Reba.ir مذهبی فرهنگی

همایش دکترین دیپلماسی قابل انعطاف

دانلود صوت همایش دکترین دیپلماسی قابل انعطاف با سخنرانی دکتر حسن عباسی(دانشگاه صنعتی قم)



حجم 16 مگابایت:

 لینک دانلود صوت کیفیت متوسط

دانلود حجم 39 مگابایت
:

لینک دانلود صوت با کیفیت خوب

نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سخنرانی،     | نظرات()

سیاست خارجی دولت تدبیر و امید، دامن فرهنگ را نیز گرفت/ چرا تنها جشنواره ضدصهیونیستی ایران تعطیل شد؟

تعطیلی جشنواره فیلمسازان و متفكران مستقل كه دو-سه سالی بود تحت عنوان «افق نو» و با دبیری «نادر طالب‏زاده» برگزار می‏شد ظاهرا بیش از آن كه در داخل بازتاب داشته باشد و مورد بحث واقع شود در خارج از ایران و به خصوص در رژیم صهیونیستی بازتاب داشته است. 

در همین زمینه دو روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» و «یدیعوت آهارونوت» به خبر تعطیلی کنفرانس ضدصهیونیستی افق نو پرداخته‏اند و علت این مساله را نیز رویکردهای جدید دولت ایران در قبال غرب بیان کرده‏اند.

روزنامه «یدیعوت اهارونوت» درمورد ماهیت كنفرانس «افق نو» مدعی شده است كه: «وقتی این کنفرانس  برای اولین بار در سال 2005 برگزار شد احمدی نژاد سخنان خود مبنی بر محو شدن اسراییل از  روی نقشه را مطرح کرد.»
 
این نشریه همچنین اعلام کرده است که وزارت خارجه ایران به علت تحت الشعاع قرار گرفتن سیاست خارجی ایران در برابر غرب با برگزاری این کنفرانس مخالفت کرده است.
 
 
این در حالیست كه علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از این در مصاحبه‏ای اعلام كرده بود كه وزارت فرهنگ با برگزاری این كنفرانس مشكلی ندارد و حتی از آن حمایت نیز می‏كند. وی پیرامون «افق نو» و اینکه چرا این جشنواره برگزار نمی‌شود عنوان کرده بود كه وزارت ارشاد باعث تعطیلی «افق نو» نبوده است و مشكلات پیش آمده نیز از جای دیگری بوده: «متولی این جشنواره ما نیستیم ولی باید به اجرای آن کمک کنیم. ما هیچگاه درصدد تعطیلی آن نبودیم و اگر هم تعطیل شده از جانبی دیگر بوده است.»
 
«نادر طالب‌زاده» دبیر جشنواره بین‌المللی «افق‌نو» نیز درباره علل تعطیلی این جشنواره از سوی مسئولان گفته است كه: «واقعیت این است که من هیچ علتی در ورای این تعطیلی ندیدم و متاسفانه توضیحی به ما داده نشده که چرا جلوی این امر گرفته شده است؛ اینکه فعالان سیاسی ضدصهیونیست و نخبگان می‌آیند تهران اشکالش چیست؛ ما نفهمیدیم.»
 
 
وی افزوده است: «این جشنواره قوی‌ترین کنفرانس ضدصهیونیستی ایران است و ۷۰ میهمان در هر دوره داشتیم و سه بار تاکنون برگزار شده و دستاوردهای رسانه‌ای آن بیشتر از هر کنفرانس ضدصهیونیستی ایران بوده است چراکه کارشناس‌های آن ۵۰ تا ۷۰ درصد آمریکایی و نویسندگان، مولفان و اساتید دانشگاه‌ و اهالی رسانه مشهور بودند و انتقاد آنها بیشتر معطوف به انتقاد از حمایت آمریکا از اسرائیل است و مقالات آنها موجود است. سابقه این کنفرانس‌ها هست؛ مقالات افراد حاضر در آن نیز هستند اینها چه اشکالی دارد من متوجه نمی‌شوم؛ آنچه که مسلم است این است که توقف جشنواره افق نو حرکت بسیار اشتباهی است و حقی است که به گردن جمهوری اسلامی می‌ماند که شما نخبگانی ضدصهیونیستی و ضدسیاست‌های خارجی آمریکا را می‌توانستید دعوت بکنید و از آنها استفاده بکنید و نکردید.»
 
دبیر جشنواره «افق‌نو» تعطیلی این جشنواره را «فاجعه» توصیف کرده است و گفته است كه:«این درست نیست وقتی می‌توانید چهره‌هایی چون فیلیپ جراردی، مایکل جونز و سناتور گراول را بیاورید، آنها را نیاورید و اینها کسانی بودند که هنگامی که برگشتند در رسانه‌ها تاثیر گذار بودند و مثلاً سناتور گراول در مجله فارین پالیسی مطلبی منتشر کرد و متاسفانه دوستان اولین کاری که کردند تعطیل کردن این جشنواره بود.»
 
وی همچنین در پاسخ به اینکه آیا با تعطیلی «افق نو» احتمال برگزار نشدن کنفرانس مهم «هالیوودیسم» نیز وجود دارد، گفت: اگر این اتفاق بیافتد و افق نو برگزار نشود بنده دیگر اقدامی برای هالیوودیسم نخواهم کرد.
 
 
در همین زمینه «احمد اسفندیاری» معاون بین‌الملل سازمان بسیج نیز در انتقاد به تعطیلی جشنواره «افق نو» گفته است: «انتقاد از سیاست‌های جنایتکارانه و ضد بشری آمریکا و صهیونیسم باید ادامه داشته باشد و ایران اسلامی به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با استکبار جهانی پیشتاز برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌هایی است که اندیشمندان مستقل بتوانند صدای خود را به  جهانیان برسانند. همایش‌های سیاسی بین‌لمللی که در ایران برگزار می‌شود در واقع برای رساندن صدای کسانی است که سیطره رسانه‌ای غرب آنان را در بایکوت خبری و رسانه‌ای قرار داده است.»
 
اسفندیاری افزوده است كه: «جشنواره بین‌المللی فیلم سازان مستقل افق نو (New Horizon) می‌بایست برگزار گردد چرا که استقبال پرشور فیلم سازان مستقل حدود 70 کشور در سال گذشته نشان داد که حرف‌ها و انتقاد های  فراوانی به روش‌های استکباری دولت‌های امپریالیسم وجود دارد که جایی برای بازتاب ندارد و ایران اسلامی بهترین مکان برای انتشار صدای محرومین و مستضعفین جهان است. شنیدن شایعه عدم برگزاری  جشنواره  فیلم سازان مستقل با موضوع هالیوودیسم که ضد سیطره رسانه‌های استکباری تلاش می‌کنند به بهانه رفع تنش در روابط ایران و آمریکا دردآور است.»
 
وی همچنین افزوده است: «در سال گذشته نیروهای امنیتیFBI پیش از پرواز شهید مالکوم شباز نوه رهبر معروف مسلمانان آمریکا مالکوم ایکس به تهران، وی را دستگیر کردند تا شهید مالکوم شباز نتواند برای شرکت درهمایش  هالیوودیسم به ایران سفر کند و این اهمیت این گونه همایش‌ها را نشان می دهد، این شهید بزرگوار مدتی بعد به طور مشکوک به شهادت رسید.»
 
با این توصیفات به نظر می‏رسد رویكردهای سیاست خارجی دولت تدبیر و امید دامن فرهنگ را نیز گرفته است و تا اطلاع ثانوی فعالان فرهنگی انقلاب حق هیچگونه كار فرهنگی علیه منافع آمریكا و غرب را نخواهند داشت. چیزی كه اساسا یكی از رویكردهای اصلی فرهنگ انقلاب است. باید منتظر ماند و دید كه این رویكردها تا چه موقع ادامه خواهد داشت و تا چه زمان وزارت خارجه قادر به تعطیلی امور مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

آخرین سخن امام راحل درباره امریکا و غرب چه بود؟

آخرین سخن امام راحل درباره امریکا و غرب چه بود؟
به گزارش جهان،‌ این سیاستمدار فرصت شناس همزمان با گفتگوی رئیس جمهور ایران و آمریکا مدعی شد، امام راحل با پیشنهاد "حذف شعار مرگ بر آمریکا" موافق بوده است. این سخنان خشم دوستداران امام(ره) و وفاداران به او را برانگیخت.

البته زمان زیادی لازم نبود که آنان ده ها سند از سخنان و تاکیدات بنیانگذار انقلاب اسلامی را منتشر و بازخوانی کنند تا رنگ صحت از ادعاهای هاشمی برود.

در همین راستا، جهان نیوز هم آخرین بیانات امام راحل درباره "شیطان بزرگ" را منتشر می کند تا کمترین تردیدی در نادرست بودن "خاطره شخصی" آقای هاشمی باقی نماند.

امام راحل در تاریخ دوم فروردین آخرین سال عمر شریف خود،‌ در پیامی به مهاجرین جنگ تحمیلی بر "لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران" تاکید کردند. متن این پیام به شرح زیر است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

خدمت خواهران و برادران و فرزندان عزیز مهاجرین جنگ تحمیلی ـ ایّدهم‏اللّه‏ تعالی

با سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمۀ شعبان و آخرین ذخیرۀ امامت حضرت بقیة‏اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‏کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‏شوند.

سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می‏کنند و سلام بر شما خواهران و برادران مهاجر که بدون شک در جنگ تحمیلی از کسانی هستید که صدمۀ فراوان روحی و جسمی و مالی خورده ‏اید. شما عزیزان در زمان یورش وحشیانۀ صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطراراً محل زندگی و راحتی خود را ترک نموده و حقیقتاً به زندگی پر مشقت در نقطه‏ای دور از خانه و کاشانۀ خویش تن داده ‏اید. شما مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی، لحظه لحظۀ جنگ و سختیهای آن را درک کرده ‏اید. ان شاءاللّه‏ جمهوری اسلامی در آینده‏ای نه چندان دور شهرها و روستاهای شما را بهتر از قبل در اختیار شما خواهد گذاشت، ولی باید خود به کمک مسئولان آمده و در نوسازی و مهیاسازی شهر و روستاهاتان آنان را یاری نمایید. بحمداللّه‏ فرزندان خردسال آن روز شما، امروز جوانانی شده ‏اند
من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‏خواهم که از هیچ‏کس و از هیچ ‏چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‏ داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.
که مانند سایر برادران و خواهران خود از میهن اسلامی‏ شان دفاع خواهند کرد.

همه می ‏دانند که تحمل هشت سال فشار و سختی فقط برای اسلام عزیز بوده است، لذا مسئولین باید در دفاع از اسلام محکمتر از همیشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی، سیاسی و فرهنگی جهانخواران بایستند، چرا که امروز دنیای استکبار خصوصاً غرب خطر رشد اسلام ناب محمدی ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ را علیه منافع نامشروع خود درک کرده است.

امروز غرب و شرق به خوبی می ‏دانند که تنها نیرویی که می‏ تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده ‏اند و تصمیم گرفته‏ اند که به هر وسیلۀ ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خودفروختۀ خود از منافقین و لیبرالها و بی‏‌دین‌ها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می‏ دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذی‌ها بارها اعلام کرده ‏اند که حرف خود را از دهان ساده ‏اندیشان موجّه می‏ زنند.

من بارها اعلام کرده ‏ام که با هیچ کس در هر مرتبه ‏ای که باشد عقد اخوت نبسته‏ ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب‏ اللّه‏ اصل خدشه‏ ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفرۀ افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده ‏های همکاری آنان با امریکا از لانۀ جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می‏ کنند، پیش ملت عزیز و شهید دادۀ ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده ‏اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ‏‌گونه گذشتی طرد خواهند کرد.

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ‏ای مسئولین را از وظیفه ‏ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.

مردم عزیز ایران که حقاً چهرۀ منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفۀ اساسی‏ شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقۀ مستضعف فشار می ‏آورد، ولی هیچ‏کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایه ‏ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده ‏اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این
مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‏کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‏کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه ‏های دار می‏روند؟
امر هم افتخار می‏ کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی‌‏شهادت میسر نیست.

من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‏ خواهم که از هیچ‏کس و از هیچ ‏چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‏ داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزۀ جهانی خود علیه غرب و شرقیم.

مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهانخواران شکست می‏ خوریم و نابود می‏ شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می‏ کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می‏ کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه ‏های دار می ‏روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب ‏اللّه‏ در جهان به اسارت گرفته می‏ شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفۀ اسلامی خود عمل کنیم.

امروز بیشتر از هر زمانی کینه و دشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی برملا شده است. بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسندۀ مزدور گویای این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بی ‏آبرویی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش‏بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی و خواری از کردۀ خود پشیمان و با ذلت مراجعت می‏کنند.

احتمالاً قضیۀ مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوۀ عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ می ‏باشد. گر چه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شده ‏اند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است و فقط ما که گفته‏ ایم کسی که به پیغمبر اسلام ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ توهین کند و اجماع فقهای مسلمین فتوا به اعدام آن می‏ دهند، خلاف آزادی است! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است که تفسیر و تأویل آزادی و استفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پا برجا داشت. من باز می‏ گویم همۀ مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی‏تان ـ به خیال خام خودشان ـ بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه‏ای آرامتان نمی‏ گذارند.

البته ما از زحمات وزارت امور خارجه قدردانی می‏ کنیم و آنها باید با جدیت به کار خود ادامه دهند که ان شاءاللّه‏ در انجام وظیفۀ بزرگ الهی و سیاسی خود موفق خواهند بود.

از خداوند متعال می‏ خواهم تا مهاجرین عزیزمان را هر چه زودتر به خانه و کاشانۀ خود برساند و تلخی غربت‌ها و سختی‌ها را به شیرینی مراجعتشان مبدل سازد.

در خاتمه لازم است از همۀ کسانی که از مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی پذیرایی کرده و می‏ کنند و همچنین از مسئولین محترم بنیاد مهاجرین که زحمات زیادی متحمل شده‏ اند، تشکر و قدردانی نمایم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

رحیم‌پور ازغدی: می‌گفتند بسیجی خوب بسیجی مرده است!

رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنانی با طرح  این سئوال که چرا رمان نویسان ایرانی نمی توانند سهم خود از انقلاب اسلامی را ادا کرده و حق مطلب را در مورد آن ایفا کنند گفت: من در 25 سال گذشته هیچ یک از کتابهای خاطرات برادران رزمنده را کامل نخوانده ام شاید به این خاطر که برخی از آنها را قبلا می دیدم و حس می کردم جاذبه هنری در آن وجود نداشته است و با خودم می گفتم که اگر زمان و مکان و اشخاص هر کدام از این کتابها را تغییر دهیم شبیه هم می شوند اما دو موضوع در ادامه من را به خواندن برخی از این کتابها علاقه مند کرد نخست شمارگان بالای برخی از این آثار بود که می دیدم گاه تا 150 نوبت تجدید چاپ شدند و حسم می گفت که در این کتابها واقعیتی است که ما از آن غافل هستیم.
 
وی ادامه داد: موضوع بعدی که من را به خواندن این کتابها علاقه مند کرد حساسیت در حد وسواس مقام معظم رهبری در باب جدیت نشان دادن برای انتشار این کتابها بود . ایشان از دوران ریاست جمهوری شان در مورد لزوم تولید و خلق رمان و سینمای انقلاب پرپر زده بودند و 25 سال قبل در نقل قولی عنوان کردند که بدون رمان نمی توان به آینده انقلاب فکر کرد. من بر این باورم امروز هم اگر خاطرات دفاع مقدس را ننویسم تاریخ آنها را با باد خواهد برد و نسل های بعد باید برای آشنایی با این موضوع از نو شروع کنند و حتی خاطرات کسانی را بخوانند که در دفاع مقدس نبوده اند و یا خاطراتشان بوی ضدیت با جنگ را می دهد.
 
سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغدی در مراسم رونمایی از تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب لشکر خوبان


رحیم پور ازغدی افزود: خاطره گویان و خاطره نویسان مقتل خوانان دفاع مقدس اند و باید به یاد داشته باشند که اگر حرفی نزنند و چیزی ننویسند این بخش از تاریخ تمام می شود. جهاد بزرگ از نظر من ماندنی کردن این حرفها در تاریخ است. کشورهای دیگر که در جنگ جهانی دوم حضور داشته اند از قهرمانان دروغی خود قصه ها و افسانه های زیادی می سازند اما ما کماکان دچار فقر شدید در حوزه فیلم و رمان و خاطرات شفاهی هستیم. من تاسف می خورم برای هزاران کتابی که می شد به سبک لشگر خوبان نوشته شود ولی نشد و یا رمان هایی که می شد به قصد عرضه جهانی شان آنها را نوشت اما نوشته نشد و بر این باورم که انقلاب از این جهت بدشانسی آورد.
 
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: البته خبرهای خوشی را هم می شود شنید همانطور که ما در حوزه های اقتصادی و نظامی در حین دفاع مقدس و پس از آن رکورد شکنی کردیم برخی از کتابها و فیلمهایمان هم رکوردشکنی کرد و این می تواند ما را تحریک کند که در این حوزه ها دائم در حال تجربه باشیم تا شاید مخاطبان داخلی و خارجی خود را بهتر بشناسیم. خواندن کتابهای مرتبط با دفاع مقدس زمانی مهم می شود که بدانیم تصویری که بعد از جنگ عده ای خواستند از آن و امام ایجاد کنند چه بوده است. تصویری که برخی از دشمنان حرفه ای داخلی و خارجی و برخی متحجران دیندار مفت خور عافیت طلب ایجاد کرده اند این بود که انقلاب دینی به آن شکلی که در کشور ما رخ داده معنا ندارد.
 
ازغدی افزود: عده ای از انقلابیون فرسوده که قبلا هم در ایجاد انقلاب نقش داشته اند و دارند کم کم خسته شدند و به انقلاب شک کردند و به این اندیشیدند که آیا این همه سختی تحمل کردن در راه انقلاب ارزش دارد یا نه. به همین خاطر بود که بعد از پذیرش قطعنامه فضایی در روزنامه ها ایجاد شد که در آن بچه های دفاع مقدس بدهکار شدند فضایی که در آن توقع می رفت آنها بگویند غلط کردیم رفتیم جبهه. در چنین فضایی بود که جبهه رفته ها مشتی انسان نفهم روی دست انقلاب مانده معرفی شدند که در جنگ نمردند و دفاع مقدس برایشان نوستالوژی شد. آدمهایی که عقده های روانی دارند نامتعادل و بی سواد و خیال بافند و دوره‌شان گذشته است.
 
انگار بچه های ما بودند که تقصیر کار بودند نه دشمن
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: در روزنامه هایشان نوشتند آدمهای دهه 60 آدمهای ساده لوح و منجمد و بی دست و پایی برای جامعه هستند مشتی آدم نسل سوخته و البته بعضی از آنها هم طلب کارانی معرفی کرده اند که آمده اند از مردم طلبشان را بگیرند، آدمهایی فاسد، بیمار و پرخاشگر.

وی ادامه داد: این تصویری است که آنها از مجاهدانی ارائه داده اند که امام (ره) می گفت به آنها افتخار می کند کتاب لشگر خوبان پادزهری است بر چنین تفکراتی که معتقد است دوره ای بوده و این حرفها را زدیم و درگیر شدیم و دیگر نمی خواهیم چنین هزینه ای بکنیم. انگار بچه های ما بودند که تقصیر کار بودند نه دشمن و حالا هم باید ساکت شوند چرا که بسیجی خوب بسیجی مرده است همه اینها در حالی رخ داد که امام در وصیت نامه خود می گوید هیچ کدام از اتفاقات گذشته بر انقلاب سوء تفاهم نبوده است.
 
تنها مسئول نظام که به رمان و داستان حساس بوده اند مقام معظم رهبری است
ازغذی گفت: در تمام سالهای گذشته تنها مسئول نظام که به رمان و داستان حساس بوده اند مقام معظم رهبری است حتی یک روحانی مسئول هم نداریم که در مورد این موضوعات کاری کرده باشد ایشان با همه مسئولیت‌هایشان کتابها را خط به خط می خوانند و اعلام می کنند که کجای خاکریز انقلاب خراب شده است چرا که باور دارند خاکریز امروز انقلاب سینما و رمان است.
 
در عرصه رمان در حال لال بازی هستیم
وی افزود: در غرب از یک رمان دروغ چند برابر می کنند اما ما نمی توانیم حتی برای یک حقیقتمان فیلم بسازیم. فیلم های جنگی ما جز یکی دوتا بویی از جنگ ندارد. امروز در حالی که قدرت انقلاب ما منطقه ای شده در عرصه رمان در حال لال بازی هستیم همه اینها در حالی است که رهبری نگران وضعیت ترجمه کتاب در ایران است و تعبیر انقلاب کم کار در عرصه رمان به کار می برد.

سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغدی در مراسم رونمایی از تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب لشکر خوبان


این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: تغییر این وضعیت با پول و بخشنامه ممکن نیست باید این حوزه را درست شناخت باید آدمی را شناخت که کار کند باید رفت و دید که آدمهایی می توانند در این حوزه کار کنند امروز چه مشکلاتی در کار و زندگی دارند به نظر من باید امروز 200 رمان نویس و بیش از 200 فیلم ساز می داشتیم که با انقلاب اسلام و مفاهیم آن آشنا می بود اما نداریم باید کسی را پیدا کنیم که حرفی برای گفتن در عرصه داشته و عشقی را برای نوشته داشته باشد نه اینکه جایی را درست کنیم که آنهایی که نمی توانند بنویسند در آن بر کسانی که می خواهند بنویسند مدیریت کنند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان تصریح کرد: روشنفکر ما 30 سال است که می گوید رمان و فیلم انقلاب باید تولید شود روحانی ما هم همین طور همه تنها باید و نباید می کنند اما در این میان امثال آقای رضایی و خانم سپهری سهمشان را پرداختند و امروز دیگر نوبت ماست.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

آیا "مرگ بر آمریکا" ریشه قرآنی ندارد؟/ آقای هاشمی پاسخگو باشید


به نقل از دیدبان، در پی برخی تحولات اخیر، سایت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی مطالبی از ایشان در مخالفت با شعار مرگ بر آمریکا منتشر نموده است که جای بسی تعجب دارد. تعجب بیشتر از این جهت است که ایشان مخالفت با این شعار را به مبانی قرآنی نسبت داده‌اند و مدعی شده‌اند که قرآن کریم چنین درسی را مطرح نموده است و به قول خودشان یک اصل قرآنی چنین روحیه‌ای را در ایشان ایجاد کرده است. به عبارت دیگر اگر ایشان چنین بیان می‌کردند که به خاطر شرایط سیاسی و اجتماعی کنونی دلشان می‌خواهد که جزو کسانی قرار بگیرند که شعار مرگ بر آمریکا را نمی‌پسندند و با آن مخالفت می‌کنند مشکل به این شکل و تعجب ما به این میزان نبود ولی وقتی ایشان مدعی می‌شوند که کلا شعار مرگ دادن مخالف با تعالیم قرآن کریم است و یک اصل قرآنی چنین درسی را ایجاد می‌کند مشکل دوچندان و تعجب بسیار بیشتر است.

هاشمی رفسنجانی در سایت رسمی خودشان در پست‌های متعددی به این مطلب پرداخته‌اند که مواردی از آن با نقل قسمت مورد نظر در آدرس‌های زیر قرار دارد:

آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنین با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های بعمل آمده در این خصوص تاکید می‌کند: «تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الان هم دقیقاً یادم نیست که چه نوشتم. به هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آنچنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آن‏ها را مفید نمی‌دانم.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به اینکه چرا شعار مرگ بر این و آن را نمی‌پسندید، گفت: مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌‌دادند – بت که مهم نیست - می‌‌گوید: «حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید؛ و لا تسّب الذین یدعون من دون الله» می‌‌فرماید: «بت‌ها را سب نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌‌شوید.(۱)

شعار مرگ بر فلانی را نمی‌پسندم. مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌‌دادند – بت که مهم نیست - می‌‌گوید: «حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید؛ و لا تسّب الذین یدعون من دون الله» می‌‌فرماید: «بت‌ها را سب نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌‌شوید. (۲)



آیا قرآن کریم با شعار مرگ و مرگ خواستن برای برخی افراد مخالفت دارد؟

برخلاف نظر آقای هاشمی رفسنجانی باید بیان داشت که قرآن کریم در مواضع متعددی نه تنها لعن و طرد و نفرین بر دشمنان حق و حقیقت را ذکر کرده است بلکه صراحتا فریاد مرگ را نیز روا داشته و ذکر نموده است.

به عبارت بهتر آنچه آقای هاشمی به عنوان یک اصل قرآنی ذکر می‌کنند نهی از سب است و سب در کلام به معنی فحش و ناسزاست و شامل مرگ خواستن برای کسانی که شایسته آن هستند نمی‌شود. آنچه آقای هاشمی به آن استناد کرده‌اند آیه زیر است:

وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَیَسُبُّوا اللَّـهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ ۗ کَذَٰلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١٠٨﴾ (سوره انعام)

این آیه در واقع از سب و ناسزا نهی می‌فرماید ولی از لعن در مواردی که شایسته است و نیز از (مرگ گفتن) در جای خود نهی نکرده و نمی‌کند. چرا که قرآن کریم خود در مواضع متعددی به لعن و (مرگ گفتن) بر مستکبرین و دشمنان حق اقدام کرده است که مواردی از آن را در آیات زیر مشاهده می‌کنید:

۱. وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا مَّا یُؤْمِنُونَ ﴿البقرة: ٨٨﴾

۲. وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿البقرة: ٨٩﴾

۳. إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿البقرة: ١٥٩﴾

۴. إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَـٰئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿البقرة: ١٦١﴾

۵. فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ ﴿آل عمران: ٦١﴾

۶. أُولَـٰئِکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿آل عمران: ٨٧﴾

۷. مِّنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَکَانَ خَیْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَـٰکِن لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿النساء: ٤٦﴾

۸. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿النساء: ٤٧﴾

۹. أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ وَمَن یَلْعَنِ اللَّـهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿النساء: ٥٢﴾

۱۰. وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا ﴿النساء: ٩٣﴾

۱۱. لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ﴿النساء: ١١٨﴾

۱۲. فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿المائدة: ١٣﴾

۱۳. قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّـهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَـٰئِکَ شَرٌّ مَّکَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ ﴿المائدة: ٦٠﴾

۱۴. وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّـهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿المائدة: ٦٤﴾

۱۵. لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُوا یَعْتَدُونَ ﴿المائدة: ٧٨﴾

آنچه ذکر شد فقط موارد اندکی از آیاتی است که در قرآن کریم به لعن دشمنان حق و حقیقت دست زده است.

تفاوت نهی از سب با "مرگ گفتن" واضح است

آنچه از مطالب بالا قابل استفاده است این است که کسی که اندک ممارستی با قرآن کریم داشته باشد متوجه می‌شود که در آموزه‌های قرآنی میان سب و لعن و میان سب و (مرگ گفتن) فرق است. فرق بین سب و مرگ گفتن به حدی واضح و مشخص است که بعید می‌نماید کسی که خود را نویسنده چندین جلد تفسیر قرآن معرفی می‌کند از آن بی اطلاع باشد و از آقای هاشمی نیز بعید است که توجه یا اطلاع ندارند و چنین چیزی را به قرآن کریم نسبت می‌دهند.

قرآن کریم مرگ خواستن برای مستکبرین را ذکر کرده است

برای آنکه مطلب به صراحت کامل برای همه خوانندگان روشن شود شایان ذکر است که قرآن کریم در ۴ موضع به صراحت ندای (مرگ بر) را بلند کرده است که این چهار مورد عبارتند از:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ * وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ * وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ * قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ * وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ (سوره بروج آیات اول الی هفتم)

قتل الخراصون ۱۰ الذین هم فی غمرة ساهون ۱۱ یسألون أیان یوم الدین ۱۲ یوم هم على النار یفتنون ۱۳ (سوره الذاریات)

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ(۱۸) فَقُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۱۹) ثمَّ قُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۲۰) ثمَّ نَظرَ(۲۱) ثمَّ عَبَس وَ بَسرَ(۲۲) ثمَّ أَدْبَرَ وَ استَکْبرَ(۲۳) (سوره مدثر)

قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ﴿١٧﴾ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ﴿١٨﴾ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿١٩﴾ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ﴿٢٠﴾ (سوره عبس)

بر خوانندگان گرامی پوشیده نیست که عبارت قُتِلَ در عربی معادل فارسی (کشته باد) (مرگ بر) می‌باشد و قرآن کریم نه تنها از این عبارت به طور مطلق نهی نکرده است بلکه خود در چهار مورد افراد و گروه‌هایی را شایسته این سخن دانسته و علیه آنها چنین مطلبی را آورده است.

قرآن "مرگ بر" را علیه مستکبرین بیان می‌کند

مجال ضیق کنونی جای بحث تفسیری جدی در باب این آیات نیست اما شایسته است خوانندگان گرامی توجه داشته باشند که در هر ۴ آیه مذکور در قرآن کریم که «کشته باد» و «مرگ بر» آمده است، طرف خطاب آیه و کسانی که مورد این خطاب قرار گرفته‌اند دارای خوی استکباری بوده‌اند و به عبارت دیگر همه موارد مرگ خواستن در قرآن به استکبار ربط دارد و برای مقابله با مستکبرین است. و این خود از آموزه‌های جالب توجه قرآنی است و برای ما درس آموز است.

در برابر این افرادی که شعار «مرگ بر» را مخالف آموزه‌های قرآن کریم می‌دانند البته بزرگان دیگری نیز هستند که این شعار را عین دستور قرآن می‌دانند و امر پیامبر اکرم می‌دانند. به عنوان مثال امام راحل عظیم الشان ملت ایران که خود مفسر قرآن بود و برخی از کسانی که امروز مدعی هستند که مرگ بر آمریکا گفتن خلاف اصل قرآنی است ادعای شاگردی او را هم دارند. امام راحل در باب شعار مرگ بر آمریکا در مواضع متعددی ابراز نظر کرده‌اند و از جمله بیان داشته‌اند: «...فریاد برائت از مشرکان در مراسم حج و این یک فریاد سیاسی‌عبادی است که رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور، که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند، گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟» (صحیفه‌ی امام، جلد ۱۸، ص ۹۱.)

با اعتقادات دینی مردم بازی نشود

هدف این نوشتار این نیست که اثبات کنیم که امروز باید شعار مرگ بر آمریکا گفت یا خیر. این امری ثانوی است که البته در جای خود مهم است. هدف این نوشتار آن است که به افراد مختلف تذکر دهد که قرآن کریم را بهانه بازی‌های سیاسی و حزبی و گروهی خود قرار ندهند و برای اهداف سیاسی و حزبی خود استفاده نابجا از قرآن کریم ننمایند.

به عبارت بهتر استناد به قرآن در جایی شایسته است که واقعا قرآن کریم چنان دستوری داده باشد و یا از آیات قرآن چنین امری استفاده شود. اما اگر نویسنده یا شخصیت سیاسی‌ای برای اهداف حزبی و سیاسی و جناحی خود با اعتقادات دینی مردم بازی کند و نابجا به قرآن کریم استناد نماید، نه تنها شایسته نیست بلکه باید فریاد اعتراض را بلند کرد.



آیا سالها خلاف قرآن در نماز جمعه شعار داده می‌شده است؟

سوال دیگری که آقای هاشمی باید به آن پاسخ دهد این است که چرا با مردم صداقت نداشته‌اند و اگر از نظر ایشان شعار مرگ بر آمریکا مخالف با اصل قرآنی بوده است مردم را از آن مطلع نکرده‌اند و سالها در مراسم عبادی سیاسی نماز جمعه مردم به این شعار اقدام کرده‌اند و آقای هاشمی که آن را مخالف قرآن می دانسته سکوت کرده است و حتی بارها و بارها از شعارهای مردم حمایت نیز کرده است و حتی در مواقع متعدد بعد از شعارهای آتشین مردم آنها را تایید هم کرده است. آیا این صداقت با مردم است؟
به نظر می‌رسد که آقای هاشمی باید پاسخگو باشند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چگونه جریان فتنه سبز خود را بازتولید کرد؟


بخشی از سخنرانی:
"باید آتش انقلاب‌های مخملی برای رسیدن به آزادی لیبرالی شعله‌ور بمانند، اما این‌بار از راه هنر و ادبیات". این جمله ای است که «هرتا مولر» برنده جایزه نوبل و نویسنده رمانهای مربوط به تئوریزه ساختن کودتاهای مخملی،در اوج فتنه های سال گذشته ایران ، هنگام دریافت جایزه نوبل بر زبان آورد.پیام فضلی نژاد،پژوهشگر موسسه کیهان،در همین راستا در یک سخنرانی خود به این موضوع اشاره کرده و می گوید پس از آنکه ادبیات آشکار در براندازی نرم (که در ایران توسط بازیچه هایی چون موسوی و خاتمی به کاربرده می شود) در عرصه اجتماع به حاشیه رانده می شود،سرویسهای جاسوسی لیبرال سرمایه داری، در ادامه مدل احیای کودتاهای مخملی شکست خورده در اروپای شرقی (چکسلواکی و ..) به تولید «هنر و ادبیات معترض» شیفت می دهند تا بتوانند در این حاشیه امن با چینش پازل های جنگ نرم فرهنگی و هنری به سعی در جهت تغییر ذائقه ها و مهندسی افکار عمومی کشور هدف بپردازند. وی درباره "کوچ موقت" نیروی سازمانی برانداز ، از عرصه «سیاست» به عرصه« فرهنگ و هنر» به یکی از رمان های هرتا مولر با نام "سرزمین آلوهای نارس " که به نقش دانشجویان در براندازی نرم می پردازد اشاره کرده و می گوید که این رمان در سال 1386 در ایران با عنوان "سرزمین گوجه‌های سبز " ترجمه شده و ابطحی در اولین روزهای پس از آزادی،به تبلیغ آن در صفحات اینترنتی خود اقدام می کند.

فیلم و صوت کامل سخنرانی پیام فضلی نژاد که در ماه رمضان سال 1389 در نمایشگاه قرآن ایراد شد، در اختیار کاربران سایت «فتیان» قرار می گیرد.
 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دور زدن ممنوع !


بعد از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک و گفت‌وگوی تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکا که یکی از چند اقدام نابجای این سفر - در کنار اقدامات مثبت آن - بود و هزینه کردن از عزت مثال زدنی ایران اسلامی در جهان و منطقه را به دنبال داشت، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از ایشان نوشت «امام موافق حذف شعار مرگ‌بر آمریکا بودند»! این ادعا که همزمانی آن با مکالمه تلفنی دکتر‌روحانی و اوباما، هماهنگ شده به نظر می‌رسید، در فاصله‌ای کوتاه به تیتر و خبر اول روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. رسانه‌های مورد اشاره با استناد به ادعای آیت‌الله رفسنجانی، اصرار داشتند که از یکسو، گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما را قابل توجیه! جلوه دهند و از سوی دیگر، ابراز امیدواری می‌کردند شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ سیاسی و اعتقادی مردم حذف شود!
در این که آقای هاشمی‌رفسنجانی نظر صریح و بارها اعلام شده حضرت‌امام(ره) را تحریف کرده است، تردیدی نیست و در همین نوشته به آن خواهیم پرداخت، اما، ابتدا بایستی درباره این تحریف و مسائل پیرامونی آن به چند نکته اشاره کرد.
1- همزمانی تحریف نظر امام راحل(ره) با گفت‌وگوی تلفنی آقای روحانی و رئیس‌جمهور آمریکا به وضوح نشان می‌دهد که آقای هاشمی و دوستان ایشان نیز در نسنجیده بودن مکالمه یاد شده تردیدی ندارند و از آنجا که می‌دانند این اقدام نابجا و خسارت‌آفرین با هیچ منطق علمی، سیاسی و اسلامی همخوانی ندارد، برای توجیه آن به گناه نابخشودنی تحریف‌ نظرات حضرت امام(ره) روی آورده‌اند.
2- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، پیش از این نیز نمونه‌هایی از تحریف نظرات حضرت امام(ره) را در کارنامه سیاسی خود ثبت کرده است از جمله آن که گفته بود در نامه‌ای خطاب به حضرت امام(ره) از ایشان خواسته بودند در زمان حیات خویش مانع «رابطه با آمریکا» را بردارند و برای نشان‌دادن این که امام راحل(ره) با نظر ایشان موافق بوده‌اند! اعلام کرده‌بود «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتما حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند»! و توضیح نداده بود که آیا حضرت امام(ره) بعد از نامه ایشان، نظر خود را درباره رابطه با آمریکا تغییر داده بودند؟! و آیا اصرار بعدی و پی‌درپی حضرت امام(ره) بر نظر خود پاسخ منفی به پیشنهاد ایشان نبوده است؟!
3- تحریف نظرات حضرت امام(ره) برای اثبات اقدامات نابجا که ادعای موافقت امام راحل(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا تازه‌ترین نمونه آن است، اگرچه تلخ و ناگوار است ولی از واقعیت شیرین و روح‌نوازی حکایت می‌کند و آن، این که؛ در میان مردم خون داده و خون دل خورده ایران‌اسلامی، اصلی‌ترین شاخصه و معیار برای ارزیابی امور و قضاوت درباره درستی و نادرستی آن، رهنمودهای امام راحل(ره) و خلف حاضر ایشان است و اگر چنین نبود، کسانی که در پی انجام اقداماتی بیرون از بستر تعریف شده آن بزرگوار هستند، ناچار نبودند برای موجه جلوه دادن اقدامات خود به تحریف رهنمودها و نظرات حضرت امام(ره) روی آورند. این واقعیت که مردم شریف این مرز و بوم همه حرکت‌ها و اقدامات مسئولان را با شاقول و معیار نظرات امام راحل(ره) و حضرت آقا ارزیابی می‌کنند، هشداری جدی به کسانی است که خیال خام دور زدن خط نورانی حضرتش را در سر می‌پرورانند.
4- کسانی که برای توجیه اقدامات و مواضع انحرافی خود نظرات حضرت‌امام را تحریف می‌کنند، بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند، به این واقعیت اعتراف کرده‌اند که در نگاه مردم بدون پیوند با امام راحل(ره) و پیروی از نظرات و رهنمودهای آن بزرگوار، اهمیت و ارزش قابل ذکری ندارند و فقط «صفر»هایی هستند که با «یک» امام راحلمان(ره) تبدیل به‌عدد می‌شوند. اگر غیر از این بود - که نیست- چرا دیدگاه‌ها و خواسته‌های خویش را از قول خود مطرح نمی‌کنند؟!
5- و اما، بی‌اساس بودن این ادعا که «امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند» به اندازه‌ای واضح و آشکار است که نیاز چندانی به توضیح و استدلال ندارد ولی آن گونه که در صدر این نوشته اشاره داشته‌ایم به نکاتی در این باره می‌پردازیم؛
الف: تنها سندی که برای این ادعا ارائه شده، اظهارات آقای هاشمی‌رفسنجانی است و حال آن که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی الهی خود - که نشان می‌دهد تحریف‌های این روزها را نیز مانند بسیاری از رخدادهای دیگر پیش‌بینی کرده بودند - تاکید می‌فرمایند؛ «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست مگر آن که صدای من، یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم».
بنابراین باید از جناب هاشمی پرسید؛ ادعای حضرتعالی با کدامیک از معیارها و ملاک‌هایی که حضرت امام(ره) بر آن تاکید ورزیده‌اند همخوانی دارد؟! پاسخ یک کلمه بیش نیست و آن؛ هیچکدام!
ب: آقای هاشمی بارها و از جمله در نامه‌ای که به امام راحل(ره) نوشته بودند تاکید کرده‌اند مذاکره و رابطه با آمریکا از مهم‌ترین مسائلی است که حل و فصل آن فقط از جانب حضرت امام(ره) امکان‌پذیر است و باید در زمان حیات خود ایشان به صراحت درباره آن تصمیم گرفته شود. بنابراین باید پرسید چگونه است که حضرت امام درخصوص این موضوع به قول خود آقای هاشمی «بسیار مهم» هیچ‌ نظری که موافق ادعای اخیر جناب رفسنجانی باشد، ارائه نفرموده‌اند؟ و چنانچه مدعی هستند امام راحل(ره) اعلام برخی نظرات مهم و حساس نظیر حذف شعار مرگ بر آمریکا را به آیت‌الله هاشمی واگذار کرده‌اند! تناقض در پذیرش این ادعا با بند یاد شده از وصیت‌نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره) چگونه قابل حل است؟!
ج: و اما، فقط با یک مراجعه گذرا به رهنمودها و نظرات مبارک امام‌‌راحل(ره) که تمامی آن موجود و مکتوب است، می‌توان توصیه‌های فراوانی از حضرتش را مشاهده کرد که در آن بر ضرورت شعار مرگ برآمریکا تأکید شده است، از جمله و به عنوان اندکی از بسیارها؛
✓ حضرت امام(ره) خطاب به یکی از مفتی‌های آل‌ ‌سعود که شعار مرگ بر آمریکا در مراسم برائت از مشرکین را خلاف اسلام دانسته بود؛ می‌فرمایند؛
«باید به آن آخوند مزدور که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟ آیا تو و امثال تو آخوند آمریکایی فعل رسول‌الله - صلی‌الله علیه و آله و سلم - و امر خداوند را تخطئه می‌کنید، و تأسی به آن بزرگوار و اطاعت فرمان حق‌تعالی را برخلاف می‌دانید؟»
بدیهی است که فقط نقل نظر حضرت امام(ره) در میان است و هرگز در‌پی آن نیستیم که خدای نخواسته آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را با مصداق این نهیب امام راحل مقایسه کنیم.
✓ «از خدا می‌خواهیم این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم»
✓ «همین قول مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می‌آورد» و نمونه‌های فراوان دیگری که بیرون از محدوده این وجیزه است.
گفتنی است حضرت امام(ره) تاکید می‌فرمایند که «احساسات ایرانیان علیه ملت آمریکا نبوده، بلکه علیه دولت آمریکاست» یعنی دقیقا برخلاف دولتمردان آمریکا نظیر «واین برگر» وزیردفاع وقت آمریکا که می‌گفت؛ «ریشه ایران به عنوان یک ملت باید کنده شود» و یا خانم کلینتون که درباره اثر تحریم‌ها بر مردم ایران گفته بود «به هر حال، مردم ایران هستند که از نظام جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند» و...
6- و بالاخره باید گفت؛ بعد از رحلت حضرت امام(ره) تاکنون نمونه‌هایی از تحریف بیانات و رهنمودهای صریح آن حضرت دیده شده که تحریف نظرات ایشان از سوی آیت‌الله هاشمی و آیت‌الله صانعی از جمله آنهاست ولی متأسفانه «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» که وظیفه قانونی حفظ آثار امام(ره) و پیشگیری از تحریف آن را برعهده دارد، در مقابل تحریف‌های یاد شده سکوت محض کرده است. کیهان در چند مورد به نمونه‌هایی از این تحریف‌ها و نشان دادن تفاوت فاحش آن در مقایسه با متن بیانات امام راحل(ره) پرداخته بود و در تمامی این موارد واکنش «موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)» فقط سکوت بوده است. این سکوت و بی‌تفاوتی نیاز به چاره‌جویی دارد.

حسین شریعتمداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دُر غلطان در برابر آب نبات

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصاویر،     | نظرات()

فردا دیر است، همین امروز وضو بساز!

طیّ یک‌ سال و نیم گذشته، وقتی جریان حوادث «سوریه» بالا گرفت، بارها، مستقیم و غیر مستقیم در معرض این سؤالات قرار گرفتیم که: آیا ممکن است آنچه در سوریه می‌گذرد، مصداق پیش‌بینی روایت‌ها درباره خروج سفیانی از شام باشد؟
هرچه بر میزان جنایت‌های سلفی‌ها، به عنوان فرزند‌خواندگان ابوسفیان و معاویه نیز افزوده شد، بر این گمان دامن زد؛ به ویژه، وقتی که گردان‌های شمر، حرمله و معاویه و ... از سی و سه كشور دنیا در سوریه، روی حجاج بن یوسف ثقفی را سفید کردند و به رسم سفیانی، شکم زنان را دریدند و کودکان بیگناه را سر بریدند.
همواره در پاسخ سؤال‌کنندگان محترم عرض کرده‌ام: باید منتظر شد. ما هم امید داریم، برآیند وقایع، به اوّلین نشانه حتمیّ ظهور، یعنی خروج سفیانی بیانجامد. شتاب نکنید! امید می‌ورزیم این درد جانکاه که امروز شرق اسلامی را به ستوه آورده، فرزند مبارک موعود را ثمر دهد.
موضوع این مقاله، آنچه ما نشانه رفته‌ایم ـ وقایع سوریه و سفیانی ـ نیست. موضوع مقاله، «خودمان» هستیم.
بی مقدّمه عرض می‌کنم در طول تاریخ حیات بشر بر پهنه خاک، از میان میلیون‌ها و شاید میلیاردها زن، تنها و تنها یک زن و آن هم برای یک بار بی دیدار شویی، باردار و به اذن‌الله فرزندی مبارک را به خلق عالم هدیه نمود و او حضرت مریم عذرا(س) بود؛ وگرنه، حسب سنّت ثابت آفریدگار هستی، همواره فرزندان جسم و جان آدمی، پس از دیدار زنی و مردی و تزویج آن دو پای به عرصه حیات گذارده‌اند تا دانسته شود آنکه بی ازدواج، تولّد فرزندی را چشم ‌می‌دارد، خام طمعی بیش نیست.
زایش جان آدمی نیز همچون زایش جسم او در گرو تزویج است. تا روح خام، همچون رَحِمْ خام، پذیرای نطفه قوی معرفت نشود و در ازدواج با روح بلند مردان صاحب معرفت بارور نگردد، فرزند «آگاهی و آمادگی» به دنیا نمی‌آید تا در میدان عمل مجاهدانه، پرده‌های جهالت، بی‌خردی، بی‌ایمانی، لاقیدی و ناپاکی دریده شود و نور ایمان و رستگاری از افق زندگی انسان‌ها سربزند. از اینجاست که می‌بایست از خود بپرسیم: در شمارش روزان و شبان و پیگیری حوادث جاری در شرق اسلامی، زایش کدامین رَحِمْ بارور را چشم ‌می‌داریم؟
به فرض آنکه، حَسبِ مشیّت الهی و در پاسخ به درخواست تنومندترین و پربارترین درخت وجود فرزندان انسان، در ادامه وقایع شامات، واقعه شریف ظهور فرزند مقدّس ایمان و انسان حادث شود، در آن شرایط، در پناه کدام نبیّ ‌مرسل، ولیّ یا قدّیسی می‌توان قرار گرفت؛ در حالی که در اثر خامی و عدم آگاهی و آمادگی، به انکارش خواهیم نشست یا آنکه، با شمشیر آخته در مصاف با او درخواهیم آمد؟
درباره مقابله و انکار بسیاری از این امّت در وقت ظهور، روایت‌های بسیاری وارد شده است.
بادهای مسموم و ناپرهیزگاری، چنان جسم و جان ما را ضعیف و رنجور ساخته که بیم آن می‌رود که از شاخه نحیف و شکوفه‌های پلاسیده و پژمرده آن، هیچ میوه و ثمری نیاید.
مطالعه ساده سلسله وقایع و حوادث جاری، ما را متذکّر می‌سازد که به همان سان که آژیرهای خطر پیش از حمله هوایی، انسان‌ها را به پناهگاه فرا می‌خواند تا از هجوم بمب‌ها مصون بمانند، وقایع سخت پیرامونی، در جغرافیای شرق و غرب عالم نیز، آژیرها را به صدا درآورده‌اند تا همگان به پناهگاه پناه برند.
حال باید پرسید: چگونه است که به‌رغم این‌همه خطر ، به جای جستن جان پناه، در فضای باز، آسمان شب را در جست‌وجوی هواپیمای مهاجم می‌کاویم؟
در حدیثی شریف، حضرت امام صادق (ع) با اشاره به امتحانات سخت سال‌های غیبت و زمین خوردن بسیاری از مردم در آن میانه می‌فرمایند:
«إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَأْتِیكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی تُمَیَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّی‏ تُمَحَّصُوا؛
این امر (فرج امام زمان(عج) ) برای شما محقّق نمی‌شود؛ مگر بعد از نا‌امیدی، نه به خدا قسم محقّق نمی‌شود تا اینکه (خوب و بد شما) از هم جدا شوید. نه به خدا قسم محقّق نمی‌شود؛ مگر اینکه از ناخالصی‌ها پاک شوید.»1
خود بنیادی، چنان انسان امروز را مست و به خود غرّه ساخته و اعتماد به نفس شیطانی چنان امر را بر ساکنان کنونی زمین مشتبه ساخته است که خود و مردمی چونان خود را مستغنی از امام راهبر منصوب از سوی حق می‌شناسند و تدبیرگری نفسانی را کافی برای تجربه عدالت تمام، امنیّت تمام و برخورداری تمام می‌دانند. از اینجاست که چونان مردمی سیر و مستغنی، واقعه شریف و عظیم ظهور کبرای منجیّ منتقم را در حاشیه حیات خویش و زنگ تفریح روزان و شبانِ آفت‌زده، تلقّی می‌کنیم.
با مراجعه به روایت سابق، می‌توان دریافت که: تنها در پناه یأس از خود و مردمی چونان خود، رجوع حیث تفکّر (در احساس اضطرار تمام) معطوف به امام مبین، صاحب عصر و زمان می‌شود؛ مگر نخوانده‌ایم که دعا، در وقت احساس اضطرار تمام، به هدف اجابت می‌رسد؟

«أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوء وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُونَ؛2
[کیست] آن کس كه دعای مضطرّ را اجابت می‏كند و گرفتاری را برطرف می‏سازد و شما را خلفای زمین قرار می‏دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! كمتر متذكّر می‏شوید!»
در حدیث دیگری امام صادق (ع) می‌فرمایند:

«لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ حَتّی‏ تُغَرْبَلُوا؛ لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ‏ حَتّی‏ تُمَیَّزُوا؛ لَاوَ اللَّهِ، لَایَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاس؛3

نه قسم به خدا! آنچه چشم‌انتظارش هستید، واقع نمی‌شود تا اینکه غربال شوید. نه به خدا قسم! آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمی‌شود تا اینکه (خوب و بدتان) از یکدیگر تمییز داده شوند. نه به خدا قسم! آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمی‌شود؛ مگر پس از یأس و ناامیدی.»
از این‌روست که از خود می‌پرسم:
راستی؛ پیش از چشم داشتن به زمینه‌های خروج سفیانی و آنچه در سوریه می‌گذرد، تا چه حد، نگاهمان معطوف به وضع خودمان است؟
جمله پیشامدها، سختی‌ها و آنچه که از تلخ  و شیرین روزگار و ابنای روزگار به ما می‌رسد، دام‌هایی گسترده‌اند تا مردم غربال شوند و در آزمودگی تمام از هم جدا شوند و این خود، ناظر بر حکمت خداوند کریم است.
تا معلوم شود صالح کیست و طالح ره به کدامین دیار می‌پوید.
در عصر و روزگار ما، دام‌های گسترده ابلیس و جنودش بسیاری از ناپرهیزگاران را به فسق و جماعتی دیگر را مبتلای فساد کرده است.
میان‌حالان، آرام و در سکوت به جمع فاسدان و مفسدان می‌پیوندند و فاسدان، آرام و در سکوت به صف فاسقان تا زنجیره فرمان‌برداران ابلیس تکمیل و زمینه‌های حکومت پلیدش، قبل از ظهور کبرای امام حق کامل شود.
در این وقت است که باید به خدا پناه برد.
بدا به حال ما آنکه، در عین ابتلاء به فسق و فساد، خود را برگزیده، گل سرسبد و در زمره شیعیان نشان شده آل محمّد(ص) می‌شناسد.
• بدا به حال آنکه ناپرهیزگاری، رزق حلال و طیّب و طاهر را به حرام و شبهه آلوده  کرده است. در حالی که از خود نمی‌پرسد؛ آنچه  را که می‌خورد و در انبان می‌انبارد از کجا آمده و سهم کدامین فقیر و مسکین و درمانده را در خود پنهان دارد؟
• بدا به حال آنکه تظاهر به دین‌داری را دامی برای شکار ضعیفان و چپاول مایملک بی‌پناهان کرده‌ است؛
• بدا به حال آنکه مشی در جاده مفسدان و فاسقان را نشانه شخصیّت و آراستگی دانسته و بدان فخر می‌فروشد؛
• بدا به حال آنکه دیگر بار، عهد جاهلی را پاس داشته و دین را به دنیا می‌فروشد؛
• بدا به حال آنکه در عین ابتلا به نجاسات ظاهری و باطنی، خود را در زمره منتظران ظهور می‌شناسد.
حضرت امام زمان(عج)، در توقیع مبارک خویش متذکّر می‌شوند:

«فَإِنَّ‏ أَمَرنَا یَبْعَثُه‏ فَجْأَه؛4
همانا به حقیقت کار ما [فرج و ظهور] را به طور ناگهانی برمی‌انگیزد.»
و این برانگیختگی ناگهانی، همان شهاب ثاقبی است که در میان شبی طولانی و سیاه فرود می‌آید؛ در حالی‌که هیچ‌کس آمدنش را باور نمی‌آورد.
امام باقر (ع) فرمودند:

«یَظْهَرُ كَالشِّهَابِ‏ الثَّاقِبِ‏ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاء؛5
امام عصر(عج) همچون شهاب ثاقب (سنگ آسمان شکافنده) در شب تاریک ظاهر می‌شود.»
برای نزدیک بودن واقعه شریف ظهور، صدها نشانه در آسمان و زمین می‌توان سراغ گرفت. مگر در دعای شریف عهد نفرمودند:

«إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً  وَ نَراهُ قَرِیباً؛
آنان [منکران] آن را دور می‌بینند و ما نزدیک می‌شناسیم.»
با صمیمیّت تمام با خود می‌گویم:
برای نزدیک بودن خودم به «خالصان از غربال گذشته چشم به راه» چه نشانه‌هایی می‌توان سراغ گرفت؟
به خود نهیب می‌زنم:
فردا بسیار دیر است. همین امروز و همین ساعت باید اذان سر داد، اقامه خواند به نماز ایستاد.

«حَیَّ عَلَی الصَّلَاةِ! حَیَّ عَلَی‏ الْفَلَاحِ!‏ حَیَّ عَلَی‏ الْفَلَاحِ‏ حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل!»
‏نماز و فلاح و ورود به خیرترین عمل، جز با قامت بستن بر آستان حضرت ولیّ الله الاعظم، مهدی صاحب الزّمان، ارواحنا له الفداء راست نمی‌آید.
قامت‌بستن، جز با وضو و تطهیر جسم و جان از همه آنچه كه از نجاسات ظاهری و باطن بر خود بسته‌ایم، راست نمی‌آید.
كدامین مؤمن را می‌توان سراغ گرفت كه پیش از تطهیر و وضو، به نماز ایستاده باشد؟
به خود نهیب می‌زنم:
فردا دیر است، همین امروز وضو بساز!

اسماعیل شفیعی سروستانی


پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص111، ح20.
2. سوره نمل، آیه 62.
3. مجلسی، بحارالانوار، همان، ص 112، ح23.
4. طبرسی، احتجاج، ج2، ص 324.
5. مجلسی، بحارالانوار، همان، ج24، ص78.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

درباره ی یک تماس تلفنی!

 
درباره ی یک تماس تلفنی!

…به تجربه اش می ارزد.
مذاکرات دوستانه مرسی با اوباما و هیلاری کلینتون اکنون به بخشی از تجربه سیاسی مصریها تبدیل شده است. آنها که به امریکا امیدوار بودند طی چند ماه با دهان باز مواضع شگفت انگیز کاخ سفید در حمایت از دولت کودتا را مشاهده کردند. شاید فهمیدن ماهیت سیاست ورزی امریکایی برای مصری ها به اینهمه تحولات خونین بیارزد چون آنچه ملتها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربیات سیاسی است.
اما ایران بارها سیاست ورزی از نوع امریکایی را تجربه کرده وهربار به تجربه ای جدید رسیده. گفتمان مقاومت اوج بلوغ این تجربه هاست. گفتمان مقاومت، پیشرفت را نه در تنازل که در مقاومت می بیند و برای حل مشکلات به ظرفیتهای داخلی تکیه میکنند نه تغییر رفتار بین المللی. بدبینی گفتمان انقلاب نسبت به امریکا از جنس احساس یا تعصب و یا کنشی مقلدانه و ترادیسیونال نیست بلکه کاملا عقلانی و درچارچوب حفظ منافع ملی است. اما هر ازگاهی غفلت یا تمایلهای عافیت طلبانه و یا فشارهای سنگین، جامعه را در آستانه ابتلاء و امتحانی جدید قرار می دهد لعلهم یتذکرون.
اکنون یا آنگونه که دیپلماتهای دولتی می گویند به واقع شیاطین به دست ما ایمان آورده اند که این همان تحقق هدف بزرگ انقلاب اسلامی در تغییر نظم بین الملل و برهم زدن توهم نظام تک قطبی است.
ویا در نگاهی واقع بینانه، رفتار جدید امریکا شعبده ای جدید و خناسانه است که بازهم نهایتا صحت تجربه ها و تحلیلهای پیشین گفتمان مقاومت را تایید خواهد کرد و با خلق تجربه و فهمی جدید برای عموم مردم، گفتمان مقاومت را بسط داده و معتبرتر از پیش خواهد کرد. با این تبصره که اینبار آمریکا با اذعان به توان جمهوری اسلامی در احقاق حقوق خود، ادبیات تهدید آمیزش را کنار گذاشته و دستکش مخملی به دست کرده است.
آزمودن این دو فرضیه بیش از چند ماه به طول نخواهد انجامید. ماه هایی که برای ما باید مشحون از تلاش برای تبیین مدلولهای گفتمان مقاومت باشد.
رهبر انقلاب اختیار تام داده اند تا تجربه ی ملت به بلوغ برسد و شبهه های آینده خنثی شود. ولایت بیش از آنکه از طریق دستور و اجبار بخواهد اهداف را جلو ببرد به دنبال ارتقاء رشد عمومی و تربیت جامعه است. پیامبر ص می توانست در فتح مکه ریشه ی انحرافات آینده اسلام را با اعدام ابوسفیان بخشکاند ولی جامعه از مسیر ابتلاء و تجربه به رشد و کمال می رسد. همانطور که امام سالها بعد از ماجرای فرار بنی صدر و سالها بعد از انتصاب مرحوم منتظری به قائم مقامی رهبری زبان به افشای خواست و نظر خود گشودند. امام صبر کردند تا جامعه خود به خود رشد کند و گذر از دشواری ها و فتنه ها را به تجربیات راهگشای خود اضافه کند.
نتیجه ی روش دولت اعتدال هرچه باشد برای آینده ی کشور مفید است چون کسب تجربه در ابعاد ملی هیچ وقت به معنای متضرر شدن نیست. یادمان باشد آنچه ملت ها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربه هاست.

وحید یامین پور

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic