم خیلی دقیق برخورد کنیم، البته محکوم کردیم. حتی در انفجار بئرالعبد صحبتهای نامناسبی از سوی برخی گروههای لبنانی مطرح شد و ادعا کردند خودرویی که در بئرالعبد منفجر شد متعلق به حزب الله بوده است، چنین اتهامات دروغین را علیه ما مطرح کردند تا ما را تضعیف کنند.

 
وی با بیان اینکه کسی را پیدا نمی کنید که از ما علاقه مند تر به این مردم باشد، افزود خوشحالی و شادمانی مردم، خوشحالی و شادمانی ما  و رنج و ناراحتی مردم، رنج و ناراحتی ماست.

 
دبیرکل حزب الله با طرح دو فرضیه دست داشتن رژیم صهیونیستی و گروههای تکفیری در انفجار اخیر بیروت خاطر نشان کرد فرضیه هایی هم وجود دارد،  احتمال دارد که رژیم صهیونیستی در این  انفجار دست داشته باشد، شاخصها و نشانه هایی وجود دارد و دستگاههای اطلاعاتی می توانند این قرائن را جمع کنند و به نتیجه برسند.

 
فرضیه دوم این است که گروههای تکفیری که در مناسبتهای مختلف حتی پیش از جنگ القصیر و ورود به نبرد سوریه، حزب الله را تهدید کرده بودند، احتمال می دهیم در انفجار دیروز و حملات اخیر به مردم دست داشته باشند، قرائن و شاخصهایی برای هر دو فرضیه و احتمال وجود دارد و البته این را نفی نمی کنیم ممکن است جریان سومی هم وجود داشته باشد که در خدمت منافع رژیم صهیونیستی یا گروههای تکفیری باشد که برای شعله ور کردن آتش فتنه مذهبی در لبنان وارد عمل شده اند، صرف نظر از اینکه کدام گروه در انفجار دست داشته،  این احتمالات و فرضیه ها وارد است.

 
دبیرکل حزب الله خاطر نشان کرد فکر می کنم کسانی که این انفجارها را طراحی کردند و یا در مناطق دیگر خودروهای بمبگذاری شده را منفجر کردند، نمی خواهند لبنان آرامش و ثبات داشته باشد، این مسئولیت دستگاههای امنیتی لبنان است که در این خصوص و کسانی که در این انفجارها دست داشته اند، اظهارنظر کنند.

 
نصرالله به دست داشتن تکفیریها در انفجار اخیر بیروت اشاره کرد و گفت تلاش کردیم اطلاعاتی را جمع کنیم، اطلاعات اولیه نشان می دهد خودروهایی که وارد ضاحیه شده و خودرو منفجر شده در میان آن خودروها بوده از سوی این گروههای تکفیری وارد شده است.

 
وی تاکید کرد جنایت تکفیریها در خدمت رژیم صهیونیستی است، شکی نیست جاسوسان صهیونیستها در لبنان فعال هستند، اما آن کسانی که این انفجارها را مدیریت و اجرا کردند، تکفیریها بودند.
البته اینکه این انفجار، انتحاری بوده، همچنان در دست بررسی است و این احتمال وجود دارد.

 
نصرالله خطاب به گروههای تکفیری تروریستی گفت: اگر دولت لبنان از دستگیری شما ناتوان باشد، دستان ما به شما خواهد رسید.

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

800 کشته و 8000 زخمی نتیجه حمله ارتش مصر به اخوانی‎ها/ هشدار هفته پیش رهبر انقلاب درباره مصر چه بود؟

رجانیوز - گروه بین الملل: اوضاع در مصر بحرانی است . 250 کشته و 8000 زخمی، تنها در طول چند ساعت، نتیجه تدیبر دولتی است که با شعار دموکراسی خواهی و با حمایت کشورهای غربی به ویژه آمریکا، زمام امور را در دست گرفته است.

تصاویر ارسالی از قاهره نشان می‌دهد که خیابان های این شهر تبدیل به میدان جنگ شده است. ارتش بالاخره تهدید خود را عملی کرد و صبح امروز با پشتیبانی ماشین‌های زرهی به محل تجمع طرفداران اخوان در میدان رابعه و النهضه یورش برد ، با آتش زدن چادرهای برپا شده در این میادین، متحصنین را قتل عام کرد.

منابع رسانه‎ای اخوان المسلمین شمار کشته شدگان حمله نیروهای امنیتی به میدان‌های الرابعه و النهضه را 250 نفر اعلام کرده اند که البته با افزایش تعداد کشته شده ها این رقم به 800 نفر رسیده است. این منابع همچنین از مجروح شدن بیش از 8 هزار نفر خبر داده اند.

اخوان المسلمین، از هواداران خود خواسته است برای جلوگیری از "کشتار" به خیابان ها بریزند.

از سوی دیگر وزارت کشور مصر از کشته شدن یک افسر و یک سرباز و مجروح شدن 9 تن دیگر در جریان متفرق کردن تحصن کنندگان در میدان رابعه العدویه و النهضه خبر داد.

اما آنچه که امروز در مصر اتفاق افتاد، نقطه آغازی برای درگیری های داخلی در این کشور به حساب می آید، آنچه که بر دامنه بحران در مصر خواهد افزود و سرنوشت مبهم تری را برای این کشور اسلامی رقم خواهد زد.

درگیر شدن کشورهای اسلای به مسائل داخلی فرصت مغتنمی را برای آمریکا به وجود آورده است تا مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگران و رژیم صهیونیستی را پیش ببرد.

از سوی دیگر بروز جنگ داخلی در مصر فرصت دخالت مستقیم را برای کشورهای غربی فراهم می آورد. موضوعی که رهبر معظم انقلاب هفته پیش و در خطبه های نماز عید فطر درباره وقوع آن هشدار جدی دادند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخشی از خطبه نماز عید فطر فرمودند: گمان وقوع جنگ داخلى در مصر، با كارهائى كه دارد میشود، روزبه‌روز تقویت پیدا میكند؛ و این فاجعه است. لازم است ملت بزرگ مصر، نخبگان سیاسى، نخبگان علمى، نخبگان دینى در آن كشور بزرگ نگاه كنند به وضعیت موجود و ببینند چه عواقب وخیمى بر این وضعیت ممكن است مترتب شود؛ ببینند وضعیت سوریه را؛ ببینند آثار حضور مزدوران غرب و مزدوران اسرائیل و تروریستها را در هر نقطه‌اى كه در آنجا تروریستها فعالند؛ ببینند این خطرات را.

رهبر معظم انقلاب در بخش دیگی از فرمایشات خود تاکید کردند: اگر خداى نكرده هرج‌ومرج به وجود بیاید، اگر خداى نكرده جنگ داخلى به وجود بیاید، چه چیزى دیگر میتواند جلوى آن را بگیرد؟ بهانه براى دخالت ابرقدرتها - كه خودشان بزرگترین بلا براى یك كشور و یك ملت هستند - به وجود خواهد آمد. ما نگرانیم. برادرانه توصیه میكنیم به نخبگان مصرى، به مردم مصر، به گروههاى سیاسى، به گروههاى مذهبى، به علماى دینى، كه خودشان به فكر بیفتند، خودشان اقدام كنند؛ اجازه ندهند به بیگانگان و قدرتمندان - كه با احتمال قوى، سرویسهاى جاسوسى آنها در ایجاد این وضعیت بى‌دخالت نیستند - اینها باز بیایند دخالت كنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 مرداد 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

ادیبان: تصویر غرب‌ساخته از پاکستان بر رسانه‌های ایران حاکم شده/پاکستانی‌ها برای ما غریب شده‌اند

خبرگزاری تسنیم: روابط فرهنگی ایران و پاکستان تا اندازه زیادی متاثر از تصویری است که رسانه‌های ایرانی از پاکستان در تمام این سال‌ها ساخته‌اند. بخش مهمی از پرونده «ایران، جانِ پاکستان» به مرور کارنامه رسانه‌های ایرانی در مورد پاکستان مربوط می‌شود.

خبرگزاری تسنیم:

"غربت پاکستانی‌ها در رسانه‌های ایرانی" مهمترین نتیجه گفتگوی ما با یک مستندساز ایرانی در مورد کشوری ویژه و خاصی برای ایران به نام پاکستان است.آدم‌هایی غیرایرانی که در سالهای انقلاب و جنگ مهمترین حامی معنوی و مادی ایرانی‌ها بودند، حالا در رسانه‌های ایرانی افراد مفلوکی تصور می‌شوند که جز حمله انتحاری کار دیگری بلد نیستند و طبیعی است که ایرانی‌هایی که به رسانه‌هایشان اعتماد کرده‌اند هم کار دیگری جز بی‌اعتنایی به اتفاقاتی که در نزدیکترین مرزهای سرزمینی و اعتقادی و تمدنی به آنهاست بلد نباشند.

بخش دیگری از محوریت پرونده ویژه ماه رمضان پروژه «فرهنگ، سیاست، جمهوری اسلامی» به تلاش‌های رسانه‌ای ایرانی‌ها برای نمایش ظاهرا مساله سخت و ناممکنی به نام «واقعیت پاکستان» اختصاص دارد.پاکستان یکی از بزرگترین پایگاه‌های فرهنگی و تمدنی انقلاب اسلامی ایران، در همه این سالها با بی‌اعتنایی و ارائه یک تصویر کج و معوج از سوی رسانه‌های ایرانی مواجه بوده است. تصویری که نهایتا نتیجه‌اش را در مغفول ماندن همه ظرفیت‌های جمهوری اسلامی ایران در پاکستان، امروز مشاهده می‌کنیم.

یازدهمین متن پرونده ویژه «ایران جان پاکستان» گفتگو با مهدی ادیبان، مستندساز و کارشناس فرهنگی است. ادیبان یک مجموعه 15 قسمتی به نام «حسن همجواری» در مورد پاکستان ساخته است. یکی از معدود کارهای رسانه‌ای ایرانی‌ها در مورد پاکستان که به فقر و سیل و حملات انتحاری مربوط نمی‌شود. ادیبان به دنبال تاسیس یک شبکه تلویزیونی در پاکستان است. تلاشی که تاکنون با عدم حمایت مناسب از داخل ایران به نتیجه‌ای نرسیده است.

ادیبان معتقد است که رسانه‌های ایرانی گرفتار تصویرسازی غرب در مورد پاکستان با کلیدواژه «سخت» شده‌اند و علاوه بر اینکه در رسانه‌های ایرانی در همه این سال‌ها نشانه‌ای از واقعیت پاکستان نمی‌بینیم، ادامه این تصویرسازی رسانه‌های ایرانی به دوری و نهایتا جدایی ملت ایران از پاکستان منتهی خواهد شد.

***

«ایران، جان پاکستان ــ 1 » پرونده ویژه ماه رمضان پروژه «فرهنگ، سیاست جمهوری اسلامی»: «از عکس رهبر ایران درقهوه‌خانه‌‌ای درهیمالایا تا نذر روزه آزادی خرمشهر/اینجا پاکستان، جمهوری اسلامی ایران»
«ایران، جان پاکستان» ــ 2 در پاکستان یک «خمینی» می‌‌خواهیم/ در فتنه 88 پاکستانی‌ها بیشتر از ایرانی‌ها نگران بودند
«ایران، جان پاکستان» ـ 3 بار صدور فرهنگی انقلاب ایران به دوش یک پاکستانی 22ساله/ «سلحشور» سرباز فرهنگ در پاکستان
«ایران، جان پاکستان»- 4 مسلمانان پاکستانی‌ با ایران زنده‌اند/ اعتقاد قوی داریم که"چو ایران نباشد تن من مباد
«ایران، جانِ پاکستان»- 5  «ماجرای طلاهای زنان پاکستانی درجنگ ایران/ نامه‌ای که فقط لفظ «خمینی»‌اش قابل خواندن بود

«ایران، جان پاکستان»-6 زبان فارسی در پاکستان/ هرجا می‌رویم زودتر از ما زبان فارسی رفته است
«ایران، جانِ پاکستان»-7 رئیس‌السادات:این حرف پاکستانی‌هاست؛ ایران کوتاه بیاید فاتحه اسلام برای قرن‌ها خوانده است
«ایران، جانِ پاکستان»ــ‌ـ 8 روز ورود امام‌خمینی به ایران، روز ورود آیت‌الله‌خامنه‌ای به پاکستان+ تصاویر استقبال
«ایران، جانِ پاکستان»ــ‌ـ 9 رئیس‌السادات:از دیپلماسی غیرانقلابی توقع نتیجه انقلابی نداشته باشید/پاکستان رها شده است

«ایران، جانِ پاکستان»ــ‌ـ 10 ملاله یوسف‌زی»،«دین محمد» و ماجرای تکراری «سکوت»/ کودکان پاکستان، قربانی رسانه‌

****

تسنیم: آقای ادیبان، از معدود افرادی که در همه این سالهای بعد از انقلاب کار تصویری واقعی از پاکستان و مردمش انجام داده است، شما و گروهتان بودید. واقعیت این است که منابع دست اول ما از پاکستان به شدت فقیر و بی‌اندازه محدود است و حتی با یک دید کمی‌"گرایانه؛ اصلا به حساب نمی‌آید. علاوه بر اینکه همه تصور ما از پاکستان و مردمش در این سال‌ها به فقر و تنگدستی و البته حملات انتحاری محدود شده است. در حالی که ظاهرا واقعیت چیز دیگری است. اگر همه اینها را بگذاریم در کنار اهمیت پاکستان برای ایران، آن وقت می‌توانیم متوجه شویم که چرا معتقدیم که گفتگو در مورد پاکستان الان دیگر یک وظیفه رسانه‌ای برای همه متعهدان آرمان‌های انقلاب است. دوست دارم از اینجا شروع کنیم که اصلا چرا پاکستان برای ایران کشور ویژه‌ای است؟ و چرا باید پاکستان با همه دنیا برای ما فرق کند؟

 سابقه رابطه ما با پاکستان، سابقه‌ای طولانی است؛ سابقه دیپلماتیک ما به سال 1328 هجری شمسی همزمان با تاسیس پاکستان برمی‌گردد، یعنی زمانی که ایران جزو نخستین کشورهایی بود که استقلال پاکستان را به رسمیت شناخت و بلافاصله ارتباطش را با پاکستان شروع کرد. اما رابطه دیگر و مهم‌تر ما با پاکستان رابطه غیررسمی و تمدنی است. قبل از سال 1240هجری شمسی منابع پاکستان اعم از منابع علمی و تاریخی، همه به زبان فارسی بود و پس از آن نیز نقش تمدن ایرانی اسلامی در پاکستان برجسته است. تا 25 سال قبل، زبان فارسی به عنوان زبان دوم در مدارس تدریس می‌شد.در سراسر کشور پاکستان بناهای زیادی وجود دارد که برگرفته از فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی است.

اسلام پاکستان، رنگ و بوی ایرانی دارد

حتی فرهنگ اسلامی که در پاکستان وجود دارد هم رنگ و بوی ایرانی دارد؛ به دلیل اینکه این فرهنگ اسلامی و دینی از کانال و مسیر ایران گرفته شده است و متاثر از ایرانی‌ها است و سند روشن آن هم آمیختن آن با حب اهل بیت است.در پاکستان بعید است جایی را پیدا کنید که نسبت به محبت اهل بیت(ع) بی اعتنا باشند. برای مثال موسیقی محلی و سنتی پاکستان که قوالی نام دارد مخصوص مدح اهل بیت است.

و بعد هم که انقلاب رخ داد و تاثیرات گسترده و برجسته‌ای در روابط ایران با پاکستان به وجود آورد. نمونه خاصی که دوست دارم در موردش صحبت کنیم واکنش برجسته و خاصی بود که که علمای پاکستان در مقابل انقلاب اسلامی ایران نشان دادند. شهید عارف حسینی نمونه والای عالم برجسته‌ای بود که عملا مسیر انقلاب در پاکستان را هدایت کرد. حضرت امام در پیامی درگذشت ایشان، اینچنین در موردش گفتند:" تا به حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیده‌ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر ، خصوصا در مقابل شوروی متجاوز و آمریکای جهان‌خوار ایستاده باشد. همانگونه که یک روحانی وارسته عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده‌ایم که برای یاری پابرهنگان زمین لحظه‌ای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد. و عارف حسینی این گونه بود. و ملت‌های اسلامی حتما دلیل این واقعه را دریافته‌اند که چرا در ایران ” مطهری ” ها و ” بهشتی ” ها و شهدای محراب و سایر روحانیون عزیز ، و در عراق ” صدر ” ها و ” حکیم ” ها و در لبنان ” راغب حرب ” ها و ” کریم ” ها ، و در پاکستان ” عارف حسینی ” ها ، و در تمامی کشورها روحانیون درد آشنای اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله – هدف توطئه و ترور می‌شوند ».

مدارس ایرانی پرمشترین‌ترین مدارس پاکستان/ پاکستانی‌ها پزشکان ایرانی را ترجیح می‌دهند

الان هم وضعیت در شرایطی است که مدارس ایرانی در پاکستان جزو پر مشتری‌ترین مدارس آنجا است. کلاس های قرآن ایران بیش از دیگر کشورها در این کشور مشتری دارند. در زلزله‌ای که در شمال پاکستان در حدود هشت سال پیش اتفاق افتاد؛ ایرانی‌ها بیمارستانی در منطقه‌ای احداث کردند که آن منطقه معروف به این است که بیشترین طرفداران طالبان از آنجا می‌آیند. در همان منطقه کشور‌های دیگری هم بیمارستان احداث کردند؛ اما گرایش به بیمارستان ایرانی، بسیار بیشتر از بیمارستان ها کشورهای دیگر بود. همین‌طور که پزشک ایرانی در پاکستان مورد اعتماد افراد است و او را به دیگر پزشکان ترجیح می‌دهند. 

وقتی اقبال مردم پاکستان به یادگیری زبان فارسی و پیوستن به دیپارتمان های فردوسی پژوهی و... را مشاهده می‌کنید و وقتی این را مقایسه می‌کنید با اقبال مردم به دپارتمان‌های  مثلا زبان ترکی، متوجه می‌شوید که اصلا قابل قیاس نیست. با همه این مثال‌ها و نمونه‌های دیگر دیگر خیلی واضح است  که بین ایران و پاکستان از نظر فرهنگی و تمدنی اصلا جدایی وجود ندارد.

تسنیم: ما با هر کسی که در مورد پاکستان صحبت می‌کنیم و باهر کسی که از پاکستان آمده است، چه ایرانی و چه پاکستان همه با هم سر این نبودن جدایی به یک نقطه می‌رسیم. این ظاهرا مساله واضح و مشخصی در مورد رابطه ایران و پاکستان است، اما فکر می‌کنم برای ماهایی که بیرون از گود نشسته‌ایم و نگاه می‌:کنیم، برای همه رسانه‌ها و مدیریت فرهنگی ما چیزی رساتر و واضح‌تر و موثرتر از تجربه‌های عینی نباشد. آقای ادیبان چاره‌ای نداریم که از تاریخ به عینیت پناه ببریم. کمی از تجربه‌های عینی‌تان در حضور در پاکستان برای ما بگویید.ظاهرا رفت و آمد مداومی به پاکستان دارید.

این را برایتان بگویم که از بدو ورود، در همان پاویون فرودگاه، مردم پاکستان به محض اینکه متوجه می‌شوند که تو ایرانی هستی، از تو دعوت می‌کنند که مهمان خانه‌شان شوی،  ماشینشان را در اختیار شما قرار می‌دهند، برای صرف غذا از شما دعوت می‌کنند و یا اینکه اگر گرفتار مشکلی شوی از انجام هر کمکی که از دستشان بر بیاید؛ دریغ نمی‌کنند.

فشار دلارهای آمریکایی بر رسانه‌های پاکستانی

این اشتیاق و تمایل البته با ممانعت‌هایی هم روبرو هست.ما با یکی از مقام‌های  امنیتی رده بالای پاکستان گفتگو داشتیم. قبل از شروع رسمی گفتگو به ما گفت که من تمام زندگی‌ام را فدای نزدیکی ایران، پاکستان و افغانستان کرده‌ام و سال‌هاست که در افغانستان جنگیده‌ام و همه زندگی من این است. من از او پرسیدم تو که فدایی این راه شده‌ای؛ چرا مثلا در قضیه بحرین طبق میل آمریکا و عربستان حرف زدی؟ که به من گفت ما چاره‌ای نداریم و نمی‌توانیم غیر از این عمل کنیم؛ شما نمی‌دانید فشار دلار آمریکا بر رسانه‌های ما چقدر است؟ می‌دانید سالانه چند میلیون دلار از طرف دستگاه‌های آمریکایی وارد رسانه‌های ما می شود تا آنها برای نشان دادن تصویر خطرناک از ایران و افغانستان هدایت کند؟ من مینیمم آن موضعی که مجبور بودم بگیرم را گرفتم.

مقامات پاکستانی مقلد رهبری و امام‌اند/می‌"ویند ما مطمئنیم نگاه رهبر ایران به پاکستان ابزاری نیست

افراد بلند پایه تری در پاکستان در حد مقامات رئیس یا معاون اول یک قوه در گفتگوهای خودمانیمان ابراز می‌کردند که ما مقلد امام و یا مقام معظم رهبری هستیم اما نمی‌توانیم این ها را ابراز کنیم. از آوردن اسم افراد مذکور به دلیل امنیتی معذورم، فقط همین اندازه بگویم که ما با هرکسی که در پاکستان گفتگو داشتم، حتی با جریاناتی که به لحاظ سیاسی در خط مقابل جمهوری اسلامی‌اند؛ صرف نظر از گفتگویی که داشتیم؛ می‌گفتند یک موضوع برای ما روشن است؛ آن هم اینکه نگاه جمهوری اسلامی ایران و نگاه رهبری ایران به پاکستان، نگاه ابزاری نیست. پاکستان را نمی‌خواهند تا از مسیر آن به منافعی برسند. ما مطمئن هستیم ایران پاکستان را دوست دارد و مثل بخشی از پیکره خودش، با پاکستان رفتار می کند. این نگرش در بین صد درصد فعالان سیاسی پاکستان وجود دارد و این تصویر و نگرش ثابت شده است.

تسنیم: به جای خوبی رسیدیم، دوست دارم حالا سر این مساله توقف کنیم که همین نگرش مثبت فوق تصوری که می‌گویید پاکستانی‌ها نسبت به ایران دارند چقدر متاثر از ابزار های فرهنگی ایران مانند رسانه‌ها یا هر نوع کار فرهنگی دیگر ایران در پاکستان بوده است؟ چه‌قدر این تصور را خودمان باابزارهای فرهنگی خودمان به وجود آوردیم فارغ از آن تاثیر عظیم و اولیه خود انقلاب امام خمینی(ره).

 متاسفانه ما عملا در پاکستان کاری انجام ندادیم. من فقط یک مثال می‌زنم؛ در آن‌جا به شدت زمینه کارهایی از قبیل فیلم و سینما وجود دارد؛ مشتریان کالای فرهنگی و به طور خاص فیلم‌های ایرانی در پاکستان، بسیار زیاد است. با جمعیت 180 میلیون پاکستانی و همین حدود در بنگلادش و 600 میلیون اردوزبان هند اگر موتور تولید و توزیع محصولات فرهنگی ما در شبه قاره هند روشن شود، با تاکید بر پاکستان، خواهید دید که حجم عظیمی از مخاطب را در آنجا پوشش می‌دهد و حتی اگر به حرف‌های و آرمان‌های انقلاب هم اعتقاد نداشته باشیم به یک سودآوری عظیم اقتصادی خواهیم رسید.

تصویر غرب ساخته از پاکستان بر فضای رسانه‌ای ایران حاکم شده است/ کلید واژه «سخت» محور تبلیغی رسانه‌های غربی در مورد پاکستان

اما متاسفانه ما کاری در پاکستان انجام نداده‌ایم و این قضیه یک علت هم بیشتر نداشته است:  تصویر غرب ساخته از پاکستان بر فضای رسانه ای ما هم حاکم شده است. آن تصویر این است که پاکستان یک کشور «سخت» است. «سخت» کلیدواژه‌ای است که غربی‌ها از آن استفاده می‌کنند. « Pakistan: A Hard Country» نام کتاب پرتیراژ سالهای اخیر بوده است که یک نویسنده انگلیسی نوشته است. ادبیاتی که در غرب تولید شده و در حال تولید شدن است؛ این است که پاکستان یک کشور سراسر جنگ، خونریزی، ترور، خشکسالی، قحطی یا سیل است و در یک کلام پاکستان یعنی مشقت، بدبختی، خشونت،گرفتاری و شرایط سخت. آن تصویرسازی خودش را به ذهنیت رسانه‌ای‌های ایران هم تحمیل کرده است.

اخبار و مطالب و تصاویری که تولید و پردازش می‌شود؛ این نگاه را مرتب باز تولید می‌کند. البته حرف من این نیست که در پاکستان به طور مثال ترور، درگیری قومی، سیل، فقر نداریم؛ بله وجود دارد. اما در کنار اینها تصاویر فاخر دیگر و واقعیت‌های برجسته مهمتری هم به خصوص برای ایران وجود دارد. پاکستان یک کشور ثروتمند آبی و یک منبع بزرگ توریستی شناخته می‌شود ؛ در شرایطی که آب مساله اصلی جهان و کشف مناطق توریستی یک اولویت مهم برای تجار و سرمایه گذاران است.

چه شده است که توریست ایرانی، پاکستان را ناامن می‌داند و توریست آمریکایی و انگلیسی مقصد سفرش پاکستان است؟

پاکستان برای ایران سرشار از منابع اقتصادی است؛ چرا تاجر ایرانی نگاه جهان سومی به پاکستان داشته باشد؟ در شرایطی که تجار درجه یک اروپایی مبنای تولید کالایشان را در پاکستان قرار می‌دهند. مثلا در عرصه پوشاک، برندهای معروف جهان در پاکستان تولید می‌شود. برای ایرانی‌ها تهیه آن پوشاک از اروپا چه‌قدر ارزش دارد، همان را می‌توانند از پاکستان مستقیما تامین کند. در عرصه مناطق گردشگری، مناطق شمال پاکستان، به لحاظ توریستی جزو مناطق بی‌بدیل و بی‌همتا است. توریست‌های حرفه‌ای اروپایی و آمریکایی  یکی از مقاصد سفرشان شمال پاکستان است که هم جذاب است و هم امن است اما چه شده است که برای توریست ایرانی نا امن است؟

ما در «حسن همجواری» مستند اولمان در مورد پاکستان و انشاالله مستند دوم در آینده، اهتمام‌مان به اصلاح نگرش مردم ایران نسبت به پاکستان معطوف شده است. اینکه مثلا پاکستان کشوری پر از فرصت‌های چشم‌گیر اقتصادی است.

تسنیم: واقعا چه اتفاقی برای ما افتاده است؟ در رسانه‌های ایران اصولا خبری از این حرف‌ها در مورد پاکستان نیست و  فکر می‌کنم یک فرصت تاریخی برای ایران در حال از دست رفتن است. به عنوان یک پاکستان‌دیده فکر می‌کنید استراتژی رسانه‌ای در مورد پاکستان چه تغییری نیاز دارد؟ خلاء این وسط چیست؟

 در حوزه فرهنگی و رسانه در مورد پاکستان، ما باید معطوف به اصلاح نگرش‌ها و تصویرهایمان نسبت به این کشور شویم، مثلا چنان‌چه گفتیم زیبایی‌های پاکستان را هم در کنار سختی‌هایش ببینیم و تصورمان را تغییر دهیم؛ این اولین قدم است. بعضی از دوستان مستند‌ساز و رسانه‌ای که آنجا فعالیت کردند، بیشتر متمرکز روی همان مسائل و مشکلات شدند. البته از دغدغه دوستان رسانه‌ای تقدیر می‌کنم که نسبت به مسائل پاکستان حساسیت نشان می‌دهند و برای بهبودی وضع آن تلاش می‌کنند.اما آیا این کار تولید رسانه‌ای ایران، در نهایت منجر به کاهش آن ضعف و آسیبی که وجود دارد؛ می‌شود و یا تقویت تصویر مد نظر غرب نسبت به پاکستان را در پی خواهد داشت؟ این ها نکات مهمی است که باید در برنامه‌ها و کارهای رسانه‌ای خود به آن توجه کنیم.

32 دستگاه دولتی و غیردولتی ایرانی در پاکستان فعالیت می‌:کنند

البته ملاحظات متعددی برای شکل دادن به کارهای فرهنگی و رسانه‌ای در پاکستان وجود دارد. به طور خاص چارچوب فعالیت ما در مورد پاکستان، نباید خارج از چارچوب سیاست های نظام و ساختارهای فعالیت نظام در این کشورها باشد. 32 دستگاه دولتی و غیر دولتی در پاکستان فعالیت می‌کنند که هر کدام از آنها تاثیرات خود را دارند. یک طرف قضیه این است که این دستگاه‌ها بهتر است با انسجام و نزدیکی بیشتری با هم کار کنند تا فعالیت های فرهنگیشان یکدیگر را دفع نکند. اما از سوی دیگر اگر افراد، گروه‌ها و یا سازمان‌هایی در مقطعی وارد شدند تا فعالیت داشته باشند؛ باید توجه داشته باشند که متانت، یکدستی وانسجام فعالیت‌های نظام را در آنجا مخدوش نکنند و هماهنگ باشند؛ این نکته مهمی است که باید مد نظر قرار دهیم؛ البته انتقادات زیادی به آن مجموعه‌هایی که در پاکستان فعالیت می‌کنند؛ وارد است و با توجه به همه موارد باید دستور کار مشخص و هماهنگی مدون و  در پاکستان اجرا شود.

غربت پاکستانی‌ها برای مردم ایران ناشی از تصویرسازی رسانه‌ای غلط است/

به اعتقاد من یک جدایی مصنوعی‌ای بین ایران و پاکستان بعد از استقلال پاکستان تا الآن همواره بوده است. از سال 1328 زمانی که پاکستان از هند جدا شد؛ همواره دستهایی در کار بوده تا با تصویرسازی رسانه‌ای غلط پاکستان را از ایران جدا کند. غربت مردم پاکستان برای مردم ایران متقابلا از نتایج همین تصویرسازی است؛ به طور کلی این سیاست تصویرسازی غرب در منطقه خاورمیانه بوده است که کشورها را در منطقه خاورمیانه و مخصوصا کشورهای مسلمان را جزیره‌ای جلوه دهد و مردم ایران، پاکستان، عراق و... نسبت به هم دور باشند و متاسفانه این سیاست کارا بوده است. در حال حاضر اگر یک ایرانی یک فرانسوی را ببیند؛ بیشتر احساس قرابت می‌کند تا وقتی یک افغانی را با زبان، مذهب، تاریخ و ... مشترک ببیند. علی رغم اینکه در ده سال گذشته تلاش شده که آن فاصله کاهش یابد؛ با این تفاسیر هنوز اثرات آن سیاست باقی است. من بعد از اولین سفرم به پاکستان، تفصیل آن را به مجلس ارائه دادم که کلیتی از این مشترکات را آنجا آوردم و در آن از تعبیر دکترظهیر احمد صدیقی استاد زبان فارسی و صاحب کرسی دانشگاه دولتی ایالتی ای در لاهور استفاده کردم که نام کتابی که ایشان نوشتند این است «ایران، جان پاکستان». به نظرم این تعبیر، رسا ترین تعبیری است که صاحب آن یک پاکستانی و نگاه یک پاکستانی است.

سوال: اشاره‌ای داشتید به سیستم تقریبا بزرگ دستگاه دیپلماسی ایران در پاکستان و اینکه باید سعی شود همه کارهای فرهنگی و رسانه‌ای ایرانی‌ها با هماهنگی با همان سیستم جلو رود. این واقعا درست و مهم است که ناهماهنگی در کارهای فرهنگی و رسانه‌ای تا چه اندازه می‌تواند لطمه زن باشد، اما نباید این مساله در کنارش فراموش شود که خیلی از دوستان معتقدند کارنامه این سیستم در طی همه این سی‌وچند سال سندی بر ناکارآمدی آن است و وقتی یک سیستم ناکارآمدی‌اش را اثبات کرده است دلیلی ندارد که ما خودمان را با آن هماهنگ کنیم

دو موضوع در این مساله وجود دارد؛ موضوع اول این است که نقطه ثقل فعالیت های فرهنگی ایران در خارج از کشور کجاست؟ مشخصا نقطه ثقل ما سازمان فرهنگ و ارتباطات، طبق نظر رهبری و سیاست کلان نظام است. این را ما همه باید قبول کنیم و چاره‌ای جز پذیرش این مساله نداریم، اگر می‌خواهیم کار خارج از کشور انجام دهیم و نتیجه بگیریم باید قواعدی که نظام برای آن طراحی کرده است را بپذیریم. اما در کنار آن و  پس از آن در وادی عمل من نیز با ناکارآمدی این سیستم موافق هستم. بسیار برای ما سخت است که یک کارمند پاکستانی که حقوقش خمس کارمند ایرانی ما در پاکستان است؛ تاثیری در فرهنگ پاکستان با آرمان‌های انقلاب خود ما می‌گذارد که کل 32 مجموعه ما نمیگذارند؛ این واقعیت حضور ما در پاکستان است.

ساختار و روش کار فرهنگی ما در پاکستان برای 40 سال پیش است/ دیپلماسی فرهنگی کجاست؟

این قبول، اما اگر ما می‌خواهیم کاری برای پاکستان انجام دهیم راهش دور زدن و ایجاد ناهماهنگی نیست، راهش این است که به کارآمد شدن همین سیستم کمک کنیم. آن دستگاه‌ها بهترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ساختار و شیوه عمل خود را منطبق با فناوری ها و شرایط حاضر کنند. ساختار و روشی که ما در پاکستان داریم؛ حداقل برای 40 سال قبل طراحی شده است، در حالی که در زمان کنونی، شیوه عمل ما در دیپلماسی فرهنگی تغییر کرده و از ابزار ها و شیوه های فرهنگی کارآمد تر و سریعتری می‌توانیم  استفاده کنیم. بنابر این به سازمان ها این انتقاد ها وارد است. اما از سویی دیگر آیا دور زدن به این معنا که در آن ناهماهنگی و طی کردن مسیر از راه نامتعارف و دور زدن باشد؛ آیا می تواند به ما کمک کند؟

در پاکستان ما به شیوه‌های پارتیزانی نیاز نداریم/ پاکستان برای ایرانی‌ها به شدت ساده‌گیر است

این روش در مورد نه تنها پاکستان، بلکه هیچ کشور دیگری جواب نمی دهد. در کشوری مثل پاکستان نیاز به رفتار به شیوه‌های پارتیزانی نداریم؛ باید تلاش کنیم تصویر متانت و ابهت جمهوری اسلامی ایران خدشه‌دار نشود. پاکستان کشوری است که در حوزه کار رسانه‌ای ایرانی‌ها به شدت ساده‌گیر است. چرا باید با روش‌های  غیرمتعارف فعالیت کنیم. اگر ما بتوانیم ظرفیت‌های موجود را در ابعاد مختلف معرفی کنیم؛ به طور مثال جذابیت‌های سرمایه‌گذاری در پاکستان آن وقت است که موفق شده‌ایم.

حتی این همه حجم از خدماتی که نظام در پاکستان داشته است را چقدر توانستیم به خود مردم ایران معرفی کنیم؟ این‌ها ظرفیت‌های مغفول مانده است و فرصت‌های کاری‌ای در عرصه رسانه است که از آن غافل هستیم. اگر این مسیر را طی کنیم؛ مطمئن باشید که بزرگترین کمک را می توانیم برای حل مشکلات پاکستانی‌ها داشته باشیم. اگر به چهارچوب سیاست فرهنگی نظام نقد داریم؛ باید در زمان و جای خودش آن را بیان و در رفع آن کوشا باشیم اما راه آن توجه نکردن به آن سیاست نیست.

 یک شبکه تلویزیونی در پاکستان نداریم

با این موضوع موافقم که مراکز فرهنگی ما در پاکستان نا کارآمد بوده اند. بهترین ساختمان ها و فضا های بزرگ در آنجا برای کار فرهنگی داریم؛ اما آیا توانسته ایم یک شبکه تلویزیونی خاص در پاکستان دایر کنیم؟

تسنیم:‌ کار سخت و ممتنعی به نظر می‌رسد با این سیستم فرهنگی ایرانی و با این پیش‌زمینه‌‌های فرهنگی. آنقدر زمینه فراهم است که آدم خیال می‌کند واقعا باید کار راحتی باشد، و آنقدر این سیستم فشل است که آدم خیال کند کار به شدت سختی است. اصلا تلاشی در این زمینه شده است؟

ما خودمان از دوسال پیش طرح تاسیس شبکه ای تلویزیونی را با محوریت سرگرمی در پاکستان با زبان اردو پیگیری می‌کنیم. سرمایه‌گذاری‌های شخصی زیادی هم برای آن کرده‌ام؛ اما چقدر این مجموعه ها حتی حاضر شدند؛ حرف ما را بشنوند و به آن توجه کنند؟ این انتقاد واقعا وارد است.

یک فیلم سینمایی مشترک با پاکستان نتوانستیم بسازیم

در حالی که در شش سال اخیر ساختن فیلم های مشترک بین ایران و پاکستان جزو اولویت های سیاست های سینمایی جمهوری اسلامی ایران بوده است اما تاکنون موفق به ساخت فیلم سینمایی بین این دو کشور نشده‌ایم. چه کسی مسئول این کار است؟ آیا غیر از این است که برقراری این ارتباط جزو ماموریت‌های اولیه متولیان فرهنگی که در این کشور وجود دارند؛ است؟ تشکل بخشیدن به نهادهای مشترک ایرانی و پاکستانی یکی دیگر از زمینه‌های فعالیت است. به طور مثال آیا نمی‌توانستیم تشکل‌ها و انجمن‌هایی را بین فعالیت‌های ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها دایر کنیم و آنها به یکدیگر نزدیک کنیم؟ در مرکز تحقیقات ما در اسلام آباد، مرکز تحقیقات زبان فارسی، حدود هفده هزار و پانصد جلد نسخه خطی به زبان فارسی وجود دارد که از سال های 1346 به بعد خریداری و گردآوری شده است. بر وضعیت نگه داری این نسخه ها و اینکه آسیب کمتری طی چند صد سال آینده ببینند، جزو ماموریت‌های چه کسی است؟

تسنیم:این مربوط به اتفاقی است که ما در داخل خاک پاکستان از آن در حال ضربه خوردنیم، اما با رایزن‌های فرهنگی ایران در پاکستان که گفتگو می‌کنیم معمولا به آنچه در داخل ایران می‌گذرد اشاره دارند و شاید واقعا باید بخشی از انگشت اتهام را به سمت سیستم مدیریت داخلی بگیریم. آنهایی که باید پیگیری کنند، حمایت کنند، زمینه را فراهم کنند تا اتفاقی بیفتد. شما هم قبول دارید بخش مهمی از کار به بخش حمایتی و سیاست‌"گذار داخل ایران مربوط می‌شود؟

واقعا همین‌طور است. متاسفانه در این قسمت کار هم دچار مشکلات عمده‌ای هستیم. شما فقط به این دقت کنید که 64 سال است که ارتباط فرهنگی ایران و پاکستان برقرار بوده است. معمولا چهره‌های دانشگاهی برجسته‌ای در این حوزه فعال بودند. اما ما حتی نتوانسته‌ایم تجربه‌های افرادی را که دانش و تجربه‌ای از جامعه پاکستانی بدست می آورند و در آنجا کار می‌کنند؛ گرد‌آوری کنیم و آن‌ها تجربه‌ها و دانششان فراموش می‌شود؟ در این زمینه پیگیری های زیادی هم انجام داده‌ام اما به نتیجه نرسیدم.

رایزن‌های فرهنگی ایران در پاکستان بعد از بازگشت رها می‌شوند/ تجربیات به دردبخور آنها کجا می‌ورد؟

اصلا لازم نیست این افراد یک جا جمع شوند بلکه فقط ماهی یکبار با هم گفتگو کنند. حداکثر استفاده ای که از این افراد با تجربه می‌شود این است که در مهمانی ها به عنوان مترجم و یا به طور گریخته از مشورت‌هایشان به صورت انفرادی  استفاده کنند. می توان برای آنها تشکلی تشکیل داد و این تشکل می تواند توسعه پیدا کند و بین کشوری و بین ملیتی باشد. سیر ادبیات مربوط به پاکستان در دوره های بعد و قبل از انقلاب در ایران را بررسی کردم؛ با نهایت تاسف گردآوری ادبیات پاکستان در ایران در دوره بعد از انقلاب با اینکه موضوعیت و سطح ارتباطمان نزدیک تر شده بود؛ نسبت به قبل از انقلاب کمتر شده بود.این دردمندی ها وجود دارد که بخشی از آن متوجه ما رسانه ای ها و بخشی از مشکلات متوجه دستگاه های ذی ربط در داخل کشور و بخشی به افرادی است که به عنوان مجری در پاکستان در دستگاه های فرهنگی وجود دارند؛ می شود.

یک دوست پاکستانی روزی به من می‌گفت که شما ایرانی ها برای موفقیتان در این حوزه ها و در این کشور ها احتیاج به شهادت طلبی دارید. آن روحیه شهادت طلبی در فعالیت هایتان جاری شود، موفق می شوید. اما اگر شهادت طلبانه وارد نشوید نمی توانید کاری از پیش ببرید. این به این معنا نیست که لزوما پاکستان خطرات و مشکلات است. به معنای جسارت و شجاعت حضور در این عرصه هاست.

 

سوال: ظاهرا سرمایه‌گذاری‌های زیادی هم از جانب کشورهای مختلف در پاکستان در این سال‌ها در حال انجام است. من حتی از یک مدرسه متعلق به کشور کره‌جنوبی در پاکستان مثال شنیده‌ام، با اینکه می‌توانیم حدس بزنیم که پاکستان و کره‌جنوبی یک درصد هم زمینه فرهنگی مشترک نداشته باشند

عمده فعالیت هایی که در پاکستان انجام می شود، با هدایت از دو کشور انجام می شود: عربستان و امریکا. در بیست سال گذشته برای تاثیر گذاری فرهنگی این دو کشور کارهای زیادی انجام داده‌اند.

خداحافظ چگونه به الله‌حافظ تبدیل شد؟/ عربستان و آمریکا به شدت در پاکستان فعالند

یک مثال جالب کوچک برایتان می‌زنم. عبارت "خداحافظ" در پاکستان عبارت معروفی بوده است. اما در بیست سال اخیر از طرف مراکز فرهنگی عربستان تلاش شده است که عبارت "خداحافظ" به عبارت "الله حافظ" تغییر یابد که هم اکنون در نسل جدید هم نهادینه شده است. زبان دانشگاهی در این کشور انگلیسی است در حالی که مردم پاکستان سابقه تمدنی و علمیشان فارسی و مقداری اردو بوده است. دانشجویی که زبان انگلیسی در دانشگاه می خواند؛ قطعا با سابقه علمی خود، هیچ گونه رابطه‌ای ندارد. چون منبع ، کتاب و ادبیاتی که مربوط به گذشته جوان پاکستانی است؛ نسبتی با آن ادبیات زبان انگلیسی که تدریس و پژوهش در دانشگاه ها می شود؛ ندارد.

فعالیت آمریکا و عربستان بعد از سفر آیت‌الله خامنه‌ای به پاکستان و احساس خطر از آن استقبال تاریخی شروع شد

عمده تلاش‌های این دو کشور هم به بعد از سفر مقام معظم رهبری در دی ماه 1364 به پاکستان بر می‌گردد. پس از آن سفر تازه آن کشورها حساس شدند و گفتند اگر اینگونه پاکستان پیش برود؛ ده سال دیگر  کاملا از دستمان خارج می‌شود. خیلی از گروهک‌های تروریستی با بعد از آن دوره تشکیل می‌شوند؛ و یا قبل از آن وجود داشتند بعد از آن سفر احیا‌ می شوند.

آمریکا دیگر سمینار و نشست برگزار نمی‌کند، آموزش فیلمسازی و روزنامه‌نگاری به پاکستانی‌ها می‌دهد

کشور آمریکا کاملا بر اساس فناوری‌های نوین در پاکستان برای تغییر فرهنگ کار می کند و روشی که در پیش گرفته است؛ کاملا غیر ملموس و غیرمستقیم است. تاثیرات تلفن همراه و تغییرفرهنگ در پاکستان توسط امریکا موضوع تز دکترای من است. آنها نشست و سمینار و چنین کارهایی را کاهش داده و حتی تعطیل کرده‌اند اما آموزش فیلم‌سازی و روزنامه نگاری با تلفن همراه را با تبلیغات گسترده را در سال های اخیر پیش گرفته‌اند.

اگر سیر رسانه ها، علی الخصوص رسانه های با گرایش امریکایی را نگاه کنید، جهت این مطالب هم معطوف به تغییر فرهنگی پاکستان شده است. یکی از مواردی که برای تغییر فرهنگی، امریکا نشانه گرفته است؛ نهاد خانواده است. بحث هایی که در شکل افراطی با عنوان حقوق زن بیان می شود . مثلا یک کلیپ خیلی کوتاه در پاکستان در همین ماه‌ها به شدت مشهور شد.دو دختر در حال خوشحالی و رقص در زیر باران بودند و در محلی در نزدیکی پلیس پاکستان حضور داشتند که توسط افراد متعصب پلیس پاکستان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. این کلیپ ساده دست به دست می‌گشت.

فشار آمریکا به مسئولین پاکستانی با اهرم رسانه‌های بین‌المللی/ ترکیه در پاکستان فعال شده است

علاوه بر آن چون  برای مسئولین پاکستانی نوع نگرش رسانه های بین المللی بسیار مهم است ، از آن طریق به سرعت تحت فشار قرار می گیرند. از آن کانال؛ بر تغییر رفتار مسئولین ارشد پاکستانی  تاثیر می گذارند. این موضوع هشیاری دستگاه فرهنگی ایران را می‌خواهد که خود را  با این شرایط تطبیق کند و به سرعت روش های مقابله را شناسایی کند. عربستان و امریکا به عنوان کشورهای رقیب ایران حضور دارند و فعالیت می‌کنند. کشورهای دیگر اعم از ترکیه و برخی از کشور های اروپایی دیگر هم  اخیرا در آنجا فعال شده است. چون برخی کشور ها به هند و اصول آن نزدیک ترند؛ بنابراین نمی‌توانند به پاکستان نزدیک شوند.

جایگاه پاکستان در نقشه آینده آمریکا موضوع بعدی تسنیم/ پاکستان نقطه ثقل جهان اسلام

اما پاکستان برای آمریکا به شدت مهم است. اصلا موضوع آینده پرونده شما در تسنیم می‌تواند این باشد که پاکستان در نقشه آینده امریکا چه تعریفی شده است.پاکستان این ظرفیت را داراست که به عنوان نقطه ثقل جهان اسلام در نظر گرفته شود. البته تاثیر گذاری جمهوری اسلامی ایران آنقدر جلوتر و عمیق تر بوده است که با اثر گذاری ناچیز کشور های رقیب ِ سرمایه‌دار قابل قیاس نیست. با ساختن یک فیلم از گروهک های وهابی و کشت و کشتار تمام فعالیت های آنها بیهوده می شود.

این را هم باید بگویم که چین و کشور های آسیاسی شرقی مثل اندونزی هم در سال‌های اخیر فعالیت های خود را در پاکستان توسعه داده اند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 18 مرداد 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()
Reba.ir
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو