تبلیغات
Reba.ir مذهبی فرهنگی

روایت حسن رحیم‌پور از یک جوان هشتاد ساله


به گزارش تریبون مستضعفین گفتگوی زیر با استاد حسن رحیم‌پور ازغدی در خصوص شخصیت پدر ایشان (حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی) انجام شده. تهیه این مصاحبه توسط سالنامه شهرآرا (ویژه نامه عید نوروز) در شهر مشهد صورت گرفته است: 

حسن رحیم پور و حاج حیدر رحیم پور

*شما گاه از پدر به عنوان استاد یاد کرده ­اید، وجه این عنوان چه بوده است؟

بسم‌ا… الرحمن الرحیم. ایشان در همه ابعاد زندگی، استاد و الهام‌بخش بنده و سایر اعضاء خانواده بوده‌اند. بی‌آنکه جلسة رسمی موعظه یا تدریس و هدایت تشکیل داده باشند، جریان طبیعی سبک زندگی پدر ما، عملاً بر ذهن و رفتار خانواده تأثیر گذارده است.

در معرفت و سیاست و زاویة نگاه به زندگی و بینش دینی و اجتماعی، معلّم حقیر که سرخط‌ها را در دست من گذاردند، ایشان بوده‌اند و همچنان در مسایل مهم زندگی شخصی و اجتماعی از ایشان می‌پرسم و می‌آموزم. اگر هدایت‌های علمی و فکری ایشان و حمایت‌های روحی و مادّی ایشان و مادر بزرگوار بنده نبود، بنده قطعاً به مسیر دیگری می‌رفتم و هیچ تردید ندارم که مسیر زندگی من متفاوت بود.

گرچه تملّق فرزند به پدر و شاگرد به معلّم، هر دو جایز، بلکه مستحبّ است اما بنده بدون تملّق یا مبالغه عرض می‌کنم که مدل رفتاری و احساس مسئولیت‌های دائمی ایشان به من و ما همیشه نیرو و جهت داده است و همچنان به دانستن تحلیل و نظرگاه ایشان در مسایل مختلف، خود را نیازمند می‌بینم.

*مهم­ترین ممیزه پدر را از منظر شخصیت فکری و اجتماعی در چه می­دانید؟

در این فرصت کوتاه، تنها به چند خصوصیت ایشان که مورد نیاز این جامعه است و دانستن آن برای نسل جدید و جامعة جوان ما، فایده، بلکه ضرورت دارد اشاره می‌کنم، گرچه ایشان راضی نباشند. به دلایل اجتماعی (نه شخصی) ذکر چند نمونه را مفید می‌بینم:

۱-    هرگز به یاد ندارم هنگام میوه‌چینی یا برداشت‌های اجتماعی و احیاناً تقسیم غنائم یا توزیع امکانات حتّی حلال، ایشان خود را جلو انداخته باشند بلکه بارها دیده‌ام که در چنین مواردی، خود را میان جمعیت مخفی کرده‌اند.

بر سر اغلب یا همة دوراهی‌ها، اطمینان تجربی دارم که انتخاب سخت‌تر و کم‌سودتر را ترجیح می‌دهند. چه در مسایل انقلابی و اجتماعی و چه در مسایل درون خانواده، هرگز لذت‌طلبی و سودگرایی شخصی را در شخصیت ایشان، غالب ندیده‌ام. وظیفه‌گرایی، وجه اصلی در شاکلة روحی ایشان بوده و هست.

۲-    شفافیّت، صداقت و صراحت، و دوری مطلق از ریا و تظاهر در همة امور از مسلمات شخصیت ایشان است و همه حتّی منتقدین ایشان، آن را قبول دارند. تنفّر ایشان از هر نوع تظاهر و نفاق و ظاهرسازی جهت ارضاء این و آن، باعث می‌شود که گاه حتّی ملامتی باشند و احتیاطاً در جهت جوّشکنی، حتّی تندتر از دیدگاه خود را هم اظهار می‌کنند و همین هم بسیاری رااز ایشان متعجّب یا عصبانی می‌کند.

همواره بر خلاف مذاق حاکم و جوّشکنانه در دفاع از مظلوم و آنچه حق می‌دانند به صراحت موضع گرفته و می‌گیرند. با هیچ کس – تأکید می‌کنم هیچ کس- اهل تعارف و رودربایستی نیستند.

روحیه ساختارشکن دارند و من خاطرات شیرینی از این بُعد از شخصیت ایشان سراغ دارم که در فرصت دیگری عرض خواهم کرد.

hhhh

۳-    اعتقاد عمیق و التزام عملی به اصالت «کار» و «تولید»، ویژگی دیگر روحی پدر ماست. علیرغم آنکه همواره ادارات دولتی را مانع تولید ‌دانسته‌اند ولی هرگز جبهه کار و تولید را رها نکرده‌اند. سیرة ثابت ایشان، خدمت اقتصادی به جامعه به نحو عامّ بوده است، بویژه خدمت به طبقات محروم (و غالباً از طریق ایجاد اشتغال و آموزش توربافی (نه هدیه یک ماهی) را مؤلفه دیگر در ایشان می‌دانم که خاطرات بسیاری در این جهت نیز در ذهن دارم که در آینده انشاءا… عرض خواهم کرد.

۴-    ایشان از ابتداء همین اقتصاد مقاومتی را که این روزها مطرح می‌شود در خانواده اجراء می‌کردند. ما هرگز دچار فقر نبوده‌ایم ولی پدر ما هرگز اجازة اسراف و ریخت و پاش در خانه نمی‌دادند.

ایشان حتی در مورد دانه‌های برنج که ته ظرف‌ها می‌ماند حساس‌ بوده‌اند. دور نریختن حتّی یک لقمه نان و هدر ندادن حتّی یک استکان آب، اصل ثابت اقتصاد در خانة ایشان بوده است.

هنوز هم همواره دو سطل خالی کنار دستشویی آشپزخانه بطور ثابت قرار دارد که باید زیر شیر آب باشند تا آب مصرف شده هم بازیافت شود و هدر نرود و با سطل روزی چندبار، در باغچه‌های حیاط تخلیه و مجدداً مصرف شود. از این جهت در منزل ما همواره از قبل انقلاب هم اقتصاد مقاومتی اجراء می‌شد و سختگیری علیه اسراف، یک اصل حاکم بوده است. مصرف‌گرایی و ریخت و پاش و تجمّل‌گرایی و هر نوع اشرافی‌گری در سبک زندگی همواره از سوی ایشان، مورد هجوم سختگیرانه قرار داشته است. با گدابازی اشتباه نشود اما حساب دقیقی در خانه همواره در جریان بوده است.

۵-    بحث و استدلال بدون تحکّم استبدادی؛ از کودکی در منزل ما بر سر همه چیز، از ایمان دینی و احکام اسلامی تا مسایل سیاسی، سنّت مباحثه و گفتگو، یک سنّت ثابت بوده و هست و لذا دیدگاه‌های ما غالباً در تضاد با یکدیگر شکل نگرفته بلکه گفتگوی انتقادی توأم با آزادی، در جریان بوده و هست. در هیچ بحث نظری یا سیاسی بیاد نمی‌آورم که ایشان “باید و نباید” گفته باشند. البته گاهی شده است که نظر ایشان در موردی تغییر کرده باشد ولی اعتراف نکرده باشند چنانچه خود بنده هم بارها چنین کرده‌ام؛ اما جریان بحث و گفتگو (تا حدّ مناظره و مشاجره) در منزل ما همواره برقرار بوده است.

جرأت انتقاد، تعصّب بر سر حقّ، شفافیت با مخالف بدون مجامله، قدرت “نه” گفتن و گاه “آری” گفتن، قصد فریب نداشتن، ریاکارانه سخن نگفتن را در حدّ عالی در ایشان بارها تجربه کرده‌ام.

۶-    شجاعت و غیرت در عین حریّت و سعة صدر؛ از ایشان آموخته‌ام که دقیقاً آنگاه که همه یا اکثریت می‌ترسند یا ساکت و شرمنده می‌شوند می‌توان و باید فضا را شکست و هزینه‌اش را پرداخت.

اولاً از کودکی و در سال‌های سخت تبعید امام هم نام و تصویر و رسالة امام خمینی در منزل ما علنی بود. در کنار تصویر و نام مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (استاد پدر) که ایشان اتفاقاً به لحاظ مباحث نظری در عرصة فلسفه و عرفان، منتقد تفکر صدرایی و ابن‌عربی و خط فکری امام ولی به لحاظ شخصیتی، شبیه امام و به لحاظ سیاسی نیز در خط امام بود، از طرف دیگر منزل پدری ما همواره محل ملاقات و چهارراه دیدگاه‌های گوناگون سیاسی بوده است و تقریباً از کودکی ما همة حرف‌های همه اطراف جناح‌های دینی و سیاسی و حتّی غیر دینی را می‌شنیدیم. یعنی از مرحوم استاد محمدتقی شریعتی (کانون نشر حقایق اسلامی) و مرحوم دکتر علی شریعتی تا روحانیون رسمی متعلّق به سنّت فقاهتی و معارف حوزه علمیه مشهد، از نام آیت‌ا… میلانی و آیت‌ا… بروجردی تا مصدّق و جمال عبدالناصر و ملّیون و انقلابیون عَرَب و سیدجمال و نوّاب و کاشانی و… همه را می‌شنیدیم و برخی را حضوراً می‌دیدیم. از فدائیان اسلام و حزب ملل اسلامی تا مجاهدین خلق و فدائیان خلق و جبهه ملی و نهضت آزادی و حتّی توده‌ای‌ها و انجمن حجّتیه‌ و جریان‌های سیاسی و غیر سیاسی، مذهبی و غیر مذهبی، انقلابی و غیر انقلابی، التقاطی و ارتجاعی، همه را از کودکی می‌دیدیم و یا سخنان‌شان را می‌خواندیم و می‌شنیدیم زیرا غالباً همه این تیپ‌ها با پدر ما، قبل و پس از انقلاب، رفت و آمد داشتند امّا جالب است که ایشان در همة این جلسات بر یک موضع و اصول واحد بودند و هرگز دو شخصیتی یا چندگانه عمل نمی‌کردند. همیشه، در ظاهر و باطن، همان بودند که بودند.

با همه، استدلال می‌کردند و با همه صریح و منتقد بودند.

به لحاظ شجاعت و فداکاری هم از کودکی و رژیم قبل، هرگز من در چهره و رفتار و یا قلم ایشان “ترس” ندیده‌ام. بسیاری شب‌نامه‌های ضدّرژیم در مشهد و خراسان به قلم ایشان بود و برخی در سطح کشور و حتّی خارج کشور منتشر می‌شد. هم به چریک‌های مسلّح، کمک می‌کردند و هم به روحانیون غیر مسلّح.

با همة رئیس‌جمهورها و مقامات کشور، در همة این سال‌ها بارها گفتگو یا نامه‌های انتقادی داشته‌اند. ایشان هنوز هم سنّت شب‌نامه‌نویسی را ترک نکرده‌اند و مقالاتی را که هیچ نشریه‌ای منتشر نمی‌کند به شکل اعلامیه و به روش توزیع نفر به نفر و شهر به شهر، تکثیر و منتشر می‌کنند.

در شرایط سخت اقتصادی، بیشتر و شجاعانه‌تر، انفاق می‌کردند، از هیچ کس در حضور او تعریف و تجلیل نکردند، در نهضت ملی، در حضور آیت‌ا… کاشانی، ایشان را و در حضور نواب صفوی، ایشان را نقد کرده‌اند. نماینده ناظر دکتر مصدّق در انتخابات مجلس نهضت ملّی نفت بودند و اولین فریاد “یا مرگ یا مصدّق” در ۳۰ تیرماه را در مشهد سر دادند ولی در عین حال، نامة انتقادی و اعتراضی صریحی به مصدّق نوشتند که ایشان هم جواب عاطفی داد.

در جلساتی که مرحوم دکتر شریعتی در منزل ما در دهة پنجاه برگزار می‌کرد، مکرّر علیرغم دوستی عمیق‌شان بحث‌های جدّی و انتقادی با یکدیگر می‌کردند. به یاد دارم جلسه‌ای را که با شهید مطهری هم وارد بحث جدّی انتقادی شدند.

معتقد بودند که نه توافق‌های متملّقانه و نه مخالفت‌های لجوجانه، هیچ یک به نفع انقلاب و اسلام نیست.

با جبهه ملّی و نهضت آزادی و لیبرال‌های مذهبی و غیر مذهبی و ملی‌گراها و سازمان منافقین و فرقانی‌ها و کمونیست‌ها در اوج قدرت آن‌ها درگیر شدند و بارها در خطر یا تهدید فیزیکی قرار داشتند. مرحوم بازرگان و مرحوم سحابی در جلسات مشهد معمولاً میهمان جلسات پدر و دوستان ایشان بودند ولی ایشان اولین جریان انتقادی و انشعابی از ملی مذهبی‌ها را در کشور و در همین مشهد در دفاع از امام و خط امام، سازمان دادند.

اولین فریاد علیه “نفت ایران و انگلیس” و پایین کشیدن تابلوی انگلیسی‌ها و بالا بردن تابلوی “نفت ملی ایران”، کار ایشان بود. تابلوی حزب توده در مشهد را ایشان پایین کشیدند.

در فضای سیاه پس از ۲۸ مرداد ۳۲ و خفقان پس از تبعید امام در سال ۱۳۴۳، ایشان هرگز در خط فکری خود، تردید یا تجدید نظر نکردند.

وقتی اوباش و چاقوکش‌های دربار و شعبان بی‌مخ‌های مشهد وارد جلسة انقلابیون در مهدیه حاجی عابدزاده شدند تا در حضور بزرگان و علماء، نیروهای نهضت ملّی را مرعوب کنند و گروه چماق‌دارها و عربده‌کش‌ها وارد جلسه شدند و حتّی جمع را ارعاب کردند، ایشان به تنهایی بپا خاسته و چنان سیلی محکم به سردستة آنها زده بود که او از حال رفت و بقیه‌شان گریختند و کودتای کوچک آنها در مشهد شکست خورد.

پس از اعدام و شهادت نواب صفوی و در فضای سنگین پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، وقتی قهوه‌خانه‌ای کنار کلانتری، با صدای بلند موسیقی مبتذل گذاشته بود تا علناً شعائر اسلامی را مسخره کند، ایشان، پس از تذکر و بی‌اعتنایی طرف، رادیو را برداشته و بر زمین زد و وقتی صاحب مغازه گفته بود به کلانتری می‌گویم. ایشان مجدّداً رادیو را برداشته و به حیاط کلانتری و مرکز شهربان بُرده و آنجا، دوباره رادیو را به زمین زده و شکسته بود و البته هدف، رادیو نبود بلکه مبارزه با “تجاهر به فسق” و نوعی شکستن جوّ پس از کودتا در محل بود.

*ممیزات شخصیت حاج حیدر به مثابه پدر در ابعاد تربیتی و خانوادگی در چیست؟

ایشان همیشه به ما الهام داده‌اند که نترسید و اهل خطر باشید و خودشان چنین بوده و هستند. خبر خوب دیگر، اینکه انرژی و امید در ایشان در سن بیش از هشتاد سالگی از امثال بنده بسیار بیشتر است.

به فضل خدا، روح بسیار جوان و شادابی دارند و هم‌اکنون هم علیرغم بیماری‌های هشتاد سالگی و مشکلات روحی که در اثر برخی مسایل حاشیه‌ای پیش آمده، معمولاً روزی ده – دوازده ساعت، نشسته‌اند و می‌نویسند و هرگز خسته یا مأیوس نشده‌اند. این از علائم قطعی ایمان معنوی و اخلاص در انگیزه است. نه از کف زدن و تشویق، خوششان می‌آید و نه از هُو کردن و تمسخر و مخالفت کسی ناراحت می‌شوند. به قدری جوانند که بنده را گاهی “لیبرال”، و گاهی “محافظه‌کار” و گاه “مرتجع”، لقب می‌دهند.

این آقا، یک آدم مخصوصی تشریف دارند که هنوز هم وقتی به ایشان خیره می‌شوم، گاه تحسین و تعجّب، گاه لبخند شوق، گاه عصبانیت و غالباً دلتنگی شدید به من دست می‌دهد. گمان می‌کنم ایشان را بیش از ظرفیت خودم، دوست دارم.

چیزهای گفتنی و ناگفتنی از ایشان و مادر بزرگوار و مجاهدم، بسیار دارم که برخی از گفتنی‌ها را شاید در فرصت دیگری عرض کنم. متشکرم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 فروردین 1393    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیره عملی بزرگان،     | نظرات()

دانشجو و اقتصاد مقاومتی

مصطفی طاهری
مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، تعیین سیاست‌های کلی نظام است که بر اساس آن، جهت‌گیری‌های کلان کشور مشخص می‌شود و تمام ظرفیت و امکانات جامعه باید صرف تحقق آن سیاست‌ها شود: «درباره‌ى سیاستهاى كلّى عرض كنم كه مهمترین وظیفه‌ى رهبرى در قانون اساسى، تنظیم سیاستهاى كلّى است. فرایند تنظیم سیاستهاى كلّى یكى از منطقى‌ترین و زیباترین فرایندهاست. حالا عدّه‌اى دلشان مى‌خواهد كه دائم بر طبل دروغگویى و بهتان‌زنى بكوبند. ما هم حرفى نمى‌زنیم و آنها هم هرچه مى‌خواهند مى‌گویند؛ اشكالى هم ندارد؛ اما شما جوانان شاید بدانید و اگر نمى‌دانید، بدانید كه فرایند تنظیم سیاستهاى كلّى، فرایند بسیار قوى و مستحكمى است. این سیاستها اوّل در كمیسیونهاى دولت تنظیم مى‌شود و بعد به دولت مى‌آید. دولت آنها را بررسى و تصویب مى‌كند و به رهبرى پیشنهاد مى‌كند. رهبرى هم آن را به مجمع تشخیص مصلحت مى‌دهد. این سیاستها در كمیسیونهاى مجمع تشخیص مصلحت با حضور كارشناسان متعدّد از بخشهاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، دانشگاهى، علمى كه از خود مجمع و بیرون آن هستند، بررسى و تكمیل مى‌شود؛ بعد مجدّداً به رهبرى مى‌دهند. رهبرى هم آن سیاستها را با آن مبانى و اصول ارزشى نظام جمهورى اسلامى تطبیق مى‌دهد، تصویب مى‌كند و آن سیاستها به دولت برمى‌گردد و به مجلس ابلاغ مى‌شود. نقش رهبرى در تنظیم سیاستها این است كه مراقب باشد تا برنامه‌ریزی‌هایی كه در چهارچوب این سیاستها می‌خواهد انجام بگیرد، نظام را به بیراهه و گمراهه نكشاند»۱

در این میان دانشجویان باید به عنوان «بازوان رهبری»۲ در راستای تحقق این سیاست‌ها اقدام و نقش‌آفرینی نمایند و مسئولین را در پیشبرد این سیاست‌ها یاری کنند. اما عرصه‌هایی که دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی می‌توانند در آن‌ها ورود کنند کدامند؟ در این یادداشت سعی خواهد شد، مهم‌ترین این عرصه‌ها مشخص شود:

 

۱. تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی
اصطلاح «اقتصاد مقاومتی» از جمله مفاهیمی است که برای اولین‌بار توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌کار رفت. لذا برای برداشت صحیح، باید مقصود از آن به درستی تبیین شود و بهترین راه آن نیز رجوع به بیانات ایشان است که در دیدارهای این چند سال اخیر به تعریف از آن پرداخته‌اند. یکی از وظایف دانشجویان تبیین این اصطلاح است:

«به نظر من امروز موضوعاتى وجود دارد كه میتواند مورد بحث در محیطهاى دانشجوئى واقع شود و همین زمینه‌هاى شور و نشاط گوناگون علمى و اجتماعى را به‌وجود آورد؛ ...فرض بفرمائید «اقتصاد مقاومتى». خب، عنوان «اقتصاد مقاومتى»، عنوان مهمى است. البته كار شده، تعریف شده، بحث شده، سیاستگذارى شده - در مراكزى كه براى سیاستگذارى است - منتها جاى بحث دارد: اقتصاد مقاومتى یعنى چه؟ در زمینه‌ى مسائل اقتصادى كشور، چه جور مقاومتى مورد نظر است؟ دانشگاه به عنوان یك كار علمى، یك موضوع علمى، چقدر می‌تواند به این قضیه بپردازد؟ اینها همه می‌تواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.»۳

۲. پرداخت فکری و محتواسازی
سیاست‌های کلی نظام برای تبدیل شدن به قانون و دستورالعمل نیاز به فعالیت علمی دارد. یکی از اقداماتی که دانشجویان می‌توانند در «اتاق‌های فکر»۴ خودشان آن‌ها را پیگیری نمایند، موضوع «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» است. با بررسی بندهای مختلف سیاست‌های ابلاغی می‌توان به ایده‌های بسیار خوبی در جمع‌های نخبگانی دانشگاهی رسید و با مشورت اساتید، بر غنای آن افزود و آن را به بخش‌های مختلف کشور ارائه داد: «جوان ... باید احساس كند كه او فقط مسئولیتش طرح سؤال و پرتاب كردن یك شعار نیست، كه بگوید خوب، ما كار خودمان را كردیم؛ نه، پیگیرى كردن، مطالعه كردن، درباره‌ى مسئله اندیشیدن، آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با مراكز دست‌اندركار و مجرى تلاش كردن و فعالیت كردن و بالاخره خود وارد میدان كار شدن، اینها جزء وظایف و تكالیف جوان ماست كه این را هم بایستى جوان ما درك كند.»۵

۳. گفتمان‌سازی
یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که دانشجویان می‌توانند در رابطه با این سیاست‌ها انجام دهند، تبدیل کردن ادبیات و مفاهیم آن به «گفتمان غالب جامعه» است؛ نکته‌ای که رهبر انقلاب در دیدار با فعالین اقتصادی و رسانه‌ای آن را از الزامات تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی عنوان کردند. اما گفتمان چیست؟ «گفتمان یعنى یك مفهوم و یك معرفت همه‌‌گیر بشود در برهه‌‌اى از زمان در یك جامعه.»۶ یکی از راه‌های گفتمان‌سازی در جامعه، مجموعه‌ها و تشکل‌های دانشجویی هستند:
رهبر انقلاب: مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اینكه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان كشور نشود- كه الآن هم همین را تأكید مى‌كنیم؛ معارضه نباید بشود- این به معناى انتقاد نكردن نیست؛ به معناى مطالبه نكردن نیست.

«دنبال این باشیم كه محیط دانشجوئى تصمیم‌سازى كند؛ یعنى گفتمان‌سازى كنید. ببینید بنده وقتى مسئله‌ى نهضت نرم‌افزارى را خواستم مطرح كنم، قبل از همه تو دانشگاه با دانشجوها مطرح كردم؛ حدود ده سال قبل. نه با وزارتها صحبت كرده بودم، نه با رئیس‌جمهور وقت صحبت كرده بودم، نه حتّى با اساتید صحبت كردم؛ اول‌بار در دانشگاه امیركبیر این فكر را به میان آوردم. امروز شما ببینید این یك گفتمان است، یك مطالبه‌ى عمومى است، یك خواستِ همه‌ى دانشگاه‌هاى كشور است؛ كه من هرجا هم میروم، از زبان دانشجو مطالبه‌اش را می‌شنوم؛ از زبان استاد و مدیر، اجرایش را در یك مرحله‌ى دیگر میشنوم، و اجراء هم دارد می‌شود. همین نوآورى‌هاى علمى بسیار، بخشى از انگیزه و توان خودش را از این شعار گرفته: «تصمیم‌سازى كنید»، «گفتمان‌سازى كنید». این، مجرى و مسئولین اجرائى را می‌كشاند دنبال این تصمیم، و تصمیم‌گیرى خواهند كرد و عمل خواهد شد.»۷

نمونه‌ی عملی و موفق این همت دانشجویی تبدبل کردن عدالت به عنوان گفتمان غالب جامعه در دهه ۸۰ بود: «كار شما جوانها بود؛ به عنوان جنبش عدالتخواهى، به عنوان طرح مسئله‌ى عدالتخواهى- نمى‌‌خواهم حالا به یك تشكیلات خاص اشاره كنم- این را در دانشگاهها جوانهاى مؤمن، جوانهاى متعهد، جوانهاى بامسئولیت مطرح كردند، گفتند؛ وقتى تكرار شد، به شكل یك گفتمان عمومى درمى‌‌آید و نتیجه‌‌اش را در گزینشهاى مردم، در جهت‌گیرى‌‌هاى مردم، در شعارهاى مردم، در انتخابات مردم، نشان مى‌‌دهد. بنابراین شما یك گام جلو آمدید.»۸
 
۴. مطالبه‌گری
در رابطه با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، قوای مختلف وظایفی را برعهده دارند. دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی نیز باید انجام وظیفه‌ی دستگاه‌ها را از آنان بخواهند. «امروز وظیفه‌‌ى مسئولان كشور، كار بى‌‌وقفه است. وظیفه‌‌ى مردم هم مأیوس نشدن و دنبال كارها را گرفتن و تلاش كردن و از مسئولان به نحو منطقى مطالبه كردن است.»۹

در حقیقت مطالبه‌گری دانشجویان، به این جریان ماندگاری و عمق می‌بخشد: «همه‌ى این حركتها براى ماندگارى و عمق‌یابى، پشتوانه مى‌خواهد، كه آن پشتوانه‌ى مطالبه و خواست، شما هستید.»۱۰
اما در رابطه با مطالبه‌گری باید توجه داشت که مطالبه‌گری از مسؤولان نباید تبدیل به دشمنی با آنان شود: «یك نكته‌‌ى دیگرى كه در دنباله‌ى آن مطالبه‌‌ى دانشجوئى عرض مى‌كنم، این است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اینكه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‌ى با مسئولان كشور نشود- كه الآن هم همین را تأكید مى‌كنیم؛ معارضه نباید بشود- این به معناى انتقاد نكردن نیست؛ به معناى مطالبه نكردن نیست.»۱۱


نماهنگ :اقتصاد دانش بنیان چیست

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

پی‌نوشت‌ها:
۱. بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین، ۸۲/۹/۲۶
۲. شما انجمن اسلامى هستید؛ انجمن اسلامى همیشه مثل بازوى رهبرى كار كرده- از اول انقلاب تا به حال همین‌طور بوده- حالا هم همین‌طور باشید. شما این كار را بكنید. این كار وظیفه‌ى شماست؛ یعنى در حقیقت، احتیاج نیست كه رهبرى با حضور سنگین خودش در محیط دانشگاه، براى این مقصود بیاید، در حالى كه به وسیله‌‌ى شما جوان‌ها حل مى‌شود و باید هم حل بشود. شما همت كنید، وارد شوید و میدان را قبضه كنید. (بیانات در دیدار اعضاى انجمن اسلامى دانشجویان دانشگاه تهران، ۷۶/۶/۲۵)
۳. بیانات در دیدار دانشجویان، ۹۲/۵/۶
۴. از جمله‌‌ى نیازهاى شما، یك مجموعه‌‌ى اندیشه‌‌ورز است. من دلم مى‌‌خواهد ما گرته‌‌بردارى از لغات خارجى را كمتر كنیم. متأسفانه كم‌‌كارى‌هاى ما موجب شده كه گرته‌‌بردارى كنیم. اتاق فكر، درست ترجمه‌‌اى از انگلیسى است. من دلم نمى‌‌خواهد كلمه‌‌ى «اتاق فكر» را به كار ببرم، اما چاره‌‌اى نیست. یك مجموعه‌‌ى فكرى درست كنید- همان اتاق فكر در مراكز- این‌ها بنشینند فكر كنند، فكرهاى عالى بكنند. از افراد مطمئن، خاطرجمع و خوش‌فكر استفاده كنید. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با هزاران نفر از اعضاى بسیج دانشجوئى دانشگاههاى سراسر كشور، ۸۶/۲/۳۱)
۵. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۸/۱۷
۶. بیانات در دیدار با جمعى از طلاب و روحانیون‌، ۸۸/۹/۲۲
۷. بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌هاى شیراز، ۸۷/۲/۱۴
۸. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۷/۱۷
۹. بیانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بیدگل، ۸۰/۸/۲۰
۱۰. بیانات در دیدار جمعى از اعضاى تشكّلها، كانونها، نشریات، هیئتهاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجویى‌، ۸۲/۸/۱۵
۱۱. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار دانشجویان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكل‌هاى سیاسى فرهنگى دانشگاهها، ۸۶/۷/۱۷

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

توقیف روزنامه 'آسمان' کمترین تکلیف مدعی العموم است


پیام فضلی‌نژاد در گفتگو با «نسیم»: توقیف روزنامه آسمان کمترین تکلیفی است که مدعی العموم و هیات نظارت برعهده دارند/ دستور کار آسمان 'بازرگان‌سازی از دکتر روحانی' است/ استیضاح وزیر ارشاد مطالبه نویسندگان انقلابی است.


پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.

پیام فضلی نژاد، پژوهشگر روزنامه کیهان ادامه داد: همان اتفاقی که روز ٢ شهریور ١٣٧٨ در روزنامه نشاط رخ داد و مقاله حسین باقرزاده (عضو کادر رهبری گروهک تروریستی منافقین) با عنوان "خشونت دولتی" در رد حکم "قصاص" منتشر شد، اکنون مجددا توسط همان مافیای روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی که رهبر انقلاب آنها را "پایگاه های دشمن" نامیدند، در روزنامه آسمان تکرار شده است. بنابراین، ناشران روزنامه آسمان با علم کامل و تجربه قبلی نسبت به عواقب "انکار حکم ضروری اسلام" - که پیامد آن ارتداد است - به چاپ ادعای داوود هرمیداس باوند مبنی بر "غیرانسانی" بودن حکم قصاص پرداخته اند و حتی اظهارات کفرآمیز این سخنگوی جبهه ملی را "سوتیتر" نیز کرده اند تا بیشتر برجسته شود و در ذهن مخاطبان بماند.
عضو ارشد مرکز پژوهش های موسسه کیهان افزود: روزنامه آسمان باید در بدو انتشار توسط دادستانی تهران توقیف می شد، چرا که از شماره اول خود بازی سیاسی را در تبلیغ احزاب مرتد و غیرقانونی مانند «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» به راه انداخت و حتی به بازنشر مطالب روزنامه صهیونیستی «آیندگان» پرداخت که ابتدای انقلاب پس از موضع گیری امام خمینی (ره) و به دلیل ارتباط ارگانیک با اسراییل توقیف شد. از این رو، می بینیم هر جریانی که امام خمینی(ره) حکم صریح مبنی بر ارتداد، نفاق و ماهیت صهیونی آن دارند، در ۵ شماره نخست روزنامه آسمان تبلیغ شد و سردبیر آن نیز صراحتاْ در سرمقاله نخستین شماره روزنامه نوشت که ما راه نسل اول اصلاح طلبان ایرانی مانند «محمد مصدق» و مهندس «مهدی بازرگان» را ادامه می دهیم.
فضلی نژاد با شرح دستور کار روزنامه آسمان برای «بازرگان سازی از حسن روحانی» ادامه داد: یک وجه از دستور کار روزنامه آسمان که جزیی از اجزای کارتل مطبوعاتی حزب کارگزاران است، هزینه سازی برای دولت و شخص رییس جمهور است. آسمان از شماره نخست پروژه «بازرگان سازی» از رییس جمهور را کلید زد. برای نمونه، پس از آنکه محمد قوچانی در سرمقاله شماره اول آسمان نوشت حسن روحانی ادامه راه مهندس بازرگان است، ماشالله شمس الواعظین (سردبیر وقت روزنامه نشاط و ناشر مقاله عضو کادر رهبری منافقین در رد حکم قصاص) در مصاحبه ای با دومین شماره این روزنامه به شباهت سازی میان مهندس بازرگان و دکتر روحانی پرداخت و گفت «آموزه های بازرگان پشتوانه سیاستهای اعتدالی است.» در همین شماره آسمان، هاشم صباغیان (وزیر کشور دولت موقت) نوشته است بازرگان و روحانی شباهت های زیادی به هم دارند. سپس در مقاله "روحانی از کدام سنت سیاسی می آید" ضمن تبارسازی جعلی برای رییس جمهور، ادعا شده که دکتر روحانی معتقد است "اسلام هیچ شکل خاصی از حکومت را برای مسلمانان توصیه نکرده است."
نویسنده کتاب "ارتش سری روشنفکران" اظهار داشت: نفی حکم قصاص رویکرد مشترکی بود که در روزهای پرتلاطم خرداد ١٣٦٠ و ماه پایانی ریاست جمهوری بنی صدر توسط ٢ گروه سیاسی عمده، یعنی "سازمان مجاهدین خلق" (منافقین) از یک سو و "جبهه ملی" و "نهضت آزادی" از سوی دیگر دنبال میشد و هر دو گروه پیوندهای استراتژیکی با یکدیگر داشتند. روز ١١ خرداد ١٣٦٠ نشریه مجاهد (ارگان منافقین) ابتدا با احتیاط لایحه قصاص را محکوم کرد و سپس روز ٢٥ بهمن، یعنی یک روز پیش از رای گیری مجلس برای عدم کفایت سیاسی بنی صدر، جبهه ملی و نهضت آزادی مقدمات یک رویارویی گسترده با جمهوری اسلامی را تدارک دیدند. جبهه ملی فراخوان یک تظاهرات عمومی برای روز ٢٥ خرداد ١٣٦٠ را داد تا مردم به تصویب "لایحه غیرانسانی قصاص" اعتراض کنند تا این حرکت، مقدمات یک شورش اجتماعی را با پشتیبانی منافقین و برای جلوگیری از سقوط بنی صدر فراهم کند.
فضلی نژاد گفت: مهندس بازرگان یکی از چهره های محوری این حرکت بود، اما بیانات امام خمینی (ره) طرح مشترک منافقین، جبهه ملی و نهضت آزادی را ناکام گذاشت. امام فرمودند:«من مى‏خواهم ببینم که این راهپیمایى که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایى چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملى»، که دعوت به راهپیمایى کرده است، دیدم. در یکى از این دو اعلامیه، جز انگیزه‏اى که براى راهپیمایى قرار داده‏اند، لایحه «قصاص» است. یعنى مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگرى که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیر انسانى»! ملت مسلمان را دعوت مى‏کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایى کنند، یعنى چه؟ یعنى در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایى کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایى مى‏کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم.»
پژوهشگر موسسه کیهان اظهار داشت: امام صریح و شفاف تکلیف جبهه ملی را صبح ٢٥ خرداد ١٣٦٠ مشخص کردند و فرمودند از امروز جبهه ملی مرتد است. بعدها هم وقتی از مهندس بازرگان یاد کردند، منافقین را "فرزندان عزیز" ایشان نامیدند. علیرغم این احکام و بیانات روشن، داوود هرمیداس باوند که سالهاست به عنوان "سخنگوی جبهه ملی" مرتد شناخته میشود، مجددا و با افتخار، حکم ضروری اسلام را غیرانسانی میخواند و بر موضع ٢٥ خرداد ٦٠ جبهه ملی که موجب ارتداد آن شد، اصرار میکند؛ همانطور که سال ١٣٧٨ حسین باقرزاده فراری و عضو منافقین نیز با حمایت ماشالله شمس الواعظین در روزنامه نشاط چنین کرد.
فضلی نژاد گفت: هویت ناشران روزنامه آسمان و روزنامه نشاط هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارد و این مافیای مطبوعاتی، عوامل پایگاه های دشمن در داخل کشورند که رهبری در اردیبهشت ١٣٧٩ نسبت به فعالیت آنان هشدار صریح دادند. کمترین تکلیفی که نهادهای قضایی و هیات نظارت بر مطبوعات برعهده دارند، توقیف روزنامه آسمان و دیگر نشریات وابسته به این مافیا و تعقیب و مجازات ناشران و مسئولان آن است که آموزه های کفرآمیز و گزاره های ارتدادآمیز را پیوسته در اشکال مختلف ترویج و تبلیغ می کنند. اکنون تسامح و تساهل وزارت ارشاد و بلاهت برخی دولتمردان مدعی فرهنگ، راهی را جز استیضاح وزیر ارشاد باقی نگذاشته است و این استیضاح، مطالبه جدی نویسندگان انقلابی از مجلس اصولگراست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چشمانی که به دستان دشمن خیره اند!

1-قبلا در مطلبی نوشته بودم که در نظام جمهوری اسلامی، با تغییر مسئولان از طریق انتخابات، قطعا در برخی سیاست ها هم تغییراتی به وجود می آید. یعنی جابه جایی مسئولان یک مساله ظاهری نیست. رهبری هم تا آنجا که این تغییر و تحولات مغایر با اصول نظام و انقلاب نباشد، راه را برای اجرای سیاست های دولت باز می گذارند. مثل آنچه که در مذاکرات هسته ای شاهدش هستیم. ایشان از روز اول به صراحت اعلام کردند که به طرف غربی و به آینده مذاکرات خوش بین نیستند اما چه کنیم که برخی مسئولان دولتی خوش بین بودند و هستند! پس راه برای مسئولان باز گذاشته شد تا فردا ادعا نکنند که می توانستیم فلان مساله را حل کنیم، اما نگذاشتند! صبر و انتظار، بهترین و عاقلانه ترین سیاستی است که همه چیز را برای مردم روشن خواهد کرد.

این خوش بینی کودکانه البته ناشی از بی توجهی به یک نکته مهم است که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کرده اند: دشمنی آمریکا با اصل نظام است نه مثلا با مساله هسته ای. خوشبختانه مسئولان آمریکایی آنقدر بی خرد هستند که حتی در ظاهر و به طور موقت هم نمی توانند دشمنیشان را پنهان کنند و بارها با مواضع خصمانه خود، اظهارات رهبری را تایید کرده اند!

۲-با اینکه رهبر انقلاب همیشه به صراحت نظرشان را درباره آمریکا و مذاکرات بیان کرده اند، اما در چند ماه گذشته برخی افراد و رسانه ها با روش های مختلف، اقدامات اخیر دولت را به رهبر انقلاب نسبت دادند و مدعی این بودند و هستند که مذاکرات با تایید مطلق رهبری همراه است. البته برخی نیز ادعا کرده اند که رهبری سکوت اختیار کرده تا در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت آنرا قبول نکند! 

اما همه این ادعاها بارها رد شده اند. از روز اولی که مسئولان دولت، رفع تحریمها را بهانه کردند و وارد مذاکرات شدند، نظر شخصی رهبرانقلاب معلوم بود. می توان ادعا کرد که رهبری با مذاکراتی که به آن خوش بین نیست و آنرا بی فایده می داند، موافق هم نیست. پس ادامه مذاکراتی که به آن خوش بین نیستیم، چه دلیلی می تواند داشته باشد جز اینکه ادامه آن، نظر دولت محترم است؟ یعنی نظر رییس حکومت با نظر رییس جمهوری می تواند مثل هم نباشد که البته هیچ اشکالی ندارد، منتهی هرکسی باید مسئولیت حرفها و سیاستهایش را بپذیرد و آنرا به دیگری نسبت ندهد!

۳-سخنان رهبر انقلاب در جمع پرسنل نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن، به اندازه کافی روشن و گویا بود و نیازی به تبیین و تفسیر ندارد. ایشان به طور واضح نظرشان را درباره سیاست خارجی، مساله تحریم ها، مذاکرات، تلاش دشمن برای تغییر ذائقه سیاسی ملت، عبرت گرفتن از دورویی آمریکایی ها، تکیه‌ى صریح و شفّاف بر مبانى انقلاب، نگاه به داخل و حل مشکلات داخلی با توجه به ظرفیت های داخلی به جای تکیه کردن به خارج، گره نزدن مطلق مشکلات اقتصادی به تحریم ها، اهمیت اقتدار داخلی و وحدت به عنوان متن اصلی بیان کردند. اینها نظرات صریح رهبر انقلاب در قبال دولت بود. جالب اینکه رسانه های حامی دولت، از کنار همه آن تذکرات گذشتند و طلبکارانه منتقدان خود را متهم کردند که برخلاف سفارش رهبری عمل می کنند!

۴-سخنان رهبر انقلاب در جمع مردم آذربایجان هم صریح و روشن بود. تاکید مجدد بر بی فایده بودن مذاکرات، تقویت اقتدار ملی، نگاه به داخل، بی اعتمادی به آمریکا و تذکر چندباره درباره اینکه نباید چشم به دست دشمنان باشیم. این بار هم رسانه های حامی دولت، از میان همه تذکرات صریح رهبری، تیتر زدند که «مسئولان زحمت می کشند، من از آنها حمایت می کنم، مذاکرات ادامه پیدا می کند! و …»

اما فریب مردم تا کی و کجا؟ مجموع این سفارشات ما را به چه نتیجه ای می رساند؟ چه کسانی، چه جریانی و کدام رسانه ها می خواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؟ چه کسانی دنبال کمرنگ نشان دادن دشمنی آمریکا با ملت ایران هستند؟ چه رسانه هایی در این مدت از برقراری رابطه خیالی با آمریکا ذوق زده شدند؟ چه آدمهایی به راحتی از کنار اهانت های مختلف مسئولان آمریکا به ملت ایران گذشتند؟ چه کسانی حل مشکلات کشور مخصوصا مشکلات اقتصادی را در گرو رابطه با آمریکا می دانند؟ چه کسانی معتقدند که راه حل پیشرفت کشور، هضم شدن در نظم نوین جهانی و به رسمیت شناختن کدخدایی آمریکا و سلطه آن بر دنیاست؟ و بالاخره یک سوال مهم: چرا رهبرانقلاب این مسائل را به مردم می گویند، در حالی که مسئول مستقیم همه این اتفاقات دولت و مسئولان هستند؟!

آهستان

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 اسفند 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

سعید قاسمی در مسجد زینبیه مشهد مقدس:

نتیجه تعامل و تنش زدایی انتشار تصاویر تلخ و تاریخی پلمپ تأسیسات هسته‏ای می‏شود/ آقایان! ما "بی سوادیم" چگونه مذاکره کردید که همه گزینه ‏ها را روی میز آوردند؟

گروه سیاسی- رجانیوز: شامگاه پنج شنبه هجدهم بهمن ماه مسجد زینبیه مشهد و جمع کثیری از فعالان فرهنگی و طلاب و دانشجویان مشهدی میزبان سردار حاج سعید قاسمی بودند. این مراسم به بهانه پاسداشت شهدای هسته ای و همراه با رونمایی نرم افزاری باعنوان دلواپسیم و با موضوع نقد توافقنامه ژنو برگزار شده بود. در ابتدای مراسم و بعد از رونمایی، موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان  اولین نسخه این نرم افزار را به پاس سالها رشادت و فعالیت سردار قاسمی در عرصه جنگ سخت و نرم به وی هدیه کرد.

به گزارش رجانیوز، این فعال فرهنگی و استاد دانشگاه که سخنان خود را با سلام وصلوات به شهدای نهضت جهانی اسلام و شهدای فناوری هسته ای آغاز کرد خطاب به مجری که از وی برای سخنرانی و تحلیل مسائل روز دعوت کرده بود گفت: «عرض کردند دوست عزیزم که به مباحث سیاسی روز و مسائل هسته ای اشاره می کنم اما حقیر چونکه در این دسته بندی چندروز اخیر –پروفسورها و بی‌سوادها- جزء دسته بی‌سوادها هستم متاسفانه تمام ماجرا را نمی‌دانم و خوب گفت یکی از نمایندگان مجلس که وقتی رئیس کمیسیون مجلس و اساتید نمی‌دانند چه چیزی را امضا کردید چطوری دفاع کنند و بارها هم خواسته شده که تفصیل مباحث را بگویید ولی همچنان ناگفته‌ها زیاد است.»

وی با اشاره به لزوم صبر برای فرصت دادن به دولت در مقطع کنونی گفت: تقریبا همه دوستان می‌دانند که قریب 9 ماه است صحبت نکردم و امروز اولین باری است که بعد از این وقفه صحبت می‌کنم نه اینکه سکوت بشکنم بلکه «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست» اما از حضرت روح الله در مقاطع مختلف تاریخی یادگرفتیم که صبر کنیم. البته کسی هم زود تحلیل نکند زیرا ما دعا نمی کنیم که بخاطر خطای کسی اقتدار نظام جمهوری اسلامی خدشه دار شود و دعا نمی کنیم که دوباره مانند این‌روزها که دوربین بیگانه زوم شود چرا که صف‌هایی دویست متر بیشتر تشکیل شده است در صورتیکه در همین روزها در اروپا صف‌ها به صورت مداوم تشکیل می‌شوند و برای رسانه­های صهیونیستی هم مهم نیست.

براین اساس امشب قصد ندارم درباره این قبیل مسائل سیاسی که شما پیگیر آن هستید زیاد صحبت کنم چراکه بازهم تاکید می‌کنم که من جزء طبقه بی‌سوادم و برای خیلی از سیستم‌هایی که سرکار آمده مثل شما پیش بینی و جواب ندارم هرچند درمجموع مدل علاقمندی و تفکرشان را می‌شناسم چه در طی مقطع جنگ و رسوندن مسائل به 598 و چه در مدل زندگی‌شان بعد از 598 تاکنون و چه در مدل جدیدی که با عجله به اهداف دست نیافتنی که می‌خواهند برسند. آنهم با دویست هزار رایی که بیشتر گرفته­‌اند»

این رزمنده دفاع مقدس با ذکر سنت الهی که خداوند برای هیچکس حتی پیامبرش چک سفید امضا نداده است و باید در این‌ روزها به صورت مداوم به مبانی و سخنان استراتژیک حضرت امام و رهبری مراجعه کرد گفت: «در یک تحلیل یک خطی که الان وقتش نیست این پریشان احوالی و دلواپسی -که اسم خوبی هم برای این نرم افزار است- ایجاد شد و اگر ملت ایران هم با داشتن تجربه­ی امامی بزرگوار چون حضرت روح الله و رهبری گرانقدر فعلی، به حرفهایش گوش ندهند کارش تمام است. باشد این تحلیل برای انتهای فرصت دوستان که اتفاقا خیلی زود درحال تمام شدن است. متاسفانه خیلی چیزها که انتظار داشتیم سال آینده اتفاق بیفتد دارد رقم می‌خورد. بازهم تاکید می کنم که دعا نمی‌کنیم که اقتدار نظام  زمین بخورد. اما در وقایعی که اتفاق می‌افتد باید کمی خودخوری کرد و یک مقداری هم باید به جوان آگاهی داد. بر این اساس اعتقادم این است باید همچنان به تفکر حضرت روح‌الله مراجعه کرد. متأسفانه داستان همیشگی برقرار است و بنا نیست در زمانی‌که که بیشتر از همیشه نیاز به این حلال‌ا‌لمسائل است از آن چیزی بدانی.»

سعید قاسمی که بیشتر وی را با سخنرانی‌های معروف بازخوانی تفکر حضرت امام می‌شناسند، در این جلسه که تعدادی از طلاب جوان و انقلابی هم بودند، منشور روحانیت را محور اصلی سخنانش قرارداد و از جمعیت اجازه خواست که با بازخوانی این پیام تعدادی از سوالاتی که اینروزها در جمع فعالان فرهنگی و دانشجویان و طلاب هست را جواب دهد.

وی اولین فراز بازخوانی خود را به بیان برکات جنگ از لسان امام پرداخت: «ما انقلابمان را در جنگ به جهانیان صادر کردیم... ما در جنگ به مردمان منطقه نشان دادیم که علیه ابرقدرتها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد... جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت.»

وی در ادامه با ذکر خاطره‌ای از سفر کربلایش به مناسب اربعین سال جاری  گفت: «امروزه حتی عراقی‌هایی که اعضای خانواده‌شان در جنگ با ایران کشته و یا مجروح شده‌اند با آغوش باز از زوار ایرانی استقبال می‌کنند و معترفند که ایرانی‌ها برای حق جنگیدند. سی سال باید بگذرد تا عده‌ای بفهمند که پیروز شدیم. متأسفانه امروز عده‌ای می‌ترسند که این مدل تحلیل از جنگ برایشان مسئله شود. فلسطین که نه غزه چهل کیلومتر طول و سی و پنج کیلومتر عرض و یک میلیون و نیم جمعیت دارد. اسرائیلی‌ها در یک نبرد 22روزه و با تمام امکانات نتوانستند کاری بکنند. چرا نتوانستند؟ این را بپرسید؟ چرا تحلیل می‌کنند و می‌ترسانند و نگرانی ایجاد می‌کنند؟ هدف دارند. مزدوران داخلی به همراه جلادان بچه‌کش خارجی با همدیگر  یک هدف دارند البته در این بین متأسفانه عده‌ای هم ناآگاهانه آب به آسیاب آنها می‌ریزند.»

وی در ادامه باتوجه به تحلیل‌های غلط سیاسی و اقتصادی این روزها فرازهای زیر را از منشور روحانیت خواند:

«من در اینجا از پدران و مادران و خواهران و برادران و همسران شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم... ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان مسلمانمان در تسخیر لانه جاسوسی مشاهده کرده‌ایم... ما باید به سمتی حرکت بکنیم که تمام رگه‌های وابستگی‌مان از چنین دنیای متوحشی را قطع کنیم.»

و ادامه داد: «15خرداد 42 که امام را گرفتند. رابط ساواک می‌گوید تا رسیدن به تهران طمأنینه و آرامش خاصی داشت و حرفی نزد. وقتی به تهران رسیدیم و پالایشگاه نفت را دید، یک‌دفعه گفت: «نفت، نفت و هرچه مصیبت می‌کشیم از این نفت است». از همان موقع می‌دانست که اشکال اساسی این است که مسئولین ما مدیریت پول و دلارهای نفتی می‌کنند. بالاخره یک‌جایی کفگیر ته دیگ می‌خورد و نفت تمام می‌شود. خوب این‌دفعه چه شد. نفت تمام شد؟ نه اما تصمیمشان بر این شد که بخرند ولی پولش را  برنگردانند. از روز اول انقلاب هم امام و هم رهبر معظم انقلاب گفتند از این نفت دست بردارید. متأسفانه امروز عده‌ای فکر می کنند که در شعب [ابی‌طالب] هستیم. تحریم‌ها اثر گذاشته است. خوب بالفرض که اثر گذاشته باشد. این تحلیل غلط در دولت قبل هم اتفاق افتاد و گفتند که در شعب هستیم اما حضرت آقا فرمودند که ما در بدر و خیبریم. الان هم حتی اگر دست گدایی دراز کنی تصمیم گرفتند که نفت شما را نخرند. حتی چین هم می‌گوید پول نداریم. به جای نفت عروسک به شما می‌دهیم. بالاخره باید تصمیم بگیریم. متأسفانه امروز تصمیم نداریم و دنبال تنش‌زدایی و تعامل هستیم و نتیجه‌اش می‌شود عکس‌های تاریخی و تلخ پلمپ تأسیسات هسته‌ای که در طول عمرم مشاهده نکرده بودم.»

این جانباز دفاع مقدس با اشاره به مواضع وقیحانه جان کری و وندی شرمن و انتقاد از مواضع نه چندان محکم و شفاف سیاستمداران دولتی گفت: «چقدر وقیحند این جان کری و وندی شرمن که هنوز هیچی نشده باز گزینه‌ها را روی میز می‌گذارند. بعد هم با عجله همه‌اش را می‌خواهند. هنوز هسته‌ای به نتیجه نرسیده راجع به موشک‌های بالستیک و حمایت ایران از حزب الله و... صحبت می‌کنند. آقایان پروفسور! ما که بی‌سوادیم شما چگونه مذاکره کردید که این‌ها همه‌اش را می‌خواهند؟ چرا جواب دندان شکنی نمی‌دهید؟»

سعید قاسمی که در اکثر دانشگاه‌ها در ایام اصلاحات و فتنه سخنرانی کرده است، با انتقاد از سردرگمی دانشجویان حزب‌اللهی و منسجم نبودن آنها گفت: «بعضی از دانشجویان زنگ می‌زنند که حاجی بیا فلانی آمده و اینجا این حرفها را زده. طوری صحبت می‌کنند که انگار زلزله 8 ریشتری آمده. عزیز من مگر سنگرهای شما شانه تخم مرغ بود که به هم ریخت. چرا هول شدید؟ اینها هیچ حرف جدیدی ندارند. اوج شکوهشان در دوره اصلاحات بود. البته باز هم می‌گویم ما دعا نمی‌کنیم که این عزیزان همان مسیر را بروند. دعا می‌کنیم سریعتر متوجه بشوند و خودشان را متعادل کنند و فکر نکنند که در اثر خطای عده‌ای اگر چندهزار رای بیشتر آوردند باید زود هول شوند و درباره هنر و اقتصاد و ... صحبت کنند و بعد هم عزیز دلم ناراحت شود و بگوید چرا نمی‌آیید دفاع کنید.

این فعال عرصه فرهنگی در پایان به بازخوانی فرازهایی از منشور روحانیت درباره سلمان رشدی و سیاستهای استکباری آمریکا پرداخت و با اشاره به فراز «به آنها که بر این باورند که در سیاست اشتباه کردیم و نباید خامی کنیم و معتقدند که شعارهای تند و جنگ سبب بدنبینی شرق و غرب و نهایت انزوای کشور شده است باید بگویم که مسئله اشتباه ما نیست بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی تمامی مسلمانان است» گفت: «اینها جواب همین روزهاست که از آن آقا پرسیدند چرا در ارتباط با عربستان اینگونه شد؟ گفت: هر دو طرف اشتباهاتی داشتند. چه اشتباهاتی داشتیم؟ چرا این متون را برای شما نمی‌خوانند؟ چرا؟ برای اینکه بتوانند خاطرات به اصطلاح درگوشی‌شان که با امام داشتند را بگویند. فکر می کنند ما مستندات را رها می‌کنیم و عرایض آنها را گوش می‌کنیم.»

در ابتدای این مراسم نرم افزار دلواپسیم با موضوع نقد و بررسی توافقنامه ژنو رونمایی شد. محتوای این نرم افزار که توسط موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان تولید شده است، شامل بیش از 80 عنوان فایل صوتی، تصویری و متنی به همراه چندین اینفوگرافی و جزوه است. از نقطه ویژگیهای این نرم افزار ارائه چندین فایل مستند کوتاه و انیمیشن برای اطلاع بیشتر مخاطبین از آنچه در ژنو اتفاق افتاده است، می‏باشد. 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 بهمن 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

سعید قاسمی در مسجد زینبیه مشهد مقدس:

نتیجه تعامل و تنش زدایی انتشار تصاویر تلخ و تاریخی پلمپ تأسیسات هسته‏ای می‏شود/ آقایان! ما "بی سوادیم" چگونه مذاکره کردید که همه گزینه ‏ها را روی میز آوردند؟

گروه سیاسی- رجانیوز: شامگاه پنج شنبه هجدهم بهمن ماه مسجد زینبیه مشهد و جمع کثیری از فعالان فرهنگی و طلاب و دانشجویان مشهدی میزبان سردار حاج سعید قاسمی بودند. این مراسم به بهانه پاسداشت شهدای هسته ای و همراه با رونمایی نرم افزاری باعنوان دلواپسیم و با موضوع نقد توافقنامه ژنو برگزار شده بود. در ابتدای مراسم و بعد از رونمایی، موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان  اولین نسخه این نرم افزار را به پاس سالها رشادت و فعالیت سردار قاسمی در عرصه جنگ سخت و نرم به وی هدیه کرد.

به گزارش رجانیوز، این فعال فرهنگی و استاد دانشگاه که سخنان خود را با سلام وصلوات به شهدای نهضت جهانی اسلام و شهدای فناوری هسته ای آغاز کرد خطاب به مجری که از وی برای سخنرانی و تحلیل مسائل روز دعوت کرده بود گفت: «عرض کردند دوست عزیزم که به مباحث سیاسی روز و مسائل هسته ای اشاره می کنم اما حقیر چونکه در این دسته بندی چندروز اخیر –پروفسورها و بی‌سوادها- جزء دسته بی‌سوادها هستم متاسفانه تمام ماجرا را نمی‌دانم و خوب گفت یکی از نمایندگان مجلس که وقتی رئیس کمیسیون مجلس و اساتید نمی‌دانند چه چیزی را امضا کردید چطوری دفاع کنند و بارها هم خواسته شده که تفصیل مباحث را بگویید ولی همچنان ناگفته‌ها زیاد است.»

وی با اشاره به لزوم صبر برای فرصت دادن به دولت در مقطع کنونی گفت: تقریبا همه دوستان می‌دانند که قریب 9 ماه است صحبت نکردم و امروز اولین باری است که بعد از این وقفه صحبت می‌کنم نه اینکه سکوت بشکنم بلکه «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست» اما از حضرت روح الله در مقاطع مختلف تاریخی یادگرفتیم که صبر کنیم. البته کسی هم زود تحلیل نکند زیرا ما دعا نمی کنیم که بخاطر خطای کسی اقتدار نظام جمهوری اسلامی خدشه دار شود و دعا نمی کنیم که دوباره مانند این‌روزها که دوربین بیگانه زوم شود چرا که صف‌هایی دویست متر بیشتر تشکیل شده است در صورتیکه در همین روزها در اروپا صف‌ها به صورت مداوم تشکیل می‌شوند و برای رسانه­های صهیونیستی هم مهم نیست.

براین اساس امشب قصد ندارم درباره این قبیل مسائل سیاسی که شما پیگیر آن هستید زیاد صحبت کنم چراکه بازهم تاکید می‌کنم که من جزء طبقه بی‌سوادم و برای خیلی از سیستم‌هایی که سرکار آمده مثل شما پیش بینی و جواب ندارم هرچند درمجموع مدل علاقمندی و تفکرشان را می‌شناسم چه در طی مقطع جنگ و رسوندن مسائل به 598 و چه در مدل زندگی‌شان بعد از 598 تاکنون و چه در مدل جدیدی که با عجله به اهداف دست نیافتنی که می‌خواهند برسند. آنهم با دویست هزار رایی که بیشتر گرفته­‌اند»

این رزمنده دفاع مقدس با ذکر سنت الهی که خداوند برای هیچکس حتی پیامبرش چک سفید امضا نداده است و باید در این‌ روزها به صورت مداوم به مبانی و سخنان استراتژیک حضرت امام و رهبری مراجعه کرد گفت: «در یک تحلیل یک خطی که الان وقتش نیست این پریشان احوالی و دلواپسی -که اسم خوبی هم برای این نرم افزار است- ایجاد شد و اگر ملت ایران هم با داشتن تجربه­ی امامی بزرگوار چون حضرت روح الله و رهبری گرانقدر فعلی، به حرفهایش گوش ندهند کارش تمام است. باشد این تحلیل برای انتهای فرصت دوستان که اتفاقا خیلی زود درحال تمام شدن است. متاسفانه خیلی چیزها که انتظار داشتیم سال آینده اتفاق بیفتد دارد رقم می‌خورد. بازهم تاکید می کنم که دعا نمی‌کنیم که اقتدار نظام  زمین بخورد. اما در وقایعی که اتفاق می‌افتد باید کمی خودخوری کرد و یک مقداری هم باید به جوان آگاهی داد. بر این اساس اعتقادم این است باید همچنان به تفکر حضرت روح‌الله مراجعه کرد. متأسفانه داستان همیشگی برقرار است و بنا نیست در زمانی‌که که بیشتر از همیشه نیاز به این حلال‌ا‌لمسائل است از آن چیزی بدانی.»

سعید قاسمی که بیشتر وی را با سخنرانی‌های معروف بازخوانی تفکر حضرت امام می‌شناسند، در این جلسه که تعدادی از طلاب جوان و انقلابی هم بودند، منشور روحانیت را محور اصلی سخنانش قرارداد و از جمعیت اجازه خواست که با بازخوانی این پیام تعدادی از سوالاتی که اینروزها در جمع فعالان فرهنگی و دانشجویان و طلاب هست را جواب دهد.

وی اولین فراز بازخوانی خود را به بیان برکات جنگ از لسان امام پرداخت: «ما انقلابمان را در جنگ به جهانیان صادر کردیم... ما در جنگ به مردمان منطقه نشان دادیم که علیه ابرقدرتها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد... جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت.»

وی در ادامه با ذکر خاطره‌ای از سفر کربلایش به مناسب اربعین سال جاری  گفت: «امروزه حتی عراقی‌هایی که اعضای خانواده‌شان در جنگ با ایران کشته و یا مجروح شده‌اند با آغوش باز از زوار ایرانی استقبال می‌کنند و معترفند که ایرانی‌ها برای حق جنگیدند. سی سال باید بگذرد تا عده‌ای بفهمند که پیروز شدیم. متأسفانه امروز عده‌ای می‌ترسند که این مدل تحلیل از جنگ برایشان مسئله شود. فلسطین که نه غزه چهل کیلومتر طول و سی و پنج کیلومتر عرض و یک میلیون و نیم جمعیت دارد. اسرائیلی‌ها در یک نبرد 22روزه و با تمام امکانات نتوانستند کاری بکنند. چرا نتوانستند؟ این را بپرسید؟ چرا تحلیل می‌کنند و می‌ترسانند و نگرانی ایجاد می‌کنند؟ هدف دارند. مزدوران داخلی به همراه جلادان بچه‌کش خارجی با همدیگر  یک هدف دارند البته در این بین متأسفانه عده‌ای هم ناآگاهانه آب به آسیاب آنها می‌ریزند.»

وی در ادامه باتوجه به تحلیل‌های غلط سیاسی و اقتصادی این روزها فرازهای زیر را از منشور روحانیت خواند:

«من در اینجا از پدران و مادران و خواهران و برادران و همسران شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسما معذرت می‌خواهم... ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان مسلمانمان در تسخیر لانه جاسوسی مشاهده کرده‌ایم... ما باید به سمتی حرکت بکنیم که تمام رگه‌های وابستگی‌مان از چنین دنیای متوحشی را قطع کنیم.»

و ادامه داد: «15خرداد 42 که امام را گرفتند. رابط ساواک می‌گوید تا رسیدن به تهران طمأنینه و آرامش خاصی داشت و حرفی نزد. وقتی به تهران رسیدیم و پالایشگاه نفت را دید، یک‌دفعه گفت: «نفت، نفت و هرچه مصیبت می‌کشیم از این نفت است». از همان موقع می‌دانست که اشکال اساسی این است که مسئولین ما مدیریت پول و دلارهای نفتی می‌کنند. بالاخره یک‌جایی کفگیر ته دیگ می‌خورد و نفت تمام می‌شود. خوب این‌دفعه چه شد. نفت تمام شد؟ نه اما تصمیمشان بر این شد که بخرند ولی پولش را  برنگردانند. از روز اول انقلاب هم امام و هم رهبر معظم انقلاب گفتند از این نفت دست بردارید. متأسفانه امروز عده‌ای فکر می کنند که در شعب [ابی‌طالب] هستیم. تحریم‌ها اثر گذاشته است. خوب بالفرض که اثر گذاشته باشد. این تحلیل غلط در دولت قبل هم اتفاق افتاد و گفتند که در شعب هستیم اما حضرت آقا فرمودند که ما در بدر و خیبریم. الان هم حتی اگر دست گدایی دراز کنی تصمیم گرفتند که نفت شما را نخرند. حتی چین هم می‌گوید پول نداریم. به جای نفت عروسک به شما می‌دهیم. بالاخره باید تصمیم بگیریم. متأسفانه امروز تصمیم نداریم و دنبال تنش‌زدایی و تعامل هستیم و نتیجه‌اش می‌شود عکس‌های تاریخی و تلخ پلمپ تأسیسات هسته‌ای که در طول عمرم مشاهده نکرده بودم.»

این جانباز دفاع مقدس با اشاره به مواضع وقیحانه جان کری و وندی شرمن و انتقاد از مواضع نه چندان محکم و شفاف سیاستمداران دولتی گفت: «چقدر وقیحند این جان کری و وندی شرمن که هنوز هیچی نشده باز گزینه‌ها را روی میز می‌گذارند. بعد هم با عجله همه‌اش را می‌خواهند. هنوز هسته‌ای به نتیجه نرسیده راجع به موشک‌های بالستیک و حمایت ایران از حزب الله و... صحبت می‌کنند. آقایان پروفسور! ما که بی‌سوادیم شما چگونه مذاکره کردید که این‌ها همه‌اش را می‌خواهند؟ چرا جواب دندان شکنی نمی‌دهید؟»

سعید قاسمی که در اکثر دانشگاه‌ها در ایام اصلاحات و فتنه سخنرانی کرده است، با انتقاد از سردرگمی دانشجویان حزب‌اللهی و منسجم نبودن آنها گفت: «بعضی از دانشجویان زنگ می‌زنند که حاجی بیا فلانی آمده و اینجا این حرفها را زده. طوری صحبت می‌کنند که انگار زلزله 8 ریشتری آمده. عزیز من مگر سنگرهای شما شانه تخم مرغ بود که به هم ریخت. چرا هول شدید؟ اینها هیچ حرف جدیدی ندارند. اوج شکوهشان در دوره اصلاحات بود. البته باز هم می‌گویم ما دعا نمی‌کنیم که این عزیزان همان مسیر را بروند. دعا می‌کنیم سریعتر متوجه بشوند و خودشان را متعادل کنند و فکر نکنند که در اثر خطای عده‌ای اگر چندهزار رای بیشتر آوردند باید زود هول شوند و درباره هنر و اقتصاد و ... صحبت کنند و بعد هم عزیز دلم ناراحت شود و بگوید چرا نمی‌آیید دفاع کنید.

این فعال عرصه فرهنگی در پایان به بازخوانی فرازهایی از منشور روحانیت درباره سلمان رشدی و سیاستهای استکباری آمریکا پرداخت و با اشاره به فراز «به آنها که بر این باورند که در سیاست اشتباه کردیم و نباید خامی کنیم و معتقدند که شعارهای تند و جنگ سبب بدنبینی شرق و غرب و نهایت انزوای کشور شده است باید بگویم که مسئله اشتباه ما نیست بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی تمامی مسلمانان است» گفت: «اینها جواب همین روزهاست که از آن آقا پرسیدند چرا در ارتباط با عربستان اینگونه شد؟ گفت: هر دو طرف اشتباهاتی داشتند. چه اشتباهاتی داشتیم؟ چرا این متون را برای شما نمی‌خوانند؟ چرا؟ برای اینکه بتوانند خاطرات به اصطلاح درگوشی‌شان که با امام داشتند را بگویند. فکر می کنند ما مستندات را رها می‌کنیم و عرایض آنها را گوش می‌کنیم.»

در ابتدای این مراسم نرم افزار دلواپسیم با موضوع نقد و بررسی توافقنامه ژنو رونمایی شد. محتوای این نرم افزار که توسط موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان تولید شده است، شامل بیش از 80 عنوان فایل صوتی، تصویری و متنی به همراه چندین اینفوگرافی و جزوه است. از نقطه ویژگیهای این نرم افزار ارائه چندین فایل مستند کوتاه و انیمیشن برای اطلاع بیشتر مخاطبین از آنچه در ژنو اتفاق افتاده است، می‏باشد. 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 بهمن 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

چرا وزیر ارشاد به اختتامیه جشنواره «عمار» نرفت؟

مردم با همه بضاعت مقدس‌شان 4 سال است که یک جشنواره فیلم را به بزرگی «عمار» و به تقدس آرمان‌های انقلاب برپا می‌کنند و چشم امیدشان را به دست و لبخند هیچ مسئول و وزیر و مدیری ندوخته‌اند.

به گزارش دانا، چهارمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار در حالی پایان یافت که چه در مدت تبلیغات و چه در ایام برگزاری آن، وزیر ارشاد دولت یازدهم دست‌اندرکاران این جشنواره مردمی را نه تنها از یک اظهارنظر ساده محروم کرد بلکه افتخار حضور در مراسم افتتاحیه و اختتامیه آن نیز به مردم نداد.
 
بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست، جشنواره فیلم عمار در این چهار دوره برگزاری توانست سلیقه‌ها و استعدادهای متعهد به انقلاب و نظام را گرد هم آورد؛ هنرمندانی که 90 درصد آنها را جوانان تشکیل می‌دهند، مردم را صاحب اصلی آثار خود می‌دانند و از پتانسیل‌های خاموش هر کوی و برزنی استفاده کرده است.
 
این یعنی هنر جهادی؛ هنری که بومی انقلاب اسلامی است. جشنواره عمار را باید زاییده انقلاب اسلامی دانست؛‌ چرا که اگر طی این سیو اندی سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جشنواره یا مسابقه‌ای برپا شد که نام انقلاب و اسلام را یدک بکشد، و حقا و جدا از آرمان‌های انقلاب اسلامی و شهیدان دفاع کند و پیام‌های اسلام ناب را با زبان هنرمندانه به تصویربکشد،‌ جشنواره عمار بوده است.
 
معاندان و غرض‌ورزان هر چه می‌خواهند قضاوت کنند و به این ادعاها هر قدر که می‌خواهند ایراد بگیرند؛ حقیقت جشنواره‌ عمار عیان‌تر از آن است که غبار نفس بغض‌آلودی بخواهد چهره آن را مخدوش کند.
 
انقلاب سال‌هاست که انتظار عمارش را می‌کشد؛ اینجاست که بار دیگر به حقانیت سخنان رهبر فرزانه پی می‌بریم که «فتنه» را نعمت خواند؛ شاید اگر فتنه‌ای در کار نبود چهره عمار رخ نمی‌نمود.
 
جشنواره مردمی فیلم «عمار» کار بزرگی است که در قواره‌ای کوچک آغاز شد، برای همین هم عده‌ای فریب ظاهرش را خوردند،‌ اما چون روح «عمار» به بزرگی انقلاب است، این قواره کوچک رشد خواهد کرد؛ همانگونه که در این 4 سال رشد کرده است و به برکت نیت‌های پاکی که اداره آن را برعهده دارند، بالنده‌تر خواهد شد. 
 
پربیراه نیست که ادعا کنیم جشنواره فیلم عمار را «مردم» برگزار کردند، بدون مصوبه‌های چند صد صفحه‌ای و اعتبارات چند ده میلیونی؛ مردم با همه بضاعت مقدس‌شان 4 سال است که یک جشنواره فیلم را به بزرگی «عمار» و به تقدس آرمان‌های انقلاب برپا می‌کنند و چشم امیدشان را به دست و لبخند هیچ مسئول و وزیر و مدیری ندوخته‌اند الا یک خداقوت «سیدعلی» که عطر امام‌ دارد و سرانگشت هدایتش راه بهشت را نشان‌ می‌دهد.
 
اما اینکه چرا مسئولین رده بالای وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی جای خود را در این جشنواره، پر می‌بینند! موضوعی است که نیازی به تحلیل‌های عجیب و غریب ندارد؛ با یک دو دوتا چهارتای ساده می‌شود فهمید که چرا وزیر محترم ارشاد علاقه‌ای به این جشنواره نشان نداده و به مردمی که اداره یک جشنواره فیلم را برعهده داشته‌اند حتی یک خسته‌ نباشید هم نگفته است.
 
وقتی جناب جنتی بعد از تشریف‌فرمایی در وزارت فرهنگ در نخستین اقدامات شجاعانه و البته فرهنگی خود دستور رفع توقیف ناشر کتاب‌های ممنوعه و خلاف عرف و شرع را صادر می‌‌کند، مهم‌ترین جنجال آغاز دوران وزارتش رفع فیلتر فیس بوک می‌شود که در دوران فتنه 88 نقش رهبری فتنه‌گران را برعهده داشت و آزادی نغمه‌های زنان آوازه‌خوان به دغدغه مهم زهنی جناب وزیر تبدیل می‌شود، پس ده‌ها کار مهم و دغدغه ارزشمند اینچنینی دیگر نیز وجود دارد که قطعا برای جناب جنتی مهم‌تر از جشنواره فیلم عمار است؛ برای همین هم جناب وزیر ترجیح می‌دهد برگزاری آن را به اهلش واگذارد و به دغدغه‌های مهمش بپردازد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

فرزند بیشتر آینده بهتر

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصاویر،     | نظرات()

مرگ بر آمریكا، یک شعار نیست؛ یک عقیده است...



مرگ بر آمریكا سند هویت  و ابتكار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریكا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.

مرگ بر آمریكا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را می‌پرستیم و از او یاری می‌جوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم می‌زنیم.

مرگ بر آمریكا یعنی رب عالم، پروراننده‌ی عالم است و دست مستكبرین تا آن‌جا توان دارد، كه حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنكشی را بهر امتحان خویش به آن‌ها بدهد.

مرگ بر آمریكا یعنی ركوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم می‌جنگد.

مرگ بر آمریكا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی  همه‌ی هویت ما كه اگر نفی آن نمی‌كردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمی‌تابید.

مرگ بر آمریكا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است كه با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است. مرگ بر آمریكا ندای طبیعت زنده و  عالم هستی است . عالمی كه می‌خواهد آینه‌ی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازه‌ی آزاد شدن ظرفیت‌ها و عظمت‌های آن را نمی‌دهند و بالاخره مرگ بر آمریكا یعنی حیات و سرزندگی بشری كه فقط حضرت الله را در واسطه‌های فیضش در زمین می‌طلبد.


رهبری عزیز درباره‌ی مرگ بر آمریكا می‌فرمایند:

مرگ برامریكا را كسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یكایك مردم بر آمد كه مرگ بر آمریكا. حال عده‌ای در گوشه و كنار پیدا می‌شوند و مورد سؤال قرار می‌دهند كه چرا؟ چرا شما این چرا را به جایگاه خودش به كار نمی‌برید؟ چرا نمی‌پرسید كه چرا رژیم آمریكا با ملت ایران به جرم اینكه خواسته است مستقل باشد این همه كینه‌ورزی و دشمنی‌كرد و باز هم می‌كند؟
 (۱۳۷۳/۰۸/۱۱ در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان)

شعار مرگ بر آمریكا مانند شعار بقیه‌ی انقلاب‌ها نبود كه صرفاً برای بسیج اجتماعی اعلام شود و بعد از انقلاب راه خویش در پیش گیرد. آن‌گاه كه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد رژیم پهلوی كه یكی از عمال استكبار بود سقوط كرد و در 13 آبان انقلاب دوم به وقوع پیوست و دست اجانب ازجمهوری اسلامی كوتاه شد.

و مرگ بر آمریكا نه تنها رنگ نباخت بلكه در بسترهای مختلف انقلاب رساتر فریاد زده شد؛ و امروز كه عده‌ای با مصادره‌ی حضرت امام سعی دارند شعار مرگ بر آمریكا را از آن‌ها بگیرند آن‌ها با باوری انقلابی‌تر از سال 57  مرگ بر آمریكا را فریاد می‌زنند. این فریاد‌ها از آن جهت است كه ملت ایران می‌داند تشیع تا قیام قیامت زنده است. لذا برای فراگیر ساختن نور ولایت در عالم از بذل جانش ابایی ندارد.

همان طوركه حضرت امام فرمودند:
ما تا آخر ایستاده‌ایم و با آمریكا روابط ایجاد نخواهیم كرد مگر این‌كه آدم شود و دست از ظلم كردن بردارد.
(صحیفه‌ی نور ج19 ص 74 در جمع وزیر امور خارجه، سفرا و كارداران جمهوری اسلامی در اروپا 6/8/1363)

این انقلاب  با  ایمان و تلاش وافر جوانانش اجازه نخواهد داد كه شعارهای انقلاب كمرنگ شود و پای نامحرمان  به این مملكت باز شود.

انقلاب ها به ضد خود تبدیل می‌شوند چون شعارهایشان قراردادی است لكن شعار مرگ بر آمریكا در ناموس هستی جای دارد. لذا این شعار تا قلب جنبش وال استریت و مخالفان نظام سرمایه‌داری در اروپا پیش رفته است و این یعنی مرگ بر آمریكا باور آزادگان جهان برای فروریختن نظام شیطانی دنیای مدرن و پست مدرن در سرتاسر عالم است.

همان‌طور كه حضرت علی‌علیه‌السلام بعد از حاكمیت، انقلابی‌ترند و ایشان در سه جبهه برای گسترش عدالت شمشیر می‌زنند و این انقلابی‌گری كار را به كربلا می‌كشاند و سپس انوار غدیر در شاگردان امام باقرعلیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام ظاهر می‌شود و سپس خباثت‌های عباسیان با روش اهل‌البیت علیهم‌السلام بر ملا می‌شود  و همچنان این سیر ادامه می‌یابد تا به انقلاب اسلامی می‌رسد؛ در این انقلاب عزیز، این شور توحیدی با روحیه جهادی و صبر و توكل تا ظهور حضرت حجت علیه‌السلام هرگز از زایندگی نمی‌ایستد تا به بركت مرگ بر امریكا تمدنی به وسعت آسمان بر ویرانه‌های دنیای اومانیستی بنا كند.

آن‌ها كه مرعوب و مجذوب به خانه‌ی سست و عنكبوتی دنیای مدرن نگاه می‌كنند و خوی شیطانی مستكبران را در مذاكرات هسته‌ای  نمی‌بینند  و این گردنكشی‌ها را نه ناشی از ضعف آن‌ها كه نشأت گرفته از قدرت آن‌ها می‌دانند بدانند مصداق این آیه‌ی ‌الهی شده‌اند:
...والذین كفرو اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من‌النور الی الظلمات اولئك اصحاب‌النار هم فیها خالدون (آیه‌ی 257 سوره‌ی بقره)

آری چه بد سرپرستانی برای خویش اختیار كرده‌اند!

 

Down with USA is not just a slogan, it is a belief

own with USA is the evidence of identity, initiative & glory of Islamic republic of Iran. When our policy is our religiosity, “Down with USA” is our religiosity and it is a symbol of worship Allah. “Down with USA“means that we just worship Allah and we just rely for help on him and we say NO to tyrants. “Down with USA“means Allah is the real lord of world and the power of arrogant depend on power of Allah and this opportunity is just for testing them. “Down with USA“ means the bow and prostrate of our al-Salat, means our al-Tavaf and al-Ramy. Means all the universe are still alive and they fight with filthy person. “Down with USA“ means down with the symbol of tyrants and Satan, means all our identity  that if we do not negate it, the sun of al-welayah would not glow our heart. “Down with USA“ is the sample of freedom in current time that born when bad person born. “Down with USA“ is call of whole the world. The world that want to be the best worshiper for Allah and finally “Down with USA“ is life of Mankind.

“Down with USA has NOT been learned to Iranian people. It is came up by their heart. Some people say that why  their would be sth like that. Why do not you ask this question at a right place? Why do not you ask US regime about cruel behavior against iran just because iran want to be independent.”

The supreme leader ayatollah sayyed ali khamenei

“Down with USA” is not like other revolutions’ slogans just in order to mobilize people. When Islamic revolution occurred, the Pahlavi regime, one the most important tyrant element in the region, collapsed and the second revolution took place at November 4th when all of the foreign staffs fired from the country.

This slogan has never been weakened through all these years but also has been shouted louder every year. These days some people are trying to forge ayatollah Khomeini’s memoirs to take “Down with USA” from people. But Iranian people still shout this slogan louder than any time in the Islamic republic of Iran’s history. 

As ayatollah Khomeini declared:

We stand until the end and we won’t start our relationship with USA until they stop cruelty and tyranny.

Our revolution, with its hard working and faithful young people won’t let this slogan moves into obscurity, and they won’t let that the sworn enemy take a step in their country. This slogan has moved deeply in the Wall Street protests and all of the capitalism oppositions. “Down with USA” will make all the oppositions in the whole world the belief to destroy this Satanist regime.

Just like Imam Ali who was always a revolutionary leader, a person who fought for justice, whose sons and grandsons followed his way to reveal Abbasid dynasty’s vices. Today Iranian use “Down with USA” to act like their Imams, to prepare the world for their holy savior and create a global prosperous Islamic civilization. 

Those who are attracted by the shaky and spider like house of modern world, those who don’t see Satanist habit in nuclear negotiations, those who think American injustice is due to their power not their weakness, have definitely forgotten this verse of the holy Quran : 

Those who choose tyrants as their protector will move from light to darkness, they would live in hell forever

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 آبان 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دشمنان اسلام چرا از مذاکرات خشنود هستند


1- اگرچه آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان تاکید کرده است مذاکرات ژنو محرمانه است!- که به آن خواهیم پرداخت- ولی ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف و اظهارنظر مقامات رسمی کشورهای طرف مذاکره که بعد از پایان دور دوم مذاکرات در بیانیه‌ها و یا کنفرانس‌های خبری مطرح شده و حجم انبوهی از اخبار مربوط به مذاکرات ژنو را به خود اختصاص داده است، حکایت از آن دارد که در مقابل امتیازهایی که داده‌ایم و یا قول داده‌ایم و قرار است بدهیم، هیچ امتیازی نگرفته‌ایم. این واقعیت تلخ واضح‌تر از آن است که «محرمانه» بماند! به بیان دیگر، ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف نشان می‌دهد در جریان مذاکرات ژنو، امتیازات برجسته‌ای که برای آنها غیرمنتظره بوده است، دریافت کرده و یا قول دریافت آن را گرفته‌اند. از سوی دیگر، مقامات رسمی کشورهای 5+1 با صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ امتیازی به جمهوری اسلامی ایران نداده‌اند و تاکید کرده و می‌کنند که ایران اسلامی ابتدا، بایستی «اعتماد» آنها را جلب کند و گام‌های عملی و موثری در این زمینه بردارد و سپس درباره امتیازاتی که قرار است به ایران داده شود، مذاکراتی صورت پذیرد! بنابراین آنچه با جرات درباره مذاکرات ژنو می‌توان گفت این است که حریف امتیاز- و یا قول امتیاز- گرفته و در مقابل هیچ امتیازی نداده است. اگر اینگونه باشد- که شواهد از آن حکایت می‌کنند- با پوزش باید پرسید؛ غیر از امتیازاتی که احتمالا به حریف داده و یا قول آن را داده‌ایم، چه نکته و بخش درخور توجه دیگری هست که باید محرمانه بماند؟!
2- به این اظهارنظرها که مقامات رسمی کشورهای گروه 5+1 بر آن تاکید ورزیده‌اند توجه کنید.
- خانم «وندی شرمن» رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکا بعد از پایان مذاکرات در پاسخ به سؤال خبرنگار CNN که پرسیده بود؛ آیا هیئت ایرانی در این مذاکرات دستاوردی داشته است؟ می‌گوید؛ «آنها باید خودشان به این سؤال پاسخ بدهند. آنها معتقدند که در این مذاکرات دستاوردهایی داشته‌اند» و سپس تاکید می‌کند؛ «تا وقتی ایران، اقداماتی را که ما می‌خواهیم انجام ندهد هیچ تعدیلی در تحریم‌ها ایجاد نخواهد شد. هنوز اتفاقی نیفتاده که بخواهد تحریم‌ها تعدیل شود. زمان بسیار طولانی خواهد بود. اختلافات زیادی هست و هیچ توافق فوری در میان نیست».
شرمن در همان مصاحبه می‌گوید؛ «با صراحت کامل موضع خود را بیان کرده‌ایم، ایران باید به همه تعهدات و مسئولیت‌های خود بر اساس NPT و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند».
- ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس می‌گوید؛ باید گام اول را ایران بردارد و اعتمادسازی کند، ما به گام ایران پاسخ خواهیم داد.
- یک مقام رسمی و عالی‌رتبه آمریکایی- که نخواسته نامش فاش شود و حدس زده می‌شود که همان خانم شرمن باشد- به خبرنگاران گفته است؛ سیاست ایالات متحده آمریکا این است که فشار اقتصادی بر ایران را در طول دوران مذاکرات حفظ کند.
- سخنگوی کاخ سفید تاکید می‌کند، طرح ارائه شده از سوی ایران در ژنو، به لحاظ جدیت و عمل‌گرایی بی‌سابقه بود.
- وزیر خارجه فرانسه می‌گوید؛ پاریس با نگاهی محتاطانه پذیرای رویکرد دیپلماتیک جدید ایران است.
- جی کارنی می‌گوید؛ من در این مدت هرگز شاهد چنین مذاکرات فشرده، مفصل، مستقیم و صریحی با هیئت ایرانی نبوده‌ام.
- وزیر خارجه آلمان تصریح می‌کند؛ مذاکرات ژنو امید ما را برای رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک با ایران تقویت کرده است.
- کاترین اشتون، مذاکرات ژنو را مفصل‌ترین و پرمحتواترین مذاکرات برگزار شده بین دو طرف معرفی می‌کند.
... و ده‌ها نمونه مشابه دیگر که در گزارش خبری امروز کیهان آمده است و تکرار آن به درازا می‌کشد و ضرورتی ندارد.
3- از مجموع اظهارنظر مقامات رسمی حریف می‌توان نتیجه گرفت که؛
- تمامی اعضای گروه 5+1 و مقامات عالی‌رتبه کشورهای متبوعشان از نتیجه مذاکرات خشنود هستند و طرح ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران را، «بی‌سابقه»، «امیدوارکننده»، «جدی» و در صورتی که عملیاتی شود، تامین کننده خواست و نظرات خود می‌دانند.
- اعضای گروه حریف تاکید می‌کنند که هیچ امتیازی به ایران نداده‌اند.
- نمایندگان و مقامات بلندپایه کشورهای عضو 5+1 تصریح دارند که جمهوری اسلامی ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود- که قطعنامه‌های باج‌خواهانه شورای امنیت سازمان ملل نیز بخشی از آن است- عمل کند.
- مقامات آمریکایی و اروپایی و مخصوصا اوباما به عنوان بالاترین مقام رسمی آمریکا، رویکرد جدید ایران را که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در ژنو نمایندگی کرده است، ناشی از فشار تحریم‌ها ارزیابی می‌کنند و...
اکنون و با توجه به موارد فوق جای این سؤال است که غیر از «نرمش نقد» و دادن امتیاز- یا قول امتیاز- به حریف، چه دستاوردی داشته‌ایم؟! حریف حتی «وعده نسیه» هم نداده است و اقدام متقابل را به تامین کامل نظرات و خواسته‌های خود مشروط کرده است!
4- در این میان، تاکید بر محرمانه بودن مذاکرات ژنو! تعجب‌آور است؛ چرا که؛
اولا؛ مذاکرات با حضور نمایندگان گروه 5+1 و هیئت‌های همراه آنان صورت پذیرفته که هیچیک از آنها نمی‌توانند محرم اسرار جمهوری اسلامی ایران باشند و تنها در یک حالت، به تعهد خویش پای‌بند خواهند بود که محرمانه ماندن مذاکرات را به نفع خود ارزیابی کنند. یعنی به زیان ایران اسلامی.
ثانیا؛ اعضای 5+1 و رسانه‌های نزدیک به آنها در مصاحبه‌ها و گزارش‌های خود تقریبا هیچ نکته محرمانه‌ای را باقی نگذاشته‌اند و روند مذاکرات را- اگرچه به صورت احتمالا ناقص و با حذف یا تحریف برخی موارد- انتشار داده‌اند. به عنوان مثال؛
سایت دبکا فایل وابسته به سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، گزارشی با 7 محور را به عنوان پیشنهاد ایران- گام اول- منتشر کرده است، وبسایت «المانیتور» طی گزارشی از سوی خانم «باربارا اسلاوین» نیز گزارش تقریبا مشابهی را روی خروجی خود گذارده است، روزنامه نیویورک‌تایمز در شماره دیروز خود طی مقاله‌ مبسوطی به قلم «مارک رندلر»، متن پیشنهاد ایران به 5+1 را انتشار داده است و....
ثالثا؛ اعلام محرمانه بودن مذاکرات از یکسو دست طرف مقابل را که دشمن تابلودار اسلام و مردم ایران است برای انتشار خبر به گونه‌ای که مطلوب خود باشد، باز می‌گذارد و به آنها اجازه می‌دهد افکار عمومی را مطابق خواست و نظر 5+1 مدیریت کنند و از سوی دیگر، دست رسانه‌های خودی را برای بیان واقعیات و مقابله با عملیات روانی حریف می‌بندد و این مصداق همان گلایه سعدی در گلستان است که «سگ‌ها را گشاده‌اند و سنگ‌ها را بسته»!
رابعا؛ خودداری از اعلام آنچه در مذاکرات گذشته است، به این تلقی - و شاید توهم- در افکار عمومی داخل کشور دامن می‌زند که اگر مذاکرات آنگونه که آقای ظریف در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده است «با استحکام» صورت پذیرفته چرا باید محرمانه باشد؟! به بیان دیگر، تیم محترم هسته‌ای کشورمان با اعلام محرمانه بودن مذاکرات، این تردید را در افکار عمومی پدید می‌آورد که مبادا، امتیازات «نابه‌جایی» به حریف داده‌اند که از اعلام آن بیم دارند؟!
گفتنی است که وزارت خارجه آمریکا بعد از پایان مذاکرات ژنو با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، «هیچ اقدامی که نگرانی اسرائیل را در پی داشته باشد، انجام نخواهیم داد»! و مسئولان ارشد مذاکره‌کننده آمریکا، از جمله، ویلیام برنز- در گذشته- و خانم وندی شرمن- مسئول ارشد کنونی- بلافاصله بعد از مذاکرات به تل‌آویو رفته و رسما اعلام کرده بودند که هدف از سفر آنها، ارائه گزارش نشست 5+1 با ایران به مقامات رژیم صهیونیستی است.
5- و اما، با توجه به مسائلی که در چالش 10 ساله هسته‌ای کشورمان با طرف مقابل در میان بوده است، و نیز با استناد به اظهارات رسمی حریف، محتوای مذاکرات ژنو چندان دور از دسترس نیست که پرداختن به آن در این وجیزه به درازا می‌کشد و تنها به این نکته اشاره می‌کنیم که؛ هرچند به نظر می‌رسد انگیزه مسئولان محترم دولت از نرمش در مذاکرات، بهره‌گیری تاکتیکی برای پیشبرد اهداف فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اسلامی بوده است ولی این «تغییر لحن» از نگاه حریف به «تغییر استراتژی» ترجمه شده است به عنوان مثال، مقامات رسمی آمریکا تاکنون با صراحت ایران را به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای متهم نکرده بودند و با توجه به داده‌های- هرچند مغرضانه- بازرسان آژانس، از تعبیر «احتمال تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای» استفاده می‌کردند، ولی اوباما در نطق اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل برای اولین بار ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای متهم کرد! و یا اینکه، گرایش جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا- اشاره به مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما- را ناشی از فشار تحریم‌ها دانست و تعجب‌آور آن که رئیس جمهور محترم کشورمان نیز با اشاره به اینکه «خزانه کشور خالی است»! آنهم در حالی که تیم هسته‌ای عازم ژنو بود، به گونه‌ای ناخواسته ادعای اوباما را تایید کرد! و... و بالاخره باید به این نکته توجه داشت که در دنیای امروز، سهم هر کشوری را- بخوانید حق هر کشوری را- متناسب با اقتدارش می‌دهند و نه نرمش نابه‌جا در سر میز مذاکره. بدیهی است در این یادداشت، بخشی از روند مذاکرات به تناسب موضوع دنبال شده است و صد البته باید گفت در پی نادیده گرفتن تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره‌کننده کشورمان و نقاط مثبت آن نبوده و نیستیم.

حسین شریعتمداری

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 مهر 1392    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()
Reba.ir