Reba.ir مذهبی فرهنگی

آغوش باز آمریکا بوی سیلی می‌دهد

وزیر سابق اطلاعات گفت: ارزیابی رفتار آمریکا در طول این 35 سال نشان می‌دهد که حتی اگر آمریکا آغوش خود را برای ایران گشاید هدفش از این آغوش باز، سیلی زدن به این نظام است.

به گزارش خبرگزاری فارس ،حجت‌الاسلام حیدر علی مصلحی در مراسمی که به مناسبت روز پیشکسوتان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سپاه ناحیه مقاومت امام صادق(ع) برپا شد، اظهار داشت: خداوند در سوره توبه مشکل منافقان را دنیا طلبی و حضور نیافتن در جبهه های جهاد بیان می کند.
 
وی با اشاره به اینکه افرادی که به جبهه های جهاد می‌روند با معارف دین آشنا می‌شوند، افزود: به همین دلیل است که رزمندگان هشت سال دفاع مقدس اشباع از معارف دین بودند.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا کنون در مسیر ولایت گام برداشته و این جای شکر گذاری دارد، تصریح کرد: پاسداران و پیشکسوتان سپاه باید از خدا بخواهند که بتوانند در این مسیر پر افت و خیز ثابت قدم بمانند.
 
* نهج البلاغه، بهترین منبع دشمن شناسی
 
وی در مبحث دشمن شناسی از دیدگاه امام علی (ع) اشاره ای به نهج البلاغه کرد و ادامه داد: با توجه به اینکه نهج البلاغه گردآوری شده نامه، خطبه و کلمات قصار امام علی (ع) در زمانی که زمام حکومت را در دست داشتند است، نهج البلاغه می‌تواند بهترین منبع برای دشمن شناسی برای مسلمانان باشد.
 
مصلحی انقلاب اسلامی ایران را بی همتا دانسته و عنوان کرد: افرادی که این نظام و انقلاب را با انقلاب و نظام دیگر کشورها مقایسه می‌کنند به یقین در حال پیمودن مسیر اشتباه هستند.
 
وزیر سابق اطلاعات راجع به مفهوم ولایت با اشاره به اینکه واژه ولی دارای 70 معنا است، بیان داشت: با توجه به بار معنایی که عبارت ولایت فقیه دارد نمی توان این جایگاه را با هیچ جایگاه دیگری در دنیا مقایسه کرده و این مسئله‌ای است که استکبار به هیچ وجه دست از آن بر نمی‌دارد.
 
* سخنان اخیر اوباما بوی براندازی می‌دهد
 
وی اشاره‌ای به سخنرانی اخیر اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل متحد کرد و ابراز داشت: اگر با دید منطقی به این سخن اوباما که «ما قصد براندازی نظام ایران را نداریم.» نگاه شود بیانگر این است که در مفهوم این سخن قصد براندازی نهفته است چرا که این نظام و حرکت آن با هیچ یک از معادلات جهانی همخوانی ندارد.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمنان این انقلاب هر روز در حال طرح ریزی علیه آن هستند، متذکر شد: ارزیابی رفتار آمریکا در طول این 35 سال عمر انقلاب اسلامی مسائل بسیاری را مشخص کرده و نشان می‌دهد که حتی اگر آمریکا آغوش خود را برای ایران گشاید هدفش از این آغوش باز، سیلی زدن به این نظام است.
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به اینکه امام علی (ع) در 5 سال حکومت خود با انواع فتنه مقابله کرد، تأکید کرد: با دقت در نهج البلاغه در می یابیم که فتنه هایی که امام علی(ع) با آنان مواجه بوده تطابق کامل با فتنه هایی است که ما در این 35 سال با آنان مواجه بوده ایم، دارد.
 
وی با بیان اینکه همه دشمنان این نظام بر یک مسئله مشترک وحدت دارند، عنوان کرد: گویی شیطان همه احزاب و یاران خود را برای مقابله با اسلام گرد هم آورده است و وجه مشترک فردی که کمی با ولایت زاویه دارد با اسرائیل دشمن صد در صد این نظام و ولایت این است که هر دو با این نظام مخالف بوده و با یکدیگر تقسیم کار کرده اند.
 
* تقسیم کار رسانه دشمن در ایجاد ملاقات میان روحانی و اوباما
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به مقاله عالیجناب سرخ پوش و نویسنده آن تشریح کرد: امروز باید دید که این نویسنده در چه وضعیتی قرار دارد که این نمایانگر حلقه‌های گوناگون یاران شیطان است که چگونه با نظام مقابله می‌کنند.
 
وی در خصوص درخواست ملاقات اوباما با حسن روحانی یادآور شد: تقسیم کار رسانه های استکبار و برخی از رسانه های داخلی در فضا سازی رسانه‌ای که از چند هفته پیش از این سفر آغاز شده بود قابل تأمل و توجه بوده و ما باید توجه به شکل گیری و سازماندهی دشمن داشته و تقسیم کار آنها را رصد کنیم.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن همواره از روش های مختلف در صدد آسیب رساندن به این نظام بوده، خاطرنشان کرد: یکی از این روش ها فشار وارد کردن در مسائل اقتصادی بوده و بدانید که دشمن به این راحتی دست از سر اعمال تحریم ها بر نمی‌دارد.
 
وی با توجه به اینکه امام علی(ع) یکی از حربه های دشمن را استفاده از چهره های مقبول می‌داند، گفت: همانگونه که طلحه و زبیر در جنگ جمل عایشه همسر پیامبر را به میدان جنگ و در صف باطل قرار دادند، امروز نیز دشمن از چهره های مقبول این نظام برای توجیه رفتار خود استفاده می‌کند.
 
*یهود؛ دشمن همیشگی مسلمانان
 
وزیر سابق اطلاعات اشاره‌ای به نقش یهودیان در مقابله و دشمنی با اسلام کرد و گفت: با توجه به اینکه طلحه و زبیر از نخستین بیعت کنندگان با امام علی (ع) بودند و حتی زبیر تنها فردی بود که در جریان سقیفه برای احقاق حق علی (ع) شمشیر کشید، اما همین طلحه و زبیر به وسیله معاویه فریب خورده و باید توجه داشت که معاویه نیز از درباریان یهودی خود دستور می‌گرفته است.
 
وی با اعتقاد بر اینکه دشمن همواره به دنبال ایجاد شبهه است تا باطل را شبیه حق جلوه دهد، افزود: کافی است مروری بر اقدامات دشمن داشته و در رسانه های دشمن یک هزار خبر درست گفته می شود تا بتوانند یک خبر نا درست را به نتیجه برسانند.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن همواره از نا آگاهی مردم سو استفاده کرده است، تصریح کرد: کاهی مردم به دلیل گرفتاری های روزانه دچار نا آگاهی می شوند و دشمن از این نا آگاهی سوء استفاده کرده و بهره برداری می کند.
 
وی بر اساس فرمایشات امام علی (ع) مسیر ولایت را مسیر کم رفت و آمدی دانسته و ادامه داد: در هشت سال دفاع مقدس تعداد شهدای خانواده ها افزوده می شد، اما تعداد خانواده های شهید افزایشی نداشت که این مسئله خود قابل تأمل است.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه یکی از حربه های دشمن ایجاد تبلیغات انبوه بوده و امام علی (ع) فعالیت‌های تبلیغی دشمن را مانند ایجاد رعد و برقی می داند که بارندگی آن اندک است، اضافه کرد: امروز می توان فضا سازی رسانه ای و استفاده ابزاری از مقدسات را می توان از سوی دشمن دید و از سوی دیگر همین فضا سازی تبلیغاتی و درهم و دینارهای بنی امیه سبب انحراف خواص جبهه حق نظیر زبیر شد.
 
* هشدار از خطر دشمن حتی پس از صلح
 
وی راه مقابله با دشمن را هوشیاری در برابر آن دانسته و بیان داشت: هیچ گاه نباید دشمن را کوچک شمرده بلکه باید پیوسته تمام حرکات دشمن را مد نظر قرار داده و لحظه‌ای از آن غافل نشد و این مسئله به حدی بوده که حتی امام علی (ع) مردم را از دشمن حتی پس از پذیرش صلح بر حذر داشته و معتقد بودند که فردی که به دشمن حالت خوش بینی پیدا می کند باید خود را متهم کند.
 
مصلحی راه دیگر مقابله با دشمن را تبیین دانسته و ابراز کرد: با توجه به اینکه امام علی (ع) در نهج البلاغه خود سراسر به تبیین گری و تشریح ابعاد مختلف دشمن پرداخته است، ما نیز نیاز به تبیین مباحث برای جامعه داریم.
 
* بیان نرمش قهرمانانه مدیریت الهی ولی فقیه را مشهود ساخت
 
وی با بیان اینکه یکی دیگر از راهکار های مقابله با دشمن گرفتن بهانه از اوست، متذکر شد: در این رابطه رهبر معظم انقلاب بحث نرمش قهرمانانه را مطرح کردند که البته سابقه تاریخی نیز دارد.
 
وزیر سابق اطلاعات با اشاره به اینکه محدوده نرمش قهرمانانه در بعد روابط خارجی معنا می‌یابد، تأکید کرد: زمانی که رهبر معظم انقلاب این بحث را مطرح کردند بسیار دقیق بوده و با ابراز آن مدیریت دقیق و حکیمانه الهی ولی فقیه معنا یافت.
 
مصلحی با بیان اینکه نباید در نرمش قهرمانانه از هدف و مقصود خود و حریف غافل شد، ابراز داشت: بلکه باید در این نرمش نقاط ضعف و قوت دشمن را برای ضربه زدن شناخته و غافل نشویم که حریف ما کیست و چه کسی بوده است.
 
وی با اشاره به اینکه امروز برخی بی شرمانه و وقیحانه نرمش قهرمانانه را به صلح امام حسن(ع) یا حتی صلح حدیبیه تشبیه می کنند، تشریح کرد: این تشابه آنها با فرمایشات رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند «هر که در برابر رژیم صهیونیستی بایستد ما نیز پشت سر او خواهیم ایستاد.» در تضاد بوده و ایشان در ادامه نرمش قهرمانانه تأکید بر تقویت اقتدار جمهوری اسلامی دارند.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه شرایط امروز یاران در برابر شرایط امام حسن(ع) در زمان صلح قابل قیاس نبوده و ایران امروز در اقتدار به سر می برد، یادآور شد: تشبیه نرمش قهرمانانه به صلح امام حسن(ع) یا صلح حدیبیه هدف دشمن بوده و دشمن در نظر دارد تا با این روش خود را از بن بست‌ها نجات دهد.
 
مصلحی با توجه به اینکه برخی معتقد به نوشیدن جام زهر دیگری هستند، خاطرنشان کرد: این افراد بدانند که پذیرش قطع نامه به دلیل ناتوانی در مقابله با دشمن نبود بلکه سستی مسئولان و اختلافات داخلی سبب شد تا امام(ره) مجبور به پذیرش قطع نامه شده و به همین دلیل از آن به عنوان جام زهر یاد کردند.
 
* دشمن در پی زنده کردن فتنه 88 در 24 خرداد بود
 
وی با توجه به اینکه امروز نباید از اقتدار ایران در عرصه جهانی غافل شد، گفت: ما پیشرفت‌های علمی بسیاری در زمینه های مختلف داشته ایم که به دلیل مسائل امنیتی قادر به افشای آن نیستیم، اما این پیشرفت‌ها به حدی است که آرامش دشمنان این نظام را به هم ریخته است.
 
مصلحی با بیان اینکه دشمن برای انتخابات 24 خرداد برنامه ریزی سنگینی داشت تا فتنه 88 را دوباره به نتیجه برساند، اضافه کرد: حلقه داخلی و خارجی دشمن به شدت در این باره برنامه ریزی کرده بودند، اما خواست خدا و هوشیاری رهبر معظم انقلاب و سخنان حساب شده و دقیق ایشان در قبل، بعد و روز انتخابات نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرد.
 
وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب به همین دلیل برگزاری این انتخابات را در کمال امنیت خواندند، اذعان داشت: با وجود اینکه طراحی به نحوی بود که همه ایرادات فتنه 88 از نظر دشمن برطرف شده بود، اما به خواست خدا ما حتی در آن زمان شاهد مسائل طبیعی که در انتخابات گذشته رخ می‌داد، نبودیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

چه دادیم و چه‌گرفتیم؟!


پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛
1- سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه‌های بعدی ایشان با رسانه‌های آمریکایی، اگرچه در برخی از موارد که به آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت، خالی از کاستی نبود ولی در مجموع می‌توان اظهارات جناب روحانی را در تاکید بر سیاست‌های کلان نظام، حمایت و دفاع از حقوق مردم شریف ایران و استدلال‌ها و مستنداتی که برای این منظور ارائه کرده بودند، مثبت ارزیابی کرده و مخصوصا بخش‌هایی از آن را شایسته تقدیر دانست. این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم کشورمان با عصبانیت دشمنان تابلودار ایران اسلامی، مخصوصا رژیم صهیونیستی روبرو شد تا آنجا که نتانیاهو با شتابزدگی به اوباما و دولتمردان آمریکایی هشدار داد «فریب لفاظی‌های روحانی را نخورند»! لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش‌ آقای روحانی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز - که نمونه‌های فراوانی از این دست را می‌توان آدرس داد- تحسین‌برانگیز بود. اما لحن ملایم رئیس‌جمهور محترم کشورمان و نشانه‌ها و پیام‌هایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کرد نه فقط غیر از «وعده‌های نسیه» و لفاظی‌های بی‌پشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونه‌ای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع‌ طلبکارانه و خواسته‌های باج‌خواهانه حریف را نیز سنگین‌تر کرد.
2- متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند. این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.» این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.
و یا در سخنان دیگری به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!
3- مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که حریف نه فقط در مقابل نرمش‌ها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی - تاکید می‌شود که هیچ امتیازی - نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باج‌خواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.
آقای ظریف بعد از مذاکره با وزرای خارجه 1+5 و گفت‌وگوی اختصاصی و جداگانه با وزیر امور خارجه آمریکا، از مذاکرات ابراز خشنودی کرد و توضیح داد که ظرف حداکثر یکسال همه مسائل حل شده و تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما جان کری، بلافاصله بعد از این نشست در مصاحبه با خبرنگاران، فهرستی طولانی از مطالبات غیرقانونی آمریکا را مطرح کرد و بی‌آن که بگوید آمریکا در مقابل این مطالبات فراقانونی، غیر از لفاظی چه امتیازی را روی میز می‌گذارد گفت؛ اقدامات عملی ایران برای اعتمادسازی‌ می‌تواند شامل دسترسی سریع بازرسان به تأسیسات فردو، امضای پروتکل الحاقی، توقف داوطلبانه غنی‌سازی در حد بالا و... باشد. خبرگزاری رویترز به نقل از اعضای کنگره آمریکا نوشت؛ «بیشتر اعضای کنگره، [آقای] حسن روحانی را فریبکار می‌دانند»! «ادر ویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر ایران ادامه دهیم! کاترین اشتون پس از پایان مذاکره با هیئت ایرانی گفت؛ در بسته پیشنهادی 1+5 تغییری ایجاد نشده است! رابرت منندز رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که باید بر شدت تحریم‌ها علیه ایران افزوده شود، تعدادی از نمایندگان کنگره، از جمله «لیندسی گراهام» و «مک کین» با صدور بیانیه‌ای خطاب به اوباما، نوشته‌اند «ما نباید به ایران اجازه بدهیم از چانه‌زنی به عنوان ابزار فریب و خرید وقت استفاده کند»! و دهها نمونه دیگر که در گزارش‌ها و ستون اخبار ویژه امروز کیهان به مواردی از آنها - فقط به عنوان مشتی از خروارها - اشاره شده است.
و اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا می‌توانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - دستاورد سفر چیست؟!
4- آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛
الف: خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.
و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!
ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرفنظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌اند؟!
5- و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

امام خمینی: انگار بازویم را از دست داده ام!

امام خمینی: انگار بازویم را از دست داده ام!
"شهید شیخ فضل‌الله محلاتی" در سال ۱۳۰۹ در شهرستان محلات در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و به دلیل علاقه‌اش به علوم دینی، پس از تحصیلات مقدماتی به شهر قم رفت و وارد حوزه علمیه شد. شهید محلاتی به خاطر اعتقادات عمیق اسلامی و روحیه ظلم‌ستیزی‌اش از همان ابتدا به گروه فداییان اسلام پیوست و به رهبری شهید نواب صفوی مبارزات خود را شروع کرد.

پس از دستگیری و شهادت نواب صفوی و دیگر یارانش، شهید محلاتی مدتی به عنوان نماینده مرجع بزرگوار عالم تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی و اعلام مرجعیت حضرت امام خمینی (ره)، شهید محلاتی با جان و دل تا آخرین لحظات شکل‌گیری، فراگیر شدن و پیروزی انقلاب اسلامی، در کنار حضرت امام به مبارزات خود ادامه داد و در این راه بارها به زندان افتاد و شکنجه‌های فراوانی را تحمل کرد.

ایشان بارها توسط مزدوران رژیم منحوس پهلوی به نقاط مختلف تبعید شد، ولی هیچ یک از این دشواری‌ها کوچک‌ترین خللی در اراده استوار و هدف متعالی شهید محلاتی وارد نکرد ایشان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، علاوه بر نمایندگی مجلس شورای اسلامی، به عنوان نماینده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.

او هم در جبهه‌های دفاع مقدس و هم در پشت جبهه، وجود خود را وقف اهداف انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی کرد؛ به همین خاطر باشگاه خبرنگاران برای حفظ یاد و خاطره آن شهید والامقام گوشه‌هایی از خاطرات این شهید را منتشر می‌کند.

خاطرات به روایت دیگران

خبر آمد یکی از بچه‌ها شهید شده، ترکش خورده بود به سرش و محاسن سیاه و زیبایش با خون سرش خضاب شده بود. با هم رفتیم جایی که جنازه را نگهداری می‌کردند.

شهید محلاتی وقتی جنازه را دید، گفت: انسان چقدر باید سعادتمند باشد که محاسنش با خون سرش خضاب شود. این یکی از آرزوهای من است.

حاج آقا از خط که بر می‌گردند، برخی مسئولین به ایشان اعتراض می‌کنند که مگر امام نگفته‌اند شخصیت‌ها نروند خط مقدم!


حاج آقا جواب می‌دهند: من با شخصیت‌ها فرق دارم. من چون نماینده امام در سپاه هستم، باید به جبهه بروم و به جوانان و رزمنده‌ها روحیه بدهم.

یک بار کسی آمد و درباره یک بنده خدایی که حاج آقا می‌شناختش، گفت: این آدم منافق است!

حاج آقا گفت: پس من بعد از این باید احترام بیشتری برای او قایل شوم تا جذب اسلام شود.

بعد هم ادامه داد:‌ حضرت رسول(ص) حتی پیش پای غیر مسلمان هم بلند می‌شد و آن‌ها را محترم می‌داشت.

گفتم: توی جلسه خیلی جوش می‌زدید!

گفت: به همین خاطر هم بچه‌های سپاه اسمم را گذاشته‌اند جوشکار!

با تعجب پرسیدم: چرا جوشکار؟

گفت: چون همیشه سعی می‌کنم حرف‌ها را به هم نزدیک کنم و اختلاف نظرها را کم کنم.

اغلب تلاشم این است که وحدت نظر به وجود بیاید.

گفتم: نیت شما خیر است، البته این صف جوشکار هم صفت بدی برای‌تان نیست.

با سر و روی خاکی از ماشین پیاده شد. خسته بود. داخل دفتر که شدیم، گفتم: حاج آقا حمام گرم است؛ یک دوش بگیرید تا خستگی‌تان رفع شود.

گفت:‌می‌خواهم دوباره برگردم به خط. اگر زن بگیرم این حال خوشی که از همنشینی با رزمنده‌ها پیدا کرده‌ام، از دست می‌رود.

بعد وضو گرفت، نماز خواند و باز با همان سر و وضعی که داشت، برگشت به خط مقدم.


حضرت امام (ره) اعتماد زیادی به شهید محلاتی داشت و احترام زیادی برای ایشان قایل بود. یک بار جلسه‌ای بود که می‌بایست در آن تصمیم مهمی گرفته شود.

شهید محلاتی هنوز نرسیده بود. برخی دوستان، با نیت این که وقت شریف امام را نگرفته باشیم، پیشنهاد دادند که جلسه شروع شود؛ حضرت امام فرمودند: صبر کنید تا حاج شیخ هم بیاید!

همیشه می‌گفت: آرزو دارم با لباس روحانیت شهید شوم و با همین لباس هم به خاک سپرده شوم.

به هر دو آرزویش رسید. خدا دعاهایش را مستجاب کرد؛ در لباس روحانیت به شهادت رسید، و چون پیکر مطهرش طوری بود که نمی‌شد حتی غسلش داد، با همان دفن شد.

روز سوم شهادت حاج آقا بود که همسر حضرت امام(ره) تشریف آوردند منزل ما. از اتفاقی که افتاده بود خیلی متاثر بود. ما را دلداری داد و درباره حضرت امام(ره) گفتند: که من دیدم امام برای دو شهید بیشتر از دیگر شهدا گریه کردند: یکی شهید مطهری که امام خیلی متاثر شدند و دومی، شهید محلاتی!(دختر شهید)

دوازده روز بعد از شهادت، ما را بردند خدمت حضرت امام(ره). ایشان فرمودند: من این مصیبت را به شما خانواده شهید عزیز و به مادر ایشان تسلیت می‌گویم.

من می‌دانم شما جگر گوشه خود را از دست داده‌اید، اما من بیش از شما درک می‌کنم ایشان چه بود. مثل اینکه من بازویم را از دست داده‌ام!


در این جا اشک‌های امام سرازیر شد و همه ما با گریه امام گریه کردیم.(فرزند شهید)

در وصیت‌نامه‌اش آمده است: یک پنجم هر چه دارم را بدهید به امام. خوف دارم از اینکه مقدار مالی را که به دست آورده‌ام، در شأن طلبگی من نباشد و فردا در آستان عدل الهی نتوانم جواب‌گو باشم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

گفتاری از دکتر مجید شاه حسینی به مناسبت سالروز صدور منشور هنرمندان

برائت حضرت امام (ره) از هنر بی‏درد مسلمان نماها/تا وقتی تکنوکرات‏ها آدرس هنر انقلاب را بدهند، اهداف فراموش شده و در فرم جا می‌مانیم

  گروه فرهنگی: «منشور هنرمندان» حضرت امام خمینی (ره) مقصد و هدف «هنر انقلاب» است. و سرلوحه و نقشه‌ی راه «هنرمند انقلابی». منشوری كه البته در سال‌های گذشته چندان مورد بررسی قرار نگرفته و حتی در میان فعالان فرهنگی انقلاب نیز به شدت مظلوم واقع شده است. نتیجه‌ی این مظلومیت هم چیزی نبوده جز تقلیل نگاه متعالی حضرت امام به تك‌جمله‌ی «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم» در حالی كه این تنها یك نگاه سلبی‌ست و حداقلی، و نه هدف و غایت هنر-سینما- در نگاه بنیانگذار انقلاب.

به گزارش رجانیوز، متن زیر گفتاری‌ست از «دكترمجید شاه‌حسینی» در تبیین اهمیت این روز و این منشور، و آن چیزی كه امام (ره) از هنر و هنرمندان انتظار داشت. متنی كه به مناسبت سی‌‌ام شهریور، سالروز صدور منشور هنرمندان حضرت امام(ره) منتشر می‌شود و امید است كه بابی باشد برای بررسی هرچه بیشتر و كامل‌تر نگاه امام(ره) به هنر، به ویژه سینما:

جمله حضرت امام (ره) در بهشت زهرا در مورد سینما، مفهوم سلبی سینما بود نه ثبوتی
 
بسم الله الحرمن الرحیم. از اولین فرمایشاتی که حضرت امام خمینی (ره)  درمورد سینما و مختصات آن گفتند، در همان روز ورود به ایران و در بهشت زهرا و با این جمله‌ی معروف که «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» منعقد شد که در کمال تعجب عده‌ای این را تعریف حضرت امام (ره) از سینما تلقی می‌کنند. این یک تعریف نیست. این یک مفهوم سلبی‌ست که ما چه چیزی را نمی‌خواهیم. در واقع حضرت امام (ره) مشخص كرد كه سینما اگر می‌خواهد باشد، چه نباید باشد.
 
سینما با انقلاب بیعت کرد تا ماند
 
پس این جمله قطعاً منطقی داشت و وقتی از جانب انسان فرزانه‌ای مثل امام (ره) بیان می‌شد، به دنبال صحبتی بود که افرادی از بدنه‌ی همین سینما با ایشان داشتند و بیعتی که کرده بودند. حتماً عزیزان پیشکسوت که سن و سال‌شان اقتضا می‌کند که آن دوران را به یاد بیاورند، واقفند که سینما با انقلاب بیعت کرد تا ماند. سینما نمایندگانی را در بحبوحه‌ی انقلاب اسلامی ایران تا پاریس خدمت امام خمینی(ره) فرستاد و سعی کرد مدلی از بیعت را عرضه کند. خب اگر سینما سعی کرد که با بیعتی که ابراز می‌کند با انقلاب بماند و در زمره‌ی مکاسب محرمه‌ای که پس از انقلاب تعطیل شدند قرار نگیرد، حتماً احساس می‌کرد که در قبال مردم بدهکار است. به اعتقاد مردم وامدار است. به اعتقاد و به دین مردم توهین کرده است و حالا اگر این مردم قرار است که انقلابی انجام دهند، پس سینما باید نسبت خود را با این انقلاب تعریف کند. 
 
سقف تعریف امام (ره) از سینما منشور هنرمندان است
 
بنابراین این‌طور نبود که از این جمله‌ی مشهور امام (ره) که «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم» تعریف ثبوتی تلقی شود. اگر سقف تعریف امام خمینی (ره) را برای سینما طلب می‌کنیم، قاعدتاً آن تعریف را باید در «منشور هنرمندان» -زمستان سال 67- پیدا کنید و بعد هم که مقام معظم رهبری بسیار دقیق در مورد سینمای جمهوری اسلامی ایران صحبت فرموده‌اند.
 
 
مجله سوره‏ی آوینی لبیک به این منشور بود 
 
اما سی‌ام شهریور ماه سالگرد صدور منشور گرانقدر هنرمندان است که حضرت امام (ره)  در 30/6/67 کمی بعد از پذیرش قطعنامه توسط ایران بیان می‌دارند. ایشان در آغاز این منشور می‌فرماید: «خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق، شهادت، شرف و عزت سرمایه زوال‌ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی همیشه مشام جان زیباپسندِ طالبان جمال حق را معطر کند.»
 
به عبارت بهتر، ایشان ارجاع می‌دهند از حادثه‌ی خیلی اخیر و بوستانی که ظاهراً درب آن بسته شده، ولی درب معنویاتش باز است و این که هنرمندانی که در جبهه‌ی جهاد و شرف جنگیده‌اند. امام ارجاعی می‌دهند که باید قاعدتاً برای تئوریسین‌های فرهنگی ما در دهه‌ی 60 بسیار الهام‌آفرین می‌بود، اما یادم هست که فقط شهید بزرگوار «آوینی» در لبیک به این تعریف حضرت امام (ره) دست به کار شد و ماهنامه‌ی «سوره» را از سال 68 راه‌اندازی کرد. ما آن سال‌ها کاملاً منتظر بودیم که در پی این تعریف حضرت امام (ره) از جنگ که ظاهراً کاری خونین و تلخ بود، مدیران و هنرمندان به نحو درخور به دفاع مقدس بپردازند، ولی متأسفانه بسیاری از فیلمسازان منتسب به دفاع مقدس به اسم دفاع مقدس فیلم ضد جنگ ساخته و هنوز هم می‌سازند؛ درحالی که حضرت امام (ره) هنرمندان را رزمندگان دفاع مقدس می‌دانند.
 
دو نوع هنری که حضرت امام از ان تبری می‏جویند
 
حضرت امام (ره) در این منشور در دو جا به شهدای دفاع مقدس ارجاع می‌دهند و آنها را هنرمندان واقعی قلمداد می‌کنند که باید مورد تأسّی واقع شوند. ایشان در پایان همین پیام می‌فرمایند: «هنرمندان ما در جبهه‌های دفاع مقدس ما این گونه بودند تا به ملاء اعلی شتافتند و برای خدا، عزت و سعادت مردم‌شان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز تمام مدعیان هنر بی‌درد را رسوا کردند. خدای‌شان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند».
 
جالب است که امام (ره) هم در ابتدا و هم در انتها با عرض ارادت و ارجاع به هنرمندی هنرمندان دفاع مقدس که در جبهه‌ها هنرمندانه با حضرت رب عشق‌بازی کرده‌اند، از آنان یاد می‌کنند. به نظر من ابتدا و انتهای هدفمندی است و در وسط این متن، ایشان از دو هنر شرقی به معنای کمونیستی و سوسیالیستی و هنر غرب‌زده‌ی غربی‌های آن روز که تا امروز هم به عنوان ره‌گفت غالب عالم هنر باقی مانده است تبری می‌جویند و هر دو را هنر غارتگران، چپاولگران و زالوصفتان می‌دانند.
 
همه چیز به کوه المپ و یونان باستان ختم می‏شود
 
البته ایشان به هنر دیگری هم اشاره می‌کنند که ظاهراً هنر اسلام امریکایی است که در جانب غرب می‌ایستد، ظاهراً پوشش اسلامی دارد، ولی جزو همان مصادیق هنر بی‌دردی است که در آن دو اردوگاه قرار گرفته است. خب باید پرسید آن دو اردوگاه چه صفاتی داشتند که حضرت امام (ره) منشور هنرمندان را به تبری از ره‌گفت فکری آنها آراسته است؟
 
این بحث نیاز به دو مقدمه دارد. اول انکه در غرب چه با منظر سوسیالیستی، چه با نگره‌ی کاپیتالیستی، همه‌ی الهامات هنری به‌نوعی به کوه اُلَمپ و یونان باستان ختم می‌شود و 36 وضعیت نمایشی‌ای که بعدها «گوتزی»، «ژرژ پولتی» و دیگران از دراماتولوژی یونان باستان بیرون کشیدند و اساس تدریس دانشکده‌های هنر، تئاتر و سینمای ما شد، همه و همه به‌نوعی به الهامات اجنّه‌ی کوه المپ و ارباب انواع که از طریق اوراکل‌ها یا پیشگویان به هنرمندان آن عصر چیزهایی را الهام می‌کردند، ارجاع داشت. حتی در قانون‌گزاران و فلاسفه‌ی آن دوره هم مشاهده می‌کنیم عنصر الهام بسیار جدی است و کتاب «زوایای تاریک حکمت» شاهدی است بر این مدعا که چگونه الهام در آفرینش قانون، فلسفه و هنر در یونان باستان منشاء اثر است و صراحتاً می‌گویند ما ملهم از جانب خدای المپ هستیم. پس عنصر الهام در آن هنر خیلی مهم بود و این الهام ریشه‌ی وحیانی و رحمانی نداشت، بلکه ریشه‌ی شرک‌آلود داشت.
 
ابداع یعنی شرک
 
مقدمه‌ی بعد این که ابداع به معنای شرک تعریف می‌شد. در هنر غرب در همین امروز هم همه‌ی اصالت‌ها به بدیع بودن است. شما حرفی بزن که قبل از شما هیچ‌کس نگفته باشد، دیگر چه فرقی می‌کند، چقدر هنجارشکن است.
 
در چنین شرایطی، این دو رگه و لِحیه هنری را در سال‌های پیش از انقلاب در کشور ما در اوج می‌بینید. از یک طرف هنر چپ و سوسیالیستی داریم، یعنی هنر کمونیست‌ها و هنر کُمینترن، کمونیسم اینترناسیونال یا بین‌الملل که در قالب سینما و تعلیم و تربیت مثل «منظومه‌ی پداگوژیکی» در قالب سینمای رئالیسم سیوسیالیستی، در قالب اشعار و سرودهای بین‌المللی‌ای که در هر کشور باید به زبان آن کشور برایش آواز می‌ساختند، مثلاً آواز کالینگا، ترانه‌ی کاتیوشا و خود سرود معروف اینترناسیونال که در هر کشوری پیروان آئین سوسیالیسم موظف بودند به زبان آن کشور برایش آواز بسازند و چپ‌های اول انقلاب هم این کار را می‌کردند. دقیقاً روی (El Peblo Unido) سرود معروفی که مربوط به امریکا لاتین بود، سرودهای انقلابی، سرود کوه و سرودهای دانشجویی می‌ساختند. این یک هنر بود و جالب است اگر آن را ریشه‌شناسی که می‌کردید، ریشه‌های مشرکانه باز به‌نوعی به المپ می‌رسید. 
 
مورد عجیب فرح دیبا
 
در سوی دیگر هنر کاپیتالیستی هم بود و جالب است هنری که تحت مدیریت فرح پهلوی اداره می‌شد، به این برمی‌گشت؛ چون فرح هم جزو کمینترن خارج از کشور و به‌نوعی جزو چپ اینترناسیونال بود و این که چگونه این مهره‌ی پیچیده وارد کشور و همسر شاه شد و چگونه آن مدیریت فرهنگی در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، در رادیو و تلویزیون ملی ایران و چند نهاد دیگر به عنوان هنر چپ رسماً تدریس می‌شد، بماند.
 
 
قبل از انقلاب بداعت حتی به قیمت عریان شدن و برهنه‌نگاری ترویج می‌شد
 
 
یک راست پهلبدی هم داشتیم که متولی آن وزارت فرهنگ و هنر بود و سینمای کشور از آبشخور آن سیراب می‌شد، جشن هنر شیراز بینابین بود و بین این دو مدل نگاه دست به دست می‌شد. هر دو نگره‌ی سوسیالیسم و کاپیتالیسم در کشور ما برای هنر مدیریت داشتند و دانشکده‌های هنر بین این دو تقسیم شده بودند و عنصر الهام از هر جا که بود و بداعت به هر شیوه که بود، حتی به قیمت عریان شدن و برهنه‌نگاری به عنوان یک کار نو، تازه و یک کار هنری ترویج می‌شد.
 
برائت حضرت امام (ره) از هنر بی‏درد مسلمان نماها
 
حتماً یک عده مسلمان‌ها هم بودند که در اقلیت یک نگره‌ی هنری را دنبال می‌کردند، ولی ره‌گفت غالب نبود. این آن میراث پیش از انقلاب است و جالب اینجاست که حضرت امام (ره) در منشور هنرمندان از هر دو با زبان خاص عارفانه‌ی خودشان تبری می‌جویند و نیز از هنر بی‌دردی که بعضی از مسلمان‌نماها داشتند و هنر رزمندگان دوران دفاع مقدس را هم در آغاز و هم در پایان منشور به عنوان غایت هنر دینی معرفی می‌کنند و این باید برای ما محل ورود بحث خوبی باشد که از چه چیزی تبری جسته و به چه چیزی ارجاع داده شده است؟
 
با این توصیفات برگردیم به بحث نخست. تعریف ثبوتی امام (ره) از هنر یعنی تئاتر، سینما، ادبیات و هر چیزی که به آن تعلق هنر می‌شود در منشور هنرمندان است، یعنی در تاریخ 30/6/67 و نه در بدو ورودشان (12 بهمن ماه 57). آنجا می‌‌گویند این سینما چه نباید باشد و در اینجا می‌فرمایند چه باید باشد و در این چه باید باشد طبق آنچه که بیان فرمودند بحث نگاه مصلحانه، سازنده بودن و معطوف به مفهوم عشق، شهادت، شرف، عزت و مسئولیت است.
 
هنرمند طبق تعریف حضرت امام (ره) می‌تواند شهید زنده باشد
 
خب به این واژه‌ها دقت کنید. از نظر ما شهادت چیست؟ مرگ عزتمندانه‌ی یک انسان و شهادت به توحید حضرت رب و جمال و جلال او. به این تعبیر انسان می‌تواند شهید باشد، ولی زنده باشد، صرف‌نظر از شهدای زنده که جانبازان دوران دفاع مقدس ما هستند و بر چشم ما جا دارند، هنرمند طبق این تعریف حضرت امام (ره) می‌تواند شهید زنده باشد. بالقوه باشد و اثر او به وحدانیت حضرت رب شهادت بدهد و ما با دیدن اثر او برای عرش، پاکی، سلامت روح، مفهوم مهدویت، آخرالزمانی که از نظر شیعه آخرالزمانی روشن، پاک و مصلحانه است و ربطی هم به فیلم‌های آخرالزمانی غربی ندارد، دل‌تنگ شویم و با دیدن یک سینمای اخلاق‌ـ‌محور و هنر اخلاق‌ـ‌مدار دل ما غنج بزند.
 
اگر هنرمندی موفق به آفرینش چنین اثری شد که مصادیقش هرچند زیاد نیست، ولی هست، می‌توانیم بگوییم آن هنرمند شهید زنده است، چون اثر او به مدلی از رحمانیت حضرت رب شهادت می‌دهد که به صفت جمیل هم خود را آراسته است. برای ما مهم است که تعاریف را صرفاً سلبی یا تخریبی ندانیم و ثبوتش را هم در نظر بگیریم.
 
متأسفانه وقتی از هنر صحبت می‌کنیم سراغ تکنوکرات‌ها می‌رویم
 
من این را بارها عرض کرده‌ام که بعد از 30 و چند سال بیاییم و شعار سینمای استاندارد را در کشور مطرح کنیم، یعنی یک شعار تکنوکراتی بدهیم. مگر ما قبل از انقلاب یک سینمای استاندارد نداشتیم؟ اگر نرسیده‌ایم به چند دلیل است. یکی این که اصلاً خودمان را به متون مانیفست رهبر انقلاب نیازمند نمی‌دانیم. نگاه کنیم و ببینیم تعریف بنیان‌گذار انقلاب از هنر چه بوده است. متأسفانه وقتی از هنر صحبت می‌کنیم سراغ تکنوکرات‌ها می‌رویم و از آنها می‌خواهیم لطفاً برایمان بیان کنند نظرشان در این باره چیست؟
 
شأن تکنوکرات‌ها محترم است و می‌توانند مطالعه کرده باشند، ولی قطعاً در این زمینه منشاء اثر نیستند. آنها باید مؤثر باشند، نه خود اثر و از این تعاریف تأثیر بپذیرند، اما تعاریف حضرت امام (ره) کیفی است و ما باید ببینیم چقدر به این کیفیت نزدیک می‌شویم. همان طور که شهید به شهادت حضرت رب این طور توصیف شده است که در واقع شهادت می‌دهد به حیات جاویدانی که آن سوی این زندگی مادی برای بشر رقم خورده است، هنر هم می‌تواند این گونه و عرصه‌ی شهود باشد. هنر می‌تواند به عنوان یک دالان یا پنجره بابی باز کند به سمت معنویتی که از آنجا آمده‌ایم و دل‌مان برای آنجا تنگ شده است.
 
تعجب می‌کنم که همه‌ی تعاریف دوستان در ساحت هنر به سمت تکنیک می‌رود
 
من تعجب می‌کنم وقتی می‌بینم همه‌ی تعاریف دوستان در ساحت هنر به سمت تکنیک می‌رود، در سینما فقط فرمالیسم را می‌شناسند و تعاریف فقط فرمالیستی است و هر حرف معنایی‌ای را به این دلیل که شاید آشنا نیستند، شعار تلقی می‌کنند، ولی هیچ‌کدام از این دوستان تکنوکرات پاسخ نمی‌دهند اگر منظور از شعار حرفِ از تکرار مبتذل شده است، چرا 36 وضعیت نمایشی ژرژ پولتی که در همه روایت‌های نمایشی و داستانی حکم انجیل این دوستان را پیدا کرده و از فرط تکرار، دیگر به اسفل‌السافلین ارزش‌گذاری هنری رسیده است، کلیشه نمی‌شود؟ چرا آن یکی مانیفست است، ولی مفهوم بلند معنوی پاکی که قرار است پیام یک اثر هنری قرار بگیرد، نام شعار به خود می‌گیرد.
 
تا وقتی که تکنوکرات‏ها آدرس‌دهندگان هنر انقلاب باشند، اهداف فراموش شده و در فرم جا می‌مانیم 
 
متأسفانه تا وقتی که دوستان تکنوکرات آدرس‌دهندگان عرصه‏ی هنر انقلاب اسلامی باشند ـ‌در همه‌‌ی زمینه‌ها فرقی نمی‌کند، نقاشی، موسیقی، تئاتر، سینما و ادبیات‌ـ همین وضع را خواهیم داشت، یعنی غایات و اهداف فراموش می‌شوند و ما در فرم جا می‌مانیم و کم کم به این نتیجه می‌رسیم که هنر همین فرم بود و انقلاب اسلامی ایران اصلاً نیازی به هنر جدید ندارد و می‌تواند از همان فرم استفاده کند و هیچ به این سئوال پاسخ نمی‌دهد که اگر فرمالیسم حاکم در پیش از انقلاب در هنر ما غایت بود، رسیده بود و اوج آن را هم در خارج از کشور داریم و چه نیازی هست که این موارد نیم‌بند فرمالیسم داخلی را تحمل کنیم؟ بهتر است برویم از اصل و سرچشمه سیراب شویم و چرا باید با فرمالیست‌های داخلی وقتمان را تلف کنیم؟
 
عرض من این است که اول باید این را پذیرفت که انقلاب اسلامی ایران مانیفستی داشت که بر مبنای آن می‌توانست به مفهوم هنر دینی، هنر رحمانی و هنر مصلحانه برسد. این مانیفست الان روبه‌روی ماست. مدیران عزیزی هستند که این مانیفست از یادشان رفته است و ما به یادشان می‌آوریم.
 
«کتاب دغدغه‏های فرهنگی» رهبر انقلاب شرح و بسط همین پیام امام است
 
چون بر این جنبه که آیا این مطلب به مدیران ما تعلیم داده شده است، اشراف ندارم، لذا از اثر مدیریتی‌شان قضاوت می‌کنم. ما نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است، ولی رد پای این تعلم را در خروجی آثار مدیران و هنرمندانمان نمی‌بینیم و چرا این گونه است؟ این پیام کجا مانده است؟ ما می‌بینیم بعد از منشور بلند هنرمندان که توسط حضرت امام (ره) در تاریخی که قید شد، بیان می‌شود، مقام معظم رهبری در مجموعه سخنرانی‌هایی که امروز موجود است، تحت عنوان کتاب گران‌قدر «دغدغه‌های فرهنگی» همه‏ی این مطالب را شرح و بسط می‌دهند و بسیاری از مسائل روز را دقیق و ریزبینانه به آن می‌افزایند. یعنی الان این فقط یک صفحه مطلب نیست. مثل کتابی که بزرگان دیگر بر آن حاشیه می‌زدند و شرح می‌نوشتند، شرح کشّافی تحت عنوان «دغدغه‌های فرهنگی» دارد. ما می‌بینیم بزرگان و رهبران جامعه این راه را پیمودند و مطالب آماده است. آنجا که باید استفاده می‌شد، نشده و این سئوال جدی است که چرا؟ چرا واقعاً خودمان را تطبیق نمی‌دهیم؟
 
 
 
 وقتی از محل بیت‌المال به هنر یارانه می‌پردازیم، چقدر به مانیفست امام‌المسلمین توجه داریم؟
 
یادم هست جناب «شهریار بحرانی» قرار بود فیلمی بسازند و قاعدتاً باید هزینه‌ای به این فیلم تخصیص داده می‌شد. بسیار جالب بود که آن تیم رفتند و تا از بزرگان و سیاست‌گذارانی که حکم این مانیفست را برای ما داشتند، امضا نگرفتند، این کار کلید نخورد. یعنی چرا خودمان را به محتوانگاران و کسانی که در واقع شأنیت این را دارند که دیده‌بانی و رصد کنند و در واقع این مانیفست را تعریف می‌کنند، عرضه نمی‌داریم تا همه چیز به ذوق و سلیقه‌ی منِ هنرمند واگذار نشود؟
 
 می‌خواهم این را عرض کنم در هیچ کشوری از کشورهای دنیا، هنر این طور وابسته به بیت‌المال نیست. آتلیه‌ها و گالری‌های خارج از کشور را ببینید. اسپانسرها هستند، هنرمندان هم هستند، ثروتمندانی هم که در حراجی‌ها آثار را به طرز وحشتناک بالا می‌خرند هستند، ولی در هیچ جا دولت به این شکل از بیت‌المال یارانه هنری نمی‌دهد. عرض بنده این است که وقتی از محل بیت‌المال مسلمین به هنر یارانه می‌پردازیم، چقدر به مانیفست امام‌المسلمین توجه داریم؟ چرا به دستورالعمل ایشان عمل نمی‌کنیم؟ قاعدتاً باید این باشد و شأن این خرج این است.
 
زمانی که به تقدیر جشنواره‏ها از هنر غرب‏زده خود فخر می فروشیم، نباید از هنر انقلاب صحبت کنیم 
 
 فکر می‌کنم همگی اعم از مدیران، هنرمندان و افکار عمومی باید به تعریف برگردیم. ما این انقلاب را کردیم تا این مفاهیم از طریق هنر ما جهانی شود. تا وقتی تکرار هنر جهان را در سه مرتبه‌ی تکنیکی پایین‌تر به جشنواره‌های آنها می‌فرستیم، بعد فخر می‌فروشیم که جشنواره‌های آنها لقمه نانی یا استخوانی به تقدیر پیش روی مصادیق هنر تکراری و غرب‌زده ما می‌اندازند، نمی‌توانیم از مفهومی به نام هنر انقلاب اسلامی ایران صحبت کنیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

جامعه اسلامی دانشجویان خطاب به رییس جمهور:

کسانی مقابل شما هستند که صراحتا جمهوری اسلامی را دشمن خطاب می‌کنند/ نرمش مقتدرانه باید با رسوایی استکبار همراه باشد

سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر بکارگیری استراتژی “نرمش قهرمانانه” تفاسیر زیادی را در رسانه های داخلی و خارجی به دنبال داشت.

این مساله که پس از طرح در جلسه دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با راهبر معظم انقلاب، برای دومین بار مطرح می شود، حاوی نکات مهمی است که دولتمردان بایستی به آن دقت داشته باشند.

اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در این زمینه، چند نکته را به کلیه مسئولین مربوطه گوشزد می کند:

1- مسئولین محترم نظام اسلامی باید بخاطر داشته باشند که نرمش قهرمانانه به معنای کوتاه آمدن منفعلانه در مقابل خواسته های دشمن نیست. مردم ما سابقه کوتاه آمدن منفعلانه در دولت اصلاحات را به خوبی به خاطر دارند و فراموش نمی کنند که این نوع کوتاه آمدن در مقابل زیاده خواهی های غرب، نتیجه ای جز پررویی بیشتر استکبار ندارد که تجربه “محور شرارت” خوانده شدن ایران، مؤید این مطلب است. لذا نباید نرمش قهرمانانه را با تسلیم و ابراز ضعف در مقابل زورگویان اشتباه گرفت.

۲ - عده ای درصدد هستند تا طرح بحث «نرمش مقتدرانه » از طرف رهبری معظم مدظله العالی را دلیلی بر ناکارآمدی و اشتباهات گذشته و تغییر رویکرد مطرح کنند که هرگز اینگونه نیست . اولا طرح بحث نرمش مقتدرانه برای امروز نیست بلکه ۱۷ سال قبل مطرح شده است به علاوه جهت گیری دولت تدبیر و امید باعث شده است تا رهبری نکاتی را جهت گوشزد به ایشان مطرح نمایند.

۳ -بر مسئولین محترم فرض است به دنیا نشان دهند که جمهوری اسلامی علیرغم اقتدار و عزت روز افزون، حاضر به تعامل سازنده با دنیاست. نمونه این تعامل در گفتگوهای هسته ای سالهای گذشته به خوبی برای همگان روشن شده و نظام اسلامی در عین اقتدار و کسب انواع توانایی های هسته ای، هیچگاه مذاکرات را ترک ننموده است.

لازم است مسئولین با در نظر گرفتن نقاط قوت نظام اسلامی و برجسته کردن این نقاط قوت برای دنیا، روحیه تعامل و آرامش طلبی نظام را به دنیا نشان داده و تبلیغات منفی جهان غرب بر علیه جمهوری اسلامی را خنثی و نیت های پلید آنان را برای جهانیان آشکار نمایند و پیام آورد اسلام و برابری برای کشورهای مظلوم عالم باشید و مراقبت کنند تا نرمش آنان برای مظلومان عالم خدایی نکرده معنایی کوتاه آمدن از ارزشها و آرمانها را ندهد.بعلاوه باید به این نکته توجه داشته باشند مسائلی از جملهتحریم، ، مسئله انرژی هسته ای بهانه ای جز برای دشمنی با انقلاب اسلامی و شعار لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون نیست و آنها با ماهیت انقلاب اسلامی دشمنی دارند و از گفتن آن ابایی ندارند و دولتمردان به این نکته توجه داشته باشند تمام تلاش دشمن برای تغییر همین ماهیت است . از این جنبه که مساله نگاه شود دیگر صلح و نتیجه برد برد به در حقیقت با آنها معنایی ندارد مگر اینکه استکبار از ماهیت خود کوتاه بیاید که این امر هم غیر ممکن به نظر می رسد و باید مساله را از جنبه حق و باطل نگاه کرد و باید مسئولین از بیان سخنانی که باعث طمع دشمن بر احتمال تغییر ماهیت انقلاب باشد به شدت خودداری شود .

۴ - اتخاذ استراتژی نرمش قهرمانانه می بایست منجر به نتایجامید بخش و مطلوب برای نظام اسلامی و مظلومان عالم باشد و در رساندن نظام به اهداف عالیه و مقدس آن مؤثر واقع شود. لذا مسئولین نباید به بهانه تعامل با دنیا، از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامیو حقوق ملت ذره ای عقب نشینی . هرگاه دشمنان کینه توز قصد سوء استفاده از نرمش قهرمانانه جمهوری اسلامی را داشته باشند، باید بدانند که با سد محکمی به نام “اصول انقلابی” مواجه خواهند شد و جمهوری اسلامی در پافشاری بر اصول، از لومه لائم واهمه ای به دل راه نداده و تا آخرین قطره خون بر اصول و ارزشهای مسلم انقلاب خود که همانا حمایت از آرمان فلسطین، استکبار ستیزی و عدالت و پیشرفت برای همگان در سایه ی اسلام است،و پافشاری خواهد کرد و اگر بناشده اقدامی هم صورت گیرد باید در پی آن دستاوردی بزرگ همراه با رسوایی جبهه استکبار باشد البته باید دانست که حریف هم هوشیار است و باید آقایان هوشیارتر عمل کنند و بدانند دشمن دست از دشمنی خود بر نخواهد داشت و با ادامه روحیه مجاهدت و مقاومت است که پیروزی از آن ماست.

۵ - نرمش قهرمانانه نمی بایست منجر به فراموشی اصول سیاست اسلامی در صحنه داخلی شود. مهمترین این اصول، آیه شریفه “و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه” است که می بایست هر لحظه قویتر از قبل برای برخورد با هرگونه زیاده خواهی دشمن آماده بود. ساده انگاری و باور لبخندهای ظاهری دشمن، سم مهلکی است که می تواند ضربات سنگین دشمن بر پیکره نظام و مردم را اثرگذار کند.

در پایان انتظارات خود را از رئیس جمهور محترم در سخنرانی عمومی سازمان ملل مطرح می نماییم.

جناب آقای حجت الاسلام دکتر روحانی باید به این نکاته اهتمام داشته باشید که دشمنی غرب با زید و امر نیست بلکه با ماهیت جمهوری اسلامی استو کسانی مقابل ایشان هستندکه صراحتا جمهوری اسلامی را دشمن خطاب می کنند و پیشتر سوئ نیت خود را نشان داده اند . مساله انرژی هسته ای ، تحریم و .. همه بهانه است هم خود آنها می دانند که بهانه است هم ما. آدمی که خود را به خواب زنده نمی توان بیدار کرد مشکل اصلی آنها با ماهیت انقلاب است و مردم و مسئولین نیز از ماهیت نظام اسلامی کوتاه نمی آیند سوال ایجاست که ما بر سر چه مسائلی می توانیم با آنها مذاکره و تعامل کنیم. 

اما اگر از منظر دیپلماسی نرمشی هم قرار شد انتفاق بیفتد اولا نباید در آن از اصول و آرمانهای انقلاب هیچ گونه عقب نشینی صورت گیرد چرا که آنها به دنبال عقب نشینی و تغییر در ماهیت و آرمانهای نظام می باشد و نتیجه نرمش مقتدرانهدر فضای دیپلماتتیک باید دستاورد های بزرگ و رسوایی استکبار باشدجناب آقای دکتر روحانی از شما انتظار می رود در مجمع عمومی سازمان ملل آرمانهای انقلاب و اسلامرا مطرح نمایید و نوید بخش پیام صلح و دوست را برای جهانیان و مظلومان عالم باشید ان شا الله و توجه داشته باشید که انقلاب اسلامی الگویی برای کشورهای جهان و مظلومان عالم است و نباید اگر احتمالا بناشد نرمشی از طرف دولت شما صورت گیرد به جنبه الگو بودن نظام اسلامی خدشه ای وارد کند و باعث دلسردی حامیان انقلاب اسلامی گردد . لازم به یاد آوری است که نرمش قهرمانانه در فضای دیپلماتیک ، نرمشی است همراه با عزت ، حکمت و مصلحت که ضمانت کننده عزت و استقلال سیاسی نظام اسلامی باشدو اما در مساله سوریه لازم می دانیم حضرتعالی طرف غربی از دخالت و حمله نظامی در مساله سوریه منع و طرفین را به حل مساله از طریق گفتگو دعوت نمایند. و از خداوند منان برای شما توفیق روز افزون و حرکت در جهت سربلندی روز افزون نظام اسلامی را مسئلت داریم .



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

رفتار پرخطر دست دادن با شیطان!


«مهم‌تر از دیدار روحانی با اوباما و دست دادن با وی، رفتاری پرخطر و ریسک بزرگی است که روحانی با آن روبرو است».
این مطلب را سایت المانیتور به نقل از سوزان دی مگیو معاون بخش مطالعات بین‌المللی در مؤسسه آسیا عنوان کرد. وی می‌گوید: اگر اوباما و روحانی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با یکدیگر دست بدهند این امر واقعاً مثبت است اما بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم روحانی ریسک فراوانی را با برداشتن چنین گامی برای تعامل با آمریکا می‌پذیرد به ویژه که هنوز در ابتدای ریاست جمهوری است و چنین کاری تبعات فراوانی دارد.
المانیتور همچنین در گزارش خود نوشت: گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد که اگر واقعاً قرار باشد اوباما و روحانی با هم روبرو شوند و دست بدهند، احتمالاً این اتفاق در مراسم ناهار بان‌کی‌مون در روز سه‌شنبه روی می‌دهد.
روزنامه لس‌آنجلس تایمز نیز از قول «سوزان مالونی» عضو ارشد مرکز «سابان» وابسته به اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» نوشت: امید به شکل‌گیری نقطه عطفی در روابط پرتنش میان واشنگتن و تهران در روز سه‌شنبه را «شعفی غیرمنطقی» می‌داند.
سوزان مالونی می‌گوید: ممکن است با دست دادن با نماینده شیطان بزرگ مخالفتی نشود]؟![ ولی از روحانی پرسیده خواهد شد که در برابر آن چه چیزی به دست آورده است.
از سوی دیگر روزنامه فیگارو با وجود اشاره جذابیت دست دادن روحانی و اوباما برای غربی‌ها نوشت: کارشناسان و مسئولان سیاسی غرب مصمم‌اند که در این میان فریب نخورند. یکی از مشاوران پیشین اوباما نقل می‌کند که «هنوز نکات مثبت یا جذاب آنقدر نیست که امکان کاهش تحریم‌ها را فراهم کند».
لورماندویل تحلیلگر فیگارو در ادامه به شبیه‌سازی غلط روحانی با گورباچف پرداخت و نوشت: وقتی گورباچف روی کارآمد، دولت رونالد ریگان هم میان امید و بدبینی مانده بود. اما بعد معلوم شد که گشایش در سیاست شوروی واقعی بود که در نهایت به سقوط دیوار برلین انجامید»...
بخش آخر مقاله فیگارو به آینده و ابهامات پیش‌رو نظر دارد: آیا فقط با رفع تحریم‌ها، ایران از بن‌بست کنونی خارج خواهد شد؟ چه نوع امتیازاتی ممکن است میان تهران و واشنگتن رد و بدل شود؟ به گفته یکی دیگر از مشاوران اوباما، «در خاورمیانه، پیشرفت‌های دیپلماتیک فقط با فشار زیاد حاصل می‌شود... در مورد سوریه تهدید حمله نظامی اثر کرد و در مورد ایران، تحریم‌هایی که در عرض پنج سال به تدریج ساخته شد».
روزنامه لیبراسیون در این باره نوشت: برخی رفتارهای روحانی نظیر تبریک به یهودیان با مخالفت جدی اصولگرایان مواجه خواهد شد. اوباما ناچار است دولت جدید ایران را بیازماید که آیا قابل اعتماد هست یا نه. غربی‌ها باید بسیار محتاطانه عمل کنند. آنها باید روحانی را ]در برابر اصولگرایان[ یاری دهند بدون اینکه عقب‌نشینی کنند.
یادآور می‌شود رژیم درمانده آمریکا به اعتبار شکست در ماجرای سوریه و عراق و افغانستان به شدت به یک فضاسازی تبلیغاتی-نظیر گرفتن عکس دست دادن اوباما با رئیس جمهوری اسلامی ایران- نیاز دارد و ارتکاب چنین اشتباهی دادن یک امتیاز بزرگ به آمریکا نیازمند است بدون اینکه کمترین امتیازی را نصیب ایران کند ضمن اینکه به عادی‌سازی و سفیدسازی سیمای تیره شیطان بزرگ کمک می‌کند؛ حال آن که رئیس دولت آمریکا یک جنایتکار جنگی است و دست وی با واسطه و بی‌واسطه به خون ملت‌های منطقه از مصر و سوریه و فلسطین و لبنان تا بحرین و یمن آلوده است و همین دست شرور است که اعمال مجازات‌های اقتصادی علیه ملت ایران را امضا کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

مگر دشمنی امریکا با ایران کم شده که سخن از احوالپرسی با اوباما است!؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ(سوره بقره، آیه 120)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین روحانی، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

حضور چشمگیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری امسال و خلق حماسهی سیاسی در این انتخابات، نشان از پایبندی مردم غیور و متدین ایران اسلامی به ارزشها و آرمانهای انقلاب و پاسداری­شان از این نظام مقدس و تعهد و ارادت قلبی به ولایت است و خوشبختانه آنچه شیرینی این حماسه را در کام مردم مضاعف کرد، تمکین کاندیداهای محترم ریاستجمهوری چه قبل و چه بعد از روز انتخابات بود.

آنچه شیرینی حماسه انتخابات را بیشتر کرد، مواضع اصولی و محکم حضرتعالی به خصوص درحوزه سیاست خارجی در اولین کنفرانس خبری پس از انتخابات و همچنین سخنان سنجیده در جمع فرماندهان سپاه بود که توهمات شوم امریکا و متحدانش را تا حدود زیادی بر باد داد که انشاءالله پایبندی شما بر این موازین و همچنین عملی کردن آنها روز به روز بیشتر شود.

با توجه به حضور حضرتعالی در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و ظرفیتهای دیپلماتیک موجود در این فضا آرزو داریم بهترین تعاملات را با سایر کشورها در این مسیر داشته باشید. اما  در این میان مسالهی دیدار با رییس جمهور امریکا است که از جانب مقامات کاخ سفید مطرح شده است، ما را بر آن داشت تا نکاتی را از باب تذکر یادآوری نماییم:

همان طور که مستحضر هستید امریکا از اولین روزهای پیروزی انقلاب، تلاش خود را برای سرنگونی این نظام به کاربسته است؛ بلوکه کردن اموال و دارایی های کشور، تجهیز رژیم بعث عراق، حمایت و پشتیبانی از گروهکهای تروریستی در  داخل کشور، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران، اخلال و کارشکنی درباره پرونده انرژی صلح آمیز هستهای -که براساس قوانین بین­ المللی به عنوان حقی قطعی برای ملت ایران محفوظ است- تحت عناوینی چون جلوگیری از تولید سلاحهای هستهای در چند سال گذشته، تنها نمونهای است از دشمنیهای امریکا علیه ملت مظلوم و مقتدر ایران که در سالهای اخیر نیز نه تنها این رویکرد خصمانه تغییری نکرده است بلکه در مقاطعی با کوتاه آمدن برخی از مسئولین در پاره ای از مسائل شاهد گستاخی بیشتر آنان در محور شرارت خواندن ایران بودیم. از سوی دیگر نیز تجربه نیز نشان داده است که امریکاییها حتی به متحدان دستنشاندهی خود نیز رحم نمیکنند که نمونهی بارز آن دیکتاتور معدوم رژیم بعث عراق است. آنچه این مساله را مهمتر میکند شاخوشانه کشیهای جدید رییس جمهور امریکا پیرامون حمله به سوریه است که این مطلب نیز جای تامل دارد.

لازم است موضع گیری های شما و تیم همراهتان مصداق بارز این فرمایش مقام معظم رهبری باشد که فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرمتر از حریر و سختتر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجى میدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلماتهاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحكم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»

بسیج دانشجویی به عنوان تشکلی که ماموریت خود را مرزبانی از اصول انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل رحمه الله  می داند، یادآور مییشود که دشمنی با نظام سلطه و استکبار جهانی از جمله ثابتات اندیشه امام و مقام معظم رهبری است که مسئولین کشوری نیز میبایست به آن پایبند باشند.

امیدواریم در این سفر با صلابت ضمن ایستادگی بر اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی، شاهد نقطه­ای درخشان در کارنامه عملکرد جنابعالی و دولت یازدهم باشیم.

والسلام علی من اتبع الهدی  

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

«نرمش قهرمانانه» به معنای ارتقای دیپلماسی است

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ی استفاده از تاكتیك «نرمش» در سیاست خارجی و داخلی گفتند: «ما مخالف با حركت‌هاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم كه سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یك جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این كشتى‌گیرى كه دارد با حریف خودش كشتى می‌گیرد و یك جاهایى به دلیل فنى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نكند كه طرفش كیست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ این شرط اصلى است.» در گفت‌وگو با دكتر محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌ی قضائیه به بحث درباره‌ی چیستی و چگونگی «نرمش قهرمانانه» در عرصه‌ی سیاست خارجی و الزامات و اثرات آن پرداختیم. [مشاهده فیلم گفت‌وگو]

* دیروز رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان و مسئولان سپاه مجدداً از اصطلاح «نرمش قهرمانانه» استفاده كردند كه واكنش‌های بسیاری در داخل و خارج نسبت به آن صورت گرفت. بسیاری از كارشناسان داخلی و خارجی تعاریف متفاوتی از این اصطلاح ارائه كرده‌اند. تعریف شما از «نرمش قهرمانانه» چیست؟
بیانات رهبر انقلاب اسلامی دارای محورهای مختلفی است كه این محورها از نظر معنایی مكمل همدیگر هستند. درباره‌ی مفهوم قهرمانانه، نكته‌ی اول مسأله‌ی قهرمانی است. در عالم سیاست، مسأله‌ی بسیار كلیدی این است كه ما بدانیم دقیقاً كجا هستیم و یك فهم درست از وضعیت موجود داشته باشیم. اگر خودمان را كمتر از آن چیزی كه هستیم بدانیم، ذلیل می‌شویم و فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. اگر هم خود را بیشتر از آن چیزی كه هستیم بدانیم، اغوا می‌شویم و به كارهایی دست می‌زنیم كه توانش را نداریم. پس فهم درست از موقعیتی كه داریم، مهم است.
نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه‌ی سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحكم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه ۱۳۷۵/۵/۱۷)

اهمیت این بحث، به‌خصوص بصیرت سیاسی خیلی قابل تأكید است. ركن اول بصیرت سیاسی، تشخیص وضعیت است. یعنی ما یك تصویر واقع‌بینانه از خودمان و محیط پیرامون‌مان داشته باشیم. بدانیم كجا هستیم و موقعیت و امكاناتمان چیست؟ اگر ما از این‌ها اطلاع نداشته باشیم، بصیر نیستیم. ممكن است خیلی آدم خوبی باشیم، طرفدار حق هم باشیم، ولی بصیر نیستیم. بصیرت سیاسی با تصویر واقع‌بینانه از وضعیت آغاز می‌شود، اما به این‌جا ختم نمی‌شود. ما باید بعد از شناختن موقعیت خودمان، وظیفه را هم بشناسیم. بعد باید برای انجام وظیفه در زمان خودش و به اندازه‌ی خودش قیام كنیم؛ نه دیرتر و نه زودتر؛ نه كمتر و نه بیشتر. اگر فرد در این سه موقعیت به خوبی عمل كند از لحاظ سیاسی بصیر است. چنین فردی هم تصویر واقع‌بینانه‌ای از موقعیت موجود دارد، هم وظیفه‌اش را خوب می‌شناسد و هم برای انجام وظیفه در زمان خود و به اندازه قیام می‌كند.

* چگونه می‌توانیم ارزییابی واقع‌بینانه‌ای از وضعیت خودمان داشته باشیم؟
طبیعتاً دشمن به ما القاء می‌كند كه شما وضعتان بد است. می‌گویند تحریم‌ها را ببینید؛ بانك‌هایتان نمی‌توانند فعالیت كنند، نفتتان را نمی‌توانید بفروشید و مشكلات اقتصادی پیدا كردید. دشمن می‌خواهد به ما بگوید شما ضعیف هستید، پس حرف ما را باید گوش كنید. اما آیا ما واقعاً ضعیف هستیم یا نه؟ ما وضعیت را چطور باید تشخیص بدهیم؟ برای فهم وضعیت احتیاج به یك خط تراز داریم. این خط تراز چیست؟ اول این‌كه وضعیت، مسأله‌ی انقلاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت ما وارد یك تجربه‌ی جدید، یعنی بنا كردن یك نظام سیاسی و مدنی بر اساس اسلام شد. ما باید بدانیم كه مظاهر این تجربه در بعد داخلی، در بعد جهان اسلام و در بعد بیرون از جهان اسلام چه بوده است.

بر اساس این‌كه انقلاب اسلامی چقدر نمود و نتیجه داشته است، خط تراز مشخص می‌شود و ما می‌فهمیم كه آیا ما قهرمان هستیم یا شكست‌خورده؟ من در این‌جا می‌خواهم از دید دیگران بحث كنم. از دید خودمان ماهیت اسلامی ما و اجرای احكام اسلام، این‌ها بسیار مهم است. من می‌خواهم بگویم حتی افرادی كه سكولار هستند و از بیرون ما را نگاه می‌كنند چه قضاوتی دارند. در داخل كشور، ما بعد از سی و چند سال بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین دموكراسی را در منطقه داریم. در تمام كشورهای منطقه‌ی ما هیچ كشوری نیست كه پایه‌ی نظام مدنی‌اش مثل ما باشد. انتخابات اخیر كه حماسه‌ی حقیقی سیاسی بود، فقط یك نمود از این موقعیت است. در جهات دیگر، ساختار مهم مدنی ما، استحكام ساختار مدنی ما، قوه‌ی قضائیه‌ی، قوه‌ی مقننه‌ی، قوه‌ی مجریه‌ی و نهادهای دیگر قرار دارند كه به عنوان نمودهایی از این خط تراز باید مورد بحث قرار بگیرند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24042/C/13920627_0724042.jpg [گزارش تصویری گفت‌وگو]
در جهان اسلام نمود این خط تراز، مسأله‌ی نهضت بیداری اسلامی است. ما باید دقیق باشیم. نهضت بیداری جدای از بحث انقلاب است و تأسیس حكومت بر اساس آن انقلاب نیز بحث دیگری است. در یك جایی نهضت به انقلاب منجر می‌شود، گاهی انقلاب به تأسیس حكومت منجر می‌شود و گاهی هم نمی‌شود. نهضت، امروز بالنده است. اگرچه در مصر انقلابشان با مشكل روبه‌رو شد، اما نهضت‌شان كه باقی است. نهضت چیزی نیست كه با معیار حكومت سنجیده بشود. خودِ نهضت اسلامی كشور ما از خرداد سال ۴۲ تا سال ۵۷ جریان داشت و در سال ۵۷ انقلاب شد. پس این‌ها مفاهیمی است كه هر كدام میزان اندازه‌گیری‌شان مختلف است. نهضت بیداری اسلامی ابعادش فراتر از آن است كه مثلاً بگوییم در یك جایی مخفی بشود. این نهضت فراگیر شده است، به‌طوری كه الان كشورهای غربی پریشان هستند كه این نهضت كه مثلاً توانسته‌اند مقابل آن در مصر بایستند، چه خواهد شد؟ نكند پس‌فردا قوی‌تر ظاهر شود. الان معلوم شده است كه نهضت برجا است.
   
در بعد خارج از كشورهای اسلامی، پرچم مبارزه با ظلم، پرچم بسیار بزرگی است. این‌كه ما نه ظلم می‌پذیریم، نه ظلم می‌كنیم دیگر فقط شعار امروز رهبر معظم انقلاب نیست. زمانی كه ایشان می‌خواستند بروند در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی كنند، من مسئول تهیه‌ی پیش‌نویس نطق ایشان بر اساس محورهایی كه خودشان به من داده بودند بودم. شعار آن نطق لاتظلمون و لاتظلمون بود. تقریباً ۴۸ ساعت به انجام نطق ایشان مانده بود، حضرت امام رحمه‌الله از طریق مرحوم حاج احمد آقا پیغام دادند كه ایشان می‌خواهند نطق را ببینند. ما نطق را فرستادیم. ایشان این را بسیار پسندیدند. البته اضافاتی هم كردند. این شعار كه نه ظلم كنیم و نه مورد ظلم قرار بگیریم، شعار بسیار مهمی است.

وقتی شما با مردم دنیا صحبت می‌كنید و  به آن‌ها می‌گویید كه ما شعارمان این است كه نه ظلم می‌كنیم و نه ظلم می‌پذیریم، آن‌ها این را به خوبی حس می‌كنند و درستی آن را حتی از چهره‌ی ما هم می‌فهمند. ما به هیچ كشوری تجاوز نكردیم. ولی متجاوز را پشیمان كردیم. ما در مسأله‌ی هسته‌ای نمی‌خواهیم بمب درست كنیم و به جایی حمله كنیم. منتهی از حق خودمان هم حاضر نیستیم كوتاه بیاییم. اعلام و عمل به این‌كه ما نه ظلم می‌پذیریم و نه ظلم می‌كنیم، در دنیایی كه پر از ظلم است، پیروزی بزرگی است. این حرف به ما می‌آید. حالا اگر مثلاً دولت انگلیس بگوید ما نه ظلم می‌كنیم، نه ظلم می‌پذیریم، كسی از او نمی‌پذیرد. می‌گوید شما ۴۰۰ سال است ظالم هستید، همین امروز هم ظلم می‌كنید. ظلم هم می‌پذیرید.
بنابراین من می‌خواهم بگویم با این خط تراز، ما در موضع خاص خودمان هستیم. امروز كشور ما در بالاترین و پویاترین وضعیت داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. این حرف ژورنالیستی نیست. این حرف از روی معیار است. البته هرچه قوی‌تر بشویم، به سمت ما تیرهای بیشتری رها می‌شود. حالا كسی كه می‌خواهد از خود نرمش نشان دهد یا نشان ندهد، باید از این موضع قهرمانی باشد. شما باید بدانید كجا هستید. نباید فكر كنید كه ضعیف هستید. تعامل با دنیا برنامه می‌خواهد. تعامل شامل قهركردن، حرف نزدن، حرف زدن، خنده و پرخاش است. پس نوع تعامل به تناسب منافع ملی ما و به تناسب مقطع زمانی تعیین می‌شود. هیچ كدام از این رفتارها و مواضع اصالت ندارد؛ نه نرمش اصالت دارد و نه اوقات تلخی؛ آن‌چه كه اصالت دارد، تأمین منافع ملی ماست.‌
 
* با توجه به مطالبی كه گفتید، حال می‌توانیم تعریفی از «نرمش قهرمانانه» ارائه دهیم؟
نرمش قهرمانانه به این معناست كه شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع كشور است. قهرمانی كه در تكنیك به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است كه پشتش به خاك نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. پس نرمش ما برای حفظ آن منافعی است كه برای ما حیاتی هستند. نرمش تكنیك ماست و به معنای این نیست كه ما بخواهیم از این تجربه‌ی عظیم كه بعد از سی و چند سال ایران را برخوردار از بزرگترین دموكراسی در منطقه كرده چشم بپوشیم. نرمش به این معنا نیست كه ما آن تجربه‌هایی را كه كشورمان را به مؤثرترین كشور در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل كرده و اعتبار عظیمی به آن در دنیا داده است فراموش كنیم.
نرمش قهرمانانه به این معناست كه شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع كشور است. قهرمانی كه در تكنیك به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است كه پشتش به خاك نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. نرمش ما برای حفظ منافعی است كه برای ما حیاتی هستند.

ما باید توجه كنیم كه اعتبارمان در صحنه‌ی بین‌الملل به این نیست كه مثلاً دولت فرانسه یا آمریكا یا فلان كشور به‌راحتی به شهروندان ما ویزا بدهد یا ندهد؛ این‌كه اعتبار نیست. آن‌ها از نوكرانشان اصلاً ویزا نمی‌خواهند. شأن برای ما موقعی است كه اسم ایران با مبارزه با ظلم، با استقامت و با شجاعت همراه باشد. شأن برای ما در آن است كه مردم دنیا ما ایرانی‌ها را به شجاعت و ایستادن در برابر ظلم بشناسند. ما به دنبال این هدف هستیم.

به هر صورت ما در یك خانواده‌ی بین‌المللی زندگی می‌كنیم. اهداف خودمان را داریم، توفیقات خودمان را هم داریم. طبیعتاً در یك خانواده، یكی شرور است، یكی ضعیف است، یكی خوب است، یكی بد است. ما باید استراتژی تعامل با همه را داشته باشیم. استراتژی تعامل یك بحث بسیار اساسی است و انتظار رهبری از دستگاه دیپلماسی ما و دولت این است كه یك دیپلماسی حساب‌شده و مبتنی بر این ملاحظات را داشته باشند. من این سخنان رهبری را فتح باب بسیار جدیدی می‌دانم.

* اما برخی افراد استفاده كردن رهبر انقلاب از این اصطلاح را نشانه‌ی ضعف دانسته و آن را آمادگی برای عقب‌نشینی تفسیر كرده‌اند.
این‌كه گفته می‌شود ما الان در موضع ضعف قرار داریم و به خاطر تحریم‌ها و فشارها باید نرمش نشان دهیم، خودش القاء دشمن است. نرمشی كه ایشان اشاره فرمودند، یعنی دیپلماسی ما باید از جایی كه قرار دارد یك مدار ارتقاء پیدا كند. دیپلماسی ما باید درخور این شأنی باشد كه الان داریم. نه این‌كه نبوده، بلكه باید ارتقای بیشتری پیدا كند. پیشرفت دیپلماسی به این است كه همه‌ی ابزارها را در جهت مقاصد اصلی به كار بگیریم؛ یعنی در چهارچوب اصول، از همه‌ی تاكتیك‌هایی كه متناسب با شأن ملت و اهداف ما و آن موقعیتی كه در آن قرار داریم استفاده كنیم. بنابراین این موضوع به هیچ‌وجه معنای عقب‌نشینی ندارد بلكه به معنای پیچیده‌تر شدن، داهیانه‌تر شدن و توجه بیشتر به هدف است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24041/C/13920614_0124041.jpg
امروز همه‌ی دنیا به تأثیرگذاری ما در منطقه اذعان دارند، به‌طوری كه مسائل منطقه بدون ما حل نمی‌شود. با توجه به این وضعیت، ما دیپلماسی‌مان هم باید آماده‌ی سازوكاری باشد كه از این وضعیت بهترین استفاده را ببرد. شرایط ما در روزی كه صدام با تحریك آمریكا به ما حمله كرد یك گونه بود و امروز به گونه‌ای دیگر كه هر وضعیت، یك نوع از تعامل ما با غرب را می‌طلبد. بنابراین ما همیشه برای تعامل با غرب برنامه داریم و باید داشته باشیم؛ اما نوع این تعامل و ادبیات و زبانش را به تناسب شرایط باید تعیین كنیم. یعنی هرجا منافع ملی ما ایجاب كند، منافعی كه شامل ماهیت اسلامی ماست و جدای از اسلام كه پایه‌ی عزت ماست نیست، ما تعاملمان را با غرب بر اساس آن منافع ملی تعیین می‌كنیم.

پیام این صحبت رهبر انقلاب دو نكته است؛ یكی این‌كه دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا كند. دیپلماسی ما نباید فقط تلویزیونی باشد. باید متفكرین دیپلماسی ما بنشینند و طراحی‌های داهیانه كنند. یك جا نرمش است، یك جا پرخاش است، یك جا تحرك است و یك جا قهر است و جایی دیگر آشتی است. دیپلماسی ما امروز باید درخور این شأنی باشد كه ما در منطقه و جهان داریم.

نكته‌ی دوم این است كه آن‌هایی كه مجری دیپلماسی هستند، حتماً یادشان باشد كه در چه موضعی هستند؛ یادشان باشد كه مشغول فعالیت دیپلماتیك برای كشوری بزرگ هستند، كشوری كه بزرگترین دموكراسی را در منطقه دارد، قوی‌ترین نهضت‌های اجتماعی را در كشورهای اسلامی به راه انداخته و پرچم‌دار رفع ظلم در همه‌ی اشكال آن هست. آن‌ها باید این موقعیت را نمایندگی كنند. هر حركتی كه این موقعیت را نمایندگی كند، چه با لبخند و چه با اخم، این حركت می‌تواند موجه باشد. البته در این‌جا اصل برای ما، تعامل منطقی با دنیا است. ما اصلاً زبان تهدید را كه زبان آمریكایی‌ها است قبول نداریم. ما می‌گوییم حتی با دشمن‌مان هم منطقی صحبت می‌كنیم. منتهی اگر آن‌ها تهدید كنند، طبیعتاً زبان تهدید جواب مناسب خودش را می‌خواهد.
ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم كردن هم ابایی نداریم. جایی كه لازم باشد اخم، جایی پرخاش می‌كنیم و جایی كه لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است كه رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. به كار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یك اشتباه بزرگ است.

همان‌طور كه اشاره كردم، دیپلماسی برای یكی از نحوه‌های اجرای تعامل بین‌المللی ماست؛ تعامل بین‌المللی با دیگران. دیگران انواع مختلفی دارند. بیشترین تعامل مربوط به دشمنان است. «مدیریت دشمنی» بخش بسیار مهمی از دیپلماسی كشور است كه شامل انواع اقدامات می‌شود. یك بخش آن مذاكره و كار دیپلماتیك است. مذاكره هم همان‌طور كه رهبر انقلاب اشاره فرمودند با لبخند شروع می‌شود. كسی مذاكره را با دعوا شروع نمی‌كند، مگر خود غربی‌ها كه این‌چنین هستند. ما اهل این كارها نیستیم. اما ما قاطع، روشن، با استدلال و بدون ابهام بحث می‌كنیم.

ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. ظلم‌ستیزی ما فرعی از حق‌مداری‌مان است. حق اصلاً احتیاجی به دعوا ندارد. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم كردن هم ابایی نداریم. جایی كه لازم باشد اخم می‌كنیم، جایی كه لازم باشد در دفاع از حق پرخاش می‌كنیم و جایی كه لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است كه رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. دیپلماسی ما باید به تناسب شرایط پیچیده بشود. هدف‌ها و منافع مشخص است. باید تكنیك بالاتری لحاظ شود. دیپلماسی مسائل و شرایط خودش را دارد. بنابراین به نظر من به كار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یك اشتباه بزرگ است. تعبیر درست این است كه دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا كند و پیچیده‌تر شود. حالا عده‌ای ممكن است این اصطلاح را حمل بر ضعف كنند؛ این‌ها هم كمی كه صبر كنند، برایشان معلوم می‌شود كه ضعیف چه كسی است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ

چرا رهبر انقلاب صلح امام حسن(ع) را پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ خواندند؟
جهان نیوز - هادی شریفی: مراجعه به تاریخ و استفاده و بهره گیری از رویدادهای تاریخی و تطبیق آن با شرایط حاضر، همیشه بعنوان یکی از ابزارهای مهم در پیش بینی وقایع آینده و انتخاب راه درست برای سیاستمداران است.
 
حضرت علی(ع) در این باره به امام حسن(ع) می فرمایند: پسرم درست است كه من به اندازه پیشینیان عمر نكرده‏ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر كردم تا آنجا كه گویا یكى از آنان شده‏ام، بلكه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بوده‏ام، پس قسمت‏هاى روشن و شیرین زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایى كردم، سپس از هر چیزى مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه‏اى، زیبا و شیرین آن را براى تو برگزیدم، و ناشناخته‏هاى آنان را دور كردم. (نامه 31 نهج البلاغه)
 
شرایط کنونی ما و مواجهه با مساله هسته ای و سازش با امریکا به نحوی شباهت ها و تفاوتهایی با دوره امام حسن مجتبی(ع) و مواجهه ایشان با معاویه دارد که به آنها می پردازیم:
 
نخست- در آن زمان جنگ نظامی شکل گرفت و در زمان حاضر جنگ اقتصادی؛ غرب با تحریمهای فراوان و در تنگناهای اقتصادی قراردادن جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را وارد یک نبرد سخت اقتصادی کرد.
 
دوم- ترفندهای معاویه برای تزلزل در سپاه امام شباهت بسیاری با عملیات روانی غرب در مواجهه با ایران دارد. معاویه چه در جنگ با امام علی(ع) در صفین و چه درجنگ با امام حسن(ع) همیشه برخلاف رویه عملی خود که آغازگر جنگ بود، دنبال این بود که القا کند دنبال جنگ نیست و قصد سازش دارد و امریکا نیز همیشه برخلاف رویه عملی خود که جنگ افروزی و تهدید است دنبال این است که عنوان کند قصد مذاکره و صلح دارد و طرف مقابل سر باز می زند.
 
سوم- معاویه با ساختن شایعه های دروغین همیشه سعی در هدایت افکار و اذهان به نفع مصالح خود می کرد؛ نکته بارز این مساله که بسیار در جریان صلح امام حسن(ع) موثر بود این بود که معاویه تعدادی از افراد را مامور کرد که به خیمیه امام حسن(ع) بروند و نامه اهل کوفه که گفته بودند امام را دست بسته تحویل معاویه خواهند داد نزد ایشان برند. این افراد پس از اینکه از خیمه امام بازگشتند شایع کردند که امام صلح را پذیرفته و از آن طرف نیز این شایعه را در خط مقدم سپاه امام انداخت و شایعه این را که قیس بن سعد فرمانده سپاه خط مقدم با معاویه صلح کرده را در اردوگاه امام انداخت تا با این جنگ روانی سپاه را متزلزل کند. سپاهی که پس از فرار عبیدالله بن عباس پسر عموی امام به سوی معاویه دیگر قوامی نداشت.
 
امروز نیز امریکا و غرب با شایعه هایی نظیر توافق با ایران بر سر مذاکره و یا قصد ایران برای توقف برنامه هسته ای این عملیات روانی مشابه را برای متزلزل ساختن انسجام داخلی انجام می دهد که معمولا با تکذیب مقامات ایران مواجه شده است.
 
چهارم- سپاه امام حسن(ع) در آن زمان بسیار متزلزل و رفتار خواص و مردم سرشار از خیانت و خود فروشی بود؛ نمونه بارز آن همانطور که عنوان شد عبیدالله بن عباس که پسر عموی امام و از والیان و امیرالحاج حضرت علی (ع) بود و در جنگ با معاویه در آن زمان شکست خورده بود و معاویه سر فرزندانش را بریده بود، به همین دلایل فرمانده سپاه امام حسن(ع) شد اما بعد فریب معاویه را خورد و به درهم و دینار خود را به معاویه فروخت و این مجوزی شد برای خودفروشی دیگر خواص و مردم. دسته ای سپاه امام نیز متشکل از خوارج و برخی شکست خوردگان صفین بودند که با بغض معاویه و نه متابعت از ولایت به نبرد آمده بودند. همچنین نامه جمعی از مردم کوفه به معاویه برای تحویل دست بسته امام به وی از این موارد است.
 
اما در حال حاضر انسجام داخلی و متابعت خواص از ولایت در مقابل امریکا به شدت نمایان است البته بعضا به علت بی تدبیری ها گفته هایی نظیر "در شرایط شعب ابی طالب هستیم" و یا نسبت دادن همه کاستی ها به تحریم ها که توسط مسئولین دولت پیشین عنوان شد بر این مساله خدشه وارد کرد اما درایت و هوشمندی رهبر انقلاب و تذکر و مخالفت به موقع ایشان با این گفته ها مانع از شاخه دوانیدن این طور گفته ها و افکار در کشور شد. امروز با وجود اینکه مردم دچار مشکلات عدیده اقتصادی در کشور هستند ولی هیچگاه در مقابل امریکا کرنش نخواهند کرد و هیچ گاه وابستگی و تسلط یک دولت خارجی را به حکومت و استقلال نظام داخلی ترجیح نخواهند داد.
 
پنجم- معاویه با آن خوی استکباری اش به شدت تحقیر شده بود و هیچگاه نمی توانست آل امیه را در این تحقیر ببیند و همیشه به دنبال راهی بود که انتقام خود را از بنی هاشم بگیرد و حال امریکا نیز خود را با شعارهای "مرگ بر امریکا" در پس انقلاب اسلامی ایران به شدت در تحقیر می بیند و خوی استکباری اش اجازه این تحقیر را نمی دهد و حال برسر مذاکرات هسته ای دنبال این است که ایران را به کرنش وا دارد و باز هم بعید نیست با همان خوی ناپسندش سنگی در راه این تفاهم بیاندازد.
 
ششم- و مهمترین مساله؛ قصد معاویه اصلا صلح با امام حسن(ع) نبود. معاویه هیچ گاه فکر نمی کرد که امام با وی صلح کند. معاویه فقط فضای جنگ را در پیش گرفته بود، نتیجه جنگ دو چیز بود اسارت یا شهادت امام. اگر امام اسیر می شد، پاسخی بود به فتح مکه در زمان پیامبر(ص) که ابوسفیان جد معاویه توسط پیامبر(ص) اسیر شد و پیامبر(ص) وی را آزاد کرد و بخشید و این کار شاید از کشتن ابوسفیان برایش سخت تر بود و بنی امیه به شدت تحقیر شد که البته حضرت زینب(س) در خطبه خود در شام و دربار یزید وی را "یابن الطقاء" پسر آزاد شدگان(برای تحقیر) خطاب کرد. و اگر هم امام و تمامی خاندانش به شهادت می رسیدند معاویه عنوان کرده بود که دنبال صلح است و قصد جنگ ندارد و به این ترتیب خود امام خواسته بود که جنگ کند و این تمام آرزوی معاویه بود. و اگر هم امام صلح می کرد که نهایتا باز هم خواسته معاویه بود که حکومت را در دست گیرد.
 
اما ترفندی که امام برای صلح با آن شرایط به کار برد برای معاویه بسیار سخت وغیر منتظره بود و این "نرمش قهرمانانه" یعنی صلح توام با شرایط خاص باعث شد تمام نقشه های معاویه برآب شود. امام نامه ای به معاویه نوشت و عنوان کرد که با شرایطی آماده صلح است. معاویه کاغذ سفید امضایی فرستاد و امام شروطی را نوشت (ازجمله عمل معاویه به قرآن و سنت رسول خدا، عدم تعیین جانشین توسط معاویه، خلافت امام حسن و امام حسین(ع) بعد از وی، عدم دشنام دادن به حضرت علی(ع) در منبرها و درامان بودن جان شیعیان) که معاویه مجبور شد در اولین خطابه اش بعد از خلافت بگوید که شروط را زیر پا می گذارد و چهره واقعی خود را نمایان کند. در نهایت پیروز میدان در میان مردم و افکار عمومی، امام حسن(ع) شد و از این جهت رهبرانقلاب صلح امام حسن(ع) را در کتابی که از شیخ راضی آل یس ترجمه کردند "پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" خواندند.
 
این خصوصیت نیز ممکن است توسط امریکا روی بدهد یعنی امریکا پس از مذاکره با ایران و تعیین شروط دلخواه ایران آن را زیر پا بگذارد و جامعه جهانی بیشتر از پیش از چهره پلید امریکا آگاهی یابد.
 
هفتم- اما تفاوت عمده ای که در شرایط حاضر با شرایط دوران امام حسن (ع) وجود دارد! پیچ تاریخی که در آن زمان با تزلزل و خیانت خواص و مردم روی داد و خلافت دست معاویه افتاد، باعث شد واقعه اسف بار کربلا به وقوع بپیوندد و حال نیز بر سر یک پیچ تاریخی هستیم؛ نبرد بین ایران و امریکا نبرد بین دو کشور نیست بلکه نبرد بین دو گفتمان است. آنچه که در جهان امروز مشاهده می شود به گونه ای جهانی با دو قطب، یکی گفتمان پیشرف اسلامی که نماد آن ایران است و دیگری گفتمان پیشرفت غربی یا لیبرالیسم که نماد آن امریکا است. خیزش های مختلف مردم در کشورهای بخصوص اسلامی نشان دهنده این است که مردم خواهان تغییر در وضعیت خویش هستند و همینطور برای این تغییر دو مسیر قرار دارد، یکی مسیر پیشرفت اسلامی و دیگری پیشرفت غربی، که البته انتخاب آن با خود افراد جامعه است و اگر هر کدام از این دو از سوی ملتها انتخاب شوند به مثابه پیروزی آن گفتمان تلقی می شود.
 
اگر ایران در مواجهه با امریکا از شروط خود دست بردارد و به نوعی به شروط امریکا تن دهد پیچ تاریخی جهان را به سمت گفتمان لیبرال دمکراسی سوق داده و بالعکس اگر آمریکا مجبور به پذیرش شروط ایران برای مذاکره شود این پیچ به سمت گفتمان پیشرفت اسلامی سوق خواهد یافت. تاکید همیشگی رهبر انقلاب نیز بر آیه «ولینصرنّ اللّه من ینصره» به همین دلیل است.
 
آنچه که مسلم است این است که ایران در شرایط کنونی در موضع ضعف نیست و البته اگر خواص با بصیرت رفتار کرده و تزلزل در خود راه ندهند همین گونه نیز خواهد بود. یعنی اگر گروه مذاکره کننده هسته ای با تدبیر درست و از موضع قدرت و حفظ عزت ملی کار را پیش ببرند نتیجه این مذاکرات اگر پیروزی مطلق ایران بر سر شروطش نباشد یک بازی برد-برد برای طرفین خواهد بود که البته با توجه به قدرت بیشتر سخت افزاری امریکا در جهان نسبت به ایران، باید گفت همین بازی برد-برد یک پیروزی ایدئولوژیک برای جمهوری اسلامی ایران است و ایران به اهداف خود دست یافته است یعنی قدرت ایدئولوژیکی ایران با قدرت سخت افزاری امریکا برابری کرده و همین است که رهبرانقلاب نیز می فرمایند معتقد به "نرمش قهرمانانه" در دیپلماسی هستم. یعنی دیپلماسی که منجر به یک برد چشمگیر ایدئولوژیک و شکست سنگین برای امریکا خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

کارنامه هاشمی رفسنجانی و دولت سازندگی به روایت فضلی‌نژاد


در این سخنرانی که روز 9 دی 1391 در همایش سراسری ناظران شورای نگهبان در مشهد ایراد شد، فضلی نژاد به بررسی کارنامه دولت سازندگی در عرصه های فرهنگی و سیاسی و امنیتی و نقد سیاست های اقتصادی علی اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخت. در بخش اول این سخنرانی فضلی نژاد به بازتولید کارتل های مطبوعاتی- فرهنگی عصر پهلوی در دولت سازندگی اشاره می کند و از طرح های «بنیاد مطالعات ایران» پرده برمی دارد.
موضوعات:
نیمه پنهان پروژه «بازگشت ایرانیان خارج از کشور» و نقش عطالله مهاجرانی/ نقد عملکرد مطبوعاتی دولت سازندگی و بازتولید کارتل‌های مطبوعاتی عصر پهلوی در دوره وزارت ارشاد سیدمحمد خاتمی/ ماهیت مجلات «دنیای سخن» و «آدینه» و «گزارش فیلم»/ چگونه دختر سایشه عصر پهلوی مشاور «کرباسچی» در شهرداری تهران شد؟/ خصلت سرمایه‌داری دولت هاشمی رفسنجانی»/ رهبر ارکستر سمفونیک اسرائیل در فرهنگسرای بهمن/ بازتولید عناصر فعال «کلوپ رشت 29» در عصر سازندگی و...


::: لینک دانلود/ بخش اول سخنرانی پیام فضلی نژاد در همایش سراسری ناظران شورای نگهبان
::: لینک دانلود/ بخش دوم سخنرانی فضلی نژاد در همایش ناظران شورای نگهبان:::
::: لینک دانلود بخش سوم فایل ویدیویی سخنرانی در سایت آپارات:::

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 شهریور 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic