تبلیغات
Reba.ir مذهبی فرهنگی

هزینه‌ای که رحیم‌پور برای مقابله با تحجر می‎دهد

هزینه‌ای که رحیم‌پور برای مقابله با تحجر می‎دهدبه گزارش مشرق، در طول این یک دهه، رحیم‌پور دشمنان و مخالفان زیادی برای خود ساخته است. او به صورتی صریح، با چندین جریان معرفتی در عرصه عمومی، دست به گریبان شده و به نقّادی شجاعانه و عالمانه آن‌ها همّت گمارده است. در عین حال، او از تجربه کشمکش‌ها و منازعه‌های طاقت‌فرسای مطهری با این جریان‌های معرفتی درس‌ها آموخته و می‌داند به زودی باید هزینه گفته‌های صریح و شفاف خود را بپردازد.

 [نگاه یکم]: استاد مطهری به مثابه خط‌شکنِ عرصه‌ی اصلاح‌گری دینی

استاد مرتضی مطهری، در طول دهه‌های چهل و پنجاه شمسی، در محاصره تبلیغاتی هر دو جریان معرفتی «متجمّد» و «متجدّد» قرار داشت. اگرچه در نهایت، گلوله ترور از اسلحه‌ای به سمت مغز متفکّر انقلاب اسلامی شلیک شد که به جریان متجدّد تعلّق داشت، اما مطهری از جریان متجمّد نیز، خون‌دل‌ها خورده بود و زخم‌ها به تن داشت. گفته ‌می‌شود یکی از دلایل هجرت مطهری از قم به تهران، فشارهایی بود که از ناحیه جریان متجمّدِ حوزوی – که گفتمان مسلّط بر حوزه بود و ظاهراً هست – به او وارد شد. همین جریان معرفتی بود که کتاب «مسأله حجاب» را برنتابید و تحلیل‌های فقهی و اجتماعی مطهری از آموزه حجاب را به شدّت طرد و تخطئه کرد. در حسینیه ارشاد نیز، اگرچه مطهری با پاره‌ای از تفکّرات و رفتارهای شریعتی موافق نبود، اما جریان متجمّد، شریعتی را به دستاویزی برای حمله به مطهری قرار داده بودند. جریان معرفتیِ متجمّد، در سطح عوام و اجتماع نیز بدنه داشت و این بدنه، «روشنگری‌ها» و «خرافه‌زدایی‌ها»ی مطهری را برنمی‌تافت. مطهری به برنامه «احیای تفکّر دینی» باور راسخ داشت و معتقد بود که ارزش‌های اسلامی در ذهنیّت دینیِ مردم، صورتی واژگونه یافته است. از این‌رو، حجم درخور توجّهی از تلاش‌های فکری و فرهنگیِ مطهری، به آسیب‌شناسی و اصلاح «دیانت عمومی» اختصاص یافت. برجسته‌ترین نقطه این رویکرد، انتقادات تند و تیز مطهری به تصوّر شایع از ماهیّت قیام امام حسین(علیه السلام) و شیوه برگزاری مراسم عزاداری آن حضرت بود. او در کتاب «حماسه حسینی» – که مجموعه سخنرانی‌هایش درباره عاشورا را دربرمی‌گیرد- آشکارا و بی‌پروا در برابر «بدعت‌ها» و «خرافه‌ها» موضع‌گیری می‌کند که برای قشریون و عوام آن دوره، حالت قدسی و ملکوتی یافته بودند. اما مطهری، بی‌اعتنا به فضای غالب و بی‌هراس از این‌که مخاطبانش در برابر افشاگری‌ها و روشنگری‌هایش چه خواهند گفت، پرچم «اصلاح‌گری دینی» را در دست گرفت و تلاش کرد تا تصوّرات و پنداشته‌های ناصواب را از واقعه کربلا بزداید. روشن است برای مطهری که معتقد بود روحانیّت دچار «عوام‌زدگی» شده، دنباله‌روی از خرافه‌ها و اوهام مقدّسِ عوام، مقبول نبود. به راستی، باید مطهری را یکی از «شجاع‌ترین» و «شفاف‌ترین» متفکّرانی دانست که در خطّ مقدّم، به مبارزه با دیانت «قشری» و «خرافی» و «بدعت‌آلود» پرداخت و هرگز تسلیم جنگ روانی و تبلیغات منفیِ جریان متجمّد نشد.

[نگاه دوم]: استاد رحیم‌پور و کشمکشِ تمام عیار با دیانت قشری

اینک، استاد حسن رحیم‌پور‌ازغدی که بیش از یک دهه است با سخنرانی‌های عمومی خود در محافل دانشگاهی و حوزوی، موجی از هیجان و عطش معرفتی را در مخاطبانش ایجاد کرده، همان مسیر دشوار مطهری را ادامه می‌دهد. در طول این یک دهه، رحیم‌پور دشمنان و مخالفان زیادی برای خود ساخته است. او به صورتی صریح، با چندین جریان معرفتی در عرصه عمومی، دست به گریبان شده و به نقّادی شجاعانه و عالمانه آن‌ها همّت گمارده است. در عین حال، او از تجربه کشمکش‌ها و منازعه‌های طاقت‌فرسای مطهری با این جریان‌های معرفتی درس‌ها آموخته و می‌داند به زودی باید هزینه گفته‌های صریح و شفاف خود را بپردازد. در ماه اخیر، جریان معرفتی متجمّد که رحیم‌پور را موی دماغ خود می‌دید، فرایند تسویه حساب خود را آغاز کرده و به جای نقد آن‌چه که او حقیقتاً گفته و به جای رویارویی نظری و فکری، از پشت به او خنجر می‌زند. رحیم‌پور در این روزها، باید هزینه شفافیّت و سخنانی که نگفته یا سخنانی را که گفته اما به ذائقه بدعت‌آلود و خرافیِ جریان متجمّد خوش نیامده را بپردازد.

همچون مطهری، رحیم‌پور نیز در محاصره چندین جریان معرفتی قرار گرفته که هر یک، با پرچم هواداری از فرهنگ شیعه و حریم اهل بیت (علیهم السلام)، در مقابل او صف‌آرایی کرده‌اند؛ از انجمن حجتیّه گرفته تا  متجمدّین حوزوی، از برخی مداح‌های قشری گرفته تا عوامی که فهم عمیقی از دیانت و تشیّع ندارند. گویا، تجربه تاریخیِ مطهری در حال تکرار شدن است و این‌بار به جای مطهری، رحیم‌پور در زیر رگبار گلوله‌های بی‌امان این جریان‌ها و جناح‌ها قرار گرفته است. جریان متجمّد، یا از سر حماقت و جهالت، شخصیّت رحیم‌پور را نشانه کرده و تلاش می‌کند تا از او مشروعیّت‌زدایی کند، یا در پی تسویه حساب و عقده‌گشایی است و برای این غرض، گفته‌های رحیم‌پور را – که در واقع نقلیّات او از مطهری و برخی بزرگان دیگر است- دستاویز قرار داده است.

[نگاه سوم]: مقایسه‌ی داشته‌های استاد رحیم‌پور با نداشته‌های جریان متحجر

چقدر دشوار است فهم این ماجرا که جریان متجمّد با وجود این، چگونه به تخریب و ترور شخصیّت رحیم‌پور روآورده و از نشر و اشاعه «اتّهامات واهی» به این سرمایه فرهنگی و انقلابی، احساس حماقت و سفاهت نمی‌کند. در طول این سال‌ها، چه کسی توانست مطهری و شریعتی را به هم بیامیزد و برداشتی از اسلام عرضه کند که قوّت و فضیلت‌های هر دو را همزمان با خود داشته باشد؟! چه کسی توانست چهره‌های شاخص و مدّعی روشنفکریِ شبه‌دینی و سکولار را هراسان و از میدان نفس‌گیر مناظره و مواجهه، گریزان سازد؟! چه کسی توانست موجی از نشاط و انگیزه در راستای نهضت نرم‌افزاری و جنبش تولید علم در میان جوانان انقلابی بیافریند و جرأت و قدرت رویارویی انتقادی با علوم انسانیِ سکولار را در آن‌ها پدید آورد؟! چه کسی توانست تفسیر و قرائتی از اسلام ارائه کند که در آن، هم سهم معنویّت و اخلاق پرداخت شود و هم سهم منطق و عقلانیّت و معرفت، و هم سهم حماسه و شور و انقلابی‌گری؟! این بود، گزیده‌ای از آن‌چه که رحیم‌پور در طول یک دهه گذشته در فضای فکری و فرهنگی کشور به انجام رسانیده است. چه خوب بود اگر جریان پُرادّعای متجمّد و متوقّف در گذشته، به کارنامه معرفتی خود نظر می‌افکند و تأمّل می‌کرد که در برابر این فهرست خیره‌کننده، چه عمل و اقدام قابل عرضه‌ای دارد. ساده‌ترین گواه کامیابی رحیم‌پور این است که اکنون جان او، مورد طمع دشمن واقع شده و از سلفی‌های تکفیری تا منافقان وحشی، نامزد ترور او شده‌اند. رحیم‌پور، چه کرده که سر او این اندازه قیمتی شده و کشتنش،  فوریّت و ضرورت حتمی یافته است؟! امروز ارزشمندی رحیم‌پور بیشتر عیان و آشکار شده است؛ چراکه او به چالشی فراروی جریان متجمّد بدل گشته است. رحیم‌پور به مثابه یک انقلابی عمیق و خوش‌تقریر، به راستی جای جریان متجمّد را تنگ کرده است.

نگاه چهارم: ترور استاد رحیم‌پور، موجه است!

همه می‌دانند که رحیم‌پور آن‌چنان «قاطع» و «صریح» است که سخنانش را از کسی پنهان نمی‌کند و گفته‌هایش هیچ‌گاه به رومیزی و زیرمیزی تقسیم نمی‌شود. رحیم‌پور، تنها اعتقادات و باورهای خود را بر زبان جاری می‌سازد و از چیزی دفاع می‌کند که از امثال مطهری آموخته و برای آن‌ها، در دفاع مقدّس شرکت جسته است. رحیم‌پور، سیاسی نیست اما از نقد ایدئولوژیک و معرفتیِ جریان‌های سیاسی که انقلاب را مصادره به مطلوب می‌کنند، کمترین بیم نداشته و ندارد. رحیم‌پور، نه یک فعّال سیاسی است، نه یک حوزوی که با ادای روشنفکری، در پی جذاب مخاطب است، نه یک  لفّاظ و خوش‌تقریر که با ادبیّات حماسی و انقلابی،  حرف‌های تکراری به خورد مخاطبان خود بدهد. رحیم‌پور، هیچ‌یک از این‌ها نیست. چهره‌ای که نسل سوم انقلاب از رحیم‌پور در ذهن دارد، چهره یک متفکّر اصیلِ انقلابی است که با سخنرانی‌هایش در مراکز علمی و دانشگاهی و در قالب «طرحی برای فردا» شکل گرفت. نگارنده این سطور، از نخستین جلسه این نشست در آن حضور داشت و این آشنایی، سبب گشت تا یک تحوّل عمیقِ فکری در او رقم بخورد و افق تازه و بسیار متفاوتی به رویش گشوده شود. این اتفاق مبارکی است که برای بسیاری از جوانان انقلابی دهه سومی رخ داده است. رحیم‌پور با تکیه بر بضاعت‌های حوزوی و مطالعات فراوان دانشگاهی و در چارچوب ادبیّاتی فاخز و متعالی، نسل سوم انقلاب را در راستای تشکیل یک جبهه و جریان ماندگار و وسیع فرهنگی بسیج کرد و یک موج بلند در میان این نسل به راه انداخت. به صورت دقیق‌تر، رحیم‌پور به همین دلیل باید ترور شود؛ چه «ترور شخصیّت» از طرف جریان متجمّد و چه «ترور فیزیکی» از سوی ضدّ انقلاب تکفیری و منافق. رحیم‌پور، به نقطه‌ای رسیده که شایسته «ترور» شده است! و باید افسوس خورد که چرا دشمن، زودتر از دوستان غافل، به ارزش رحیم‌پور پی برده و از اصل وجود و فاعلیّت او در میان نسل جوان، این اندازه احساس خطر کرده است.

رحیم‌پور، چهره سیاسی، نظامی یا امنیتی نیست که بتوان در چارچوب تحلیل‌های شایع، غرض از ترورش را تبیین کرد. همچنین او یک دانشمند هسته‌ای نیست، اما نامش در همان فهرستی قرار داشت که دانشمندان شهید هسته‌ای ایران بودند. بنابراین، او به اندازه یک دانشمند هسته‌ای برای دشمن، «چالش‌زا» و «خطرآفرین» است. رحیم‌پور، به تولید انرژی هسته‌ای کمک نمی‌کند، اما در حال تولید انرژی فکری و معرفتی است که صدها برابر بیشتر از انرژی هسته‌ای، اهمیّت دارد و اقتدار و مقاومت در بدنه اجتماعی انقلاب اسلامی می‌آفریند. او با سخنرانی‌های متعدّد خود در مراکز علمی و پژوهشی، تثبیت و تعمیق تفکّر اسلامی- انقلابی نسل جوان را موجب می‌شود؛ امری که دشمن امروز با ده‌ها شبکه ماهواره‌ای و صدها سایت در فضای مجازی، در مسیر عکس آن حرکت می‌کند. به این ترتیب، فعالیّت‌ها و مجاهدت‌های رحیم‌پور، رشته‌های دشمن را پنبه و نقشه شوم آن‌ها – یعنی تهاجم فرهنگی- را خنثی می‌کند. از این‌روست که دشمن نتوانسته با تداوم حضور فکری و فرهنگی رحیم‌پور کنار بیاید و قصد «جان» او را کرده است. اگر ما خود نتوانستیم منزلت رحیم‌پور را دریابیم و بفهمیم که او چه گوهر و سرمایه‌ای برای اعتلای فرهنگ اسلامی و گفتمان اصیل انقلاب است، دست‌کم از این پس، از دشمن بیاموزیم و هم سطح او، رحیم‌پور را بشناسیم.

[نگاه پنجم]: غزل شهادت در حلقه‌ی تنگ محاصره

رحیم‌پور اکنون تثبیت شده است و تا چندی بعد، به یک «ابرقدرت فکری» تبدیل می‌شود که دیگر کسی حریف استدلال‌های مستحکم و بیان متقنش نخواهد شد. شکستن او، امروز آسان‌تر از فردا خواهد بود. پس او باید حذف شود تا برای دشمن، به یک دشمن شکست‌ناپذیر و مقتدر تبدیل نشود که حتی نزدیک‌ شدن به او نیز رُعب در دل می‌افکند. رحیم‌پور باید ترور شود تا صورت‌بندی «موج‌های فکری» و «تکانه‌های معرفتی» در دانشگاه‌های کشور و در میان نسل جوان جویای معرفت اصیل اسلامی، پایان یابد. رحیم‌پور اگر یک دانشگاهی حاشیه‌نشین و انتزاعی‌اندیش بود که سقف آرزوها و خواسته‌هایش، از انتشار مقالات علمی – پژوهشی و کسب مدارج علمی تجاوز نمی‌کرد، هرگز به عنوان یک متفکّر در حوزه علوم انسانیِ اسلامی، شایسته ترور نبود. او چون در جامعه اثر نهاد و تحوّل ایجاد کرد، در فهرست ذهنی یا مکتوب گروه‌های تروریستی قرار گرفته است. باری که اکنون رحیم‌پور بر دوش گرفته، داوطلب دیگری ندارد. دشمن، حرکت‌ها و فعالیّت‌های به ظاهر پراکنده و نامرتبط رحیم‌پور را در کنار هم نشانده و مقصود پنهان و نانوشته او را به راستی دریافته است. رحیم‌پور و برنامه‌اش، لو رفته است!

رحیم‌پور، از مطهری آموخته که در برابر جوسازی‌ها و هوچی‌گری‌ها، نهراسد و صحنه را به رقیب بی‌اخلاق واگذار نکند. او همچون مطهری، آرزوی شهادت به دل دارد. هر چه حلقه محاصره را تنگ‌تر کنید، او را به شوق قلبی‌اش – که در دفاع مقدّس نصیبش نشد- نزدیک‌تر ساخته‌اید. اگر رحیم‌پور، مرد جنگ نبود، به جنگ نمی‌رفت!

منبع: رجانیوز

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

شکل‌گیری نسل جدید مقاومت در کرانه غربی

جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه هرچند که تلفات و خسارات سنگینی را بر مردم مظلوم این منطقه تحمیل کرد، اما در نهایت به پیروزی مقاومت انجامید. اثرات این پیروزی در توافق آتش‌بس هم نمود پیدا کرد و مقاومت توانست امتیازات بی‌سابقه و قابل توجهی از دشمن صهیونیست بگیرد. رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و دست‌اندرکاران حج با اشاره به اهمیت مسأله‌ی فلسطین به‌عنوان مسأله‌ى اول دنیاى اسلام خاطرنشان کردند: «خوشبختانه در قضیه‌ى فلسطین، مسلمانان دست برتر را به‌تدریج پیدا کردند. شما نگاه کنید به این قضایاى جنگ پنجاه روزه‌ى غزه، ببینید چطور یک جمع محدود تهیدست فلسطینى... توانستند بر رژیم صهیونیستى که نماد قدرت غرب در منطقه است غلبه پیدا کنند.» با این وجود اما همچنان اوضاع در کرانه‌ی باختری نامساعد و متشنج است که گوشه‌ای از این اوضاع را می‌توان در حوادث یک هفته‌ی اخیر مشاهده کرد. رهبر انقلاب اما راه‌حل را «مسلح شدن کرانه‌ی باختری» عنوان کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفت‌وگو با دکتر احمد یوسف ابوحلبیه، عضو مجلس قانون‌گذاری فلسطین و مخبر کمیسیون قدس این مجلس، به بررسی و تحلیل مشکلات موجود در کرانه‌ی باختری و همچنین نتایج جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه پرداخته است.
 

* در روزهای اخیر شاهد افزایش مناقشات فلسطینیان با رژیم صهیونیستی در کرانه‌ی غربی رود اردن هستیم. برخی بر این باور هستند که پیروزی مقاومت فلسطینی در جنگ ۵۱ روزه در حال گسترش جغرافیایی است. از نظر شما این پیروزی چه تأثیری بر فضای سیاسی مناقشه‌ی فلسطین و به‌ویژه درگیری‌ها در کرانه‌ی غربی خواهد داشت؟
در جریان جنگ ۵۱ روزه در غزه، ارتش اسرائیل با جنگنده‌ها، تانک‌ها، ناوچه‌ها و ادوات سنگین نظامی به این منطه حمله کرد، اما خداوند پیروزی را نصیب مقاومت فلسطین کرد. این پیروزی بزرگ تأثیرات مثبتی بر ساکنان کرانه‌ی باختری داشت. فلسطینیان ساکن منطقه‌ی کرانه‌ی غربی، خود را در این پیروزی سهیم می‌دانند و از این بابت بسیار خوشحال هستند.
بنده معتقدم هنگامی که گروه‌های مقاومت در کرانه‌ی باختری مطابق استراتژی مطرح شده، مسلح شوند، نسل جدیدی از نیروهای مقاومت تشکیل خواهد شد که همچون هم‌وطنان خود در نوار غزه عمل خواهند کرد و در مقابل رژیم صهیونیستی به دفاع از خود خواهند پرداخت.

در جریان حمله‌ی رژیم صهیونیستی به نوار غزه هم همان‌طور که همه شاهد بودند، مردم کرانه‌ی باختری با برپایی تظاهرات از هم‌وطنان خود در غزه حمایت کردند. فلسطینیان ساکن کرانه‌ی باختری در تظاهرات متعدد خود که در مناطق و شهرهای مختلف این ناحیه برگزار می‌شد، بر حق دفاع مردم غزه در برابر دشمن صهیونیست تأکید داشتند. به اعتقاد من تمام این رفتارها یک پیام روشن داشت و آن این‌که مردم کرانه‌ی باختری می‌خواستند اعلام کنند که فلسطینیان اعم از این‌که ساکن کرانه‌ی غربی یا نوار غزه باشند، در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی صاحب حق هستند و می‌توانند از خود دفاع کنند. اکنون نیز ما باید برای رسیدن به اهدافمان یعنی آزادسازی سرزمین‌های اشغالی فلسطین و قدس شریف، اقدامات لازم را انجام دهیم.
 
ما باید توجه کنیم که در ۲۰ سال گذشته، تمام مذاکرات صلحی که با تل آویو صورت گرفت، بدون نتیجه پایان یافت و هیچ دستاوردی برای ملت فلسطین نداشت. همواره صهیونیست‌ها به سرزمین و مقدسات فلسطینیان تجاوز کرده‌اند تا به اهداف خود در کرانه‌ی باختری و قدس شریف و نوار غزه دست یابند. الحمدلله پیروزی مقاومت در نوار غزه این نکته را به دشمن صهیونیستی فهماند که این ملت بر اصول خود همچنان پایدار ایستاده است و از حقوق خویش دست برنخواهد داشت. مذاکرات صلح با اسرائیل یک روند بیهوده و بی‌فایده است و عملاً راه به جایی نخواهد برد. بدون شک صهیونیست‌ها اگر طی مذاکرات سازش حقوق دیگری از ملت فلسطین سلب نکنند، حقی از حقوق آنها را احیا نخواهند کرد.
 
* در حال حاضر وضعیت کلی ساکنان کرانه‌ی باختری نسبت به قبل از مذاکرات صلح سال‌های گذشته با اسرائیل و انجام توافقات چگونه است؟ آیا از نظر اقتصادی و معیشتی و همچنین از نظر میزان آزادی‌های سیاسی وضع بهتری دارند؟
ساکنان کرانه‌ی باختری همواره با مشکلات و تنگناهای زیادی مواجه هستند که این مشکلات بعد از امضای پیمان اسلو افزایش یافت. به‌واقع باید گفت که این مشکلات از ایجاد رابطه‌ی تنگاتنگ میان اقتصاد فلسطین و اقتصاد رژیم صهیونیستی و با از دست رفتن استقلال اقتصادی فلسطینی‌ها آغاز شد. چرا که اقتصاد فلسطین به اقتصاد رژیم صهیونیستی در چهارچوب همکاری‌های دوجانبه‌ی اقتصادی و بازرگانی به‌شدت وابسته شد.
جوان فلسطینی در حال پرتاب سنگ به سمت پلیس مرزی رژیم صهیونیستی،
پنج‌شنبه ۱۵ آبان ۹۳، یک ایست بازرسی حوالی شعفات در شمال شرقی شهر قدس
در طول جنگ ۵۱ روزه‌ی غزه هم دستگیری جوانان از دیگر تنگناهایی بود که مردم کرانه‌ی باختری با آن مواجه بودند. جوانان کرانه‌ی باختری در حمایت از فلسطینیان ساکن نوار غزه و مقاومت غزه در تظاهرات شرکت کرده بودند که نظامیان و مأموران امنیتی رژیم صهیونیستی به‌صورت گسترده آنان را بازداشت و دادگاه‌های اسرائیلی این جوانان را به زندان محکوم کردند. این تنها یکی از تنگناهای جدیدی است که مردم کرانه‌ی باختری با آن مواجه بودند. در مجموع باید بگویم که ملت فلسطین در کرانه‌ی باختری هم همواره از سوی رژیم صهیونیستی تحت فشار و تنگنا قرار دارند.
 
* چند ماه پیش آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود گفتند با وجودی که در کرانه‌ی باختری، خبری از مقاومت‌ مسلحانه مانند نوار غزه وجود ندارد، اما رژیم صهیونیستی برای مردم این منطقه نیز مشکلات مختلفی را به وجود آورده‌اند، لطفا مقداری از این مشکلات بگویید.
روش صهیونیست‌ها این است که همواره بر مشکلات مناطق فلسطینی‌نشین می‌افزایند. آنان هر کارشکنی که بتوانند در تأمین مواد غذایی، بهداشتی و دارو، آموزش و کالاهای مورد نیاز مردم انجام می‌دهند. بر اساس همین سیاست، در زمان جنگ غزه ساکنان کرانه‌ی باختری با کمبود شدیدتر مواد غذایی و کالاهای اساسی مواجه شدند. همچنین کمبود بنزین و مواد سوختی از دیگر مشکلاتی بود که رژیم صهیونیستی برای ساکنان کرانه به‌وجود آورد.
بر اساس سیاست یهودی‌سازی قدس، صهیونیست‌ها همواره ساکنان فلسطینی این شهر مقدس را تحت فشار قرار می‌دهند. این فشارها در بازگشایی مدارس در سال جدید تحصیلی به چشم می‌خورد. صهیونیست‌ها مجوزهای لازم برای تعمیر مدارس و تأسیسات آنها را صادر نمی‌کنند. به دلیل همین مانع‌تراشی‌ها در هشت سال گذشته بیش از ۲۰ هزار کودک فلسطینی از تحصیل محروم شده‌اند.

در حال حاضر بیکاری در بین جوانان این منطقه موج می‌زند و آنها عملاً از داشتن شغل محروم هستند. همه‌ی جوانان به دنبال فرصت‌های شغلی می‌گردند و معمولاً در این تلاش ناکام هستند. پیش‌تر به کارگران فلسطینی اجازه داده می‌شد که درکارخانه‌ها و مزارع صهیونیست‌ها به کار مشغول شوند، اما این روزها فقط تعداد اندکی می‌توانند در این مکان‌ها کار کنند.

در این‌جا باید به این نکته اشاره کنم که در چند وقت اخیر اسرائیلی‌ها حتی مانع تحصیل جوانان فلسطینی شده‌اند و با کارشکنی‌های مختلف آن‌ها را از تحصیل منع کرده‌اند. بر اساس سیاست یهودی‌سازی قدس، صهیونیست‌ها همواره ساکنان فلسطینی این شهر مقدس را تحت فشار قرار می‌دهند. این فشارها در بازگشایی مدارس در سال جدید تحصیلی به چشم می‌خورد. صهیونیست‌ها مجوزهای لازم برای تعمیر مدارس و تأسیسات آنها را صادر نمی‌کنند و اجازه نمی‌دهند که مدارس جدیدی برای کودکان فلسطینی افتتاح شود. به دلیل همین مانع‌تراشی‌های تل آویو در هشت سال گذشته بیش از ۲۰ هزار کودک فلسطینی از تحصیل محروم شده‌اند. درحقیقت این کودکان به‌خاطر دشمنی و نژادپرستی صهیونیست‌ها نتوانستند امسال به مدرسه بروند و از کسب دانش محروم شدند. این در حالی است که تحصیل، حداقل حقوقی است که باید به افراد داده شود. این فشارها و تنگناها همواره برای ملت فلسطین وجود داشته و دارد.
 
* واکنش فلسطینیان ساکن کرانه‌ی غربی به این فشارها و محدودیت‌ها چه بوده است؟ فلسطینیان تا چه اندازه در فکر برنامه‌ریزی برای تشکیل یک حکومت مستقل و واقعی هستند؟
به‌رغم فشارهای زیادی که به ملت فلسطین وارد شده است، ملت ما توانست در برابر این فشارها ایستادگی کند. ملت فلسطین توانسته است به شیوه‌های مختلف در مقابل توطئه‌ها و تبلیغات منفی رژیم صهیونیستی بایستد و با آنها مقابله کند.
جوان فلسطینی آماده‌ی پرتاب بمب کوچک دست‌ساز خود به سمت نظامیان رژیم صهیونیستی می‌شود
چهارشنبه ۱۴ آبان ۹۳، درگیری‌ها در اطراف اردوگاه شعفات در شمال شرقی شهر قدس
یکی از مهمترین توطئه‌های رژیم صهیونیستی جدایی انداختن بین کرانه‌ی باختری و نوار غزه است. علاوه بر آن تل‌آویو به دولت فلسطینی اجازه نداد نقش خود را به‌صورت مناسب در مناطق فلسطینی ایفا کند. با این وجود، بنده معتقدم که در جریان جنگ غزه و پیروزی ملت فلسطین در این جنگ، یک جبهه‌ی قوی و نیرومند در مقابل دشمن صهیونیستی شکل گرفته است. به‌طوری‌که شاهد وحدت و همگرایی در میان تمام گروه‌های فلسطینی هستیم. در جریان مذاکرات غیرمستقیم فلسطینیان با اسرائیل که با میانجیگری مصر انجام شد هم شاهد این وحدت و همگرایی میان گروه‌های فلسطینی بودیم.
 
* حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان جنگ غزه با طرح مسأله‌ی «مسلح شدن کرانه‌ی باختری» با هدف فراهم شدن امکان دفاع مردم در برابر صهیونیست‌ها، استراتژی جدیدی را برای آزادسازی قدس مطرح نمودند. تحلیل جناب‌عالی درباره‌ی این استراتژی چیست؟
من باید بر این نکته تأکید کنم که ایران نقش بزرگی در مسلح کردن ملت فلسطین دارد. جمهوری اسلامی با ارائه‌ی کمک‌های تسلیحاتی خود، ملت فلسطین را در جنگ با رژیم صهیونیستی یاری کرد. بنده معتقدم هنگامی که گروه‌های مقاومت در کرانه‌ی باختری مطابق استراتژی مطرح شده، مسلح شوند، نسل جدیدی از نیروهای مقاومت تشکیل خواهد شد که همچون هم‌وطنان خود در نوار غزه عمل خواهند کرد و در مقابل رژیم صهیونیستی به دفاع از خود خواهند پرداخت.

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 آبان 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

معرفی کتاب از هراره تا تهران

(از هراره تا تهران)؛ روایت دو حضور رهبر انقلاب در دو اجلاس سران عدم تعهد به فاصله 26 سال

این کتاب روایتی است از سخنرانی رهبر انقلاب در دو اجلاس سران عدم تعهد. اولی در سال 1365 و در هراره و در قامت رییس جمهور ایران و دومی در سال 1391 در تهران و اینبار در جایگاه رهبر انقلاب اسلامی. اهمیت این دو سخنرانی و نزدیکی محتوایی آنها بر و بچه‌های صهبا را به فکر انداخته تا در کتابی به روایت این دو حضور در اجلاس سران عدم تعهد بپردازند.

harare

این کتاب از چهار بخش تشکیل شده است.

- مقدمه: متن خطبۀ اول نماز جمعۀ تاریخ 21 شهریور 1365 که رییس جمهور وقت به ارائه گزارشی درباره حضور در اجلاس سران عدم تعهد در هراره پرداخته است. این بخش در واقع یک مقدمۀ محتوایی است بر آنچه در هراره اتفاق افتاده و آنچه حضرت آقا در هراره بیان می‌کنند. روح این خطبه، در تمام صفحات کتاب جریان دارد، لذا مطالعۀ این مقدمه، باعث می‌شود به درک عمیق‌تری از روایت سفر و اتفاقات بعد از آن برسیم.

- بخش اول، روایت هراره: عمده‌ترین قسمت کتاب است که شرح سفر حضرت آقا به هراره، به‌صورت روزانه، از لحظۀ ورود تا برگشت و اقامۀ نماز جمعه، به‌شکل روایت‌گری، در آن آمده. به‌جز روایت سفر و متن سخنرانی‌های ایرادشده، برخی موضوعات مربوط به شرایط آن روز دنیا، به‌مناسبت‌هایی مطرح شده‌اند تا به فهم آنچه در هراره گفته می‌شود و اتفاق می‌افتد، کمک کند. ممکن است به‌خاطر فاصلۀ زمانی، برخی موضوعات در ابتدا، برای مخاطبین مبهم باشد، عمدۀ این ابهامات در ادامۀ مطالعۀ متن برطرف خواهد شد.

- بخش دوم، از هراره تا تهران: مروری است سریع و اجمالی بر آنچه در میان این دو اجلاس، در موضوعات مهمِ مربوط به آنچه در هراره بیان شده، گذشته. در این بخش، برخلاف بخش اول، از شرح مفصل و بیان جزئیات صرف‌نظر و مروری کلی بر این موضوعات شده است.

- بخش سوم، روایت تهران: برگزاری اجلاس شانزدهم جنبش عدم‌تعهد در تهران و حضور حضرت آقا در آن را روایت می‌کند. که شامل روایت برگزاری اجلاس، دیدار برخی سران با معظم‌له و سخنرانی ایشان در افتتاحیۀ اجلاس است.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 تیر 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: معرفی كتاب،     | نظرات()

بدترین کسی که روی زمین راه می‌رود

حضرت امام صادق(ع) در روایتی با نکوهش شدید سخن‌چینی و ایجاد دلزدگی انسان‌ها از یکدیگر می‌فرمایند بدترین کسی که روی زمین راه می‌رود سخن‌چین است. 

 

امام صادق علیه‌السلام  می فرمایند:

اِنَّ مِن اَكبَرِ السِّحرِ النَّمیمَةَ یُفَرَّقُ بِها بِینَ المُتَحابَّینِ وَ یُجلَبُ العَداوَةُ عَلَى المُـتَصافِیَینِ وَ یُسفَكُ بِها الدِّماءُ وَ یُهدَمُ بِها الدُّورُ وَ یُكشَفُ بِها السُّتورُ وَ النَّمّامُ اَشَرُّ مَن وَطى‏ءَ عَلَى الارضِ بِقَدَمٍ.

از بزرگ‏ترین جادو ها ، سخن‏چینى است؛ زیرا با سخن‏چینى، میان دوستان جدایى مى‏افتد، دوستان یكدل با هم دشمن مى‏شوند، به واسطه آن خون‏ها ریخته مى‏شود، خانه‏ها ویران مى‏گردد و پرده‏ها دریده مى‏شود. سخن‏چین، بدترین كسى است كه روى زمین راه مى‏رود.

بحارالأنوار، ج 63، ص 21، ح 14

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 تیر 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: احادیث و روایات،     | نظرات()

کاریکاتور / راه بهشت از کدوم وره ؟

کاریکاتور,ایران,دولت,تدبیر,امید,عکس,سیاسی,روحانی,بهشت,فیسبوک,واتس اپ,فریدون,کارتون,طنز,بنفش,میخ,غرب,فرهنگ ایرانی

منبع:تلخندک

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 خرداد 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصاویر،     | نظرات()

روایت حسن رحیم‌پور از یک جوان هشتاد ساله


به گزارش تریبون مستضعفین گفتگوی زیر با استاد حسن رحیم‌پور ازغدی در خصوص شخصیت پدر ایشان (حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی) انجام شده. تهیه این مصاحبه توسط سالنامه شهرآرا (ویژه نامه عید نوروز) در شهر مشهد صورت گرفته است: 

حسن رحیم پور و حاج حیدر رحیم پور

*شما گاه از پدر به عنوان استاد یاد کرده ­اید، وجه این عنوان چه بوده است؟

بسم‌ا… الرحمن الرحیم. ایشان در همه ابعاد زندگی، استاد و الهام‌بخش بنده و سایر اعضاء خانواده بوده‌اند. بی‌آنکه جلسة رسمی موعظه یا تدریس و هدایت تشکیل داده باشند، جریان طبیعی سبک زندگی پدر ما، عملاً بر ذهن و رفتار خانواده تأثیر گذارده است.

در معرفت و سیاست و زاویة نگاه به زندگی و بینش دینی و اجتماعی، معلّم حقیر که سرخط‌ها را در دست من گذاردند، ایشان بوده‌اند و همچنان در مسایل مهم زندگی شخصی و اجتماعی از ایشان می‌پرسم و می‌آموزم. اگر هدایت‌های علمی و فکری ایشان و حمایت‌های روحی و مادّی ایشان و مادر بزرگوار بنده نبود، بنده قطعاً به مسیر دیگری می‌رفتم و هیچ تردید ندارم که مسیر زندگی من متفاوت بود.

گرچه تملّق فرزند به پدر و شاگرد به معلّم، هر دو جایز، بلکه مستحبّ است اما بنده بدون تملّق یا مبالغه عرض می‌کنم که مدل رفتاری و احساس مسئولیت‌های دائمی ایشان به من و ما همیشه نیرو و جهت داده است و همچنان به دانستن تحلیل و نظرگاه ایشان در مسایل مختلف، خود را نیازمند می‌بینم.

*مهم­ترین ممیزه پدر را از منظر شخصیت فکری و اجتماعی در چه می­دانید؟

در این فرصت کوتاه، تنها به چند خصوصیت ایشان که مورد نیاز این جامعه است و دانستن آن برای نسل جدید و جامعة جوان ما، فایده، بلکه ضرورت دارد اشاره می‌کنم، گرچه ایشان راضی نباشند. به دلایل اجتماعی (نه شخصی) ذکر چند نمونه را مفید می‌بینم:

۱-    هرگز به یاد ندارم هنگام میوه‌چینی یا برداشت‌های اجتماعی و احیاناً تقسیم غنائم یا توزیع امکانات حتّی حلال، ایشان خود را جلو انداخته باشند بلکه بارها دیده‌ام که در چنین مواردی، خود را میان جمعیت مخفی کرده‌اند.

بر سر اغلب یا همة دوراهی‌ها، اطمینان تجربی دارم که انتخاب سخت‌تر و کم‌سودتر را ترجیح می‌دهند. چه در مسایل انقلابی و اجتماعی و چه در مسایل درون خانواده، هرگز لذت‌طلبی و سودگرایی شخصی را در شخصیت ایشان، غالب ندیده‌ام. وظیفه‌گرایی، وجه اصلی در شاکلة روحی ایشان بوده و هست.

۲-    شفافیّت، صداقت و صراحت، و دوری مطلق از ریا و تظاهر در همة امور از مسلمات شخصیت ایشان است و همه حتّی منتقدین ایشان، آن را قبول دارند. تنفّر ایشان از هر نوع تظاهر و نفاق و ظاهرسازی جهت ارضاء این و آن، باعث می‌شود که گاه حتّی ملامتی باشند و احتیاطاً در جهت جوّشکنی، حتّی تندتر از دیدگاه خود را هم اظهار می‌کنند و همین هم بسیاری رااز ایشان متعجّب یا عصبانی می‌کند.

همواره بر خلاف مذاق حاکم و جوّشکنانه در دفاع از مظلوم و آنچه حق می‌دانند به صراحت موضع گرفته و می‌گیرند. با هیچ کس – تأکید می‌کنم هیچ کس- اهل تعارف و رودربایستی نیستند.

روحیه ساختارشکن دارند و من خاطرات شیرینی از این بُعد از شخصیت ایشان سراغ دارم که در فرصت دیگری عرض خواهم کرد.

hhhh

۳-    اعتقاد عمیق و التزام عملی به اصالت «کار» و «تولید»، ویژگی دیگر روحی پدر ماست. علیرغم آنکه همواره ادارات دولتی را مانع تولید ‌دانسته‌اند ولی هرگز جبهه کار و تولید را رها نکرده‌اند. سیرة ثابت ایشان، خدمت اقتصادی به جامعه به نحو عامّ بوده است، بویژه خدمت به طبقات محروم (و غالباً از طریق ایجاد اشتغال و آموزش توربافی (نه هدیه یک ماهی) را مؤلفه دیگر در ایشان می‌دانم که خاطرات بسیاری در این جهت نیز در ذهن دارم که در آینده انشاءا… عرض خواهم کرد.

۴-    ایشان از ابتداء همین اقتصاد مقاومتی را که این روزها مطرح می‌شود در خانواده اجراء می‌کردند. ما هرگز دچار فقر نبوده‌ایم ولی پدر ما هرگز اجازة اسراف و ریخت و پاش در خانه نمی‌دادند.

ایشان حتی در مورد دانه‌های برنج که ته ظرف‌ها می‌ماند حساس‌ بوده‌اند. دور نریختن حتّی یک لقمه نان و هدر ندادن حتّی یک استکان آب، اصل ثابت اقتصاد در خانة ایشان بوده است.

هنوز هم همواره دو سطل خالی کنار دستشویی آشپزخانه بطور ثابت قرار دارد که باید زیر شیر آب باشند تا آب مصرف شده هم بازیافت شود و هدر نرود و با سطل روزی چندبار، در باغچه‌های حیاط تخلیه و مجدداً مصرف شود. از این جهت در منزل ما همواره از قبل انقلاب هم اقتصاد مقاومتی اجراء می‌شد و سختگیری علیه اسراف، یک اصل حاکم بوده است. مصرف‌گرایی و ریخت و پاش و تجمّل‌گرایی و هر نوع اشرافی‌گری در سبک زندگی همواره از سوی ایشان، مورد هجوم سختگیرانه قرار داشته است. با گدابازی اشتباه نشود اما حساب دقیقی در خانه همواره در جریان بوده است.

۵-    بحث و استدلال بدون تحکّم استبدادی؛ از کودکی در منزل ما بر سر همه چیز، از ایمان دینی و احکام اسلامی تا مسایل سیاسی، سنّت مباحثه و گفتگو، یک سنّت ثابت بوده و هست و لذا دیدگاه‌های ما غالباً در تضاد با یکدیگر شکل نگرفته بلکه گفتگوی انتقادی توأم با آزادی، در جریان بوده و هست. در هیچ بحث نظری یا سیاسی بیاد نمی‌آورم که ایشان “باید و نباید” گفته باشند. البته گاهی شده است که نظر ایشان در موردی تغییر کرده باشد ولی اعتراف نکرده باشند چنانچه خود بنده هم بارها چنین کرده‌ام؛ اما جریان بحث و گفتگو (تا حدّ مناظره و مشاجره) در منزل ما همواره برقرار بوده است.

جرأت انتقاد، تعصّب بر سر حقّ، شفافیت با مخالف بدون مجامله، قدرت “نه” گفتن و گاه “آری” گفتن، قصد فریب نداشتن، ریاکارانه سخن نگفتن را در حدّ عالی در ایشان بارها تجربه کرده‌ام.

۶-    شجاعت و غیرت در عین حریّت و سعة صدر؛ از ایشان آموخته‌ام که دقیقاً آنگاه که همه یا اکثریت می‌ترسند یا ساکت و شرمنده می‌شوند می‌توان و باید فضا را شکست و هزینه‌اش را پرداخت.

اولاً از کودکی و در سال‌های سخت تبعید امام هم نام و تصویر و رسالة امام خمینی در منزل ما علنی بود. در کنار تصویر و نام مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (استاد پدر) که ایشان اتفاقاً به لحاظ مباحث نظری در عرصة فلسفه و عرفان، منتقد تفکر صدرایی و ابن‌عربی و خط فکری امام ولی به لحاظ شخصیتی، شبیه امام و به لحاظ سیاسی نیز در خط امام بود، از طرف دیگر منزل پدری ما همواره محل ملاقات و چهارراه دیدگاه‌های گوناگون سیاسی بوده است و تقریباً از کودکی ما همة حرف‌های همه اطراف جناح‌های دینی و سیاسی و حتّی غیر دینی را می‌شنیدیم. یعنی از مرحوم استاد محمدتقی شریعتی (کانون نشر حقایق اسلامی) و مرحوم دکتر علی شریعتی تا روحانیون رسمی متعلّق به سنّت فقاهتی و معارف حوزه علمیه مشهد، از نام آیت‌ا… میلانی و آیت‌ا… بروجردی تا مصدّق و جمال عبدالناصر و ملّیون و انقلابیون عَرَب و سیدجمال و نوّاب و کاشانی و… همه را می‌شنیدیم و برخی را حضوراً می‌دیدیم. از فدائیان اسلام و حزب ملل اسلامی تا مجاهدین خلق و فدائیان خلق و جبهه ملی و نهضت آزادی و حتّی توده‌ای‌ها و انجمن حجّتیه‌ و جریان‌های سیاسی و غیر سیاسی، مذهبی و غیر مذهبی، انقلابی و غیر انقلابی، التقاطی و ارتجاعی، همه را از کودکی می‌دیدیم و یا سخنان‌شان را می‌خواندیم و می‌شنیدیم زیرا غالباً همه این تیپ‌ها با پدر ما، قبل و پس از انقلاب، رفت و آمد داشتند امّا جالب است که ایشان در همة این جلسات بر یک موضع و اصول واحد بودند و هرگز دو شخصیتی یا چندگانه عمل نمی‌کردند. همیشه، در ظاهر و باطن، همان بودند که بودند.

با همه، استدلال می‌کردند و با همه صریح و منتقد بودند.

به لحاظ شجاعت و فداکاری هم از کودکی و رژیم قبل، هرگز من در چهره و رفتار و یا قلم ایشان “ترس” ندیده‌ام. بسیاری شب‌نامه‌های ضدّرژیم در مشهد و خراسان به قلم ایشان بود و برخی در سطح کشور و حتّی خارج کشور منتشر می‌شد. هم به چریک‌های مسلّح، کمک می‌کردند و هم به روحانیون غیر مسلّح.

با همة رئیس‌جمهورها و مقامات کشور، در همة این سال‌ها بارها گفتگو یا نامه‌های انتقادی داشته‌اند. ایشان هنوز هم سنّت شب‌نامه‌نویسی را ترک نکرده‌اند و مقالاتی را که هیچ نشریه‌ای منتشر نمی‌کند به شکل اعلامیه و به روش توزیع نفر به نفر و شهر به شهر، تکثیر و منتشر می‌کنند.

در شرایط سخت اقتصادی، بیشتر و شجاعانه‌تر، انفاق می‌کردند، از هیچ کس در حضور او تعریف و تجلیل نکردند، در نهضت ملی، در حضور آیت‌ا… کاشانی، ایشان را و در حضور نواب صفوی، ایشان را نقد کرده‌اند. نماینده ناظر دکتر مصدّق در انتخابات مجلس نهضت ملّی نفت بودند و اولین فریاد “یا مرگ یا مصدّق” در ۳۰ تیرماه را در مشهد سر دادند ولی در عین حال، نامة انتقادی و اعتراضی صریحی به مصدّق نوشتند که ایشان هم جواب عاطفی داد.

در جلساتی که مرحوم دکتر شریعتی در منزل ما در دهة پنجاه برگزار می‌کرد، مکرّر علیرغم دوستی عمیق‌شان بحث‌های جدّی و انتقادی با یکدیگر می‌کردند. به یاد دارم جلسه‌ای را که با شهید مطهری هم وارد بحث جدّی انتقادی شدند.

معتقد بودند که نه توافق‌های متملّقانه و نه مخالفت‌های لجوجانه، هیچ یک به نفع انقلاب و اسلام نیست.

با جبهه ملّی و نهضت آزادی و لیبرال‌های مذهبی و غیر مذهبی و ملی‌گراها و سازمان منافقین و فرقانی‌ها و کمونیست‌ها در اوج قدرت آن‌ها درگیر شدند و بارها در خطر یا تهدید فیزیکی قرار داشتند. مرحوم بازرگان و مرحوم سحابی در جلسات مشهد معمولاً میهمان جلسات پدر و دوستان ایشان بودند ولی ایشان اولین جریان انتقادی و انشعابی از ملی مذهبی‌ها را در کشور و در همین مشهد در دفاع از امام و خط امام، سازمان دادند.

اولین فریاد علیه “نفت ایران و انگلیس” و پایین کشیدن تابلوی انگلیسی‌ها و بالا بردن تابلوی “نفت ملی ایران”، کار ایشان بود. تابلوی حزب توده در مشهد را ایشان پایین کشیدند.

در فضای سیاه پس از ۲۸ مرداد ۳۲ و خفقان پس از تبعید امام در سال ۱۳۴۳، ایشان هرگز در خط فکری خود، تردید یا تجدید نظر نکردند.

وقتی اوباش و چاقوکش‌های دربار و شعبان بی‌مخ‌های مشهد وارد جلسة انقلابیون در مهدیه حاجی عابدزاده شدند تا در حضور بزرگان و علماء، نیروهای نهضت ملّی را مرعوب کنند و گروه چماق‌دارها و عربده‌کش‌ها وارد جلسه شدند و حتّی جمع را ارعاب کردند، ایشان به تنهایی بپا خاسته و چنان سیلی محکم به سردستة آنها زده بود که او از حال رفت و بقیه‌شان گریختند و کودتای کوچک آنها در مشهد شکست خورد.

پس از اعدام و شهادت نواب صفوی و در فضای سنگین پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، وقتی قهوه‌خانه‌ای کنار کلانتری، با صدای بلند موسیقی مبتذل گذاشته بود تا علناً شعائر اسلامی را مسخره کند، ایشان، پس از تذکر و بی‌اعتنایی طرف، رادیو را برداشته و بر زمین زد و وقتی صاحب مغازه گفته بود به کلانتری می‌گویم. ایشان مجدّداً رادیو را برداشته و به حیاط کلانتری و مرکز شهربان بُرده و آنجا، دوباره رادیو را به زمین زده و شکسته بود و البته هدف، رادیو نبود بلکه مبارزه با “تجاهر به فسق” و نوعی شکستن جوّ پس از کودتا در محل بود.

*ممیزات شخصیت حاج حیدر به مثابه پدر در ابعاد تربیتی و خانوادگی در چیست؟

ایشان همیشه به ما الهام داده‌اند که نترسید و اهل خطر باشید و خودشان چنین بوده و هستند. خبر خوب دیگر، اینکه انرژی و امید در ایشان در سن بیش از هشتاد سالگی از امثال بنده بسیار بیشتر است.

به فضل خدا، روح بسیار جوان و شادابی دارند و هم‌اکنون هم علیرغم بیماری‌های هشتاد سالگی و مشکلات روحی که در اثر برخی مسایل حاشیه‌ای پیش آمده، معمولاً روزی ده – دوازده ساعت، نشسته‌اند و می‌نویسند و هرگز خسته یا مأیوس نشده‌اند. این از علائم قطعی ایمان معنوی و اخلاص در انگیزه است. نه از کف زدن و تشویق، خوششان می‌آید و نه از هُو کردن و تمسخر و مخالفت کسی ناراحت می‌شوند. به قدری جوانند که بنده را گاهی “لیبرال”، و گاهی “محافظه‌کار” و گاه “مرتجع”، لقب می‌دهند.

این آقا، یک آدم مخصوصی تشریف دارند که هنوز هم وقتی به ایشان خیره می‌شوم، گاه تحسین و تعجّب، گاه لبخند شوق، گاه عصبانیت و غالباً دلتنگی شدید به من دست می‌دهد. گمان می‌کنم ایشان را بیش از ظرفیت خودم، دوست دارم.

چیزهای گفتنی و ناگفتنی از ایشان و مادر بزرگوار و مجاهدم، بسیار دارم که برخی از گفتنی‌ها را شاید در فرصت دیگری عرض کنم. متشکرم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 فروردین 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیره عملی بزرگان،     | نظرات()

دانشجو و اقتصاد مقاومتی

مصطفی طاهری
مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، تعیین سیاست‌های کلی نظام است که بر اساس آن، جهت‌گیری‌های کلان کشور مشخص می‌شود و تمام ظرفیت و امکانات جامعه باید صرف تحقق آن سیاست‌ها شود: «درباره‌ى سیاستهاى كلّى عرض كنم كه مهمترین وظیفه‌ى رهبرى در قانون اساسى، تنظیم سیاستهاى كلّى است. فرایند تنظیم سیاستهاى كلّى یكى از منطقى‌ترین و زیباترین فرایندهاست. حالا عدّه‌اى دلشان مى‌خواهد كه دائم بر طبل دروغگویى و بهتان‌زنى بكوبند. ما هم حرفى نمى‌زنیم و آنها هم هرچه مى‌خواهند مى‌گویند؛ اشكالى هم ندارد؛ اما شما جوانان شاید بدانید و اگر نمى‌دانید، بدانید كه فرایند تنظیم سیاستهاى كلّى، فرایند بسیار قوى و مستحكمى است. این سیاستها اوّل در كمیسیونهاى دولت تنظیم مى‌شود و بعد به دولت مى‌آید. دولت آنها را بررسى و تصویب مى‌كند و به رهبرى پیشنهاد مى‌كند. رهبرى هم آن را به مجمع تشخیص مصلحت مى‌دهد. این سیاستها در كمیسیونهاى مجمع تشخیص مصلحت با حضور كارشناسان متعدّد از بخشهاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، دانشگاهى، علمى كه از خود مجمع و بیرون آن هستند، بررسى و تكمیل مى‌شود؛ بعد مجدّداً به رهبرى مى‌دهند. رهبرى هم آن سیاستها را با آن مبانى و اصول ارزشى نظام جمهورى اسلامى تطبیق مى‌دهد، تصویب مى‌كند و آن سیاستها به دولت برمى‌گردد و به مجلس ابلاغ مى‌شود. نقش رهبرى در تنظیم سیاستها این است كه مراقب باشد تا برنامه‌ریزی‌هایی كه در چهارچوب این سیاستها می‌خواهد انجام بگیرد، نظام را به بیراهه و گمراهه نكشاند»۱

در این میان دانشجویان باید به عنوان «بازوان رهبری»۲ در راستای تحقق این سیاست‌ها اقدام و نقش‌آفرینی نمایند و مسئولین را در پیشبرد این سیاست‌ها یاری کنند. اما عرصه‌هایی که دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی می‌توانند در آن‌ها ورود کنند کدامند؟ در این یادداشت سعی خواهد شد، مهم‌ترین این عرصه‌ها مشخص شود:

 

۱. تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی
اصطلاح «اقتصاد مقاومتی» از جمله مفاهیمی است که برای اولین‌بار توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌کار رفت. لذا برای برداشت صحیح، باید مقصود از آن به درستی تبیین شود و بهترین راه آن نیز رجوع به بیانات ایشان است که در دیدارهای این چند سال اخیر به تعریف از آن پرداخته‌اند. یکی از وظایف دانشجویان تبیین این اصطلاح است:

«به نظر من امروز موضوعاتى وجود دارد كه میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجوئى واقع شود و همین زمینه‌هاى شور و نشاط گوناگون علمى و اجتماعى را به‌وجود آورد؛ ...فرض بفرمائید «اقتصاد مقاومتى». خب، عنوان «اقتصاد مقاومتى»، عنوان مهمى است. البته كار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده - در مراكزى كه براى سیاستگذارى است - منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتى یعنى چه؟ در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور، چه جور مقاومتى مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یك كار علمى، یك موضوع علمى، چقدر می‌تواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه می‌تواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.»۳

۲. پرداخت فکری و محتواسازی
سیاست‌های کلی نظام برای تبدیل شدن به قانون و دستورالعمل نیاز به فعالیت علمی دارد. یکی از اقداماتی که دانشجویان می‌توانند در «اتاق‌های فکر»۴ خودشان آن‌ها را پیگیری نمایند، موضوع «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» است. با بررسی بندهای مختلف سیاست‌های ابلاغی می‌توان به ایده‌های بسیار خوبی در جمع‌های نخبگانی دانشگاهی رسید و با مشورت اساتید، بر غنای آن افزود و آن را به بخش‌های مختلف کشور ارائه داد: «جوان ... باید احساس كند كه او فقط مسئولیتش طرح سؤال و پرتاب كردن یك شعار نیست، كه بگوید خوب، ما كار خودمان را كردیم؛ نه، پیگیرى كردن، مطالعه كردن، درباره‌ى مسئله اندیشیدن، آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با مراكز دست‌اندركار و مجرى تلاش كردن و فعالیت كردن و بالاخره خود وارد میدان كار شدن، اینها جزء وظایف و تكالیف جوان ماست كه این را هم بایستى جوان ما درك كند.»۵

۳. گفتمان‌سازی
یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که دانشجویان می‌توانند در رابطه با این سیاست‌ها انجام دهند، تبدیل کردن ادبیات و مفاهیم آن به «گفتمان غالب جامعه» است؛ نکته‌ای که رهبر انقلاب در دیدار با فعالین اقتصادی و رسانه‌ای آن را از الزامات تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی عنوان کردند. اما گفتمان چیست؟ «گفتمان یعنى یك مفهوم و یك معرفت همه‌‌گیر بشود در برهه‌‌اى از زمان در یك جامعه.»۶ یکی از راه‌های گفتمان‌سازی در جامعه، مجموعه‌ها و تشکل‌های دانشجویی هستند:
رهبر انقلاب: مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اینكه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان كشور نشود- كه الآن هم همین را تأكید مى‌كنیم؛ معارضه نباید بشود- این به معناى انتقاد نكردن نیست؛ به معناى مطالبه نكردن نیست.

«دنبال این باشیم كه محیط دانشجوئى تصمیم‌سازى كند؛ یعنى گفتمان‌سازى كنید. ببینید بنده وقتى مسئله‌ى نهضت نرم‌افزارى را خواستم مطرح كنم، قبل از همه تو دانشگاه با دانشجوها مطرح كردم؛ حدود ده سال قبل. نه با وزارتها صحبت كرده بودم، نه با رئیس‌جمهور وقت صحبت كرده بودم، نه حتّى با اساتید صحبت كردم؛ اول‌بار در دانشگاه امیركبیر این فكر را به میان آوردم. امروز شما ببینید این یك گفتمان است، یك مطالبه‌ى عمومى است، یك خواستِ همه‌ى دانشگاه‌هاى كشور است؛ كه من هرجا هم میروم، از زبان دانشجو مطالبه‌اش را می‌شنوم؛ از زبان استاد و مدیر، اجرایش را در یك مرحله‌ى دیگر میشنوم، و اجراء هم دارد می‌شود. همین نوآورى‌هاى علمى بسیار، بخشى از انگیزه و توان خودش را از این شعار گرفته: «تصمیم‌سازى كنید»، «گفتمان‌سازى كنید». این، مجرى و مسئولین اجرائى را می‌كشاند دنبال این تصمیم، و تصمیم‌گیرى خواهند كرد و عمل خواهد شد.»۷

نمونه‌ی عملی و موفق این همت دانشجویی تبدبل کردن عدالت به عنوان گفتمان غالب جامعه در دهه ۸۰ بود: «كار شما جوانها بود؛ به عنوان جنبش عدالتخواهى، به عنوان طرح مسئله‌ى عدالتخواهى- نمى‌‌خواهم حالا به یك تشكیلات خاص اشاره كنم- این را در دانشگاهها جوانهاى مؤمن، جوانهاى متعهد، جوانهاى بامسئولیت مطرح كردند، گفتند؛ وقتى تكرار شد، به شكل یك گفتمان عمومى درمى‌‌آید و نتیجه‌‌اش را در گزینشهاى مردم، در جهت‌گیرى‌‌هاى مردم، در شعارهاى مردم، در انتخابات مردم، نشان مى‌‌دهد. بنابراین شما یك گام جلو آمدید.»۸
 
۴. مطالبه‌گری
در رابطه با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، قوای مختلف وظایفی را برعهده دارند. دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی نیز باید انجام وظیفه‌ی دستگاه‌ها را از آنان بخواهند. «امروز وظیفه‌‌ى مسئولان كشور، كار بى‌‌وقفه است. وظیفه‌‌ى مردم هم مأیوس نشدن و دنبال كارها را گرفتن و تلاش كردن و از مسئولان به نحو منطقى مطالبه كردن است.»۹

در حقیقت مطالبه‌گری دانشجویان، به این جریان ماندگاری و عمق می‌بخشد: «همه‌ى این حركتها براى ماندگارى و عمق‌یابى، پشتوانه مى‌خواهد، كه آن پشتوانه‌ى مطالبه و خواست، شما هستید.»۱۰
اما در رابطه با مطالبه‌گری باید توجه داشت که مطالبه‌گری از مسؤولان نباید تبدیل به دشمنی با آنان شود: «یك نكته‌‌ى دیگرى كه در دنباله‌ى آن مطالبه‌‌ى دانشجوئى عرض مى‌كنم، این است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اینكه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان كشور نشود- كه الآن هم همین را تأكید مى‌كنیم؛ معارضه نباید بشود- این به معناى انتقاد نكردن نیست؛ به معناى مطالبه نكردن نیست.»۱۱


نماهنگ :اقتصاد دانش بنیان چیست

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

پی‌نوشت‌ها:
۱. بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین، ۸۲/۹/۲۶
۲. شما انجمن اسلامى هستید؛ انجمن اسلامى همیشه مثل بازوى رهبرى كار كرده- از اول انقلاب تا به حال همین‌طور بوده- حالا هم همین‌طور باشید. شما این كار را بكنید. این كار وظیفه‌ى شماست؛ یعنى در حقیقت، احتیاج نیست كه رهبرى با حضور سنگین خودش در محیط دانشگاه، براى این مقصود بیاید، در حالى كه به وسیله‌‌ى شما جوان‌ها حل مى‌شود و باید هم حل بشود. شما همت كنید، وارد شوید و میدان را قبضه كنید. (بیانات در دیدار اعضاى انجمن اسلامى دانشجویان دانشگاه تهران، ۷۶/۶/۲۵)
۳. بیانات در دیدار دانشجویان، ۹۲/۵/۶
۴. از جمله‌‌ى نیازهاى شما، یك مجموعه‌‌ى اندیشه‌‌ورز است. من دلم مى‌‌خواهد ما گرته‌‌بردارى از لغات خارجى را كمتر كنیم. متأسفانه كم‌‌كارى‌هاى ما موجب شده كه گرته‌‌بردارى كنیم. اتاق فكر، درست ترجمه‌‌اى از انگلیسى است. من دلم نمى‌‌خواهد كلمه‌‌ى «اتاق فكر» را به كار ببرم، اما چاره‌‌اى نیست. یك مجموعه‌‌ى فكرى درست كنید- همان اتاق فكر در مراكز- این‌ها بنشینند فكر كنند، فكرهاى عالى بكنند. از افراد مطمئن، خاطرجمع و خوش‌فكر استفاده كنید. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با هزاران نفر از اعضاى بسیج دانشجوئى دانشگاههاى سراسر كشور، ۸۶/۲/۳۱)
۵. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۸/۱۷
۶. بیانات در دیدار با جمعى از طلاب و روحانیون‌، ۸۸/۹/۲۲
۷. بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌هاى شیراز، ۸۷/۲/۱۴
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۷/۱۷
۹. بیانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بیدگل، ۸۰/۸/۲۰
۱۰. بیانات در دیدار جمعى از اعضاى تشكّلها، كانونها، نشریات، هیئتهاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجویى‌، ۸۲/۸/۱۵
۱۱. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۷/۱۷

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

توقیف روزنامه 'آسمان' کمترین تکلیف مدعی العموم است


پیام فضلی‌نژاد در گفتگو با «نسیم»: توقیف روزنامه آسمان کمترین تکلیفی است که مدعی العموم و هیات نظارت برعهده دارند/ دستور کار آسمان 'بازرگان‌سازی از دکتر روحانی' است/ استیضاح وزیر ارشاد مطالبه نویسندگان انقلابی است.


پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.

پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.
فضلی نژاد با شرح دستور کار روزنامه آسمان برای «بازرگان سازی از حسن روحانی» ادامه داد: یک وجه از دستور کار روزنامه آسمان که جزیی از اجزای کارتل مطبوعاتی حزب کارگزاران است، هزینه سازی برای دولت و شخص رییس جمهور است. آسمان از شماره نخست پروژه «بازرگان سازی» از رییس جمهور را کلید زد. برای نمونه، پس از آنکه محمد قوچانی در سرمقاله شماره اول آسمان نوشت حسن روحانی ادامه راه مهندس بازرگان است، ماشالله شمس الواعظین (سردبیر وقت روزنامه نشاط و ناشر مقاله عضو کادر رهبری منافقین در رد حکم قصاص) در مصاحبه ای با دومین شماره این روزنامه به شباهت سازی میان مهندس بازرگان و دکتر روحانی پرداخت و گفت «آموزه های بازرگان پشتوانه سیاستهای اعتدالی است.» در همین شماره آسمان، هاشم صباغیان (وزیر کشور دولت موقت) نوشته است بازرگان و روحانی شباهت های زیادی به هم دارند. سپس در مقاله "روحانی از کدام سنت سیاسی می آید" ضمن تبارسازی جعلی برای رییس جمهور، ادعا شده که دکتر روحانی معتقد است "اسلام هیچ شکل خاصی از حکومت را برای مسلمانان توصیه نکرده است."
نویسنده کتاب "ارتش سری روشنفکران" اظهار داشت: نفی حکم قصاص رویکرد مشترکی بود که در روزهای پرتلاطم خرداد ١٣٦٠ و ماه پایانی ریاست جمهوری بنی صدر توسط ٢ گروه سیاسی عمده، یعنی "سازمان مجاهدین خلق" (منافقین) از یک سو و "جبهه ملی" و "نهضت آزادی" از سوی دیگر دنبال میشد و هر دو گروه پیوندهای استراتژیکی با یکدیگر داشتند. روز ١١ خرداد ١٣٦٠ نشریه مجاهد (ارگان منافقین) ابتدا با احتیاط لایحه قصاص را محکوم کرد و سپس روز ٢٥ بهمن، یعنی یک روز پیش از رای گیری مجلس برای عدم کفایت سیاسی بنی صدر، جبهه ملی و نهضت آزادی مقدمات یک رویارویی گسترده با جمهوری اسلامی را تدارک دیدند. جبهه ملی فراخوان یک تظاهرات عمومی برای روز ٢٥ خرداد ١٣٦٠ را داد تا مردم به تصویب "لایحه غیرانسانی قصاص" اعتراض کنند تا این حرکت، مقدمات یک شورش اجتماعی را با پشتیبانی منافقین و برای جلوگیری از سقوط بنی صدر فراهم کند.
فضلی نژاد گفت: مهندس بازرگان یکی از چهره های محوری این حرکت بود، اما بیانات امام خمینی (ره) طرح مشترک منافقین، جبهه ملی و نهضت آزادی را ناکام گذاشت. امام فرمودند:«من مى‏خواهم ببینم که این راهپیمایى که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایى چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملى»، که دعوت به راهپیمایى کرده است، دیدم. در یکى از این دو اعلامیه، جز انگیزه‏اى که براى راهپیمایى قرار داده‏اند، لایحه «قصاص» است. یعنى مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگرى که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیر انسانى»! ملت مسلمان را دعوت مى‏کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایى کنند، یعنى چه؟ یعنى در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایى کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایى مى‏کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم.»
پژوهشگر موسسه کیهان اظهار داشت: امام صریح و شفاف تکلیف جبهه ملی را صبح ٢٥ خرداد ١٣٦٠ مشخص کردند و فرمودند از امروز جبهه ملی مرتد است. بعدها هم وقتی از مهندس بازرگان یاد کردند، منافقین را "فرزندان عزیز" ایشان نامیدند. علیرغم این احکام و بیانات روشن، داوود هرمیداس باوند که سالهاست به عنوان "سخنگوی جبهه ملی" مرتد شناخته میشود، مجددا و با افتخار، حکم ضروری اسلام را غیرانسانی میخواند و بر موضع ٢٥ خرداد ٦٠ جبهه ملی که موجب ارتداد آن شد، اصرار میکند؛ همانطور که سال ١٣٧٨ حسین باقرزاده فراری و عضو منافقین نیز با حمایت ماشالله شمس الواعظین در روزنامه نشاط چنین کرد.
فضلی نژاد گفت: هویت ناشران روزنامه آسمان و روزنامه نشاط هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارد و این مافیای مطبوعاتی، عوامل پایگاه های دشمن در داخل کشورند که رهبری در اردیبهشت ١٣٧٩ نسبت به فعالیت آنان هشدار صریح دادند. کمترین تکلیفی که نهادهای قضایی و هیات نظارت بر مطبوعات برعهده دارند، توقیف روزنامه آسمان و دیگر نشریات وابسته به این مافیا و تعقیب و مجازات ناشران و مسئولان آن است که آموزه های کفرآمیز و گزاره های ارتدادآمیز را پیوسته در اشکال مختلف ترویج و تبلیغ می کنند. اکنون تسامح و تساهل وزارت ارشاد و بلاهت برخی دولتمردان مدعی فرهنگ، راهی را جز استیضاح وزیر ارشاد باقی نگذاشته است و این استیضاح، مطالبه جدی نویسندگان انقلابی از مجلس اصولگراست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چشمانی که به دستان دشمن خیره اند!

1-قبلا در مطلبی نوشته بودم که در نظام جمهوری اسلامی، با تغییر مسئولان از طریق انتخابات، قطعا در برخی سیاست ها هم تغییراتی به وجود می آید. یعنی جابه جایی مسئولان یک مساله ظاهری نیست. رهبری هم تا آنجا که این تغییر و تحولات مغایر با اصول نظام و انقلاب نباشد، راه را برای اجرای سیاست های دولت باز می گذارند. مثل آنچه که در مذاکرات هسته ای شاهدش هستیم. ایشان از روز اول به صراحت اعلام کردند که به طرف غربی و به آینده مذاکرات خوش بین نیستند اما چه کنیم که برخی مسئولان دولتی خوش بین بودند و هستند! پس راه برای مسئولان باز گذاشته شد تا فردا ادعا نکنند که می توانستیم فلان مساله را حل کنیم، اما نگذاشتند! صبر و انتظار، بهترین و عاقلانه ترین سیاستی است که همه چیز را برای مردم روشن خواهد کرد.

این خوش بینی کودکانه البته ناشی از بی توجهی به یک نکته مهم است که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کرده اند: دشمنی آمریکا با اصل نظام است نه مثلا با مساله هسته ای. خوشبختانه مسئولان آمریکایی آنقدر بی خرد هستند که حتی در ظاهر و به طور موقت هم نمی توانند دشمنیشان را پنهان کنند و بارها با مواضع خصمانه خود، اظهارات رهبری را تایید کرده اند!

۲-با اینکه رهبر انقلاب همیشه به صراحت نظرشان را درباره آمریکا و مذاکرات بیان کرده اند، اما در چند ماه گذشته برخی افراد و رسانه ها با روش های مختلف، اقدامات اخیر دولت را به رهبر انقلاب نسبت دادند و مدعی این بودند و هستند که مذاکرات با تایید مطلق رهبری همراه است. البته برخی نیز ادعا کرده اند که رهبری سکوت اختیار کرده تا در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت آنرا قبول نکند! 

اما همه این ادعاها بارها رد شده اند. از روز اولی که مسئولان دولت، رفع تحریمها را بهانه کردند و وارد مذاکرات شدند، نظر شخصی رهبرانقلاب معلوم بود. می توان ادعا کرد که رهبری با مذاکراتی که به آن خوش بین نیست و آنرا بی فایده می داند، موافق هم نیست. پس ادامه مذاکراتی که به آن خوش بین نیستیم، چه دلیلی می تواند داشته باشد جز اینکه ادامه آن، نظر دولت محترم است؟ یعنی نظر رییس حکومت با نظر رییس جمهوری می تواند مثل هم نباشد که البته هیچ اشکالی ندارد، منتهی هرکسی باید مسئولیت حرفها و سیاستهایش را بپذیرد و آنرا به دیگری نسبت ندهد!

۳-سخنان رهبر انقلاب در جمع پرسنل نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن، به اندازه کافی روشن و گویا بود و نیازی به تبیین و تفسیر ندارد. ایشان به طور واضح نظرشان را درباره سیاست خارجی، مساله تحریم ها، مذاکرات، تلاش دشمن برای تغییر ذائقه سیاسی ملت، عبرت گرفتن از دورویی آمریکایی ها، تکیه‌ى صریح و شفّاف بر مبانى انقلاب، نگاه به داخل و حل مشکلات داخلی با توجه به ظرفیت های داخلی به جای تکیه کردن به خارج، گره نزدن مطلق مشکلات اقتصادی به تحریم ها، اهمیت اقتدار داخلی و وحدت به عنوان متن اصلی بیان کردند. اینها نظرات صریح رهبر انقلاب در قبال دولت بود. جالب اینکه رسانه های حامی دولت، از کنار همه آن تذکرات گذشتند و طلبکارانه منتقدان خود را متهم کردند که برخلاف سفارش رهبری عمل می کنند!

۴-سخنان رهبر انقلاب در جمع مردم آذربایجان هم صریح و روشن بود. تاکید مجدد بر بی فایده بودن مذاکرات، تقویت اقتدار ملی، نگاه به داخل، بی اعتمادی به آمریکا و تذکر چندباره درباره اینکه نباید چشم به دست دشمنان باشیم. این بار هم رسانه های حامی دولت، از میان همه تذکرات صریح رهبری، تیتر زدند که «مسئولان زحمت می کشند، من از آنها حمایت می کنم، مذاکرات ادامه پیدا می کند! و …»

اما فریب مردم تا کی و کجا؟ مجموع این سفارشات ما را به چه نتیجه ای می رساند؟ چه کسانی، چه جریانی و کدام رسانه ها می خواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؟ چه کسانی دنبال کمرنگ نشان دادن دشمنی آمریکا با ملت ایران هستند؟ چه رسانه هایی در این مدت از برقراری رابطه خیالی با آمریکا ذوق زده شدند؟ چه آدمهایی به راحتی از کنار اهانت های مختلف مسئولان آمریکا به ملت ایران گذشتند؟ چه کسانی حل مشکلات کشور مخصوصا مشکلات اقتصادی را در گرو رابطه با آمریکا می دانند؟ چه کسانی معتقدند که راه حل پیشرفت کشور، هضم شدن در نظم نوین جهانی و به رسمیت شناختن کدخدایی آمریکا و سلطه آن بر دنیاست؟ و بالاخره یک سوال مهم: چرا رهبرانقلاب این مسائل را به مردم می گویند، در حالی که مسئول مستقیم همه این اتفاقات دولت و مسئولان هستند؟!

آهستان

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

سعید قاسمی در مسجد زینبیه مشهد مقدس:

نتیجه تعامل و تنش زدایی انتشار تصاویر تلخ و تاریخی پلمپ تأسیسات هسته‏ای می‏شود/ آقایان! ما "بی سوادیم" چگونه مذاکره کردید که همه گزینه ‏ها را روی میز آوردند؟

گروه سیاسی- رجانیوز: شامگاه پنج شنبه هجدهم بهمن ماه مسجد زینبیه مشهد و جمع کثیری از فعالان فرهنگی و طلاب و دانشجویان مشهدی میزبان سردار حاج سعید قاسمی بودند. این مراسم به بهانه پاسداشت شهدای هسته ای و همراه با رونمایی نرم افزاری باعنوان دلواپسیم و با موضوع نقد توافقنامه ژنو برگزار شده بود. در ابتدای مراسم و بعد از رونمایی، موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان  اولین نسخه این نرم افزار را به پاس سالها رشادت و فعالیت سردار قاسمی در عرصه جنگ سخت و نرم به وی هدیه کرد.

به گزارش رجانیوز، این فعال فرهنگی و استاد دانشگاه که سخنان خود را با سلام وصلوات به شهدای نهضت جهانی اسلام و شهدای فناوری هسته ای آغاز کرد خطاب به مجری که از وی برای سخنرانی و تحلیل مسائل روز دعوت کرده بود گفت: «عرض کردند دوست عزیزم که به مباحث سیاسی روز و مسائل هسته ای اشاره می کنم اما حقیر چونکه در این دسته بندی چندروز اخیر –پروفسورها و بی‌سوادها- جزء دسته بی‌سوادها هستم متاسفانه تمام ماجرا را نمی‌دانم و خوب گفت یکی از نمایندگان مجلس که وقتی رئیس کمیسیون مجلس و اساتید نمی‌دانند چه چیزی را امضا کردید چطوری دفاع کنند و بارها هم خواسته شده که تفصیل مباحث را بگویید ولی همچنان ناگفته‌ها زیاد است.»

وی با اشاره به لزوم صبر برای فرصت دادن به دولت در مقطع کنونی گفت: تقریبا همه دوستان می‌دانند که قریب 9 ماه است صحبت نکردم و امروز اولین باری است که بعد از این وقفه صحبت می‌کنم نه اینکه سکوت بشکنم بلکه «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست» اما از حضرت روح الله در مقاطع مختلف تاریخی یادگرفتیم که صبر کنیم. البته کسی هم زود تحلیل نکند زیرا ما دعا نمی کنیم که بخاطر خطای کسی اقتدار نظام جمهوری اسلامی خدشه دار شود و دعا نمی کنیم که دوباره مانند این‌روزها که دوربین بیگانه زوم شود چرا که صف‌هایی دویست متر بیشتر تشکیل شده است در صورتیکه در همین روزها در اروپا صف‌ها به صورت مداوم تشکیل می‌شوند و برای رسانه­های صهیونیستی هم مهم نیست.

براین اساس امشب قصد ندارم درباره این قبیل مسائل سیاسی که شما پیگیر آن هستید زیاد صحبت کنم چراکه بازهم تاکید می‌کنم که من جزء طبقه بی‌سوادم و برای خیلی از سیستم‌هایی که سرکار آمده مثل شما پیش بینی و جواب ندارم هرچند درمجموع مدل علاقمندی و تفکرشان را می‌شناسم چه در طی مقطع جنگ و رسوندن مسائل به 598 و چه در مدل زندگی‌شان بعد از 598 تاکنون و چه در مدل جدیدی که با عجله به اهداف دست نیافتنی که می‌خواهند برسند. آنهم با دویست هزار رایی که بیشتر گرفته­‌اند»

این رزمنده دفاع مقدس با ذکر سنت الهی که خداوند برای هیچکس حتی پیامبرش چک سفید امضا نداده است و باید در این‌ روزها به صورت مداوم به مبانی و سخنان استراتژیک حضرت امام و رهبری مراجعه کرد گفت: «در یک تحلیل یک خطی که الان وقتش نیست این پریشان احوالی و دلواپسی -که اسم خوبی هم برای این نرم افزار است- ایجاد شد و اگر ملت ایران هم با داشتن تجربه­ی امامی بزرگوار چون حضرت روح الله و رهبری گرانقدر فعلی، به حرفهایش گوش ندهند کارش تمام است. باشد این تحلیل برای انتهای فرصت دوستان که اتفاقا خیلی زود درحال تمام شدن است. متاسفانه خیلی چیزها که انتظار داشتیم سال آینده اتفاق بیفتد دارد رقم می‌خورد. بازهم تاکید می کنم که دعا نمی‌کنیم که اقتدار نظام  زمین بخورد. اما در وقایعی که اتفاق می‌افتد باید کمی خودخوری کرد و یک مقداری هم باید به جوان آگاهی داد. بر این اساس اعتقادم این است باید همچنان به تفکر حضرت روح‌الله مراجعه کرد. متأسفانه داستان همیشگی برقرار است و بنا نیست در زمانی‌که که بیشتر از همیشه نیاز به این حلال‌ا‌لمسائل است از آن چیزی بدانی.»

سعید قاسمی که بیشتر وی را با سخنرانی‌های معروف بازخوانی تفکر حضرت امام می‌شناسند، در این جلسه که تعدادی از طلاب جوان و انقلابی هم بودند، منشور روحانیت را محور اصلی سخنانش قرارداد و از جمعیت اجازه خواست که با بازخوانی این پیام تعدادی از سوالاتی که اینروزها در جمع فعالان فرهنگی و دانشجویان و طلاب هست را جواب دهد.

وی اولین فراز بازخوانی خود را به بیان برکات جنگ از لسان امام پرداخت: «ما انقلابمان را در جنگ به جهانیان صادر کردیم... ما در جنگ به مردمان منطقه نشان دادیم که علیه ابرقدرتها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد... جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت.»

وی در ادامه با ذکر خاطره‌ای از سفر کربلایش به مناسب اربعین سال جاری  گفت: «امروزه حتی عراقی‌هایی که اعضای خانواده‌شان در جنگ با ایران کشته و یا مجروح شده‌اند با آغوش باز از زوار ایرانی استقبال می‌کنند و معترفند که ایرانی‌ها برای حق جنگیدند. سی سال باید بگذرد تا عده‌ای بفهمند که پیروز شدیم. متأسفانه امروز عده‌ای می‌ترسند که این مدل تحلیل از جنگ برایشان مسئله شود. فلسطین که نه غزه چهل کیلومتر طول و سی و پنج کیلومتر عرض و یک میلیون و نیم جمعیت دارد. اسرائیلی‌ها در یک نبرد 22روزه و با تمام امکانات نتوانستند کاری بکنند. چرا نتوانستند؟ این را بپرسید؟ چرا تحلیل می‌کنند و می‌ترسانند و نگرانی ایجاد می‌کنند؟ هدف دارند. مزدوران داخلی به همراه جلادان بچه‌کش خارجی با همدیگر  یک هدف دارند البته در این بین متأسفانه عده‌ای هم ناآگاهانه آب به آسیاب آنها می‌ریزند.»

وی در ادامه باتوجه به تحلیل‌های غلط سیاسی و اقتصادی این روزها فرازهای زیر را از منشور روحانیت خواند:

«من در اینجا از پدران و مادران و خواهران و برادران و همسران شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم... ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان مسلمانمان در تسخیر لانه جاسوسی مشاهده کرده‌ایم... ما باید به سمتی حرکت بکنیم که تمام رگه‌های وابستگی‌مان از چنین دنیای متوحشی را قطع کنیم.»

و ادامه داد: «15خرداد 42 که امام را گرفتند. رابط ساواک می‌گوید تا رسیدن به تهران طمأنینه و آرامش خاصی داشت و حرفی نزد. وقتی به تهران رسیدیم و پالایشگاه نفت را دید، یک‌دفعه گفت: «نفت، نفت و هرچه مصیبت می‌کشیم از این نفت است». از همان موقع می‌دانست که اشکال اساسی این است که مسئولین ما مدیریت پول و دلارهای نفتی می‌کنند. بالاخره یک‌جایی کفگیر ته دیگ می‌خورد و نفت تمام می‌شود. خوب این‌دفعه چه شد. نفت تمام شد؟ نه اما تصمیمشان بر این شد که بخرند ولی پولش را  برنگردانند. از روز اول انقلاب هم امام و هم رهبر معظم انقلاب گفتند از این نفت دست بردارید. متأسفانه امروز عده‌ای فکر می کنند که در شعب [ابی‌طالب] هستیم. تحریم‌ها اثر گذاشته است. خوب بالفرض که اثر گذاشته باشد. این تحلیل غلط در دولت قبل هم اتفاق افتاد و گفتند که در شعب هستیم اما حضرت آقا فرمودند که ما در بدر و خیبریم. الان هم حتی اگر دست گدایی دراز کنی تصمیم گرفتند که نفت شما را نخرند. حتی چین هم می‌گوید پول نداریم. به جای نفت عروسک به شما می‌دهیم. بالاخره باید تصمیم بگیریم. متأسفانه امروز تصمیم نداریم و دنبال تنش‌زدایی و تعامل هستیم و نتیجه‌اش می‌شود عکس‌های تاریخی و تلخ پلمپ تأسیسات هسته‌ای که در طول عمرم مشاهده نکرده بودم.»

این جانباز دفاع مقدس با اشاره به مواضع وقیحانه جان کری و وندی شرمن و انتقاد از مواضع نه چندان محکم و شفاف سیاستمداران دولتی گفت: «چقدر وقیحند این جان کری و وندی شرمن که هنوز هیچی نشده باز گزینه‌ها را روی میز می‌گذارند. بعد هم با عجله همه‌اش را می‌خواهند. هنوز هسته‌ای به نتیجه نرسیده راجع به موشک‌های بالستیک و حمایت ایران از حزب الله و... صحبت می‌کنند. آقایان پروفسور! ما که بی‌سوادیم شما چگونه مذاکره کردید که این‌ها همه‌اش را می‌خواهند؟ چرا جواب دندان شکنی نمی‌دهید؟»

سعید قاسمی که در اکثر دانشگاه‌ها در ایام اصلاحات و فتنه سخنرانی کرده است، با انتقاد از سردرگمی دانشجویان حزب‌اللهی و منسجم نبودن آنها گفت: «بعضی از دانشجویان زنگ می‌زنند که حاجی بیا فلانی آمده و اینجا این حرفها را زده. طوری صحبت می‌کنند که انگار زلزله 8 ریشتری آمده. عزیز من مگر سنگرهای شما شانه تخم مرغ بود که به هم ریخت. چرا هول شدید؟ اینها هیچ حرف جدیدی ندارند. اوج شکوهشان در دوره اصلاحات بود. البته باز هم می‌گویم ما دعا نمی‌کنیم که این عزیزان همان مسیر را بروند. دعا می‌کنیم سریعتر متوجه بشوند و خودشان را متعادل کنند و فکر نکنند که در اثر خطای عده‌ای اگر چندهزار رای بیشتر آوردند باید زود هول شوند و درباره هنر و اقتصاد و ... صحبت کنند و بعد هم عزیز دلم ناراحت شود و بگوید چرا نمی‌آیید دفاع کنید.

این فعال عرصه فرهنگی در پایان به بازخوانی فرازهایی از منشور روحانیت درباره سلمان رشدی و سیاستهای استکباری آمریکا پرداخت و با اشاره به فراز «به آنها که بر این باورند که در سیاست اشتباه کردیم و نباید خامی کنیم و معتقدند که شعارهای تند و جنگ سبب بدنبینی شرق و غرب و نهایت انزوای کشور شده است باید بگویم که مسئله اشتباه ما نیست بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی تمامی مسلمانان است» گفت: «اینها جواب همین روزهاست که از آن آقا پرسیدند چرا در ارتباط با عربستان اینگونه شد؟ گفت: هر دو طرف اشتباهاتی داشتند. چه اشتباهاتی داشتیم؟ چرا این متون را برای شما نمی‌خوانند؟ چرا؟ برای اینکه بتوانند خاطرات به اصطلاح درگوشی‌شان که با امام داشتند را بگویند. فکر می کنند ما مستندات را رها می‌کنیم و عرایض آنها را گوش می‌کنیم.»

در ابتدای این مراسم نرم افزار دلواپسیم با موضوع نقد و بررسی توافقنامه ژنو رونمایی شد. محتوای این نرم افزار که توسط موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان تولید شده است، شامل بیش از 80 عنوان فایل صوتی، تصویری و متنی به همراه چندین اینفوگرافی و جزوه است. از نقطه ویژگیهای این نرم افزار ارائه چندین فایل مستند کوتاه و انیمیشن برای اطلاع بیشتر مخاطبین از آنچه در ژنو اتفاق افتاده است، می‏باشد. 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 بهمن 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir